سرباز در خاطرات دفاع مقدس
مأموريت شناسايي به استوار خوش نواز اطلاع دادم كه نيازي به وقت بيشتر براي آماده كردن افراد گشتي براي انجام مأموريت نيست و ما همين امشب عازم ميشويم. وقتي استوار خوش نواز با ستاد گردان براي اعزام مأموريت گشتي ما صحبت كرد، متوجه شدم كه دو نفر سرباز از مهندسي تيپ نيز بايد براي شناسايي و خنثيسازي مينها با ما همراه باشند.

با ستوان‌ ملكوتي‌ كه‌ افسري‌ با سواد، خوش‌‌فكر، حزب‌ اللهي‌ و از نظر شجاعت‌ كم‌ نظير بود، در كلية‌ امور تبادل‌ نظر مي‌كردم‌. وقتي‌ در رابطه‌ با مأموريت گشتي‌ با او مشورت‌ كردم‌، احساس‌ كردم‌ او نيز علاقه‌مند است‌ كه‌ در اين‌ مأموريت در كنار ما باشد. چون‌ به‌ وي‌ اعتماد و علاقة‌ فراواني‌ داشتم،‌ وقتي‌ در مورد موفقيت‌ و يا عدم‌ موفقيت‌ احتمالي‌مان‌ بحث‌ مي‌كرديم‌ هر دو  به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيديم‌ كه‌ هيچ‌ فرقي‌ بين‌ من‌ و او نيست‌ و قرار شد در دو شب‌ اول‌ من‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ دشمن‌، تلاش‌ لازم‌ را انجام‌ دهم‌ و اگر نتوانستم‌، در كنار ايشان‌ شناسايي‌ از مواضع‌ دشمن‌ را ادامه‌ دهيم‌.

با گذشت‌ 24 ساعت،‌ كليه‌ نفرات‌ انتخاب‌ شدند و آمادگي‌ لازم‌ را براي‌ انجام‌ مأموريت پيدا كرديم‌. و اكثر افراد از جمله‌ سربازان‌ سيفي‌، قندهاري‌‌زاده‌، رياحي‌، پيرزاده‌، وارسته‌، موسوي‌، يوسف‌ صفري‌ و گروهبان‌ صالحي‌ و ديگر افراد همه‌ داوطلب‌ و حزب‌ اللهي‌ بودند.

قطب‌نماچي‌ كه‌ حساس‌ترين‌ مسئوليت‌ را در جهت‌ يابي‌ درست‌ مسير گشتي‌ در شب‌ تاريك‌ به‌ عهده‌ داشت‌، اسدالله سيفي‌ بود. وارسته‌ را نيز معاون‌ خود قرار دادم‌ و «بي‌‌سيم‌چي‌» نيز يكي‌ از نيروهاي‌ وظيفه‌ شد.

 

 

پا نوشته ها:

1- ميرزائيان، رحمان، سرهنگ جانباز؛ رستاخيز عاشقان؛ صص74 ـ 73.

منبع: سرباز در خاطرات دفاع مقدس، نادری، مسعود، 1386، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده