پاسخ امیر سرتیپ دوم اکبرآبادی به دو سوال مطرح شده
پاسخ به دو سئوال : 1 – چرا در آثار منتشر شده ارتش ، هیچ تعریف روشنی از مفهوم جنگ کلا سیک نشده است ؟ !! 2 -عملیاتهای 4 گانه نزاجا در سال اول جنگ برای آزاد سازی مناطق ، آیا کلاسیک بود ؟ چرا شکست خورد ؟ !

  *آغاز هر کلامی و شروع هر کاری به  نام بزرگ  پروردگاری  شایسته و سزاوار است که بر محمل قلوب  سربازان راست قامت وطن ، گوهر رخشان عشق به دین ومیهن را جای داد ودر سینه های ستبرشان تپنده قلبی را به ودیعه گذاشت که طنین ضربانش  آوای خوش طبل اقتدار را تداعی کرد .

 

برادر گرامی سردار درودیان با طرح دو سئوال فوق خواستار توضیح وشفافیت بیشتر در خصوص پاسخ به آنها گردیده است ، نظر به این که برای پاسخ به سئوالات بالا ورود به مبا حث تخصصی طلب می کند   ( با پوزش از بعضی از خوانندگان ) ، سعی شده پاسخها با اصول وقواعد پذیرفته شده در آیین نامه های رزمی که مبنای آموزش سطوح مختلف در مقاطع تحصیلی گوناگون در دانشگا ه های نظامی نیروهای مسلح و سایر کشورها تدریس و به عنوان رهنامه  مبنایی در طرح ریزی تمرینات راهکنشی ، رزمایشات صحرایی ودر رزم واقعی  به صورت مرجع ، می باشد منطبق گردد .

  **  کلید واژه ها : جنگ کلاسیک ، اصول وقواعد رزم  ، رهنامه

 

  ** تجزیه وتحلیل 

  **  ابتدا برای پاسخ به سئوال اول به مفهوم ومشخصات جنگ کلاسیک می پردازم :

**   << جنگ کلاسیک  >> به گونه ای از جنگ گفته می شود که در آن  ، از جنگ  افزارهای  متعارف  نظامی ، تاکتیکهای تعریف شده مشخص ومعین نظامی استفاده شده واین جنگ بین دو ویا چند کشور صورت می گیرد ، رویارویی دو طرف در جنگ کلاسیک < باز  >و نیروهای دو طرف تعریف شده و مشخص هستند ، از دیگر مشخصه های جنگ کلاسیک و منظم ، انجام برآوردهای ستادی از توانایی های  رزمی دو طرف بر اساس عوامل برترساز فیزیکی وغیر فیزیکی است و در این جنگ یک نوع همگونی و تعادل میان نیروهای دو طرف به طور نسبی وجود دارد و در نبردهایی که بین پیکار  جویان دو طرف  اجراء  می گردد ،  طرفی  پیروز میدان  نبرد است که از عوامل  برتر ساز فیزیکی  و غیر  فیزیکی  ( سلاح ، تجهیزات ، سازمان ، آموزش ، انگیزه ، روحیه ، کیفیت هدایت ورهبری عملیات ، تهیج نیروی انسانی بر مبنای آموزه های فرهنگی وایدوئولوژی و ….  )  برخوردار باشد . و از نقاط  ضعف این جنگ ، در هنگام بر هم خوردن توازن قوا ، نا کارآمد بوده وبه گونه ای دچار هزیمت و شکست می گردد .

با مراجعه به اصول وقواعد اساسی رزم ، بر این موضوع واقف خواهید شد که عملیاتهای آفندی ، پدافندی  و حرکات به عقب به عنوان رهنامه مدون در تهاجم ، دفاع و حفظ

 

تمامیت نیرو و سلاح و تجهیزات در زمانی که به سبب الزامات راهکنشی نیاز به عقب نشینی ، عقب روی و عملیات تاخیری باشد در سطوح مختلف تحصیلی ،  دوره های عرضی ، مقدماتی ، عالی ، دافوس تدریس واموزش داده می شود  .

با  توجه به تعاریف اعلام شده ، بدون تردید باید پذیرفت که جنگ بین دو کشو ایران وعراق یک جنک کاملا کلاسیک با قواعد و قواره های معین وتعریف شده ، طی 8 سال اجراء گردید ، با این پیش فرض که هیچ گاه نمی توان مدعی رعایت کلیه اصول و قواعد و اقدامات کنترلی و هدایت عملیاتها در طول جنگ 8ساله بود ، زیرا شرائط و اوضاع واحوال میادین نبرد و الزامات راهکنشی ، تاثیر عوامل جغرافیایی  ،عوراض  طبیعی و شرا ئط جوی در پاره ای از عملیاتها ، نوع واکنش های متفاوت  دشمن ، نبوغ وتدابیر فرمانده صحنه نبرد طلب را می کرد .  و ساختار عملیاتها و شیوه  مانور و عمل یگانها ، چگونگی کاربرد آتشهای پشتیبانی زمینی ، هوانیروز ، پشتیبانی نزدیک هوایی ، پدافند هوایی و مهندسی رزمی در مقابله با ارتش بعثی عراق که دارای یک ساختار مدون و شناخته شده و رهنامه مشخص بود  ، جملگی دلالت بر تقابل دو ارتش با شیوه نبرد کلاسیک دارد .

    **  برای تبیین روشن تری از موضوع ، ورود به مباحث راهکنشی ضروری به نظر می رسد .

1 – از شیوه سئوال چنین استنباط می گردد که جنگ کلاسیک را در حوزه عملیات آفندی صرف  منظور نظر باشد ، در صورتی که جنگ کلاسیک شامل هرچهار  حوزه ( عملیاتهای آفندی ، پدافندی ، حرکات به عقب و تعویض )  می باشد ، البته برای جلوگیری از گسترده شدن بحث از ورود به عملیات تعویض خود داری می کنم .

2 – در زمان شروع جنگ که دشمن با تراز بالاتری  ( برتری توان رزمی ) تهاجم خود را آغاز کرد یگانهای  نزاجا  مستقر  در خطوط مرزی با تاسی از آموزشهای کلاسیک در مقابل تهاجم گسترده دشمن با اتخاذ روش پرده پوشش ، مقاومت و عملیات تاخیری وپشتیبانی آتش بالگردهای  تهاجمی کبری  ، ماموریت های پشتیبانی نزدیک هوایی جنگنده های نیروی هوایی از یگانهای سطحی و حضور در عمق خاک عراق وانهدام اسکله های البکر والا میه  ودرگیری های دریایی نداجا  در خلیج فارس که یورش برق

 

آسای ارتش بعث را در زمین ، دریا و فضای جوی کشور را کند ، متوقف و تثبیت نمود تعریف مناسب و روشنی از اجرای 4 سطح جنگ (  تکنیکی ، تاکتیکی ، عملیاتی و راهبردی ) توسط ارتش ج . ا .ا بوده و دکترین آفندی وپدافندی آجا بر همین روش و قواعد استوار  بوده است .

3 – طی 8 سال جنگ که بخش اعظم آن مشمول عملیات پدافندی گردیده ، بر اساس اسناد ومدارک و تجربیات حاصله ، استقرا ر و آرایش نیروهای در خط پدافندی ، رعایت ملاحظات اساسی پدافندی ، ترکیب بندی یگانی ، شیوه استقرار سلاح های پشتیبانی آتش و ضد زره ، پدافند هوایی و برخورداری از پشتیبانی نزدیک هوایی نهاجا . روش بکارگیری بالگرد های جنگنده هوانیروز و  اقدام  یگانهای مهندسی رزمی در ایجاد سد وموانع و سد و ممانعت  و  عملیاتهای متعدد  و رزم دریایی نیروی دریایی  ، جملگی موید این مطلب است که در مقابل متجاوز که خود دارای رهنامه و اصول وقواعد شناخته شده می باشد پدافند منطقه ای اجرا گردیده است ، پس نمی توان به این ساختار معین  و تعریف شده در دو سوی  میدان نبرد روشی جزء جنگ کلاسیک نامید .

 4 – از مهر ماه سال 1359 تا 27 شهریور  ماه سال 1360 نیروی زمینی ارتش با بهره گیری از آتشهای پشتیبانی  زمینی ، هوانیروز و هوایی و به مدد نیروهای سپاه پاسداران وسایر نیروهای داوطلب  مردمی با طرح ریزی و اجرای تعداد 26 عملیات آفندی (تک محدود ) از شمال سرپل ذهاب تا ابادان نمود که منجر به اسارت  3194 نفر وکشته وزخمی شدن بیش از 5000  نفر  و انهدام بخشی از سلاح وتجهیزات دشمن و هم چنین آزاد سازی بخش های کوچکی از مناطق اشغالی گردید . نیروی هوایی با انجام عملیاتهای هوایی کمان 99 ، تهاجم هوایی بی نظیر به پایگاههای اچ 3 و پشتیبانی نزدیک هوایی از نیروهای سطحی در زمین ودریا  و نیروی دریایی قهرمان با انجام  سلسله عملیا تهای اشکان ، شهید صفری و مروارید در شمال خلیج فارس که از نهم آبان تا هفتم آذر سال 59 ادامه داشت با انهدام اسکله های البکر و الامیه که مهمترین پایانه های صدور نفت عراق در خلیج فارس بود ، همه دلالت بر مقاومتی بی بدیل در مقابل غول عظیم ماشین جنگی عراق داشت  که این اقدامات ارزشمند  در ان شرا ئط  دشوار کشور ونیروهای مسلح موجب توقف وتثبیت متجاوز گردید .

 

5 – در سال دوم جنگ با اجرای عملیاتهای متوالی  ( ثامن الائمه – طریق القدس – فتح المبین و بیت المقدس  )  که  طی 8 ماه به صورت مشترک طرح ریزی ، اجرا و هدایت گردید به گواه اسناد ومدارک نیمی از کل دستاوردهای جنگ 8 ساله در این 4 عملیات حاصل گردید (   ازاد سازی حدود 8500 کیلومتر مربع از15000 کیلومتر مربع  مناطق اشغالی – به اسارت گرفتن بیش از 37000 نفر از مجموع 72113 نفر اسیر عراقی و تغییر رویکرد سیاسی – نظامی منطقه وجهان نسبت به ایران و… . ) بدون تردید این دستاوردهای شگرف حاصل تعقل ،تدبیر ، تخصص ،  هماهنگی ، همدلی ، وحدت فرماندهی ، رعایت اصول جنگ ، طرح ریزی مطلوب و اجراء و هدایت نیروهای صحنه عملیات  بر مبنای قواعد جنگ کلاسیک بوده .

6 – دکترین آفندی  ( پبدا کنید – تثبیت کنید – رزم کنید – دنبال کنید و نابود کنید  ) که مبنای اصول وقواعد اساسی رزم بوده و به عنوان یک آیین نامه و شیوه آفندی تدوین گردیده است طی دوران دفاع مقدس به طور نسبی اجراء و نتایج حاصله از آن خروج متجاوز از اکثر سرزمینهای اشغالی و در نهایت به شرائط ایران تمکین نمود .

 7- با نگرش به مباحث مطرح شده و بدون تردید باید پذیرفت که همه عملیاتهای آفندی و پدافندی دوران دفاع مقدس که به صورت مشترک و مجزا  توسط ارتش و سپاه پاسداران و با بهره گیری از موج  عظیم  نیروهای داوطلب وبا  انگیزه مردمی  اجرا گردید از مرحله شناسایی ، طرح ریزی ، اجرا و هدایت  د رعملیات آفندی و شیوه استقرار و آرایش مواضع پدافندی ، منبعث از رهنامه مدون جنگ کلاسیک بوده و نمی توان تعریف دیگری بر آن اطلاق نمود .

 8   – مطالب فوق که جزء اصول اساسی و مبنای آموزشهای راهکنشی و عملیاتی ارتش بوده و در تمامی مقاطع تحصیلی تا بالا ترین سطوح فرماندهی عالی در صحنه نبرد این آیین نامه ها تدریس و در طرح ریزی و اجرای عملیاتهای آفندی ، پدافندی ، حرکات به عقب و تعویض مورد استفاده قرار می گیرد .

همان طوری که در تعریف و مشخصات جنگ کلاسیک آمده است و با نگرش به مطالب مطرح شده که براساس آیین نامه های آموزشی مدون  گردیده است  ،

 ** در پاسخ به سوال دوم شما مبنی بر این که ، آیا عملیا تهای 4 گانه ارتش در سال اول جنگ برای آزاد سازی مناطق اشغالی، کلاسیک بود ؟ چرا شکست خورد ؟

 

احتمالا منظور  4 عملیات  (  23مهر  پل کرخه – عملیات نصر – عملیات جاده ماهشر و توکل )  باشد ولی به حکم امانتداری ونگاه یکنواخت  به ثبت حوادث تاریخ جنگ ،  شایسته است به همه عملیاتهای آن مقطع زمانی ، یعنی عملیاتهای ( آزاد سازی سوسنگرد ، خوارزم در میمک ، تنگ حاجیان گیلان غرب ، کلینه وسید صادق در سرپل ذهاب ، عملیات چغالوند ، تک به کانال هندلی شکل در نزدیکی پل کرخه و عملیات بازی دراز و ….. ) هم پرداخته شود .

در مفاهیم و ادبیات نظامی با تعاریفی که از پیروزی می شود ، هر گونه اقدام بازدارنده ، تثبیتی و یا   تهاجمی  که موجب عدم  دستیابی طرف  مقابل به  اهدافش  باشد پیروزی  محسوب می گردد . چه بسا در بعضی از  مقاطع  این پیروزی  با دستاوردهای فیزیکی همراه نباشد بلکه به عنوان یک اقدام بازدارنده سبب ایجاد تردید ، رعب و وحشت در ذهن مهاجم گردد ، با این  توضیح کوتاه ، ضرورت دارد سوال را با نگاه  تخصصی و عاری از مولفه های احساسی و سیاسی   پاسخ داده شود .  

الف ) شکست در این 4 عملیات در ماه های آغازین جنگ  با  شرایط روحی و روانی نیرو ها ، تاکید مسئولین سیاسی ، مطالبه  مردم و عدم توازن در معادله های آمادگی رزمی یگان ها یک رابطه مستقیم داشت و فرمانده صحنه عملیات را به اجرای یک ریسک نا مطمئن مجاب نمود   ( سون تزو اندرزگوی شهیر چینی  می گوید : اگر هرگز ریسک نکنی هرگز پیروز نخواهی شد )  زیرا در شرایط سخت میدان نبرد همه چیز در حال تغییر می باشد بنابراین تصمیم مناسب و لحظه ای برای فرما ند هانی که با تراز پایین تری تک خود را آغاز نموده دشوار است ولی آیا صرف نظر از عدم دستاورد های ملموس فیزیکی در این 4 عملیات می توان تاثیر بازدارندگی آن ها در تثبیت کامل دشمن به خصوص در پشت رودخانه کرخه و عدم تصمیم او برای عبور از رودخانه و اشغال اندیمشک ، دزفول و آبادان نادیده گرفت. نگارنده در بهمن ماه سال 59 با حضور در یگان مستقر در غرب رودخانه کرخه تاثیر روانی عملیات 23 مهر  در تثبیت متجاوز و عدم مقابله جدی او  با یگان خودی  مستقر در سرپل اشغالی مشاهده ولمس نمودم . بنابر این درک شرائط ومقتضیات آن زمان احتمالا پذیرش چنین ریسکی را طلب می نموده ، همان طوری که با اذعان فرمانده و یا فرماندهان صحنه عملیات کربلای 4 به این موضوع که در شب عملیات  عراقیها بیش از 50 درصد ، به  اجرای عملیات واقف بودند

 

ولی به همان دلایل ذکر شده با لا  و با احتساب خواست ودخالت سیاسون در سطح عملیاتی  وعدول از سطح راهبردی  وکلان جنگ این عملیات هم با آن شیوه ودستاورد اجرا گردید . ( همان گونه که فرماندهان  با تولید قدرت نظامی پشتوانه چانه زنی   سیا سون  در مذاکرات هستند، و دخالت در تصمیم گیری های کلان سیاسی  را ندارند ، حضور ومداخله تصمیم گیران کلان وراهبردی کشور درسطوح راهبردی و عملیاتی جنگ مطلوب نیست  ، شاید در پاره ای از مقاطع جنگ اتفاق اقتاد ) ، بدون تردید طرح ریزی و اجرای این عملیات ها هم دارای قواره و اصول جنگ کلاسیک بوده ،  و نمی توان  این عملیات ها را نا منظم ، نا هم تراز  ، نا متقارن و … تلقی نمود ؟

ولی با اذعان به مطالب پیش گفته در پاسخ به علت شکست این عملیات ها باید گفت ، در آن شرایط که خطوط پدافندی ما دارای گسست و عدم انسجام بود و غول عظیم ماشین جنگی مهاجم در حال پیشروی و تهدید  شهر های مهم بود ، شاید تدبیر فرمانده صحنه عملیات در اتخاذ ریسک نا مطئن در آن شرایط زمانی چنین اقدامی را طلب می کرد. هر چند  فرماندهان در بر آوردهای اطلاعاتی صحنه جنگ باید به این واقعیت واقف باشند که :  ( چو دشمن بداند که رای تو چیست – که حتما برآن رای باید گریست )

ب) حال سوال بنده این است که به تعبیر  شما و دیگر فرماندهان (( عدم الفتح )) نیروهای سپاه پاسداران در عملیات کربلای 4 ، شکست و عقب نشینی هزیمت بار در فاو و حلبچه یا عملیات های بدر و خیبر که در سال های میانی و پایانی جنگ که نیرو ها از انسجام و قدرت رزمی بالاتری نسبت به ماه های آغازین جنگ برخوردار بودند ، این  (( عدم الفتح )) چگونه تعبیر می گردد  !!!

پ ) شما که در حوزه تحقیقات جنگ فعالیت دارید نیک می دانید که به اعتقاد همه کارشناسان نظامی عملیات کربلای 4 غم بار ترین و پر تلفات ترین عملیات دوران مقدس است و یا دیگر شکست هایی که در طول جنگ اتفاق افتاد . ولی بنده بر عکس از زاویه دیگری به شکست ها و یا به تعبیر بعضی از مسولین  عدم الفتح ها می نگرم  . آن جا که نیروهای ارتش در 4 عملیات در ماه های اول جنگ شکست خورد ند را با عدم الفتح یگان های سپاه در عملیات هایی که ذکر شد  مقایسه نماییم حتما آن

 

عملیاتها ( اوایل جنگ وسالهای میانی وپایان جنگ ) اثرات بازدارندگی و روانی بر دشمن داشته واین شکسته ها را جز اتفاقات و وقایع میدان نبرد می دانم و علت شکست ها را با دقت و نظر کارشناسی تحلیل کردن برای آینده پژوهی و درس آموزی از شکست در نبرد های  گذشته ضروری دانسته و به این موضوع تمایل دارم . ولی نگاه دوگانه به موضوعات جنگ به عنوان یک بحث تحلیلی  و پر رنگ و کم رنگ جلوه دادن بعضی از مقاطع به مصلحت نگارندگان تاریخ جنگ که خود از عناصر موثر در دوران دفاع مقدس  بوده ، نمی باشد  . بنده اعتقاد دارم چرایی شکست را در هر دو مقطع از دید  استفهامی نگریسته شود نه مطالبات دیگر .

ت ) در پاسخ به بخش پایانی سوال باید گفت با توجه به این که به طور مشروح اعلام گردید کلیه عملیاتهای آفندی و پدافندی در طول دوران جنگ از اصول وقواره جنگ کلاسیک برخوردار بودند ، بنا بر این  4 عملیات مورد نظر شما و سایر عملیاتهای سپاه که با عدم الفتح مواجه گردید ند نیز  کلاسیک بودند .

ث – جنگهای نامنظم نیز به عنوان  مکمل یک بخش از عملیات آفندی هنگامی که نیروهای منظم ما به سبب شرائط جغرافیایی و وضعیت توپوگرافی منطقه با پیکارجوبان ومعارضین تجزیه طلب  که حرکتهای مسلحانه آنان از سال 58 در  استانهای شمال غرب شروع شده بود با شیوه و قواعد این عملیاتها ، به مبارزه ومقابله با حضور پراکنده عناصر چریک در گستره جغرافیایی منطقه نبرد پرداخته شد .و  درساختار گردان وتیپهای  رزمی دسته و گروهان شناسایی و ضربت  وجود دارد که  ماموریت شان در زمان جنگ  منظم و نبرد کلاسیک  ( پدافند منطقه ای ) رخنه در خطوط پدافندی دشمن با سازماندهی گشتی شنا سایی ( کسب اطلاع دقیق از وضعیت دشمن )  و گشتی رزمی که با عملیات ایذایی ،تاخت ، دستبرد و … نسبت به گرفتن اسیر وغنائم از دشمن بخشی از عوامل ومنابع اطلاعاتی فرماندهان صحنه رزم  را تشکیل می دادند ،  عملکرد این یگانها  خارج از اصول وقواعد عملیات کلاسیک بوده و متکی به آموزشهای نامنظم بوده  وتکهای آنها  بر علیه متجاوز  ، ضربتی ، سریع و غافلگیرکننده و  مبتنی بر ایجاد تلفات و رعب و وحشت و …. بر دشمن می باشد .  

 

 

  ** نتیجه گیری :

از طرح مباحث ذکر شده چنین استنتاج می شود که تمامی عملیاتهای آفندی ، پدافندی ، حرکات به عقب و تعویض در دوران دفاع مقدس که توسط ارتش ج . ا .ا  ، سپاه پاسداران و یا به صورت مشترک اجراء گردیده دارای قواعد ، قواره ، ساختار و رهنامه منطبق با جنگ کلاسیک بوده زیرا کلیه یگانهای شرکت کننده  در عملیاتهای متعدد دارای سازمان ، سلاح و تجهیزات مشخص ، آموزشهای مبتنی بر عمل ، انجام شناسایی ، طرح ریزی ، تهیه برآوردها ، شورهای ستادی ، تهیه دستورات رزمی ، صدور دستورات ، اجراء و هدایت عملیات بودند . بنا بر این ، آیا نیاز به باز تعریف جنگ کلاسیک در  نوشته و یا محاورات احساس می گردد ؟ ویا نکته مبهم و غیر شفاف در کجای این رهنامه مدون مشاهده می گردد .

برای رسیدن به نتیجه مطلوب در بحث ، ضروری است کسانی که جنگ انقلابی را در دفاع مقدس ارجح تر از جنگ کلاسیک می دانند  تعریف و رهنامه مشخصی از این اصطلاح  ادعایی در بکارگیری جنگ انقلابی در عملیات های متعدد آفندی ، پدافندی و تاخیری  آن دوران  را به صورت مکتوب و مدون  اعلام نمایند . هر چند به کار بردن مفاهیم ، تعاریف و اصطلاحات در هر حوزه ای بایستی متناسب با ساختار و اهداف سازمانی منطبق باشد .

     وسخن پایانی را چنین بیان می کنم که:

                    خدایا جهان پادشاهی تو راست      ****         ز ما  خدمت آید  خدایی تو  راست  

                    جهان را بلندی  و پستی  تویی       ****          ندانم چه ای ، هر چه  هستی تویی                                                           

 

                                                   ((  والسلام  ))                         8 / 2 / 1396

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده