برای سرباز تا ارتشبد(2)
كلمه «سركه» از چهارحرف س, ر, ك، هـ تشكيل شده. اين كلمه را اختصار تعاريف زير نموده و دربحث هاي مختلف از آن بهره برداري مي نمايم . شما هم اين را به ياد داشته و بهره برداري نماييد. راه حل هايي بيابيد كه : « سرعت » را زياد كند؛ «راه » را كوتاه كند؛ «كيفيت» را افزايش دهد؛ «هزينه» را كم كند. مجموع حروف اول اين چهار كلمه مي شود «سركه»

شما بدانيد تمام راهكارهايي كه كلمه «سركه» را باتعريف فوق بسازد، بهترين راه كار است و حتماً آن را انتخاب كنيد. اگر درهر رده اي مدير يا فرمانده هستيد، راه حل هايي كه به شمـا پيشنهاد مي شود با اين تعريف بسنجيد. اگر از اين معنا دور بود آن را تأييد ننماييد. زيردستان را هم توجيه کنيد كه به دنبال راه كاري باشندكه كلمه «سركه» را با تعريف فوق بسازد.

اين نوع «سركه» را مي توان سركه خوب يامثبت تعريف نمود. درمقابل آن سركه بد يا منفي هم مي توان تعريف کرد. سركه بد:

«سرعت» را كم مي كند؛

« راه » را طولاني مي كند؛

« كيفيت» راكاهش مي دهد؛

« هزينه» را زياد مي كند.

پس يادمان باشد كه تمام راه كارهاي انتخابي ما تعريف «سركه خوب و مثبت» را داشته باشد.

 اي كاش اين مطلب از ستواني به ذهنم رسيده بود و درطول خدمت ازآن بهره برداري مي كردم.

 

چه خوب بود در وضع قوانين نيز، قانونگزاران محترم به اين فرمول توجه داشته و قوانينی که با اجرای آن، خواه نا خواه «سرکه بد» حاصل شده و يا می نمايد در آن تجديد نظر کرده و به شکلی تغيير دهند که اجرای آن «سرکه خوب» را حاصل نمايد.

 

 

موضوع2: نكات برگزيده

درسالهاي68ـ66 كه مدير پرسنلي نزاجا بودم، ازمنابع مختلف، نكاتي ‌را درباره: فرماندهي، رهبري نظامي، انضباط و روحيه تهيه نمودم كه دربخشنامه ها از آن نكات استفاده مي‌بردم. براي خوانندگان محترم اين كتاب نيز، آن نكات باتوجه به مفيد وكاربردي بودن آن ارائه مي‌گردد.

 

نكته1. شاخص هاي ارزيابي آمادگي رزمي

شاخص هاي ارزيابي آمادگي رزمي يگان عبارت است از: روحيه، حميت قسمتي، انضباط، آموزش.

 

نكته 2. چگونگي توسعه روحيه :

الف ـ اعتماد وايمان به مأموريت را با ارائه دليل و برهان در زيردستان تقويت نمائيد.

ب ـ ترتيبي دهيدكه افراد به توانائي هاي شخصي شان آگاهي يافته و بدين ترتيب اعتماد به نفس را درآنان تقويت کنيد.

پ ـ باتوجه كامل ودقت در واگذاري مشاغل و گماردن افراد لايق در پست هاي شايسته و مناسب، رضايت شغلي را در آنان به وجود آوريد.

ت ـ پرسنل خودتان رادرجريان تلاشهايي كه براي تأمين رفاه وخدمات پرسنل انجام مي دهيد، بگذاريد.

ث ـ كاري كنيد كه پرسنل احساس نمايند افراد موثري دريگان مي باشند.

ج ـ فرد را بشناسيد و از خواسته ها ونيازهاي انساني او كاملاً آگاه باشيد و درحد مقدورات و توانايي خود به او كمك كنيد.

چ ـ اعتقادمذهبي آنان را تقويت نمائيد.

ح ـ اعتماد افراد را نسبت به فرماندهان، يگان، جنگ افزارها، هم قطاران و آموزشي كه مي بينند، تقويت کنيد.

 

نكته 3. چگونگي توسعه انضباط:

الف ـ  بيش از هرچيز خود نمونه و سرمشق ديگران باشيد.

ب ـ در اجراي تشويقات و تنبيهات هرگز نظرخاصي اعمال نكنيد.

پ ـ بي نظري و بي طرفي شما بسيار مهم است.

ت ـ از طريق آموزش  در زير دستان احترام متقابل ورفتار انساني را به وجود آوريد و آنان را به خود انضباطي، تشويق و ترغيب نماييد.

ث ـ به رعايت مقررات و اجراي دستورات تأكيد کنيد.

 

نكته4. تعريف رهبري نظامي

     فن وهنرتحت نفوذ قراردادن نظرات و هدايت آنان به ترتيبي كه اطاعت از روي ميل، اعتماد، همكاري صميمانه و وفاي به عهد آنان جهت رسيدن به هدف و اجراي مأموريت به دست آيد، رهبري نظامي گويند.

 

نكته5. رهبران مثبت ومنفي:

     رهبر مثبت كسي است كه افراد را ازطريق افزايش درجه و رضامندي آنان، به كار تشويق و تحريك مي كند. درحالي كه رهبر منفي فردي است كه با ايجاد ترس و روح عدم امنيت خاطر و با تهديد به كاهش امتيازات افراد گروه آنان را به كار وا مي دارد. به رهبر منفي نمي توان كلمه رهبر اتلاق نمود. افرادي كه تحت نظر رهبر منفي كارمي‌كنند قسمت اعظــم وقت خود را به ظاهرسازي وكارهاي غيرضروري مي گذرانند.

 

نكته 6. اصول رهبري نظامي:

اصل يكم ـ از نظر فني و تاكتيكي شايستگي داشته باشيد.

اصل دوم ـ خويشتن راشناخته و از هرجهت درصدد اصلاح خود باشيد.

اصل سوم ـ افراد خود را شناخته و به فكر راه و آسايش آنان باشيد.

اصل چهارم ـ افرادخود را مطلع نگهداريد.

اصل  پنجم ـ سر مشق ديگران باشيد.

اصل ششم ـ اطمينان  حاصل كنيد كه وظيفه درك شده، نظارت شده و اجراء شده است.

اصل هفتم ـ  افراد خود را مانند يك تيم آموزش دهيد.

اصل هشتم ـ تصميمات صحيح و به موقع اتخاذ نمائيد.

اصل‌نهم ـ‌حس قبول مسئوليت رادرافراد زير امر خود پرورش دهيد.

اصل دهم ـ يگان مربوطه را برحسب مقدوراتش بكار بريد.

اصل يازدهم ـ درجست وجوي مسئوليت بوده و براي اقدامات و عمليات خود قبول مسئوليت كنيد.

 

نكته 7. سربازان بايد شما را بشناسند؛ بهترين وسيله براي شناخته شدن بين افراد، صحبت كردن با آنان است. بين افراد برويد و با آنان صحبت و گفت وگو كنيد، شما در صحبت بايد دوچيز رادرنظر داشته باشيد.

 اول ـ چيزي كه ارزش گفتن داشته باشد.

دوم ـ به آنچه مي گوييد معتقد باشيد. اين امراهميت حياتي دارد. به افراد چيزي را كه به آن اعتقاد نداريد نگوييد، زيرا متوجه خواهند شد، گفتار و عمل يكي نيست و اگربلافاصله متوجه نشوند بعداً خواهند فهميد، آن وقت شما ارزش رهبري خود را ازدست داده ايد.

 

نكته 8. فرماندهي، خود شما هستيد، خودتان را هرچه هستيد كامل كنيد. هرچه هستيد همان باشيد زيرا هرگز تقليدي شاهكار نمي تواند باشد.

 

نكته 9. داشتن مردان  و پرسنل كار آزموده  وتعليم يافته و همچنين انتصاب درست درمشاغل مربوطه، يگانه عاملي است كه واحدهاي ارتش را درانجام مأموريتهاي محول موفق مي‌سازد. اسلحه، مهمات، تداركات، وسايل مكانيكي وسازوبرگ، سربازان را براي ادامه جنگ حمايت وتقويت مي نمايد؛ ولي هرگز نمي تواند جايگزين عامل مهـم انساني درجنگ باشد. هرقدر طرحهاي عملياتي عالي و دقيق تهيه شوند و به هراندازه كه دستور عملياتي مناسب تر و جامع تر باشد؛  مادام كه مفاد ومفهوم آن به وسيله مردان جنگ ديده و مصمم و با ايمان و همچنين توسط سربازان آموزش يافته و با شهامت اجرا نشود پيروزي فراهم نخواهد گــرديد. بديـن ترتيب بايد معترف بود كه سرباز است، جنگ مي كند، پيروز مي شود و سرباز و نيروي انساني است كه هدف وزمين را تصرف و نگاهداري مي نمايد و اوست كه يگانه عامل موثر به نفع فرماندهي در اجراي مأموريت به شمارمي رود.

 

نكته10. فرماندهي و رهبري هنري است كه مي توان در سايرين نفوذ معنوي پيدا كرد وحس اعتماد و وفاداري آن ها را تقويت نمود و حس اطاعت واحترام متقابل و همكاري را بين مرئوسين ايجاد كرد و آنان را متشكل و همكاري و هماهنگي لازم را براي نيل به يك هدف مقدس رهبري نمود. 

فرماندهي وستاد آنان بايستي متوجه فراهم كردن كليه وسايلي باشند كه در بالابردن روحيه، انضباط، حميت قسمتي وروح ازخود گذشتگي پرسنل دخالت دارند. روحيه يك حالت فكري و ذهني بوده و درواقع محرك كليه نيروهاي خلاقه افراد مي باشد.

 

نكته 11. وظيفه ركن 1 است كه باقبول مسئوليت و درك مفهوم واقعي آن تلاش خود را در بررسي عوامل ونكاتي قراردهد كه براي تقويت روحيه لازم است.

 

نكته 12. بشر سعي دارد در زندگي احتياجات را مرتفع نمايد واگر موفق به انجام آن نگردد، نا اميد و عصباني و غير مفيد مي شود. نيازهاي بشر فـراوان اسـت و بـه طور كـلي مـي تـوان آن هـا را به دو قسمـت كــرد:

1 ـ احتياجات جسمي         2 ـ احتياجات روحي

ـ نيازهاي مادي                 ـ نيازهاي معنوي

 

 

منبع: برای سرباز تا ارتشبد، صادقی گویا، نجاتعلی، 1387، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده