پیشتازان غرب کرخه
بخش چهارم: ادامه اقدامات تیپ 37 زرهی (كتاب ويراني دروازه شرقي سرلشكر عراقي وفيق السّامرايي صفحه 64) : لشكر10 زرهي به فرماندهي سرتيپ ستاد هشام صباح الفخري نتوانست دشت نادري را براي عبور از كرخه به تصرّف خود درآورد و زمينه قطع راه ارتباطي اهواز ـ تهران و اشغال شهر دزفول و پايگاه هوايي آن را فراهم نمايد علّت شكست اين عمليات ناكافي بودن نيروهاي مهاجم ، استقرار يك نيروي قدرتمند و پر تعداد ايراني در برابر نيروهاي عراقي و مساعد بودن زمين براي دفاع از دزفول بود و لشكر1 نيز در عبور از رودخانه كرخه در منطقه شوش ناكام ماند و تلاش نمود تا از منطقه شاخه هاي متعدّد رودخانه عبور كند، امّا يگان هايي از لشكر21 پياده ايران شديداً در برابر عبور نيروهاي عراقي از رودخانه مقاومت كردند .

 (14) روز دوّم مهرماه

در ساعت 0600 صبح، دشمن با اجراي آتش سنگين پاسگاه فكه را زير آتش خود قرار داده و فرمانده گروه رزمي (سرگرد رامين) در اين روز مجروح و از ساعت1000 عمليات تأخيري آغاز و گروه رزمي37 از تپّه هاي فكه به اولين موضع تأخيري در شرق آبادي يبيس و شمال جادّه نفت تغيير موضع مي دهد و در حوالي آبادي شيخ يبيس مستقر مي گردد و عراقي ها تا ساعت 1200پاسگاه فكه را به اشغال خود درمي آورند .

(15) روز سوّم مهرماه

با فشار دشمن عقب نشيني آغاز و يگان ها در ارتفاعات دوسلك مستقر شدند و با توجّه به عدم اطلاع از موقعيّت و توان دشمن و قطع ارتباط با تيپ2 دزفول و نگراني از بسته شدن راه پشت تا پل كرخه كه شايع شده بود كه تيپ دزفول عقب نشيني كرده و دشمن ارتفاعات علي گره زد را اشغال و به سه راه قهوه خانه رسيده و به منظور تأييد خبر، سه دستگاه تانك، مسير سه راهي قهوه خانه را شناسايي و اعلام نمودند؛ جادّه باز است و جاي نگراني نيست .

(16) روز چهارم مهرماه

روز چهارم مهرماه، پرسنل تيپ 37 و گردان 138 با مقاومت در ارتفاعات دوسلك مانع دست يابي دشمن به اين منطقه شدند و از سقوط سايت جلوگيري كردند .

(17) روز پنجم مهرماه

با ورود يك گروهان تانك چيفتن لشكر21 به همراه گروه رزمي141 لشكر21 به مواضع دوسلك، مواضع فوق تقويت گرديد و همچنين يك آتشبار 130 م م از اصفهان به منطقه وارد و در سايت مستقر و اجراي آتش نمود . در اين روز از طريق گروه رزمي به لشكر92 اطلاع داده شد؛ از تخريب پل نادري جلوگيري به عمل آورند .

در ساعت 2200 روز 5 مهرماه به گروه رزمي 138 و141 ابلاغ شد؛ به منظور جلوگيري از محاصره شدن، به ارتفاعات ابوصليبي خات تغيير مكان دهند كه اين پيشنهاد نيز مورد قبول واقع نشد .

(18) روز ششم مهرماه

با توجّه به هجوم سنگين دشمن در منطقه دوسلك و تقويت نيروهاي متجاوز به وسيله تيپ زرهي ابن وليد و قطع خطوط تداركاتي و به محاصره درآوردن تيپ37 و تحميل عقب نشيني اجباري، تيپ37 عقب نشيني مي نمايد . مسئولين لشكر با توجّه به عدم اطلاع كافي از وضعيّت منطقه به تيپ37 اعلام مي نمايند؛ به هيچ وجه مجاز به عقب نشيني از ارتفاعات متصرفي نيستيد (براي تك ساعت 1230 روز جاري 6/7/59 آماده باشيد) . بالاخره با فشار دشمن يگان هاي مستقر در محور جنوبي   (تپّه هاي ابوصليبي خات) گردان 138 و141 از طريق سايت 4 به طرف كرخه حركت و با استفاده از گدارهاي موجود خود را به شرق كرخه مي رسانند و تيپ37 در ساعت 5/4 بعد از ظهر روز ششم مهرماه از ميان يگان هاي دشمن كه هنوز به طور كامل غرب كرخه را اشغال نكرده بودند، خود را به شرق كرخه مي رساند. مدرك 180 ، 181 

ترجمه اسناد اغتنامي از دشمن كه بعد از حمله نهم آبان 59 در منطقه كرخه به دست آمد، دشمن از دلاوري و سرسختي يگان هاي مستقر در منطقه دوسلك به ويژه دو گروه رزمي138 و141 پياده و چگونگي مقاومت و نبرد اين يگان ها كه توانستند؛ پيشروي دشمن را به تأخير انداخته و يك عقب نشيني تاكتيكي حساب شده اي را به مرحله اجرا درآورند، ستايش شده است .

(كتاب ويراني دروازه شرقي سرلشكر عراقي وفيق السّامرايي صفحه 64) : لشكر10 زرهي به فرماندهي سرتيپ ستاد هشام صباح الفخري نتوانست دشت نادري را براي عبور از كرخه به تصرّف خود درآورد و زمينه قطع راه ارتباطي اهواز ـ تهران و اشغال شهر دزفول و پايگاه هوايي آن را فراهم نمايد علّت شكست اين عمليات ناكافي بودن نيروهاي مهاجم ، استقرار يك نيروي قدرتمند و پر تعداد ايراني در برابر نيروهاي عراقي و مساعد بودن زمين براي دفاع از دزفول بود و لشكر1 نيز در عبور از رودخانه كرخه در منطقه شوش ناكام ماند و تلاش نمود تا از منطقه شاخه هاي متعدّد رودخانه عبور كند، امّا يگان هايي از لشكر21 پياده ايران شديداً در برابر عبور نيروهاي عراقي از رودخانه مقاومت كردند . 

 (19) روز 13/7/59

برابر دستور فرمانده نزاجا و پيام شماره 898 لشكر92 تيپ2 زرهي و گروه رزمي37 مستقر در ساحل رودخانه كرخه در ساعت 0600 روز 13/7/59 با عبور از رودخانه كرخه و درگيري شديد با دشمن و با استفاده از پشتيباني هوايي و هوانيروز و آتش توپخانه دشمن را به عقب رانده و مواضعي را در سه كيلومتري غرب رودخانه كرخه اشغال نمودند .

(20) روز 20 مهر

برابر گزارش تيپ2 آخرين وضعيّت يگان ها حاكي از آن است كه تيپ2 و گروه رزمي37 در سه كيلومتري غرب رودخانه كرخه مستقر مي باشند و استعداد دفاعي تيپ2 در حدود يك تيم تقويت شده مي باشد و گروه رزمي 37 نيز اعلام داشت؛ داراي 11 دستگاه تانك ام60 آ1 وام 47 نوسازي شده است و از تاريخ 6/2/59 تا تاريخ تهيه گزارش 26/6/59 با دشمن درگيري قطعي داشته و تا به امروز نيز همچنان ادامه دارد. باقي مانده تيپ37 در گروه رزمي 38 در منطقه اهواز و خرمشهر انجام وظيفه مي نمايد و با توجّه به تلفات روزانه پرسنلي و دوري از خانواده ماية پايين آمدن آمادگي رزمي گروه شده و با توجّه به طولاني بودن مدّت مأموريت (به مدّت شش ماه) و آمار ذيل نسبت به تعويض با يك يگان تازه نفس اقدام نمايند .        « مدرك 182، 183 »

 

افسر

درجه دار

سرباز

استعداد پرسنلي قبل از درگيري

30

321

406

استعداد پرسنل در حال حاضر

28

251

269

تلفات پرسنل شهيد

2

14

135

 

لازم به توضيح است آمار فوق قبل از حمله سراسري و در 26 شهريورماه تهيه شده و شدّت درگيري هاي گروه رزمي37 از 26 شهريور تا پايان عقب نشيني اجباري مي باشد .

(21) برابر امريه شماره26/1/3001 -3/8/59 قرارگاه نزاجا گروه رزمي37 از تاريخ 7/8/59 از خط پدافندي كرخه تعويض و به مأموريت اعزام گرديد .

4ـ گروه رزمي 138 لشكر 21

مقدّمه :

روز 23 شهريورماه 59 لشكر21 حمزه گردان 138 تيپ1 را به استعداد650 نفر پرسنل به فرماندهي سرگرد حسين شرفه با يك گروهان تانك از گردان 242 تانك به فرماندهي سروان محموديان به صورت گروه رزمي از تهران به مقصد انديمشك اعزام نمود . يگان فوق، روز 24 شهريور به انديمشك وارد و لشكر92 زرهي محل اوّليه اين گروه را به عنوان احتياط لشكر در پاي پل كرخه تعين نمود تا در صورت لزوم در منطقه عمليات به كار گرفته شود .

روز 26 شهريور

با توجّه به درگيري روز 26 شهريورماه بين پاسگاه سميده تا فكه، تيپ2 دزفول از لشكر درخواست مي نمايد؛ كه گروه رزمي پياده اعزامي از تهران معابر موجود را پوشش نمايد. لشكر پاسخ مي دهد:  مأموريت گردان اعزامي از تهران پوشش نبوده بلكه در احتياط لشكر است .  « مدرك 184 ، 185»

روز 28 شهريورماه

نيروهاي دشمن تك گسترده اي را در محور فكه و دويرج آغاز مي نمايند و لشكر92 به يگان احتياط (گروه رزمي138) دستور مي دهد؛ با نظر سرگرد بيرالوند ضمن ، هم آهنگي با تيپ37 به دوسلك تغيير مكان داده و مواضع مناسبي را در دوسلك اشغال و مستقر گردد .

روز 29 شهريورماه

فرمانده گروه رزمي138 اعلام مي نمايد؛ برابر دستور تلفني افسر عمليات لشكر، گروهان تانك اين گروه به فكه اعزام و در تقويت گروه رزمي37 قرار گرفت و باقي مانده گروه رزمي138 روز 29 شهريورماه در منطقه دوسلك مستقر شد.  در همين روز، دشمن به پاسگاه دويرج و فكه تك مي نمايد كه با مقاومت گروه رزمي37 و 138 مواجه و با از دست دادن 26 دستگاه تانك و تعدادي كشته مجبور به عقب نشيني مي گردد كه گزارش فوق توسط سرهنگ سعيد پورداراب سرپرست يگان هاي اعزامي به منطقه نيز تأييد گرديد .   « مدرك 186 ، 187»

روز 30 شهريورماه

فرمانده گروه رزمي37 به گروه رزمي 138 ابلاغ مي نمايد؛ به محض دريافت اين دستور يگان را در تپّه هاي قبل از چاه نفت مستقر نموده و با زير امر گرفتن دو دسته تانك مستقر در همان محل احتياط گروه رزمي را تشكيل داده و محل پاسگاه خود را اعلام داريد .   « مدرك 188 »

روز 31 شهريورماه

گروه رزمي37 از گردان138 درخواست دو قبضه خمپاره انداز120 م م و دو دستگاه موشك تاو مي نمايد كه به فكه اعزام شود . فرمانده گروه رزمي138 پاسخ مي دهد؛ خمپاره انداز120م م به گروهان تانك اين گروه كه قبلاً در اختيار آن يگان قرار گرفته واگذار شده و در صورت تحويل بقيّه خمپاره اندازها گردان بدون پشتيباني آتش خواهد بود و قدرت رزمي خود را از دست خواهد داد .   «‌ مدرك 189 ، 190 »

روز اوّل مهرماه

گروه رزمي 138 به اتّفاق گروه رزمي37 موفّق مي شود؛ سه حملة پياپي دشمن در منطقه فكه را دفع نمايد و با توجّه به فشار شديد دشمن تصميم گرفته مي شود؛  يگان هاي مستقر در فكه عقب نشيني و با عمليات تأخيري مواضع مناسبي را در دوسلك اشغال و مستقر گردند . در درگيري روز چهارم مهرماه، فرمانده گروه رزمي138 اعلام مي نمايد؛ از گروهان تانك اين گروه كه در منطقه فكه در اختيار گروه رزمي37 قرار گرفته فقط دو دستگاه تانك حاضر به كار و 17 دستگاه تانك مجدّداً در دوسلك به گروه ملحق شده و با توجّه به حجم آتش شديد دشمن يك گروهان اين گروه تمامي نفرات آن كشته شدند و اگر پشتيباني هوايي انجام نشود بقيه يگان از بين خواهد رفت ، تو را به خدا كمك كمك كمك و ديگر هيچ اميدي نيست .

– كتاب ويراني هاي دروازه شرقي سرلشكر عراقي وفيق سامرائي ، مترجم عدنان قاروني ، چاپ 1377 ، مركز فرهنگي سپاه معاونت انتشارات .

روز پنجم مهرماه  
برابر گزارش شماره 26/18/01 2075/7/59  گردان با توجّه به نگراني اين يگان براي عقب نشيني به لشكر92 اعلام مي نمايد؛ اگر پل كرخه را تخريب نكرده ايد، تخريب نكنيد چون ارتباط اين يگان قطع خواهد شد .

روز ششم مهرماه

فرمانده گروه اعلام مي نمايد؛ اين يگان به محاصره دشمن درآمده و خطوط تداركاتي آن قطع شده و مدّت سه روز است اين گروه با اعزام گشتي رزمي و درگيري، تعداد 35 دستگاه تانك دشمن را منهدم و تاكنون پشتيباني هوايي از اين يگان به عمل نيامده است . در اين روز دشمن با هجوم گسترده لشكر1 پياده مكانيزه موفّق مي شود پس از شش روز مقاومت گروه رزمي 37 و138 و141 را در هم شكسته و   يگان هاي فوق را وادار به عقب نشيني اجباري نمايد . لذا در صبح روز ششم مهرماه، گردان138 و عناصري از گروه رزمي141 از طريق سايت 4 از گدارهاي موجود (گدار مرادآباد) در كرخه خود را به شرق رودخانه رساندند و پس از عقب نشيني به شرق كرخه يگان ها به منظور بازسازي سريع و تجديد سازمان به پادگان دزفول اعزام شدند .   « مدرك 191 ، 192 »

روز دهم مهرماه

با توجّه به وضعيّت منطقه و عقب نشني گردان هاي 138 و141 به شرق كرخه تيپ2 دزفول به لشكر92 اعلام مي نمايد؛ گردان 138 از اين تاريخ زير امر سرهنگ مهدي پور (افسر ارشد منطقه) قرار مي گيرد و به گردان هاي فوق مأموريت مي دهد كه در منطقه شوش، مناطق سگوند را اشغال و با در اختيار گرفتن آتشبار 155م م گروه 55 اصفهان پيشروي دشمن را در منطقه فوق سد و با اجراي عمليات ايذايي (در روز و شب) آرامش دشمن را به هم زده و حداكثر تلفات را به دشمن وارد نمايند و به فرمانده آتشبار فوق نيز دستور مي دهد؛ در پشتيباني آتش يگان هاي فوق قرار گيرد كه فرمانده آتشبار اعلام مي كند؛ ضمن نداشتن بي سيم هيچگونه هم آهنگي با يگان هاي مستقر در شوش را ندارد  .   « مدرك 193 ، 194 »

روز 14 مهرماه

لشكر92 خواستار هويت يگان هايي است كه در منطقه شوش مستقر مي باشند. فرمانده منطقه شوش اعلام مي نمايد؛ فقط گروه رزمي 138 و141 كه به وسيله توپخانه لشكر قزوين پشتيباني مي شوند، در منطقه مستقر بوده و به جز يگان هاي فوق ديگر يگاني در منطقه شوش استقرار ندارد .   « مدرك 195»

روز 15 مهرماه

قرارگاه مقدّم نزاجا در جنوب، به لشكر21 حمزه ابلاغ مي نمايد؛ يگان اعزامي به پاي پل كرخه به نحوي مستقر شود كه به تواند كرانه غربي رودخانه كرخه را پوشش نمايد و از هر گونه عبور دشمن از رودخانه در منطقه سرپل جلوگيري نمايد. به همين منظور بهتر است؛ در طرفين جادّه مستقر گردد كه بتواند هم پل هاي موجود منطقه را كنترل و هم از عبور احتمالي شناورهاي دشمن از رودخانه كرخه جلوگيري به عمل آورد.  « مدرك 196 »

روز 17 و 18 مهرماه

لشكر92 ضمن در خواست پشتيباني هوايي براي گردان هاي138 و141 از طريق ستاد عملياتي دزفول به گردان هاي فوق اعلام مي نمايد كه زير امر ستاد عملياتي دزفول هستيد و مكاتبات خود را از آن طريق انجام دهيد و به گردان ها مستقر در شوش دستور مي دهد؛ يك گروهان پياده با خدمه يك دسته تانك را شبانه به حدود 10 كيلومتري جنوب شوش اعزام و به لشكر92 نيز اعلام مي نمايد؛ از يگان مستقر در فولي آباد 4 دستگاه كاميون جهت يگان هاي فوق به منطقه شوش اعزام دارد .

روز 18/7 نيروهاي دشمن در پنج كيلومتري در غرب كرخه و تعداد 12 قبضه توپ در منطقه سايت مستقر نمودند و يگان هاي خودي را زير آتش قرار دادند . گزارش سرهنگ پورداراب به لشكر92 حاكي از آن است؛ با توجّه به شدّت آتش دشمن در منطقه شوش مبني بر تلفات پرسنلي و ضايعاتي در خواست پشتيباني هوايي و اعزام بالگرد جهت تخليه مجروحين را مي نمايد و به علّت تلفات زياد خواستار تعويض گردان هاي فوق براي بازسازي مي گردد .   « مدرك 197 الي200 »

روز 22 مهر 59

بر مبناي گزارش نيروي هوايي و همچنين ژاندارمري خوزستان، دشمن از منطقة عمومي دزفول به سمت بستان در حركت است، احتمالاً ممكن است؛ قصد عبور از عبدالخان را داشته باشند . به همين دليل به يگان هاي مستقر در منطقه شوش آماده باش ابلاغ و دستورات مراقبتي صادر گرديد .

در تك روز 23 مهرماه  به گردان هاي138و141 دستور داده شد؛ ضمن پدافند در منطقه فعلي (شوش) آماده باشيد؛ بنا به دستور در سه راهي رادار و يا دوسلك زير امر گروه رزمي291 كه مأمور تصرّف سايت هاست قرار گيريد كه پس از تك ناموفّق روز 23 مهرماه 59 و واگذاري مسئوليت پدافند منطقه عمومي دزفول و شوش به لشكر21 حمزه و استقرار تيپ2 لشكر21 در منطقه شوش گردان138 از شوش تغيير مكان داده و به يگان ما در (تيپ1) ملحق و عهده دار پدافند شرق كرخه در مناطق چيچالي 1و2 و چيچالي كرم گرديد .   « مدرك 201 الي 204 »

منبع: پیشتازان غرب کرخه، سالار کیا، علیمحمد، 1380، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده