نبردهای غرب اهواز و سوسنگرد
بخش هفدهم: « فرماندهی نیروهای مسلح مقرر فرمودند من شهر سوسنگرد را سالم و بدون محاصره از فرمانده نیروی زمینی و فرمانده لشکر 92 زرهی می خواهم. امضاء جانشین ریاست سماجا: سرتیپ فلاحی»

در ساعات آخر روز 22 آبان، عوامل اطلاعاتی ما خبر دادند که نیروهای دشمن  جابجایی­های غیر معمولی انجام می­دهند و احتمالاً در روز آینده در مناطقی اقدام به حمله خواهند کرد. در خبر دیگری اطلاع رسید که سپاه3عراق دستور داده است کلیه حرکات شبانه و بدون روشن کردن چراغ خودروها اجراء گردد. این اطلاعات به ترتیب سلسله مراتب به کلیه واحدهای رزمنده ما ابلاغ می­شد. اما امکانات عکس­العمل به جز تحکیم مواضع پدافندی وجود نداشت.

عملیات تهاجمی نیروهای دشمن به منطقه سوسنگرد از ساعت 2130 روز 22 آبان با اجرای آتش­های شدید توپخانه آغاز شد. از ساعت 0430 روز 23 آبان، شهر سوسنگرد از تمام جهات زیر گلوله باران توپخانه دشمن قرار گرفت. بالگردهای دشمن نیز محور حمیدیه سوسنگرد را مورد تاخت و تاز خود قرار دادند. واحدهای رزمی دشمن از سمت غرب و جنوب به طرف سوسنگرد به حرکت درآمدند. تیپ3لشکر 92 زرهی که شاهد فعالیت دشمن بود، به لشکر گزارش داد: سوسنگرد مورد حمله قرار گرفته و تیپ قادر به عکس­العملی نیست. لشکر دستور داد؛ با آتش توپخانه، پیشروی دشمن را در تمام محورها سد نمایند. حرکت نیروهای دشمن در محورهای بستان- سوسنگرد، حمیدیه- سوسنگرد و جنوب شرقی هویزه به طرف سوسنگرد و تپه الله اکبر به طرف سوسنگرد کاملاً مشخص گردید. در حالی که فقط در تپه 70 مقابل تپه الله اکبر عناصر تیپ3لشکر 92 زرهی پدافند می­کرد که آن هم قادر نبود مانع پیشروی نیروهای دشمن از تپه الله اکبر به سمت جنوب شرقی و سوسنگرد شود. در سایر محورها فقط نیروهای مردمی و سپاه پاسداران و ژاندارمری مستقر بودند که مجهز به سلاح سبک و ضدتانک بودند. اما بالگردهای رزمی ما قادر بودند در تمام منطقه نبرد به پرواز در آیند و عکس­العمل مناسب در مقابل دشمن نشان دهند. به همین جهت در روز آغاز حمله دشمن به سوسنگرد عمده­ترین نیروی عکس­العمل ما واحد هوانیروز بود.

نکته حائز اهمیت در منطقه این عملیات، وضعیت طبیعی زمین به علت وجود رودخانه کرخه و کرخه‌کور و انشعابات رودخانه کرخه در شهر سوسنگرد به نام مالكيه و در غرب دهلاويه به نام نهر سابله بود. نظر به این‌که تیپ3زرهی که مسئولیت عملیاتی تمام منطقه سوسنگرد را از نظر واحدهای ارتشی به عهده داشت، در شمال رودخانه کرخه مستقر بود و پلی برای ارتباط شمال و جنوب رودخانه وجود نداشت، تیپ3زرهی نمی­توانست عکس‌العملی در جنوب رودخانه از خود نشان دهد.

در اوایل آبان‌ماه، یک دستگاه پل شناور در حوالی آبادی جرگه سید علی در 10 کیلومتری غرب حمیدیه به وسیله لشکر 92 زرهی برقرار شد و یک گروهان مکانیزه از عناصر گردان 100 مکانیزه از آن عبور کرد و در کنار محور حمیدیه- سوسنگرد مستقر گردید. ولی بعد از چند روز بنا به دستور لشکر، این پل برداشته شد و ارتباط آن گروهان از طریق جاده اصلی حمیدیه برقرار شد.

بعد از آغاز حمله دشمن به سوسنگرد، لشکر دستور داد؛ گردان 261 تانک به جنوب کرخه تغییر مکان دهد و جلو پیشروی دشمن را سد کند. در حالی که پلی در آن منطقه وجود نداشت و اگر گردان تانک می­خواست وارد عمل شود، بایستی در شمال کرخه به طرف پادگان برمی­گشت و از جاده حمیدیه به طرف سوسنگرد می­رفت و یا این‌که بر روی رودخانه کرخه پل احداث می­شد. با توجه به این امر، امکان تغییر مکان سریع عناصر تیپ3از شمال به جنوب کرخه چندان ساده نبود. لذا لشکر دستور داد واحد احتیاط تیپ3در کرانه شمالی کرخه مستقر شود و با آتش توپخانه و تانک، نیروهای دشمن را در محور حمیدیه سوسنگرد منهدم نماید.

 لازم به یادآوری است که فاصله بین کرانه شمالی رودخانه کرخه تا محور حمیدیه سوسنگرد 1000 تا 3000 متر است و در نقاط کم فاصله تانک‌های تیپ3می­توانستند با آتش توپ تانک نیروهای دشمن را مورد هدف قرار دهند. به هر حال، با وجود این‌که نیروهای دشمن از هر طرف به سوسنگرد نزدیک می­شدند، لشکر 92 زرهی مقدورات قابل ملاحظه­ای نداشت تا سریعاً جلو پیشروی نیروهای دشمن را سد نماید. لذا نیروهای دشمن در روز 23 آبان موفق شدند؛ در غرب سوسنگرد تا دهلاويه و در شرق سوسنگرد تا ابوحمیظه پیشروی کنند و عناصری از دشمن نیز از شمال کرخه به سوسنگرد نزدیک شدند. تنها عکس­العمل مناسب که تیپ3لشکر 92 زرهی می­توانست انجام دهد، این بود که حداقل از پیشروی دشمن در شمال کرخه جلوگیری نماید.

لذا فرمانده تیپ تصمیم گرفت گردان 261 تانک را در شمال شرقی آبادی سبحانیه (شمال سوسنگرد) مستقر سازد و از لشکر درخواست کرد؛ یک گروهان تقویت شده از گردان 148 پیاده که در غرب حمیدیه بود، به طرف سوسنگرد پیشروی کند و منطقه عقب­ نیروهای دشمن را در این محور مورد تهدید قرار دهد. اما حقیقت امر این بود که فرمانده لشکر در وضعیت وخیمی گرفتار شده بود و نمی­توانست تصمیم بگیرد که چه کار بکند. لذا به تیپ پاسخ داد: سوسنگرد در منطقه مسئولیت آن تیپ است، اقدامی که برای نجات شهر سوسنگرد امکان­پذیر است به عمل آورد و از آتش توپخانه حداکثر استفاده را بکند.

به ترتیبی که وضعیت وخامت میدان نبرد سوسنگرد روشن­تر می­شد، مقامات مسئول نظامی و غیر نظامی به تلاش­های ممکنه خود می­افزودند. از طریق ستاد مشترک به نیروی هوایی ما ابلاغ شد؛ هرگونه امکانات پشتیبانی هوایی را به منطقه سوسنگرد اختصاص دهد. رئیس جمهور به فرمانده نیروی زمینی و فرمانده لشکر 92 زرهی دستور داد، به هر قیمت که باشد سوسنگرد باید حفظ شود. مهم­ترین عنصر رزمی در دسترس که واحد هوانیروز مستقر در اهواز بود با حداکثر امکانات خود وارد عمل شد و گزارش‌هايي را از نتایج مثبت حمله بالگردهای رزمی  داد.

 عناصر مدافع غرب سوسنگرد که از سپاه پاسداران بودند، موفق شدند؛ پیشروی دشمن را در روستای دهلاويه سد کنند. اما دشمن تصمیم قطعی داشت سوسنگرد را اشغال کند. لذا نیروهای زرهی دشمن که از جنوب کرخه‌کور به سمت شمال غربی و سوسنگرد پیشروی می­کردند، موفق شدند به جاده حمیدیه سوسنگرد برسند و تا نزدیکی آبادی ابوحمیظه واقع در پنج کیلومتری شرق سوسنگرد پیشروی نمایند. اما خوشبختانه روزنه امیدی برای فرمانده لشکر وجود داشت که عبارت از، وجود تیپ2زرهی آن لشکر بود که در 17 آبان یعنی شش روز قبل، از منطقه دزفول به منطقه اهواز تغییر مکان کرده و در حوالی کارخانه تصفیه شکر واقع در 10 کیلومتری شمال شرقی اهواز در کرانه غربی رودخانه کارون مستقر شده و مشغول استراحت و بازسازی و تجدید سازمان بود. این تیپ از قبل از آغاز جنگ در منطقه عین خوش واقع در منطقه عملیاتی غرب دزفول و شوش گسترش داشت و هنگام تهاجم عمومی نیروهای متجاوز عراق به خوزستان در مقابل لشکر 10 زرهی ارتش عراق قرار گرفته و با اجرای عملیات تأخیری تا شرق رودخانه کرخه عقب‌نشینی کرده بود.

 در 12 مهرماه، یعنی دوازدهمین روز جنگ، با عناصر باقیمانده تیپ که حدود یک گروهان تانک و یک دسته مکانیزه بود، در جنوب غربی اندیمشک از پل فلزی کرخه عبور کرده و به نیروهای دشمن پاتک کرده بود و توانسته بود؛ سر پل کوچکی در غرب کرخه تصرف و نگهداری کند. در عملیات ناموفق لشكر 21 پیاده در 23 مهرماه نیز این تیپ توانست همان سر پل را بعد از عقب­نشینی لشكر 21 از غرب کرخه حفظ کند. در تهاجم لشکر 10 زرهی عراق در 9 آبان 1359 به منطقه سر پل این تیپ موفق شد؛ مواضع خود را در شرق كرخه را حفظ نماید. لذا تیپ2لشکر 92 زرهی در مدت 50 روز گذشته در میدان‌های نبرد، تجربیات گران­بهایی بدست آورده بود. گرچه مانند سایر یگان‌ها، قسمت مهمی از توان رزمی خود را از دست داده بود. ضمن این‌که این تیپ اصولاً در سازمان خود فقط دو گردان تانک و یک گردان مکانیزه داشت. در صورتی که تیپ­های 1 و 3 هر کدام دو گردان  تانک و دو گردان مکانیزه داشتند، به علاوه از عناصر سازمانی این تیپ یک گروهان تانک و یک گروهان مکانیزه و یک آتشبار توپخانه خودکششی در منطقه عملیاتی دهلران زیر امر 84 پیاده قرار گرفته بود. لذا استعداد رزمی باقیمانده این تیپ در هنگام تغییر مکان از منطقه دزفول به منطقه اهواز کمتر از یک گردان تانک و حدود یک گروهان مکانیزه و یک آتشبار توپخانه بود.

بعد از احساس خطر جدی درباره سوسنگرد، فرماندهان رده بالا تصمیم گرفتند، یک تیپ از عناصر لشکر 16 زرهی را از منطقه دزفول به منطقه اهواز تغییر مکان دهند و با آن تیپ به نیروهای دشمن حمله متقابل کنند، اما در آن موقع با وجود کمبود وسایل ترابری سنگین اعم از تریلر یا راه­آهن، تغییر مکان یک تیپ زرهی در مسافت 150 کیلومتر، مدت زیادی زمان لازم داشت. ضمن این‌که محور مواصلاتی اندیمشک اهواز در میدان دید و تیر توپخانه نیروی دشمن قرار داشت و تغییر مکان‌ها از اندیمشک به اهواز، از جاده اندیمشک دزفول به شوشتر بر روی رودخانه دز انجام می­شد که در جنوب شوش به محور اصلی اهواز می­رسید. این موضوع نیز سبب طولانی شدن مسافت و مدت زمان تغییر مکان می­شد. در صورتیکه برای رفع تهدید سوسنگرد اقدامات سریع لازم بود، تا قبل از این‌که دشمن سوسنگرد را اشغال کند و مواضع خود را تحکیم نماید، به عقب رانده شده و یا منهدم گردد. همچنین مدافعین ما در شهر سوسنگرد در محاصره کامل نیروهای دشمن قرار گرفته بودند و هیچ راه خروجی از سوسنگرد نداشتند.

هر قدر زمان طولانی­تر می­شد، نیروی مقاومت آنان به تحلیل می­رفت، بدون این‌که امکان رساندن تدارکات و مهمات و نیروی کمکی وجود داشته باشد. لذا عامل زمان بسیار حساس بود و هر گونه تأخیر ممکن بود، آخرین شانس نجات سوسنگرد را از بین ببرد. در این موقع تیمسار سرتیپ فلاحی جانشین رییس ستاد مشترک در اهواز بود و با فرمانده لشکر 92 زرهی و سایر مقامات مسئول منطقه عملیات همکاری می­کرد. با صلاحدید ایشان ابتدا یک گروهان تقویت شده از عناصر گردان 148 پیاده به محور حمیدیه سوسنگرد اعزام شد تا حداقل نیروهای دشمن را از حمیدیه عقب براند. به تیپ2زرهی دستور داده شد؛ از منطقه تجمع کارخانه تصفیه شکر اهواز به تپه­های فولی آباد واقع در غرب اهواز تغییر مکان کند و آماده باشد در محور حمیدیه سوسنگرد به نیروهای دشمن پاتک کند.

تغییر مکان تیپ2زرهی از ساعت 0800 روز 23 آبان آغاز شد. سپاه پاسداران و گروه نامنظم دکتر چمران در حمیدیه متمرکز شدند. برآورد وضعیت­های اولیه برای اقدام متقابل تجاوز دشمن با هماهنگی دکتر چمران و فرمانده سپاه پاسداران انجام شد و تصمیم گرفته شد؛ ابتدا یک گروهان تقویت شده از گردان 148 پیاده که در دسترس بود، در محور حمیدیه سوسنگرد وارد عمل شود، ضمن این‌که افراد دکتر چمران و سپاه پاسداران نیز وارد عمل گردند. اما این اقدام با سرعت لازم انجام نگرفت. به علت وجود مشکلات، تبادل نظرات و نامه نگاری آغاز شد که به قسمت­هایی از آن‌ها اشاره می­شود تا چگونگی مشکلات در آن شرایط حساس روشن گردد. اولین دستور اجرایی لشکر به یگان‌های اجرایی برای رفع تهدید سوسنگرد بدین شرح ابلاغ شد:

(1) دشمن از طرف شرق و غرب به طرف سوسنگرد در حال پیشروی است.

(2) تیپ2زرهی یک گروه رزمی تقویت شده به فولی آباد اعزام و مواضع پدافندی گروه رزمی 148 را اشغال و در احتیار لشکر قرار گیرد و خاتمه تغییر مکان را گزارش دهید.

(3) تیپ3زرهی به گردان 261 تانک دستور دهید در مختصات داده شده (کرانه شمالی کرخه در حوالی آبادی شاکریه) اشغال موضع کند و دشمن را زیر آتش بگیرد.

(4) گروه رزمی 148 پیاده:

الف- یک گروهان تقویت شده، دستور قبلی را (حمله در محور حمیدیه سوسنگرد) اجراء کند.

ب- گروه رزمی 148 (-) زیرامر تیپ3زرهی قرار گیرد و ضمن تقویت گردان 261 تانک دشمن را منهدم نماید.

             امضاء: ف ل 92 سرهنگ قاسمی نو

 

بعد از ابلاغ این دستور به یگان‌های ذی­نفع، فرمانده گروه رزمی 148 پیامی به لشکر فرستاد؛ مبنی بر این‌که برای تغییر مکان این گروه رزمی از منطقه عملیاتی اهواز به منطقه عملیات سوسنگرد به 30 دستگاه نفربر زرهی و 15 دستگاه خودرو و یا نفربر چرخ­دار و شنی­دار نیاز دارد. لشکر پاسخ داد؛ مأموریت حیاتی است، با هر وسیله موجود بایستی مأموریت را اجراء نمایند.

تیپ2زرهی نیز به علت عدم آشنایی به منطقه عملیات جدید، به لشکر پیام فرستاد فرصت بیشتری به تیپ داده شود تا از منطقه شناسایی کند. لشکر پاسخ داد؛ دستور باید سریعاً اجراء گردد. این مسایل تمام وقت روز 23 آبان را گرفت و لشکر به گروه رزمی 148 دستور داد؛ با عملیات شبانه به نیروهای دشمن حمله کند. تیپ2نیز در پاسخ لشکر اظهار کرد؛ دستور لشکر در ساعت 1811 روز 23 آبان به تیپ ابلاغ شد ( با توجه به آبان ماه در این موقع ساعتی از شب گذشته بود) لذا تیپ در ساعت 0700 روز 24 آبان دستور لشکر را اجراء می­نماید، که باز لشکر پاسخ داد اجرای امر جنبه حیاتی دارد، بایستی شبانه تغییر مکان انجام شود. فرمانده تیپ2مسئله دیگری را مطرح کرد و پاسخ داد که عناصر تیپ در ساعت 2230 آماده تغییر مکان خواهد بود و از لشکر خواست 20 دستگاه تانک­بر در اختیار تیپ قرار دهد تا با تریلر تانک‌ها جابجا شوند و اضافه کرد در غیر موجود بودن تریلر تانک بر، الزاماً تانک‌ها بایستی با حرکت روی شنی تغییر مکان را انجام دهند.

 لازم به یادآوری است که حرکت تانک‌های چيفتن بر روی شنی مشکلات تعمیر و نگهداری زیادی ایجاد می­کرد و طبق دستورالعمل­های نگهداری تانک‌ها، لازم بود حتی‌المقدور این تانک‌ها به وسیله حمل با تریلر جابجا شوند.

بالاخره مشاجره بین لشکر و یگان‌ها به پایان رسید و تیپ2زرهی گزارش داد؛ از ساعت 2300 تغییر مکان را اجراء خواهد کرد، لشکر هم به تیپ اطلاع داد؛ تریلرهای موجود سریعاً به منطقه تیپ اعزام خواهد شد.

گروه رزمی 148 نیز آمادگی خود را برای حرکت شبانه اعلام نمود، ولی درخواست تعدادی خودرو چرخ­دار کرد که قرار شد 10 دستگاه خودرو کمپرسی از طریق استانداری به گروه رزمی واگذار شود. بررسی دستورات لشکر نشان می­دهد که فرمانده لشکر بیش از منطقه سوسنگرد، نگران منطقه عملیاتی تیپ3زرهی در شمال کرخه بود. زیرا فرمانده گروه رزمی 148 از لشکر خواست؛ تدبیر عملیاتی فرمانده لشکر را برای حمله متقابل در محور حمیدیه- سوسنگرد به گروه رزمی ابلاغ کند. لشکر پاسخ داد؛ یک گروهان تقویت شده در محور حمیدیه سوسنگرد وارد عمل شود. بقیه گروه رزمی در شمال کرخه مستقر گردد و ضمن اجرای آتش مستقیم ضدتانک از شمال به جنوب کرخه، بروی ستون­های دشمن، منطقه تیپ3زرهی را تقویت نماید. این امر بدان علت بود که فرمانده لشکر به تیپ3زرهی اعتماد چندانی برای مقاومت نداشت.

البته درباره عملیات متقابل در محور حمیدیه سوسنگرد، گروه نامنظم دکتر چمران و سپاه پاسداران نقش اصلی را قبول کرده بودند و هماهنگی شده بود که آن‌ها به صورت کاملاً فعال وارد نبرد شوند. گرچه این هماهنگی فقط حضوری و شفاهی بود.

بالاخره گروهان تقویت شده از گروه رزمی 148 در ساعت 2300 روز 23 آبان به محور حمیدیه سوسنگرد حرکت کرد. ولی تیپ 2زرهی نتوانست در آن شب واحدی را تغییر مکان دهد و در ساعت 0400 روز 24 آبان گردان 256 تانک آن تیپ به مقصد فولی آباد حرکت نمود.

بررسی مطالب یاد شده بالا، وضعیت فرماندهی و کنترل و امکانات ارتش را در پایان ماه دوم جنگ نشان می­دهد که حاکی از آن است که هنوز بحران سازمان واحدهای ارتش از بین نرفته بود، گرچه کمتر شده بود.

روز 23 آبان ماه در حالی به پایان رسید که نیروهای دشمن در غرب سوسنگرد، تا دهلاويه حدود 12 کیلومتری در شرق تا آباده ابوحمیظه در پنج کیلومتری شهر رسیده بودند و در شمال کرخه نیز کرانه شمالی عملاً در کنترل نیروهای دشمن قرار گرفته بود.

در 24 آبان نیروهای دشمن به آرامی به پیشروی به طرف سوسنگرد ادامه دادند. با وجود این‌که در مقابل نیروهای بسیار قوی زرهی دشمن که حداقل 3 تیپ زرهی بودند، ما نیروی ارتشی قابل ملاحظه­ای در شرق و غرب و جنوب سوسنگرد نداشتیم، ولی نیروهای دشمن از نظر روانی خیلی ضعیف بودند و با آهنگ حرکت پیاده نظام پیشروی می­کردند و هر موقع، مختصر عکس­العملی از نیروهای ما می­دیدند، متوقف می­شدند. گاهی حتی عقب‌نشینی می­کردند، فاصله بین کرخه‌کور تا سوسنگرد به خط مورب حداکثر 20 کیلومتر است و با توجه به این‌که در مقابل محور پیشروی نیروهای دشمن که عناصر تیپ­های 35 و 43 زرهی لشکر9زرهی بودند، ما هیچ نیرویی نداشتیم. معمولاً بایستی این تیپ­های زرهی دشمن حداکثر ظرف 4 ساعت در غرب حمیدیه جاده قطع می­کردند و در شرق سوسنگرد به حاشیه شهر می­رسیدند، زیرا بین حمیدیه و سوسنگرد نیروهای ما فقط یک گروهان مکانیزه و تعداد معدودی پاسدار در حوالی آبادی ابوحمیظه و گلبهار مستقر بودند. در سایر نقاط بین حمیدیه سوسنگرد که قریب 30 کیلومتر است، نیرویی وجود نداشت. اما دشمن زبونتر از آن بود که از این برتری مطلق تجهيزاتش استفاده کند. نیروهای دشمن در روز اول در شرق سوسنگرد تا ابوحمیظه رسیده بودند و جاده را قطع کرده بودند، اما تیپ 35 زرهی دشمن که مأموریت داشت در غرب حمیدیه جاده را قطع کند، نتوانست این مأموریت را انجام دهد. لذا جاده بین حمیدیه تا ابوحمیظه هنوز باز بود و عناصر تیپ3زرهی از شمال رودخانه کرخه بر روی جاده آتش داشتند و تا حدودی در سد کردن پیشروی دشمن از جنوب به شمال مؤثر بودند.

در جریان حوادث روز 23 آبان گفتیم که لشکر 92 زرهی تصمیم گرفت، با استفاده از گروه رزمی 148 پیاده که شامل یک گردان پیاده و یک گروهان تانک ام- 47 اعزامی از لشکر 77 مشهد بود، در محور حمیدیه سوسنگرد حمله متقابل کند و نیروهای دشمن را از آن محور عقب براند. این گروه رزمی در آغاز روز 24 آبان در منطقه تیپ3زرهی و در شمال کرخه، حوالی آبادی شاکریه (شمال ابوحمیظه) مستقر گردید و یک تیم گروهانی از آن گروه رزمی در محور حمیدیه سوسنگرد حرکت کرد و در جنوب رودخانه و حدود 5 کیلومتری شرق ابوحمیظه موضع گرفت.

 در ساعات اولیه روز 24 آبان لشکر تدبیر خود را چنین به نیروی زمینی گزارش داد که با هماهنگی آقای دکتر چمران گروه نامنظم ایشان و یک گروهان تقویت شده اعزامی از گروه رزمی 148 از ساعت 1000 روز جاری به عقبه دشمن حمله خواهد کرد، ضمن این‌که تقدم آتش­های توپخانه نیز به محور حمیدیه- سوسنگرد داده شده است. از نظر وضعیت داخلی شهر سوسنگرد، اوضاع وخیم بود. فرماندار و فرمانده نظامی شهر در محل نبودند و در آن موقع در حمیدیه بودند. لذا شهر بدون سرپرست بود. فشار از هر طرف شهر وارد می‌شد. تلفات به مرور زیادتر می­گردید. وضعیت بحرانی­تر می­شد و چنین به نظر می­رسید که لشکر 92 زرهی به علت ضعف تلاش اطلاعاتی، در جریان واقعیت تهدید نبود و نمیدانست یک لشکر زرهی از چهار محور سوسنگرد را مورد تهدید قرار داده است و می­خواست با یک گروهان پیاده و چند دستگاه تانک جلوي دو تیپ زرهی دشمن را بگیرد.

به همین علت در روز 24 آبان نیز به همان تدبیر اولیه خود متکی بود. چنان‌که از تیپ2زرهی فقط یک گردان تانک به تپه­های فولی آباد تغییر مکان کرده بود که لشکر در پاسخ یک نامه تیپ2جواب داد این گردان تانک در احتیاط لشکر در منطقه اهواز است و مأموریت گروه رزمی 148 را به عهده دارد و پس از برگشتن آن گروه رزمی از منطقه سوسنگرد، گردان تانک مجدداً در اختیار تیپ2قرار داده خواهد شد. توجه فرمانده لشکر در روز 23 آبان فقط به وارد عمل کردن گروه رزمی 148 پیاده بود. این گروه رزمی در روز 24 آبان در منطقه عملیات مستقر شد. یک گروهان آن در حوالی آبادی گلبهار و بقیه گروه رزمی در شمال کرخه حوالی آبادی شاکریه استقرار یافت. فرمانده لشکر تصمیم گرفت در رودخانه کرخه پل احداث کند و ارتباط شمال و جنوب رودخانه را برای وارد عمل شدن عناصر تیپ3زرهی برقرار سازد. لذا به گردان 414 پل مستقر در اهواز دستور داد؛ با نظر فرمانده تیپ3پل شناور برقرار سازد. نظر لشکر این بود که گردان 148 پیاده و یک گروهان تانک زیر امر آن، حمله متقابله را اجراء نماید. لذا به تیپ3دستور داد بعد از برقراری پل، تمام عناصر آن گردان را به جنوب رودخانه اعزام کند.

 اما احداث پل تا پایان روز 24 آبان میسر نگردید و وضعیت همچنان باقی ماند در حالی‌که نیروهای دشمن نیز در حوالی آبادی سبحانیه واقع در شمال سوسنگرد اقداماتی برای تأمین محل برقراری پل بر روی کرخه انجام می­دادند تا ارتباط بین یگان‌های شمال و جنوب کرخه را برقرار سازند. لشکر اطلاع داد شبانه گردان 414 پل را برقرار خواهد کرد. ضمناً به تیپ3دستور داد؛ با اجرای آتش مانع احداث پل به وسیله دشمن گردد. به طور کلی در روز 24 آبان عکس­العمل قابل ملاحظه­ای از نیروهای ما نشان داده نشد و تغییراتی در وضعیت جبهه نبرد ایجاد نگردید. نیروهای دشمن حلقه محاصره را تنگ­تر می­کردند و به فشار خود بر نیروهای ما می­افزودند. هنگ ژاندارمری سوسنگرد اطلاع داد بیشتر رزمندگان خودی شهر را ترک کرده­اند و تعداد معدودی حدود 40 نفر در شهر باقی مانده­اند. نیروهای دشمن در غرب سوسنگرد به حوالی آبادی برديه در کمتر از ده کیلومتری غرب سوسنگرد رسیده بودند و در شرق سوسنگرد جاده را قطع کرده و در طرفین جاده به سمت شهر سوسنگرد پیش می­رفتند. در شمال سوسنگرد نیز آبادی سبحانیه را در کنترل خود گرفته بودند، لذا خطر از هر طرف کمتر از پنج کیلومتری سوسنگرد رسیده بود و توپخانه دشمن نیز شهر را به شدت گلوله باران می­کرد. در یک گزارش تعداد شهدای ژاندارمری 15 نفر و شهدای سایر رزمندگان خیلی زیاد اعلام شده بود، آب و برق شهر دچار اختلال گردیده بود. در این شرایط بحرانی فقط بالگردهای هوانیروز به نیروهای دشمن حمله می­کردند و در حدود مقدورات خود ضرباتی به آن وارد می­نمودند. گروهان پیاده از گردان 148 با هفت دستگاه تانک که به محور حمیدیه- سوسنگرد اعزام شده بود، به دشمن نزدیک شد ولی هنوز عمل مثبتی انجام نداد. فرمانده هنگ ژاندارمری سوسنگرد اعلام کرد؛ اگر در روز 25 آبان نیروی کمکی نرسد، سوسنگرد قطعاً سقوط خواهد کرد، گرچه رزمندگان مدافع آن در کمال شجاعت و ایثار مقاومت می­کنند، اما فاقد سلاح سنگین می­باشند.

فرمانده لشکر 92 زرهی در پاسخ گزارش فرمانده هنگ ژاندارمری چنین گفت:  نگهداری شهر سوسنگرد به عهده ژاندارمری و شهربانی و نیروهای نامنظم بوده، لشکر نیز دو واحد از محور شمال و جنوب کرخه اعزام نموده است که هم­اکنون ستون جنوبی با دشمن درگیر شده است. تیپ2زرهی نیز آماده می­شود وارد عمل گردد که فردا عملیات آن تیپ آغاز خواهد شد. در روز جاری هوانیروز 16 سورتی پرواز رزمی در منطقه سوسنگرد انجام داد و توپخانه­ها نیز مدام فعال بودند. فعالیت لشکر 92 زرهی و سایر رزمندگان ما برای متوقف کردن پیشروی دشمن به سمت سوسنگرد اثرات چندانی نداشت. روز 24 آبان ماه یعنی دومین روز حمله دشمن به پایان می‌رسید و دشمن بیش از پیش به دروازه­های شهر سوسنگرد نزدیک می­شد. ولی متأسفانه تلاش مقامات مسئول ما بیشتر از آن­چه که بایستی عملی باشد، به مبادله پیام­ها و مکاتبات ناموجه و غیرضروری صرف می­شد. تا این‌که ستاد مشترک دستوری از جانب رییس جمهور به شرح زیر به نیروی زمینی و لشکر 92 زرهی ابلاغ کرد.

« فرماندهی نیروهای مسلح مقرر فرمودند من شهر سوسنگرد را سالم و بدون محاصره از فرمانده نیروی زمینی و فرمانده لشکر 92 زرهی می­خواهم. امضاء جانشین ریاست سماجا: سرتیپ فلاحی»

گرچه قبل از ابلاغ این دستور نیز فرمانده نیروی زمینی به لشکر 92 زرهی دستور داده بود درباره وارد عمل کردن تیپ2آن لشکر که در منطقه تجمعی نزدیک اهواز بود بررسی کند، ولی این دستور قاطع از طرف فرمانده کل قوا سبب تسریع تلاش­ها گردید. درباره وضعیت کلی فرماندهی منطقه مورد بحث، لازم است نکاتی را یادآوری کنم. در مباحث کلیات وضعیت فرماندهی صحنه عملیات خوزستان، قبلاً گفتیم که اصولاً این صحنه عملیات به سه منطقه عملیات تقریباً مستقل تقسیم شده بود که عبارت بودند از: منطقه خرمشهر- آبادان، منطقه اهواز- سوسنگرد و منطقه غرب دزفول و شوش.

برای هر یک از مناطق عملیاتی سه گانه، عملاً یک فرماندهی مستقل تشکیل شده بود که خرمشهر و آبادان در محدوده فرماندهی اروند، اهواز و سوسنگرد در محدوده فرماندهی فرمانده لشکر 92 زرهی و نظارت مستقیم جانشین ریاست ستاد مشترک که علاوه بر این دو مقام دکتر چمران و استاندار خوزستان نیز به نوعی در هدایت عملیات دخالت داشتند و بالاخره منطقه سوم مستقیماً تحت هدایت فرمانده نیروی زمینی بود. با توجه به این سیستم فرماندهی، فرمانده نیروی زمینی دخالت مستقیم در عملیات منطقه اهواز و سوسنگرد نداشت. به علاوه خود منطقه عملیات اهواز- سوسنگرد نیز به دو منطقه نبرد تقسیم شده بود که منطقه نبرد اهواز تحت رهبری مستقیم فرمانده لشکر 92 زرهی و منطقه سوسنگرد تحت رهبری سرگرد فرتاش‌فر افسر منتخب شوراي عالي دفاع هدایت می­شد. این سیستم فرماندهی چندگانه در آغاز جنگ اثرات منفی در کل عملیات داشت و ما به قسمت­هایی از نتیجه این روش فرماندهی در ساير کتاب‌هاي تاریخ جنگ اشاره کرده‌ایم.

در جریان محاصره سوسنگرد، فرمانده نیروی زمینی برای اولین بار در سیستم فرماندهی این منطقه وارد شد و به لشکر 92 زرهی دستور داد تیپ2آن لشکر را برای شکستن محاصره سوسنگرد وارد عمل کند. به لشکر 16 زرهی دستور داد فوراً تیپ یک ان لشکر را در حوالی اندیمشک (ایستگاه سبزآب) آماده کند تا سریعاً به منطقه اهواز اعزام گردد و احتیاط نیروی زمینی را در منطقه عملیاتی اهواز سوسنگرد تشکیل دهد.

اما همانگونه که گفتیم، تیمسار فلاحی جانشین رییس ستاد مشترک در عملیات منطقه اهواز- سوسنگرد نظارت مستقیم داشت و بر این اساس علاوه بر ابلاغ فرمان فرمانده کل قوا مبنی بر شکستن محاصره سوسنگرد، دستوری دیگر به نیروی زمینی برای وارد عمل کردن تیپ2لشکر 92 زرهی صادر کرد که خلاصه آن چنین بود:

«در اجرای فرمان فرمانده نیروهای مسلح، دستور فرمایید تیپ2دزفول در منطقه عمومی فولی آباد حمیدیه مستقر و در احتیاط لشکر آماده باشد بنا به دستور حلقه محاصره سوسنگرد را بشکند. گردان پیاده مشهد از محور حمیدیه- سوسنگرد با همکاری نیروهای نامنظم تحت امر دکتر چمران به دشمن تک کند و محاصره سوسنگرد را از بین ببرند. هم­زمان با تک گردان پیاده، عملیات گردان 264 تانک (از عناصر تیپ 1 مستقر در مواضع پدافندی جنوب اهواز) که شب قبل طرح­ریزی آن انجام گردید، آغاز گردد»

پیام بالا در ساعت 2330 روز 24 آبان به نیروی زمینی ابلاغ شد. در صورتیکه قبل از آن، نیروی زمینی به تیپ2دزفول دستور وارد عمل شدن داده بود. ضمن این‌که اصولاً دستور یاد شده بالا امکان اجرایی نداشت. زیرا تیپ1 لشکر 92 زرهی به سختی با دشمن درگیر بود و توانایی رها کردن یک گردان تانک را نداشت. اما این گونه دخالت­های زاید جز ایجاد تردید در تصمیم­گیری فرماندهان و اختلال در امور فرماندهی، هیچ­گونه ثمری نداشت. چنان که در همان دستور ستاد مشترک، تیپ2دزفول به عنوان احتیاط منظور شده و تلاش اصلی حمله به گردان 148 پیاده محول شده بود. در صورتی‌که این گردان در شمال رودخانه کرخه مستقر شده بود و هنوز پلی برای عبور ایجاد نگردیده بود. لذا گردان پیاده نمی­توانست این مأموریت را با آن گسترش اجراء نماید.

 

 

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده