نیروی هوایی در دفاع مقدس
«شبح-2»:عملیات مشترك« ثامنالائمه » - پشتیبانی هوایی از عملیات «پاكسازی شرق كارون» مقدمه قرارگاه اروند در ماهشهر به فرماندهی سرهنگ حسنعلی فروزان فرمانده ژاندارمری كل كشور در روز هشتم فروردین (8/1/60) به سرهنگ شهابالدین جوادی فرمانده لشكر77 پیاده واگذار شد. این فرمانده جدید طرحی را به نام پاكسازی شرق كارون با همكاری سپاهپاسداران بهتصویب رسانید و مسئولیت مانور این طرح را برعهدهی تیپهای یكم، دوم و سوم پیاده قرارداد و مسئولیت تهیه آتش پشتیبانی، دفاع هوایی، اطلاعات و هشدار اولیه از نفوذ و حمله هوایی دشمن، برعهدهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران قرارگرفت.

همزمان فرماندهان لشكرهای16و 92 زرهی درشمال كرخه‌كور و شمال غرب اهواز تا جنوب غرب اهواز، طرح‌هایی را در پشتیبانی از عملیات ثامن‌الائمه در دست تهیه داشتند و ناگزیر برای آغاز یك سری عملیات آفندی در خوزستان خود را آماده می‌كردند. برهمین اساس از روز سی‌ام مرداد ماه (30/5/60) بمباران‌های هوایی علیه قرارگاه لشكرسوم زرهی ارتش عراق در شمال جزیره آبادان و قرارگاه لشكر نهم زرهی ارتش عراق در منطقه هویزه و جفیر بر اساس درخواست فرماندهی نیروی زمینی، نظم و ترتیب ویژه‌ای یافت.

نام عملیات

این عملیات بنام ثامن‌الائمه نامگذاری گردیده و درنیرو ‌هوایی پیوست آتش پشتیبانی را «شبح‌ـ2 » نام نهادند زیرا استخوانبندی این طرح براساس حضور هواپیماهای «فانتوم‌ـ2 » محكم شده بود و فانتوم در زبان بیگانه به معنی شبح می‌باشد.

زمان عملیات

در عملیات مشترك، رسم براین بود كه زمان اجرای عملیات، لحظه‌ی آغاز مانور و شروع حركت رزمندگان زمینی باشد، زیرا در آن زمان فرمانده قرارگاه مقدم نزاجا هنوز اختیار اعمال نظر در امور هوایی قرارگاه خود را نداشت و اشراف كاملی به عملیات كنترل آسمان منطقه عملیات، قواعد و مقررات درگیریهای هوایی نداشت و كسب آمادگی هوایی برای عملیات مشترك چنین سنت شده بود كه زمان برای انجام عملیات مراقبت مسلحانه هوایی، تهیه آتش پشتیبانی هوایی و جمع‌آوری اطلاعات و تهیه عكسهای هوایی و هشداراولیه درمناطق تحت اشغال و گسترش نیروهای دشمن، مدتها پیش از آغاز مانور زمینی شروع می‌شد كه در این عملیات نیز چنین روندی ادامه داشت.

بمباران قرارگاههای تیپ و لشكر دشمن از روز سی‌ام مرداد (30/5/60) و عملیات عكسبرداری هوایی روز جمعه ششم شهریور آغاز گردید و عملیات مراقبت مسلحانه هوایی با پرواز مداوم هواپیماهای «اف‌ـ14» برفراز ماهشهر و شادگان به طور معمول روز و شب ادامه داشت.

رمز عملیات

عملیات زمینی و انجام مانور، در نبرد «پاكسازی شرق كارون» یا عملیات «ثامن‌الائمه» با رمز «نصرمن‌الله و فتح‌قریب» آغاز بكار كرد، اما انجام پروازهای بمباران، شناسایی و عكسبرداری هوایی و مراقبت مسلحانه هوایی كه پیش از آغاز عملیات زمینی شروع شده بود، درهر پروازی با یك رمز مخصوص و با شناسه پروازی جداگانه‌ای شروع می‌شد و درهر روز رمز عملیات هوایی و شناسه‌های پروازی آن تغییر می‌كرد.

روز «30/5/60» نخستین روز بمباران هوایی در این عملیات، نام گروه پروازی نامعلوم ولی شناسه مأموریت مراقبت مسلحانه هوایی «اژدر» بود.

منطقه عملیات

آسمان منطقه عملیات حدود امیدیه با مختصات جغرافیایی30ْ 50َ  شمالی،49ْ 40َ  شرقی و آبادان با مختصات جغرافیایی30ْ 20َ  شمالی، 48ْ 15َ  شرقی و شعیبیه با مختصات30ْ 25َ  شمالی، 47ْ 40َ  شرقی و بستان با مختصات جغرافیایی31ْ 40َ  شمالی،47ْ 57َ  شرقی قرار داشت، درحالی كه منطقه عملیات برای مانور لشكر77 پیاده از شادگان شروع می‌شد و به سلمانیه، مارد و ذوالفقاریه در شرق كارون ختم می‌گردید.

اهداف عملیات

استراتژیكی

هدف استراتژیك این عملیات برای نیروهای مسلح ایران عقب راندن نیروهای تیپ8 و تیپ44 و تیپ 6 زرهی به غرب كارون در منطقه سلمانیه، مارد و دارخوین بود.

تاكتیكی

اهداف تاكتیكی عملیات، تصرف پلهای دشمن روی رود كارون در منطقـه قصبه و حفار، تصرف و تأمین جاده آبادان- ماهشهر، تصرف و تأمین جاده آبادان اهواز، شكستن حصر آبادان و انهدام نیروهای دشمن بود.

هدفهای عمده برای نیروی هوایی انهدام قرارگاه لشكرسوم زرهی و تیپ ششم زرهی درغرب كارون درنقطه‌ای به مختصات جغرافیایی30ْ 31َ شمالی،48ْ 14َ  شرقی و انهدام پلهای قصبه و حفار پس از عقب‌نشینی نیروهای تیپ44 پیاده و تیپ8 پیاده و انهدام قرارگاه یگان‌های لشكرنهم زرهی و 5 مكانیزه در نزدیكی جفیر و برخی دیگر از مراكز تجمع نیروهای دشمن نزدیك سوسنگرد و جنوب بستان و شمال خرمشهر بود.

البته بمبارانهای هوایی كه خارج از منطقه عملیات لشكر77 انجام می‌شد، تنها به درخواست فرمانده نیروی زمینی مستقر در قرارگاه تاكتیكی و مقدم نیروی‌زمینی در دزفول، همچنین فرمانده قرارگاه اهواز بود، زیرا علت انجام چنین بمبارانهایی درمنطقه اهواز و سوسنگرد و بستان را فرمانده نیروی‌زمینی به خوبی و بهتر از دیگر فرماندهان زیر دستش می‌دانست و بستگی این بمبارانها به آنچه درشرق كارون، درمنطقه دارخوین با نام پاكسازی شرق كارون درجریان بود و می‌گذشت را عوامل عملیاتی ستاد ارشدتر می‌دانستند كه ازدیدگاه بالاتر و وسیع‌تری به صحنه‌های نبرد می‌نگریستند و فرمانده لشكر77 تنها اهمیت منطقه عملیاتی حوزه نظارت خود را می‌دانست و اولویت می‌داد، او درجریان بمبارانهای غرب اهواز و جنوب بستان نبود و حتی گاهی از این كه بخشی از سورتی پرواز بمباران هوایی كه در شور ستادی توافق شده و به او قول داده شده بود و در دستوررزمی «شبح2» نیز به آن اشاره شده بود، به منطقه اهواز و سوسنگرد و بستان اختصاص می‌یافت عصبانی، نگران و گله مند بود.

شرایط عمومی كشور و وضعیت بین‌المللی

در نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران طی شش ماه نخست سال60 تغییرات وسیعی انجام شده بود. پدیده تروریزم درسطح كشور بی‌داد می‌كرد و توطئه‌‌ی هواپیما ربایی به شدت در وضعیت نیروی هوایی اثرگذار شده بود.

روز ششم تیرماه، حجت‌الاسلام و المسلمین سیدعلی خامنه‌ای‌ نماینده حضرت امام(ره) در شورای‌عالی دفاع و یكی از شخصیت‌های پرنفوذ انقلاب اسلامی در مسجد اباذر تهران هنگام ایراد سخنرانی با انفجار بمبی كه در دستگاه صوتی مسجد كنار پیشخوان سخنرانی كار گذاشته بودند به شدت مجروح و روانه بیمارستان گردید.

روز بیست و یكم خرداد، طی حكمی از سوی حضرت امام(ره) سیدابوالحسن بنی‌صدر رئیس جمهور از مقام فرماندهی نیروهای مسلح بركنار شد. روز سی و یكم خرداد، دكتر مصطفی چمران دیگر نماینده حضرت امام در شورای عالی دفاع و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، درجبهه‌ی زمینی «دهلاویه» به شهادت رسید و درهمین روز مجلس شورای اسلامی با یكصد و هفتاد و هفت رأی موافق و یك رأی مخالف و 12رأی ممتنع به طرح عدم كفایت سیاسی رئیس جمهور سید ابوالحسن بنی‌صدر رویكرد مثبت نشان داد و او را در موضع بسیار دشواری قرار داد. مردم درانتظار بودند كه او یا استعفا كند و یا حضرت امام(ره) او را از مقام ریاست جمهوری اسلامی ایران كنار گذارد، آنچنان كه در مورد فرماندهی كل نیروهای مسلح بر او گذشته بود.

روز هفتم تیرماه آیت‌الله سیدمحمدحسین بهشتی رئیس دیوان عالی كشور و نظریه‌پرداز در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و پرنفوذترین شخصیت «روحانی- سیاسی» كشور نزد حضرت امام(ره) به همراه 72 نفر از یارانش شامل گروهی از وزرای كابینه آقای محمدعلی رجایی نخست وزیر و گروهی از وكلای مجلس شورای‌ اسلامی و كارگزاران مملكتی در یك اقدام بمب‌گذاری، درقرارگاه حزب‌جمهوری اسلامی، محل برگزاری گردهمایی‌های حزب، در چهارراه سرچشمه تهران، به شهادت رسیدند.

روز دوم مردادماه60 هواپیمای «بوئینگ707» به خلبانی سرگرد داریوش خیرخواه، مأمور سوخت‌رسانی هوایی به هواپیماهای جنگنده بمب‌افكن و جنگنده رهگیر، برفراز بهبهان، درآسمان منطقه عملیاتی خوزستان، ربوده شد و در فرودگاه قاهره، در كشور مصر فرود آمد. هواپیما در اختیار دولت مصر قرار گرفت و خلبان آن پناهنده شد، درحالی كه روابـط سیاسی ایران و مصر در سال 58 پیش از وقوع جنگ عراق علیه ایران، بهدستور حضرت امام(ره) قطع شده بود.

روز دوم مرداد، مردم آقای محمدعلی رجایی را به ریاست جمهوری برگزیدند.

روز ششم مرداد، سرهنگ بهزاد معزی خلبان هواپیمای «بوئینگ707» كه مأمور سوخت‌رسانی به هواپیماهای جنگنده درمنطقه « F » بود، به یكباره در آسمان تهران اعلام حالت اضطراری كرد و به سوی مرزهای شمال غرب ایران رهسپار گردید و با سرگرم ساختن یگانهای راداری با دوگانه‌گویی در مورد تغییر مسیر و سرعت پرواز هواپیمای خود، آنقدر سامانه مراقبت و دفاع هوایی نیروی هوایی و زمان را به بازی گرفت تا سرانجام توانست مرزهای كشور تركیه و چند كشور اروپایی را پشت سرگذاشته و درخاك فرانسه، در حومه پاریس، در یك فرودگاه نظامی بنام «ایورو» (EVREUX ) این هواپیما را فرود آورد و ابوالحسن بنی‌صدر رئیس جمهور بركنار شده ایران را به همراه مسعود رجوی رهبر گروه محارب با جمهوری اسلامی ایران كه عملیات تروریستی شش ماه نخست سال60 به او نسبت داده می‌شد، در یك توطئه هواپیما ربایی از كشور ایران خارج كرده و در اختیار كشور فرانسه قرار دهد و همگی به آن كشور پناهنده شدند.

درپی این هواپیماربایی و خروج ابوالحسن بنی‌صدر و مسعود رجوی، روز شانزدهم مرداد، فرمانده نیروی هوایی، جانشین و كلیه معاونین او همچنین تمامی فرماندهان پایگاههای هوایی، پدافندهوایی، لجستیكی و آموزشهای هوایی، اطلاعات و شناسایی هوایی، همگی تعویض شدند.

روز هیجدهم مرداد درپایگاه یكم شكاری واقع درمهرآباد تهران، ساعت 10:15 ساختمان اطلاعات و ارشاد و انجمن اسلامی این پایگاه را منفجر كردند.

روز بیست و دوم مرداد (22/5/60) یك فروند هواپیمای دو موتوره نیروی دریایی با شماره 603 از نوع «اف-27» ( فرندشیپ ) از بندرعباس برخاست و ساعت 11:56 به سوی فرودگاه مسقط در عمان گریخت.

روز هشتم شهریور (8/6/60) دریك حادثه تروریستی و انفجار بمب، دفتر نخست‌وزیری، رئیس جمهور جدید آقای محمدعلی رجایی و نخست وزیر او محمدجواد باهنر به شهادت رسیدند.

با این اوضاع داخلی ایران، كشور فرانسه هواپیمای «بوئینگ707» را كه توسط سرهنگ بهزاد معزی ربوده شده بود به تهران باز پس فرستاد و بدین ترتیب سعی كرد تا دراین ماجرای حیرت انگیز حسن‌نیت خود را نشان بدهد درحالی كه رئیس جمهور بركنار شده را پناهندگی داده بود و مسعود رجوی را كه ثابت شده بود با حكومت جمهوری اسلامی ایران در جنگ مسلحانه بوده است و این بمب‌گذاریها و ترورها كار گروه تحت امر او بوده، به عنوان نداشتن معاهده داد و ستد جنایتكاران و دزدان و قاچاقچیان و پناهندگان سیاسی و غیره و غیره و غیره به ایران باز پس نفرستاد.

كشور مصر نیز هواپیمای «بوئینگ707» را كه خلبان داریوش خیرخواه ربوده بود و در قاهره فرود آورده بود با وساطت كشور دیگری به ایران بازپس فرستاد. كشورهای غربی و كشورهای عربی خلیج‌فارس با اطلاعات و اخباری كه از بنی‌صدر و رجوی بدست آوردند متوجه شدند كه حملات سرنوشت ساز ارتش ایران به زودی آغاز خواهد شد حتی متوجه شدند كه آمادگی لشكر77 برای حمله بیش از سایر لشكرهای ایران است و بدین لحاظ شایعاتی را درمیان مردم پراكندند مبنی براین‌كه ارتش عراق به‌ زودی آبادان را تصرف خواهد كرد و از این دست دروغهای سیاسی و نظامی در رادیوهای غربی بسیار گفته شد. از طرفی فرماندهان ارتش عراق نمی‌توانستند باوركنند كشوری كه طی چند ماه گذشته، دو رئیس جمهور، دو نخست‌وزیر، یك رئیس قوه قضائیه و حدود یكصدتن از كارگزاران و سیاستمداران خود را از دست داده، چگونه برای حمله سرنوشت ساز می‌تواند آمادگی لازم را داشته باشد؟

كاركنان فنی نیروی هوایی درحال نصب موشكهای دوربرد فنیكس زیربال و بدنه هواپیمای «اف14»

*****

وضعیت دشمن

سه نقطه مهم و استراتژیك درسراسر منطقه نبردهای زمینی دراستان خوزستان وجود داشت كه به ترتیب عبارت بودند از غرب دزفول، پل‌نادری و غرب شوش كه ارتش عراق با لشكردهم زرهی و لشكریكم پیاده مكانیزه یك خط دفاعی تا چنانه تشكیل داده بود، نقطه دوم در سوسنگرد و غرب اهواز كه لشكرنهم زرهی و بخشی از لشكرپنجم پیاده مكانیزه خط دفاعی گرفته بودند و نقطه سوم در دارخوین و شمال آبادان و جاده «آبادان ـ ماهشهر» كه در دست لشكرسوم زرهی و واحدهایی از لشكرهای ششم زرهی و پنجم پیاده مكانیزه و واحدهائی از لشكر11 پیاده بود كه خط محكم دفاعی درآنجا درست كرده بودند.

دربرابر یگانهای لشكر77 خراسان در شرق كارون، درمنطقه دارخوین و مارد از آغازجنگ تا چند ماه پیش، تیپ6 زرهی از لشكرسوم زرهی و تیپ 26 زرهی از لشكرپنجم پیاده مكانیزه ارتش عراق مستقر بودند، تا این‌كه به علت تغییر در سیاستهای آفندی و پیشروی ارتش‌عراق درخاك خوزستان، عدم نیاز به تاخت و تاز بیشتراین ارتش، بمبارانهای پی‌درپی نیروی هوایی ایران، طولانی شدن مدت حضور این دوتیپ از آغاز جنگ تا به آن روز درخط مقدم، تلفات و ضایعات نیروی انسانی كه متحمل شده بودند، بازماندن ادوات زرهی و مكانیزه این دو تیپ از تكاپوی بیشتر به علت كمبود سوخت و فرآورده‌های نفتی در نتیجه جای خود را به تیپ هشتم پیاده مكانیزه و تیپ6 زرهی از لشكرسوم زرهی داده بودند و این دوتیپ تازه نفس برای حفظ مواضع و سرزمینهای اشغال شده در این منطقه به دفاع پرداخته بودند. لازم به یادآوری است كه تاكتیك دفاعی فرماندهان ارتش‌عراق درسرزمینهای اشغالی همین بود كه وقتی قانع می‌شدند كه دیگر پیشروی میسر نخواهد بود، یگانهای زرهی را از خط مقدم برمی‌داشتند و بجای آنها از یگانهای پیاده در دفاع استفاده می‌كردند و یگانهای زرهی را پشت سر یگانهای پیاده و پشت سرآنها نیز یگانهای مكانیزه را مستقر می‌كردند تا گردانهای پیاده حفظ خط نموده و دفاع كنند، گردانهای زرهی درپاتكها به سرعت وارد عملیات شوند و گردانهای مكانیزه در احتیاط قرارگیرند.

در بخش «حفارغربی» درنقطه‌ای به مختصات جغرافیایی30ْ 30َ  شمالی،48ْ 15َ  شرقی نیز تیپ ششم زرهی از لشكرسوم از قرارگاه تاكتیكی ارتش‌عراق درشمال آبادان محافظت می‌كرد و گاهی برای عبور از بهمنشیر اماده می شد و حركاتی(1) را انجام می‌داد و البته دربرابر یورشهای احتمالی ارتش ایران از سمت آبادان نیز به دفاع پرداخته بود، تیپ 26 مكانیزه به منطقه «جفیر» درغرب اهواز نقل مكان كرده بود.

تیپهای پیاده و زرهی درغرب اهواز بخوبی و با سرعت فراوان می‌توانستند از جاده‌های آسفالته و شرایط هموار بودن زمین استفاده كرده و خود را به دارخوین برسانند، این خاصیت یگانهای مكانیزه است، البته درچنین شرایطی از نظر یورشهای هوایی سازمان یافته، بسیار آسیب پذیر می‌شدند كه این خطر را فرماندهان ایشان باید به چشم می‌دیدند تا باور كنند. اما خطراصلی درمیدان رزم دارخوین برای لشكر77 ارتش ایران دراین بود كه تیپ «ده زرهی» كه یكی از تیپهای پرآوازه ارتش عراق بود و درماههای نخستین جنگ عراق علیه ایران در دشت‌عباس، عین‌خوش و جاده‌های آن سامان جولان داده بود در آن زمان می‌توانست به همراه بخشی از توپخانه لشكرنهم زرهی از اطراف دهكده «قیصریه» و ناحیه شمال طلائیه به سوی «دارخوین» حركت كند، از سوی دیگر تیپ 26 زرهی كه تجربه حضور در دارخوین و شرق و غرب كارون را داشت و اكنون درجفیر بود نیز چنین توانایی و سرعت دركار جابجایی را داشت، این تیپها و ادوات موتوریزه نظامی می‌توانستند به آسانی و ظرف مدت كوتاهی كه شاید بیش چند ساعت برآورد نمی‌شد، خود را به دارخوین برسانند و بی‌درنگ وارد معركه شوند و از شكست لشكرسوم زرهی ارتش عراق و سقوط شرق مواضع كارون جلوگیری كنند.

چگونه می‌شد مانع حركت این تیپها و ادوات جنگی شد؟ این سوألی بود كه همواره مرحوم ظهیرنژاد از سرهنگ فكوری می‌پرسید تا شاید او چنین اطمینانی را بدهد و بگوید كه به خارج از سنگر خزیدن این تیپهای با یورشهای سنگین هوایی منتفی خواهد شد. اما اقبال نیروهای ارتش ایران در شرق كارون این بود كه ادوات زرهی و خودروهای نظامی تیپ6 زرهی تیپ44 و تیپ8  ارتش عراق كه در برابر آنها قرار داشت سوخت كافی برای جولان دادن و روی در روی شدن با یك واحد پیاده را نداشتند و این ضعف بزرگ درآخر كار منجر به رها كردن و برجای نهادن یكصد و شصت  تا دویست دستگاه تانك و نفربر زرهی و بیش از یكصد و پنجاه دستگاه خودروی نظامی ارتش عراق درشرق كارون گردید.

دربخش هوایی، نیروی هوایی عراق برای پشتیبانی از لشكرهای زمینی خود درسراسر استان خوزستان دو پایگاه هوایی كوت و شعیبیه را دراختیار داشت كه بسیار نزدیك منطقه عملیات بودند، البته پایگاه هوایی ناصریه نیز در فاصله یكصد و بیست مایلی «دارخوین» و همچنین درفاصله یكصدمایلی سوسنگرد قرار داشت می‌توانست در مواقع لزوم و ضروری به كمك این دو پایگاه وارد عمل شود.

درآخرین گزارشی كه از توان‌رزمی پایگاههای هوایی نیروی‌هوایی عراق بدست آمده بود، توان رزمی پایگاه هوایی كوت را چنین افشا می‌نمود:

دراین پایگاه هوایی درطول یك ماه هواپیماهای «میگ‌ـ21» شمار68 سورتی پرواز مراقبت مسلحانه هوایی در روز و 4 سورتی پرواز در شب داشته‌اند و یكصد و پنج سورتی پرواز بمباران هوایی برای این هواپیماها در طول یك ماه برآورد شده بود كه به طور متوسط توان تقریبی 4 سورتی بمباران هوایی در طول روز برای این پایگاه پیش‌بینی می‌شد.

در پایگاه هوایی شعیبیه سه نوع جنگنده بمب افكن وجود داشت، «میگ-23» و «میگ‌ـ21» و «سوخوی‌ـ20» كه روی‌هم می‌توانستند 277 سورتی درطول یك ماه پرواز انجام دهند، انجام پروازهای بمباران هوایی برای این پایگاه حداكثر دریك روز 5 سورتی پرواز پیش‌بینی می‌شد. پایگاه هوایی ناصریه نیز با هواپیماهای «میگ-23» توان پرواز بمباران هوایی در حد 5 سورتی در طول روز را داشت، با وجود هواپیماهای «اف-14» برفراز ماهشهر و جزیره خارك در تمامی ساعات روز و شب، رویارویی هواپیماهای دشمن كه ناگزیر بودند از سمت آبادان به منطقه نبرد نزدیك شوند با این سامانه دفاع هوایی منطقه نبرد (1) بسیار دیدنی می‌نمود.

 

وضعیت نیروهای خودی

 

در آستانه عملیات ثامن‌الئمه قرارگاه مقدم نزاجا در دزفول مستقر بود و لشكرهای مستقر در خوزستان را فرماندهی می‌كرد. در منطقه غرب دزفول لشكر21 پیاده با زیر امر قرار گرفتن تیپ 84 پیاده از شمال دشت‌عباس تا جنوب شرقی شوش در مقابل چنانه دربرابر لشكرهای دهم زرهی و یكم پیاده مكانیزه ارتش عراق قرارگرفته بود كه زیرنظر قرارگاه مقدم نزاجا عمل می‌كرد. در منطقه سوسنگرد در شمال كرخه‌كور عوامل لشكر16 زرهی منهای یک تیپ و لشكر92 زرهی در غرب اهواز مستقر بودند كه زیر نظر قرارگاه مقدم نزاجا عمل می‌كردند و در منطقه شمال آبادان از عباویه گرفته تا دارخوین و جنوب جاده ماهشهر آبادان لشكر77 پیاده مستقر بود.

سازمان رزمی لشكر77 در شادگان بدون به حساب آوردن گردانهای هوایی شامل سه تیپ پیاده،گردانهای تیپ 37 زرهی و دو گردان تانك نیز از لشكر16 و لشكر92زرهی ، گردان 151 دژ به سازمان این تیپها اضافه شدند.

در بخش پشتیبانی رزمی، یك گردان زمین به هوا با مسلسلهای ضدهوایی 5/14 میلی‌متری و یك گردان مهندسی، سه گردان 200 تا 300 نفری(2) از ژاندارمری كل كشور با نامهای 201، 202 و 303 كه از زمان حضور سرهنگ فروزان در قرارگاه اروند درشمال «دارخوین» و شرق سلمانیه و درجنوب جاده «آبادان- ماهشهر» حضور داشتند. تعدادی نیروهای مردمی و بسیج كه به تدریج از آغاز شهریورماه درشمال دارخوین خود را به جبهه رسانده که تا پایان ماه حدود 2500 نفر از نیروهای مردمی و بسیج و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به این لشكر پیوستند.

یگانهای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و سازمان رزمی هسته اصلی تعیین شده برای پشتیبانی از این عملیات كه بنام قرارگاه ویژه عملیات هوایی جنوب نامیده شده بود، برای تهیه آتش پشتیبانی عملیات پاكسازی شرق كارون شامل پایگاه ششم شكاری بوشهر با دوگردان 61 و 62 شكاری، پایگاه چهارم شكاری دزفول با دو گردان 41 و 42 جنگنده شكاری، یك گروه (اسكادران)(1) از خلبانان و هواپیماهای «اف-4» كه از پایگاه سوم شكاری همدان به دزفول مأمور شده بودند می‌شد.

در بخش دفاع هوایی گردانهای 81 و 82 جنگنده رهگیر «اف-14» اصفهان و یك اسكادران هواپیمای «اف-14» كه از شیراز عملیات خود را انجام می‌دادند.

در بخش مراقبت نیز ایستگاههای رادار بوشهر، سربندر و بهبهان كه هریك معادل یك گردان به مفهوم زمینی، نیروی انسانی داشتند در عملیات سازمان داده شده بودند.

برای جمع‌آوری اطلاعات و عكسبرداری هوایی، فرماندهی پایگاه یكم شكاری با هواپیماهای شكاری شناسایی «آراف-4یی» ( RF-4E ) و فرماندهی اطلاعات و شناسایی الكترونیكی با هواپیمای «یی سی-130» (EC-130 ) به نام خفاش برنامه ریزی شده بودند.

دربخش خدمات پشتیبانی‌رزمی، فرماندهی پایگاه یكم ترابری هوایی با هواپیماهای سوخترسان «بوئینگ747» ( B-747 ) و «بوئینگ707» ( B-707 ) و برای جا بجایی سریع نیروهای رزمی و تجهیزات و ادوات جنگی هواپیماهای هركولس ( C-130 ) و فرندشیپ( F-27 ) در نظر گرفته شده بود.

 

اجرای عملیات

 

لشكرسوم زرهی از بمبارانهای هوایی پی‌درپی نیروی هوایی ایران درمناطق مارد، سلمانیه و بهمنشیر كه توسط خلبانان پایگاه ششم شكاری بوشهر انجام شده بود به ستوه آمده بود و هنوز نتوانسته بود در برابر تاكتیك بمبارانهای هوایی كه از ارتفاع بالا انجام می‌شد چاره‌ای بیاندیشد. در روزهای پایانی مردادماه سال 1360 فرمانده لشكر77 برای تضعیف روحیه دشمن تقاضای آتش هوایی داشت كه قرار  شد این عملیات هوایی روزانه انجام شود و مهمتر از آن درخواستهای پوشش هوایی بود كه با استقرار هواپیماهای جنگنده «اف‌ـ14» در منطقه2 درست بربالای سرافراد و سنگرهای نیروهای رزمنده خودی پرواز می‌كردند و هواپیماهای دشمن در طول عملیاتی كه لشكر77و نیروهای سپاه پاسداران از خردادماه سال60 تا آغاز عملیات «ثامن‌الأئمه» انجام داد هرگز نتوانست بمباران دقیق و مؤثری علیه نفرات و ادوات لشكر77 انجام دهد.

در ساعات اولیه بامداد آخرین روز مرداد (31/5/60) در راستای تهیه آتش پشتیبانی كه در دستور كار عملیات مشترك لشكر77 پیاده خراسان برای دور كردن تیپ 8 پیاده مكانیزه ارتش عراق از نزدیكی شادگان، دارخوین، سلمانیه و مارد و راندن آنان به غرب رود كارون دردست اجرا بود، قرارگاه لشكر3 زرهی ارتش عراق واقع در غرب كارون در نقطه‌ای به مختصات30ْ 30َ  شمالی،48ْ 14َ  شرقی توسط 4 فروند هواپیمای فانتوم (اف‌ـ4یی) و با فروریختن13120 پوند مهمات جنگی بمباران شد. البته این طرح عملیاتی پیش درآمد عملیات پاكسازی شرق كارون یا «ثامن‌الأئمه» بود.

روز یكم شهریورماه، بار دیگر خلبانان پایگاه ششم شكاری با چهار فروند هواپیمای «اف‌ـ4یی» به مواضع تیپ ششم زرهی و قرارگاه لشكرسوم زرهی ارتش عراق تاختند و 13120 پوند مهمات جنگی بر دشمن فرو ریخته شد. تیپ ششم زرهی مسئولیت دفاع محلی قرارگاه لشكر را به عهده داشت.

روز دوم شهریور60 فرارسید و خلبانان پایگاه ششم شكاری با چهار فروند هواپیمای «اف‌ـ4یی» به مواضع ارتش عراق در منطقه حفار تاختند و آتش هوایی را متوجه قرارگاه لشكرسوم زرهی در غرب كارون ساختند و با 13120 پوند مهمات جنگی دشمن را درهم كوبیدند، دشمن نیز در راستای دفاع هوایی خود دربرابر یورشهای هوایی و بمبارانهای ارتفاع بالا علاوه بر موشكهای «سام-6»  موشكهای «سام-2» را نیز به نزدیكی منطقه در نزدیكی مرز آورده بود و در آن روز شلیك موشكهای مذكور توسط خلبانان با چشم دیده شد. یك سایت موشكی «سام-6» نیز در راستای فراهم نمودن سامانه «دفاع موشكی صحنه نبرد»(1) دركنار قرارگاه لشكرسوم كه توسط تیپ ششم زرهی حفاظت می‌شد مستقر گردیده بود و تحت امر گردان زمین‌ به هوای تیپ ششم قرار داشت كه وارد عمل شده بود.

برابر گزارش دیده‌بانهای لشكر77 در این عملیات هوایی چندین دستگاه تانك و خودرو مورد اصابت مستقیم قرار گرفته و منهدم شده بودند و برخی از آنها در شعله های آتش می‌سوختند.

در این روز خبری از اداره سوم ستاد ارتش مبنی بر تصمیم دشمن در استفاده از سلاحهای شیمیایی در بخش مارد انتشار یافت كه شاید شایعه‌ای از سوی دشمن بود تا از شدت بمبارانهای هوایی كاسته گردد و یا تك لشكر77 با تعویق و تأمل مواجه شود.

لشكرسوم زرهی دراین منطقه به شدت ضعیف شده بود، از یك طرف تمامی تانكها و نفربرهای زرهی این لشكر از كمبود سوخت رنج می‌بردند و اگر درگیر عملیات می‌شدند قدرت انجام پاتك را نداشتند حتی تیپ8 پیاده مكانیزه نیز به علت كمبود سوخت و روغن موتور برای خودروها به یك تیپ غیر مكانیزه تبدیل شده بود و تحرك این تیپ به حداقل ممكن كاهش یافته بود، البته این امر به تدریج برتمامی یگانهای ارتش عراق مستولی گردید زیرا تمام منابع سوخت و پالایشگاههای عراق در طول چند ماه آغازین جنگ توسط خلبانان نیروی هوایی به شدت بمباران شده بود و نیازهای مردم شهرنشین عراق به سوخت و انواع مواد نفتی دركمترین میزان نیز با كامیونها و تانكرهای سوخترسان از طریق اردن و عربستان سعودی تأمین می‌شد و ارتش عراق به شدت در مضیقه بود و با این اوضاع و احوال استفاده ارتش عراق از گلوله‌های شیمیایی توسط توپخانه علیه نیروهای ایرانی چندان بعید نمی‌نمود. 

روز چهارم شهریور60 خلبانان پایگاه ششم شكاری با چهار فروند هواپیمای فانتوم نیروهای لشكرسوم زرهی را در منطقه «مارد» هدف قرار دادند و در آن روز طبق معمول13120 پوند مهمات جنگی بر تجهیزات و نفرات دشمن فروریخته شد.

نیروهای ارتش عراق در منطقه «مارد» و در شمال شرق آبادان از بمبارانهای هوایی به ستوه آمده بودند و ارتش عراق برای حفظ نیروهای خود در سنگرهای نزدیك جاده آبادان، ماهشهر با مشكلات فراوانی روبرو شده بود و هر فرمانده‌ای كه خود را به جای فرمانده عراقی در این منطقه قرار می‌داد با وجود كمبودهای آمادی حتی مهمات پای كار روزمره با خود فكر می‌كرد كه در این منطقه چه می‌گذرد؟  چه در پیش است؟ و سرنوشت جنگ دراین منطقه به كجا خواهد انجامید؟

به نظر می‌رسید درصورتی كه لشكر77 هجوم خود را آغاز كند با مقاومت شدیدی روبرو نخواهد شد و روحیه دشمن آنقدر ضعیف شده كه شاید اولین یورش نیروهای ایرانی در این منطقه منجر به پیروزی بزرگی گردد، از طرفی بمبارانهای هوایی كه درجنوب بستان و اطراف جفیر و غرب اهواز انجام می‌شد به دشمن امان و مجال تغییر در آرایش نیروها در این مناطق را نمی‌داد تا نزدیكترین نیروهای كمكی خود را كه همین نیروها بودند یعنی یگانهای لشكر پنجم پیاده مكانیزه و لشكرنهم زرهی درغرب اهواز از مناطق قیصریه و جفیر و طلاییه و كوشك به سوی دارخوین حركت دهد.

روز پنجم شهریور60 خلبانان پایگاه ششم شكاری با چهار فروند هواپیمای «اف-4یی» ( F-4E ) به محل استقرار نیروهای دشمن در «مارد» یورش بردند و با فروریختن13120 پوند مهمات جنگی بخشی از نیروهای دشمن را منهدم كردند.

وزارت امورخارجه در این روز اعلام داشت:

" دولت عراق براین باور است كه ایرانی‌ها قصد حملات هوایی به 4 شهر مهم عراق را دارند و بدین لحاظ دستور یك حمله گسترده را در منطقه آبادان صادر كرده است"

*****

گفته می‌شد عوامل جاسوسی عراق با بنی‌صدر و رجوی ارتباط برقرار كرده‌اند تا شاید با بازجویی آنها اطلاعاتی را از مناطق نبرد و وضعیت نیروهای ایرانی بدست آورند.

دیده‌بانهای لشكر77 در منطقه آبادان اعلام كردند كه خسارات وارده بر دشمن در روز پنجم شهریور (5/6/60) ناشی از بمبارانهای هوایی بسیار سنگین بوده است.

روز جمعه ششم شهریور60 خلبانان پایگاه یكم شكاری با یك فروند هواپیمای شكاری شناسایی فانتوم( RF-4E ) از فرودگاه مهرآباد برخاستند و با ملاقات با هواپیمای «بوئینگ707» سوخترسان درآسمان خوزستان و دریافت سوخت درهوا و اجرای عملیات ویژه موفق شدند عكسبرداری هوایی نیمه تمام دیروز خود را تكمیل كرده و از منطقه دارخوین تا حفار و از آنجا تا بندر فاو را عكس بگیرند. عكسها بی هیچ درنگی ظاهر و چاپ شد و پس از تفسیر درهمان شب به دست سرهنگ شهاب‌الدین جوادی در قرارگاه تاكتیكی ماهشهر رسانده شد.

نقشه هوایی نشاندهنده چیدمان یگانهای خودی و دشمن پیش از آغاز عملیات «ثامن‌الأئمه»

*****

روز هفتم شهریور همین مأموریت دوباره تكرار شد و از دارخوین تا فاو عكس هوایی تهیه گردید، از طرفی به تمام یگانهای ذیربط اعلام شد كه برای انجام عملیات شناسایی و عكسبرداری هوایی در ارتفاع بالا تنها یك دوربین عكسبرداری «كاآ-90» (KA-90 ) برای نهاجا باقی مانده و این دوربین حكم اقلام استراتژیك را دارد و لازم است كه درصورت ضرورت از این دوربین استفاده شود نه این‌كه دیروز عكس هوایی از دارخوین تا فاو تهیه شده و بار دیگر امروز همان مأموریت تكرار گردد.

ستاد ارتش نیز بدون توضیح بیشتر در پاسخ نیروی هوایی اعلام كرد:

" اولین و دومین سورتی پرواز عكسبرداری هوایی فعلاً به نیازمندیهای نزاجا اختصاص یابد"

از این عكسها چیزی كه مشخص شد این بود كه ارتش عراق برای دفاع در خط یگانهای پیاده درحد تیپ را بكار می‌گرفت و پشت خاكریزها و سنگرها قرار می‌داد و برای پاتك از یگانهای زرهی كه در پشت سر پیاده‌ها قرار داده بود استفاده می‌كرد و برای احتیاط از یگانهای مكانیزه كه در پشت سر یگانهای زرهی چیده بود بهره‌برداری می‌كرد. در منطقه‌ دارخوین تیپهای زرهی كه باید در كار پاتك وارد شوند درساحل غربی رود كارون مستقر بودند(1) و انجام پاتك برایشان بسیار دشوار بود زیرا باید از روی پلهای مارد و پلی كه ارتش عراق درآن نقطه برقرار كرده بود بگذرند و این هم بسیار خطرناك بود و هم از سرعت كار می‌كاست و حركت یگانهای زرهی درخط را ناگزیر مورچه وار می‌كرد.

روز هشتم شهریور خلبانان پایگاه هوایی بوشهر به نیروهای دشمن در منطقه «مارد» یورش بردند و13120 پوند مهمات جنگی بر ادوات و نفرات تیپ ششم زرهی ارتش عراق فروریختند.

همزمان با این عملیات هوایی كه به عنوان پیش‌درآمد پاكسازی شرق كارون تحت عنوان «شبح‌ـ2» اجرا می‌شد كار درگیری لشكر16 و لشكر92 ارتش ایران با لشكر نهم زرهی ارتش عراق بسیار وخیم شد و عملیات «شهید مدنی» دراین منطقه برای سرگرم كردن نیروهای عراقی درغرب اهواز و جلوگیری از انتقال نیروهای لشكر پنجم پیاده مكانیزه ارتش عراق به دارخوین، عمده سورتی تولید شده برای عكسبرداری هوایی و بمبارانهای هوایی به منطقه سوسنگرد و پشتیبانی از این دو لشكر اختصاص یافت.

نبردهای هوایی درمنطقه دارخوین و مارد برای مدت كوتاهی متوقف گردید زیرا خبر از جابجایی نیروهای دشمن درغرب اهواز انتشار یافت و گفته می‌شد كه گروه توپخانه لشكرنهم زرهی قرار است به دارخوین نقل مكان كند. تمام سورتی پروازهای بمباران هوایی در پایگاههای هوایی بوشهر و همدان و همچنین درپایگاه هوایی دزفول به منطقه جفیر و سوسنگرد و بستان اختصاص یافت تا دشمن فرصت جا بجایی را نداشته باشد.

فرمانده لشكر77 از عدم توازن نیروهای تحت امر خود و نیروهای ارتش عراق در دارخوین بسیار بیمناك بود و فكر می‌كرد كه اگر نیروی هوایی عراق دراین شرایط فعال شود و با تمام قوا بر نیروهای او تاخت آورد چگونه خواهد توانست كه عملیات پاكسازی شرق كارون را در روزهای آینده آغاز كند؟ و از این‌رو با وارد آوردن فشار برفرمانده نیروی زمینی «سرتیپ قاسمعلی ظهیرنژاد» و جانشین رئیس ستاد ارتش «سرتیپ ولی‌اله فلاحی» ناگزیر با نزدیك شدن به تاریخ حمله سرنوشت ساز لشكر77 ستاد ارتش در روز بیست و ششم شهریور (26/6/60) دستور داد كه پروازهای مراقبت مسلحانه هوایی برفراز حوزه تحت مسئولیت فرمانده لشكر77 به صورت شبانه روزی با هواپیماهای «اف-14» انجام گیرد كه این كار از سوی نهاجا بی‌وقفه درحال انجام بود.

روز بیست و هفتم شهریور فرمانده لشكر77 درخواست عكس هوایی از منطقه عملیاتی «پاكسازی شرق كارون» یا «ثامن‌الأئمه» نمود و دراجرای آن خلبانان پایگاه یكم شكاری واقع در مهرآباد تهران با انجام سوختگیری در هوا از دارخوین تا فاو را برای چندمین بار عكسبرداری كردند و در همان شب نتایج عكسها و تفسیر آن توسط هواپیمای جت‌فالكن به پایگاه هوایی امیدیه و از آنجا به قرارگاه لشكر77 فرستاده شد.

روز دوشنبه (30/6/60) همین مأموریت باردیگر تكرار گردید. با این همه پرواز شناسایی كه برفراز حوزه مسئولیت قرارگاه اروند انجام می‌شد بی‌تردید ارتش عراق باید متوجه انجام حمله‌ی لشكر77 در روزهای آتی می‌شد و جاسوسان عراقی نیز درآن زمان كم نبودند كه این اخبار را به فرماندهان ارتش عراق برسانند اما به علت شدت حملات هوایی برفراز منطقه غرب اهواز و بمبارانهای هوایی پی‌درپی علیه نیروهای تحت امر لشكرنهم زرهی و پنجم پیاده مكانیزه ارتش عراق فرماندهان عراقی هرگز جرئت و شهامت كاستن از نیروهای خود در سوسنگرد و بستان و هویزه و اختصاص آن به دارخوین را نداشتند زیرا هرروز فكر می‌كردند كه این بمبارانها همان تاكتیك قدیمی است كه ابتدا با آتش هوایی سنگین دشمن را می‌كوبند و به یكباره حملات زمینی لشكرهای 16 و 92 آغاز خواهد شد.

از تاریخ قطعی شدن عملیات «پاكسازی شرق كارون» یعنی روز 31/5/60 تا هشتم مهرماه همان سال به منظور بازداشتن نیروهای دشمن از تحرك در منطقه سوسنگرد و غرب اهواز و جلوگیری از انجام عملیات پشتیبانی متقابل(1) لشكرپنجم پیاده مكانیزه و لشكرسوم زرهی در دو جبهه جنوب غرب اهواز و دارخوین در شمال آبادان و خرمشهر گردانهای 31 و 32 از همدان و گردانهای 41 و 42 از دزفول و گردانهای 61 و 62 از بوشهر در21 عملیات هوایی جداگانه نیروهای لشكرنهم زرهی و لشكرپنجم پیاده مكانیزه ارتش عراق را برای جلوگیری از انتقال نیرو به دارخوین بمباران كردند. این بمبارانها درحقیقت درراستای پشتیبانی از عملیات لشكر77 انجام می‌شد اما به ظاهر برای پشتیبانی از لشكرهای16 و 92 تلقی می‌گردید.

در طول این مدت خلبانان نیروی هوایی، شمار 86 سورتی پرواز بمباران هوایی با استفاده از هواپیماهای «اف-5یی» و «اف-4یی» و به میزان 373536 پوند مهمات جنگی بر نیروهای لشكرنهم زرهی و لشكرپنجم پیاده مكانیزه ارتش عراق فروریختند و هرگز اجازه ندادند تا تیپ «10 زرهی» در قیصریه و گردانهای توپخانه‌ای كه درغرب جاده «جفیر- هویزه» و سوسنگرد مستقر بودند به غرب كارون در منطقه استحفاظی لشكر3 زرهی در حفار انتقال یابند كه اگر چنین می‌شد امكان حركت از رزمندگان اسلام گرفته می‌شد و سرنوشت جنگ درشرق كارون به‌گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد.

جواد فكوری فرمانده شجاع نیروی هوایی و شهید در عملیات ثامن الأئمه او مرد میدانهای استراتژیك و تاكتیكی، مرد ستاد و میدانهای رزم در زمین و هوا و دریا بود، او را اسلحه بدست، درحالی كه با احتیاط از كنار لوله‌های نفتی جنوب به سوی محمد جهان آرا می‌دود مشاهده می‌كنید

*****

خلبانان هواپیماهای شكاری شناسایی «آراف-4یی» ( RF – 4E ) نیز چهار بار از منطقه اهواز و سوسنگرد و بستان عكس هوایی تهیه كردند تا جا بجایی نیروهای لشكرپنجم پیاده و نهم زرهی در كنترل فرمانده نیروی زمینی باشد و برای انجام عملیات «پاكسازی شرق كارون» اطمینان حاصل گردد.

به همین لحاظ بود كه یگانهای لشكرپنجم مكانیزه نتوانستند به سمت جنوب گرایش پیدا كنند و مواضع خود را درعباویه و نزدیك ایستگاه حمید و اطراف جفیر ترك كنند و درنتیجه سرفرماندهی ارتش‌عراق تصمیم گرفت تا از نیروی هوایی خود علیه تك احتمالی لشكر77 بهره جوید و با این نیت هواپیماهای جنگنده بمب‌افكن خود را از پایگاههای هوایی شعیبیه و ناصریه از غرب جزیره آبادان در ارتفاع متوسط وارد آسمان جزیره آبادان می‌كرد تا از مسیر شعیبیه به «طره‌ی بخاخ» به سمت شادگان روانه نماید. خلبانان هواپیماهای جنگنده بمب‌افكن عراق تحت كنترل ایستگاه رادار «بصره» بودند و این ایستگاه به محض مشاهده سمت‌گیری هواپیماهای «اف‌ـ14» كه اغلب برفراز «خلف‌آباد» درحال پرواز بودند به سوی آبادان و «طره بخاخ» بی‌درنگ دستور بازگشت را به هواپیماهای خودشان می‌دادند و خلبانان عراقی نیز بی‌پروا از هرگونه پرسش و پاسخی دربرابر فرماندهان خود بمبهای خود را برفراز آبادان و هرجا كه بودند به شكل تصادفی، رها می‌كردند و باز می‌گشتند. دشمن از هواپیماهای شنود الكترونیكی خود نیز بسیار حرفه‌ای سود می‌جست. این هواپیماها به نا‌مهای «قمر» «هلال» و «طایر» بودند كه به طور متوسط هریك در طول روز 5 ساعت پرواز می‌كردند و مكالمات هواپیماهای «اف-14» را با ایستگاههای رادار اهواز، بهبهان و بوشهر به خوبی كشف و پردازش و مراتب را بی‌درنگ به فرمانده عملیات هوایی منطقه در ایستگاه رادار بصره اطلاع می‌دادند و او بود كه به جنگنده بمب افكنها دستور بازگشت را می‌داد.

روز دوم مهرماه60 خلبانان اسكادران 11 شكاری شناسایی پایگاه یكم شكاری در مهرآباد تهران با یك فروند هواپیمای فانتوم شكاری شناسایی با انجام سوختگیری درهوا، خود را به آسمان منطقه دارخوین رساندند و براساس درخواست «دسك»(1) اروند آخرین عكس هوایی را برای آغاز حمله سرنوشت‌ساز لشكر77 و نیروهای سپاه پاسداران از گسترش نیروهای تیپ هشتم پیاده مكانیزه، تیپ ششم زرهی و تیپ44 پیاده ارتش عراق گرفتند و درفاصله زمانی چند ساعت از لحظه گرفتن عكس و فرود هواپیمای شناسایی كارهای فنی ظهور و چاپ عكس و پردازش اطلاعات و تفسیر آن را انجام داده و با هواپیمای جت فالكن آن را به منطقه بردند و دراختیار نماینده لشكر77 در پایگاه هوایی امیدیه قرار داده تا آن را بی‌درنگ به‌ فرمانده لشكر، سرهنگ جوادی برساند.

روز پنجم مهرماه حمله لشكر77 و نیروهای سپاه پاسداران به طور جدی آغاز گردید. در سه روز گذشته هواپیماهای غول پیكر هركولس(C-130 ) 54 سورتی پرواز خدمات پشتیبانی رزمی در منطقه برای اجرای دستور رزمی «شبح-2» انجام داده بودند و علاوه بر انتقال سلاح و مهمات به پایگاه هوایی امیدیه برای فرستادن به قرارگاه لشكر 77 میزان قابل توجهی نیروی تازه‌ نفس مردمی به جبهه شادگان جابجا كرده بودند.

در این روز خلبانان پایگاه ششم شكاری با شمار 4 فروند هواپیمای جنگنده بمب افكن «فانتوم‌ـ2» به قرارگاه لشكرسوم زرهی درمنطقه مارد حمله‌ور شدند و هدفهایی را در چارچوب مختصات جغرافیایی0ْ 32َ  شمالی،48ْ 11َ شرقی و30ْ 31َ  شمالی، 48ْ 19َ شرقی و30ْ 24َ  شمالی،48ْ 11َ  شرقی و30ْ 28َ شمالی،48ْ 16َ  شرقی با 13120 پوند مهمات جنگی به شدت بمباران كردند و دشمن هم با موشكهای «سام-2» و «سام-3» شلیك‌هایی را علیه این گروه پروازی انجام داد كه نتیجه بخش نبود.

فرمانده لشكردهم زرهی دشمن درمنطقه غرب دزفول برای این‌كه پایگاه هوایی دزفول را غیرفعال سازد از ساعت13:50 درهمین روز پایگاه هوایی مذكور را زیر آتش سنگین توپخانه زمینی قرار داد كه بر اثر آتشباری آنها در انبارهای مهمات پایگاه هوایی دزفول آتش سوزی به راه افتاد و تعداد 6 جعبه مهمات حاوی بمبهای «MK-81 »250 پوندی آتش گرفت كه بی‌درنگ با اجرای دستورالعمل آتش‌نشانی پایگاه، آتش مهار گردید و هیچ انفجاری صورت نگرفت اما یك نفر سرباز بنام غلامرضا اله‌مراد شهید گردید و یك خودروی بالابر كلارك صدمه دید كه آن هم برای تعمیر از محوطه انبارهای مهمات خارج گردید.

سرهنگ خلبان جواد فكوری فرمانده اسبق نیروی هوایی و عده‌ای از افسران ارشد خلبان در قرارگاه لشكر77 حضور یافته بودند و عملیات هوایی را زیر نظر داشتند. او با این‌كه فرمانده نیروی هوایی نبود اما به دلیل سوابق عملیاتی تاكتیكی و استراتژیكی در طول مدتی كه از جنگ می‌گذشت بازهم به امر امام(ره) به منطقه آمده بود زیرا فرمانده جدید نهاجا هنوز اشراف عملیاتی به عملیات مشترك و جبهه‌ها نداشت.

او از پایگاه هوایی امیدیه دستور زیر را به معاون عملیاتی نیرو سرهنگ خلبان بهرام هشیار كه درپست فرماندهی پایگاه دزفول پروازهای عملیاتی و نبردهای هوایی را هدایت و رهبری می‌كرد صادر كرد. این دستور علاوه برتعهدات مندرج در دستور عملیاتی «شبح‌ـ2» بود.

الف. همكاری لازم با نزاجا انجام شود.

ب. حداقل تعداد 5 فروند هواپیمای هركولس(C-130 ) و همین تعداد هواپیمای فرندشیپ (F-27 ) برای حمل سریع مجروحین و شهدا و سایر خدمات پشتیبانی رزمی دراین عملیات منظور شود.

ج. پرواز برای مأموریتهای مسلحانه هوایی درمنطقه اهواز و ماهشهر اضافه شود.

د. برای تهیه آتش پشتیبانی هوایی و انجام مأموریتهای پشتیبانی نزدیك هوایی آمادگی لازم را داشته باشید تا درصورت درخواست فرماندهی نزاجا بی‌درنگ برای بمباران هوایی دشمن روانه شوند.

نیروی زمینی ارتش نیز طی شماره 350/ 08/ 201/ ـ 4/7/60 اعلام نمود كه:

برابر تماس تلفنی فرمانده نیروی زمینی و با توجه به هماهنگی‌های قبلی لشكر77 با افسران اعزامی نهاجا، عملیات لشكر مذكور یك دقیقه بعد از نیمه شب 5/7/60 جهت پاكسازی شرق كارون در شمال آبادان آغاز می‌گردد.

خواهشمند است دستور فرمائید آن نیرو در این‌مورد همكاری‌های لازم را از هرجهت انجام دهد.

فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران

سرتیپ قاسمعلی ظهیرنژاد

*****

در این روز خلبانان پایگاه سوم شكاری كه برای پشتیبانی از دستور رزمی «شبح‌ـ2» به صورت مأمور به پایگاه هوایی دزفول آمده بودند با تعداد 4 فروند هواپیمای «اف‌ـ4ئی» وارد عملیات شده و به منطقه «مارد» حمله‌ور شدند و با 11332 پوند مهمات جنگی، نیروهای تیپ ششم زرهی ارتش عراق را بمباران كردند و دقایقی بعد خلبانان پایگاه ششم شكاری بوشهر با چهار فروند هواپیمای «فانتوم‌ـ2» به نیروهای تیپ هشتم زرهی ارتش عراق در جنوب سلیمانیه تاختند و 13120 پوند مهمات بر دشمن فرو ریختند.

تیپ44 پیاده و تیپ8 پیاده مكانیزه در برابر یورش تیپ‌های لشكر77 و گردان‌های سپاه پاسداران دفاع می‌كردند و درحالی كه نیاز شدید به پشتیبانی هوایی هواپیماهای عراقی داشتند اما به علت وجود هواپیماهای «اف-14» مجهز به موشكهای فنیكس درحال پرواز برفراز منطقه نبرد، هواپیماهای جنگنده بمب‌افكن عراقی نمی‌توانستند خود را به

نقاشی یادمان از عملیات «ثامن‌الأئمه» هنرمند نقاش آقای جلالی‌تبار

*****

مركز منطقه نبرد یعنی آسمان «مارد» و «دارخوین» برسانند. آنها فقط تا آبادان می‌آمدند و بمبهایشان را رها می‌كردند و باز می‌گشتند. اگر چه شهر آبادان خسارات زیادی در این روز دید اما نیروهای لشكر77 توانستند بدون تلفات ناشی از بمبارانهای هوایی به پیشروی خود ادامه دهند.

برعكس نیروی هوایی عراق، خلبانان جنگنده بمب‌افكن پایگاه ششم شكاری بوشهر و پایگاه چهارم دزفول درزیر پوشش هوایی هواپیماهای جنگنده رهگیر «اف‌ـ14» با سرعت به مركز منطقه عملیات نفوذ می‌كردند و با دقت هرچه تمامتر بمبهای خود را علیه نیروهای لشكر سوم زرهی فرو می‌ریختند.

روز پنجم شهریور، خلبانان پایگاه ششم شكاری با 4 فروند هواپیمای جنگنده بمب‌افكن «فانتوم‌ـ2» به «مارد» حمله‌ور گردیدند و بازهم به درخواست دسك ماهشهر13120 پوند مهمات بر نیروهای لشكرسوم زرهی ارتش عراق در مختصات جغرافیایی30ْ 20َ 32ً شمالی،48ْ 00َ 11ً  شرقی و30ْ 45َ 28ً   شمالی،48ْ 30َ 16ً  شرقی و 30ْ 20َ 31ً  شمالی،48ْ 00َ 17ً  شرقی و30ْ 20َ 24ً  شمالی،48ْ 00َ 11ً  شرقی فروریختند، در حقیقت این اهداف، قرارگاه لشكرسوم زرهی ارتش عراق و ملحقات آن درغرب رود كارون و یكی از پل‌های مستقر بركارون در منطقه «قصبه» بود. این قرارگاه توسط گردان‌های لشکر 3 زرهی ارتش عراق مانند نگین انگشتری در بر گرفته شده بود و آتش توپخانه زمینی ارتش ایران به این نقطه راهی نداشت.

دفاع هوایی صحنه نبرد دراین قرارگاه با موشكهای «سام-6» كه برخودروی شنی‌دار سوار بودند تأمین می‌شد، اما این موشكها به ارتفاع50000 پایی نمی‌رسیدند و از این رو هواپیماهای فانتوم ایرانی در امان بودند.

دراین عملیات دشمن دست به ابتكار جالبی زده بود و روی رادیوی «UHF» فركانس مخصوص تماس هواپیماهای «اف‌ـ4» با زبان فارسی اعلان نمود كه بمبهایتان را در اینجا رها نكنید، ما نیروهای خودی هستیم كه البته خلبانان این گروه پروازی براساس دستوررزمی و دستور تاكتیك و دستورآتش وظیفه خود را باید انجام می‌دادند كه دادند و بمبهایشان را با دقت به هدف زدند. فرمانده‌ای كه ناگزیر شود از چنین شیوه خطرناكی درجنگ استفاده كند نشان درماندگی آن یگان است، مانند غریقی كه به هرچیزی بر آب چنگ می‌اندازد. در اینگونه موارد هیچ مسئول رادیویی حق ندارد روی فركانسی كه توسط دیگری شنود می‌شود حرف بزند زیرا بی‌تردید استفاده چندثانیه‌ای ما از رادیوی «یو-اچ-اف» درمنطقه عملیات محل قرارگاه خودی را به دشمن نشان خواهد داد و به خوبی كشف خواهد شد.

درهمین عملیات هوایی بود كه شیرازه فرماندهی كنترل دشمن از هم پاشیده شد و پیروزی در پی پیروزی برای ارتش ایران رقم خورد.

ساعت12:30 همین روز نیز سرانجام هواپیماهای دشمن خود را از روی دریا و آبهای خلیج فارس به نزدیكی دهكده «خوردورق» رساندند، بی هیچ درنگی یك فروند هواپیمای «اف‌ـ14» با شناسه «اژدهای-5» مأمور مراقبت مسلحانه هوایی از لشكر77 به سوی آنها روانه شد و با شلیك یك فروند موشك فنیكس (AIM-54 ) یكی از آنها را هدف قرار داد، هواپیمای دشمن دركنار دهكده «خوردوروق» سرنگون شد و دیگر هواپیماها بمبهایشان را بی‌هدف رهاساخته و گریختند.

ساعت 15:26 باردیگر یك فروند ازهواپیماهای دشمن توسط خلبان هواپیمای «اف‌ـ14» با شناسه «پلنگ‌ـ5» هدف قرار گرفت و خلبان آن بیرون پرید.

ساعت17:20 باردیگر درگیری هوایی بین خلبانان «اف-14» و هواپیماهای دشمن روی داد، درحملات هوایی قبلی هواپیماهای نیروی هوایی عراق در ارتفاع 24000 پا و سرعت350 نات(1) به منطقه نزدیك می‌شدند، اما دراین حمله سعی كرده بودند درارتفاع پست و سرعت550 نات خود را به منطقه عملیات برسانند و نیروهای لشكر77 را بمباران كنند، غافل ازاین‌كه رادار هواپیماهای «اف‌ـ14» برای مراقبت و جستجوی دشمن در ارتفاع پایین به كار گرفته می‌شود و سرانجام یك فروند از آن ها اسیر شلیك به موقع موشك فنیكس گردید و منهدم شد.

ناگفته نماند كه این‌بار هواپیمای «اف‌ـ14» به ارتفاع3500 پایی آمده بود و رادارهای نیروی هوایی عراق از «بصره» نمی‌توانستند هدفی را دراین ارتفاع پایین و دراین فاصله دور، برفراز ماهشهر، روی صفحه‌ی رادار خود داشته باشند و به همین دلیل هواپیماهای دشمن غافلگیر شدند. خلبانان هواپیماهای جنگنده بمب‌افكن دشمن گویا دریك اقدام هماهنگ در درون خودشان هنگام اعزام آنها به منطقه نبردی كه كه گستردگی آن از طرف شرق منطقه شامل بندر ماهشهر و پایگاه هوایی امیدیه می‌شد بمبهای خود را پیش از رسیدن به منطقه نبرد برفراز شهرستان آبادان رها می‌ساختند و به پایگاههای خود باز می‌گشتند، این عملیات به ترتیب به شرح زیر انجام گردید.

ساعت 08:24 چهار فروند هواپیمای «سوخوی-20» در اطراف آبادان ظاهر شدند و بمبهای خود را در بیابانهای كنار شهر فروریختند.

ساعت 14:55 چهار فروند هواپیمای «سوخوی-20» اطراف آبادان را بمباران كردند.

سمت راست تصویر سرگرد یداله خلیلی از قهرمانان جنگ كه به مقامهای مهم مدیریتی كشور در بخش هوانوردی غیر نظامی نیز دست یافت و در چپ سروان محمد مسبوق كمك خلبان او كه این دو خلبانانی بودند كه آخرین هواپیمای دشمن را در عملیات ثامن‌الأئمه ساقط كردند

*****

 

ساعت 15:15 چهار فروند «میگ-23» شهر آبادان را بمباران كردند.

ساعت 17:39 دو فروند هواپیمای «میگ-23» برای چندمین بار آبادان را بمباران كردند.

ساعت 14:05 نیز یك فروند هلی‌كوپتر دشمن برفراز قرارگاه لشكر3 زرهی دشمن درغرب كارون سقوط كرد.

روز ششم مهرماه خلبان هواپیمای «اف‌ـ14» مأمور مراقبت مسلحانه هوایی برفراز منطقه نبرد «ثامن‌الأئمه» با شناسه «پلنگ‌ـ3» در مشاهدات خود پس از پرواز گزارش داد كه ساعت17:30 تعداد زیادی تانك و نفربر زرهی را در غرب رود كارون كه به صورت ستون نظامی در دو خط موازی به سمت پل «قصبه» در حركت بودند دیده است. تیپ 8 پیاده مكانیزه و تیپ44 پیاده به تدریج به سمت جنوب رانده شدند و از روی پلهایی كه در منطقه «قصبه» ارتش‌عراق خود بر رود كارون بنا نهاده بود، ادوات زرهی و خودروهای خود را رها كرده و پیاده به غرب رود كارون نقل مكان كردند و این ستون زرهی كه خلبان در مشاهدات خود به آن اشاره داشت برای كمك به یگانهای شرق كارون در راه بود، برای پاتك آینده كه هرگز نتوانست به موقع به كمك تیپهای یاد شده به منطقه شرق كارون وارد شود تا پاتكی انجام شود. در اینجا باید شكرخدا كرد كه چنین لشكری در ارتش بود و چنین رودخانه كارونی در این سرزمین كه مانع طبیعی خدادادی برای حفاظت این لشكر با ایمان و مصمم.

سرهنگ خلبان بهرام هشیار دستور داد تا این ستونهای درحال عقب نشینی و نیروهای احتیاطی كه به منطقه وارد می‌شدند بمباران گردند و درهمین روز

در یك عملیات هوایی هماهنگ با قرارگاه ماهشهر، شمار12 فروند هواپیمای «اف‌ـ4یی» درسه گروه چهار فروندی، نیروهای دشمن درغرب منطقه «قصبه» واقع در مختصات جغرافیایی30ْ 00َ 32ً شمالی،48ْ 00َ 14ً  شرقی و30ْ 30َ 28ً شمالی،48ْ 00َ 05ً  شرقی را با فروریختن39360 پوند مهمات جنگی بمباران كردند و آخرین تلاشهای دشمن درهم شكسته شد.

دشمن پس از بمباران هوایی و پراكنده شدن هواپیماها چندفروند موشك زمین به هوای «سام-2» از منطقه‌ای در پشت جبهه به سوی آنها شلیك كرد كه اثری نداشت و به نظر می‌رسید تنها برای راضی كردن سرفرماندهی ارتش عراق كه از دست فرماندهان ایران بسیار عصبانی بود، شلیك شده باشند.

ساعت 09:55 یك فروند هواپیمای جنگنده رهگیر دشمن نیز برفراز پل تنومه درداخل خاك عراق هدف موشك هواپیمای «اف‌ـ14» مأمور مراقبت مسلحانه هوایی كه برفراز ماهشهر پرواز می‌كرد قرار گرفت و سرنگون شد.

ساعت 13:05 همین روز جنگ و درگیری هوا به هوا به عمق گسترش دشمن كشیده شد، این درگیری و شلیك موشك درفاصله 17 مایلی بین دو هواپیما توسعه می‌یابد، جایی كه حوزه دفاعی موشكی «سام-2» بود و دراین درگیری سرگرد یداله‌خلیلی و سروان محمد مسبوق خلبانان هواپیمای رهگیر «اف‌ـ14» با شناسه «پلنگ‌ـ2» یك فروند دیگر از هواپیماهای نیروی هوایی عراق را هدف قرار دادند، دشمن3 فروند موشك «سام-2» به سوی هواپیمای «اف‌ـ14» شلیك كرد كه هواپیما صدمه‌ای ندید.

روز هفتم مهرماه، خلبانان پایگاه ششم شكاری بوشهر با 8 فروند هواپیمای «اف‌ـ4یی» اهدافی را واقع در مختصات جغرافیایی30ْ 28َ  شمالی،48ْ 08َ  شرقی بمباران كردند و 26240 پوند مهمات جنگی بر نیروهای دشمن فروریختند و نیروهایی كه برای كمك رسانی و تقویت تیپهای هشتم پیاده مكانیزه و 44 پیاده وارد كارزار شده بودند را در غرب كارون تار و مار كردند.

سرگرد خلبان مهرداد مستشاری كه در این عملیات به همراه فلاحی و فكوری به شهادت رسید

*****

با به دست آمدن پیروزی دراین عملیات و مستقر شدن لشكر77 در مواضع دفاعی درشرق كارون یك سانحه هوایی برای یك فروند هواپیمای ترابری مأمور خدمات پشتیبانی رزمی اتفاق افتاد كه شهد پیروزی‌های عملیات «ثامن‌الأئمه» را دركام كاركنان نیروی هوایی اندكی تلخ نمود، ماجرای آن روز چنین بود كه پس از پایان موفقیت آمیز عملیات «ثامن‌الأئمه» فرماندهان عالی‌رتبه ارتش تصمیم به بازگشت به تهران گرفتند و برای این منظور یك فروند هواپیمای هركولس( C-130 ) با یك خلبان و دو نفر كمك خلبان و 6 نفر خدمه پروازی، ساعت13:50 روز هفتم مهرماه از فرودگاه مهرآباد به پایگاه هوایی بوشهر پرواز كرد و از آنجا به فرودگاه اهواز رفت و ساعت18:43 این هواپیما به همراه40 سرنشین و27 نفر مجروح و پیكر پاك32 شهید عملیات «ثامن‌الأئمه» از فرودگاه اهواز به مقصد فرودگاه مهرآباد تهران به پرواز درآمد.

سرتیپ ولی‌اله فلاحی جانشین رئیس ستاد ارتش، سرهنگ خلبان جواد فكوری فرمانده سابق نیروی هوایی و وزیردفاع دركابینه شهیدرجایی، سرهنگ موسی نامجو وزیر دفاع جدید در كابینه شهید باهنر، سرهنگ یوسف كلاهدوز قائم‌مقام سپاه پاسداران و برادر محمدجهان‌آرا فرمانده سپاه پاسداران خرمشهر و آبادان و سرهنگ خلبان مهرداد مستشاری از جمله سرنشینان این هواپیما بودند.

هواپیما ساعت 19:59 در17 مایلی فرودگاه مهرآباد تهران و جنوب غربی «كهریزك» دچار سانحه شد و خلبان تلاش كرد تا هواپیما را در بیابانهای اطراف با وضعیت اضطراری فرود آورد كه دراین فرود شمار 49 نفر از سرنشینان از جمله 5 شخصیت نامبرده و سرهنگ خلبان مهرداد مستشاری به شهادت رسیدند و فقط 27 نفر از سرنشینان هواپیما نجات یافتند.

آمار و ارقام فعالیتهای نهاجا

زمان آغاز عملیات «شبح-2» با شروع عملیات «ثامن‌الأئمه» تفاوت زیادی داشت، هنگامی كه عملیات هوایی «شبح-2» یعنی عملیات پشتیبانی هوایی از «ثامن‌الأئمه» در جریان بود خلاصه فعالیتهای نهاجا به شرح زیر بوده است:

الف . مهمات هوایی مصرف شده درمنطقه دارخوین و منطقه بستان و سوسنگرد 568548 پوند برابر با 279 تن.

ب . شمار سورتی پرواز بمباران هوایی توسط هواپیماهای جنگنده بمب افكن «اف4یی» و «اف5یی» در عملیات آتش پشتیبانی هوایی150 سورتی.

ج . شمار سورتی پرواز مراقبت مسلحانه هوایی در عملیات دفاع هوایی توسط هواپیماهای «اف14» و هواپیماهای جنگنده رهگیر «اف-5» و «اف-4» 753 سورتی.

د . شمار سورتی پرواز ترابری هوایی درخدمات پشتیبانی رزمی1770 سورتی.

هـ . انهدام 7 فروند هواپیمای جنگنده بمب افكن نیروی هوایی عراق كه قصد بمباران نیروهای خودی را داشتند و همچنین یك فروند هلی‌كوپتر توسط موشك های هوا به هوای «فنیكس»

نتایج عملیات

مناطق آزاد شده :

جاده‌های آسفالته ماهشهر – آبادان، آبادان – اهواز، كارخانه شیر پاستوریزه  كارخانه قایق سازی، تصرف و انهدام سه پل نظامی بر روی رود كارون پاكسازی یكصدوپنجاه كیلومتر مربع از خاك خوزستان.

تجهیزات منهدم شده دشمن:

حدود90 دستگاه تانك و نفربر زرهی وحدود100 دستگاه خودرو، چندین انبار مهمات پای كار و 2 دهانه پل نظامی دشمن.

تعداد كشته و زخمی های دشمن بیش از 2000 نفر گزارش گردید و شمار اسرا 1800 نفر بودند.

غنائم بدست آمده : یكصد و شصت دستگاه تانك و نفر بر، 150 دستگاه خودرو،30 دستگاه بولدوزر و ماشینهای راه‌سازی، 5 عراده توپ150 میلی‌متری، 2 قبضه كاتیوشا، شماری تفنگ 106 و مقدار زیادی مهمات و سلاحهای انفرادی.

پیام حضرت امام(ره)

در رابطه با این پیروزی بزرگ پیام حضرت امام به شرح زیر به نیروهای مسلح ابلاغ گردید:

تیمسار سرتیپ فلاحی، تیمسار سرتیپ ظهیرنژاد و جناب آقای محسن رضایی «ایدهم اله»

تلگراف شما در خصوص فتحی بزرگ كه خداوند تعالی نصیب ارتش، نیروی هوایی و هوانیروز، سپاه پاسداران، بسیج، ژاندارمری، فداییان اسلام و سایر نیروهای مردمی فرموده و محاصره آبادان به طور كامل شكسته شده است واصل گردید.

این پیروزی بزرگ را به فرماندهان تمامی نیروهای مسلح سربازان ارجمند و سپاهیان نیرومند تبریك می‌گویم و امید است این سرافرازی‌ها را كه برای اسلام و میهن فراهم می‌كنند منظور نظر مبارك «ولی‌اله الاعظم بقیه اله ارواحنا له فدا» باشد و آخرین پیروزمندی را كه بیرون راندن نیروهای متجاوز كافر از سرزمینهای میهنمان است ملت شریف به زودی مشاهده كند اینجانب به اسم ملت بزرگ ایران از رزمندگان دلیر ارتش و سپاه و دیگر قوای مسلح «ایدهم اله‌تعالی» تقدیر و تشكر می‌كنم از خداوند متعال توفیق نصرت و عظمت اسلام و مسلمین و به خصوص نیروهای مسلح اسلامی را خواستارم.

والسلام علیكم روح‌الله الموسوی الخمینی 5/7/60

*****

در خاتمه این مقاله با دستخط حضرت امام(ره) كه نوشته بود:

" امید است این سرافرازی‌ها را كه برای اسلام و میهن فراهم می‌كنند منظور نظر مبارك «ولی‌الله الاعظم بقیه اله ارواحنا له فدا» باشد و آخرین پیروزمندی را كه بیرون راندن نیروهای متجاوز كافر از سرزمینهای میهنمان است ملت شریف به زودی مشاهده كند"

*****

با این سخنان یك استراتژی برای جنگ تعریف شد، دیگر ارتش فهمید كه اگرچه تاكنون با همین اندیشه وارد جنگ شده بود و با همین اندیشه (بیرون راندن ارتش متجاوز) به او اجازه خروج از پادگانها داده شده بود، پس باید كه همین استراتژی را دنبال كند. معلوم شد كه استراتژی فرماندهی كل قوا بیرون راندن ارتش متجاوز عراق از سرزمینهای اشغالی است و نه چیز دیگری آنهایی كه می‌گفتند «جنگ، جنگ، تا پیروزی» نیز براساس همین اشاره حضرت امام(ره) شعار سرداده بودند و در اینجا بود كه ارتش با دلگرمی بیشتر با تمام دشواریها و كمبودها تا فتح خرمشهر و بیرون راندن ارتش عراق عملیات آفندی خود را ادامه داد و درپی «ثامن‌الأئمه» همه پیروزی بود یكی پس از دیگری تا زمانی كه استراتژی جنگ با استراتژی انقلاب درهم آمیخت.

 

منبع: نیروی هوایی در دفاع مقدس، نمکی، علیرضا،1392، ایران سبز، تهران، چاپ دوم


(1) نات «KNOT» واحد استاندراد سرعت در ناوبری هوایی است «NAUTICAL MILE PER HOUR» به معنی گره دریایی بر ساعت است، هرناتیكال مایل یا گره دریایی برابر 1852 متر و یا 6000 پا می‌باشد.


(1)  DASC ”  مــركــز پشتیبــانی هوایی مستقیم “ DIRECT AIR SUPPORT CENTER ” 

 


(1) این چیدمان چیزی بود كه دراین عكسها می‌شد بوضوح مشاهده كرد.

(1) (MUTUAL SUPPORT)


(1) منظور از حركت ترجمه واژگان مانور «MANOEUVRE» می‌باشد.

(1) «THEATER AIR DEFENCE»

(2) در آن زمان سازمان گردانهای پیاده ارتش از 800 تا 1000نفر افسر، درجه‌دار و سرباز تشكیل شده بود اما  سازمان گردانهای ژاندارمری و مردمی، مانند گردانهای سپاه و بسیج، در بهترین شرایط جذب نیرو و دست بالا 300 نفر و یا به عدد یاران امام زمان(عج) 313 نفر را درخود جای داده بودند.

(1) برای روشن شدن ذهن خوانندگان و پژوهندگان محترم باید گفت كه درسازمان رزمی نیروی هوایی ارتش گردانهای جنگنده بمب افكن، یگانهای مانوری هستند و اغلب هرگردان از سه گروه خلبان تشكیل شده‌اند و از نظر تعداد هواپیما درعرف بین‌المللی نظامی به گروههای پروازی كمتر از بیست فروند و درحد 12 تا 15 فروند را اسكادران «SQUADRAN» می‌نامند.

(1) «THEATER MISSILE DEFENCE»

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده