در کمین گل سرخ
بخش پنجاه و سوم: اکنون او به یکی از آرزوهای بزرگش دست یافته بود و به آیندۀ این وحدت که سفارش همیشگی امام بود، بسیار خوشبین بود و نیز بسیار نگران. اما هر چه که بود به خدا توکل کرد و در این راه پیشقدم شد. در این جلسات همیشه نگران بودیم که اگر بچه های سپاه و ارتش را تنها بگذاریم، ممکن است روی اختلاف فرهنگ هایی که دارند، به صورت داغ با هم درگیر شوند. این بود که سعی می کردیم من و برادر رضایی روی جلسات اشراف داشته باشیم. همیشه در جلسات حضور داشتیم. دو وزنه بودیم که همه توجه داشتند و رعایت حال را می کردند.

اکنون نوبت کارزار بود. او در ابتدای انتصابش قول حملۀ بزرگی را به ملت داده بود. حالا دیگر همۀ چشم ها به جبهه ها بود.  بعد از عملایات ثامن الائمه، انتظارات مردم و مسؤولان از نیروهای مسلح بیش تر شده بود. حالا که آبادان از محاصره در آمده بود، آزادی خرمشهر خواستۀ بزرگ آنان بود. اما آیا امکانات لازم برای این کار فراهم بود؟

تنها راه پیدا کردن هدف، توجه به اصل صرفه جویی در قواست. نیروهایمان کم بود. نیروی ارتش پشت خاکریزها بودند و معمولاً در هر تک فرمانده مجاز نیست با نیرو هایی که در خط دارد، تک را انجام دهد.

 ممکن است که تک نگیرد و پیشروی درست انجام نشود، در نتیجه، هم خط از دست می رود و هم نیروها. خطر هم هست که دشمن پیشروی کند. این یک ریسک خطرناک بود.

در آن موقع تنها نیرویی که می توانست آزاد در دست ما باشد- آن هم نه آزادی که با اطمینان آن را عقب بیاوریم. بلکه باید نزدیک های خط  می بود که اگر یک موقع گیر کردیم، از آن استفاده کنیم- یک تیپ زرهی از لشگر92 بود؛ به اضافه حدود سه تیپ از بچه های سپاه.

سه تیپی که بچه های سپاه داشتند، تازه تشکیل و تازه کار بود. یعنی تا آن موقع تجربۀ تیپی نداشتند. اولین بار بود که می خواستند از گردان به تیپ ارتقا سازمان دهند. تعدادی هم گردان مستقل داشتند…

طبیعی است که با چهار تیپ نیرو نمی شد برای آزاد سازی خرمشهر عملیات کرد. بنابراین باید دنبال منطقه ای می گشتند که نیروی کم تری ببرد و نتیجۀ بیش تری داشته باشد. این منطقه را در جبهۀ میانی خوزستان یافتند. منطقه ای به پهنای شمال و جنوب رودخانۀ کرخه و به عمق تا آن سوی تنگۀ چزابه.

این منطقه دارای ویژگی هایی بود که نظر کارشناسان را به خود جلب کرد. اول این که، شهر بستان در این مسیر بود و آزاد می شد. در این صورت این نخستین شهری بود که از اشغال آزاد می شد و از نظر تبلیغاتی و سیاسی در جهان قابل توجه بود و در داخل نیز می توانست روحیۀ مردم را بالا ببرد و نیروهای تازه نفسی را به جبهه ها گسیل کند.

گذشته از این چون منطقه دارای تپه های رملی و شن های روانی بود، به طور طبیعی پراکندگی بین نیروهای دشمن وجود داشت. بنابراین حتی با نیروهای کمی که ایران داشت نیز می شد عملیات کرد.

علاوه بر این ها اگر عملیات کربلای1 موفق می شد، دو دستاورد نظامی بزرگ دیگری هم داشت. دشمن اگر تا مرز عقب رانده می شد، ارتباط زمینی اش با نیروهای جبهۀ شمالی و جنوبی اش قطع می شد و این برای عملیات بعدی و مخصوصاً برای عملیات آزادسازی خرمشهر بسیار مؤثر بود، زیرا تا نیروهای جبهۀ مالی به کمک نیروهای جبهۀ جنوب بیایند، باید از داخل خاک عراق دور می زدند که خود این چند روزی زمان می برد.

دیگر این که تنها راه ورود دشمن به خاک ایران در این منطقه، تنگۀ چزابه بود اگر این تنگه حفظ می شد، دشمن پشت باتلاق هورالعظیم گیر می کرد و درنتیجه لشگر92 زرهی تماماً و دو تیپ از لشگر16 و نیز تعدادی از نیروهای سپاه که فعلاً در این جبهه مشغول پدافند بودند، کاملاً آزاد می شدند تا برای حمله های بعدی در دست فرماندهان باشند.

اما همۀ این هایی که برشمرده شد، هنگامی به دست می آمد که این عملیات با موفقیت انجام می شد و به تمام اهدافش می رسید. ولی به عقیدۀ تعدادی از متخصصان، عملیات در جبهه ای با این وسعت، کار ساده ای نبود. زیرا قبل از این هم فرماندهان پیشین ارتش متوجه اهمیت این منطقه شده بودند و چند بار بخت خود را آزموده بودند ولی به موفقیت چشم گیری دست نیافته بودند.

طراحان عملیات نظامی می گویند، حمله به مواضع دشمن به دو صورت رخنه ای یا تک از روبه رو و احاطه ای یا نفوذ به عقب دشمن صورت می گیرد. در طرح اولی که «با تک به مواضع مستحکم پدافندی دشمن و شکافتن و ایجاد رخنه در آنها به سوی هدف های تعیین شدۀ نهایی پیشروی صورت می گیرد.»

لازمۀ موفقیت، داشتن امکانات و تجهیزاتی حداقل دوبرابر دشمن روبه روست. اما در دومی لزوماً این طور نیست زیرا:

«اجرای مانور احاطه ای بر علیه دشمن و تک به جناح و عقبۀ او سبب از هم پاشیدگی سریع نیرو و سیستم فرماندهی و سقوط مواضع دشمن شده و نتایج درخشان و چشمگیر و موفقیت آمیز را به بار می آورد.»

طبیعی است که طرح مانور احاطه ای بر مانور رخنه ای ترجیح دارد و اصولاً «هر فرمانده و طراح عملیاتی در موقع طرح ریزی عملیات همواره در صدد پیدا کردن راهی برای تهدید جناح و عقبه دشمن و کسب پیروزی سریع و قابل اطمینانی به همین طریق است.

و به این خاطر طرفین درگیر همواره توجه خاصی به برقراری تأمین جناح و عقبۀ خود داشته و اقداماتی مبذول می دارند تا پهلوها و عقبۀ خود را از گزند دسترسی خصم مصون و محفوظ دارند.»

اما به گمان فرماندهان در این منطقه راهی برای نفوذ به عقبه و جناح دشمن وجود نداشت لذا برای این عملیات ناچار مانور تک از روبه رو را برگزیده بودند.

منبع: در کمین گل سرخ، مؤمنی، محسن،1382، سوره مهر، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده