سرباز در خاطرات دفاع مقدس
شهادت فرمانده اوضاع كردستان در اوايل انقلاب به دليل حضور كوملهها و نيروهاي ضد انقلاب بسيار نا امن و به هم ريخته بود و من در مدت دوماهي كه از خدمتم در آن منطقه ميگذشت، تقريبا هر روز شاهد درگيري و تيراندازيهاي پراكنده در آنجا بودم. يكي از مسيرهايي كه معمولا ضد انقلابها در آنجا عليه نيروهاي ما كمين ميزدند، جاده مهاباد ـ بوكان بود، به همين دليل تصرف اين جاده و تپههاي منتهي به آن اهميت ويژهاي داشت و ميتوانست تحركات دشمنان را در آن منطقه تا حد بسيار زيادي كاهش دهد.

همين امر سبب شد تا نيروهاي ما با دستور فرمانده گروهان به آن منطقه اعزام شوند و در نهايت در يك عمليات هماهنگ و منظم مسير را آزاد كرديم و به فعاليت نيروهاي ضد انقلاب خاتمه داديم. از طرف ديگر براي اينكه دشمن بار ديگر در اين مسير و ارتفاعات آن مستقر نشود، دو دسته از گروهان ما در يك تپه و بقيه در تپه ديگر مستقر شدند تا منطقه در تسلط و كنترل نيروهاي ما قرار بگيرد و كوچكترين فعاليت دشمن شناسايي شود.

فرمانده گروهان كه خود در يكي از اين تپه‌ها مستقر بود، هر روز به همراه عده‌اي ديگر براي بررسي مسير و سركشي تپه مقابل كه فاصله زيادي از هم داشتند، مسير شش كيلومتري دو تپه را طي مي‌كرد و باز مي‌گشت.

روز 25 فروردين 1362  فرمانده گروهان مطابق معمول به سركشي روزانه رفته بود كه نيروهاي ضد انقلاب در مسير بازگشت او مين كار گذاشتند و فرمانده ما به همراه تعدادي ديگر از سربازان و نيروهاي ارتشي با گير افتادن در تله دشمن به شهادت رسيدند.

خبر شهادت هم‌رزمانمان ضربه روحي شديدي به كل گروهان وارد كرده بود كه به نظر من با كمي احتياط بيشتر و قرار دادن تامين در مسير مي‌شد مانع بروز اين اتفاق ناگوار شد.

 

تاريخ حادثه: 25/1/62  مهاباد

 

   بيا تا برايت حكايت كنم     حكايت ز يك بي‌نهايت كنم

  حكايت ز مردي شقايق سرشت     از آن آشنايان اهل بهشت

  ز مردي كه پرواز را مي‌سرود     در اندازه‌هاي زميني نبود

 پر از عشق و شيدايي و سادگي     پر از سرفرازي و آزادگي

ز مردي كه ديگر سفر كرده است      «سفر بر مدار خطر كرده است»

شب است و سكوت است و تنهايي است        و زنجير و زخم و شكيبايي است

  برايم از آن بي‌قراري بگو     از آن صبر و چشم انتظاري بگو

 از آن زخم‌هاي موازي بگو      از آن صبر و آن سرفرازي بگو

 شب است و سكوت و سكوت و سكوت       دعا و ركوع و سجود و قنوت2

 

پا نوشته ها:

1- سرباز وظیفه احمد امام جمعه، جمعی تیپ 55 پیاده هوابرد

2- پرویز بیگی حبیب آبادی؛ دلتنگی آسمان، هزاره ققنوس، 1384

 

منبع: سرباز و خاطرات دفاع مقدس،صدیقی، سیامک،1388، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده