نبردهای صحنه عملیات غرب
بخش بیست و هشتم: خلق حماسه ای بزرگ در میمک نبرد خونيني بين نیروهای مدافع ميهن اسلامي ما با نيروهاي متجاوز عراق جريان يافت. فرمانده تيپ در ساعت 1600 وضعيت را چنين گزارش داد" جنگ شديدي بين نيروهاي خودي و دشمن به شدت ادامه دارد و 50 تا 60 دستگاه تانك دشمن از بين رفته و پاتك دشمن درهم كوبيده شده و آنها را به خاك و خون كشيدهاند. افسران و درجهداران و سربازان ما با نثار خون از مملكتشان دفاع كردند. امضاء سرهنگ اسماعيل سهرابي"

گردان 217 تانك نيز گزارش داد، منطقه آبگرم را تصرف كرده و به قسمت انتهايي منطقه هدف رسيده است.

با وجود اين كه دشمن با مقاومت سرسخت نيروهاي ما مواجه شد، ولي احتمالاً به علت فشار شديد که از طرف مقامات رده بالاي ارتش عراق و احتمالاً شخص صدام حسين به فرماندهان عراقي وارد مي‌گرديد، آن‌ها دست از لجاجت براي بازپس گرفتن از نيروهاي ما برنداشتند و با وجود عقب‌نشيني یگان‌های زرهي دشمن آتش توپخانه انبوه دشمن هم‌چنان بر روي یگان‌های ما فرو ريخته می‌شد. به نظر مي‌رسيد دشمن مي‌خواهد با انهدام نيروهاي ما به‌وسيله آتش توپخانه، مقاومت را از سر راه واحدهاي پياده نظام خود بردارد و یگان‌های پياده خود را براي اشغال مجدد منطقه ميمك روانه سازد.

لازم به يادآوري است كه تا اين موقع كه روز سوم نبرد بود، هيچ نيروي تقويتي براي واحدهاي ما اعزام نشده بود و تيپ1 زرهي با همان دو گرداني كه قسمتي از توان رزمي خود را نيز در نبرد سه روزه از دست داده بود، در منطقه ميمك مي‌جنگيد. كمبود نيرو به قدري شديد بود كه فرمانده گردان 195 درخواست نمود؛ يك واحد بسيجي براي پوشش قسمتي از منطقه نبرد آن گردان اعزام شود. ولي اين امر  نيز به‌سادگي امكان‌پذير نبود. تنها كمكي كه در ساعات حساس نبرد به ياري گردان‌هاي رزمنده مي‌شتافت، چند فروند بالگرد بود. در اين باره نيز بايد گفت اثرات رواني پرواز بالگردهاي جنگنده بيش از اثرات رزمي، آن‌ها بود. در ساعت 1300 روز سوم نبرد فضاي منطقه نبرد در كنترل پرنده‌هاي رزمي ما بود و هواپيماها و بالگردهاي ما به پرواز درآمدند و ضرباتي به دشمن وارد ساختند. در پناه اين پشتيباني هوايي، گردان‌هاي رزمي موفق شدند، تمام منطقه هدف مربوطه را اشغال و از وجود دشمن پاك سازند، اما دشمن هم‌چون مار زخم‌خورده ناآرام بود و به خود مي‌پيچيد و به طرف نيروهاي ما حمله مي‌كرد.

بر اين اساس در ساعت 1400 روز سوم نبرد، پاتك ديگري را آغاز كرد و يك واحد زرهي دشمن از سمت جنوب‌غربي و از طرف پاسگاه ني‌خزر به ارتفاعات ميمك حمله كرد. اين بار منطقه تهديد اصلي دشمن جناح جنوبي و منطقه گسترش گردان 217 تانك بود. فرمانده تيپ احساس خطر جدي كرد و از  لشكر درخواست نمود؛ هرگونه پشتيباني هوايي و هوانيروز مقدور را براي انهدام يا عقب راندن واحد زرهي دشمن به منطقه نبرد ميمك اعزام كند. به یگان احتياط كه يك تيم گروهاني تانك و يك گردان اسمي پياده بود، دستور داد؛ سريعاً به منطقه نبرد ميمك حركت كند و گردان 217 تانك را ياري نمايد. نيم ساعت بعد يعني در ساعت 30/14 بالگردهاي رزمي ما وارد منطقه نبرد شدند و به تانك‌هاي دشمن يورش بردند. در اين نبرد يك فروند بالگرد مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفت و خلبان آن سروان شمشاديان زخمي گرديد. با گسترش وضعيت نبرد، حضور يك تيپ زرهي دشمن در اين نبرد تشخيص داده شد. دلاوران جانباز ما با حداكثر توان خود نبرد مي‌كردند. در اين نبرد سروان حاتم فرمانده يكي از گروهان‌هاي گردان 195 مكانيزه شهيد شد. يك دستگاه تانك گردان 217 تانك به دره‌اي سقوط كرد و استوار زنگنه فرمانده تانك شهيد گرديد. یگان احتياط تيپ كه از عناصر گردان 222 تانك بود، در ساعت 10/15 به منطقه نبرد گردان 217 تانك رسيد و آماده براي شركت در مبارزه جهت دفاع از حيثيت و شرف ملي و مملكتي ما گرديد.

افرادي مانند ستوانيار ميري با جنگ‌افزارهاي ضد‌تانك به تانك‌هاي مهاجم دشمن يورش بردند و تانك‌هاي دشمن را يكي پس از ديگري منهدم ساختند.

نبرد خونيني بين نیروهای مدافع ميهن اسلامي ما با نيروهاي متجاوز عراق جريان يافت. فرمانده تيپ در ساعت 1600 وضعيت را چنين گزارش داد" جنگ شديدي بين نيروهاي خودي و دشمن به شدت ادامه دارد و 50 تا 60 دستگاه تانك دشمن از بين رفته و پاتك دشمن درهم كوبيده شده و آن‌ها را به خاك و خون كشيده‌اند. افسران و درجه‌داران و سربازان ما با نثار خون از مملكتشان دفاع كردند. امضاء سرهنگ  اسماعيل سهرابي"

پاتك پنجم دشمن نيز كه به نظر مي‌رسید، شديدترين پاتك وي بود، در حدود ساعت 1600 درهم كوبيده شد و نيروهاي دشمن با دادن تلفات سنگين به مواضع قبلي خود عقب‌نشيني كردند. توپخانه دشمن، هم‌چنان به فروريختن انبوه آتش بر روي یگان‌های ما ادامه مي‌داد، در حالي كه توپخانه ما در آن منطقه، فقط يك گردان 155 ميليمتري و دو آتشبار 130 و 175 ميليمتري بود كه از سد كنجان‌چم تا منطقه ميمك را در منطقه‌اي به عرض بيش از 50 كيلومتر پشتيباني مي‌كرد. با اين وجود، بررسي گزارش‌های چنين نشان مي‌دهد كه فرماندهان یگان‌های رزمي، شكايتي از كمبود آتش‌هاي توپخانه نداشتند. با شكست پاتك پنجم دشمن هواپيماها و بالگردهاي دشمن مجدداً فعال شدند و به حالت انتقام‌جويانه به واحدهاي ما حمله كردند. اما اين تلاش مذبوحانه دشمن نيز تأثيري در اراده خلل‌ناپذير فرماندهان یگان‌های ما براي نگهداري ميمك ايجاد نكرد.گردان‌هاي عمل‌كننده تلاش كردند، تا آخرين حد‌امكان، ارتفاعات ميمك را از وجود دشمن پاك كنند و حتي‌المقدور به خط مرز نزديك شوند. اما دشمن نيز هنوز دست از لجاجت برنداشته بود و با هر امكاني كه برايش مقدور بود، سعي مي‌كرد روح مبارزه‌جويي كاذب خود را عرضه كند. براي اين منظور عناصر پياده و زرهي و مكانيزه دشمن از مسافت‌هاي دور حركاتي انجام مي‌دادند و تظاهر به حمله يا آماده شدن براي حمله مي‌كردند. اين‌گونه فعاليت‌هاي دشمن با اجراي آتش‌هاي سنگين توپخانه همراه بود.

روز سوم نبرد كه با حوادثي خونين همراه بود، با شكست دو پاتك سنگين دشمن و پيروزي درخشان نيروهاي ما به پايان رسيد. طبق معمول با شروع تاريكي شب، سكوتي  مبهم میدان نبرد را فراگرفت. در حالی‌که هنوز بيم موج و حمله دشمن به‌كلي از ميان نرفته بود. برآورد می‌شد نيروهاي متجاوز عراق، فردا نيز موج حمله خود را به سمت رزمندگان ما روانه خواهند ساخت. براي آماده بودن جهت دفع اين حملات احتمالي دشمن، فرمانده تيپ به یگان‌های رزمنده دستور داد به هر نحو مقدور مناطق تصرف شده را مستحكم كنند و موانع و میدان مين برقرار سازند و براي دفاع آماده باشند. از طرفي فرمانده تيپ احساس كرد نيروهاي رزمنده آن تيپ در مدت سه روز نبرد فعال و بدون دريافت هرگونه تقويت و پشتيباني از لشكر تا حدودي توان رزمي خود را از دست داده‌اند و چنان‌چه دشمن در روزهاي آينده نيز با لجاجت بخواهد ميمك را بازپس بگيرد، ممكن است اين یگان‌ها براي مقابله با دشمن با مشكلاتي مواجه گردند. لذا براي آگاه كردن لشكر از وضعيت، نامه‌اي بدين شرح به لشكر ارسال نمود.

 

" از روز شروع تك تاكنون اين یگان با دادن تلفات پرسنلي نسبتاً زياد توانسته پاتك سنگين دشمن را دفع نمايد و مسلماً در روزهاي آينده نيز مواجه با اين پاتك‌ها خواهد بود و با اين نيروي خسته و تحليل رفته ديگر نمي‌توان انتظار ادامه را داشت و نياز به تقويت با استعداد يك گردان پياده داريم، چون دشمن منطقه ميمك را به هيچ وجه ول نمي‌كند واقعاً منطقه قتل‌گاه بعثي‌ها شده و باز هم مجدداً سعي مي‌كند از هر طرف نفوذ كند.

امضاء سرهنگ اسماعيل سهرابي"

اما همان گونه كه بارها يادآور شده‌ايم توانايي نيروهاي ما همان بود كه از آغاز جنگ به هر منطقه نبرد اختصاص داده شده بود و لشكر 81 زرهي، یگان ديگري در اختيار نداشت تا براي تقويت تیپ1زرهي بفرستد. بدين لحاظ درخواست فرمانده تیپ1زرهي براي اعزام يك گردان تقويتي بدون جواب ماند و چون فشار دشمن هم‌چنان بر عناصر تيپ ادامه داشت، فرمانده تيپ در روز 22 دي‌ماه نيز با ارسال پيامي به شرح زير درخواست خود را تكرار نمود.

" با توجه به درگيري 3 شبانه‌روز، پرسنل تيپ بدون خواب و استراحت با دشمن درگير بوده به‌منظور جلوگيري از كاهش توان رزمي تيپ و حفظ موفقيت‌هاي كسب شده، استدعا مي‌شود به هر نحوي كه ممكن است اين تيپ را تقويت نمايند.

 امضاء سرهنگ اسماعيل سهرابي"

نظر به اين كه لشكر 81 هيچ گونه امكاني براي تقويت تیپ1نداشت، از قرارگاه عملياتي غرب درخواست كرد اقدامي به عمل آيد، تا حدود يك‌هزار نفر افراد پاسدار و بسيجي به منطقه ميمك اعزام شود و در تقويت تیپ1زرهي قرار گيرد. اما بررسي اسناد و مدارك چنين نشان مي‌دهد كه اين درخواست از مرحله مكاتبه فراتر نرفت و عنصري براي تقويت تیپ1زرهي به منطقه ميمك اعزام نشد و تيپ الزاماً با همان مقدورات موجود خود به نبرد ادامه داد و حتي همان گردان پياده جديدالتأسيس اعزامي از ستاد مشترك نيز در میدان نبرد كارآيي قابل ملاحظه‌اي از خود نشان نداد و هنگامي‌كه به‌علت فشار شديد دشمن فرمانده تيپ مجبور شد اين گردان را كه در احتياط تيپ نگه داشته شده بود به منطقه نبرد بفرستد، سربازان اين گردان به وحشت افتادند و منطقه نبرد را ترك كردند. در نتيجه اين گردان اعزام شده از خارج از منطقه نبرد نيز كمكي به عمليات تيپ نكرد. دو گردان رزمنده تيپ به فرماندهي سرگرد زرهي خوارزمي و سرگرد پياده كروندي مجبور شدند با همان یگان سازماني خود در مقابل عناصر يك لشكر دشمن مقاومت كنند.

روز 21 دي‌ماه و سومين روز نبرد پايان يافت. فرمانده تيپ آخرين وضعيت را در ساعات پاياني اين روز چنين گزارش داد" درگيري در منطقه كاهش يافته، یگان‌های خودي تحكيم روي هدف‌ها را ادامه مي‌دهند. فقط دشمن به‌طور پراكنده مواضع خودي را به زير آتش توپخانه قرار مي‌دهد كه شديداً مقابله و خنثي مي‌شود. دستور مراقبت‌هاي لازم به یگان‌ها ابلاغ شد و در مورد احتمال تك شبانه يا نزديكي‌هاي صبح دشمن نيز به یگان‌ها ابلاغ شد تا پيش‌بيني‌هاي لازم را به‌عمل آورند. امضاء سرهنگ اسماعيل سهرابي"

روز 22 دي‌ماه و چهارمين روز نبرد ميمك آغاز شد. اولين فعاليت دشمن در ساعت 2 بعداز نيمه شب مشاهده شد و عناصر پياده دشمن تلاش كردند با استفاده از تاريكي شب به مواضع نيروهاي ما نزديك شوند، ولي فعاليت دشمن كشف و خنثي گرديد و در ادامه آن چند حركت جزئي دشمن مشاهده شد كه با اجراي آتش توپخانه متوقف گرديد. فرمانده تيپ در ساعت 0600 منطقه را نسبتاً آرام اعلام كرد. اما اين حالت آرامش قبل از طوفاني بود كه از ساعت 0700 آغاز شد و دشمن در طول اين روز پاتك متناوب اجرا كرد و آخرين تلاش‌هاي خود را براي بازپس گرفتن ميمك به‌كار برد. فعاليت نيروهاي دشمن در آغاز عمليات روز جاري، بر اين بود كه نيروهاي ما را به طرف خود جلب كنند و آن‌ها را وسوسه براي تعقيب نمايند تا بدين طريق نيروهاي ما از مواضع نسبتاً آرايش شده بيرون بيايند و وارد دشت غربي ميمك شوند و بعد نيروهاي دشمن از زمين و هوا به آن‌ها حمله كنند و آن‌ها را نابود سازند. اما فرمانده تيپ دستور حمله صادر نكرد و ادامه دفاع از مواضع را تأكيد نمود.

در نتيجه اين حيله دشمن كارساز نشد و از حدود ساعت 0920 پيشروي پياده‌نظام دشمن از زمين‌هاي ذوعارضه در حوالي پاسگاه هلاله در شمال و ني‌خزر در جنوب آغاز شد و توپخانه دشمن به شدت مواضع نيروهاي ما را به زير آتش گرفت. بالگردهاي دشمن نيز بر فراز منطقه نبرد به پرواز درآمدند و خطر حمله هوايي دشمن نيز احساس شد. به نظر رسيد كه دشمن قصد دارد با حداكثر توانايي خود به ميمك حمله كند. در اين شرايط تیپ1لشكر 81 زرهي هيچ‌گونه امكاني براي اعزام نيروهاي تقويتي نداشت و تنها روزنه اميد نيروي هوايي و یگان هوانيروز بود. فرمانده لشكر 81 زرهي به تيم هوانيروز کرمانشاه دستور داد؛ هر چند فروند بالگرد كه در توان دارد در پشتيباني تیپ1زرهي قرار دهد. فرمانده تیپ1زرهي نيز به گردان توپخانه كمك مستقيم دستور داد؛ با حداكثر حجم آتش خود منطقه هلاله و ني‌خزر را به زير آتش بگيرد. حوادث گزارش شده چنين نشان مي‌دهد كه از حدود ساعت 1000 نبرد شديدي بين نيروي ما و دشمن در غرب ميمك درگرفت، نيروهاي دشمن با تهاجمي وسيع‌تر از روزهاي قبل به‌صورت پياده و مكانيزه و تانك به مواضع یگان‌های ما نزديك شدند. توپخانه‌هاي هر دو طرف با حداكثر حجم آتش مواضع يكديگر را مي‌كوبيدند، اما مسلماً برتري آتش با دشمن بود. زيرا توپخانه ما نسبت به وسعت منطقه استعداد چنداني نداشت، ولي با هر تواني كه بود دلاوران ما شجاعانه مقاومت مي‌كردند و ضربات سنگين خود را بر دشمن وارد مي‌ساختند. دشمن در حدود ساعت 1100 به آخرين تلاش دست زد و تظاهر به پياده كردن نيرو با بالگرد در داخل مواضع نيروهاي ما نمود.

البته درباره صحت اين گزارش نمي‌توان نظري قطعي داد، ولي اين امر حداقل نشانه‌اي از لجاجت دشمن براي به‌دست آوردن پيروزي بود. به توپخانه خودي دستور داده شد؛ محل فعاليت بالگردهاي دشمن را به زير آتش بگيرد. بر اثر اين آتش‌ها يا عوامل ديگر يك فروند بالگرد دشمن مورد اصابت قرار گرفت و سرنگون گرديد. اما تلاش دشمن براي پيشروي به سمت ميمك هم‌چنان لحظه به لحظه بيشتر می‌شد و بالگردهاي رزمي دشمن به گردان 217 تانك ما حمله كردند و دو دستگاه تانك اين گردان را منهدم نمودند. فرمانده گردان 217 تانك وضعيت را بسيار خطرناك اعلام كرد و اظهار داشت نيروهاي دشمن از طرف ني‌خزر در حال پيشروي هستند فرمانده یگان احتياط نيز در ساعت 1200 گزارش داد تلفات خيلي زياد است، گردان 195 مورد حمله هوايي دشمن قرار گرفت و تلاش دشمن به نقطه اوج خود رسيد اما در مقاومت رزمندگان دلير ما خللي ايجاد نشد و هم‌چنان به مبارزه سرسختانه و شجاعانه با دشمن ادامه دادند و قدمي از مواضع تصرف شده عقب‌نشيني نكردند. بالاخره از حدود ساعت 20/12 آثار شكست پاتك دشمن ظاهر شد و فرمانده گردان 217 تانك كه تحت فشار شديد دشمن قرار داشت گزارش داد؛ پاتك دشمن در حال دفع شدن است. با اين وجود دشمن سرسختي نشان مي‌داد و به احتمال زياد فشار فرماندهان رده بالاي ارتش عراق در پشت سر نيروهاي دشمن بود. بر اين اساس تلاش هوايي دشمن هم‌چنان ادامه يافت و پياده‌نظام دشمن بار ديگر تلاش كردند؛ از سمت هلاله و ني‌خزر (شمال و جنوب ميمك) وارد ارتفاعات ميمك شوند. گزارش حوادث نشان مي‌دهد كه در نبرد اين روز، نيروي هوايي ما نتوانست از تیپ1زرهي پشتيباني كند و بدين سبب فرمانده تیپ1زرهي در ساعت 25/13 در يك نامه شكايت‌گونه به لشكر اظهار داشت، از ساعت 1000 روز جاري درخواست هواپيماهاي اف‌14 براي پوشش هوايي منطقه و فراري دادن هواپيماهاي دشمن درخواست شده ولي تاكنون اين پشتيباني انجام نگرفته است. بالاخره در حدود ساعت 30/13 پاتك اول دشمن از شدت خود افتاد ولي كاملاً متوقف نگرديد. حتي عناصري از دشمن موفق شدند؛ يك موضع ديده‌باني توپخانه ما را در يكي از قله‌هاي غرب ميمك تصرف نمايند، اما نتوانستند آن را نگه دارند. نبرد روز جاري (22 دي‌ماه) با شدت و ضعفي متغير هم‌چنان ادامه يافت. زماني نيروهاي دشمن از حركت باز مي‌ماند و بعد از چند دقيقه بار ديگر و احتمالاً با فشار شديد فرماندهان به حركت درمي‌آمدند و تظاهراتي مي‌كردند. طبعاً در آن شرايط حساس، هرگونه فعاليت دشمن براي نيروهاي ما مي‌توانست اثرات رواني منفي بيش از حد طبيعي را داشته باشد و اين امر سبب ارسال گزارش‌های نسبتاً حساسي می‌شد. به هر حال از ساعت 1400 فعاليت دشمن نسبتاً فروكش كرد، ولي هواپيماها و بالگردهاي دشمن به تلاش خود ادامه دادند و توپخانه دشمن نيز هم‌چنان آتش سنگين خود را بر روي مواضع یگان‌های ما مي‌ريخت و سبب ناراحتي یگان‌های ما‌ می‌شد.

در حالي كه در نبرد روز 22 دي‌ماه عناصر هوايي دشمن خيلي فعال بود، عناصر پشتيباني هوايي و بالگرد ما غير‌فعال بود. به نظر مي‌رسد در اين روز عناصر هوايي از تیپ1زرهي پشتيباني نكردند.

با وجود كاهش تلاش دشمن در بعدازظهر روز 22 دي‌ماه، اين تلاش به‌كلي متوقف نگرديد و تا غروب آن روز به تناوب ادامه يافت كه مركز اصلي تلاش از سمت جنوب و حوالي پاسگاه ني‌خزر و آب‌گرم بود. اما در قسمت شمال ميمك گروه رزمي 195 موفق گرديد چند تپه ديگر را به تصرف خود درآورد و پرچم سه‌رنگ ايران را بر فراز غربي قله ميمك به اهتزاز درآورد. نيروهاي عراقي در ساعت 1600 آخرين تلاش خود را به‌كار بردند تا شايد قبل از شروع تاريكي بتوانند در خط مقاومت نيروهاي ما رخنه كنند. اين حمله دشمن نيز با پشتيباني هوايي هواپيماهاي عراق همراه بود و هواپيماهاي عراقي مواضع نيروهاي ما را بمباران كردند. به ‌نظر مي‌رسد؛ اين عمليات دشمن در بعضي از یگان‌های ما تأثير منفي گذاشت و يكي از فرماندهان گزارش داد؛ عده‌اي از افراد نيروهاي خودي عقب‌نشيني مي‌كنند. حمله هوايي دشمن به منطقه عقب تیپ1زرهي در دشت ليك (شرق ميمك) اجرا شد، ولي در اين حمله يك فروند هواپيماي دشمن مورد اصابت موشك زمين به هواي سهند 3 قرار گرفت و سرنگون گرديد. آخرين تلاش دشمن نيز در ساعت 1700 با شكست مواجه شد و فرمانده تيپ اعلام كرد؛ پاتك دشمن دفع گرديد و گردان‌هاي 217 و 195 كه در تلاش اصلي مقاومت بودند، گزارش دادند؛ نيروهاي دشمن به سمت غرب عقب‌نشيني مي‌كنند و یگان­هاي خودي كنترل كامل منطقه نبرد ميمك را به‌دست گرفته‌اند. گردان 222 تانك نيز كه در منطقه سد كنجان‌چم عمل مي‌كرد، گزارش داد؛ يك فروند بالگرد دشمن را منهدم كرده و تمام سرنشينان آن كه به ‌نظر مي‌رسيد، افراد پياده بودند، را نابود ساخته است. بالاخره سیاهی تاريكي شب كنترل تمام منطقه نبرد را به دست خود گرفت و حركت نيروهاي هر دو طرف را متوقف ساخت. چهارمين روز نبرد ميمك كه با تلاش مداوم در تمام روز جريان داشت در حالي به پايان رسيد كه رزمندگان دلير تیپ1لشكر 81 زرهي توانستند؛ سنگين‌ترين پاتك دشمن را با 12 ساعت نبرد دلاورانه با شكست مواجه سازند و مناطقي را كه در روزهاي قبل از اشغال دشمن آزاد كرده بودند، نگه دارند و حتي مواضع جديدي را نيز تصرف نمايند. اما نقطه ضعف نيروهاي ما در عمليات اين روز عدم پشتيباني هوايي و هوانيروز بود. با شكست آخرين تلاش دشمن براي بازپس‌گيري ميمك از نيروهاي ما، به‌علت تلفات سنگين و بي‌نتيجه‌اي كه نيروهاي عراقي متحمل شده بودند، فرماندهي ارتش عراق از ادامه تلاش مذبوحانه براي عقب راندن نيروهاي ما از ميمك صرف‌نظر كرد و از روز 23 دي‌ماه و بعد از چهار روز نبرد مداوم خونين نيروهاي عراق در غرب ارتفاعات ميمك و در حوالي خط مرز مواضع پدافندي را مستحكم نمودند و به دفاع در مقابل ادامه پيشروي نيروهاي ايران پرداختند.

اما تیپ1لشكر 81 زرهي نيز بيش از آن‌چه كه در روزهاي اول در اين منطقه به‌دست آورده بود، نتوانست پيشروي كند تا مناطق بيشتري را از اشغال نيروهاي دشمن آزاد سازد. در نتيجه عناصر اين تيپ موفق نشدند نيروهاي عراقي را به غرب خط مرز شناخته شده عقب برانند و الزاماً در دامنه غربي ارتفاعات ميمك حوالي پاسگاه‌هاي ني‌خزر و هلاله متوقف شدند و مواضع پدافندي آرايش دادند و به دفاع پرداختند. بنابراين از روز 23 دي‌ماه 1359 حالت پدافندي در نيروهاي هر دو طرف برقرار شد و طبق معمول تبادل آتش توپخانه و گاهي حملات هوايي و بالگرد جريان يافت. فرمانده تیپ1زرهي آخرين وضعيت منطقه نبرد ميمك را در 23 دي‌ماه چنين اعلام كرد:

1- از اولين روز نبرد تا كنون، یگان‌های خودي ارتفاعات ميمك را كاملاً به تصرف خود درآورده و پاك‌سازي نمودند و در سمت راست ( شمال) در بلندترين قله ميمك پرچم ايران برافراشته شد.

  1. یگان­ها پس از تصرف هدف توانسته‌اند پاتك‌هاي سنگين دشمن را دفع و آخرين پاتك او را در ساعت 1700 روز 22/10/59 خنثي نمايند.
  2. در محور مهران (منطقه سد کنجان‌چم) دشمن در روي ارتفاعات كله‌قندي در ساعت 30/17 روز 22/10/59  توسط دو فروند بالگرد نيرو پياده كرد كه به‌وسيله گردان‌های 222 تانك و 123 مكانيزه درهم شكسته شد و درحال حاضر درگيري‌هاي پراكنده ادامه دارد. "امضاء سرهنگ ستاد سهرابي".

بدين ترتيب منطقه هدف تصرف شده در ميمك تثبيت گرديد و نيروهاي ما موفق شدند منطقه‌اي را به وسعت حدود 100 كيلومتر مربع در غرب دشت ليك بين رودخانه تلخاب در شمال و رودخانه خوش در جنوب را از اشغال دشمن رها سازند و اولين حمله موفقيت‌آميز را در طول قريب 4 ماه جنگ تحميلي اجرا نمايند.

 عمليات ميمك گرچه در مقياس جنگ تحميلي بين دو ارتش ايران و عراق در جبهه‌اي به عرض بيش از هزار كيلومتر يك عمليات محدودي بود و منطقه‌اي كه ازاشغال دشمن آزاد شد، در مقايسه با بيش از ده‌هزار كيلومتر منطقه اشغال شده به‌وسيله ارتش متجاوز عراق منطقه بسيار كوچكي محسوب می‌شد، اما اثرات رواني اين عمليات فوق‌العاده بيشتر از جنبه‌هاي ارضي آن بود. زيرا همان‌گونه كه گفته شد، اين عمليات اولين حمله موفقيت‌آميز نيروهاي ايران در يكي از حساس‌ترين منطقه نبرد از نظر حكومت عراق بود و همان‌گونه كه گفتيم يكي از چند ادعاي اصلي حكومت عراق براي تحميل جنگ به ايران گرفتن منطقه ميمك بود كه حكومت عراق ادعاي اراضي آن را داشت و قبل از آغاز جنگ عمومي با توسل به قدرت نظامي آن را اشغال كرده بود و حال كه نتوانسته بود در مقابل تهاجم متقابل نيروهاي ايران آن منطقه را نگه دارد، اين امر يك شكست فاحش نظامي و سياسي و رواني براي حكومت و ارتش عراق محسوب مي‌شد و حكومت عراق را بيش از پيش به اين فكر مي‌انداخت كه هر چه سريع‌تر و قبل از آن كه نتيجه جنگ به افتضاح بيشتري براي عراق بيانجامد با توسل به مراجع بين‌المللي حكومت ايران را به پاي ميز مذاكره بكشاند و جنگ را از طريق سياسي پايان دهد. اما همان‌گونه كه در بررسي مسائل ديگر جنگ نيز بيان شده است، حكومت ايران اعلام كرده بود تا آخرين سرباز عراقي سرزمين ايران را تخليه نكند، پيشنهاد هيچ‌گونه مذاكره‌اي را مورد بررسي قرار نخواهد داد و حكومت عراق نيز آن شهامت سياسي را نداشت كه سريعاً نيروهاي خود را از خاك ايران بيرون ببرد. در نتيجه شرايط جنگ روز‌به‌روز پيچيده‌تر می‌شد و تلفات و خسارات سنگيني كه به طرفين و به‌ويژه به ايران وارد مي‌گرديد، امكان حل مسئله جنگ را مشكل‌تر مي‌كرد. اين مشكلات آن‌چنان شديد شد كه در زمان نگارش اين مطالب قريب هفت سال از طول جنگ مي‌گذشت ولي هيچ راه‌حل قابل اجرايي براي پايان جنگ که خواسته‌هاي هر دو طرف را به‌طور نسبي برآورد كند امكان‌پذير به ‌نظر نمي‌رسيد.

نكته‌اي را كه لازم است درباره عمليات ميمك يادآوري شود، عدم حضور سپاه پاسداران در اين نبرد بود. با وجود اين كه از زمان شروع اختلافات مرزي ايران و عراق، عناصر سپاه پاسداران در تمام میدان‌هاي نبرد حضور داشتند و در حدود توان رزمي خودي نقش فعالي ايفا مي‌كردند، ولي در عمليات ميمك اشاره‌اي به حضور سپاه پاسداران در میدان نبرد نشده بود و فقط تعدادي از افراد ايل‌خزعل به‌عنوان نيروي بسيج عشايري در اين نبرد شركت داشتند كه آن‌ها نيز در زمان اجراي عمليات چندان فعال نبودند و حتي در بعضي موارد نتيجه كار آنان مثبت نبود. درباره حضور سپاه پاسداران در منطقه ميمك فقط در پايان روز 23 دي‌ماه اطلاعيه‌اي از سپاه پاسداران به تیپ1داده شد كه يك گردان شناسايي دشمن از مندلي به طرف زرباطيه حركت نموده است، كه صرف‌نظر از چگونگي اين خبر اين موضوع مي‌تواند به نوعي حضور عناصر سپاه پاسداران را در اين منطقه نشان دهد.

وضعيت كلي میدان نبرد در 23 دي‌ماه را تیپ1زرهي چنين اعلام كرد:

" در ساعت 1420 آتش سنگين توپخانه خودي بر روي مواضع دشمن در اطراف هلاله اجرا شد و تلفات سنگيني وارد كرد.

یگان­هاي خودي به تحكيم هدف ادامه مي‌دهند و در ساعات مختلف، یگان­هاي خودي زير آتش توپخانه دشمن قرار داشتند. در اثر آتش دشمن به موضع توپخانه خودي يك نفر از افراد گردان توپخانه شهيد و 2 نفر زخمي شدند و دو دستگاه خودرو منهدم گرديد. دشمن در اطراف ني‌خزر و انجيره به تقويت نيروهاي خود ادامه مي‌دهد.

بعد از اين كه نيروهاي هر دو طرف ايران و عراق در منطقه نبرد ميمك به حالت پدافندي درآمدند و عناصر پيروز تیپ1زرهي مرحله آفندي را با موفقيت به پايان رساندند، بار ديگر ركود میدان نبرد سبب ايجاد خستگي و فرسودگي رواني پرسنل می‌شد و افراد از فرماندهان مي‌خواستند، نيروي تقويتي براي منطقه بيايد و قسمتي از بار مسئوليت منطقه را به عهده بگيرد، فرماندهان نيز اين خواسته را به رده‌هاي بالاتر منعكس مي‌كردند. اما هيچ رده‌اي امكان واگذاري نيروي ديگر نداشت، زيرا تمام توان موجود نيروهاي مسلح ايران در میدان‌هاي نبرد درگير بودند. براي روشن شدن وضعيت نيروهاي خودي نامه‌اي را كه لشكر 81 زرهي در پاسخ درخواست تیپ1زرهي فرستاده است عيناً نقل مي‌كنيم:

«از ستاد لشكر 81 زرهي به فرماندهي تیپ1زرهي

  با توجه به اين كه تيپ به مقدورات و امكانات لشكر كاملاً واقف بوده، مع‌الوصف تقاضاي تعويض یگان‌ها را مي‌نمايد. در حال حاضر اكثر یگان‌ها بايستي تعويض شوند ولي به‌علت نبودن یگان مانوري (به‌صورت ذخيره) امكان‌پذير نمي‌باشد، علي‌هذا ضمن رسيدگي به معايب و مشكلات یگان‌ها، سعي شود با ايراد سخنراني و تلاش و جايگزين نمودن وسايل و پرسنل و رفع گرفتاري‌ها نسبت به حل اين‌گونه مسائل اقدام شود. ضمناً ‌از نيروي زميني تقاضاي یگان به‌منظور كمك و احياناً تعويض پرسنل به كرات شده است، به محض اين كه یگان در اختيار لشكر قرار گيرد، سعي خواهد شد كه نسبت به رفع اين قبيل اشكالات اقدام شود. امضاء: ف ل 81 زرهي- سرهنگ ستاد باوندپور»

و اما علاوه بر اين‌كه مشكل كمبود نيرو وجود داشت، همان نيروهايي نيز كه در منطقه نبرد بودند داراي مشكلات و كمبودهاي فراواني بودند، كه به‌عنوان نمونه وضعيت تيم هوانيروز مأمور به تیپ1زرهي را كه فرمانده تيپ اعلام كرده است، ملاحظه مي‌كنيم:

" از فرمانده تیپ1به فرمانده لشكر 81 زرهي

در حال حاضر يك فروند بالگرد مجهز به موشك تاو و دو فروند بالگرد غيرمجهز به تاو در منطقه تيپ موجود است. بالگرد مجهز به تاو و يك فروند از بالگردهاي غيرمجهز به تاو خلبان ندارند، بنابراين فقط يك فروند از 2 فروند بالگرد پشتيباني اين تيپ قادر به پرواز مي‌باشد. امضاء سرهنگ سهرابي"

از نظر پشتيباني هوايي نيز روزبه‌روز وضعيت نيروهاي ما ضعيف‌تر می‌شد و نيروي هوايي ما نمي‌توانست به طور مؤثر از عناصر نيروي زميني پشتيباني كند كه براي روشن شدن اين وضعيت پيام زير را كه فرمانده لشكر 81 زرهي در 29 دي‌ماه 1359 به قرارگاه عملياتي نيروي زميني در غرب فرستاده است عيناً بيان مي‌كنيم:

" برابر گزارش تيپ1، با توجه به نياز شديد منطقه به پشتيباني نزديك هوايي، از تاريخ 21/10/59 تاكنون (29/10/1359) هيچ‌گونه پشتيباني نزديك و پوشش هوايي از یگان مذكور به عمل نيامده است. در مورخه 22/10/59 بالگردهاي هوانيروز به‌علت نداشتن پوشش هوايي هيچ‌گونه فعاليت عملياتي و رزمي انجام ندادند.

 امضاء: سرهنگ باوندپور"

به هر حال به‌علت مشكلات كلي كمبود نيرو كه براي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران وجود داشت، گله و شكايت‌ها و درخواست‌هاي تیپ1زرهي لشكر 81 زرهي نيز مانند همه یگان‌ها از روي كاغذ فراتر نرفت و نتيجه عملي به‌بار نياورد. اين تيپ مانند ساير یگان‌ها مجبور شد با همان عناصري كه نبرد آفندي ميمك را انجام داده بود و تلفات و خساراتي نيز به آن وارد گرديده بود و دشمن مقابل او براي مقابله با ادامه پيشروي نيروهاي ما نيروهاي بيش از پيش تقويت شده وارد منطقه كرده بود، منطقه را نگه دارد و از دست‌آورد خود پاسداري كند. فرمانده لشكر 81 زرهي نيز جز فرستادن نامه‌هاي مهيج، هيچ‌گونه امكاني براي ياري دادن به اين تيپ نداشت. لذا در 27 دي‌ماه نامه‌اي به شرح زير براي تیپ1ارسال كرد:

" رزمندگان عزيز تیپ1همه میدانند كه ارتفاعات ميمك به همين سادگي‌ها تصرف نشده، خون‌ها ريخته شد و عزيزاني را از دست داديم. به پاس شهداي به خون خفته به پا خيزيد و با مستحكم نمودن مواضع خود ارتفاعات ميمك را به‌سان دژي درآوريد كه هيچ‌گاه دشمن مزدور كافر نتواند قدمي به جلو بگذارد.

ميمك خون‌بها و ميعادگاه مردان دلير و سرزمين شجاعان شهيد باقي خواهد ماند. فرماندهان در هر رده موظفند پرسنل عزيز خود را با هدايت در ايجاد مواضع حفظ و به عظمت شاهكار تصرف ميمك واقف نمايند.

از دست دادن يك وجب از ميمك، خون ريخته شهيدانمان را به هدر خواهد داد.

 امضاء سرهنگ باوندپور"

بالاخره در سايه مقاومت و پايمردي رزمندگان دلير تیپ1لشكر 81 زرهي، وضعيت پدافندي نيروهاي ما در منطقه ميمك و سد كنجان‌چم كاملاً تثبيت شد و نيروهاي دشمن از ادامه تلاش براي بازپس گرفتن ميمك نااميد شدند و اجباراً پاتك‌هاي خود را موقتاً متوقف ساختند و به پدافند ادامه دادند. در نتيجه، نبرد پدافندي شامل تبادل آتش توپخانه و اعزام گشتي‌هاي رزمي، دستبرد و عمليات نفوذي به‌وسيله نيروهاي هر دو طرف متخاصم جريان يافت و نبردهاي جديدتري، بار ديگر از روز 13 بهمن‌ماه 1359 آغاز شد، در آن روز نيروهاي عراقي خواستند با غافلگير كردن نيروهاي ما به منطقه ميمك حمله كنند. بدين منظور در ساعت 45/3 روز 13 بهمن نيروهاي دشمن از طرف پاسگاه هلاله و ني‌خزر شروع به پيشروي كردند و پياده‌نظام دشمن موفق شد در منطقه هلاله تا نزديك مواضع نيروهاي ما پيشروي كند. ولي پاسداري افراد تیپ1زرهي از دست‌آورد خود در نبرد ميمك سبب گرديد؛ دشمن اين بار نيز شكست بخورد و به مواضع قبلي خود عقب‌نشيني نمايد. اما اين حمله دشمن اثرات رواني منفي در فرماندهان یگان‌ها و تیپ1زرهي داشت و آن‌ها مصراً درخواست كردند حداقل يك گردان رزمي به كمك آن‌ها فرستاده شود، كه طبق معمول انجام اين درخواست امكان‌پذير نبود. تنها كاري كه نيروي زميني و قرارگاه عملياتي غرب مي‌توانستند انجام دهند، دادن نظريات نصيحت‌گونه و غيرقابل اجرا بود كه در اين باره به ترتيب سلسله مراتب به تیپ1زرهي ابلاغ شد، با استفاده از پرسنل و امكانات موجود خود فوراً! يك یگان احتياط تشكيل دهد و پرسنل آن را از افسران و پرسنل غيردرگير مانند پست مهندسي و خدمات پادگاني و قرارگاه تأمين نمايد. جالب توجه است كه نه‌تنها كمكي براي تيپ ارسال نشده بود، در پايان همين پيام دستوري چنين اضافه شده بود، ضمناً برابر تدبير نيروي زميني، حفظ ارتفاعات ميمك امري حياتي است لازم است تا آخرين توان نسبت به تثبيت و انهدام دشمن اقدام گردد".

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده