پیشتازان غرب کرخه
بخش هفتم: فتح المبين و بيت المقدس مأموريت هاي گردان 141 1ـ اعزام به بانه در تيرماه 1359 به مدّت سه ماه 2ـ اعزام به منطقه عملياتي جنوب و در كنترل عملياتي لشكر92 از تاريخ 1/7/59 3ـ اعزام به دوسلك در تاريخ 3/7/59 همزمان با هجوم لشكر1 مكانيزه عراق به فكه و دوسلك و شركت مؤثّر در به تأخير انداختن پيشروي دشمن كه به تفصيل در بخش تجاوزات مرزي از دلاوري هاي اين گردان بحث به ميان آمد .

گردان 133 پياده مكانيزه

فرماندهان :

سروان ابوالقاسم كيهان زاده                 از ابتداي تبديل گردان پياده به مكانيزه

سروان علي محسني                          در نيمه دوّم سال 60

مقدّمه :

1ـ برابر تدبير نزاجا مقرّر گرديد گردان133 پياده تيپ2 كه در پادگان افسريه استقرار داشت با دريافت نفربرهاي پي ام پي يك خريداري شده قبل از شروع جنگ تحميلي كه در پادگان افسريه مستقر بودند از پياده به مكانيزه تبديل شود لذا با شروع جنگ تحميلي و اعزام اين گردان به منطقه عملياتي دزفول و با دريافت نفربرهاي   پي ام پي1 و تعدادي از نفربرهاي بي تي آر60 طرح خشايار و سيميلاتور موشك ماليوتكا اجراي آموزش فشرده اي را در منطقه سبزآب آغاز و تعدادي خدمه شامل (فرمانده ـ راننده ـ توپچي) تربيت و به تدريج تا تكميل سازمان و آموزش در منطقه عملياتي از پياده به مكانيزه تبديل شد و از لحظه حضور در منطقه از سازمان تيپ2 منفك و با تشكيل گروه رزمي افشين (به فرماندهي سرهنگ عليمرادي شامل   گردان هاي242 و243 و250 تانك و گردان 133 پياده مكانيزه) در سازمان رزم گروه فوق قرار گرفت .

2ـ پس از انحلال گروه رزمي افشين و تشكيل تيپ4 زرهي يگان فوق در سازمان رزم تيپ4 منظور و آماده اجراي مأموريت گرديد .

3ـ اين يگان در قالب گروه رزمي افشين در تك به كانال هندلي در سرپل نادري موفقيت چشمگيري داشت و با سازمان تيپ4 در روز اوّل عمليات فتح المبين تعدادي از عناصر دشمن را به اسارت خود درآورد .

 

پ ـ تيپ 3

فرماندهان :

شهيد سرلشكر حسن آبشناسان        از تاريخ 26/5/59 تا 15/8/59

سرهنگ موسي روحاني شمس         از آبان ماه سال 1359

سرهنگ افشار قاسملو                   سرپرست تيپ تا نيمه اوّل مهرماه 1360

سرهنگ سعيد پورداراب                          از 15/7/60 و عمليات فتح المبين و بيت المقدس

مقدّمه :

قبل از انقلاب شكوهمند اسلامي تيپ3 پياده لشكر گارد منحله با نام تيپ3 رضاپور در پادگان عشرت آباد استقرار داشت . با پيروزي انقلاب در روز 22 بهمن 57 و با سقوط پادگان عشرت آباد و از بين رفتن وسايل و تجهيزات تيپ و دستگيري تعدادي از فرماندهان عملاً تيپ3 منحل و تعدادي از پرسنل به لشكر28 سنندج و تعدادي نيز به يگان هاي ديگر نزاجا منتقل گرديدند .

1ـ پس از ادغام لشكر1 و2 مركز و انحلال گارد جاويدان تيپ3 لشكر2 مركز با استفاده از پرسنل و وسايل لشكر1 مركز شكل گرفت و گردان يك پيماني گارد منحله جاويدان به گردان171 پياده و گردان2 پيماني به گردان174 تبديل و بدين ترتيب دو گردان تيپ3 سازماندهي گرديد .

2ـ پس از حركت تيپ هاي1 و2 به منطقه عمليات تيپ3 در تاريخ 11/7/59 با راه آهن جمهوري اسلامي به منطقه جنوب حركت و در ساعت 1800 روز 12/7/59 وارد ايستگاه انديمشك شد .

با توجّه به وضعيّت بحراني منطقه دزفول و بمباران هاي ارتش عراق به مناطق حساس از جمله راه آهن انديمشك بلافاصله دستور تخليه بار صادر و پرسنل نيز با استفاده از جان پناه هاي موجود بلافاصله پراكنده شدند و به منظور جلوگيري از آسيب پذيري ستون از بمباران هاي هوايي قرار شد كه تغيير مكان از راه آهن تا منطقه پراكندگي در شب انجام پذيرد ولي با بمباران راه آهن انديمشك توسط هواپيماي دشمن به 3 دستگاه خودرو تيپ آسيب وارد آمد .

3ـ در اوايل تاريكي شب راه پيمايي تيپ با ستون موتوري از راه آهن انديمشك به طرف پل نادري شروع و به علّت عدم آشنايي تعدادي از رانندگان به جادّه و عدم آموزش به رانندگي در تاريكي شب يك دستگاه خودرو در منطقه پل بالارود واژگون و يكي از سرنشينان به شهادت مي رسد و يگان هاي تيپ پس از راهپيمايي در شمال جادّه انديمشك ـ اهواز در شهرك آزادي (حد فاصل بين كرخه و سبزآب) مستقر مي گردند .

گردان 171 پياده

فرماندهان :

شهيد سرگرد         سيّد نورالدّين مكّي                 از پيروزي انقلاب تا نيمه اوّل سال60

سروان                حسن براتي                          از نيمه اوّل سال60 و عمليات فتح المبين

سازمان             :

با انحلال گارد جاويدان و تشكيل لشكر1 مركز گردان 171 از پرسنل و تجهيزات گردان يك پيماني گارد جاويدان كه در سعدآباد مستقر بود شكل گرفت و با ادغام لشكر1 و2 مركز در تركيب سازماني تيپ3 پياده لشكر21 حمزه منظور گرديد .

مأموريت هاي گردان171 پياده

1ـ اعزام به مأموريت مهاباد ـ پيرانشهر ـ جنگل هاي آلواتان ـ سردشت در تيرماه 1358

2ـ اعزام به سنندج و جنگل هاي آلواتان ـ سردشت در اسفندماه 1358

3ـ پس از عمليات 23 مهر سال59 پاسگاه گردان در آبادي رداده در ساحل شرقي رودخانه كرخه مستقر و يگان هاي گردان در حوالي آبادي قلعه نصير           رو به روي آبادي ملحه پدافند شرق كرخه را عهده دار شدند .

4ـ پس از گذشت 5 روز از استقرار اوّلين گروه گشتي شناسايي گردان171 با راهنمايي يكي از اهالي بومي منطقه به نام حسن سرخه به آبادي ملحه به غرب كرخه اعزام مي گردد و با قايق جميني واگذاري لشكر و بستن كابل بالاي سر روي رودخانه و ساختن دوبه كوچك يك دستگاه خودرو جيپ براي حمل غذا و تخليه مجروحين به غرب كرخه فرستاده مي شود و تا تاريخ 15/12/59 استعداد يگان هاي غرب كرخه را از يك گروه به يك گردان تقويت شده مي رسانند .

5ـ در فروردين ماه سال60 يك دستگاه پل پي ام پي توسط گردان مهندسي لشكر در منطقه تيپ3 جهت عبور وسايل سنگين روانه مي گردد و 80% يگان هاي گردان به تدريج تا نيمه اوّل سال60 در غرب كرخه مستقر مي گردند .

6ـ به منظور نزديك شدن به دشمن براي اجراي عمليات آتي فعاليت ها افزايش        مي يابد و يگان هاي گردان با اعزام گشتي و دادن تلفات و از خود گذشتگي بي حد و حصر پل چهار دهنه و تپّه سبز را تأمين و با زدن خاكريز يگان هاي گردان حداكثر در فاصله150 متري دشمن مستقر مي گردند و با اجراي آموزش در خط و حصول آمادگي ، خود را براي عمليات سرنوشت ساز آماده نمودند.

 

گردان 174 پياده

فرماندهان :

سرگرد رحيم رحماني  (بعد از پيروزي انقلاب اسلامي)

سرگرد فريدون كلهر در نيمه اوّل سال60 و عمليات فتح المبين و    .

سازمان :

با انحلال گارد جاويدان و تشكيل لشكر1 مركز اين گردان با استفاده از پرسنل و وسايل گردان2 پيماني گارد منحله جاويدان سازماندهي گرديد و با ادغام لشكر1و2 مركز در تركيب سازماني تيپ3 منظور گرديد .

مأموريت :

1ـ اعزام به پادگان اروميه در خرداد 58

2ـ اعزام به مهاباد ، سردشت و بانه در شهريور 58 كه در اين مأموريت معاون لشكر1 سرهنگ اشراف و تعدادي از پرسنل كادر و وظيفه به درجه رفيع شهادت نايل آمدند . 

3ـ گردان در تاريخ 12/7/59 با ساير يگان هاي تيپ3 وارد منطقه عملياتي دزفول شده و 48 ساعت پس از شركت در عمليات 23 مهر برابر مأموريت واگذاري قرارگاه گردان در شرق كرخه رو به روي آبادي سرخه مشطط و يگان هاي گردان با تهيه مواضع ، پدافند منطقه شرق كرخه را عهده دار گرديدند .

4ـ پس از گذشت 5 روز از استقرار اولين گروه گشتي گردان با راهنمايي يكي از اهالي بومي منطقه به نام عبود با استفاده از گدارهاي موجود خود را به غرب كرخه به آبادي سرخه مشطط رساندند و به تدريج همزمان با گردان171 نسبت به گسترش و اعزام نيروي بيشتر به غرب كرخه اقدام نمودند . اقدام فرمانده گردان174 (سرگرد رحيم رحماني) براي اعزام يگان هاي گردان به غرب كرخه قابل تحسين است نامبرده به عنوان اوّلين نفرات گشتي اعزامي به غرب كرخه آبادي سرخه مشطط را شناسايي و با استقرار گروه گشتي و تقويت منطقه جاپايي براي اعزام يگان هاي گردان باز نمود و به تدريج تا نيمه اوّل سال60 گردان به غرب كرخه اعزام گرديد .

5 ـ در نيمه دوّم سال60 به منظور نزديك شدن به دشمن فعاليت ها افزايش يافت و با زدن خاكريز و كانالهاي ارتباطي منطقه كوت كاپن به تصرّف گردان174 درآمد و يگان هاي گردان با دادن تعدادي شهيد و مجروح توانستند در60 متري دشمن مستقر شوند . كه اين جسارت و از خودگذشتگي مبنايي بود براي اجراي عمليات عظيم فتح المبين .

 

 

گردان 144 پياده

سازمان :

گردان144 پياده نيز از انحلال گارد جاويدان و پس از تشكيل لشكر1 مركز به فرماندهي سرگرد پياده فرض ا شاهين راد تشكيل و آماده اجراي مأموريت گرديد .

فرماندهان :

سرگرد فرض الله شاهين راد ( از پيروزي انقلاب تا نيمه اوّل مهرماه سال60)   

سرگرد مظفر هدايت نسب از نيمه اوّل سال60 و عمليات فتح المبين

مأموريت :

1- اعزام به پادگان اروميه در خرداد 1358

2- اعزام به پادگان مهاباد و سردشت در شهريور 58

3- با شروع جنگ تحميلي گردان در تاريخ 12/7/59 با قطار به سمت جنوب حركت و در تاريخ 14/7/59 وارد ايستگاه انديمشك و بلافاصله عازم منطقه پراكندگي ( شهرك آزادي) شد .

4- در تك روز23 مهر59 لشكر21 حمزه ، اين گردان در سازمان رزم تيپ3 به عنوان احتياط تيپ اجراي مأموريت نمود و گروهان سوّم اين گردان به فرماندهي ستوان بكتوستان با گردان هاي 171 و 174 به غرب كرخه اعزام و در ساعت 24 همان روز به گردان ملحق گرديد .

5- با توجّه به پيشروي دشمن در منطقه خرمشهر و آبادان اين گردان در تاريخ 24/7/59 به شادگان عزيمت و در كنترل عملياتي لشكر77  قرار گرفت و برابر دستور در ساعت0500 مورخ3/8/59 با يگان هاي ژاندارمري مستقر در منطقه به منظور تأمين جادّه آبادان ـ ماهشهر تك نموده و پس از خاتمه مأموريت در تاريخ 2/4/60 پس از 9 ماه اجراي مأموريت به يگان مادر ملحق و پس از آموزش و بازسازي به جاي گردان133 پياده در تركيب سازماني تيپ2 منظور و در خط پدافندي تيپ2 در منطقه شوش مستقر گرديد .

 

مقدّمه اي بر تك روز 23 مهرماه سال 1359 لشكر 21 پياده حمزه بر عليه عراق

پيشروي سريع نيروهاي متجاوز در ابتداي جنگ تحميلي به خاك جمهوري اسلامي ايران و عبور نيروهاي دشمن در نوزدهم مهرماه سال59 از كارون (در منطقه سلمانيه) و به محاصره درآوردن جادّه شادگان و به اسارت گرفتن افراد محلّي و غيرنظامي و پيشروي به سمت آبادان به منظور محاصره اين شهر بندري و اشغال بستان در بيست و يكم مهرماه همان سال و اجراي تك به منطقه سرپل نادري در منطقه غرب دزفول در تاريخ هاي 16و19و22/7/59 و شناسايي دشمن به منظور روانه كردن پل در 30 كيلومتري جنوب شوش و اجراي آتش سنگين در منطقه     پل نادري در  تاريخ هاي 17 و18و19 مهرماه و تظاهر به عبور از كرخه مؤيّد آن است كه ارتش عراق هيچگاه تصرّف شهرهاي دزفول و شوش و انديمشك را از نظر دور نداشته و مي بايستي براي دستيابي به اهداف از پيش تعيين شده و جدا كردن استان خوزستان به گلوگاه اين منطقه در دوكوهه و تنگ فني دست يابد . كما اينكه در شروع تجاوز پس از 6 روز مقاومت دليرانه يگان هاي نظامي مستقر در اين منطقه دشمن زمين گير ولي مجدّداً روز نهم آبان سال 59 تك گسترده و سنگيني را به منطقه سرپل به منظور عبور از كرخه به مرحله اجرا درآورد و شانس خود را براي دستيابي به شهرهاي فوق به بوته آزمايش گذاشت و اين حمله نيز تأييدي است بر  طرح هاي از پيش تعيين شده ارتش عراق .

به منظور روشن شدن علّت اجراي عمليات23 مهرماه سال59 ايجاب مي نمايد كه پيام هاي واصله توسط يگان ها و قرارگاه هدايت كننده عمليات و هم چنين حوادث تلخ روزهاي پُر التهاب شهرهاي خرمشهر و بستان دزفول را كه در آرشيو هيأت معارف جنگ موجود است مورد توجّه قرار داد تا انگيزه فرماندهان براي اجراي عمليات23 مهرماه مشخّص گردد .

 

(الف) پيام ها و حوادث خرمشهر

1- برابر اطلاع ستاد اروند دشمن در ساعت1130 روز7/7/59 با 5 دستگاه تانك به سمت پل نو حركت و به800 متري خيّن رسيده است و سعي دارد پل نو را اشغال نمايد . در همين حال لشكر92 روز 9/7/59 به فرماندهي تيپ1 اعلام نمود دشمن در پاسگاه هاي برزگر و حاتمي و پاسگاه كوشك مستقر شده و نيروهاي مستقر در جفير را نيز تقويت نموده و در كيلومتر40 عراق در حال     پل زدن بر روي رودخانه كارون است تا پس از عبور از كارون جادّه آبادان و اهواز را قطع و آبادان را تصرّف نمايد .           « مدرك 208 ، 209 »

2- فرماندار آبادان در روز 12/7  اعلام مي نمايد :

وضع آبادان و خرمشهر بسيار خراب است . راه دارخوئين نزديك است به دست متجاوز بيفتد . كشته و زخمي زياد و نياز شديد به آمبولاس است . روحيّه مردم قوي است و نياز به پشتيباني شديد و قوي آتش توپخانه داريم .

3- دشمن به منظور تصرّف آبادان با تقويت نيروهاي خود در تاريخ 19/7  از رودخانه كارون در روستاي سلمانيه عبور مي نمايد و جادّه آبادان را اشغال و كليه وسايل نقليه روي جادّه خرمشهر را به گروگان مي گيرد و خرمشهر و آبادان را شديداً زير آتش انواع گلوله قرار مي دهد و پس از اشغال جادّه آبادان با 32 دستگاه تانك از سلمانيه به طرف آبادان حركت مي كند .   «‌ مدرك 210 ، 211 »

              4- روز20/7/59 عمليات و اطلاعات تهران اعلام مي كند حدود يك گردان تانك و يك گردان پياده مكانيزه در شرق كارون گسترش يافته و دشمن ضمن در اختيار داشتن راه هاي سلمانيه و مارد نيروهاي خود را در شرق كارون تقويت نموده و موجودي آماد نيروهاي مستقر در آبادان و خرمشهر حداكثر 3 روز است . ضمناً در صورتي كه راه اهواز به كنترل نيروهاي دشمن درآيد ، پشتيباني از نيروها غير عملي خواهد بود ضمن اينكه جادّه خرمشهر از كيلومتر 24 الي 46 در اختيار دشمن قرار گرفته و با خمپاره انداز مرتباً حوالي پل بهمن شير را زير آتش شديد گرقته و مشغول پيشروي به سوي بهمن شير مي باشد .

5- دشمن از سلمانيه تعدادي از اسراي مرد را گرفته و زن ها را آزاد كرده و اقدام به تقويت نيروها در شمال دارخوئين و سلمانيه نموده و هواپيماي فانتوم نيروي هوايي ايران كه مورد هدف دشمن قرار گرفت خلبان آن پس از بيرون پريدن توسط دشمن دستگير و به عقب جبهه تخليه گرديد . « مدرك212 الي214 »

6- با توجّه به پيام هاي ناخوشايند و وضع بحراني دو شهر بندري خرمشهر و آبادان ستاد اروند به مركز فرماندهي ارتش و همچنين به دفتر امام و وكلاي خرمشهر و آبادان در مجلس شوراي اسلامي آقايان (رشيديان ـ صفائي ـ كيارش) اعلام مي نمايد .

بي تعارف بايد بگويم شهر و مردم خرمشهر و آبادان و كليه نيروها در اثر نرسيدن نيروهاي پشتيباني در حال از هم پاشيدن است و مردم عقيده دارند امروز و فردا اين دو شهر سقوط خواهد كرد و مسئولين مستقيماً بايد جوابگو باشند .   « مدرك215»

– از يادداشت هاي سروان حسن براتي فرمانده گردان 171 تيپ3

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده