مشروح گزارش جلسه بررسی و نقد کتاب« جنگ ایران و عراق؛ پیش درآمدی بر یک نظریه» در دانشگاه عالی دفاع ملی(5)
آخرین سخنران این جلسه آقای دکتر امینیان، از رزمندگان دوران جنگ تحمیلی، پژوهشگر حوزه دفاعی و راهبردی ونیز از دیپلمات های سابق کشور بود. وی نیز با تقدیر و تمجید از اقدام ارزشمند و شجاعانه نویسنده، علاوه بر سه مورد پیوستگی که نویسنده در کتاب مطرح کرده است، پیوستگی جنگ و هویت ملی را مطرح کرد و اذعان داشت؛ هویت ملت ها و کشورها را می توان از جنگ هایی که انجام داده اند، ارزیابی کرد. وی اعتقاد داشت؛ هیچ پنجاه سالی نبوده که کشور ایران دچار جنگ بزرگی نشده باشد. وی همچنین بر فقدان نظریه پردازی در تاریخ نظامی کشور تاکید نمود. او همچنین از نویسنده کتاب خواست؛ این کتاب را همچنان پیش درآمدی بر نظریه بداند و معتقد بود برای اثبات این نظریه راه زیادی در پیش است و فقط با بررسی یک کشور نمی توان به نظریه ای عمومی رسید. مشروح سخنان این ناقد محترم در پی می آید:(پس از نقد کتاب توسط ناقدان، حاضرین پرسش هایی را مطرح کردند که نویسنده پاسخ های لازم را ارائه نمود و جلسه خاتمه یافت.)

 ما با همه‌ی کشورهای دیگر متفاوت هستیم، نه فقط به خاطر اینکه انقلاب شده داخل ایران که این هم بخشی از آن است، اصلاً ایران به طور تاریخی این وضعیت را دارد. ما هیچ وقت یک کشور با ثبات نبودیم. چه انقلاب شده چه نشده، چه مسلمان بودیم چه نبودیم. همیشه دستخوش جنگ و درگیری بودیم. هیچ کشوری مثل کشور ما نیست. در طول تاریخ، دلایل مختلفی هم دارد. شما مثلاً ژاپنی‌ها را ببینید دو بار به آنها حمله شده یا آمریکا دوبار بهش حمله شده یا کشورهای دیگر در همین حدود‌ها، ما تقریباً هیچ 50سال تاریخ‌مان را نداریم که هیچ جنگی جدی نشده باشد. یا قوی بودیم یا ضعیف بودیم، اگر ضعیف بودیم به ما حمله شده. شما ببینید اغلب سلسله ها که به ایران حکومت کردند؛ خارجی‌ها بودند، غزنوی‌ها، سلجوقی‌ها حتی قاجاریه به نوعی حتی صفویه به نوعی. ما چون همیشه مورد تاخت و تاز بودند. اگر ما قوی بودیم، ما به دیگران حمله کردیم.مثل نادرشاه افشار، حتی مثل آقا محمدخان قاجار یعنی ما از این دو حالت خارج نیستیم، پس بحث جنگ، بحث امنیت و بحث استراتژی جزء ذاتی کشور ما است و ما باید برایش یک برنامه‌ریزی جدی بکنیم و باید در باره‌اش حرف داشته باشیم، ما الآن تنها کشور جهان اسلام هستیم که خودمان امنیت‌مان را تأمین می‌کنیم. این، نیاز دارد در درجه اول به نرم‌افزار و نه فقط سخت افزار. سخت افزار توپ است و تانک و موشک.ما قبل از آن به نرم‌افزار نیاز داریم، چیزی که متاسفانه خیلی کم در کشور شکل گرفت. ما هشت سال جنگ داشتیم، سی‌سال مقاومت داریم، سی‌سال جنگ داریم، سی‌سال به قول امیر؛ سابقه انقلابی بودن داریم، بیش از 30 سال، اما نیامدیم این را تبدیل به نظریه کنیم، تبدیل به راهبرد کنیم. ما کشوری هستیم که الآن نگاه کنید دور تا دور ما همه درگیر جنگ‌اند، پایگاه‌های نظامی آمریکا است، دشمن‌های ما هستند، ولی ما متناسب با این خودمان را شکل ندادیم. من همیشه در تاریخ می‌گویم که ببینید یک کشور شبیه ما پروس است، پروس وقتی وارد این قضیه شد، با تمام قوا ایستاد و جنگید ، برنامه ریزی کرد و توانست خودش را از دهان ابر قدرت ها بکشد بیرون و خودش را قدرت کند. من خودم هفته پیش رفتم آلمان. گفتم می خواهم بروم این منطقه پروس را ببینم، سر قبر فردریک کبیر. آنها هم شرایطی مثل شرایط ما داشته اند، اما چون این بحث را جدی گرفته‌اند آن آدم ها را تربیت کرده که شده اند پیامبر جنگ شده اند، پدر علم استراتژی . چون پاسخ داده اند به نیازشان. رفتم اتفاقاً در آن منطقه فردریک کبیر و قصر فردریک کبیر. بعد این کشور کوچک که با سه ابر قدرت زمانش  جنگید و می خواستند آن را ببلعند، تبدیل شد به آلمان جنگ جهانی اول بعد از 40-50 سال کل دنیا را تحت شعاع خودش قرار داد؛ هم جنگ جهانی اول و هم جنگ جهانی دوم.  ما متناسب با این جنگ(جنگ ایران و عراق) متأسفانه  کار نکردیم و به قول آقای درودیان ماندیم در جنگ و درگیری های لفظی و سیاسی و خودمان را تضعیف  کردیم. من اتفاقاً در این جا نوشته‌ام. ما 9 نوع نگاه می‌توانیم به جنگ داشته باشیم که می‌شود آن را ادغام کرد. بخش نگاه تاریخ نگاری، بخشی از کتاب آقای دورودیان اینطور است. نگاه ایدئولوژیک، نگاه سیاسی، نگاه تبلیغی، نگاه جامع شناسانه، و نگاه تاکتیکی نظامی، اما دو نگاه از این ها داریم. اتفاقاً  بخشی از کتاب‌های آقای درودیان هم همین است از آن 15-16 کتابی که نوشته اند و جواب دوستان هم به همان کتاب ها است. عمدتاً اما نگاه راهبردی نداشتیم. اتفاقاً یک بار سردار رشید می‌گفت:  (حرف جالبی می زد)  و می‌گفت که ما در جنگ می توانستیم جلوی جنگ را بگیریم و نگرفتیم و موفق نشدیم جلوی جنگ را بگیریم. این دستاورد بزرگی است. بعد از آن ما توانستیم جلوی چندین جنگ را بگیریم. یعنی چندین جنگ می توانست بر ما واقع بشود، ما با تجربه ای که از جنگ داشتیم، توانستیم جلوی جنگ را بگیریم.  این دست آورد راهبردی را کم نباید ببینیم. به خاطر همین است که ما ثبات داریم و دیگران ندارند.  یک بحثی که من می خواهم خیلی مختصر  بگویم. یک بحثی که آقای درودیان در کتابشان گفته اند  من هم می خواهم خیلی مختصر بگویم. سه تا نظریه را می گویم به هم پیوستگی جنگ و سیاست ازکلاوزویتس  به هم پیوستگی انقلاب و جنگ که کیرین گرینتون تو کتابش نوشته و به هم پیوستگی جنگ و امنیت ملی که حالا من نمی‌دانم ولی فکر کنم از خودتان باشد. ندیدم جایی این را کسی گفته باشد. چیز جالبی است. اما می خواهم یک چیز دیگر را من اضافه کنم.  می خواهم یک چیزی فراتر از این بگویم. که به این هم باید بپردازیم به هم پیوستگی جنگ و هویت ملی، عزت ملی است. اصلا این که کشور ما چیست؟ این بخاطر جنگ ما است جنگمان آن طور شد، الآن ما این هستیم. اصلا هویت چیست ؟ هویت چیزی است که به شما می‌گوید چه هستید. دشمنان هم می‌گویند کی هستید؟ اگر کسی از دشمنانمان بخواهد بفهمد که ما کی هستیم، باید جنگ ما را ببینند وخودشان می‌دانند؛ ما کی هستیم و حمله نمی کنند.  اینطور شاید امنیتی هم بشود ببینید جنگ را. به نظر من این بحث، بحث خیلی مهمی است. جنگ ما، هویت ما را شکل داد. جنگ ما، نگاه ما و شخصیت ما را شکل داد. این، به نظر من، بحث خیلی مهمی است که نباید کم بگیریم  و کم تر به این مباحث پرداختیم. متاسفانه ایشان یک بحثی دارندکه به نظر من بحث خیلی جالبی بود. می‌شود بعد استراتژیک کرد جنگ را. ما داریم همچنان از منظر دفاعی و جنگ  می‌بینیم. جنگ ما بعد از دوسال  تبدیل شد به تهاجمی تعاقبی که دیگر با آن فرق می‌کند و ما چون نمی فهمیم جنگ را چون در آن چهار چوب اولیه داریم جنگ را بررسی می‌کنیم نه چهارچوب دوم. درحالی‌که بعد از دوسال، جنگ ما ربطی به چهارچوب و قواره بندی اولیه ندارد. دیگر خودمان هم نمی فهمیدیم. من می خواهم به صورت مختصر بگویم کلاوزویتس می‌گوید؛ نباید دیپلماسی و زور را دوگانه بدانیم. نباید بگوئیم دیپلماسی یا زور بلکه دیپلماسی در کنار زور است. این بحث ،بحث خیلی مهمی است.  من حالا بیایم سر بحث نظریه اش. در این کتاب ایشان عمدتاً سعی کردند از بحث تاکتیکی خودشان را بالا بکشند. شاید تا این یک مقدار موفق بودند. یک مقدار با همین عبارتی که من گفتم برده اند در چهارچوب راهبردی، نگاه راهبردی داشتند. من کمتر دیدم کتابی در این مقوله موفق باشد. اما در نظریه، بحث آخری که من گفتم؛ نوع نظریه پردازی، هنوز به نظر من نیاز به کار دارد، هنوز به آن جا نزدیک نشده‌اند. همان چیزی که اینجا خودشان  می‌گفتند نباید می‌گفتند(( پیش درآمد)). چرا هنوز پیش در آمد است. چون آن چیزی که به عنوان نظریه می‌گویند، به نظر من نظریه نیست. ایشان در این نظریه می‌گوید که کشورهای انقلابی توان تغییر پیگیری جنگ در سایر کشور ها را ندارد. چه کسی می‌گوید که ندارند؟! مگر فرانسه نکرد. فرانسه هم انقلابی بود، کرد. یعنی آن چیزی که ایشان رد می کنند، فرانسه کشور انقلابی بود و کرد تا مسکو رفت اما نظرش را به عنوان فروپاشی امپراطوری ها و مفهوم ملت در همه دنیا ثابت کرد. همه همین را می گویند. انقلاب ممکن است تغییر ماهیت بدهد، ولی می‌تواند به موفقیت هایی برسد. انقلاب  1917 روسیه را ببینید. درست است که ممکن است شما بگوئید نه! این تغییر ماهیت داده، ولی به هر حال با همین شعار ها توانسته که نصف اروپا را بگیرد. می خواهم بگویم این بحثی که آقای دکتر درودیان می گویند که  نشد، این یک سری تناقض هایی دارد که باید بروند و روی این ها کار کنند. اگر می خواهند نظریه بشود. اگر نظریه بشود، نمی‌شود فقط با یک مورد انقلاب ایران  تعمیم بدهند و این را تبدیل به نظریه کنند، به همین خاطر این همان پیش در آمد است.

جا دارد روی همین هم بحث بکنیم. نه فقط کشور های انقلابی، غیر انقلابی هم سخت است. مثلاً خود آمریکا. ما شانس آوردیم؛ موفق نشدیم؛ نظام صدام را سرنگون کنیم.  آمریکا که توانست نظام صدام را سرنگون کرد، چه بلایی سر خودش و سر ملت عراق آورد و چه اسمی در تاریخ برای کارش ثبت کرد. تمام این بیچارگی ها و بدبختی های چند میلیون عراقی و چند میلیون عرب  به خاطر کاری که آمریکا کرد دارد، نوشته می‌شود. اگر ما موفق می‌شدیم صدام را سرنگون کنیم،  ما مغضوب بودیم. اگر ما صدام را سرنگون می‌‌کردیم یک رژیم شیعه می‌بردیم، کاری که آمریکا کرد، ما می‌شدیم  بنیان گزار داعش،  یعنی همین اتفاق رخ می داد.  پس فقط یک کشور انقلابی نیست که نمی تواند این کار را بکند. خیلی این کار سخت است. ایجاد تغییر و تحول در نظام بین الملل و در هویت کشورها و در ساختار نظام بین المللی، نه فقط یک کشور جهان سومی مثل ما نمی‌توانست انجام دهد، برای آمریکای تنها ابر قدرت هم سخت بود، این کار را انجام بدهد. می‌دانید که آمریکا در نهایت گفت از عراق عقب نشینی می کنم. ترامپ اولش می گفت: ما آنجا 3000 میلیارد دلار هزینه کردیم، ولی باز دارد از حرفش برمیگردد. و هیچ چیز هم به دستشان نرسید. یعنی می خواهم بگویم؛ این کتاب را اگر ما بخواهیم  نقد کنیم، از این منظر کار خیلی اساسی است و واقعا ما در کشورمان همان طور که اول بحث گفتیم، نیاز داریم به این کار ها و خیلی هم از دانشگاه تشکر می کنم. واقعاً جای این چنین جلسه هایی، جلسات علمی نقد و بررسی کتاب خالی است. متأسفانه در کشور های دیگر هست. هر کتاب که منتشر می‌شود جلسات نقدش را می‌گذارند، به همین خاطر این افکار باعث ارتقاء می‌شود. ما در کشورمان نداریم. ما در کشور نیاز به این کار داریم وخیلی خوب است که این کار شده است و من تبریک می‌گویم؛ هم به دانشگاه، و بیش از آن به آقای درودیان به خاطر این که بعد از 30 سال که آن کار ها و کتاب‌ها که هر کدام ارزشمند است. به هر حال از یک منظری یا تبلیغاتی یا تاریخ نگاری یا سیاسی نوشته اند  و اصلا هر نوشتن  خودش یک خلق است، تولید است، واقعاً ارزشمند است، اما این کار، نیاز امروز کشور ما است. نیاز جوامع علمی است و متاسفانه ما متناسب با جایگاهمان، متناسب با نیاز هایمان  و جامعه علمی تولید نمی کنیم. کار خیلی خوبی است و واقعاً باید تشکر کرد. انشاالله  آقای درودیان  این بحث را به عنوان پیش در آمد ادامه بدهند. واقعا ما نیاز داریم به این بحث. از دل کشورهایی مانند آلمان و پروس چه صاحب نظرانی بیرون آمده‌اند، که بعد از نزدیک 150 سال وقتی می گوئیم کلاوزویتس  همه ما به چشم کسی می‌بینیم که هنوز هم حرف هایش زنده است.  و این امکان پذیر نیست، مگر این که دید فلسفی داشته باشیم. مگر این که دید علمی داشته باشیم. اتفاقاً ما یک مقاله ای نوشتیم که چرا کلاوزویتس ،کلاوزویتس شد؟ چون دید علمی داشت. چون دید فلسفی داشت. چون دیدش محدود به کشور خودش نبود. می‌دانید کلاوزویتس در چند کشور سابقه جنگیدن و فرماندهی داشت و این دید فرا ملی، این دید بین رشته ای به او کمک کرد. ما واقعا به این نیاز داریم  برای تدوین کارمان. خوشبختانه آقای درودیان هم دید فلسفی دارد، هم اینکه مدتی متمرکز شد روی بحث فلسفه علم و روش تحقیق و حتی رفتند سر یک سری کلاس های این بحث نشستند  و یک مدت متمرکز شدند روی کلاوزویتس و بحث را پیش بردند. من فکر می‌کنم ما اگر بخواهیم از تجربه کشور نظریه تولید کنیم، باید از تجارب دیگران هم استفاده کنیم. این کار خیلی ارزشمندی است که انشالله  ادامه پیدا کند هم تولید استراتژی و هم در بعد نظریه. نکته ای را هم باید اضافه کنم و آن، این است که ایشان هیچ جا نمی‌گوید دفاع مقدس. همین خوب است. شما وقتی اسم یک چیز را می‌گذارید؛  مقدس، دیگر نمی‌توانید به آن دست بزنید. وقتی آمدید موضوع را تبلیغاتی و یا ایدولوژیک کردید، دیگر نمی‌توانید وارد شوید و این بحثی که شما می‌فرمایید واقعاً همین است. نقد زمانی صورت می‌گیرد که از حالت تقدس بیرون بیاوریم و از حالت ایدولوژیک بیرون بیاوریم، از حالت تبلیغاتی بیرون بیاوریم  از حالت سیاسی بیرون بیاوریم و علمی به آن بپردازیم ……

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده