نبردهای غرب اهواز و سوسنگرد
بخش پانزدهم: باز یابی اعتماد به نفس فعالیت یگان هوانیروز ما در منطقه نبرد تشدید شد. تقریباً هر روز بالگردهای رزمی ما به مواضع دشمن حمله می­کردند و تلفات و خساراتی وارد مینمودند. با توقف نیروهای دشمن و مشخص شدن وضعیت پدافندی او در شرق بستان، عناصر رزمندهغیرارتشی ما گروه­های چریکی و نامنظم تشکیل دادند و با اقدامات کمین و دستبرد و نفوذ، ضربات ناراحتکنندهای به دشمن میزدند. این گونه عملیات با وجود کوچک بودن دامنه آن، اثرات تخریبی روانی فوقالعاده بر نیروهای دشمن داشت. زیرا افراد دشمن متوجه میشدند که ملت ما تصمیم گرفته است به هر طریقی که امکان­پذیر باشد، با دشمن مبارزه کند. این امر، بر خلاف انتظار افراد دشمن بود، زیرا می­دیدند که به مرور نیروهای ما از حالت عقب نشینی به حالت آفندی در می آیند. در حالی که نیروهای دشمن به مرور حالت آفندی خود را از دست می دهند و به حالت پدافندی در می آیند. احتمالاً متعاقب آن، حالت عقبنشینی برای نیروهای دشمن پیش خواهد آمد که اتفاقاً همین طور هم شد.

برخلاف تلاش نسبتاً مؤثر نیروهای ما به ویژه نیروهای مردمی و بالگردهای هوانیروز، تلاش دشمن روز به روز کمتر می­شد. حتی توپخانه دشمن نیز به حالت خاموشی گراییده بود. چنان که در هفته اول آبان ماه منطقه سوسنگرد بسیار آرام بود. در حالی که توپخانه ما فعال بود و گزارشی دریافت شد که به علت خساراتی که به نیروهای دشمن در شمال کرخه‌کور وارد کرده، نیروهای دشمن در هشتم آبان ماه به جنوب کرخه‌کور عقب­نشینی کرده­اند.

البته اضطراب میدان نبرد در فرماندهان واحدهای ما همچنان باقی مانده بود. به محض این‌که دشمن کمی حجم آتش­های خود را زیادتر می­کرد یا جابجایی­ها برای تغییر گسترش می­داد، آن را تلقی بر آماده شدن دشمن برای حمله می­کردند و به رده­های بالاتر گزارش می­دادند و درخواست تقویت و پشتیبانی می­کردند. اما عملاً در مدت 20روز اول آبان دشمن هیچ عمل تعرضی در این منطقه انجام نداد.

تیپ3لشکر 92 زرهی، در دهه اول آبان ماه موفق شد؛ قسمتی از وسایل و تجهیزات باقیمانده در پادگان را تعمیر کند و افراد متفرق واحدهای تیپ را تجدید سازمان نماید و عناصری را برای شرکت در عملیات آماده سازد. بدین طریق وضعیت آمادگی رزمی تیپ بهبود قابل ملاحظه­ای یافت. ضمن این‌که دو هفته آرامش نسبی میدان رزم سبب شد، افراد تیپ از حالت اضطراب روانی خارج شوند و آمادگی بیشتری برای شرکت در نبردها پیدا کنند. همه این تحولات موجب آن گردید که نه تنها تیپ توانست مواضع پدافندی مناسب در تپه­های شرقی الله اکبر آرایش و  تحکیم کند، حتی تیپ، یک گردان تانک سازمانی خود را از آن مواضع آزاد کرد و به مواضع کرانه شمالی کرخه اختصاص داد، تا در مقابل حملات احتمالی دشمن از جنوب کرخه‌کور به آن محور پدافند کند و آن محور را باز نگهدارد. گزارش‌هايي را که تیپ از دهم آبان ماه به بعد به لشکر می­داد، حاکی از اعتماد به توانایی تیپ برای مقابله با دشمن بود. این شرایط در سایر یگان‌های ما نیز به نحو کاملاً مشهود ایجاد شد. این اعتقاد به قدرت و توانایی در تغییر شرایط جنگ اثرات گران­بهایی بر جای گذاشت.

 به عنوان مثال، در روز 12 آبان نیروهای دشمن حرکاتی در منطقه مسئولیت عملیاتی تیپ3زرهی انجام دادند، لشکر به تیپ دستور داد اقدامات لازم را به عمل آورد. تیپ با پیامی که حاکی از اعتماد به واحدهای خودی بود، پاسخ داد: نیروهای دشمن در دو محور بستان الله اکبر و کرخه‌کور سوسنگرد جابجایی­هایی انجام می­دهند، با آتش توپخانه از جابجا­یی های دشمن جلوگیری شد. نظر به این‌که عناصر تیپ در دو طرف شمال و جنوب رودخانه کرخه گسترش یافته بودند و رودخانه کرخه که غیر قابل عبور است و پلی نیز بین حمیدیه تا بستان بر روی آن قرار نداشت، تیپ پیشنهاد کرد برای امکان پشتیبانی متقابل سریع بین نیروهای شمال و جنوب رودخانه، پل شناور در منطقه بین سوسنگرد حمیدیه بر روی کرخه نصب شود.

یک تعمق با بینش نظامی به همین پیام نشان می­دهد؛ واحدی که تا چند روز پیش در یک محور بسیار مناسب برای پدافند در شمال کرخه نمی­توانست پایداری کند، اکنون در خود آن توانایی را احساس می­کند که در دو محور مستقل با همان واحدها در مقابل تهدیدات دشمن بایستد. باید در نظر گرفت همین تحول عمیق روانی و بازیابی اعتماد به نفس در واحدهای ما بود که اولین مرحله تغییر شرایط جنگ را به نفع نیروهای ما به انجام رساند و نیروهای دشمن را در مواضع پدافندی زمین گیر کرد، امکان هرگونه حرکت و پیشروی را از دشمن سلب نمود و دشمن مجبور شد؛ فقط به قدرت هوایی و توپخانه خود تکیه کند و با وارد کردن ضرباتی به مناطق مسکونی مانند حمیدیه و سوسنگرد و آبادی­های منطقه و در مناطق دیگر به اهواز و دزفول و اندیمشک به جنایات جنگی دست بزند و کودکان بی­گناه را مورد حملات هوایی و توپخانه خود قرار دهد. در حالی که توپخانه­ها و بالگردها و هواپیماهای ما فقط مواضع دشمن را می­کوبیدند و با نظامیان جنگ طلب عراق می­جنگیدند.

بهبود وضعیت آمادگی رزمی واحدهای لشکر 92 زرهی سبب شد؛ واحدهای لشکر در مناطق مسئولیت عملیاتی اقدامات اساسی تاکتیکی برای تحکیم مواضع پدافندی ایجاد موانع، احداث جاده­های تدارکاتی و ارتباطی، شناسایی­های رزمی برای مشخص کردن وضعیت دشمن انجام دهند. شناسایی­های رزمی که عناصر تیپ3زرهی انجام دادند، متوجه شدند؛ نیروهای دشمن در شرق بستان از دهلاويه عقب­تر رفته و در اطراف نهر عبید و سابله موضع پدافندی را اشغال کرده­اند. دهلاويه به وسیله افراد سپاه پاسداران آزاد شد و نیروهای دشمن در این محور تحت فشار قرار گرفتند.

لازم به یاد آوری است که اصولاً از آغاز جنگ، مسئولیت محور حمیدیه سوسنگرد بستان و سوسنگرد هویزه به عهده سپاه پاسداران و ژاندارمری بود. این رزمندگان در حد توانایی خود وظایف محوله را در حد کمال مطلوب انجام دادند و در جلوگیری از سقوط سوسنگرد به دست دشمن نقش اساسی داشتند که در شرح جریان حوادث آینده به آن‌ها اشاره خواهد شد.

دهه دوم آبان‌ماه سپری شد در حالیکه در منطقه عملیات سوسنگرد که مورد بحث کنونی ما است حوادث مهمی رخ نداد.

این آرامش 20 روزه، فرصتی به نیروهای ما داد که تجدید قوایی بکنند. به دستور فرمانده نیروی زمینی، عناصر لشکر 92 زرهی مستقر در منطقه عملیاتی دزفول که تیپ2 زرهی و گروه رزمی 137 اعزامی از شیراز و گردان 283 سوار زرهی بودند، از منطقه دزفول به منطقه اهواز تغییر مکان کردند و در اختیار مستقیم قرارگاه لشکر قرار گرفتند. این واحدها حدود 15 روز فرصت یافتند به استراحت و تجدید قوا و تجدید سازمان بپردازند. با ورود این عناصر به منطقه اهواز، تمام قدرت رزمی لشکر 92 زرهی در منطقه اهواز سوسنگرد متمرکز شد. زیرا عناصری از لشکر 77 پیاده به منطقه آبادان ماهشهر تغییر مکان کردند و در منطقه دزفول نیز لشکر 16 و 21 متمرکز شدند.

 در نیمه دوم آبان ماه یک گسترش پدافندی متعادل در جبهه خوزستان به اجراء در آمد و تیپ 84 پیاده نیز در شمال دهلران گسترش یافت و تعادل نسبی بین نیروهای ما و نیروهای متجاوز عراق در صحنه عملیات خوزستان برقرار شد.

توقف و رکود نیروهای متجاوز عراق، سبب نارضايتي رهبران سیاسی و نظامی عراق گردید. لذا فرمانده سپاه 3 عراق تصمیم گرفت در وضعیت گسترش و استعداد نیروهای عراقی در خوزستان تغییراتی بدهد و تحرکی در جبهه­ها ایجاد کند. براساس این تدبیر، فرمانده سپاه 3 ارتش متجاوز عراق در تاریخ 8/ نوامبر/1980 (17/8/1359) یک دستور عملیاتی به لشکرهای زیرامر ابلاغ کرد که خلاصه آن به شرح زیر بود (استفاده از مدارک اغتنامی) و تمام عملیات بعدی دشمن تا بيت‌المقدس بر همین اساس اجراء شد:

«دستور عملیاتی سپاه 3 به تاریخ 8/ ث2/1980 نقشه منطقه دزفول، سوسنگرد، بصره، بوبیان، هویزه، اهواز ترتیب سازمان رزمی و مأموریت سپاه 3 به شرح زیر می­باشد:

1- لشکر یک مکانیزه و لشکر 10 زرهی در منطقه غرب دزفول

الف- منطقه مسئولیت خط حد بین لشکرها از مسيله عراق تا رودخانه کرخه (در خاک ایران) امتداد می­یابد.

ب- احتیاط برای ترمیم رخنه

(1) لشکر 10 زرهی یک تیپ زرهی از واحدهای لشکر را برای این منظور پیش­بینی می­کند و در منطقه امام­زاده ناصر و امام­زاده عباس (در خاک ایران) مستقر می­سازد. این احتیاط لشکر 10 در تقدم یک برای سد رخنه در منطقه مسئولیت خود لشکر به‌کار برده می­شود.

(2) لشکر یک مکانیزه یک گردان تانک تقویت شده با یک گروهان مکانیزه در تپه رادار سرخه (ایران) مستقر می­کند و ضمن دفع هجوم نیروهای ایرانی برای ترمیم رخنه در خط پدافندی به‌کار می­برد.

پ- شکاف بین منطقه دو لشکر:

(1) لشکر یک مکانیزه جناح چپ (شمال) خود را تا مسافت 5/1 کیلومتری تقویت و تأمین می­کند و منطقه مسئولیت این لشکر بعد از تخلیه عناصر لشکر 10 زرهی تا منطقه بستان گسترش می­یابد.

(2) لشکر 10 زرهی جناح راست (جنوب) خود را تا مسافت 5/1 کیلومتری تأمین می­کند و عناصر خود را از بستان خارج می­کند.

(3) مناطق باز بین لشکرها با نیروی تأمین پر می­شود.

(4) در صورت هجوم دشمن (نیروهای ایرانی) لشکرها با احتیاط محلی خود نیروهای دشمن را منهدم می­نمایند.

ت- احتیاط سپاه 3 تیپ 10 زرهی:

تیپ 10 زرهی به عنوان احتیاط سپاه3 برای منطقه عملیات لشکرهای یک مکانیزه و 10 زرهی (منطقه غرب دزفول) در نزدیکی قرارگاه سپاه (حوالی فکه) مستقر می­شود وظایف او به شرح زیر خواهد بود:

(1) در تقدم یک برای وارد عمل شدن در جناح چپ (شمال) منطقه لشکر 10 زرهی.

(2) در تقدم دو برای وارد عمل شدن در جناح راست (جنوب) لشکر یک مکانیزه.

(3) محل استقرار اولیه تیپ 10 زرهی شرق رودخانه دو‌يرج خواهد بود.

 

2-  لشکر9 زرهی و تیپ زرهی ابن­الولید (تیپ 12 لشکر 3 زرهی) در منطقه سوسنگرد:

الف- مأموریت تصرف و تأمین شهر سوسنگرد و تأمین محور شیب بستان الله اکبر سوسنگرد، کوت الهواشم حمیدیه، اهواز.

ب- سازمان رزمی:

(1) گردان تانک نبوخدالنصر به لشکر مربوطه ملحق می­شود.

(2) سازمان بنا به دستور و برای اجرای مأموریت محوله

(الف) تیپ زرهی ابن­الولید

(ب) گردان یک تیپ 23 پیاده

(پ) گردان 3 تیپ 31 نیروی مخصوص

(ت) 2 گروهان تانک

پ- لشکر منطقه مربوطه را تحکیم می­کند

ت- منطقه مسئولیت:

(1) خط حد بین لشکر9  زرهی با لشکر یک مکانیزه از گذرگاه طاووس در محور شیخ عبدالله تا رودخانه کرخه.

(2) خط حد بین لشکر9زرهی با لشکر 5 مکانیزه از ام­الفصیح در جنوب هویزه تا شمال غربی اهواز (احتمالاً حمیدیه).

ث- تیپ زرهی ابن­الولید:

(1) بعد از آن که زیرامر لشکر9زرهی قرار گرفت مأموریت آن به وسیله لشکر9زرهی تعیین می­گردد.

(2) بعد از اجرای مأموریت به منطقه فکه مراجعت می­کند، احتیاط سپاه را برای لشکرها 1 و 9 و 10 تشکیل می­دهد و آماده برای اجرای مأموریت به ترتیب تقدم­های زیر می­گردد:

(الف) در تقدم یک در جناح راست (جنوب) لشکر یک مکانیزه

(ب) در تقدم 2 در جناح چپ (شمال) لشکر 10 زرهی

(پ) در تقدم 3 در جناح چپ (غرب) لشکر9زرهی

3- لشکر 5 مکانیزه (در منطقه اهواز):

الف- مأموریت- لشکر مسئول دفاع منطقه اهواز و تأمین محور اهواز خرمشهر می­باشد.

(1) خط حد بین لشکر 5 مکانیزه با لشکر9زرهی ( به مأموریت لشکر9مراجعه شود).

(2) خط حد بین لشکر 5 مکانیزه با لشکر 3 زرهی از پل خالدبن ولید کوت عبید (در خاک عراق) تا رودخانه کارون.

ب- در منطقه کشک البصری و نشوه با جیش­الشعبی هماهنگی به عمل می­آید.

پ- بعد از مراجعت تیپ 26 زرهی (سازمانی لشکر 5) از منطقه لشکر 3 زرهی تیپ 8 مکانیزه لشکر 3 زرهی از منطقه لشکر 5 به منطقه لشکر مربوطه تغییر مکان می­کند و در اختیار لشکر متبوعه قرار می­گیرد.

ت- گردان تانک نبوخد النصر را در اختیار لشکر9زرهی قرار می­دهد.

ث- یک گروهان شناسایی از گردان شناسایی حنین که مأمور به لشکر 4 زرهی است به گردان مربوطه ملحق شود.

ج- یک تیپ (-) در احتیاط نگه می­دارد تا جناحین لشکر را تأمین نماید.

چ- همه اقدامات تأمینی را در کرانه غربی رودخانه کارون به عمل می­آورد.

4-  لشکر 3 زرهی (در منطقه خرمشهر آبادان):

الف- حدود مسئولیت منطقه لشکر خرمشهر و آبادان از جنوب منطقه لشکر 5 تا اروند رود.

ب- یک تیپ (-) در احتیاط نگه می­دارد.

پ- بعد از مراجعت تیپ 8 مکانیزه تیپ 26 زرهی را رها می­سازد تا در اختیار لشکر متبوعه قرار گیرد.

ت- گروهان شناسایی از گردان حنین را در اختیار لشکر 5 قرار می­دهد.

5- تیپ 27 مکانیزه (از عناصر لشکر یک مکانیزه)

در منطقه کنونی در حملات باقی می­ماند و زمین­های اشغال شده را نگهداری می­کند.

6- تیپ 31 نیروی مخصوص (منهای دو گردان):

الف- در منطقه میمونه متمرکز می­شود و بنا به دستور زیر امر لشکرها قرار می‌گیرد.

ب- گردان 3 نیروی مخصوص را زیرامر لشکر9زرهی قرار می­دهد.

7- قرارگاه­ها و پاسگاه­های فرماندهی:

پاسگاه فرماندهی لشکر یک فوراً به منطقه فکه تغییر مکان­ می­کند.

امضاء فرمانده سپاه 3 سرلشکر اسمعیل تایه­النعیمی

 

با توجه به دستور عملیاتی سپاه 3 عراق که مطالب مهم آن عیناً بیان شد، ملاحظه می­شود که تدبیر عملیاتی ارتش متجاوز عراق از نیمه دوم آبان 1359 به بعد فقط در منطقه سوسنگرد اجرای عملیات آفندی و اشغال سوسنگرد بوده و در سایر مناطق نبرد صحنه عملیات خوزستان تمام نیروهای عراقی مأموریت پدافندی داشته­اند. این مدرک رسمی (اغتنامی از قرارگاه­های عراقی) اساس ادامه عملیات در صحنه عملیات خوزستان گردید که تا عملیات بيت‌المقدس و به مدت قریب 20 ماه ادامه داشت. لذا ما در فرصت­های مناسب به این مدرک اشاره خواهیم کرد. ضمناً با استناد به این مدرک، اطلاعات ما از وضعیت استعداد و گسترش نیروهای متجاوز عراق در صحنه عملیات خوزستان دقیق­تر بیان خواهد شد.

همان‌گونه که در این دستور عملیاتی سپاه 3 عراق ملاحظه شد، به لشکر9زرهی عراق که تیپ زرهی ابن­الولید نیز زیر امر آن قرار داده شد، دستور داده شد به سوسنگرد حمله کند و آن را اشغال و تأمین نماید. براساس همین دستور نیروهای دشمن، از آغاز دهه سوم آبان ماه 1359، منطقه عملیات سوسنگرد شاهد نبرد دیگری بین رزم آوران دلاور ما با نیروهای دشمن متجاوز گردید که در بخش چهارم این کتاب به نام محاصره سوسنگرد و آزادسازی آن، چگونگی این نبرد را بیان مي‌كنيم.

 

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده