نبردهای صحنه عملیات غرب
بخش بیست و نهم: چشیدن اولین طعم پیروزی بدين ترتيب دومين مرحله نبرد ميمك كه از روز 13 بهمنماه با حمله نيروهاي تازه نفس دشمن براي بازپسگيري ميمك از نيروهاي ما آغاز شده بود، بعد از هشت روز نبرد بيامان و مقاومت دليرانه رزمندگان ما، به نفع نيروهاي ما پايان يافت. تیپ1زرهي توانست با همان یگانهای تابعه خود كه قبل از اين نبرد در اختيار داشت، بدون هيچگونه تقويت و پشتيباني اضافي اعم از زميني و هوايي، در مصاف يك ماهه با دشمني چند برابر قويتر از خود دستوپنجه نرم كند و اين نبرد را با پيروزي نهايي بر دشمن به پايان برساند و منطقه را كه در اوايل دهه سوم ديماه 1359 تصرف و تحكيم كرده بود نگه دارد.

به ‌نظر مي‌رسد؛ بالاخره در رده‌هاي بالاتر، تلاشي براي اعزام نيروي تقويتي به منطقه ميمك صورت گرفت و 86 نفر از افراد بسيج عشايري ايلام به‌وسيله استاندار ايلام جمع‌آوري و به منطقه نبرد اعزام شد. سپاه پاسداران نيز گروهي از بسيج عشايري مشهد را آماده كرد تا به منطقه ميمك اعزام كند. لشكر 81 زرهي نيز به آخرين امكان خود دست زد و 40 نفر از افراد خدمات پادگاني و پست مهندسي پادگان اسلام‌آباد غرب و آموزشگاه گروهباني را براي تقويت تيپ1 زرهي اعزام نمود كه جز ايجاد مشكلات توفیقی براي تيپ نداشت. بدين ترتيب، يك تيپ زرهي با نيرويي در حدود يك گروهان پياده بدون تجهيزات تقويت گرديد و همين ضعف توان رزمي و عدم تقويت كافي سبب شد كه تيپ1 زرهي نتوانست از موقعيتي كه به‌دست آورده بود، استفاده كند و پيشروي را حداقل تا خط مرز ادامه دهد و افتخار وصول اولين واحد ما به خط مرز را نصيب خود سازد. در نتيجه قسمتي از منطقه نبرد ميمك در شرق خط مرز شناخته شده در اشغال نيروهاي عراقي باقي ماند و حتي قسمتي از دامنه غربي ارتفاعات ميمك به‌ويژه در شمال شرقي پاسگاه ني‌خزر (تپه 540) در اشغال دشمن باقي ماند. نظر به اين كه اين تپه در اين منطقه حساس بود، لشكر 81 زرهي به تیپ1دستور داد در اولين فرصت مناسب تك كند و آن تپه را تصرف نمايد.

نظر به اين كه تصرف ارتفاعات ميمك به‌وسيله تیپ1لشكر 81 زرهي حساسيت عملياتي ويژه‌اي به‌وجود آورد و نگهداري آن براي نيروهاي ما حائز اهميت فوق‌العاده‌اي بود، به‌ويژه اين‌كه در همين دوره عملياتي يعني در نيمه دوم دي‌ماه تعرض متقابل نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در خوزستان و دو نبرد كرخه كور و شمال آبادان  با عدم موفقيت مواجه گشته بود، نگهداري منطقه تصرف شده ميمك مي‌توانست؛ اثرات رواني و سياسي بيش از جنبه نظامي آن داشته باشد. بدين سبب، تمام رده‌هاي فرماندهي تلاش مي‌كردند؛ در نگهداري ميمك وظيفه خود را در حد توانايي خود انجام دهند تا چنان‌چه اين منطقه نيز مانند خوزستان دوباره به‌وسيله دشمن اشغال شد، حداقل از نظر ظاهر قضيه مسئوليتي متوجه آنان نباشد. براي اين منظور، تقويت‌هايي اعزام شد كه در بالا يادآوري گرديد. مسلماً آن تقويت‌ها اثري در توان رزمي تیپ1زرهي نداشت و آن را بالاتر نمي‌برد. براي پي بردن به روحيه حاكم بر فرماندهان در زمان عمليات ميمك، خلاصه گزارش فرمانده لشكر 81 زرهي را كه به قرارگاه عملياتي نيروي زميني در غرب فرستاده است، بيان مي‌كنيم. در اين گزارش فرمانده لشكر چنين نوشته است:

" از لحظه تك دشمن به ارتفاعات ميمك، لشكر اقدامات زير را انجام داده است:

  1. ضمن گزارش وضعيت به قرارگاه عملياتي درخواست پشتيباني هوايي شد.
  2. به تیپ1دستور داده شد با استفاده از امكانات موجود خود حمله دشمن را خنثي كند.
  3. به تيپ دستور داده شد از گردان 7 پياده ستاد مشترك حداكثر استفاده را بنمايد.
  4. با استانداري ايلام هماهنگي شد حدود 100 نفر از افراد ايل‌خزعل را به كمك تیپ1اعزام كند.
  5. براي اعزام بالگرد با تيم هوانيروز هماهنگي شد.
  6. با رده عقب لشكر هماهنگي شد، حدود 100 نفر پرسنل آماده كند و به منطقه تیپ1اعزام نمايد.
  7. براي اعزام هواپيماهاي مورد نياز جهت پشتيباني پيگيري مداوم به‌عمل آمد.
  8. به تيپ دستور داده شد؛ میدان مين لازم را برقرار سازد.
  9. به تيپ دستور داده شد؛ حتي‌الامكان از یگان مستقر در منطقه سد كنجان‌چم برداشت كند.
  10. دستور داده شد؛ از توپخانه پشتيباني تيپ حداكثر استفاده به‌عمل آيد.
  11. در مورد اعزام حداقل يك گردان پياده براي تقويت تیپ1قرارگاه عملياتي غرب مكاتبه شد.
  12. با توجه به اين كه یگاني آماده در اختيار لشكر نبود كه به كمك یگان‌های مستقر در ارتفاعات ميمك اعزام نمايد، مع‌الوصف هر تلاشي به‌منظور دفع تك دشمن به‌عمل آمد.

امضاء فرمانده لشكر سرهنگ ستاد باوندپور"

از ديدگاه نظامي تحليل مواد 12گانه بالا خود مي‌تواند كاملاً وضعيت نيروهاي  ما را در آن برهه از زمان روشن نمايد، لذا ما آن را به تحليل‌گران وا مي‌گذاريم.

حمله‌اي را كه دشمن در 13 بهمن براي بازپس‌گيري ميمك آغاز كرده بود، در روز 14 بهمن نيز ادامه داد و نيروهاي دشمن با اجراي آتش‌هاي انبوه توپخانه تلاش كردند؛ نيروهاي ما را از مواضع خود بيرون برانند، اما رزمندگان دلاور تیپ1قدمي به عقب برنگشتند و چون كوهي استوار پايمردي كردند و تلاش‌هاي دشمن را خنثي نمودند و حتي در قسمت شمالي منطقه و حوالي پاسگاه هلاله گردان 195 مكانيزه تیپ1زرهي به طرف دشمن پيشروي كرد و قللي ديگر از ارتفاعات ميمك را تصرف نمودند.

در روز 15 بهمن‌ماه، سنگين‌ترين نبرد توپخانه میدان كارزار را فراگرفت، توپخانه دشمن با حداكثر آتش خود، تمام منطقه، حتي دشت ليك در شرق تپه‌هاي ميمك را به زير آتش گرفت و تلفات  قابل ملاحظه‌اي به دسته خمپاره‌انداز 195 مكانيزه وارد كرد. نيروهاي دشمن بار ديگر آن‌چنان به مواضع اين گردان نزديك شدند كه رزم نزديك با جنگ‌افزار سبك مانند تفنگ و تيربار بين دلاوران مواضع ميهن اسلامي ما با افراد دشمن متجاوز درگرفت و واحدهاي زرهي و مكانيزه دشمن سه بار از مواضع خود به طرف مواضع نيروهاي ما به حركت درآمدند كه با ايجاد سد آتش در مقابل آن‌ها مجبور به توقف و عقب‌نشيني به مواضع قبلي خود گرديدند.

اما اين فشار دشمن اثرات رواني خود را تا حدودي ظاهر كرد و در فرماندهان یگان‌های ما ايجاد ترديد براي ادامه مقاومت و نگهداري ميمك نمود. چنان‌كه فرمانده تیپ1زرهي به لشكر 81 گزارش داد؛ با توجه به تقويت‌هاي فوق‌العاده و سماجت دشمن جهت بازپس‌گيري ميمك، چنان‌چه حداقل يك گردان پياده و يك گردان توپخانه براي تقويت تیپ1زرهي اعزام نشود، تصور نمي‌رود؛ منطقه ميمك نجات يابد. ضمناً فرمانده تيپ اضافه نمود؛ بالگردهاي خودي دو بار به منطقه نبرد اعزام شدند، ولي كارآيي جدي نداشتند.

به ‌نظر مي‌رسد؛ فرماندهي رده بالاي ارتش عراق تصميم گرفته بود، به هر قيمتي شده منطقه ميمك را از نیروهای ما بازپس بگيرد. براي وصول به اين هدف، به واحدهاي عراقي مستقر در منطقه ميمك فشار مي‌آمد؛ تا حمله كنند و نيروهاي ما را منهدم يا عقب برانند. به همين جهت، حمله‌اي را كه نيروهاي عراقي در 13 بهمن‌ماه آغاز كرده بودند و در روزهاي 14 و 15 بهمن آن را ادامه داده بودند، در روز 16 بهمن نيز ادامه يافت. در اولين دقايق بعد از نيمه شب 16 بهمن‌ماه، نيروهاي پياده زرهي دشمن از محور پاسگاه ني‌خزر، حمله را آغاز كردند و با استفاده از تاريكي شب موفق شدند تا تيررس جنگ‌افزار سبك به مواضع گردان 217 تانك تیپ1زرهي نزديك شوند. بدين سبب در حوالي آب‌گرم ني‌خزر، رزم نزديك بين نيروهاي ما و نيروهاي دشمن درگرفت و توپخانه دشمن با سنگين‌ترين آتش خود یگان‌های رزمي را پشتيباني نمود. اما اين حمله شبانه دشمن در ساعت 0230 متوقف گرديد و عناصر تیپ1زرهي موفق شدند؛ در چهارمين روز نبرد نيز با همان توان ضعيف و تضعيف شده خود در اين زورآزمايي با تكيه بر نيروي ايمان و فداكاري، بر دشمن برتر پيروز شوند. اما بار ديگر فرمانده تيپ به لشكر اعلام كرد؛ دو گردان رزمي موجود در اين منطقه نبرد (217 تانك و 195 پياده) نياز به تقويت دارند و تيپ فاقد هرگونه امكان تقويتي است. در گزارش بعدي، فرمانده تيپ اظهار نمود؛ به‌علت فشار شديدي كه به نيروهاي موجود وارد مي‌شود، نگهداري منطقه مورد تهديد جدي قرار گرفته است و يك گردان توپخانه ما پاسخ‌گوي متقابل آتش دشمن نمي‌باشد. بالاخره لشكر 81 اولين اقدام تقويتي را شروع كرد و دستور داد پنج قبضه توپ 155 ميليمتري خودكششي به منطقه نبرد ميمك اعزام شود، كه دو قبضه آن در ساعت 1000 روز 16 بهمن  به سمت ميمك اعزام گرديد. ضمناً‌ لشكر به تيپ‌هاي ديگر دستور داد؛ در منطقه عملياتي مربوطه تظاهر به تك كنند تا فشار دشمن به تیپ1كمتر شود.

نبرد روز 16 بهمن، با سرسختي دشمن براي بيرون راندن نيروهاي ما از مواضع مقدم خود و مقاومت دليرانه رزمندگان ما در آن مواضع تا ساعت 1800 آن روز ادامه يافت. يك واحد زرهي دشمن موفق شد؛ در جناح شمالي و در كرانه رودخانه تلخاب به پهلوي مواضع یگان‌های ما نفوذ كند، ولي با اجراي آتش توپخانه و ضدتانك مجبور به عقب‌نشيني گرديد. در ساير نقاط نيز حمله عناصر دشمن درهم شكست. اما هر قدر اين حملات دشمن تكرار می‌شد و ادامه مي‌يافت، به‌علت نرسيدن نيروي تقويتي و وارد شدن تلفات و خسارات بيشتر به یگان‌های خودي، نگراني از سرنوشت اين نبرد يك ماهه در فرماندهان یگان‌های ما شديدتر می‌شد و درخواست كمك مي‌كردند.

ولي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، در آن زمان تقريباً به كلي فاقد هرگونه امكانات، علاوه بر آن‌چه كه در میدان‌هاي نبرد گسترش داشتند، بود. لذا درخواست‌هاي «هل من ناصر» فرماندهان غالباً بي‌جواب مي‌ماند. با اين وجود، سنگرهاي خود را حفظ مي‌كردند و به دشمن متجاوز اجازه نمي‌دادند موفقيت‌هايي را كه در آغاز جنگ به‌دست آورده بود، تكرار كند. بالاخره بنا به حكم آيه قرآنكريم: ان تنصرا… ينصركم و یثبت اقدامكم – اگر شما به خداوند كمك كنيد خداوند نيز به شما ياري خواهد داد و قدم‌هاي شما را استوارتر خواهد ساخت- با  ياري خداوند درهم كوبنده ستمگران و با استقامت و پايداري رزمندگان دلير تیپ1لشكر 81 زرهي، دشمن اين بار نيز از تلاش‌هاي خود نوميد شد و بعد از چهار روز پيكار مداوم مجبور به توقف در همان مواضع قبلي در غرب ميمك گرديد. بدين ترتيب حضور رزمندگان پرتوان ما در ارتفاعات ميمك تثبيت شد. اما نبرد به‌كلي متوقف نگرديد و نيروهاي دشمن تحت فشار فرماندهان رده بالاتر دست از ادامه تلاش برنداشتند و نبرد فرسايشي را عليه عناصر تیپ1زرهي هم‌چنان ادامه دادند. زيرا آن‌ها متوجه شده بودند كه قدرت و توان رزمي نيروهاي ما در طول يك ماه نبرد خونين نه‌تنها تقويت نگرديده، بلكه به‌علت تلفات و خسارات مداومي كه بر اين یگان‌های ما وارد می‌شد، طبعاً حجم آتش و ساير امكانات آن‌ها كاهش مي‌يافت و نيروهاي دشمن كه طبعاً افراد متخصص ورزيده‌اي بين آن‌ها بود، مي‌توانستند قدرت نيروهاي ما را ارزيابي كنند و به كاهش آن پي ببرند. ب

ه‌عنوان نمونه، طبق گزارشي كه فرمانده تیپ1در 19 بهمن‌ماه داد، اظهار نمود؛ از شش قبضه توپ يك آتشبار توپخانه، فقط يك قبضه آن حاضر به كار و فعال بوده است. با توجه به اين كه فقط يك گردان توپخانه سه آتشباري و دو آتشبار تقويتي در تمام منطقه 60 كيلومتري تیپ1از ميمك تا سد كنجان‌چم گسترش داشت، كم شدن آتش پنج قبضه توپ در يك منطقه نبرد، كاملاً احساس می‌شد و دشمن مي‌توانست به نقطه ضعف ما پي ببرد. شايد همين گونه نقاط ضعف‌ها، سبب وسوسه فرماندهان یگان‌های دشمن براي ادامه تلاش جهت عقب راندن نيروهاي ما از ميمك مي‌گرديد.

براي اين منظور در روز 19 بهمن و بعد از دو روز ركود نسبي، نيروهاي دشمن بار ديگر حمله جديدي به منطقه ميمك كردند. اين بار سعي كردند؛ از جناح شمال شرقي هلاله و غرب تنگ‌بينا، ارتفاعات ميمك را دور بزنند و منطقه عقب عناصر تیپ1را در دشت ليك تهديد نمايند، تا نيروهاي ما را مجبور به ترك مواضع و عقب‌نشيني سازند. اين عمليات دشمن از ساعت 0130 شروع شد كه با پشتيباني قوي آتش توپخانه توأم بود، نيروهاي دشمن در ساعت 830 موفقيتي موضعي به‌دست آوردند و يك پست ديده‌باني را اشغال كردند و در خط مقاومت گردان 195 مكانيزه نيز دشمن شكاف ايجاد كرد و تهديد خطرناكي براي مواضع آن گردان ايجاد گرديد. فرمانده تيپ تقدم آتش‌هاي توپخانه و بالگردهاي رزمي را به منطقه شمالي داد و با تمام توان سعي شد رخنه دشمن در مواضع خودي سد گردد و پست ديده‌باني از دشمن بازپس گرفته شود.

نبرد به مرحله بحراني خود نزديك شده بود و خطر از دست دادن موفقيتي كه با تلاش يك ماهه يك تيپ زرهي به‌دست آمده بود، كاملاً جدي شد به نحوي كه در تمام رده‌ها اين خطر احساس گرديد.

فرمانده لشكر 81 زرهي اجباراً دستور داد گردان 163 پياده مستقر در منطقه نبرد سومار كه براي بازسازي به پادگان اسلام‌آباد غرب برگردانده شده بود، فوراً به منطقه نبرد ميمك حركت كند و در تقويت تیپ1زرهي قرار گيرد. لشكر با پيگيري مداوم تلاش كرد؛ اين گردان را حداكثر تا پايان شب 19 بهمن‌ماه به منطقه نبرد ميمك وارد كند، زيرا فرمانده تیپ1گزارش داد؛ در نبرد 12 ساعته روز جاري توان رزمي نيروهاي خودي فوق‌العاده كاهش يافته، به نحوي كه ممكن است خط مقاومت نيروهاي خودي درهم شكسته شود و دشمن وارد منطقه مواضع نيروهاي خودي گردد.

بالاخره اين بار نيز خداوند قادر متعال رزمندگان ما را ياري كرد و عناصر تیپ1زرهي موفق شدند، در ساعات پاياني روز 19 بهمن‌ماه، فعاليت‌هاي آفندي دشمن را متوقف سازند و ضربات سختي به آنان وارد نمايند و 12 نفر از افراد دشمن را به اسارت بگيرند. علاوه بر آن‌ها 2 نفر از افراد دشمن نيز به نيروهاي ما پناهنده شدند. در نبرد اين روز بالگردهاي رزمي ما در سه دوره زماني به واحدهاي دشمن حمله كردند و ضربات تخريبي مادي و رواني قابل ملاحظه‌اي بر دشمن وارد ساختند. با آغاز تاريكي شب بار ديگر آرامش نسبي منطقه نبرد را فراگرفت و رزمندگان خسته ولي با اراده ما ضمن تحكيم و تثبيت مواضع خود براي ادامه نبرد پنج روزه در روز بعد آماده شدند.

فرمانده تیپ1زرهي آخرين وضعيت منطقه نبرد را تا ساعت 2230 روز 19 بهمن چنين اعلام كرد" در ساعت 1600 آخرين پرواز بالگردها انجام و ضرباتي به دشمن وارد گرديد. با تلاش فوق‌العاده پرسنل تيپ كليه رخنه‌هاي دشمن مسدود، در سمت راست (شمال) ميمك نسبت به انهدام و بيرون راندن دشمن از روي ارتفاعات كله‌قندي و دو قبضه تيربار ضد‌هوايي دشمن مستقر در روي آن و پست ديده‌باني دشمن تلاش شد، ولي به‌علت كمبود نيرو عقب راندن دشمن از پست ديده‌باني ارتفاع كله‌قندي مقدور نشد و رزم نزديك با جنگ‌افزارهاي كاليبر كوچك ادامه دارد".

تلاش تيپ بر اين بود؛ حداقل مناطقي را كه در نبرد روز 19 دي‌ماه تصرف كرده بود، نگه دارد و چون در نبرد روز 19 بهمن‌ماه، يك تپه از آن منطقه را از دست داده بود، در روز 20 بهمن‌ماه، فرمانده تيپ به گردان 195 مكانيزه دستور داد؛ به هر ترتيب كه مقدور باشد، ارتفاع كله‌قندي را از دشمن بازپس بگيرد. اين گردان، با جانبازي افراد خود، موفق شد؛ تا سات 1000 روز 20 بهمن اين مأموريت را انجام دهد و خط مقدم منطقه نبرد را به همان محلي بكشاند كه در نبرد 19 دي‌ماه به‌دست آورده بود.

 اشغال كامل ارتفاع كله‌قندي در ساعت 1240 به پايان رسيد و فرمانده تيپ در گزارش ساعت 1430 ضمن اعلام موفقيت اظهار داشت: نيروهاي دشمن از اين نقطه به حالت فرار و عقب‌نشيني درآمده و تعدادي از افراد دشمن نيز به اسارت رزمندگان ما درآمده و يك دستگاه بلدوزر دشمن به غنيمت گرفته شد. در گزارش ساعت 1800 فرمانده تيپ اعلام كرد": پس از تلاش و نبرد بي‌امان پرسنل قهرمان تيپ، خط تماس (با دشمن) در وضعيت قبلي تثبيت شد و یگان‌ها مشغول تهيه مواضع و تحكيم هدف مي‌باشند".

بدين ترتيب دومين مرحله نبرد ميمك كه از روز 13 بهمن‌ماه با حمله نيروهاي تازه ‌نفس دشمن براي بازپس‌گيري ميمك از نيروهاي ما آغاز شده بود، بعد از هشت روز نبرد بي‌امان و مقاومت دليرانه رزمندگان ما، به نفع نيروهاي ما پايان يافت. تیپ1زرهي توانست با همان یگان‌های تابعه خود كه قبل از اين نبرد در اختيار داشت، بدون هيچ‌گونه تقويت و پشتيباني اضافي اعم از زميني و هوايي، در مصاف يك ماهه با دشمني چند برابر قوي‌تر از خود دست‌و‌پنجه نرم كند  و اين نبرد را با پيروزي نهايي بر دشمن به پايان برساند و منطقه را كه در اوايل دهه سوم دي‌ماه 1359 تصرف و تحكيم كرده بود نگه دارد.

جالب اين كه بعد از گذشت سخت‌ترين مراحل نبرد و دشوارترين روزها براي یگان‌های تیپ1زرهي، در روز 20 بهمن‌ماه اولين یگان تقويتي كه يك گروهان از گردان 182 پياده تيپ 84 پياده بود، به منطقه عملياتي ميمك وارد شد و زير امر تیپ1زرهي قرار گرفت. فرمانده تيپ دستور داد اين گروهان در محور صالح‌آباد سرني مستقر شود تا بر حسب نياز وارد منطقه نبرد گردد. از ساعت 1600 روز 20 بهمن‌ماه عناصر گردان 163 پياده نيز وارد صالح‌آباد شدند و به دستور فرمانده تیپ1زرهي در محور سرني مستقر گرديدند. با شكست تلاش‌هاي بي‌نتيجه يك ماهه نيروهاي دشمن براي بازپس‌گيري منطقه ميمك و ورود نيروهاي تقويتي حداقل يك گردان پياده براي نيروهاي ما، وضعيت نيروهاي هر دو طرف متخاصم در طرفين خط تماس در دامنه غربي ارتفاعات ميمك بين پاسگاه هلاله و ني‌خزر تثبيت شد. نيروهاي هر دو طرف در طرفين اين خط به حالت پدافندي درآمدند و حكومت متجاوز عراق اجباراً اولين شكست در جنگ تحميلي را قبول نمود و به سختي طعم تلخ اين شكست را چشيد و آن را تحمل كرد و در مقابل، نيروهاي ما اولين شاهد پيروزي را در مبارزه با دشمن متجاوز در آغوش گرفتند و آن‌را نگهداري كردند. طبق اسناد در دسترس، اين شكست براي ارتش عراق آن‌چنان سخت و ناراحت‌كننده بود كه حاكم جاه‌طلب عراق را به خشم آورد و دستور مجازات سخت فرماندهان شكست‌خورده، از جمله فرمانده تيپ 2 لشكر 2 پياده كوهستاني را كه اين منطقه را از دست داده بود صادر كرد.

در اين نبرد يك ماهه، تلفات سنگيني به نيروهاي دشمن وارد شد. دشمن در مراحل مختلف عمليات، عناصر چهار تيپ از لشكرهاي 7 و 8 پياده را وارد میدان كارزار نمود كه هيچ يك از اين تيپ‌ها موفق به بازپس گرفتن ميمك از يك تيپ ما نشدند و با دادن 164 نفر اسير (3 نفر افسر، 18 نفر درجه‌دار، 143 نفر سرباز) و از دست دادن 13 دستگاه تانك و دو دستگاه نفربر و تعداد زيادي خودرو و تجهيزات ديگر كه سالم به‌دست رزمندگان ما افتاد و ده‌ها وسايل سنگين و صدها تجهيزات ديگر و هزاران نفر كشته و زخمي، مجبور به قبول اين شكست گرديد.

اما اين موفقيت بدون فداكاري و جانبازي، به‌دست رزمندگان ما نيامد. در اين نبرد از افراد تیپ1زرهي؛ سه نفر افسر، 11 نفر درجه‌دار و 15 نفر سرباز جمعاً 29 نفر شهيد و شش نفر افسر، 64 نفر درجه‌دار و 82 نفر سرباز جمعاً 152 زخمي گردیدند. خوشبختانه اين خون‌هاي ريخته شده جوانان ميهن اسلامي ما به هدر نرفت و اولين قدم‌هاي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران براي عقب راندن نيروهاي متجاوز عراق از مناطق اشغالي جنگ تحميلي با موفقيت برداشته شد و پيامد آن، موفقيت‌هاي مهم‌تري گرديد كه سبب بيرون رانده شدن نيروهاي متجاوز از سرزمين مقدس ما شد، بنابراين لازم است به روح آن رادمرداني كه شجاعانه در تپه‌هاي ميمك جان خود را فدا كردند درود بفرستيم.

 

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده