پیشتازان غرب کرخه
جيمز بيل در كتاب تجاوز و دفاع مي گويد : نيروهاي رزمنده ايران وظايف خود را با چنان تعهّد و دلبستگي انجام مي دهند كه بسياري از امتيازات تكنيكي و تجهيزاتي عراقي را خنثي مي كند. در مبارزه براي دفاع از كشور ، مذهب ، رهبر و انقلاب خود مردم ايران كرّاراً تمايل خود را به آخرين حد ايثار ، يعني پذيرش مرگ در صورت لزوم نشان داده است . در اين مفهوم فرهنگي، قدرت گذشتن از جان خود، گاهي اوقات مي تواند تواناتر از قدرت كشتن باشد .

بخش سوم: تيپ 37 زرهي

مقدّمه :

تيپ 37 زرهي در آغاز با سه گردان تانك و سه گروهان مستقل شامل (گروهان  قرارگاه تيپ گروهان213 سوارزرهي ـ گروهان 597 سربازبر) به عنوان پشتيباني آموزش مركز زرهي تشكيل گرديد[1] .

با توجّه به بحران هاي مرزي به تيپ37 مأموريت داده شده بود كه در تاريخ 2/2/59 با كليه مقدورات خود با زير امر گرفتن گردان191 پياده از مركز پياده شيراز با سازمان دادن دو گروه رزمي از شيراز تا اصفهان را روي جادّه و از اصفهان تا انديمشك را با استفاده از قطار به انديمشك تغيير مكان دهد .

در اواخر ارديبهشت ماه 59 تيپ37 زرهي به فرماندهي سرهنگ دوم2 زمانفر، با دو گردان تانك و يك گروهان  سربازبر در پشت رودخانه كرخه مستقر گرديد . (تيپ37 با دو گروه رزمي ناقص وارد منطقه شد يك گردان شامل دوگروهان رزمی و گروهان اركان بود و هر گروهان به جاي 17 دستگاه تانك فقط هفت دستگاه تانك داشت.( مصاحبه سرگرد رامين با استادان دانشگاه جنگ) گردان 238 تانك به فرماندهي سرگرد غفّار رامين با تركيبي از دو نوع تانك ام60 و ام 47 و گردان 239 تانك به فرماندهي سروان طاهر محب با تانك هاي چيفتن .

پس از گذشت مدّتي، برابر طرح قرار شد؛ يك گردان از تيپ در ارتفاعات دوسلك مستقر و پرسنل گردان بعدي با ستاد تيپ به شيراز مراجعت نموده و نيروها به صورت يك ماه در منطقه و يك ماه در شيراز، يكديگر را تعويض نمايند.  ولي به علّت ناآرامي منطقه شيراز، گروه رزمي كه به شيراز برگشت، تجزيه شد و يك گروهان را براي آرام سازي منطقه عناصر مسلّح قشقايي اعزام و يك گروهان ديگر آن را به پاوه اعزام نمودند .

در اواسط مرداد و اوايل شهريورماه سال 59 مسئوليت منطقه دوسلك به گروه رزمي 238 واگذار گرديد. فرمانده گروه، پس از بررسي منطقه و با توجّه به وضعيّت نابسامان يگان هاي ژاندارمري مستقر در پاسگاه هاي تحت مسئوليت و با تقاضاي مكرّر وي يك گروهان آموزشي پياده از مركز پياده شيراز و يك آتشبار از مركز آموزشي توپخانه اصفهان، زير امر اين گروه قرار گرفت و توسط فرمانده گروه، سازمان ويژه اي شامل (يك گروهان تانك چيفتن، دو گروهان تركيبي از ام60 و ام47 و يك گروهان مختلط نفربر و تانك اسكورپيون و يك گروهان پياده، يك آتشبار چهار توپه و دو قبضه توپ 23 ميليمتري) در منطقه تشكيل گرديد . با شروع تجاوز مكرّر در پاسگاه هاي مرزي، تيپ37 به وسيله گروه رزمي138 تقويت و پاسگاه گروه رزمي در چنانه مستقر شد و مسئوليت پاسگاه فكه و دويرج و رشيده و طاوسيه تا پاسگاه سوبله را عهده دار گرديد و فرمانده گروه رزمي پس از شناسايي با فرماندهان و ستاد گردان بر مبناي اهميّت منطقه گروه را در مكان هاي زير مستقر نمود :

يك گروهان تانك با يك دسته پياده در فكه .

يك دسته تانك در پاسگاه دويرج .

يك گروهان تانك چيفتن در شرق رودخانه دويرج و شمال غربي آبادي يبس .

يك آتشبار 155 م م پشت جادّه چاه نفت .

گروه رزمي 138 پياده به عنوان احتياط لشكر مستقر در ارتفاعات دوسلك .

يك پاسگاه اطلاعاتي از سپاه پاسداران در آبادي چنانه [2].

وضعيّت گروه رزمي 37 در شهريور ماه 59

حوادثي كه در شهريورماه 59 در حيطه مسئوليت گروه رزمي37 به وقوع پيوست، بيشتر از پيام هاي ارسالي اين يگان و از نوشته هاي فرمانده گروه رزمي (سرگرد غفار رامين) و همچنين از يادداشت (سرگرد توپخانه حسين حاتمي افسر عمليات)  بهره برداري شده است . افسران فوق وقايع منطقه را به شرح زير اعلام داشتند :

(1) قبل از شهريورماه 59 نيروهاي عراق در پشت ميله هاي مرزي اقدام به تهيه سنگر تانك مي كردند و تانك ها و نفربرهاي زرهي را بدون هيچگونه استتاري در اطراف پاسگاه فكه عراق در كنار هم قرار مي دادند و به منظور تمرين در طول روز تانك ها از محل تجمّع حركت و در سنگرهاي تهيه شده مستقر و قبل از غروب آفتاب مجدّداً به منطقه تجمّع عقب برمي گشتند .

(2) در يكي از شناسايي هاي روز 20 شهريورماه، فرمانده گروه رزمي شاهد آماده كردن زمين توسط نيروهاي عراقي در منطقه فكه بوده كه بلافاصله مسئله را با پاسگاه ژاندارمري عراق در ميان مي گذارد و فرمانده پاسگاه عراق اظهار مي دارد: مسئله تقسيم زمين بين كشاورزان است و مسئله خاصي در بين نيست .

(3) برابر اعلام گزارش يگان هاي مستقر در منطقه در روز 21 شهريور ماه، نيروي به استعداد يك لشكر مكانيزه عراق از جادّه مرزي پاسگاه صدام به طرف پاسگاه سوبله در حركت بودند كه به يگان هاي مستقر در منطقه آماده باش ابلاغ و به منظور بررسي فرمانده گروه رزمي به اتّفاق افسر عمليات به پاسگاه فكه عزيمت و از آنجا رهسپار پاسگاه سوبله مي شوند .

(4) روز 18 شهريورماه

چاه هاي شماره 1و7 پايدار در منطقه سميده مورد حمله نيروهاي عراقي قرار گرفت . لشكر92 به كليه يگان ها من جمله گروه رزمي37 زرهي اعلام مي نمايد آمادگي حمله متقابله در منطقه مربوطه را داشته باشيد . در اين روز گروه رزمي37 گزارش مي كند؛ در حين تعويض در ساعت 1330 در پاسگاه سميده درگيري با سلاح سبك بين نيروهاي خودي و نيروهاي دشمن به وجود آمده و پس از نيم ساعت اين درگيري بدون هيچگونه تلفاتي به پايان رسيد .         « مدرك 154 الي156»

(5) روز 19 و20 شهريورماه

برابر اطلاع لشكر؛ ارتش عراق به احتمال بسيار قوي قصد حمله گسترده اي به منطقه خوزستان را دارد . قوياً تأكيد مي نمايد كه با تمام امكانات و قدرت عكس العمل مناسبي را نشان داده و هر گونه تجاوزي را به شدّت سركوب نمايند،  لحظه اي غفلت نكنيد و با تمام وجود مراقب اوضاع باشيد . « مدرك 157 ، 158»

(6) روز 25 شهريورماه تيراندازي پراكنده عراقي ها به پاسگاه صفريه ، فكه ، سميده ، آغاز و افراد ژاندارمري پاسگاه هاي فوق سراسيمه به قرارگاه گروه رزمي به دوسلك مراجعه و اظهار داشتند عراقي ها تمام پاسگاه ها را به اشغال خود درآوردند . با اعلام اين خبر فرمانده گروه چند دستگاه تانك را در تقويت پاسگاه ها قرارمي دهد و پرسنل ژاندارمري را مجدّداً جهت ادامه مأموريت به پاسگاه ها مي فرستد و در اين روز چاه هاي نفت شماره 1 و7 و58 توسط مهاجمين عراقي محاصره مي شود (بعد از پاسگاه فكه رو به روي پاسگاه صدام) ضمناً در منطقه چاه نفت 58 دهلران (رو به روي پاسگاه بيات) نيز درگيري به وجود مي آيد كه توسط يگان ها قواي كمكي جهت سركوب اعزام مي گردد .

در روز 25 شهريورماه در پاسگاه طاوسيه، نيروهاي خودي با عراقي ها درگير مي شوند و پاسگاه طاوسيه بين نيروهاي خودي و عراقي ها دست به دست مي شود و فرمانده گروه رزمي به منظور حفظ پاسگاه فوق يك واحد پياده را با تانك به كمك مدافعين پاسگاه اعزام مي نمايد و يگان هاي اعزامي پس از خنثي كردن تجاوز دشمن در ساعت 0600 روز 26/6/59 به مواضع خود مراجعت مي نمايند .        مدرك 159 ، 160

(7) روز 26 شهريورماه

در ساعت 0655، تيپ37 اعلام نمود؛ تعداد 50 دستگاه تانك به خط زنجير از طرف پاسگاه فكه و دويرج به سمت تيپ37 در حال پيشروي هستند و در صورتي كه پشتيباني هوايي انجام نشود، سقوط پاسگاه فكه و دويرج حتمي است و با توجّه به حوادث پيش آمده روز 26 شهريورماه و برابر طرح گروه رزمي 239 در پشت رودخانه دويرج و گروه رزمي 238 به پاسگاه فكه ـ دويرج ـ سوبله و صفريه اعزام و عناصر پياده به صورت تقويت روانه پاسگاه هاي فوق مي گردند و تيم تانك گروه رزمي138 ساعت 1800روز 27/6/59 در فكه مستقر مي گردد .

در پاسگاه فكه عملاً يك دسته تانك ـ دو قبضه خمپاره انداز ـ يك دستگاه نفربر و يك گروه پياده از گردان138 مستقر بودند . ( قرارگاه گروه رزمي نيز شامل يكدستگاه نفربر فرماندهي بود كه در همين محل استقرار داشت)

روز 26 شهريورماه، درگيري در منطقه بيات و سميده و فكه و پاسگاه هاي بين فكه تا غرب بستان شديد مي شود و با توجّه به وقايع فوق تيپ37 اعلام مي نمايد كه مدّت 48 ساعت درگير عمليات هستيم و از كليه امكانات خود حداكثر استفاده را به عمل آورديم . مقرر فرماييد نسبت به اعزام يك گروهان تانك تقويت شده حداكثر تا چهار ساعت ديگر اقدام نماييد . لشكر92 به گروه رزمي 138 كه به عنوان احتياط لشكر در منطقه كرخه مستقر شده بود، دستور مي دهد؛ با نظر سرگرد بيرانوند كه به منطقه آشنايي دارد، بدون فوت وقت به فكه حركت كرده و گروه رزمي 37 را تقويت نمايد .   « مدرك 161 الي 165 »

(8) روز 27 شهريورماه

نيروهاي عراقي به فكه حمله كردند كه با پاسخ به موقع و سريع نيروهاي   عمل كننده مواجه و ضمن دادن تلفات سنگين نيروهاي عراقي به صورت فرار عقب نشيني و منطقه را ترك كردند كه مطالب فوق توسط اسراي عراقي نيز تأييد گرديد . در اين روز منطقه فكه نيز مورد بازديد استاندار خوزستان (آقاي غرضي) قرار گرفت و توضيحات لازم توسط فرمانده گروه رزمي به عرض رسيد . با توجّه به معبر حسّاس فكه لشكر92 به تيپ2 اعلام مي نمايد يك دسته مهندسي با وسايل كافي جهت مين گذاري معبر فكه به تيپ37 زرهي اعزام نمايد . در پاسخ به امريه لشكر تيپ2 اعلام مي نمايد به علّت كمبود پرسنل و نداشتن متخصّص قادر به اجراي مأموريت فوق نمي باشد .   « مدرك 166 ، 167 »

(9) تك گسترده عراق در روز 28 شهريورماه در محور فكه دويرج شروع و فرمانده گروه رزمي از گروه اعزامي تهران مي خواهد كه به فكه عزيمت و در محل مستقر شود . حدود ساعت1330 روز 28 شهريورماه عراقي ها وارد پاسگاه فكه شدند . كه با مقاومت نيروهاي گروه رزمي مواجه و عقب نشيني مي نمايند و نيروهاي اين گروه وارد خاك عراق شدند. جيمز بيل [3] در كتاب تجاوز و دفاع مي گويد :

نيروهاي رزمنده ايران وظايف خود را با چنان تعهّد و دلبستگي انجام  مي دهند كه بسياري از امتيازات تكنيكي و تجهيزاتي عراقي را خنثي مي كند. در مبارزه براي دفاع از كشور ، مذهب ، رهبر و انقلاب خود مردم ايران كرّاراً تمايل خود را به آخرين حد ايثار ، يعني پذيرش مرگ در صورت لزوم نشان داده است . در اين مفهوم فرهنگي، قدرت گذشتن از جان خود، گاهي اوقات  مي تواند تواناتر از قدرت كشتن باشد .

به بيان جناب آقاي (آيت الله) سيّد علي خامنه اي در سخنراني خود در مجمع عمومي سازمان ملل متحد در سپتامبر 1987 اين همان مكتب « پيروزي خون بر شمشير است » .خميرمايه روحيّه بالا كه پشتوانه تلاش هاي جنگي ايران است، در مفاهيم جهاد و شهادت نهفته است . مبارزه مقدّس جهاد ناميده مي شود . واژه اي كه در غرب درك نشده است، ليكن هر مسلمان متعهّد ذاتاً آن را درك مي كند. جهاد (كه معمولاً جنگ مقدّس ترجمه شده است) به معني مبارزه عليه هر گونه كژي و ظلم است و نيرويي قوي در ارتقاي همبستگي گروهي و ايجاد روحيّة بالا در جامعه  مي باشد .

آري، اين نيروهاي رزمنده با علم به شهادت وارد خاك عراق شدند و با گرفتن اسير و غنايم، ساعت 8 شب به پاسگاه مراجعت نمودند. با توجّه به حوادث فوق گروه رزمي 138 در پايان روز 29/6 به دوسلك تغيير مكان مي دهد و در دوسلك مستقر مي گردد .

 (10) روز 29 شهريورماه

تيپ اعلام مي نمايد؛ يگان تانك دشمن به استعداد يك گردان (حدود 50 دستگاه) در غرب سميده و پاسگاه فكه و پشت پاسگاه صدام حسين مستقر گرديده، به نظر مي رسيد كه قصد نفوذ از محور فكه و دوسلك را دارند و به علّت وسيع بودن منطقه نياز شديد به آتش پشتيباني توسط توپخانه 175 و130 م م را دارد . در اين روز دشمن ابتدا به پاسگاه دويرج حمله كرد و ارتباط زميني فكه و سميده را قطع نمود كه اين بار نيز با مقاومت و ايستادگي پرسنل گروه رزمي37 و گروه رزمي 138 با از دست دادن 26 دستگاه تانك و به جا گذاشتن تعدادي كشته مجبور به عقب نشيني مي گردد . « مدرك 168 الي 170 »

(11) روز 30 شهريورماه

عناصر عمده اي از لشكر1 مكانيزه دشمن براي تصرّف فكه تمام توان خود را به كار گرفته و از ساعت 0745 دقيقه گروه رزمي37 مستقر در فكه را زير آماج سهمگين انواع گلوله ها قرار داد و با اجراي آتش سنگين و مداوم كه تا ساعت 0200 همان روز ادامه داشت با 38 دستگاه تانك شروع به پيشروي نمودند .

در اين نبرد نابرابر، پرسنل گروه رزمي37 با توان اندك خود چون سدّي استوار ايستادند و هم چون رعد خروشيدند و چون برق درخشديدند و ثابت و استوار دندان ها را بر هم فشردند و كاسه سر را به خدا عاريت دادند و پاي بر زمين ميخكوب كردند و پيشروي دشمن را با انهدام هشت دستگاه تانك متوقّف ساختند . تعدادي از اين اسوه هاي مقاومت سر در گرو پيمان نهادند و شربت شهادت نوشيدند و به لقاءالله پيوستند.  هم چنين، يك نفر درجه دار؛ زخمي و خودرو اوآز تلگرافچي از كار مي افتد . حقّا كه اين دليرمردان به سوگند و پيماني كه در لحظه دريافت سردوشي ادا كردند، وفادار بودند و و هم اين رسولان نظامي پيشقراولان و پايه گذاران فرهنگ شهادت در  جبهه ها شدند و به دلاورمرداني كه بعدها به آنها پيوستند، درس شجاعت و شهامت آموختند و با رهبر و فرمانده خود پيمان بستند و با نثار خون خود از حريم مقدّس وطن دفاع كردند و پيمان نشكستند . لشكر92 زرهي، عملكرد مطلوب و شهامت پرسنل فرمانده گروه رزمي37 را ستايش و قدرداني نمود و مراتب را به همين نحو به نزاجا گزارش نمود و در اين گزارش پاسخ دندان شكن گروه 37 را كه مسلماً اثرات نامطلوبي در روحيّة دشمن گذارد، ستايش نمود . فرمانده گروه رزمي37 با معرف ارغوان به لشكر اعلام نمود؛ از ساعت 1200 الي2000 درگيري شديد به وقوع پيوسته و پاسگاه فكه با آتش دشمن تقريباً از بين رفته و نيروهاي دشمن به عقب رانده شدند.   « مدرك 171 الي 178 »

(12) روز 31 شهريور با توجّه به حسّاسيت معبر فكه دو نفر افسر و 3 نفر درجه دار و 5 نفر سرباز از تيپ2 جهت مين گذاري عازم فكه شدند .

يكي از  مشخّصه هاي تپّه هاي فكه اين است كه داراي ميدان ديد و تير بسيار خوبي است و به همين دليل بهترين زمين براي يگان پدافند كننده محسوب مي شود. لذا دشمن به منظور كاهش اثرات فوق زمان تك را به نحوي انتخاب نمود كه تابش نور خورشيد مانع ديد يگان پدافند كننده شود . به همين دليل ساعت 0400 روز 31 شهريور ماه دشمن با اجراي آتش سنگين از محور سميده به پاسگاه فكه حمله نمود و در سپيده دم پاسگاه فكه را به اشغال خود درآورد . فرمانده عراقي هدايت كننده اين عمليات، پرچم عراق و عكس صدام را به علامت پيروزي در پاسگاه فكه بالا برد و پرسنل گروه رزمي كه در تپّه هاي مشرّف به پاسگاه مستقر بودند، با صحنه فوق و با توجّه به حس وطن دوستي به پاسگاه حمله كردند و با جنگ تن به تن فرمانده عراقي را به هلاكت رسانده پرچم عراقي را پايين آوردند و عكس صدام را پاره كردند .   « مدرك 179 »

با توجّه به وضعيّت فوق، ساعت 1100 صبح روز 31 شهريور ماه به منظور تقويت پاسگاه فكه يك تيم رزمي (شامل يك گروهان كامل پياده) و يك دسته تانك (شامل 5 دستگاه) از گروه رزمي138 پياده لشكر21 به فكه اعزام و در جناح شرق گروه رزمي37 بين فكه و تپّه هاي رملي و پاسگاه دويرج مستقر شد تا از دور زدن و محاصره پاسگاه فكه جلوگيري به عمل آورد .

ساعت 1000 روز 31 شهريور ماه ( ستوان وحداني) فرمانده دسته تانك مستقر در پاسگاه دويرج اعلام داشت كه در محاصره كامل هستيم كه پس از شهادت افسر فوق پاسگاه دويرج سقوط مي نمايد . فقط يك دستگاه تانك ام ـ60 و يك دستگاه نفربر خمپاره انداز موفّق به شكستن حلقه محاصره شدند و توانستند خود را به نيروهاي مستقر در فكه ملحق نمايند .

(13) روز اوّل مهرماه

عدم موفقيت يگان هاي لشكر1 مكانيزه سپاه3 عراق در اشغال فكه، دشمن را بر آن داشت تا با تقويت يگان هاي تك ور و اجراي آتش انبوه يگان هاي مستقر در منطقه (گروه رزمي37 و گروه رزمي138) را مجبور به تسليم كند . لذا دشمن با اجراي آتش سنگين و بهره گيري از تحرّك و ضربت يگان هاي تانك تك گسترده اي را در سپيده دم روز اوّل مهرماه شروع و نيروهاي خودي با آمادگي كامل و با اجراي آتش و بارش گلوله به موقع روي دشمن سيل خون جاري ساختند و با انهدام 10 دستگاه تانك دشمن نيروهاي متجاوز را وادار به عقب نشيني نمودند .

دشمن زخم خورده كه از حمله مرحلة اوّل خود موفقيتي به دست نياورد، مجدّداً از ساعت 1000 اقدام به دور زدن پاسگاه فكه نمود كه اين بار نيز با مقاومت يگان هاي پدافند كننده رو به رو و مجبور به عقب نشيني گرديد .

در بعد از ظهر همان روز، مرحله سوّم حمله دشمن به فكه آغاز و با پايداري گروه رزمي 138 و37 با از دست دادن 12 دستگاه تانك پيشروي دشمن متوقّف گرديد .

در اظهارات يك اسير عراقي كه در عمليات فكه حضور داشت، چنين عنوان شد كه ايراني ها توانستند سه حمله پياپي ما را دفع نمايند و 24 دستگاه تانك ما را نيز منهدم سازند . در اين نبرد نابرابر دو گروه رزمي مستقر در منطقه با توان اندك خود در مقابل هجوم (لشكر يك پياده مكانيزه دشمن) مقاومت كردند و جمع كثيري نيز به شهادت رسيدند .

 

جيمز بيل مي گويد :

به نظر رهبران و مردم جمهوري اسلامي ايران، جنگ عليه عراق كه آن را (جنگ تحميلي) مي خوانند در واقع يك جهاد است . آيت الله امام خميني در يكي از سخنراني هاي معروف خود اظهار داشت؛ آنهايي كه در جنگ در مقابل دشمن خارجي شركت مي نمايند، هرگز از تعداد برتر نمي هراسند، زيرا پيامبر گفته است كه او هرگز حتّي اگر تمام اعراب در مقابل او متّحد شوند، عقب نشيني نخواهد كرد . هدف او، هدف خداوند بود و هدف خداوند هرگز شكست نمي خورد و هيچ عقب نيشني از آن وجود ندارد . [4]

 

اين امر به وضوح در مورد دشمن كه مسلّح به سلاح هاي برتر است و توسط قدرت هاي برتر و خارجي حمايت مي شود، نيز صادق است . در اين چهار چوب، مفهوم جهاد است كه نيروهاي ايراني در جنگ بر عليه عراق شركت كردند .

جهاد با مفهوم شهادت رابطه اي تنگاتنگ دارد . در جهاد كه مسلمان معتقد در مقابل نيروهاي كفر و ظلم مورد تجاوز قرار مي گيرد، سلاح نهايي همان سلاح شهيد است ؛ شهيدي كه در دفاع از آرمان هاي عادلانه مرگ را پذيرا مي شود .

آيت الله شهيد مطهري مي گويد : مرگي شهادت است كه انسان با توجّه به خطرات احتمالي يا ظنّي يا تعييني فقط به خاطر هدفي مقدّس و انساني و به تعبير قرآن (في سبيل الله) از آن استقبال كند .

شهادت دو ركن دارد؛ يكي اينكه در راه خدا و في سبيل الله باشد . هدف مقدّس باشد و انسان بخواهد جان خود را فداي هدف نمايد، ديگر اينكه آگاهانه صورت گرفته باشد .

مطهري مي گويد: مثل شهيد مثل شمع است كه خدمتش از نوع سوخته شدن وفاني شدن و پرتو افكندن است تا ديگران در اين پرتو كه به بهاي نيستي او تمام شده بنشينند و آسايش بيابند و كار خويش انجام دهند . آري شهدا شمع محفل بشريتند ، سوختند و محفل بشريت را روشن كردند . اگر اين محفل تاريك مي ماند هيچ دستگاهي نمي توانست كار خود را آغاز كند و يا ادامه بدهد . آري شهداي روزهاي آغازين جنگ تحميلي و شهداي گروه رزمي 37 و 138 در فكه اين چنين كردند، سوختند و محفل ما را روشن كردند . اين اسوه هاي مقاومت در روزهاي آغازين نبرد با تحمّل مصائب و مشكلات با وداع از عزيزان خود در سنگرهاي فكه از مرزهاي به خون نشسته ما دفاع كردند و گفته امام اوّل شيعيان حضرت مولا علي(ع) را نصيب العين قرار دادند كه مي فرمايد : من هزار ضربه شمشير بر بدنم را بر مردن در بستر ترجيح مي دهم . اين دلاورمردان از مرزهاي ميهن اسلامي ايران حراست نمودند و كثيري از اين عاشقان رهبري و ولايت آگاهانه سوختند و محفل بشريت را روشن كردند و مسلّماً اگر اين محفل تاريك مي ماند هيچ دستگاهي نمي توانست كار خود را آغاز كند يا ادامه بدهد . قابل توجّه اينكه در بولتن اطلاعاتي عراق كه بعد از عمليات فكه ترجمه و به لشكر21 حمزه جهت اطلاع ابلاغ گرديد . از دلاوري ها و از   خودگذشتگي ها و مقاومت سرسختانه گروه رزمي 138 و گروه زرمي37 سخن به ميان آمد .   « مدرك180 مكرر »

 

منبع: پیشتازان غرب کرخه، سالار کیا، علیمحمد، 1380، ایران سبز، تهران

 

 


[1] – كتاب ركن سوم مركز زرهي شيراز

[2] – از يادداشت هاي سرتيپ دوّم حسين حاتمي رييس ركن سوّم گروه رزمي 37

[3] – جيمز بيل تبعه امريكا و در مركز مطالعات بين المللي كالج ويليام ومري مشغول به كار است حوزه تخصّصي وي مطالعات خاورميانه اي است . از كتاب بازشناسي جنبه هاي تجاوز و دفاع جلد دوّم ،    مرداد  1367

[4] – از كتاب بازشناسي جنبه هاي تجاوز و دفاع ـ جلد دوّم ـ مردادماه 1367

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده