نبردهای صحنه عملیات غرب
بخش سی و دوم: عمليات آفندي تیپ3لشكر 81 زرهي (در شمال سرپلذهاب، 15 اسفندماه 1359) مقامات مسئول نظامي ايران تصميم گرفتند، تا احراز آمادگي كافي براي اجراي عمليات گسترده، فقط به اجراي عمليات آفندي محدود و محلي اكتفا كنند. هدف اينگونه عمليات، وارد كردن ضربات سبك ولي مداوم به دشمن، انهدام تدريجي نيروهاي دشمن، خسته و فرسوده كردن نيروهاي دشمن و بالاخره بسيج نيروهاي بيشتر و آماده شدن براي اجراي عمليات وسيع و مؤثر و سرنوشتساز در میدانهاي نبرد بود.

در شرح وقايع جنگ تا بهمن‌ماه 1359، بيان گرديد كه هر قدر زمان جنگ طولاني‌تر می‌شد، نگراني مقامات مسئول سياسي و نظامي ايران از طولاني‌تر شدن توقف نيروهاي اشغالگر در سرزمين ايران بيشتر مي‌گرديد. ولي از طرفي، طول زمان اين حقيقت را نيز روشن مي‌كرد كه برتري نسبي توان رزمي بين نيروهاي ايران و عراق كاملاً به نفع نيروهاي متجاوز عراق است و نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران داراي آن‌چنان توانايي كافي نيستند تا بتوانند سريعاً نيروهاي متجاوز را از خط مرز بين‌المللي عقب برانند. اما در عين حال ملت، حكومت و نيروهاي مسلح ايران نمي‌توانستند وضعيت پيش‌آمده را تحمل كنند و حضور نيروهاي اشغالگر را در سرزمين ايران به‌عنوان يك واقعيت الزامي بپذيرند.

 بنابراين مجبور بودند؛ تحت هر شرايطي، به هر نحوي كه مقدور باشد؛ اراده مصمم خود را براي بيرون راندن نيروهاي متجاوز نشان دهند. براي اين منظور، بعد از عمليات آفندي گسترده نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در دي‌ماه 1359 در صحنه عمليات جنوب و غرب و عدم وصول به نتيجه نهايي مورد‌نظر، مقامات مسئول نظامي ايران تصميم گرفتند، تا احراز آمادگي كافي براي اجراي عمليات گسترده، فقط به اجراي عمليات آفندي محدود و محلي اكتفا كنند. هدف اين‌گونه عمليات، وارد كردن ضربات سبك ولي مداوم به دشمن، انهدام تدريجي نيروهاي دشمن، خسته و فرسوده كردن نيروهاي دشمن و بالاخره بسيج نيروهاي بيشتر و آماده شدن براي اجراي عمليات وسيع‌ و مؤثر و سرنوشت‌ساز در میدان‌هاي نبرد بود.

بر اساس اين تدبير كلي، از اسفند ماه 1359 عمليات آفندي محدود و محلي توأم با تقدم نگهداري مواضع پدافندي موجود و خنثي كردن هر گونه عمليات آفندي دشمن، روش عمليات كليه یگان‌های نيروي زميني  ارتش جمهوري اسلامي ايران در صحنه‌هاي نبرد گرديد.

لشكر 81 زرهي هم، ‌چون ساير یگان­هاي نيروي زميني، بر مبناي تدبير كلي كه بيان شد، به یگان‌های تابعه دستور داد، با بررسي وضعيت كلي منطقه نبرد و توان رزمي نيروهاي خودي و دشمن، ضمن نگهداري خط پدافندي موجود، در هر فرصت مناسب عمليات آفندي محدود و محلي را طرح‌ريزي و اجرا نمايند.

 بنابراين، براي مدت زمان چند ماهه، عمليات آفندي در رده گردان و تيپ طرح‌ريزي و اجرا شد. از جمله عمليات آفندي محدود كه در منطقه عمليات غرب تهيه و اجرا گرديد، عملياتي بود كه تیپ3لشكر 81 زرهي گسترش يافته در منطقه عملياتي سرپل‌ذهاب طرح و در 15 اسفند‌ماه 1359 آن‌را اجرا كرد. نظر به اين‌كه اين تك محدود در حوالي روستاي سيد‌صادق و در شش كيلومتري شمال سرپل‌ذهاب اجرا گرديد، به نام عمليات سيد‌صادق نام‌گذاري شد.

لازم به يادآوري است كه بعد از متوقف شدن پيشروي نيروهاي متجاوز عراق در منطقه نبرد سرپل‌ذهاب، نظر به اين‌كه نيروهاي متجاوز عراق ارتفاعات قراويز، بنه‌دستك، كوره‌موش و ارتفاعات حوالي روستاي سيد‌صادق را در شمال و غرب سرپل‌ذهاب اشغال كرده بودند و اين ارتفاعات تا شهر سرپل‌ذهاب فقط حدود شش كيلومتر فاصله داشت، لذا شهر سرپل‌ذهاب در معرض خطر جدي قرار داشت. اگر نيروهاي متجاوز عراق با يك تهاجم گسترده به‌وسيله واحدهاي زرهي و مكانيزه دست به حمله مي‌زدند، مي‌توانستند اين شهر را با تلاشي نه‌چندان زياد اشغال نمايند.

گرچه در آغاز جنگ عملاً ثابت شد كه نيروهاي عراقي شايستگي چنين تهوري را نداشتند، ولي به هر حال بنا به مصداق " دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد" اين امكان براي ارتش عراق وجود داشت، به‌ويژه اين‌كه بعد از گسترش پدافندي نيروهاي ايران در خطوط بيش از هزار كيلومتري، گرچه موقعيت پدافندي نيروهاي ما در مواضع اشغال شده مستحكم‌تر شده بود، ولي به‌علت طولاني بودن خط دفاعي، مناطق خالي زياد نيز وجود داشت كه نيروهاي دشمن مي‌توانستند از آن رخنه‌ها وارد شوند و مشكلاتي براي نيروهاي ما فراهم آورند.

بنابراين خطوط پدافندي نيروهاي ما به هم پيوسته نبود و فوق‌العاده آسيب‌پذير بود. براي كم كردن ميزان آسيب‌پذيري خطوط پدافندي، لازم بود نيروهاي ما حداقل نقاط كليدي منطقه را در دست داشته باشند و با تكيه بر آن‌ها هرگونه فعاليت تهاجمي را خنثي نمايند. از جمله نقاطي كه در منطقه نبرد سرپل‌ذهاب حائز اهميت فوق‌العاده براي منظور ياد شده در بالا بود، ارتفاعات شمال و شمال‌غربي سرپل‌ذهاب، شامل ارتفاعات سيد‌صادق و كوره‌موش بود.

همان‌گونه كه در مطالب قبلي به‌ويژه در بررسي اولين عمليات آفندي تیپ3لشكر 81 زرهي در اين منطقه نبرد در 28 آذر‌ماه 1359 بيان گرديد، تلاش اين تيپ در تقدم اول آن بود كه نقاط كليدي سيد‌صادق و كوره‌موش را تحت كنترل خود درآورد تا يك خط پدافندي قابل اعتماد در شمال و شمال‌غربي شهر سرپل‌ذهاب برقرار سازد. اما نيروهاي دشمن نيز كاملاً از اهميت تاكتيكي اين ارتفاعات آگاه بودند و از روزهاي اول جنگ و بعد از شكست در اشغال شهر سرپل‌ذهاب، اين ارتفاعات را تحت كنترل خود گرفتند و براي نگهداري آن نهايت تلاش خود را به‌كار بردند و حملات عناصر تیپ3لشكر 81 زرهي را براي بازپس‌گيري آن ارتفاعات خنثي كردند كه آخرين تلاش تيپ ياد شده در 28 آذرماه با عدم موفقيت مواجه گرديد.

در اسفندماه 1359 فرمانده تیپ3لشكر 81 زرهي بار ديگر تصميم گرفت كه يك زورآزمايي محدود در ارتفاعات ياد شده انجام دهد و در صورت مقدور نيروهاي دشمن را از آن ارتفاعات به سمت شمال يا غرب عقب براند. در صورت موفقيت اين عمليات، ارتفاعات كوره‌موش را به‌عنوان پايگاهي براي حمله به ارتفاعات قراويز و بنه‌دستك در شمال‌غربي و غرب سرپل‌ذهاب قرار دهد. بدين‌وسيله حداقل تأمين كامل قسمتي از منطقه دشت ذهاب را در بين ارتفاعات قراويز و ارتفاعات شرقي دشت برقرار سازد. اما تیپ3زرهي براي اجراي اين عمليات نيروي رزمي كافي در اختيار نداشت. طبق سازمان رزمي كه لشكر 81 زرهي داشت، به تیپ3زرهي آن لشكر فقط دو گردان تانك و دو گردان مكانيزه واگذار شده بود. اين گردان‌ها نيز در عمليات پنج ماه گذشته تلفات و خسارات سنگيني ديده بودند و جايگزيني قابل ملاحظه‌اي نيز انجام نگرفته بود.

اين تيپ با اين گردان‌ها مسئوليت پدافندي منطقه نبرد سرپل‌ذهاب از شمال محور گیلانغرب، قصر‌شيرين تا شمال شهر سرپل‌ذهاب در جبهه قوسي شكل به طول بيش از 25 كيلومتر را بر عهده داشت، در حالي كه بهترين زمين‌هاي عملياتي پدافندي در غرب خط تماس در اختيار دشمن بود. نيروهاي دشمن مي‌توانستند با نيرويي در حدود استعداد يك لشكر، از جهات مختلف شهر سرپل‌ذهاب مورد تهديد قرار دهند.

با وجود برتري مطلق دشمن نسبت به عناصر تیپ3زرهي، فرمانده تيپ تصميم گرفت يك‌بار ديگر در منطقه سيد‌صادق و كوره‌موش زورآزمايي كند. نظر به اين‌كه براي اين زورآزمايي نمي‌توانست از تمام امكانات موجود تيپ كه در خط دفاعي گسترش داشتند و درگير بودند استفاده كند، فرمانده تيپ براي زورآزمايي مورد نظر فقط يك گروه رزمي گرداني به نام اميد اختصاص داد كه عناصر آن عبارت بودند از:

  • گردان 811 پياده جديد‌التأسيس به نام گردان اميد
  • يك گروهان تانك چيفتن اعزامي از لشكر 21 پياده
  • نیروهایی از سپاه پاسداران سرپل‌ذهاب
  • يك گردان توپخانه 155 ميليمتري در پشتيباني مستقيم گروه رزمي اميد

نظر به اين‌كه هدف از اين عمليات، انجام يك تك محدود بود، منطقه هدف تپه‌هاي اطراف روستاهاي كلينه و سيدصادق انتخاب گرديد. چنان‌چه مراحل اوليه عمليات با موفقيت مواجه می‌شد، ادامه تك به سمت غرب و دامنه شرقي ارتفاعات كوره‌موش گسترش مي‌يافت و روستاهاي گل‌خاطر و دستك نيز تصرف مي‌گرديد.

نيروهاي دشمن در اين منطقه محدود، طبق برآوردهاي اطلاعاتي شامل يك گردان پياده بود كه با عناصر دو گردان پياده ديگر كه در شمال و غرب اين هدف گسترش داشتند تقويت مي‌گرديد. طبق برآوردهاي اطلاعاتي، اين عناصر دشمن از تيپ5 لشكر4 پياده كوهستاني عراق بودند كه مأموريت پدافند از ارتفاعات كوره‌موش را بر عهده داشتند. يك گردان تانك نيز در تقويت نزديك اين تيپ در تپه بنه‌دستك واقع در سه كيلومتري شمال‌غربي ارتفاعات كوره‌موش مستقر بود كه مي‌توانست در مدتي كمتر از دو ساعت در هر نقطه منطقه نبرد شمال‌غربي سرپل‌ذهاب وارد عمل گردد. در حالی‌که تیپ3زرهي هيچ‌گونه امكانات اضافي علاوه بر آن‌چه كه براي اين تك محدود پيش‌بيني كرده بود در اختيار نداشت. بنابراين گروه رزمي اميد مجبور بود فقط با نيروهاي موجود خود اين تك محدود را هدايت كند. گرچه متأسفانه در اسناد و مدارك در دسترس چگونگي جزئيات طرح‌ريزي و اجراي اين عمليات وجود نداشت و علت آن‌هم محدود بودن وسعت اين عمليات از لحاظ استعداد یگان عمل‌كننده و منطقه عمليات مي‌باشد، ولي به هر حال مدارك در دسترس نشان مي‌دهد؛ اين عمليات با تهور قابل ملاحظه‌اي و قبول خطرات احتمالي طرح‌ريزي و اجرا گرديد.

عمليات مورد‌نظر در ساعت 30/6 روز 15 اسفندماه 1359 با همان سازماني كه بيان شد، آغاز گرديد. گروه رزمي اميد از دامنه غربي ارتفاعات شرق دشت ذهاب و در امتداد عمومي تپه‌رش، سراوله، سيد‌صادق، كلينه پيشروي كرد و تا ساعت 15/11 همان روز موفق شد؛ نيروهاي دشمن را در حوالي روستاهاي سيدصادق و كلينه منهدم يا مجبور به عقب‌نشيني كند و تپه 577 را در جنوب‌غربي سيدصادق تصرف نمايد. با تصرف اين تپه كنترل ديده‌باني شمال و غرب آن منطقه تا روستاهاي گل‌خاطر و دستك به‌دست نيروهاي ما افتاد. يك محور مواصلاتي نيروهاي دشمن به منطقه سرپل‌ذهاب كه از شمال‌شرقي دشت ذهاب به سمت جنوب ادامه داشت، تحت كنترل نيروهاي ما قرار گرفت و نيروهاي دشمن در استفاده از اين محور براي رساندن تداركات به منطقه كوره‌موش محروم شدند.

البته لازم به يادآوري است كه نتيجه كلي اين عمليات در سرنوشت كلي منطقه نبرد شمال‌غرب سرپل‌ذهاب تأثير چنداني نداشت و همان‌گونه كه گفته شد اين عمليات براي وصول به يك هدف محدود اجرا شد، اما نتيجه كلي عمليات نسبت به هدف مورد نظر بسيار خوب بود؛ زيرا در اين عمليات يك افسر و سه درجه‌دار و 54 سرباز از افراد دشمن به اسارت نيروهاي ما درآمدند كه خود بيانگر ازبين رفتن حداقل يك گروهان و خسارت شديد به يك گردان پياده مستقر در حوالي سيدصادق مي‌باشد. در حالي كه تلفات نيروهاي ما در اين نبرد فقط سه نفر شهيد و 13 نفر زخمي از عناصر ارتشي بود. توضيح اين‌كه در اين سري عمليات كه سپاه پاسداران نقش فعالي در آن‌ها داشت چگونگي فعاليت آن یگان رزمنده و تلفات و خسارات وارده به آن، در مدارك ارتشي ثبت نگرديده است.

بعد از تصرف تپه 577 و تپه‌هاي ديگر مشرف به روستاهاي سيدصادق و كلينه به‌وسيله رزمندگان ما، نيروهاي دشمن تلاش كردند؛ با اجراي پاتك‌های مكرر آن مناطق را از نيروهاي ما بازپس بگيرند، ولي عناصر تیپ3لشكر 81 زرهي توانستند منطقه‌اي را كه تصرف كرده بودند، نگه دارند. بدين طريق اين تيپ موفق شد، اولين عمليات آفندي محدود را در شمال شهر سرپل‌ذهاب با موفقيت اجرا نمايد و اين عمليات را مبنايي براي موفقيت‌هاي بعدي قرار دهند كه در شرح نبردهاي آينده به آن‌ها مي‌پردازيم.

 

 

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده