نبردهای غرب اهواز و سوسنگرد
بخش سیزدهم: تلاش دشمن برای اشغال بستان بهطور کلی می توان گفت؛ از آغاز دهه دوم مهرماه در وضعیت جنگ در منطقه اهواز و سوسنگرد و غرب دزفول تحولات عمیقی ایجاد شد. علاوه بر شکستی که دشمن در غرب اهواز و سوسنگرد خورد، در غرب دزفول نیز عناصر تیپ2 لشکر 92 زرهی که به شرق رودخانه کرخه عقب نشینی کرده بودند، با عبور مجدد از پل فلزي كرخه در محور انديمشك-دهلران موفق شد؛ دشمن را از تپههاي غربي این پل به سمت غرب عقب تر براند و سرپلی در غرب پل کرخه اشغال و تحکیم نماید. این حمله، نقطه عطفی در جنگ ایران و عراق در خوزستان بود

روز 11 مهرماه، با آرامش نسبی در منطقه عملیات سوسنگرد سپری شد. در حالی که وضعیت پدافندی نیروهای ما در شمال و جنوب رودخانه کرخه بهبودی نسبی یافت. مواضع پدافندی در تپه الله اکبر تا حدودی تحکیم شد. در روز 12 و 13 مهرماه نیز این آرامش ادامه یافت و فرصتی برای نیروهای ما پیدا شد تا موقعیت خود را مستحکم کنند. براساس اطلاعات به دست آمده، نیروهای دشمن مجبور شدند در ترکیب و استعداد و گسترش یگان‌ها، متناسب با وضعیتی که مقاومت نیروهای ما برای آنان فراهم کرد، تغییراتی بدهند. به این علت تغییر مکان‌هایی در تمام مناطق انجام دادند که بعضی از آن‌ها از نظر برآورد وضعیت اطلاعاتی نیروهای ما آماده شدن برای حمله مجدد تعبیر می­شد.

به‌طور کلی می­توان گفت؛ از آغاز دهه دوم مهرماه در وضعیت جنگ در منطقه اهواز و سوسنگرد و غرب دزفول تحولات عمیقی ایجاد شد. علاوه بر شکستی که دشمن در غرب اهواز و سوسنگرد خورد، در غرب دزفول نیز عناصر تیپ2  لشکر 92 زرهی که به شرق رودخانه کرخه عقب­نشینی کرده بودند، با عبور مجدد از پل فلزي كرخه در محور انديمشك-دهلران موفق شد؛ دشمن را از تپه‌هاي غربي این پل به سمت غرب عقب­تر براند و سرپلی در غرب پل کرخه اشغال و تحکیم نماید. این حمله، نقطه عطفی در جنگ ایران و عراق در خوزستان بود و جریان آن در شرح وقایع منطقه غرب دزفول بیان شده است. بعد از این وقایع، تلاش دشمن در خوزستان معطوف به اشغال خرمشهر و بستان گردید. لذا شرح حوادث بعدی این بخش غالباً درباره عملیات در منطقه بستان خواهد بود. شرح عملیات خرمشهر نیز در كتاب ديگري بیان شده است.

در بالا اشاره شد که از آغاز دهه دوم مهرماه، دشمن در آرایشات تاکتیکی یگان‌های سپاه 2 و 3 که در خوزستان وارد نبرد شده بودند، تغییراتی داد. از جمله این تغییرات؛ تقویت نیروهای مهاجم در منطقه سوسنگرد بود. طبق اطلاعاتی که به دست نیروهای ما رسید و مدارک اغتنامی از نیروهای دشمن نیز آنرا تأیید می­کند، تیپ­های 35 و 43 لشکر 9 زرهی و تیپ 12 زرهی لشکر 3 زرهی در منطقه غرب و جنوب سوسنگرد وارد عملیات شدند. تلاش تمام عناصر لشکر 5 مکانیزه که شامل تیپ­های 15 و 20 مکانیزه و 26 زرهی بود در منطقه اهواز و خرمشهر به کار گرفته شد. لشکر 3 زرهی عراق نیز در منطقه خرمشهر وارد عمل گردید.

در روز 14 مهرماه نیز منطقه نبرد اهواز سوسنگرد نسبتاً آرام بود. فقط تبادل آتش جریان داشت این آرامش پنج روزه که از دهم مهرماه شروع شده بود، به لشکر 92 زرهی و به طور کلی به نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران فرصت داد، تا از حالت سرگشتگی مراحل اول جنگ خارج شوند و سازمان نسبتاً مناسبی به وضعیت پدافندی تمام منطقه بدهند. نیروهای جدیدی به منطقه وارد گردند و نیروهای مردمی بیشتری بسیج شوند. می‌توان گفت در آن شرایط بسیار سخت و بحرانی اوایل جنگ پنج روز آرامش فرصت بسیار مناسبی بود که در آن نیروهای ما توانستند تجدید سازمان تعجیلی کنند و با آمادگی بسیار مناسب­تری در مقابل نیروهای مهاجم عراق بایستند. اما این آرامش نسبی، سبب یک اقدام عجولانه از طرف لشکر 92 زرهی شد و نتیجه آن کاملاً منفی بود که در بخش دوم شرح داده شد. خلاصه آن اقدام این بود که لشکر با توجه به توقف نیروهای دشمن تصمیم گرفت؛ در منطقه جنوب غربی اهواز، آفند متقابل کند. نظر به این‌که عناصر مستقر در منطقه اهواز که شامل تیپ1زرهی و یک گروه رزمی اعزامی از مرکز زرهی شیراز بودند، برای حمله به دب حردان در نظر گرفته شد، در این صورت لشکر فاقد نیروهای احتیاط برای احتمالات منفی می­گردید. لشکر به تیپ3زرهی دستور داد؛ گروه رزمی 148 پیاده را از منطقه پدافندی شمال سوسنگرد و تپه الله اکبر رها سازد و به اهواز اعزام کند، تا این گروه رزمی در احتیاط لشکر قرار گیرد. تیپ3زرهی پاسخ داد: در مقابل دشمن خیلی ضعیف­تر از آن است که با رها کردن گروه رزمی 148 بتواند در صورت حمله مجدد دشمن به تپه الله اکبر مواضع خود را حفظ کند. با این وجود، لشکر از تیپ خواست؛ همان دستور را اجراء کند. لذا گروه رزمی 148 از منطقه شمال سوسنگرد به منطقه اهواز تغییر مکان یافت. اما همان گونه که در بخش دوم بیان شد، حمله لشکر 92 زرهی در 16 مهرماه در جنوب اهواز به نتیجه مثبت نرسید و عناصر تیپ1با تلفات سنگینی به مواضع قبلی خود عقب­نشینی کردند و گروه رزمی 148 نیز نتوانست کاری مثبت انجام دهد. اما ضعفی که بر اثر تغییر مکان گروه رزمی 148 به تیپ3زرهی وارد شد، سبب گرديد این تیپ در حملات بعدی دشمن نتوانست تپه الله اکبر را حفظ کند و به تپه­های شرقی عقب­نشینی کرد و تپه الله اکبر دوباره به اشغال دشمن درآمد. در این عملیات، لشکر حتی باقیمانده یک گروهان سوار زرهی از گردان 221 سوار زرهی را که از آغاز جنگ در منطقه سوسنگرد بود، به منطقه اهواز تغییر مکان داد و منطقه تیپ3زرهی را کاملاً تضعیف کرد، به طور کلی تصمیمات فرمانده لشکر برای حمله در 16 مهر ماه بسیار عجولانه و غیر منطقی بود.

 فرمانده تیپ3زرهی تلاش نمود؛ فرمانده لشکر را راضی کند؛ از تصمیم خود برای برگرداندن گروه رزمی 148 از منطقه آن تیپ صرف­نظر کند و تا روز 16 مهر از اجرای دستور لشکر خود‌ داری کرد، ولی فرمانده لشکر ضمن مسئول قرار دادن فرمانده تیپ، تأکید کرد؛ گروه رزمی 148 به منطقه اهواز اعزام شود. بالاخره این گروه رزمی در صبح روز 16 منطقه الله اکبر را ترک کرد، در حالی که تیپ به لشکر اعلام نمود؛ جمع استعداد باقیمانده استعداد رزمی تیپ؛ 10 دستگاه تانک و یک گروهان پیاده است و استعداد نیروی دشمن در مقابل آن حداقل یک تیپ زرهی است و این گزارش چندان اغراق­آمیز نبود. ضمن این‌که نیروهای دشمن در شمال سوسنگرد و بستان از روز 15 مهرماه مجدداً فعال­تر شدند و واحدهای زرهی دشمن از شمال غربی بستان به سمت شرق به حرکت درآمدند. لشکر در مقابل درخواست­های فرمانده تیپ، فقط دستور داد؛ از توپخانه جهت سرکوبی دشمن استفاده شود.

 اما درباره علت تصمیم گیری عجولانه فرمانده لشکر، این نکته را باید در نظر گرفت که فرمانده لشکر تحت فشار شدید افکار عمومی غیر نظامیان مسئول و غیر مسئول بود. شخصیت­های مختلف غیرنظامی و همچنین نظامی در اهواز جمع شده بودند و به فرمانده لشکر فشار می­آوردند؛ عکس­العملی در مقابل دشمن نشان دهد. در نتیجه می­توان گفت؛ تصمیمی که فرمانده لشکر گرفته بود، بر اثر این فشارها بود.

نیروهای دشمن در روز 15 مهرماه، در منطقه سوسنگرد بستان به حجم آتش خود افزودند و برای اولین بار بالگردهای رزمی دشمن نیز به اطراف بستان حمله کردند. آتش توپخانه دشمن در اهواز و حمیدیه و سوسنگرد و بستان فوق­العاده افزایش یافت. هواپیماهای عراقی نیز مناطق متعددی از خوزستان را بمباران کردند. حدود ساعت 1500 ژاندارمری سوسنگرد حرکت یک ستون بزرگ زرهی دشمن را در شمال بستان قسمت تپه الله اکبر گزارش داد و تمرکزات نیروهای دشمن در پنج کیلومتری شمال غربی بستان و حوالی سه راهی خرابه مورد تأیید قرار گرفت. با آغاز تاریکی شب نیروهای بیشتری از عناصر دشمن از تنگ چزابه در شمال غربی بستان عبور کردند و در شمال بستان مستقر شدند.

در 16 مهرماه، با وجود فعالیت نیروهای ما در منطقه جنوب غربی اهواز و حمله به دب حردان، نیروهای دشمن در این روز فعالیتی نداشتند و منطقه سوسنگرد بستان آرام بود.

 اما از روز 17 مهرماه، فعالیت دشمن در منطقه بستان شدید شد و شهر بستان زیر آتش سنگین سلاح سنگین دشمن قرار گرفت که بیشتر تمرکزات آتش به قرارگاه سپاه پاسداران، گروهان ژاندارمری و ایستگاه تلویزیون و تأسیسات دیگر اداری بود. این گلوله باران در منطقه اهواز نیز جریان داشت و توأم با حملات هوایی به شهرها بود. شدت آتش دشمن در منطقه بستان که از شمال غربی آن اجراء می­شد، سبب نگرانی فرمانده تیپ3زرهی مستقر در تپه الله اکبر شد. برای چندمین بار، درخواست یک گروه رزمی تقویتی از لشکر کرد. فرمانده لشکر در آن موقعیت بحرانی به تیپ3دستور داد؛ دهانه تنگ چزابه در شمال غربی بستان را مین­گذاری کند. فرمانده تیپ پاسخ داد: هم­اکنون، این منطقه در کنترل دشمن است و مین­گذاری آن به وسیله نیروهای خودی امکان پذیر نیست.

در این شرایط سختی که تیپ قرار گرفته بود، بعضی از مقامات غیر نظامی حاضر در منطقه از پادگان دشت آزادگان بازدید کردند و به فرمانده تیپ3دستور دادند؛ تعدادی تانک حاضر به‌کار با خدمه به خرمشهر اعزام کند. فرمانده تیپ ضمن گزارش این موضوع به لشکر اظهار نمود؛ تیپ3در حال حاضر فقط شش دستگاه تانک حاضر به‌کار دارد و از لشکر کسب تکلیف نمود. لازم به توضیح است که در نیمه دوم مهرماه، خرمشهر سخت­ترین روزهای خود را می­گذراند و از هیچ منبعی کمکی برای آن فرستاده نمی­شد و مقامات غیرنظامی تلاش می­کردند؛ از هرجا که ممکن است، نیرویی تهیه کنند و به خرمشهر اعزام نمایند.

این اقدامات مقامات غیرنظامی در تعقیب همان فعالیت­ها بود. اما سایر جبهه­ها نیز وضعی بهتر از خرمشهر نداشتند. تنها تفاوت این بود که دشمن در منطقه خرمشهر با تمام امکانات خود به نیروهای ما فشار وارد می­کرد، ولی در مناطق دیگر نبرد حالت پدافندی به خود گرفته بود. در صورتیکه اگر نیروهای  دشمن آن فشار شدید را که به خرمشهر وارد می­کردند، در آن موقع در محور شمال رودخانه کرخه به سمت تپه الله اکبر پادگان حمیدیه اجراء می­کردند، به احتمال قریب به یقین موفقیتی ساده­تر و بیشتر به دست می­آوردند. زیرا تقریباً هیچ مقاومتی در مقابل آنان نبود. باقیمانده واحد تیپ3زرهی تقریباً تمام توان رزمی خود را چه از نظر روحیه و چه تجهیزات از دست داده بودند.

در 18 مهرماه، آرامش نسبی چند روزه میدان نبرد بستان- سوسنگرد از بین رفت و نیروهای متجاوز عراق از سمت شمال غرب بستان به طرف شرق به حرکت در آمدند. به نظر می­رسید که هدف نیروهای دشمن اشغال مجدد تپه الله اکبر و به دست گرفتن كرانه شمالی رودخانه کرخه در شمال بستان سوسنگرد باشد. تیپ3زرهی گزارش داد: از ساعت 1200 امروز مواضع تپه الله اکبر زیر آتش شدید دشمن قرار گرفته و حدود یک تیپ زرهی دشمن از سمت غرب به طرف آن مواضع پیشروی می­کند و برای سد کردن پیشروی دشمن درخواست حمله هوایی نمود. طبق معمول در این شرایط فقط مکاتبات زائد مبادله می­شود. لشکر به تیپ دستور داد: پیشروی دشمن را با امکانات خود سد کند. تیپ پاسخ داد: با شش دستگاه تانک و سه دستگاه نفربر و تعدادی سلاح سبک، جلوي یک تیپ زرهی دشمن را نمی­توان گرفت. لشکر پاسخ داد: از توپخانه استفاده کنید و از یگان‌هايی که کمتر درگیر هستند، بهره بگیرد. اما کدام یگان، معلوم نبود. یگانی وجود نداشت. تیپ پاسخ داد: نهایت تلاش خود را به‌کار خواهد برد، اما پشتیبانی لازم است. پیشروی دشمن از ساعت 1500 سریع­تر شد. ضمن این‌که حجم آتش­های سلاح سنگین دشمن به بستان زیادتر گردید.

ژاندارمری سوسنگرد گزارش داد: یک ستون زرهی دشمن در شمال کرخه به سمت بستان و سوسنگرد در حرکت است. در ساعت 1835 روز 18 مهر فرمانده گروهان ژاندارمری بستان یادداشتی را که در داخل سنگر نوشته بود، به وسیله دو نفر غیرنظامی محلی به هنگ سوسنگرد ارسال و در آن اعلام کرد: نیروهای دشمن با قایق از رودخانه کرخه عبور کرده و شهر بستان را از سمت جنوب محاصره کرده­اند. سپاه پاسداران نیز این گزارش را تأیید کرد. نیروهای دشمن توانستند در ساعت 1800 ارتباط بستان را با سوسنگرد قطع کنند. اما مدافعین دلیر ما به نبرد ادامه دادند و زد و خورد تا ساعت 1830 ادامه یافت.

پیرو همان مکاتبات قبلی، مکاتبات نسبتاً تندی بین فرمانده لشکر و فرمانده تیپ مبادله می­شد و امکان چاره­اندیشی عملی برای هیچ فرماندهی وجود نداشت. تیپ3زرهی آن چنان در ضعف توان رزمی و روحیه پرسنل قرار گرفته بود که نمی­توانست حتی از همان امکانات موجود نیز استفاده کند. فقط گردان‌های توپخانه 155 و 175 میلیمتری که تعداد قبضه­های آن‌ها نیز فوق­العاده کاهش یافته بود، تیراندازی می­کردند. به احتمال زیاد، تیراندازی بدون دیده­بانی و تنظیم تیر بود. ضمن این‌که آتش توپخانه فقط هنگامی می‌تواند جلوي پیشروی واحدهای زرهی و مکانیزه را بگیرد که تمرکزات آتش متراکم اجراء کند. با چند قبضه توپ در جبهه بیش از 10 کیلومتر چنین تمرکزی امکان­پذیر نبود.

بررسی حوادث نشان می­دهند که گزارش‌ها چندان دقیق نبوده و بیشتر از اضطراب متأثر بوده است. به عنوان مثال فرمانده تیپ3زرهی در پایان روز 18 مهرماه، گزارش داد که به علت محاصره بستان به وسیله دشمن، گروه ضربت اعزامی از تیپ نتوانسته به بستان وارد شود و به سوسنگرد عقب­نشینی کرده است. در صورتیکه در همان موقع ژاندارمری گزارش داد: پیشروی نیروهای دشمن در محور بستان سوسنگرد از ساعت 1900 متوقف گردید (منظور شمال کرخه).

 از بامداد روز 19 مهر، شهر بستان مجدداً زیر آتش سنگین دشمن قرار گرفت و نیروهای زرهی دشمن به طرف بستان پیشروی کردند. به علاوه مدرکی که از نیروهای متجاوز عراق بدست آمده، نشان می­دهد که بستان در روز 22 مهر اشغال شده است. (این مدرک در جریان روز 22 نقل مي‌شود) اما باید توجه نمود که کرانه شمالی رودخانه در کنترل دشمن بود و نیروهای دشمن می­توانستند با آتش جنگ­افزارهای سبک، جاده سوسنگرد بستان را تحت کنترل خود قرار دهند. به همین نحو عمل کردند. در نتیجه رفت و آمد از جاده بستان سوسنگرد متوقف گردید. به ویژه این‌که خمیدگی­های رودخانه این توهم را می­توانست تشدید کند.

از آغاز روز 19 مهرماه، فشار دشمن به بستان از شمال کرخه ادامه یافت و ژاندارمری سوسنگرد خطر سقوط آن را اعلام کرد. ولی از ساعت 1100 آتش دشمن کمتر شد و نیروهای دشمن به سمت شرق و به طرف تپه الله اکبر پیشروی کردند. این پیشروی با پشتیبانی هوایی همراه بود که در این مورد یک فروند هواپیمای دشمن سرنگون شد و خلبان آن به اسارت نیروهای ما درآمد.

در روز 19 مهرماه، یک عمل تبلیغاتی بسیار مفید انجام شد و آن تظاهرات اهالی عرب زبان سوسنگرد به نفع میهن اسلامی خودشان ایران و علیه نیروهای متجاوز عراق بود. در این تظاهرات حدود سه هزار نفر از اهالی سوسنگرد که تعدادی از آنان مسلح بودند، شرکت کردند و به دشمن متجاوز نشان دادند؛ عرب­زبان بودن، دلیل بر خیانت کردن به میهن خود نیست. اثر این اقدام به موقع هم­میهنان عرب زبان ما را در گزارش‌هاي دشمن مشاهده می‌کنیم که بیان خواهد شد.

پیشروی دشمن در 19 مهرماه به سمت تپه الله اکبر، بدون برخورد با مقاومتی ادامه یافت و نیروهای دشمن تا آبادی­های سید خلف صالح حسن و حمود عاصی واقع در جنوب غربی تپه الله اکبر پیشروی کردند که تا مواضع نیروهای ما کمتر از پنج کیلومتر فاصله داشتند. اما در شمال شهر بستان نیروهای دشمن از کرانه رودخانه کرخه فاصله گرفتند و این عمل دشمن مانند روزهای گذشته به عقب­نشینی تعبیر شد. در حالی که تهدید دشمن هر ساعت جدی­تر مي‌شد، تنها اقدامی که تیپ3زرهی انجام داد، این بود که یک دستگاه تانک و دو قبضه موشک تاو همراه افسر رابط توپخانه به جاده سوسنگرد بستان فرستاد که در مقابل دشمن از جنوب رودخانه کرخه مقاومت کند. با توجه به وخامت وضعیت منطقه شمال سوسنگرد، فرمانده لشکر برای اولین بار در این روز از مواضع تیپ3زرهی در تپه الله اکبر بازدید کرد و افراد تیپ را برای مقاومت تهییج نمود. تیپ3 توانست با اجرای آتش­های توپخانه و تانک، نیروهای دشمن را در حوالی آبادی سید خلف متوقف کند.

دشمن در آغاز روز 20 مهرماه، در منطقه بستان فعالیتی از خود نشان نداد، ضمن این‌که نیروهای ما نیز قدرت فعالیتی نداشتند. تنها کاری که می­توانست انجام دهند، پدافند در مواضع بود. چون دشمن حرکت نکرد، فعالیت آفندی نیز انجام نشد. فقط توپخانه­ها فعال بودند. اما در ساعات پایانی این روز خبر رسید که نیروهای دشمن تلاش می­کنند در غرب بستان از شاخه­های فرعی و انتهایی غرب رودخانه کرخه عبور کنند و از سمت غرب و آبادی حمیدیه به بستان حمله نمایند. این خبر صحت داشت اما در روز 22 مهرماه اجراء شد.

حوادث نشان می­دهند که فرماندهی نیروهای دشمن درباره اشغال شهر سوسنگرد و بستان دچار تردید بود و دو طرح در مدنظر داشت. طرح اولیه این‌ بودکه سوسنگرد را اشغال کند، در این صورت، خود به خود بستان نیز به اشغال دشمن در می­آمد. طرح دوم این‌ بودکه ابتدا بستان را در غرب سوسنگرد اشغال کند و بعد در کرانه جنوبی کرخه به سوسنگرد نزدیک شود و آن را اشغال نماید. در هر دو حالت، درگیر کردن عناصر تیپ3لشکر 92 زرهی در تپه الله اکبر ضروری بود. بالاخره بعد از عدم موفقیت­هایی که در 20 روز اول جنگ در تلاش برای اشغال سوسنگرد نصیب دشمن گردید، فرماندهی نیروهای دشمن تصمیم گرفت؛ طرح دوم را اجراء کند و ابتدا بستان را اشغال نماید. اما همین کار نیز تا 22 مهرماه برای دشمن میسر نگردید. دشمن از 19 مهرماه تلاش خود را برای اجرای این طرح، فوق­العاده تشدید کرد و از روز 21 مهرماه حداکثر تلاش خود را به‌کار برد.

در روز 21 مهرماه، نیروهای دشمن آن قدر به کرانه شمالی کرخه در شمال بستان نزدیک شدند که با آتش تیر مستقیم نیز شهر بستان و آبادی­های اطراف آن را به زیر آتش گرفتند و نیروهای مدافع ما را درگیر کردند. تنها کمکی که تیپ3زرهی توانست در منطقه سوسنگرد بکند، این بود؛ که چهاردستگاه نفربر با تعدادی سرباز به سوسنگرد فرستاد تا در غرب سوسنگرد مستقر شود و حداقل جلوي پیشروی احتمالی نیروهای دشمن را از بستان به سوسنگرد سد نماید.

 از آغاز روز 21 مهرماه، تلاش دشمن در کرانه شمالی رودخانه کرخه شدیدتر شد. در ساعت 0340 اطلاع رسید که نیروهای دشمن در اطراف بستان از رودخانه عبور کرده­اند، ولی هنوز به صورت قطعی مورد تأیید نبود. با شروع روشنایی روز، فشار آتش دشمن شدیدتر شد و توپخانه دشمن علاوه بر بستان، شهر سوسنگرد را نیز زیر آتش خود قرار داد.

شهربانی سوسنگرد گزارش داد: عناصری از نیروهای دشمن از پل احداثی بین سوسنگرد و بستان از کرخه عبور کرده و بستان را محاصره نموده­اند. نیروهای خودی بستان را تخلیه کرده و در محور بستان سوسنگرد مستقر شده­اند. ژاندارمری سوسنگرد نیز محل احداثی پل دشمن را حوالی آبادی فنیخی در 10 کیلومتری شرق بستان اعلام کرد. درگزارش خود اضافه نمود که نیروهای دشمن تا ایستگاه تلویزیون و کارخانه آجرپزی شرق بستان رسیده­اند. اما این اخبار تا حدودی ضد و نقیض بود. چنان‌که شهربانی سوسنگرد در گزارش دیگر در حدود ساعت 1130 اعلام نمود که نیروهای دشمن در حوالی قریه هوفل واقع در شمال رودخانه کرخه و شمال غربی سوسنگرد مستقر هستند.

حوادث بعدی نشان داد که نیروهای دشمن در غرب بستان و در حوالی آبادی سعیدیه از رودخانه کرخه عبور کرده بودند. وضعیت بستان ساعت به ساعت وخیم­تر می­شد. فشار آتش دشمن بر نیروهای ما سبب اضطراب و  نگرانی شده بود. هواپیماهای دشمن، آسمان خوزستان را در کنترل خود گرفته بودند. حرکات دشمن در شمال کرخه به طرف سوسنگرد به عبور از کرخه تعبیر می­شد. گلوله باران سوسنگرد سبب بر هم ریختن شهر شده بود و اهالی شروع به تخلیه شهر کرده بودند. خدمات عمومی شهر تعطیل شده و تأمین نیازمندی­های روزانه مردم مشکل گردیده بود. در بستان دشمن مدام آتش­های خود را شدیدتر می­کرد. در ساعت 1230 خبر رسید که نیروهای دشمن در حوالی آبادی سعیدیه در یکی از انشعابات رودخانه کرخه در غرب بستان مشغول احداث پل هستند و عناصری از دشمن در آن محل از کرخه عبور کرده و به سمت پاسگاه مرزی بحریه پیشروی کرده­اند. جاده سوسنگرد بستان در کنترل آتش نیروهای دشمن قرار گرفت و امکان ارسال تدارکات برای مدافعان بستان از بین رفت. در حقیقت عملاً بستان در محاصره دشمن قرار گرفت. دشمن هم­زمان با تلاش برای محاصره و اشغال بستان، در غرب تپه الله اکبر نیز که موضع تیپ3لشکر 92 زرهی بود، حرکاتی انجام داد. برآورد می­شد؛ منظور نیروهای دشمن در این قسمت از عملیات، مشغول کردن تیپ3زرهی و جلوگیری از هر گونه فعالیت آن برای کمک به مدافعان ما در بستان بود.

 لازم به یادآوری است که مدافعان بستان، عناصر ژاندارمری و سپاه پاسداران و شهربانی بودند. از عناصر لشکر 92 زرهی فقط یک دسته مکانیزه در بستان مستقر شده بود و توپخانه پشتیبانی تیپ3زرهی نیز که در شرق تپه الله اکبر مستقر بود، با آتش خود از مدافعان بستان پشتیبانی می­کرد. در حالی که بستان در خطر قطعی سقوط قرار گرفته، بود تیپ 3زرهی فقط نگران مواضع خود بود و برآورد می­کرد ممکن است نتواند آن مواضع را حفظ کند که متأسفانه همین طور هم شد و جریان آن بعداً شرح داده می­شود.

بالاخره روز سرنوشت ساز برای بستان فرا رسید و در روز 22 مهرماه نیروهای دشمن از سمت غرب، به بستان یورش بردند. ضمن این‌که بر میزان تهدید خود از شمال و شرق و از کرانه شمالی كرخه افزودند. ژاندارمری سوسنگرد در ساعت 0400 روز 22 مهرماه گزارش داد: دسته مکانیزه اعزامی از تیپ3زرهی بستان را ترک کرده و از پرسنل نهادهای انقلابی نیز تعداد معدودی در بستان باقی مانده­اند. به دستور فرمانده هنگ سوسنگرد، گروهان ژاندارمری بستان نیز از آن خارج شده و در بستان پیشروی نیروهای دشمن به سمت بستان سریع­تر شد. در حدود ساعت 1200 نیروهای دشمن موفق شدند؛ به حاشیه خارجی شهر برسند. با نزدیک شدن نیروهای دشمن، باقیمانده مدافعان ما اجباراً شهر را تخلیه کرده و به قسمت شرقی عقب نشینی کردند. به طوری که در ساعت 1600 اطلاع رسید، بستان در محاصره کامل نیروهای دشمن قرار گرفت و عناصری از نیروهای دشمن به طرف سوسنگرد به حرکت درآمدند. علاوه بر آن نیروهای دشمن در جنوب شرقی هویزه نیز فعال شدند. برآورد گردید که دشمن در نظر دارد از سمت غرب و جنوب شرقی به سوسنگرد حمله کند.

 در نبرد این روز، بالگردها و هواپیماهای ما فعال بودند و توپخانه مستقر در شمال کرخه با حداکثر توانایی خود به روی دشمن آتش داشت. اما به علت نبودن نیروی مانوری کافی در اطراف بستان، این تلاش­ها به نتیجه نرسید و در پایان روز 22 مهرماه شهر بستان به اشغال کامل نیروهای دشمن درآمد. نیروهای مدافع ما به سمت سوسنگرد عقب­نشینی کردند. مشخص گردید که نیروهای دشمن در روز 21 مهرماه در غرب بستان و شمال حمیدیه متمرکز شده و بر روی کرخه پل احداث کرده و از آن گذشته­اند. اکنون چگونگی عملیات محاصره و اشغال بستان را از زبان دشمن بشنویم. در مدرکی که از نیروهای متجاوز عراق به دست آمده، جریان این عملیات چنین بیان شده است (خلاصه شده).

 

موضوع اشغال شهر بستان و پاکسازی آن در 14/10/1980 (22/7/1359)

1- مأموریت حمله و اشغال شهر بستان و پاکسازی آن از نیروهای ایرانی (این مأموریت احتمالاً به وسیله قسمتی از عناصر لشکر 10 زرهی و تیپ ابن الولید اجراء شده است.)

2- اجراء:

الف- تیپ­ (احتمالاً 12 زرهی ابن الولید) در ساعت 1200 روز 10/10/1980 (18/7/59) در  محورتپه الله اکبر به منظور تصرف شهر بستان پیشروی کردند و با توجه به سابقه قبلی و حمله به تپه الله اکبر انتظار این بود که اهالی بستان در اشغال شهر به نیروهای ما کمک کنند.

ب- نیروهای ما به شهر بستان نزدیک شدند، تا آن را از دست نیروهای ایرانی که با تفنگ 106 میلیمتری از شهر دفاع می­کردند خارج سازند. ولی بر خلاف انتظار ما اهالی شهر در اجرای این امر به نیروهای ما کمکی نکردند و احتمالاً نیروهای ایران مراقب آن‌ها بودند.

پ- تصمیم این بود از سمت غرب از شرق هورالهویزه به بستان حمله کنیم. در این منطقه رودخانه کرخه به دو شاخه می­شد. در روی یکی از شاخه­های کرخه پل پی ام پی برقرار شد و واحدهای زرهی و چرخ­­دار از آن عبور کردند و از جناح غربی، بستان را محاصره کردند. واحد پل شناور از ساعت 0100 روز 13/10/80 (21/7/59) در محل احداث پل شروع به فعالیت کرد. پل بایستی تا ساعت 0400 آماده می­شد، ولی این امر تا ساعت 0630 به طول انجامید. لذا در ساعت 0600 قسمتی از نیروهای ما با قایق از رودخانه گذشتند و سرپلی اشغال کردند. کار پل­سازی در ساعت 0730 به پایان رسید. اما یک شاخه فرعی دیگر نیز در جلو بود که بایستی روی آن نیز پل برقرار می­شد و این کار نیز انجام گرفت و گردان 2 از عناصر لشکر 10 زرهی ابتدا از پل عبور کرد و به بستان نزدیک شد. یک واحد دیگر از سمت شمال بستان را مورد تهدید قرار داد و نیروهای ایرانی را درگیر کرد. لذا نیروهای ایرانی نتوانستند در سمت غرب از عبور نیروهای عراقی از پل جلوگیری نمایند.

با نزدیک شدن نیروهای ما (عراقی) به شهر، مقاومت نیروهای ایرانی شدیدتر شد. به گردان 2 از لشکر 10 زرهی دستور داده شد، داخل شهر شود ولی این گردان نتوانست به شهر نزدیک­تر شود.

ت- به علت عجله­ای که برای اشغال بستان داشتیم، به منظور تقویت گردان 2 مکانیزه از عناصر لشکر 10 زرهی، گردان 3 مکانیزه تیپ ما (احتمالاً 12 زرهی) وارد عمل شد و در خط مقدم قرار گرفت. اما مجبور شد متوقف گردد، تا در روز بعد با تقویت بیشتر به عملیات ادامه دهد.

ث- در ساعت 0830 روز 14/10/80 (22/7/59) عملیات گردان 2 مکانیزه از لشکر 20 زرهی با گردان 3 مکانیزه تیپ 12 تمام شد و 2 گروهان زیرامر گردان 2 تیپ زرهی لشکر 10 قرار داده شد و نیروهای ما (عراقی) توانستند تا ساعت 1200 روز 14/10/80 (22/7/59) بستان را اشغال نمایند.

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده