نبردهای صحنه عملیات غرب
بخش سی و چهارم: عمليات آفندي بازي دراز(مرحله یکم) مقدمه نظر به اينكه حساسترين منطقه نبرد در صحنه عمليات غرب (استان کرمانشاه و ايلام) منطقه سرپلذهاب، قصرشيرين بود، بعد از تثبيت وضعيت پدافندي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در تمام صحنههاي جنگ و آغاز تعرض متقابل نيروهاي ايران، براي عقب راندن نيروهاي متجاوز عراق از مناطق اشغال شده سرزمين ايران، تقدم عمليات آفندي نيروهاي مستقر در جبهه مياني صحنه عمليات، به منطقه نبرد سرپلذهاب و گیلانغرب داده شد. یگانهای وارد عمل شده در جبهه مياني تلاش كردند؛ نيروهاي دشمن را از اين منطقه عقب برانند. براي اين منظور از ده مرحله عمليات آفندي كه لشكر 81 زرهي در دوسال اول جنگ در جبهه کرمانشاه و ايلام اجرا كرد، هفت مرحله آن در منطقه سرپلذهاب و گیلانغرب بود. از جمله اين عمليات آفندي؛ عملياتي بود كه براي آزاد كردن ارتفاعات بازي دراز واقع در بين محور گیلانغرب، قصرشيرين و محور سرپلذهاب، قصرشيرين اجرا گرديد.

اهميت تاكتيكي ارتفاعات بازي دراز در آن بود كه اين ارتفاعات بر محورهاي گیلانغرب و سرپل‌ذهاب و هم‌چنين در غرب منطقه نبرد تا حوالي شهر خانقين عراق تسلط كامل داشت و در دست داشتن آن، امتيازات تاكتيكي زيادي براي نيروي اشغال كننده ايجاد مي‌كرد. به همين جهت، نيروهاي متجاوز عراق در آغاز جنگ تلاش كردند؛ اين ارتفاعات را تصرف و آن را نگه دارند. نظر به اين‌كه در آغاز جنگ برتري نسبي كاملاً از آن نيروهاي دشمن بود، نيروهاي ما نتوانستند آنان را از ارتفاعات بازي دراز عقب برانند. حتي در عمليات آفندي تنگ‌حاجيان و چغالوند نيز نيروهاي ما موفق به اجراي اين امر نشدند. در نتيجه در طول شش ماهه دوم سال 1359 ارتفاعات بازي دراز هم‌چنان در اشغال دشمن باقي ماند.

از اوايل سال 1360 نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران تصميم گرفتند؛ اقدامات جدي‌تري براي عقب راندن نيروهاي متجاوز و اشغال‌گر عراق انجام دهند. براي حصول به اين هدف، طرح‌ريزي و آمادگي جهت اجراي عمليات آفندي نسبتاً وسيع در تمام صحنه‌هاي نبرد جنوب و غرب آغاز شد. لازم به تذكر است كه عوامل اصلي تغييردهنده جهت جنگ عبارت بودند از:

 (1) بعد از سپري شدن مراحل اوليه جنگ و روشن‌تر شدن حقايق موجود در باره توان رزمي نيروهاي ايران و عراق، مسئولين سياسي و نظامي ايران با تلاش چشم‌گيري بسيج نيروهاي بيشتر به‌ويژه نيروهاي مردمي را دنبال كردند. به نحوي‌كه در آغاز سال 1360 و شش ماه بعداز شروع جنگ، گردان‌هاي نيمه‌منظم سپاه پاسداران و بسيج تشكيل و در میدان‌هاي نبرد وارد پيكار گرديدند. یگان‌های ارتشي نيز با تعمير و نگهداري وسايل و تجهيزات باقيمانده در پادگان‌ها، برقراري مجدد انضباط و آموزش و تشكل در یگان‌ها و افزايش قدرت فرماندهي و كنترل، بر توانايي رزمي خود افزودند.

(2) افراد نيروهاي متجاوز عراق، بعد از گذشت شش ماه از طول جنگ، خسته و فرسوده شدند و نتايج حاصله از جنگ را بر خلاف وعده‌هاي فريبنده رهبران خود ديدند و به تدريج روحيه و توان خود را از دست دادند.

با توجه به دو عامل اصلي ياد شده در تغيير جهت جنگ، فرماندهان یگان‌های نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، زمان را براي اجراي عمليات آفندي نيمه‌گسترده مناسب ديدند و اقدامات عملي را آغاز كردند كه در صحنه عمليات جنوب، اولين عمليات آفندي نيمه گسترده براي حمله در تپه‌هاي الله‌اكبر واقع در شمال سوسنگرد طرح‌ريزي شد كه در اواخر ارديبهشت‌ماه سال 1360 اجرا گرديد. هم‌زمان با طرح‌ريزي و آمادگي آن عمليات، در صحنه عمليات غرب نيز عمليات آفندي بازي دراز طرح‌ريزي شد كه در اوايل ارديبهشت همان سال به مرحله اجرا درآمد كه ما در اين قسمت از بررسي حوادث جنگ تحميلي به چگونگي آن عمليات مي‌پردازيم.

مرحله طرح‌ريزي

در بررسي حوادث جنگ در صحنه عمليات غرب گفتيم كه طرح كلي عقب راندن تدريجي نيروهاي متجاوز عراق از منطقه اشغالي در سرزمين ايران، در اواخر آبان‌ماه 1359 تهيه و به نام طرح عملياتي بدر نيروي زميني منتشر گرديد. لشكر 81 زرهي بر مبناي آن طرح نيروي زميني، طرح عملياتي امين شماره (56) را تهيه و در آذرماه 1359 منتشر كرد. در اين طرح كه اساس تدبير عمليات آفندي لشكر 81 زرهي را مشخص مي‌كرد، مأموريت كلي لشكر اين بود كه ضمن سد كردن پيشروي دشمن، در همان خط تماس اوليه با عمليات آفندي محدود ولي مداوم، دشمن را به خارج از خط مرز عقب براند. لشكر براي حصول به اين هدف، تلاش اصلي خود را در منطقه سرپل‌ذهاب و گیلانغرب به‌كار گرفت. در سال 1359 تعداد چهار عمليات آفندي محدود در اين قسمت از منطقه مسئوليت خود اجرا كرد. اما نتايج آن عمليات‌ها آن‌چنان نبود كه در وضعيت كلي منطقه نبرد سرپل‌ذهاب، گیلانغرب تغييرات محسوسي ايجاد كند. در حالي كه براي تثبيت قطعي پدافند اين منطقه نبرد لازم بود؛ لشكر 81 زرهي و ساير یگان‌های همراه آن لشكر يك حمله گسترده‌تري اجرا نمايند و حداقل نيروهاي دشمن را از مناطق تهديدكننده شهرهاي سرپل‌ذهاب و گیلانغرب دور سازند. براي اين منظور ارتفاعات بازي دراز مناسب‌ترين هدف مي‌توانست باشد. زيرا اين ارتفاعات بين منطقه گیلانغرب و سرپل‌ذهاب قرار دارند و عقب راندن نيروهاي دشمن از آن ارتفاعات، سبب تقويت تأمين هر دو منطقه گيلانغرب و سرپل‌ذهاب مي‌گرديد.

 به اصطلاح زبان فارسي، با يك تير دو نشان زده می‌شد. به همين دليل لشكر 81 زرهي و سپاه پاسداران همر‌زم آن لشكر، اين ارتفاعات را به‌عنوان اولين هدف حملات نيمه‌گسترده نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در صحنه عمليات غرب انتخاب كردند. ضمناً يادآوري اين نكته نيز لازم است كه در صورت موفقيت قاطع و يا تدريجي نيروهاي ما در عمليات اين منطقه نبرد، شهر قصرشيرين كه مهم‌ترين نقطه راهبردی صحنه عمليات غرب بود، آزاد می‌شد. برعكس، شهر خانقين عراق كه در مقابل قصرشيرين قرار گرفته، مورد تهديد جدي نيروهاي ما واقع مي‌گرديد.

بر مبناي برآوردهاي كلي كه قسمتي از آن بيان شد، ارتفاعات بازي دراز به‌عنوان اولين هدف حمله نيمه‌گسترده نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در منطقه نبرد کرمانشاه انتخاب گرديد. مرحله طرح‌ريزي و آمادگي براي اين عمليات از اوايل سال 1360 آغاز شد كه نتيجه آن تهيه طرح عملياتي به نام محسن، به‌وسيله تیپ3لشكر 81 زرهي بود كه در اواخر فروردين‌ماه، مراحل نهايي برآورد وضعيت‌ها و هماهنگي‌ها بين یگان‌های ارتش و سپاه پاسداران را گذراند و در 29 فروردين‌ماه طرح هماهنگ شده منتشر گرديد. خلاصه مفاد اين طرح به شرح زير بود :

یگان­هاي شركت كننده در عمليات مورد نظر در اين طرح عبارت بودند از:

  • قرارگاه تیپ3لشكر 81 زرهي.
  • گردان‌هاي 123 و 184 مكانيزه،گردان‌هاي 211 و 215 تانك و يك گروهان تانك چيفتن، گردان 265 سوار زرهي، گردان‌هاي پياده جديدالتأسيس نور و اميد از عناصر لشكر 81 زرهي زير امر قرارگاه تیپ3زرهي آن لشكر.
  • يك گروهان از گردان 146 تيپ 55 پياده هوابرد.
  • گردان 9 سپاه پاسداران انقلاب اسلامي.
  • يك گروهان تكاور داوطلب به نام مالك اشتر.
  • يك واحد ضربت به نام كلهر متشكل از بسيج عشاير منطقه کرمانشاه.
  • عناصر ژاندارمري منطقه نبرد سرپل‌ذهاب.
  • يك تيم از نيروهاي ويژه تيپ 23 هوابرد.
  • يك تيم هوانيروز.
  • يك گردان توپخانه 155 ميليمتري از توپخانه لشكر 81 زرهي و پنج آتشبار توپخانه سنگين 130  و 175 ميليمتري از عناصر گروه 44 توپخانه.
  • ساير یگان‌های پشتيباني رزمي و پشتيباني خدمات رزمي طبق روش جاري سازمان رزمي لشكر 81 زرهي. 

با توجه به یگان‌های ياد شده در بالا براي اجراي عمليات آفندي بازي دراز، یگاني به استعداد رزمي حدود 9 گردان رزمي ( پياده- مكانيزه- تانك- سوار زرهي- سپاه پاسداران و بسيج مردمي) سازمان‌دهي شده بود. ضمن اين‌كه تیپ3پياده لشكر 77 پياده نيز با چهار گردان رزمي در جنوب اين منطقه نبرد و در محور گیلانغرب، قصرشيرين پدافند مي‌كرد. اما قبل از شرح ساير مطالب، يادآوري اين نكته ضروري است كه تقريباً تمام عناصري كه زير امر قرارگاه تیپ3لشكر 81 زرهي قرار داشتند، در منطقه مسئوليت پدافندي اين تيپ از آبادي‌هاي كلينه، سيد صادق در شمال شهر سرپل‌ذهاب تا ارتفاعات قراويز و روستاهاي داربلوط و ریخک در غرب و شرق ارتفاعات بازي دراز تا مقابل تنگ‌كورك در طول قوسي به طول تقريبي 25 كيلومتر مواضع پدافندي اشغال و از منطقه مربوطه پدافند مي‌كردند.

تیپ3زرهي، فقط يك گردان تانك (منها) را به صورت احتياط در اختيار داشت كه گردان 211 تانك بود و از آن گردان نيز فقط شكل ظاهري سازمان آن باقيمانده بود. بنابراين مأموريت اوليه آن قسمت از عناصر سازماني لشكر 81 زرهي كه زير امر قرارگاه تیپ3زرهي بودند، پدافند از منطقه مسئوليت اين تيپ در منطقه سرپل‌ذهاب بود. همان‌گونه كه بارها يادآور شديم؛ تقدم مأموريت یگان‌های نيروهاي زميني جمهوري اسلامي ايران نگهداري مواضع پدافندي موجود و مانع شدن از پيشروي بيشتر نيروهاي متجاوز عراق بود. هيچ فرماندهي نمي‌توانست با اقدام به حمله، اين مأموريت اصلي پدافندي را با خطر غير قابل قبول مواجه سازد. بنابراين فرمانده تیپ3لشكر 81 زرهي نيز مجبور بود؛ با استفاده از حداكثر توانايي تيپ، مأموريت پدافندي را هم‌چنان اجرا كند، ضمن اين‌كه یگان‌های مناسبي را نيز براي اجراي حمله مورد نظر آماده سازد. به همين جهت در بررسي اسناد و مدارك اين عمليات چنين به ‌نظر مي‌رسد كه از عناصر سازماني لشكر 81 زرهي كه زير امر قرارگاه تیپ3زرهي بودند، فقط گردان 143 مكانيزه و یگان‌های كوچكي از گردان‌هاي ديگر رزمي شركت داشتند و بار سنگين مأموريت به‌عهده سپاه پاسداران و نيروهاي بسيج مردمي و یگان هوابرد و تكاور بود.

نظر به اين‌كه مأموريت آفندي با پدافندي توأم بود، فرمانده تيپ با هماهنگي سپاه پاسداران و ساير فرماندهان نيروهاي رزمنده، جمع كل نيروهاي موجود در منطقه نبرد در زمان اجراي حمله را به دو قسمت كلي تقسيم كرد. يك قسمت را براي حمله و قسمت ديگر را براي پدافند اختصاص داد.

عناصري كه براي آفند تعيين شدند عبارت بودند: از گردان 9 سپاه پاسداران، گردان 143 مكانيزه، گروهان پياده هوابرد و گردان پياده جديدالتأسيس اميد، ساير یگان‌های زير امر قرارگاه تيپ، اعم از یگان ارتشي و بسيج عشايري و تكاوران، در تقدم يك، مأموريت پدافندي عهده‌دار شدند.

گفتيم كه خط پدافندي تیپ3زرهي قوسي شكل و به طول تقريبي 25 كيلومتر بود. بنابراين، عملاً عناصر تيپ در سه جهت شمالي، غربي و جنوبي پدافند مي‌كردند. ارتفاعات بازي دراز در مقابل جبهه جنوبي اين تيپ قرار داشت. نظر به اين‌كه هدف اصلي عمليات آفندي، آزاد كردن ارتفاعات بازي دراز بود، بنابراين حمله اصلي تيپ در قسمت جنوبي منطقه نبرد اجرا می‌شد. اما تيپ مجبور بود براي كم كردن امكانات دشمن در اين منطقه در جناح غربي و شمالي نيز تلاش‌هاي فرعي اجرا كند. ضمناً اين احتمال قوي وجود داشت كه پاتك‌هاي دشمن براي خنثي كردن حمله تیپ3زرهي از جناح شمالي يا غربي اجرا گردد.

بنابراين لازم بود؛ تيپ و همر‌زمان او در جناح غربي و شمالي با قدرت كافي آماده هرگونه عملياتي باشند. براي اين منظور، فرمانده تیپ3زرهي با هماهنگي فرماندهان ساير عناصر رزمنده، نيروهاي عمل‌كننده در اين منطقه نبرد را به نحوي سازمان داد كه حتي‌المقدور ضمن موفقيت در اجراي حمله، هيچ‌گونه خطري متوجه خط پدافندي تيپ نگردد. براي اين كار، گردان 9 سپاه پاسداران مأموريت تلاش اصلي را بر عهده گرفت و گردان 143 مكانيزه و گردان پياده اميد تیپ3زرهي و گروهان هوابرد قسمتي ديگر از تلاش حمله را عهده‌دار شدند و ساير عناصر براي پدافند اختصاص يافتند.

عناصر حمله‌ور، در چهار گروه رزمي سازمان داده شدند. يك گروه رزمي به نام اژدر، شامل گروهان هوابرد و يك گروهان پياده بدون ادغام با سپاه، يك گروه رزمي به نام ببر فقط عناصر سپاه كه حدود 330 نفر بودند، گروه رزمي سوم و چهارم به نام‌هاي پلنگ و شير تركيبي از عناصر سپاه و ارتشي بود.

هدف‌هاي اصلي كه براي حمله مورد نظر در ارتفاعات بازي دراز در نظر گرفته شد، عبارت بودند از: تپه‌هاي 1020 ، 1050 و 1100 و 1150 كه بلندترين قله‌هاي اين ارتفاعات بودند. طول اين منطقه هدف‌ها، حدود هشت كيلومتر بود. ضمن اين‌كه عرض اين منطقه هدف كه بايستي از وجود دشمن پاك‌سازي مي‌گرديد، حدود چهار كيلومتر بود. بنابراين وسعت منطقه نبرد مورد نظر، حدود 30 كيلومتر مربع در يك منطقه كوهستاني صعب‌العبور بود. تدبير فرماندهي براي اجراي اين حمله چنين بود كه چهار گروه رزمي حمله‌ور را با آرايش خط زنجير وارد عمل سازد و نيروهاي دشمن را در تمام منطقه هدف درگیر نمايد تا حتي‌المقدور هم‌زمان، هدف‌هاي پيش‌بيني شده تصرف و تأمين گردند. براي اين منظور چنين پيش‌بيني شد كه گروهان هوابرد با يك گروهان پياده به نام گروه رزمي اژدر، به شمال غربي حمله كند و تپه 1100 را در شمال غربي تپه 11510 تصرف و تأمين نمايد. یگان سپاه پاسداران به نام گروه رزمي ببر، به فرماندهي برادر حاجي بابا در جنوب‌شرقي تپه 1150 به تپه 1100 جنوبي حمله كند و بعد از تصرف آن پيشروي را تا آزادسازي تپه 1150 به سمت شمال‌غرب ادامه دهد.

گروه رزمي سوم به نام پلنگ، متشكل از دو گروهان ارتشي و دو گروهان سپاهي با پشتيباني سه دستگاه تانك، ابتدا به سمت تپه 1050 پيشروي كند و بعد از اجراي اين مأموريت به سمت شمال‌غربي تغيير مسير دهد و به گروه رزمي دوم در اشغال تپه 1150 ياري نمايد. و بالاخره گروه رزمي چهارم به نام شير، متشكل از باقيمانده گردان 143 مكانيزه و يك گروهان از سپاه پاسداران و يك دسته تانك در قسمت جنوب‌شرقي منطقه نبرد وارد عمل گردد و تپه‌هاي 700، 705، 730، 765، 795 را آزاد سازد. ساير یگان‌ها، پدافند در منطقه را كه عمدتاً تا قسمت غربي و شمالي منطقه نبرد سرپل‌ذهاب بود، ادامه دهند.

به اين ترتيب، مرحله طرح‌ريزي عمليات بازي دراز خاتمه يافت و طرح براي اجرا آماده گرديد و در روز 29 فروردين‌ماه 1360 منتشر شد. اما به‌علت كوهستاني بودن منطقه و تركيب چند جانبه یگان‌های رزمنده، اجراي اين عمليات با مشكلاتي مواجه گرديد كه در بررسي حوادث اين نبرد به آن‌ها اشاره مي‌گردد.

اما قبل از پرداختن  به چگونگي جريان نبرد، لازم است وضعيت نيروهاي متجاوز عراق در اين منطقه را نيز بررسي كنيم. طبق اطلاعاتي كه به دست نيروهاي ما رسيده بود، در صحنه عمليات غرب قصرشيرين، سرپل‌ذهاب، حساس‌ترين منطقه براي نيروهاي متجاوز عراقي بود. زيرا در صورتي‌كه نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران موفق می‌شدند، نيروهاي عراقي را تا غرب خط مرز عقب برانند و وارد دشت خانقين عراق شوند، مي‌توانستند نيروهاي عراقي را سريعاً منهدم سازند و در محور خانقين، بعقوبه، بغداد به سمت پايتخت عراق پيشروي نمايند. اعم از اين‌كه نيروهاي ايران موفق به نزديك شدن به شهر بغداد می‌شدند يا نه، به هر حال هرگونه حركت نيروهاي ايران به سمت بغداد، حتي به مساحت جزئي، اثرات سياسي بين‌المللي داشت، ضمن اين‌كه سبب وحشت كامل حكام بغداد مي‌گرديد.

به همين دليل و براي مقابله با چنين تهديد احتمالي نيروهاي ايران، ارتش عراق عمده قواي خود را در صحنه عمليات غرب در منطقه نبرد قصرشيرين مستقر كرده بود. به طوري‌كه برآوردهاي اطلاعاتي نيروهاي ما نشان مي‌داد؛ عناصري از لشكر 6 زرهي و لشكرهاي 4 و 8 پياده ارتش عراق در منطقه عملياتي گیلانغرب، قصرشيرين گسترش داشتند كه به ترتيب از شمال به جنوب به شرح زير مستقر بودند:

  • تيپ 23 پياده كوهستاني لشكر 8 پياده در شمال منطقه نبرد در منطقه باويسي تپه رش و ارتفاع كوره‌موش.
  • تيپ 25 مكانيزه لشكر 6 زرهي در ارتفاعات قراويز و ارتفاعات جنوب‌غربي داربلوط (اطراف محور قصرشيرين، سرپل‌ذهاب)
  • تيپ 5 لشكر 4 پياده در رده عقب در غرب قصرشيرين تا خسروي.
  • قرارگاه لشكر 6 زرهي و تيپ 16 زرهي آن لشكر در قصرشيرين.
  • قرارگاه لشكر 8 پياده كوهستاني در خانقين.
  • عناصري از لشكر 7 پياده و قرارگاه اصلي هدايت‌كننده عمليات غرب در منظريه عراق.
  • تيپ 2 پياده كوهستاني در بايران و زله زرد.
  • تیپ3پياده لشكر 8 پياده كوهستاني در ارتفاعات بازي دراز.
  • تيپ 22 پياده لشكر 8 در منطقه امام حسن.
  • تيپ 18 پياده لشكر 4 در محور گیلانغرب (در مقابل تیپ3لشكر 77 پياده ايران كه در حوالي تنگ‌كورك، تنگ‌حاجيان، روستاهاي كورسفيد، آوازين و ارتفاعات چغالوند گسترش داشتند.)

با توجه به اطلاعات بالا ملاحظه مي‌گردد كه عناصر سه لشكر عراقي در منطقه گیلانغرب، قصرشيرين در مقابل دو تيپ بسيار ضعيف ايران كه جمع كل استعداد رزمي آن‌ها در حدود يك تيپ چهارگرداني بود، صف‌آرايي كرده بودند. در مقابل اين تيپ‌ها و لشكرها كه ما به‌منظور اختصار كلام از ذكر نام ده‌ها گردان رزمي و پشتيباني رزمي سازماني آن‌ها خودداري كرديم، در سازمان رزمی ما بزرگ‌ترين قرارگاه در رده تيپ و بعد گردان و گروهان و حتي تيم بود. قوي‌ترين نيرويي كه براي حمله درنظر گرفته شده بود يك گردان سپاه پاسداران بود كه طبق ارقام ذكر شده در مدارك در دسترس، كل استعداد پرسنلي آن كمتر از 500 نفر بود. در تلاش اصلي حمله، از عناصر ارتشي فقط يك گردان مكانيزه و يك گروهان پياده هوابرد شركت مي‌كرد. در صورتي‌كه فقط در منطقه هدف‌هاي مورد‌نظر در ارتفاعات بازي دراز كه براي حمله پيش‌بيني شده بود، نيروهاي گسترش يافته دشمن در مواضع مستحكم پدافندي عبارت بودند از:

  • تیپ3پياده لشكر 8 با سه گردان سازماني و سه گردان از عناصر تيپ‌هاي 5 و 23 و 39
  • تيپ 22 پياده در جنوب بازي دراز و حوالي چم امام حسن
  • تيپ 18 پياده لشكر 4 در مقابل منطقه نبرد گیلانغرب كه مي‌توانست از جنوب به شمال به نحوي در ارتفاعات بازي دراز اعمال نفوذ نمايد.

البته ذكر اين نكته لازم است كه مسلماً تمام اين یگان‌های دشمن در خط مقدم پدافندي خود مستقر نبودند. چه بسا عناصري از اين تيپ‌ها در صحنه‌هاي ديگر جنگ گسترش داشتند. اما همان‌گونه كه بارها يادآور شده‌ايم، به هر حال اين اطلاعات مبنايي در تصميم‌گيري براي حمله يا دفاع جهت فرماندهان یگان‌های ايران بود كه در يك برآورد وضعيت معمولي نظامي مي‌توانست مانع هرگونه تصميم‌گيري براي اجراي عمليات آفندي باشد. اما فرماندهان هدايت‌‌كننده عمليات نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، بدون توجه به اين‌همه برتري عددي نيروهاي دشمن تصميم به حمله گرفتند و آن‌را با موفقيت نسبي قابل ملاحظه‌اي اجرا كردند كه در مطالب زير چگونگي جريان اين نبرد را مطالعه مي‌كنيم.

 

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده