نبردهای غرب اهواز و سوسنگرد
بخش چهاردهم: اما بار دیگر نبرد دلاوران ما با دشمن متجاوز برای نگهداری سوسنگرد آغاز شد. رزمندگان ما جانبازانه به نیروهای دشمن در جنوب محور حمیدیه سوسنگرد یورش بردند وتعدادی از خودروهای زرهی دشمن را به آتش کشیدند. دشمن مجبور شد بار دیگر به سمت جنوب کرخهکور عقب¬نشینی کند. در این عملیات مانند سابق، آتش توپخانه ما که به علت مواضع مناسب در تپه¬های شمال کرخه کاملاً بر قسمتی جنوبی کرخه مسلط بود، بسیار مؤثر افتاد. واحدهای توپخانه ما به نحو مطلوب وظیفه خود را انجام دادند.

با توجه به گزارش فرمانده نیروهای دشمن، ملاحظه می­گردد که مدافعان ما مدت 22 روز در مقابل فشار شدید نیروهای دشمن برای نگهداری شهر بستان فعالیت کردند و دشمن برای اشغال بستان یک تیپ زرهی برای فشار مستقیم و یک تیپ برای فشار جانبی وارد عمل کرد. در صورتی‌که استعداد رزمی مدافعان ما در این شهر از تعدادی ژاندارم و پاسدار و پاسبان که به اعتراف دشمن، فقط تعدادی تفنگ 106 میلیمتری داشتند تجاوز نمی­کرد. اما متأسفانه به علت کمبود توان رزمی نیروهای ما در مقابل برتری مطلق تجهیزات دشمن، نیروهای ما بیش از آن نتوانستند مقاومت کنند و بعد از 22 روز تلاش مداوم بالاخره مجبور به عقب­نشینی به سمت سوسنگرد شدند. ولی منطقه را رها نکردند و روستا به روستا از خانه و کاشانه هم میهنان ما دفاع کردند و نقشه اشغال سوسنگرد به وسیله دشمن را نقش بر آب نمودند که در مطالب بعدی چگونگی این مقاومت­های ایثارگرانه بیان خواهد شد.

بعد از اشغال بستان به وسیله دشمن، تهدید شهر سوسنگرد از سمت غرب و شمال شدید شد. به علاوه موقعیت تیپ3لشکر 92 زرهی در مواضع تپه الله اکبر نیز به خطر افتاد. زیرا عناصر این تیپ از شرایط توان رزمی و به ویژه روحیه چندان بالایی برخوردار نبودند. سقوط بستان سبب تضعیف بیشتر روحیه آنان گردید. فرمانده تیپ در پایان روز 22 مهرماه وضعیت تیپ را چنین گزارش داد: یگان‌های تانک و پیاده در دامنه غربی ارتفاعات الله اکبر گسترش دارند. یکدسته پاسدار رزمی در محور سوسنگرد بستان مستقر شده یکدسته تانک در شهر سوسنگرد موضع گرفته، گردان‌های توپخانه در تپه­های شرق الله اکبر موضع آتش اشغال کرده­اند. در گزارش دیگر فرمانده تیپ اظهار نمود: فرمانده لشکر شخصاً وضعیت تیپ را بازدید کردند. کل استعداد باقیمانده تیپ به اندازه یک گردان هم نیست.

موفقیت دشمن در اشغال بستان، سبب تهییج وی گردید. در روز 23 مهرماه عملیات استفاده از این موفقیت را در تمام منطقه سوسنگرد و در سه محور شمال هویزه سوسنگرد، بستان سوسنگرد و در شمال کرخه به طرف تپه الله اکبر آغاز نمود. حتی تلاشی از نیروهای دشمن در جنوب غربی حمیدیه مشاهده شد. اطلاع رسید که نیروهای عراقی در حدود ساعت 1100 روز 23 مهرماه در حوالی قریه کوت سید نعیم واقع در غرب حمیدیه به محور حمیدیه سوسنگرد نزدیک شده­اند. البته این خبر به این ترتیب صحت نداشت، اما آتش توپخانه دوربرد دشمن از جنوب کرخه‌کور به این منطقه اجراء می­شد و عملاً رفت و آمد در این جاده در معرض خطر قرار گرفت و محدود گردید. لشکر 92 زرهی گزارش داد نیروهای عراقی از بستان به طرف سوسنگرد حرکت کرده و از روستاي فنيخي واقع در 10 کیلومتری شرق بستان عبور کرده و پل سابله در غرب سوسنگرد را به زیر آتش گرفته­اند. در جنوب کرخه‌کور نیز نیروهای دشمن از نهر عبور کرده و به طرف آبادی کوت سید نعیم پیشروی نموده­اند. ستون دیگری از دشمن از کرخه‌کور عبور کرده و به سمت سوسنگرد در حال پیشروی است. ژاندارمری سوسنگرد نیز نزدیک شدن نیروهای دشمن را به جاده حمیدیه سوسنگرد، در حوالی آبادی کوت صالح و گلبهار گزارش داد. در ساعت 1630 این اطلاعات مورد تأیید قرار گرفت. جاده حمیدیه سوسنگرد زیر آتش دشمن واقع شد و رفت و آمد در آن مختل گردید. اما بار دیگر نبرد دلاوران ما با دشمن متجاوز برای نگهداری سوسنگرد آغاز شد. رزمندگان ما جانبازانه به نیروهای دشمن در جنوب محور حمیدیه سوسنگرد یورش بردند وتعدادی از خودروهای زرهی دشمن را به آتش کشیدند. دشمن مجبور شد بار دیگر به سمت جنوب کرخه‌کور عقب­نشینی کند. در این عملیات مانند سابق، آتش توپخانه ما که به علت مواضع مناسب در تپه­های شمال کرخه کاملاً بر قسمتی جنوبی کرخه مسلط بود، بسیار مؤثر افتاد. واحدهای توپخانه ما به نحو مطلوب وظیفه خود را انجام دادند. اما افسوس كه ما نیروی مانوری کافی نداشتیم تا از این آتش­­ها به نحو مؤثری استفاده کند. آتش توپخانه ما در جنوب کوت سید نعیم و غرب حمیدیه مؤثرتر بود و واحدهای زرهی دشمن را وادار به عقب نشینی کرد و از قطع شدن جاده حمیدیه سوسنگرد جلوگیری نمود. اما فشار شرایط میدان جنگ بر فرمانده تیپ3زرهی فوق­العاده سنگینی می­کرد. تیپ از تمام جهات، در منطقه مسئولیت خود از حمیدیه تا بستان تحت فشار دشمن بود.

 دشمن حداقل در چهار محور، منطقه تیپ را مورد تهدید قرار داه بود که دو محور در جنوب جاده حمیدیه سوسنگرد، یک محور بستان سوسنگرد و یک محور در شمال کرخه و در مسیر بستان الله اکبر بود. تیپ3برای پاسخ­گویی به این تهدیدات امکاناتی نداشت. تازه در این وضعیت وخیم هواپیماهای خودی اشتباهاً مواضع تیپ را بمباران کردند که بر اثر آن 3 نفر شهید و 7 نفر مجروح شدند. روزگار به قدری بر فرمانده تیپ سخت شد که به فرمانده لشکر اعلام کرد: توانایی ادامه فرماندهی را ندارد. کسانی که خود در میدان جنگ بوده باشند و در چنین شرایط دشواری قرار گیرند، می­توانند روحیه فرماندهی را درک کنند. در حالی که از هر طرف تهدید قوی­تر می­شد و دستورات تأکیدی برای دفع تهدید داده می­شد، تیپ3توانایی هیچ عکس­العمل قابل ملاحظه­­ای به جز آتش توپخانه نداشت. با این وجود، رزمندگان ما اعم از سپاه پاسداران و ژاندارمری و نیروهای مردمی در نقاط مختلف ضربات سختی به دشمن وارد می­کردند و از نزدیک شدن نیروهای دشمن به سوسنگرد جلوگیری می­نمودند.

 لازم به یادآوری است که در روز 23 مهرماه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه غرب دزفول، مشغول اجرای یک عملیات آفندی گسترده بودند و امکانات پشتیبانی هوایی و هوانیروز ایران بیشتر به آن منطقه اختصاص داده شده بود. بنابراین امکانات پشتیبانی هوایی در منطقه سوسنگرد کمتر بود. در حمله دشمن در روز 23 مهرماه به محور حمیدیه و سوسنگرد، نیروهای دشمن تا جاده رسیده بودند. حتی در شمال آبادی گلبهار توانسته بودند جاده را قطع کنند. ولی در پایان آن روز نیروهای دشمن مجبور به عقب­نشینی به حوالی کرخه‌کور گردیدند.

در 24 مهرماه، فشار نیروهای دشمن در مطنقه جنوبی جاده حمیدیه سوسنگرد متوقف گردید. تلاش دشمن در محور بستان سوسنگرد به‌کار گرفته شد. نظر به این‌که در عملیات روز قبل برای ایجاد سد آتش گردان 175 میلیمتری مستقر در تپه­های الله اکبر به حوالی شمال حمیدیه تغییر موضع داده بود. منطقه بستان از برد آن توپخانه خارج شده بود. فرمانده تیپ ضمن گزارش نقطه ضعف­های تیپ، از جمله اعلام این مطلب که از استعداد رزمی یگان‌های تیپ فقط 15% باقیمانده است، از لشکر درخواست کرد اجازه داده شود توپخانه 175 میلیمتری به مواضع قبلی برگردد و لشکر با آن موافقت کرد.

نکته جالب توجه این‌که استعداد یگان‌های تیپ به قدری کم شده بود که خلبانان بالگردهای ما هنگام پرواز در منطقه الله اکبر بستان وجود نیروهای ما را در تپه الله اکبر تشخیص نداده بودند و گزارش داده بودند عقب­نشینی نموده و موضع الله اکبر را تخلیه کرده است. در حالی که عناصر تیپ در همان مواضع بودند.

 نیروهای دشمن در ادامه تلاش اصلی در محور بستان سوسنگرد، تلاش فرعی را در شمال کرخه به‌کار بردند. برای عبور از رودخانه کرخه در شمال شرق بستان و حوالی آبادی  فنیخی فعالیت نمودند، تا ارتباط نیروهای شمال و جنوب را در منطقه عملیات بستان برقرار سازند و عناصری از نیروهای ما را که در شرق بستان دفاع می­کردند، مورد تهدید قرار دهند. ولی به طور کلی عملیات دشمن در روز 24 مهرماه چندان شدید نبود. ضمن این‌که نیروهای ما نیز امکان نشان دادن عکس­العمل بیش از آن که انجام دادند نداشتند.

 این وضعیت در روز 25 و 26 مهرماه ادامه یافت. در میدان نبرد سوسنگرد و بستان آرامش نسبی برقرار بود. فقط مبادله آتش توپخانه و گاهی حملات بالگردهای ما به مواضع دشمن در جریان بود. حتی به نظر رسید نیروهای دشمن در محور بستان سوسنگرد مسافتی عقب­تر رفته­اند. اما احتمالاً این رکود نسبی در جبهه سوسنگرد بستان بدان سبب بود که دشمن مشغول برآورد وضعیت و تهیه طرح جدید بود. زیرا عملیات روز 23 مهر با شکست مواجه شده بود. ولی دشمن مأموریت داشت به هر ترتیبی سوسنگرد را اشغال کند.

 عملیات روز 27 مهرماه نشان داد که دشمن تصمیم گرفته بود ابتدا تپه­های شمال کرخه و شمال سوسنگرد را اشغال و مناطق سركوب به جاده حميديه سوسنگرد را در كنترل خود بگيرد و نيروهاي ما را از پشتيباني آتش كه از اين تپه‌ها به جنوب جاده حميديه سوسنگرد و همچنین به محور بستان سوسنگرد اجراء می­شد، محروم سازد. تا با تلفات کمتر و سرعت بیشتر به جاده یاد شده برسد و سوسنگرد را از شرق و غرب مورد تهدید قرار دهد. از ساعت 0630 روز 27 مهرماه آتش­های شدید دشمن در تمام منطقه سوسنگرد به اجراء درآمد و نیروهای دشمن در شمال کرخه به سمت تپه الله اکبر پیشروی کردند و مواضع تیپ3زرهی را مورد تهدید قرار دادند.

 تیپ در حدود مقدورات در مقابل دشمن پایداری کرد. ضمن این‌که بالگردهای رزمی ما نیز با حداکثر توانایی خود به واحدهای دشمن حمله کردند و ضرباتی به دشمن وارد نمودند. ولی این بار واحد دشمن تصمیم گرفته بود یا مأموریت داشت به هر قیمت شده موفقیتی بدست آورد. نیروهای دشمن برای تجزیه و تلاش و امکانات نیروهای ما در جنوب محور حمیدیه سوسنگرد نیز حرکاتی انجام دادند.

 عناصر تیپ3زرهی تا ساعت 1800 توانستند در مقابل آتش شدید توپخانه و فشار نیروهای مانوری دشمن مقاومت کنند. ولی بالاخره ضعف روحیه و کمبود استعداد رزمی، اثر منفی خود را در واحدهای تیپ بروز داد و یگان‌های تیپ مواضع خود را ترک کرده و به سمت پادگان دشت آزادگان عقب­نشینی کردند.

 خلاصه جریان این نبرد را فرمانده تیپ چنین گزارش داد « فشار دشمن از صبح روز جاری بسیار شدید بود. حدود ساعت 1800 در اثر آتش شدید دشمن و عدم تعادل قوا و همچنین ضعف روحیه پرسنل مجبور شديم 8 کیلومتر عقب­نشینی کنیم. اکنون وضعیت تیپ بغرنج است. تلاش برای کنترل یگان‌ها ادامه دارد. شاید تا آغاز روشنایی روز بعد مواضعی را اشغال کنیم. اما با این وضع روحیه، معلوم نیست فردا هم مقاومت کنیم. محور سوسنگرد و بستان نیز احتمالاً در خطر است. چگونگی را حضوراً توضیح خواهم داد.« امضاء سرهنگ عمیدی»

لشکر در پاسخ این گزارش فرمانده تیپ دستور داد: سریعاً یگان‌های را کنترل کنید. پیشروی دشمن را سد کنید. با آتش عقب­نشینی را قطع کنید. تا صبح روز 28 مهرماه مواضغ خود را اشغال و با دشمن قطع تماس نکنید، تا نیروی هوایی خودی به نیروهای شما صدمه نزنند. اما وضع وخیم­­تر از آن بود که فرمانده تیپ بتواند به سادگی عناصر متلاشی شده را جمع­آوری و به آن‌ها سازمان مجدد بدهد و سریعاً پیشروی کند و مواضع قبلی را از دشمن پس بگیرد. یا حتی مواضع مناسبی در نزدیکی دشمن برای پدافند آرایش دهد. به این تریتب مواضع تپه الله اکبر که یکبار در هفته اول جنگ از دشمن بازپس گرفته شده بود. دوباره به اشغال دشمن در آمد و واحدهای ما یک موضع بسیار مناسب پدافندی را در شمال سوسنگرد از دست دادند. این تپه تا آخر اردیبهشت ماه 1360 به  مدت 7 ماه در اشغال دشمن باقی بود، تا این‌که در عملیات الله اکبر که در آخر اردیبهشت 1360 اجراء شد، از تصرف دشمن خارج گردید. جریان این نبرد در بخش­های بعدی این کتاب بیان می­گردد.

خلاصه نظریات دشمن درباره اشغال تپه الله اکبر در مدارک اغتنامی چنین بیان شده است: «مأموریت اشغال تپه الله اکبر و انهدام نیروهای ایرانی مستقر در آن در 19/10/1980 (27/7/59) این مأموریت نیز احتمالاً بوسیله تیپ 12 زرهی ابن الولید انجام گردیده است.»

بعد از بررسی منطقه عملیات و تجزیه و تحلیل روحیه دشمن و روش جنگیدن او طرح نزدیک شدن به ارتفاعات با روش خيزشی تهیه گردید و نیروهای ما (عراقی) شبانه تا مسافت 2 تا 3 کیلومتری تپه پیشروی کردند و در روشنایی روز بعد به مواضع دشمن (نیروهای ایرانی) نزدیک شدیم.

ساعت حمله از طرف سپاه، ساعت 0500 روز 19/10/80 (27/7/59) تعیین شده بود. حمله طبق طرح به اجراء درآمد. نیروهای ایرانی تصور کرده بودند نیروهای ما (عراقی) حمله جبهه­ای خواهند کرد. در حالی که نیروهای ما حمله احاطه­ای دو طرفه اجراء کردند. از طرفی نیروهای ایرانی نمی­توانستند تصور کنند که نیروهای ما (عراقی) قادر به عملیات شبانه باشند و تصور کرده بودند هر گونه حرکات ما بعد از آغاز روشنایی خواهد بود. حمله طبق طرح اجراء شد. هدف از طرفین محاصره گردید و نیروهای دشمن از دو طرف مورد هجوم قرار گرفتند و مواضع خود را ترک و عقب­نشینی کردند»

 بعد از عقب نشینی نامنظم عناصر تیپ3زرهی از تپه الله اکبر، این تپه به تصرف نیروهای دشمن در آمد. شهر سوسنگرد از شمال و غرب در محاصره نیروهای دشمن قرار گرفت. فرمانده تیپ3زرهی وضعیت تیپ را در ساعت 0200 روز 28 مهرماه چنین گزارش داد: عناصر تیپ به 7 کیلومتری شرق الله اکبر عقب نشینی کرده و در تپه­های آن منطقه مستقر شده­اند. اکنون تیپ فقط دارای 9 دستگاه تانک و تعدادی نفربر می­باشد. فرماندهان گردان جهت جمع­آوری تانک‌ها که در نقاط مختلف پراکنده شده­اند و تا میدان تیر پادگان دشت آزادگان عقب­تر رفته­اند، تلاش می­کنند، تا شاید بتوانیم یک خط پدافندی در محل کنونی تشکیل دهیم. ولی با توجه به ضعف روحیه پرسنل چنان‌چه دشمن به فشار خود ادامه دهد، احتمال عقب­نشینی بیشتر و ایجاد خطر برای پادگان دشت آزادگان زیاد است.

 از نظر ا ستعداد رزمی واحدهای ما، وضعیت توپخانه­ها نسبتاً خوب بود. ولی در مدت قریب یک ماه عملیات فعال و تیراندازی مداوم، توپ­ها نیز به مرور از کار افتادند و آمادگی رزمی آن‌ها نیز کاهش فوق­العاده­ای یافت. چنان‌که فرمانده تیپ3در روز 28 مهرماه گزارش داد از توپ­های گردان توپخانه 175 میلیمتری، فقط یک قبضه و از گردان توپخانه 155 میلیمتری فقط 2 قبضه قادر به تیراندازی می­باشند. لذا تیپ3از نظر امکانات پشتیبانی آتش نیز فوق­العاده تضعیف گردید. البته همان گونه که کراراً یادآوری شده است، اغلب این گزارش‌ها اغراق آمیز بودند. چنان‌که تیپ در روزهای قبل اعلام کرده بود فقط 3 دستگاه یا 6 دستگاه تانک حاضر به‌کار در اختیار دارد. در گزارش امروز گفت: 9 دستگاه در مواضع مستقر است و تعدادی نیز در منطقه متفرق شده­اند. اما به هر حال وضعیت آمادگی رزمی و امکانات کنترل و فرماندهی در واحدهای ما به قدری اسفناک بود که کم یا زیاد شدن چند دستگاه تانک یا توپ در مقابل چند لشکر زرهی و مکانیزه دشمن تغییراتی به وجود نمی­آورد. برای تغییر جهت دادن شرایط جنگ به نفع نیروهای ما، لازم بود تحولات اساسی در جبهه­های نبرد ایجاد گردد.

همان‌گونه که انتظار می­رفت نیروهای دشمن بعد از تصرف تپه الله اکبر در شمال و سوسنگرد، تلاش خود را برای اشغال سوسنگرد به‌کار بردند. از روز 28 مهرماه کرانه شمالی رودخانه کرخه را شناسایی و پاک­سازی کردند و محل­هایی را برای عبور از رودخانه در نظر گرفتند. در این موقع از سال آب رودخانه کرخه معمولاً بسیار کم است و برقراری پل شناور در اغلب نقاط آن مقدور نیست. لذا بنظر رسید که دشمن تلاش می­کند گداری‌های کم عرض و کم عمقی پیدا کند و با انداختن لوله­های قطور فلزی و ریختن خاک بر روی آن‌ها گذرگاه ایجاد کند. از این روش قبلاً در کرخه‌کور استفاده شده بود و بعداً در کرخه نیز مورد استفاده قرار گرفت.

نیروهای دشمن علاوه بر شمال و غرب سوسنگرد، از سمت جنوب و اطراف هویزه نیز سوسنگرد را مورد تهدید قرار دادند. ابتدا هویزه را زیر آتش شدید توپخانه خود گرفتند، بعد حرکاتی در جنوب کرخه‌کور از خود نشان دادند. ژاندارمری هویزه گزارش داد: از ساعت 1400 توپخانه دشمن، هویزه را گلوله باران می­کند. اهالی محلی مشغول تخلیه آن هستند و با نیروهای خودي همکاری نمی­کنند. کارمندان دولت نیز ادارات را ترک کرده­اند. در محور بستان سوسنگرد نیروهای دشمن شروع به پیشروی کردند و نیروهای ما را که با گروه­های کوچک در این محور پدافند می­کردند تا پل سابله واقع در روی نهر عبید شاخه انشعابی از کرخه در 20 کیلومتری شرق بستان عقب راندند. حدود ساعت 1700 پل سابله را سالم تصرف کردند و به سمت دهلاويه در شرق پل سابله پیشروی نمودند. در نبردی که بین نیروهای ما و نیروهای دشمن در این منطقه در گرفت، یک افسر ارتش مجروح شد و یک تفنگ106 میلیمتری و یک دستگاه آمبولانس منهدم گردید.

بالگردهای هوانیروز به کمک رزمندگان ما شتافتند و توانستند تا حدودی از سرعت پیشروی نیروهای دشمن بکاهند.

 بالاخره در پایان روز 28 مهرماه، ژاندارمری اعلام کرد نیروهای دشمن در غرب سوسنگرد تا آبادی بردیه واقع در 20 کیلومتری غرب سوسنگرد رسیده­اند و از سمت جنوب نیز نیروهای دشمن کرانه جنوبی کرخه‌کور را در کنترل خود دارند. در حالی که خطر هر لحظه به سوسنگرد نزدیک می­شد، لشکر 92 زرهی هیچ امکاناتی برای تقویت تیپ3زرهی که مسئولیت منطقه عملیاتی سوسنگرد را بر عهده داشت در اختیار آن قرار نداد. فقط از فرمانده تیپ خواست که اعلام کند برای نگهداری سوسنگرد چه اقدامی انجام داده است. تیپ پاسخ داد: یک دسته تانک و یک دسته پیاده مکانیزه و یک دسته موشک تاو و یک دسته تفنگ 106 میلیمتری برای نگهداری شهر سوسنگرد اختصاص داده که در اطراف شهر مواضع پدافندی اشغال کرده­اند. جمع این واحدها حدود یک گروهان بود. در حالی که نیروهای دشمن در اطراف سوسنگرد حدود یک لشکر بود. اما مدافعان اصلی شهر سوسنگرد، ژاندارمری، سپاه پاسداران، شهربانی و نیروهای مردمی بودند. واحد ارتشی فقط از نظر تانک و سلاح سنگین ضدتانک در آن منطقه مؤثر بودند زیرا عناصر غیر ارتشی فاقد این سلاح بودند.

در روز 29 مهرماه، بر خلاف روز قبل تلاش نیروهای دشمن خیلی سبک بود و فقط حرکاتی در غرب سوسنگرد انجام دادند. توپخانه پشتیبانی تیپ3زرهی نیز تمرکزاتی بر جاده سوسنگرد بستان اجراء کرد و نیروهای دشمن را در سنگرهای خود متوقف نمود. احتمالاً دشمن این روز و چند روز بعد را به تهیه و تحکیم و آرایش مواضع پدافندی در تپه الله اکبر و محور بستان سوسنگرد صرف کرد. تیپ3زرهی در گزارش وضعیت روز 29 مهرماه اعلام کرد: از ساعت 1200 تا 1500 این روز با آتش توپخانه به روی مواضع دشمن موفق شد مانع پیشروی نیروهای دشمن شود. با آغاز تاریکی شب درگیری خاتمه یافت و عملیات شمال رودخانه کرخه نیز عملاً متوقف گردید.

در روز 30 مهرماه نیز فعالیت مهمی از نیروهای دشمن در منطقه عملیات سوسنگرد مشاهده نشد. بررسی­ها نشان داد که نیروهای دشمن، خط پدافندی خود را در غرب سوسنگرد در حوالی آبادی دهلاويه مستحکم کردند و مواضع خود را در شمال به رودخانه کرخه و در جنوب به رودخانه نيسان متکی ساختند. در اطراف کرخه‌کور نیز از آن عبور کردند و زمین نسبتاً مرتفعی که در حوالی آبادی سعدون حمودی در شمال کرخه وجود داشت اشغال نمودند. این وضعیت دشمن در سال اول جنگ توأم با حوادثی، حفظ شد که در مباحث آینده به آن‌ها اشاره خواهد شد.

اما عدم فعالیت دشمن، معمولاً سبب سوء تعبیرهایی برای فرماندهان ایرانی می­شد. نظر به این‌که اصولاً یکی از نقاط ضعف مهم نیروهای ما برآورد اطلاعاتی بود، ستادهای ما نمی­توانستند اطلاعات صحیح و دقیقی از وضعیت دشمن کسب کنند. و یا اخبار به دست آمده را به دقت بررسی و ارزیابی نمایند. لذا هر خبری که اعم از نقاط برجسته یا ضعف دشمن می­رسید، فوراً آن را به عنوان یک امر قطعی تلقی می­کردند و براساس آن دستوراتی می­دادند. البته اغلب دستورات اصولاً غیرقابل اجراء بود. زیرا توان رزمی نیروهای ما در حدی نبود که بتوانند چنان دستوراتی را اجراء کنند. از جمله نمونه این حالت در روز 30 مهرماه اتفاق افتاد. به محض این‌که آتش­های دشمن خاموش شد و فعالیت نیروهای رزمی دشمن متوقف گردید، از طرف نیروهای ما گزارشی مبنی بر ضعف دشمن به لشکر ارسال شد. ژاندارمری سوسنگرد چنین اعلام کرد مواضع دشمن در ارتفاعات الله اکبر کوبیده شده و مهمات دشمن رو به اتمام است.

دشمن صدمات زیادی دیده و احتمالاً مواضع جلو را خالی کرده است. فرمانده لشکر 92 زرهی براساس این خبر اغراق آمیز به تیپ3زرهی دستور داد؛ یک حمله هماهنگ شده با پشتیبانی توپخانه به سمت تپه الله اکبر اجراء کند و مواضع از دست داده را مجدداً تصرف نماید و در صورت امکان دشمن را تعقیب نماید. در صورتی که عناصر دیگر اطلاعاتی در همین روز به لشکر اطلاع داده بودند: تیپ 12 زرهی و یک گردان از تیپ 10 زرهی در شمال و غرب سوسنگرد مستقر هستند. با یک برآورد ساده می­توان به این نتیجه رسید که در این روز توان رزمی دشمن بیش از 5 برابر تیپ3لشکر 92 زرهی بود. طبعاً تیپ3زرهی قادر به اجرای این دستور لشکر نبود. اما فرمانده لشکر در دستور تأکیدی دیگری به فرمانده تیپ امر کرد حمله کند. نظر به این‌که جملات این دستور حالت خاصی را بیان می­کند عیناً نقل می­کنیم.

«از ل 92 به فرماندهی تیپ3زرهی: تیپ3تو را به امام زمان قسم می­دهم به جنب و به سوی دشمن تک کن، روحیه را بالا ببر و مواضع قبلی را بدست بیاور، امیدوارم گزارش خوبی بدهی، دشمن مهماتش تمام شده و فرماندهش به بغداد رفته و آذوقه هم ندارد. ببینم چکار می­کنی. «امضاء ف ل 92 – سرهنگ قاسمی نو»

 در مقابل این دستورات تأکیدی، تیپ3پاسخ داد: استعداد این تیپ فقط سه دسته تانک و یک گردان پیاده (-) می­باشد و نیاز به نیروی کمکی دارند. لذا فعلاً نیرویی برای اجرای دستور لشکر ندارد. اما فرمانده لشکر اصرار داشت، با وجود همه شرایط موجود، تیپ3حمله کند. فرمانده تیپ پاسخ داد: تک کردن باید با بررسی کامل و بر اساس اصولی باشد. با دو دسته تانک که نمی­تواند بر یک واحد بزرگ دشمن که 20 دستگاه تانک و چند قبضه توپ آن مورد تأیید لشکر نیز می­باشد حمله کرد. فرمانده لشکر پاسخ داد: منظور این است که مواضعی را که به دست دشمن داده­ای از او پس بگیرید.

این مکاتبات تند بین فرمانده لشکر و فرمانده تیپ، گویاترین مطالب جهت روشن کردن وضعیت بحرانی نیروهای ما در اوایل جنگ است. کمی دقت در مقابل این مکاتبات، بررسی کننده را به حقایق موجود میدان نبرد آشنا می­کند.

بالاخره مخابرات مکاتبه­ای بین فرمانده لشکر و فرمانده تیپ3بدان جا کشید که فرمانده لشکر به رییس رکن سوم لشکر دستور داد، به منطقه تیپ3زرهی برود و حضوراً وضعیت استعداد و گسترش آن تیپ را بازدید و بررسی نماید و نتیجه را به اطلاع فرمانده لشکر برساند. خلاصه نتیجه بازدید رییس رکن سوم لشکر چنین گزارش شد:

«در منطقه گسترش تیپ اصولاً استتار و اختفاء وجود ندارد- وضع ظاهری پرسنل بسیار نامرتب است. نبرد فقط محدود به تبادل آتش توپخانه و حملات هوایی است. یگان‌های رزمی کمتر فعالیت می­کنند. پرسنل تیپ روحیه جنگ­جویی را از دست داده‌اند. علت آن طولانی شدن مدت توقف در میدان نبرد و وارد شدن تلفات و ضایعات می­باشد. اكثر پرسنل به ویژه سربازان مدت 40 روز است استحمام نکرده­اند. در فرصت مناسب با استفاده از آب رودخانه استحمام می­کنند.»

فرمانده تیپ خلاصه جریان عقب­نشینی روز 27 مهرماه را چنین بیان کرد:

 «به محض این‌که آتش و حرکت نیروهای دشمن به سمت مواضع تیپ در الله اکبر آغاز شد، اکثریت پرسنل تیپ مواضع خود را ترک کردند و به سمت پادگان دشت آزادگان عقب­نشینی نمودند. فقط فرمانده تیپ و ستادش در موضع بعدی که حدود پنج کیلومتری شرق تپه الله اکبر بود، متوقف شدند. صبح روز بعد معاون تیپ، پرسنل و وسایلی  را که تا پادگان عقب­تر رفته بودند جمع­آوری و به مواضع کنونی برگرداند. فرمانده تیپ اضافه نمود آیا با این روحیه و آموزش و روش اجرای دستورات، امکان فرماندهی وجود دارد.»

رییس رکن سوم لشکر در پایان گزارش و نتیجه بازدید، پیشنهاد کرد: گردان 153 پیاده لشکر 77 که در 7 مهرماه به اهواز وارد شده بود، به منطقه تیپ3زرهی در تپه­های شرقی الله اکبر اعزام شود و تیپ3را تعویض نماید، تا عناصر باقیمانده این تیپ بازسازی شوند و تجدید قوا کنند. اما وضعیتی که در منطقه خرمشهر آبادان پیش آمده بود گردان 153 پیاده برای آن منطقه در نظر گرفته شد و اجباراً تیپ3زرهی با همان وضعیت از هم گسیخته در منطقه شمال سوسنگرد باقی ماند. اما توانست موضع خود را حفظ کند تا این‌که بعد از 7 ماه همین تیپ موفق شد تپه الله اکبر را از دشمن بازپس بگیرد.

نکته بسیار مهم درباره دشمن این است که با وجود برتری مطلق عددی که دشمن داشت و با استفاده از آن برتری موفقیت­های موضعی بدست می­آورد، ولی نیروهای دشمن بجز در هفته اول جنگ، هرگز نتوانستند از موفقیت­های به دست آمده استفاده کنند و پیشروی را ادامه دهند. بنابراین هر مأموریتی را که به پایان می­رساندند، همانجا متوقف می­شدند. در عملیات منطقه بستان و تپه الله اکبر نیز همین روش را به‌کار بردند. بعد از اشغال بستان در 22 مهرماه و اشغال تپه الله اکبر در 27 مهرماه، فعالیت دشمن در اطراف سوسنگرد کاهش فوق­العاده­ای یافت و تقریباً متوقف گردید و فقط به تبادل آتش اکتفاء شد. در صورتیکه در آن موقع نیروهای ما در منطقه سوسنگرد فوق­العاده تضعیف شده بودند. به ویژه در شمال کرخه تیپ3زرهی به کلی متلاشی شده بود.

 اگر نیروهای دشمن بعد از تصرف الله اکبر به پیشروی ادامه می­دادند، می­توانستند به سادگی تا پادگان دشت آزادگان و سد کرخه پیش بروند و محور اهواز اندیمشک را مورد تهدید قرار دهند. چنان‌که فرمانده لشکر اهواز به علت وخامت وضعیت همین پیش­بینی را کرد و به فرمانده دانشجویان دانشکده افسری دستور داد با یک گردان دانشجویی در تپه­های رملی سه راهی سد کرخه اندیمشک واقع در 15 کیلومتری شمال اهواز، تأمین شهر اهواز را از سمت شمال برقرار سازد. اما اگر نیروهای ما به علت شرایط ویژه انقلاب آمادگی رزمی خود را از دست داده بودند، نیروهای عراق برخلاف داشتن سازمان بسیار منظم و تجهیزات فوق­العاده پیشرفته و کافی،­ ترسو تر از آن بودند که بتوانند از این همه برتری استفاده کامل بکنند. به محض این‌که توپخانه ما تلفات مختصری به آنان وارد می­کرد، آن را چندین برابر بزرگ می­کردند و به رده­های بالاتر گزارش می­دادند که با نیروی منظم ایرانی­ها مواجه شده­اند. در صورتی که حداقل ما خود میدانستیم که نیروی کافی حتی برای حداقل نیازمندی جهت پدافند را نداشتیم. زیرا اصولاً ما فقط لشکر 92 زرهی را در خوزستان داشتیم که استعداد رزمی یگان‌های آن به کمتر از 20درصد رسیده بود. این لشکر قریب یک ماه بود، زیر ضربات سنگین 5 لشکر عراقی قرار داشت. البته ما رزمندگان دیگر غیرارتشی، شامل ژاندارمری، شهربانی، سپاه پاسداران و نیروهای مردمی در صحنه عملیات داشتیم. ولی در ماه­های اول جنگ جمع کل استعداد رزمی آن‌ها در خوزستان از یک تیپ پیاده خالص تجاوز نمی­کرد.

این رزمندگان در نبردهای شهری کارآیی فوق­العاده­ای داشتند. چنان‌که عملاً در بستان و خرمشهر و حتی نزدیکی اهواز نشان دادند. اما در نبردهای تطبیق شده در مناطق عملیاتی توانایی چندانی نداشتند. زیرا فقط مسلح به سلاح سبک و آر پی جی 7 بودند. اگر سلاح سنگینی داشتند از تجهیزات واحدهای لشکر 92 زرهی گرفته بودند. که در مجموع تفاوت چندانی در کل عملیات نداشت. زیرا به همان نسبت مقدورات یگان‌های لشکر کم شده بود.

با توجه به این روش کلی نیروهای دشمن که بیان شد، بعد از اشغال تپه الله اکبر در 27 مهرماه، تلاش دشمن در منطقه سوسنگرد نیز مانند منطقه اهواز متوقف گردید و نیروهای دشمن حالت پدافندی اتخاذ کردند. این وضعیت در منطقه سوسنگرد تا 21 آبان 1359 و به مدت 23 روز با تغییرات جزیی ادامه یافت. نظر به این‌که نیروهای ما نیز قدرت تعرضی نداشتند، نیروهای هر دو طرف به حالت پدافند ثابت، در مقابل یکدیگر قرار گرفته و مواضع پدافندی را تحکیم نمودند و فعالیت­ها محدود به تبادل آتش توپخانه و گاهی حملات هوایی و بالگردها گردید.

فشار یک ماهه نیروهای دشمن بر لشکر 92 زرهی فوق­العاده سنگینی می­کرد. فرمانده لشکر در 30 مهرماه در یک گزارش مفصل چگونگی تلاش­های یک ماهه و تلفات و خسارات وارده به لشکر را به نیروی زمینی گزارش داد. به عنوان نمونه اظهار نمود که از 106 دستگاه تانک سازمانی دو گردان تانک تیپ1 زرهی، فقط 15 دستگاه تانک و از دو گردان مکانیزه آن تیپ فقط دو گروهان پیاده باقی‌مانده، توپ­ها به علت تیراندازی زیاد از کار افتاده­اند. نیروهای مردمی نیز به علت عدم تشکیلات سازمانی و عدم تمرکز فرماندهی با وجود داشتن ایمان فوق­العاده، نمی­توانند در عملیات هماهنگ شده شرکت نمایند. تاکنون قریب 1200 نفر از افراد این رزمندگان شهید و مجروح شده­اند. در پایان گزارش، فرمانده لشکر اعلام کرد؛ لازم است طرحی اساسی برای آینده عملیات تهیه شود و چاره مناسبی در نظر گرفته شود تا تلاش­های یک ماهه به هدر نرود.

خوشبختانه همانگونه که بیان شد، از اول آبان ماه عملیات آفندی دشمن در منطقه اهواز و سوسنگرد و حتی دزفول متوقف گردید. فقط در شمال آبادان هنوز نیروهای دشمن تلاش می­کردند از رودخانه بهمن‌شير بگذرند و جزیره آبادان را اشغال نمایند.

این رکود دشمن فرصت بسیار مناسبی برای لشکر 92 زرهی بود تا بتواند به وضعیت واحدهای متلاشی شده سر و سامانی بدهد. نیروی زمینی نیز به تغییر مکان لشکرهای 21 و 77 پیاده و 16 زرهی به خوزستان ادامه داد. در اوایل آبان ماه تقریباً تمام عناصر لشکر 16 زرهی و 21 پیاده به خوزستان تغییر مکان یافتند. حدود یک تیپ از عناصر لشکر 77 پیاده نیز از مشهد به خوزستان نقل مکان کرد. لشکرهای 16 و 21 در منطقه دزفول مستقر شدند و خطرناک­ترین تهدید در خوزستان کنترل گردید. در منطقه خرمشهر و آبادان نیز با وجود اشغال خرمشهر به وسیله دشمن، پیشروی دشمن به سمت آبادان مهار شد. در منطقه اهواز سوسنگرد نیز نیروهای ما موفق شدند ماشین جنگی عراق را از حرکت بازدارند و متوقف سازند.

حوادث مهمی که در دو دهه اول آبان ماه در منطقه سوسنگرد جریان یافت و به عملیات محاصره سوسنگرد به وسیله دشمن و آزادسازی آن به وسیله نیروهای ما در دهه سوم آبان ماه انجامید بدین شرح بود:

نیروهای دشمن در محور بستان سوسنگرد به غرب آبادی دهلاويه تغییر موضع دادند. مواضع پدافندی خود را به شاخه نهر عبید که از کرخه جدا می­شود متکی کردند و پل سابله را در کنترل خود نگهداشتند. در تپه الله اکبر مواضع پدافندی مستحکم تهیه نمودند و در اطراف کرخه‌کور در حدود 15 کیلومتری شرق هویزه گسترش یافتند. چون فاصله بین جاده حمیدیه سوسنگرد تا کرخه‌کور حدود 15 کیلومتر است، توپخانه نیروهای عراقی از جنوب کرخه‌کور این جاده را زیر آتش گرفت. اما حجم آتش توپخانه دشمن نیز کاهش فوق­العاده­ای یافت.

 

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده