سرباز در خاطرات دفاع مقدس
پشتیبانی مستقیم بعد از گذراندن دوران آموزشي براي ادامه خدمت به منطقه عملياتي جنوب كشور اعزام شدم تا خدمتم را در لشكر 92 ادامه دهم. در آن منطقه ما گهگاه به صورت جسته و گريخته با نيروهاي عراقي درگير ميشديم و من به عنوان سرباز قبضه خمپاره در اين درگيريها شركت ميكردم. اوايل حضورم در منطقه عملياتي بود كه ساعت 4 بامداد ما را از خواب بيدار كردند تا سر قبضه خمپاره برويم و آماده شليك شويم.

ماجرا از اين قرار بود كه نيروهاي گشتي ما بعد از بررسي مواضع دشمن خبر آوردند عراقي‌ها مخفيانه مشغول حفر كانال هستند تا براي عمليات جديد از آن محل استفاده كنند.

با ابلاغ دستور، من و سه سرباز ديگر بدون اتلاف وقت در محل قبضه حاضر شديم و بر اساس گرايي كه نيروهاي گشتي داده بودند، ‌در آن تاريكي گلوله گذاري و هدف‌گيري كرديم. بعد گلوله خمپاره به سمت دشمن شليك شد، اما گلوله ما در فاصله سي- چهل متري محل استقرار عراقي‌ها به زمين خورد و به هيچ كدامشان آسيبي نرسيد.

بعد از شليك خمپاره بلافاصله عراقي‌ها گراي ما را گرفتند و تا ما به خودمان بجنبيم و از نو گلوله گذاري كنيم، آن‌ها به سمت ما شليك كردند.

با شليك خمپاره عراقي‌ها، توي آن تاريكي يكدفعه طوري ترس و اضطراب برمان داشت كه حتي قدرت فرار از آن محل را هم از دست داديم و آن قدر معطل كرديم تا بالاخره گلوله در يك متري ما به زمين اصابت كرد.

با انفجار خمپاره در آن فاصله كار همه‌مان تمام بود، اما گلوله در مقابل چشم‌هاي وحشت‌زده و متعجب ما عمل نكرد و منفجر نشد.

ما كه از عمل نكردن خمپاره دشمن روحيه گرفته بوديم، بلافاصله دست به كار شديم و اين بار طوري نشانه‌گيري كرديم كه گلوله‌مان دقيقاً به هدف خورد و آتش عراقي‌ها خاموش شد.

در مورد منفجر نشدن خمپاره دشمن در آن شب خيلي‌ها از نظر نظامي دلايلي را مانند كم بودن ارتفاع شليك مطرح كردند،‌ اما من كه خودم در آن موقعيت بحراني حضور داشتم، عمل نكردن گلوله را فقط عنايت خدا به نيروهاي ايراني مي‌دانم.

علت خطا رفتن گلوله اول ما هم قطعاً جدي نگرفتن نكات و مسائل مطرح شده در دوران آموزشي بودكه مي‌توانست به از دست دادن جانمان منتهي شود، به همين دليل در بقيه مدت حضورم در جبهه آن‌قدر به مسائل آموزشي اهميت دادم و طوري شليك و هدف‌گيري با قبضه خمپاره را تمرين كردم كه ديگر تا آخر خدمتم ديگر چنين اشتباهاتي از من سر نزند.

 

معبود تويي از تو امان مي‌خواهم     زان چشمه سرمدي نشان مي‌خواهم

گفتي كه شهيد زنده جاويد است     يا رب ز تو عمر جاودان مي‌خواهم2

 

پا نوشته

1 . سرباز وظيفه محمود رستم اولاد؛ جمعي لشكر 92 زرهي

2. زنده یاد سپیده کاشانی؛ از روزنه ماه، به کوشش روزبه فروتن پی، خورشید باران 84

منبع: سرباز و خاطرات دفاع مقدس،صدیقی، سیامک،1388، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده