سرباز در خاطرات دفاع مقدس
یک لحظه خاموشی یکی از پر رنگترین و روشنترین خاطراتی که از درگیریهایمان با نیروهای عراقی در ذهنم مانده و تلاش کردهام در طول جنگ از آن درس عبرت بگیرم، مربوط به رشادت و توانمندی سه سرباز ارتشی است که بعد از وارد کردن تلفات و صدمات فراوان به دشمن به دلیل یک لحظه غفلت و بیاحتیاطی مورد هدف نیروهای عراقی قرار گرفتند و به شدت مجروح شدند. دي 1362 بود که میان نیروهای ما و عراقیها در جبهه کوشک درگیری شدیدی درگرفت، طوری که صدای شلیک گلوله یکریز توی گوشهایمان زوزه میکشید و یک لحظه هم قطع نمیشد.

در این میان سه نفر از سربازان گروهان یکم تیپ3 که با یک تیربار 5/14 به سمت دشمن آتش گشوده بودند، توجه خیلی از ما را به خودشان جلب کردند. آنها با اتکا به آموزش‌هایی که دیده بودند، گرای دشمن را به طور دقیق گرفتند و به همین دلیل تیراندازی آنها آن قدر دقیق و عالی بود که توانستند آتش دشمن را تحت تأثیر خود قرار دهند و از آنها تلفات زیادی بگیرند.

تا زمانی که نوارهای تیربار که بر روی تانک «چون‌ماهو» سوار بود تمام شود، تیراندازی آ‌ها به طور مستمر ادامه داشت. بعد از اینکه نوارهای تیربار تمام شد، آنها تانک را از روی سکو پایین آوردند و بر روی همان تانک با سرعت مشغول پر کردن نوارها شدند، اما دشمن که از روی آتش دهانه تیربار گرای آن را گرفته بود، با استفاده از خاموشی آن بلافاصله محل تیربار را زیر شلیک گلوله‌های خمپاره گرفت که یکی از این گلوله‌ها به جلوی تانک برخورد کرد و موجب زخمی شدن آن سه سرباز شد.

این سه سرباز که مجید اوجانی، امیر افشاری و علی شناوری نام داشتند، در تیراندازی و گرفتن گرا آن قدر حرفه‌ای و علمی برخورد کرده بودند که کسی توقع این اشتباه را از آنها نداشت. عجله آنها در پر کردن نوارها و تیراندازی مجدد با تیربار باعث شد آنها از شلیک متقابل دشمن غافل شوند و در همان محل به مسلح کردن تیربار اقدام کنند.

 

تاريخ حادثه:  12/10/62   كوشك

     اثر كار تو سرباز، سرافرازي ماست                      خون گرمت به خدا جوهر سربازي ماست

     اي به جان صرف نظر كرده به ميدان عمل           قصه همت تو سر خط جانبازي ماست2

*****

    خوشا بر دوش، بار عشق بردن                                  به سوي سبز رفتن، سرخ مردن

     به پاس لاله‌هاي پرپر عشق                                    خوشا دست شهيدان را فشردن3

 

پا نوشته ها:

1- سرباز وظیفه مهدی سعیدپور؛ جمعی تیپ3 لشکر92 زرهی خوزستان

2- فرزاد بيطرف(محزون)؛ آتش دل، ايران سبز86

3- حمیدرضا شکارسری؛ چراغانی بی دلیل، 1384

 

منبع: سرباز و خاطرات دفاع مقدس،صدیقی، سیامک،1388، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده