نبردهای صحنه عملیات غرب
بخش بیست و هفتم: اجراي عمليات آفندي ميمك در 19 ديماه 1359 بعد از تعيين ساعت و زمان حمله و قطعيت يافتن اجراي اين عمليات، فرمانده تيپ متوجه گرديد كه براي منطقه تلاش اصلي حمله كه در محور صالحآباد، سرني، ميمك بود، یگان احتياط در دسترس پيشبيني نشده است. به علاوه به علت وسعت زياد منطقه نبرد، پوشش مناطق بين یگانها به قدر كافي نميباشد.

لذا با صدور يك دستور جزءبه‌جزء، اين دو مسئله را بدين طريق حل كرد كه به گروه رزمي 222 تانك (شامل گردان 222 تانك و 123 مكانيزه) دستور داد؛ يك تيم گروهاني شامل يك گروهان تانك با هفت دستگاه نفربر زرهي از عناصر گردان 123 مكانيزه را از گروه رزمي جدا كند و در محور سرني- ميمك مستقر گردد و ضمناً افراد پياده سرنشين نفربرها با 63 نفر از، افراد گردان 7 پياده ستاد مشترك كه در احتياط تيپ بود، تأمين مي‌گرديد. براي پوشش مناطق باز نيز به گردان 7 پياده دستور داده شد؛ 50 نفر از افراد آن گردان را در اختيار گروه رزمي 222 قرار دهد تا آن‌ها در ارتفاعات بين كنجان‌چم و پاسگاه مرزي كاني سخت مستقر شوند و جناح غربي گروه رزمي 222 را كه به‌عنوان تلاش فرعي حمله مي‌كرد، تأمين نمايند. براي تقويت پوشش اين جناح، يك دسته ژاندارم از گروهان ژاندارمري صالح‌آباد نيز در منطقه كاني سخت مستقر گرديد.

ملاحظه مي‌شود؛ تيپي كه براي حمله به دشمني که حداقل دو برابر استعداد رزمي خود آماده می‌شد، چگونه نيازمندي‌هاي خود راتأمين مي‌نمود. هدف ما نيز از بيان اين جزئيات نشان دادن همين مشكلات است.

لشكر 81 زرهي، براي تأمين پشتيباني هوايي و هوانيروز عمليات ميمك، از طريق قرارگاه عملياتي غرب از نيروي زميني درخواست كرد: از روز 19 دي‌ماه به مدت 48 ساعت پوشش هوايي منطقه به‌وسيله نيروي هوايي برقرار شود و روزانه 10نوبت پرواز پشتيباني نزديك هوایی براي تيپ1 زرهي اختصاص يابد. به‌علاوه شش فروند هلي‌كوپتر نفربر 214 جهت تخليه مجروحين درنظر گرفته شود. بدين ترتيب آخرين اقدامات براي پشتيباني‌هاي مورد نياز انجام گرفت.

بالاخره ساعت حمله فرا رسيد و تيپ1 لشكر 81 زرهي، در ساعت 20/6 با اعلام كلمه رمز ياا… حمله را آغاز كرد. طرح كلي هدايت حمله چنين بود كه ابتدا واحدهاي پياده از پهلوهاي مواضع دشمن به منطقه دشمن رخنه مي‌كردند و موانع و میدان‌هاي مين دشمن را در مسير اصلي پيشروي یگان­هاي حمله‌ور پاك مي‌نمودند، سپس نيروهاي اصلي حمله‌ور شامل عناصر تانك و مكانيزه از معابر پاك‌سازي شده پيشروي مي‌كردند و نيروهاي دشمن را منهدم يا مجبور به ترك مواضع مي‌نمودند. براي اين منظور ابتدا؛ عناصر پياده كه افراد عشاير خزعل را نيز شامل می‌شد، با راه‌پيمايي شبانه و با استفاده از قاطر در بعضي نقاط به مواضع دشمن نزديك شدند تا بتوانند در رأس ساعت حمله عمليات خود را آغاز كنند.

در بيان طرح‌ريزي عمليات، گفتيم كه عناصر رزمي تيپ1 زرهي كه شامل دو گردان مكانيزه و دو گردان تانك و يك گردان پياده بود، در دو محور دور و جدا از هم وارد عمل می‌شد. در محور شمالي كه به ارتفاعات ميمك منتهي مي‌گرديد، يك گردان تانك و يك گردان مكانيزه وارد عمل می‌شد. طرح مانور در اين جبهه بدين ترتيب بود كه گروه رزمي 195 مكانيزه در شمال اين منطقه نبرد و در مسير عمومي تنگ‌بنيا- ميمك پيشروي مي‌كرد و گروه رزمي 217 تانك در جنوب آن و در مسير عمومي سرني- ميمك حمله مي‌نمود. در محور ديگر پيشروي تيپ، گروه رزمي 223 تانك كه گردان 123 مكانيزه را نيز در زير امر داشت، به سمت جنوب و به طرف سد كنجان‌چم پيشروي مي‌كرد و ارتفاعات غربي سد را از وجود نيروهاي دشمن پاك مي‌نمود. لازم به تذكر است كه منطقه عمليات جنوبي كه ارتفاعات كولك را دربر مي‌گرفت، منطقه كوهستاني صعب‌العبور بود كه در بعضي نقاط آن، رساندن  تداركات با دواب انجام مي‌گرفت. بنابراين، پيشروي یگان زرهي و مكانيزه در چنين منطقه‌اي با مشكلات زيادي مواجه بود.

يك نكته بسيار مهم در نبرد در كوهستان؛ تشخيص هدف مي‌باشد، زيرا تپه‌ها و ارتفاعات و دره‌ها غالباً مشابه يكديگرند و یگان حمله‌ور به سختي مي‌تواند منطقه هدف واقعي را تشخيص دهد. به‌ويژه اين كه معمولاً در اين ارتفاعات، نقاط نشاني مشخص مانند روستاها و جاده و غيره خيلي محدود بود. اين امر سبب بروز اشتباه در نتيجه‌گيري عمليات می‌شد. چنان كه هنوز ساعتي از زمان حمله نگذشته بود كه گردان‌هاي 195 و 123 مكانيزه گزارش دادند؛ هدف‌هاي خود را تصرف كرده‌اند. در حالي كه چنين نبود و اين دو گردان اصولاً نتوانستند هدف‌هاي نهايي خود را تصرف كنند. عامل دشمن نيز سبب بروز اين‌گونه اشتباهات می‌شد و آن برخورد به عناصر تأميني دشمن در خط مقدم منطقه نبرد بود.

نظر به اين كه طبق اصول و تكنيك دفاع، معمولاً نيروهاي مدافع در هر منطقه نبرد، ابتدا در جلو مواضع اصلي نيروي پوشش و تأمين برقرار مي‌كنند و فاصله منطقه گسترش اين عناصر تأمين معمولاً حداقل 1500 متر (پاسدار رزمي) و حداكثر 10 تا 12 كيلومتر (پاسدار عمومي و نيروي پوشش) مي‌باشد، یگان‌های حمله‌ور كه تجربه كافي جنگي نداشته باشند و به نقشه‌خواني و تشخيص عوارض طبيعي زمين آگاهي نداشته باشند، به محض اين كه در اولين قسمت منطقه دشمن به یگاني از دشمن برخورد كنند، تصور مي‌كنند به منطقه هدف رسيده يا نزديك شده‌اند. اين اشكال در اوايل جنگ در اغلب عمليات آفندي نيروهاي ما وجود داشت و در عمليات ميمك نيز مشاهده شد.

 به‌عنوان مثال گردان 123 مكانيزه كه در منطقه سد كنجان‌چم پيشروي مي‌كرد، در ساعت اول حمله گزارش داد؛ اين گردان هدف سركوب را كه 12 سنگر بود تصرف كرده است. در صورتي كه عناصر يك تيپ پياده دشمن در اين ارتفاعات گسترش داشت و طبعاً صدها سنگر بايستي تهيه مي‌نمود. همين اشتباه را گردان 195 مكانيزه نيز مرتكب شد و در ساعت 15/7 يعني كمتر از يك ساعت بعد از آغاز حمله گزارش داد، مرحله دوم عمليات در حال اجرا است و نيروهاي دشمن به حالت فرار درآمده‌اند. اما آن چه مسلم است عناصر تيپ1 زرهي در ساعت اول حمله موفق شدند؛ عناصر تأميني دشمن را در غرب دشت ليك و دامنه شرقي ارتفاعات ميمك نابود يا مجبور به فرار نمايند و تعدادي از افراد دشمن را به اسارت بگيرند و خط تأميني دشمن را قبل از ساعت 0800 منهدم سازند.

از اين ساعت به بعد، پيشروي به سوي مواضع اصلي پدافندي دشمن آغاز شد. گردان 195 مكانيزه تلاش كرد؛ از حمله جبهه‌اي به مواضع دشمن اجتناب كند. براي اين منظور از سمت شمال و از دشت هلاله، تپه‌هاي ميمك را دور زد. ولي به هر حال اين گردان نتوانست به هدف‌هاي خود نزديك شود. گردان 217 تانك که در جنوب گردان 195 پيشروي مي‌كرد، به میدان مين دشمن برخورد كرد و متوقف شد. در اين زمان بالگردهاي دشمن در منطقه فعال شدند و به تانك‌هاي ما حمله كردند. اما با اجراي آتش‌هاي پدافند هوايي نتوانستند خساراتي به تانك‌ها وارد سازند. ضمن اين كه بالگردهاي ما نيز فعال شدند. اما پشتيباني نزديك هوايي تا ساعت 1400 روز اول نبرد اجرا نشد. در حالي كه هواپيماهاي دشمن برتري هوايي را به دست آورده و مزاحمتي براي عناصر تيپ1زرهي فراهم مي‌آوردند.

بررسي حوادث چنين نشان مي‌دهد كه در ساعات اوليه حمله، پيشروي نيروهاي ما به طور نسبي بسيار خوب بود و احتمالاً نيروهاي دشمن غافلگير شدند و مقاومت چنداني در مقابل نيروهاي ما نشان نمي‌دادند، به نحوي كه گردان‌هاي 123 و 195 مكانيزه قبل از ساعت 0900 گزارش دادند؛ هدف‌هاي خود را در منطقه سد كنجان‌چم و ميمك اشغال كرده‌اند. البته اين گزارش كمي عجولانه ارسال شده بود، زيرا گردان 195 در ساعت 20/9 گزارش داد؛ در تپه‌هاي ميمك پيشروي گردان متوقف شد و براي خنثي كردن مقاومت دشمن درخواست اعزام بالگرد رزمي كرد.

گروه رزمي 217 تانك كه از جنوب ميمك حمله مي‌كردند در ساعت 20/11 گزارش داد؛ عناصر تقويتي دشمن از طرف تپه شينو و جنوب پاسگاه ني‌خزر وارد منطقه نبرد ميمك مي‌شوند. اين امر نشانه‌ اي از آماده شدن دشمن براي پاتك بود. فرمانده تيپ از تيم هوانيروز خواست؛ حوالي تپه شينو را مورد حمله قرار دهد و مانع آرايش دشمن براي پاتك گردد.

در ساعت 34/11 گردان 222 تانك نيز كه در محور عمومي سد كنجان‌چم پيشروي مي‌كرد، گزارش داد قسمتي از هدف خود را اشغال كرده است. بنابراين تا قبل از ساعت 00/12 روز اول حمله، هر چهار گردان تيپ1 زرهي، به منطقه هدف خود رسيده بودند و اكنون تلاش مي‌كردند هدف را تصرف و از وجود دشمن پاك سازند. به نظر مي‌رسد در ساعات اوليه بعدازظهر، حملات هوايي و بالگردها و آتش توپخانه دشمن خيلي شديد شد. فرمانده تيپ درخواست كرد؛ با حملات هوايي متقابل، هواپيما و بالگردهاي دشمن از منطقه بيرون رانده شوند. اما به نظر مي‌رسد؛ در روز اول حمله، برتري هوايي با دشمن بود و هواپيماهاي ما نتوانستند؛ مانع ورود هواپيما و بالگردهاي دشمن به منطقه نبرد گردند.

در حالي كه عمليات تيپ1 در شرف موفقيت نهايي بود و تمام گردان‌ها به منطقه هدف خود رسيده بودند، فشار دشمن در شمال منطقه نبرد به گردان 195 آن‌چنان زياد شد كه اين گردان مجبور شد، قسمتي از منطقه اشغالي را تخليه كند و عقب‌نشيني نمايد. ولي فرمانده تيپ1 به اين گردان دستور داد؛ در هر نقطه‌اي كه هست، تا آخرين نفس مقاومت كند و عقب‌نشيني ننمايد. البته در اين موقع، يك واحد تانك دشمن در منطقه گردان 195 اقدام به پاتك كرد و عناصر اين گردان در مقابل پاتك دشمن نتوانست مقاومت كند.

 فرمانده گردان علت اين اقدام را چنين گزارش داد؛ در هنگام حركت نفربرهاي زرهي در جاده جهاد سازندگي، شني دو دستگاه نفربر پاره شد و اين نفربرها اجباراً متوقف گرديدند. اين توقف سبب اختلال در پيشروي يكي از گروهان‌ها گرديد و الزاماً به آن گروهان دستور داده شد؛ تغيير موضع دهد تا در زير آتش‌هاي هدايت شده دشمن قرار نگيرد. اما به هر حال گزارش‌های بعدي نشان مي‌دهند كه فشار دشمن نيز در اين تغيير موضع مؤثر بود. زيرا در ساعت 25/15 فرمانده گردان 195 گزارش داد؛ به‌علت آتش شديد دشمن، افراد بسيجي به وحشت افتاده‌اند و از منطقه نبرد فرار مي‌كنند. فرمانده تيپ دستور داد افراد فراري را دستگير و به قرارگاه تيپ اعزام نمايند.

گرچه گزارش‌های واصله از بعضي از گردان‌ها، حاكي از مقاومت شديد دشمن مي‌باشد، اما به طور كلي چنين استنباط مي‌شود كه مقاومت دشمن چندان هم زياد نبود. مهم‌ترين دليل آن تعداد اسراء است كه بسيار اندك بود. گردان 195 كه در قسمت شمالي با مقاومت دشمن مواجه شده بود، فقط 11 نفر اسير گرفته بود و گردان 217 نيز معدودي اسير گرفته بود كه براي تخليه آن‌ها پيشنهاد كرد از بالگرد استفاده شود و جمع كل اسراي اين مرحله عمليات 63 نفر بود.

بالاخره با تلاش فراواني كه عناصر تيپ1 زرهي در روز 19 دي‌ماه انجام دادند، موفق شدند؛ نيروهاي دشمن را در قسمت عمده اين منطقه نبرد منهدم يا به سمت غرب عقب برانند. با آغاز تاريكي شب، به یگان‌های تيپ دستور داده شد؛ در مناطق تصرف شده پدافند كنند و هرگونه اقدامات لازم را براي تحكيم مواضع پدافندي و آماده شدن براي خنثي كردن پاتك‌هاي دشمن انجام دهند. نكته جالب توجه در اين مرحله از نبرد، چگونگي ضعف پشتيباني مهندسي است. در سازمان لشكرهاي ايراني؛ يك گردان مهندسي رزمي پيش‌بيني شده بود كه در هنگام عمليات، هر تيپ سازماني لشكر با يك گروهان مهندسي پشتيباني مي‌شد. مقدورات اين گردان‌ها بسيار محدود بود و تقريباً مي‌توان گفت؛ كارآيي قابل ملاحظه‌اي نداشتند. در عمليات مورد بحث نيز يك گروهان مهندس از گردان مهندس لشكر 81 زرهي در پشتيباني تيپ1 زرهي قرار داشت. هنگامي كه عناصر رزمي تيپ هدف را اشغال و به حالت پدافندي درآمدند، فرمانده تيپ به گروهان مهندس، دستور داد؛ با اعزام بلدوزر و عوامل مين‌گذار، گردان‌هاي رزمي را در ايجاد مواضع و موانع ياري كند. فرمانده اين گروهان مهندس در ساعت 1810 درباره اين پشتيباني مهندسي چنين گزارش داد:

«براي كندن سنگر جهت تانك‌ها و نفربرها يك دستگاه بلدوزر به رانندگي گروهبان سوري اعزام شد، ولي گروهبان سوري شهيد گرديد. براي بلدوزر راننده ديگري اعزام شد، اما تهيه سنگرهاي مورد نظر مقدور نمي‌باشد.»

ملاحظه مي‌شود كه براي يك تيپ زرهي چهار گرداني فقط يك دستگاه بلدوزر در اختيار بود كه آن هم متأسفانه با شهادت راننده سازماني نتوانست كاري انجام دهد. اما نياز به تهيه سنگر فوق‌العاده حائز اهميت بود. در اين موقع سرهنگ ابراهيم باوندپور فرمانده لشكر 81 زرهي از منطقه نبرد ميمك بازديد كرد و متوجه كمبود پشتيباني مهندسي گرديد. نظر به اين كه لشكر نيز هيچ گونه امكانات اضافي در اختيار نداشت، فرمانده لشكر در ساعت 2200 به استانداري ايلام مراجعه و از استاندار خواست از مردم براي تهيه وسايل سنگركني ياري طلبد.

استاندار نيز فوري با ارسال پيام راديويي از مردم ايلام درخواست كرد، هرگونه امكانات بلدوزر و لودر در اختيار دارند، سريعاً به منطقه نبرد ميمك بفرستند تا براي رزمندگان نبرد ميمك سنگر تهيه كنند. در پاسخ مثبت به درخواست استاندار، تعدادي راننده لودر و بلدوزر داوطلب حركت به میدان نبرد شدند. از طريق استانداري؛ لودر و بلدوزر در اختيار آنان قرار داده شد و به منطقه ميمك حركت كردند و تا قبل از آغاز روشنايي روز بيستم دي‌ماه، با تلاش فراوان شبانه، براي یگان‌های ارتشي سنگر تهيه نمودند. اين امر و فعاليت‌هاي مشابه آن از جمله نكات فوق‌العاده حائز اهميت پشتيباني مردمي مردم ايران در جنگ تحميلي از رزمندگان ما بود.

از جمله مسائلي كه در اوايل جنگ مشكلاتي ايجاد مي‌كرد؛ چگونگي جمع‌آوري و تخليه اسراء و غنائم جنگي بود. نظر به اين كه از آغاز جنگ تحميلي، سپاه پاسداران و نيروهاي مردمي در كنار نيروهاي ارتشي وارد میدان‌هاي نبرد شده بودند و در آغاز جنگ وظايف و مسئوليت‌ها تفكيك نشده بود، مسئله گرفتن اسير يا به دست آوردن غنائم حالت رواني طبيعي خاصي داشت. هر فرد يا گروه رزمنده سعي مي‌كرد؛ اسراء و غنائم را به خود اختصاص دهد. در اين موضوع، یگان‌های ارتشي دچار مشكلاتي شده بودند. شرايط ويژه حاكم نيز طوري بود كه فرماندهان ارتشي مجبور بودند؛ تمايلات رزمندگان غيرارتشي را بيشتر مراعات كنند. بدين لحاظ معمولاً اسراء و غنائم از طريق رزمندگان غيرارتشي تخليه مي‌گرديد. نمونه آن را در عمليات ميمك نيز مشاهده مي‌كنيم. در گزارشي كه تيپ1 زرهي به لشكر 81 زرهي داده، چنين گفته است:

«از ساعت 1000 روز 19 دي‌ماه 59 تا ساعت 2000 همان روز تعداد 63 نفر اسير عراقي توسط اين قرارگاه به استانداري ايلام تخليه گرديد، تعدادي از پرسنل مجروح دشمن بدون اطلاع اين قرارگاه به بيمارستان ايلام تخليه شده‌اند. چند نفر اسير هم گويا به‌وسيله افراد غيرمسئول از جمله يك نفر اسير به‌وسيله بخشداري صالح‌آباد به ايلام تخليه گرديده است.»

در پيام ديگري كه تيپ1 زرهي در اوايل روز 20 دي‌ماه ارسال نمود، گزارش داد: « گردان 123 مكانيزه 8 نفر از افراد دشمن را به اسارت گرفته، ولي آقاي حيدري آن‌ها را بدون اطلاع تيپ به ايلام تخليه كرده است.»

بالاخره در گزارش‌های نهايي عمليات روز 19 دي‌ماه، تيپ1 زرهي اعلام كرد: «تا ساعت 2200 گروه‌هاي رزمي 217 و 195 در منطقه ميمك به هدف‌هاي خود دست يافته و تبادل آتش توپخانه جريان دارد. در محور سد كنجان‌چم نيز گروه رزمي 222 تانك به پيشروي خود براي تصرف هدف تعيين شده در حوالي سد كنجان‌چم ادامه مي‌دهد.»

 ضمناً در گزارش‌های پاياني روز 19 دي‌ماه، تعداد اسراء 62 نفر و غنائم جنگي نيز هشت دستگاه تانك منهدم شده و سه دستگاه تانك سالم اعلام گرديد. بنابراين روز اول نبرد ميمك در حالي به پايان رسيد كه در قسمت شمالي جبهه موفقيت عناصر تيپ بسيار خوب بود و یگان‌های حمله‌ور توانسته بودند، قسمت بيشتر ارتفاعات ميمك را از اشغال دشمن آزاد سازند. ولي نيروهاي دشمن از تمامي آن ارتفاعات به غرب خط مرز عقب رانده نشده بودند. در قسمت جنوبي منطقه نبرد و در محور كنجان‌چم ابتدا پيشروي نسبتاً خوب بود. ولي با شهيد شدن ستوان نظري يكي از افسران فرمانده گردان 123 مكانيزه، اختلالي در پيشروي گروه رزمي 222 ايجاد شد و قسمتي از عناصر اين گروه رزمي كه در سمت چپ (شرق) به طرف سد پيشروي مي‌كرد، نتوانست منطقه را نگه دارد و مجبور به عقب‌نشيني به مواضع اوليه خود گرديد. اما در قسمت غربي، ارتفاعاتي که از دشمن بازپس گرفته شده بود، نگهداري شد. با شروع تاريكي شب آرامش نسبي میدان نبرد را فراگرفت. نيروهاي حمله‌ور از حركت بازايستادند و نيروهاي دشمن نيز در مواضعي كه در اختيار داشتند باقي ماندند. در نتيجه، نيروهاي هر دو طرف متخاصم به انتظار آن بودند كه فردا چه خواهد شد. در آغاز روز دوم نبرد، توپخانه دشمن شديداً فعال شد و تمام منطقه نبرد را به زير آتش گرفت. در اين روز براي اولين بار آثاري از استعمال گلوله‌هاي گاز سمي شيميايي به‌وسيله نيروهاي متجاوز عراق در منطقه سد كنجان‌چم مشاهده شد. بعد از روشن شدن هوا، هواپيماها و بالگردهاي دشمن برتري هوايي را به‌دست گرفتند و به یگان‌های ما حمله كردند.

فرمانده تيپ1 زرهي دستور داد؛ گردان‌ها به حمله خود ادامه دهند و هدف‌هاي تعيين شده را از وجود نيروهاي دشمن پاك نمايند. در اجراي اين دستور؛ در محورهاي تلاش اصلي و فرعي، گردان‌ها تلاش كردند؛ پيشروي كنند. اما انبوه آتش‌هاي زميني و هوايي دشمن به آن‌ها اجازه نمي‌داد؛ سرعت چنداني داشته باشند. فرمانده گردان 195 كه در قسمت حساس منطقه تلاش مي‌كرد، از فرمانده تيپ درخواست كرد؛ واحد احتياط را به منطقه آن گردان اعزام كند تا آن گردان بتواند به پيشروي خود ادامه دهد. اما قبل از آن كه فرمانده تيپ 1 بتواند حمله عناصر تيپ را به دور بياندازد، نيروهاي دشمن در ساعت 30/9 پاتك خود را، در هر دو منطقه ميمك و سد كنجان‌چم آغاز كردند.

يك واحد زرهي دشمن از سمت پاسگاه ني‌خزر در جنوب غربي ميمك شروع به حمله به یگان‌های ما كرد. حركت واحدهاي زرهي و مكانيزه دشمن با پشتيباني و پوشش هوايي همراه بود. ولي در اين زمان پشتيباني هوايي و هوانيروز نيروهاي ما كارآيي چنداني نداشت. چنان كه فرمانده تيپ1 گزارش داد؛ دو فروند از سه فروند بالگرد رزمي تيم هوانيروز مأمور به اين تيپ حاضر به كار  نبوده و قادر به پرواز نمي‌باشد. درخواست نمود اين تيم سريعاً تقويت شود. اما لشكر 81 نيز امكانات چنداني نداشت. لذا به تيپ1 زرهي پاسخ داد؛ براي خنثي كردن حمله زرهي و هوايي دشمن از مقدورات موجود یگان‌های رزمي استفاده شود.

 گرچه پاتك اول دشمن در منطقه ميمك نسبتاً شديد بود، ولي با مقاومت و پايمردي كه نيروهاي ما از خود نشان دادند، موفق شدند؛ مانع پيشروي عناصر دشمن به سمت ميمك شوند. در ساعت 30/12 شكست پاتك اول دشمن قطعي شد و فرمانده تيپ آن‌را به لشكر گزارش داد كه بر اساس آن نيروهاي دشمن مجبور به عقب‌نشيني به سمت غرب شدند. فرمانده گردان 217 تانك نيز در، ساعت 45/12 اطلاع داد؛ تانك‌هاي دشمن كه به جلو آمده بودند، به مواضع قبلي خود عقب‌نشيني مي‌كنند. در اين ساعات از مرحله عمليات، بالگردهاي تيم هوانيروز نيز در منطقه نبرد فعال شدند و به تانك‌ها و نفربرهاي دشمن حمله كردند. اين امر سبب تقويت روحيه پرسنل یگان‌های ما گرديد و فرمانده گردان 195 با احساس خوشحالي گزارش داد؛ بالگردهاي ما به نحو احسن در منطقه ميمك اجراي آتش مي‌كنند. در اين موقع كه دشمن متوجه فعاليت بالگردهاي ما شد، هواپيماهاي خود را به منطقه نبرد اعزام كرد و ميگ‌هاي عراقي به بالگردهاي ما حمله كردند و توانستند يك فروند بالگرد كبرا را مورد هدف قرار دهند، اما بالگرد موفق به فرود اضطرارري شد و خلبانان آن سالم به زمين نشستند.

نبرد دلاوران تيپ1 زرهي با نيروهاي دشمن متجاوز در بعدازظهر روز 20 دي‌ماه به شدت ادامه يافت، رزمندگان ما تلاش مي‌كردند؛ تمام منطقه هدف تعيين شده را از وجود دشمن پاك كنند و حداقل منطقه پاسگاه‌هاي هلاله و ني‌خزر را در غرب ارتفاعات ميمك تصرف و تأمين نمايند. اما دشمن، دومين پاتك خود را در حدود ساعت 1500 از سمت پاسگاه ني‌خزر اجرا كرد. اين عمل دشمن سبب ركود و مي‌توان گفت؛ وحشت بعضي از فرماندهان گرديد. زيرا در شرايطي كه یگان‌های ما هنوز موضع دفاعي مناسب اشغال نكرده بودند، خنثي كردن پاتك دشمن تهديد جدي براي آن‌ها به وجود مي‌آورد. ولي خوشبختانه پاتك دشمن با اجراي آتش‌هاي سنگين توپخانه خنثي گرديد و نيروهاي دشمن كه به جلو آمده بودند، با به‌جا گذاشتن مقداري جنگ‌افزار و مهمات مجبور به عقب‌نشيني شدند. با خنثي شدن پاتك دشمن، گردان 195 از جناح شمال غربي هدف خود را دور زد و آن‌را اشغال كرد. يك گروهان تانك دشمن كه در اين قسمت از منطقه نبرد پاتك كرده بود، تعداد قابل ملاحظه‌اي از خودروهاي زرهي خود را بر جاي گذاشت و فرار نمود، هفت دستگاه تانك و دو دستگاه نفربر سالم به غنيمت اين گردان درآمد و تعدادي نيز آسيب ديده يا منهدم شده در منطقه باقي ماند. بدين ترتيب در جناح شمالي منطقه نبرد يعني در ارتفاعات ميمك، نيروهاي ما موفق شدند؛ هدف‌هاي تعيين شده را تصرف و تأمين نمايند. اما در قسمت جنوبي منطقه در حوالي سد كنجان‌چم، نيروهاي ما نتوانستند؛ مواضعي را كه در روز 19 دي‌ماه اشغال كرده بودند، نگه دارند و بر اثر فشار شديد دشمن و به كار بردن گلوله‌هاي گاز سمي عليه نيروهاي ما، گروه رزمي 222 به مواضع قبل از آغاز اين عمليات، عقب‌نشيني كرد و به پدافند در آن مواضع پرداخت.

روز دوم نبرد ميمك نيز به پايان رسيد و تاريكي شب ركود و سكوتي در منطقه نبرد ايجاد كرد. فرمانده تيپ1 زرهي دستور داد؛ یگان‌ها در منطقه هدف اشغال شده دفاع دورادور برقرار كنند و مواضع خود را مستحكم سازند و آماده براي مقابله با پاتك‌هاي احتمالي دشمن باشند.

لازم به يادآوري است كه منطقه ميمك براي حكومت و ارتش عراق حائز اهميت ويژه‌اي بود، زيرا حكومت عراق ادعاي مالكيت آن‌را داشت و اصولاً يكي از بهانه‌هاي عمده حكومت عراق براي آغاز جنگ تحميلي، گرفتن اين منطقه از ايران بود. حكومت عراق اين منطقه را به نام سيف‌سعد مي‌ناميد و از نظر اهميت يك گردان مستقل تانك را به‌نام آن منطقه و سيف‌سعد نام‌گذاري كرده بود. البته شايد علت نام‌گذاري سيف‌سعد به اين منطقه موضوع ديگري مانند يك شخصيت ويژه عراقي بوده باشد. اما به هر حال تعيين نام ويژه براي اين منطقه به هر دليلي كه بوده باشد اهميت خاص آن منطقه را براي حكومت عراق نشان مي‌دهد.

بدين لحاظ منطقه ميمك براي حكومت عراق داراي يك اهميت ويژه سياسي احتمالي بود و حكومت عراق از دست دادن اين منطقه را شكستي خفت‌بار براي خود می‌دانست. گرچه اين موضوع در ايران و محافل بين‌المللي انعكاس ويژه‌اي نداشت، زيرا سوابق تاريخي بين ايران و عراق درباره اين منطقه آن چنان مهم جلوه‌گر نشده بود تا جنبه بين‌المللي پيدا كند. در حالي كه درباره مسئله اروندرود موضوع جنبه بين‌المللي پيدا كرده بود. با توجه به اهميت سياسي و اجتماعي ميمك براي حكومت عراق، ارتش عراق ملزم بود به هر صورتي كه باشد اين منطقه را از نيروهاي ايراني بازپس بگيرد. بنابراين پاتك‌هاي مداوم خود را در روزهاي بعد نيز ادامه داد و براي اين نبردها نيرويي در حدود يك لشكر به اين منطقه وارد كرد. ضمن اين كه طبق اطلاعات تأييد نشده‌اي كه به نيروهاي ما رسيد، فرماندهان مسئول به‌ دليل از‌ دست دادن ميمك به‌شدت مجازات شدند و بعضي از آنان اعدام گرديدند. براساس تدبير كلي دشمن در تلاش براي بازپس‌گيري، در روز سوم نبرد يعني در 21 دي‌ماه نيروهاي عراقي از جناح شمال‌غربي پاتك ديگري را اجرا كردند. در ساعت 15/7 گردان 195 مكانيزه ما را كه در آن جناح گسترش داشت، تحت فشار قرار دادند. نيروي حمله‌ور دشمن دو گردان تانك برآورد گرديد و اين برآورد نشان مي‌داد كه واحد زرهي جديدي از نيروهاي عراقي وارد اين منطقه شده است.

حمله نيروهاي دشمن به‌تدريج شديد‌تر شد و تا ساعت 30/8 نيروهاي دشمن در تمام جبهه ميمك با نيروهاي ما كه فقط شامل يك گردان مكانيزه و يك گردان تانك بودند و آن‌ها هم استعداد رزمي چنداني نداشتند، درگير شدند. فرمانده گردان 217 تانك (سرگرد خوارزمي) در ساعت 30/8 گزارش داد؛ با عناصر دو گردان تانك دشمن در رزم نزديك درگير شده و سنگر به سنگر با دشمن مي‌جنگد. دشمن تلاش مي‌كند؛ از سمت چپ (جنوب‌غربي) وارد ارتفاعات ميمك شود، ولي نيروهاي ما مقاومت مي‌كنند. سرگرد كروندي فرمانده گردان 195 مكانيزه، نيز گزارش داد؛ يك گروهان تانك دشمن به مواضع نيروهاي ما نزديك شده، اما به‌وسيله نيروهاي ما، دچار مشكلاتي گرديده است.

در حدود ساعت 0900 روز سوم نبرد، اطلاع حاصل شد كه نيروهاي دشمن، علاوه بر حمله جبهه‌اي ميمك، در جناح شمالي و از طرف رودخانه تلخاب و تنگ بيجار نيز فعاليتي را آغاز كرده‌اند. يك واحد زرهي دشمن كه حدود يك گردان برآورد مي‌گرديد، در جنوب رودخانه تلخاب به حركت درآمده است. با وجود اين تهديدات خيلي شديد، روحيه رزمندگان ما فوق‌العاده خوب بود. فرمانده گردان 195 مكانيزه، در ساعت 50/9 اعلام كرد؛ احتمال موفقيت صد‌درصد است و جاي نگراني نيست، اما فشار دشمن هر لحظه شديدتر می‌شد و آتش‌هاي سنگين توپخانه دشمن، منطقه گسترش یگان‌های ما‌، به‌ويژه گردان 195 مكانيزه را به‌شدت مي‌كوبيد. ولي با همه تلاشي كه دشمن در سومين پاتك خود به‌كار برد، موفقيتي به‌دست نياورد و با تحمل تلفات سنگين مجبور به عقب‌نشيني گرديد و نيروهاي ما (گردان 217 تانك و 195 مكانيزه) از حدود ساعت 1000 پاك‌سازي بقيه منطقه هدف را آغاز كردند و در ساعت 1100 فرمانده گردان 195 گزارش داد" پرچم ايران بر فراز بلندترين قله ميمك برافراشته شد".

 

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده