سرباز در خاطرات دفاع مقدس
سختگيريهاي دوران آموزشي1 در دوران آموزشي سرگروهباني داشتيم كه سختگيريهايش در بين همه گروهانها معروف بود. او درباره مسائل آموزشي و انضباطي نسبت به سربازان خود بسيار سختگيري ميكرد و اگر كسي در اين زمينه تنبلي يا كوتاهي ميكرد، او هيچ عذري را نميپذيرفت‏. جديت او در امر آموزش و فشارهايش در اين مسائل به حدي بود كه به ضرب المثلي بين بچهها تبديل شده بود و ما دائم در گردهماييهاي خودمان از رفتارهاي او ابراز نارضايتي ميكرديم و گله مند و شاكي بوديم، اما جواب هميشگي او به ما اين بود كه يك سرباز بايد هميشه ورزيده و آماده به كار باشد و از همه مهمتر در دوران خدمت خود، درسهايي بياموزد كه بعدها بتواند از آن تجربياتش در دوران بعد از سربازي هم استفاده كند.

به هر حال دوران آموزشي ما هم به پايان رسيد و ما همه خوشحال بوديم كه از دست اين سرگروهبان و سختگيري‌هايش نجات پيدا كرديم. اتفاقا زودتر از همه گروهان‌ها هم وسايل‌مان را جمع كرديم و از پادگان بيرون زديم.

بعد از دوران آموزشي من به عنوان راننده در گردان تانك به ادامه خدمت پرداختم و هرازگاهي كه دوستان دوران آموزشي را مي‌ديدم، علاوه بر مسائل جنگ با هم درباره خاطرات فراموش نشدني آن دوران و سختگيري‌هاي سرگروهبان آموزشي صحبت مي‌كرديم.

چند ماهي از خدمت ما در منطقه مي‌گذشت و تقريبا هر روز ما شاهد درگيري بين نيروهاي دوطرف، عمليات‌هاي مختلف و گشتي‌هاي رزمي و شناسايي بوديم كه انجام هر كدام از آن‌ها نياز به ورزيدگي و مهارت‌هاي فردي، آموزش و انضباط بالايي داشت. در اين مدت گردان تانك هم حسابي درگير شده بود و من مدتي از دوستان هم خدمتي‌ام بي‌خبر ماندم. 

در اين فاصله من كه به دليل شدت درگيري‌ها و آتش دو طرف  نگران دوستان دوره آموزشي بودم، در هر فراغتي كه ايجاد مي‌شد، به ديدن آن‌ها مي‌رفتم و حال آن‌ها را جويا مي‌شدم، اما نكته جالب در صحبت با اين دوستان اين بود كه همه آنها بلااستثناء آن گروهبان را دعا مي‌كردند و از زحمت‌هايي كه كشيده بود و آموزش‌هايش به نيكي ياد مي‌كردند.

من كه از اين تغيير نظر دوستانم حسابي متعجب شده بودم، واقعا دوست داشتم دليل اين چرخش را بدانم كه همه آن‌ها در بيان دليل آن مي‌گفتند: نارضايتي ما از او به دليل آگاه نبودن از ضرورت‌ آن آموزش‌ها و سختگيري‌ها بود، اما در جريان درگيري‌ها، ورزيدگي و آشنايي ما با آن آموزش‌هاي رزمي باعث شد ما حداقل اشتباهات را داشته باشيم. اين مسئله علاوه بر حفظ جان ‌ما در برابر دشمن، يكي از عوامل پيروزي در نبردها بود.

با شنيدن صحبت‌هاي دوستانم ياد جمله معروف آن گروهبان افتادم كه دائم مي‌گفت: هرچه عرق بيشتري در دوران آموزشي ريخته شود، خون كمتري در جبهه ريخته خواهد شد.

 

پا نوشته ها:

1- سرباز وظيفه مسعود عزتي‏، جمعي لشكر77 پيروز خراسان

 

منبع: سرباز و خاطرات دفاع مقدس،صدیقی، سیامک،1388، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده