فشارهای نظامی عراق به جمهوری اسلامی ایران و تأثیر آن­ بر روند جنگ تحمیلی در هشت سال دفاع مقدس – سرهنگ زرهی ستاد عباس رضایی
چکیده پس از بازپس­گیری خرمشهر در خرداد1361، جمهوری اسلامی ايران براى تعيين سرنوشت جنگ تحمیلی، اجراى عمليات نظامى را در زمين دنبال می کرد ولی عراق براى خنثی کردن این راهبرد نظامی ایران، حمله به جزيره خارك و تأسیسات نفتی و مناطق غيرنظامى را برنامه ريزى كرده بود. به دنبال شکست های بزرگ عراق در جبهه های زمینی، راهبرد جنگ نفتها باهدف ممانعت دستیابی جمهوری اسلامی ایران از درآمدهای نفتی از طرف عراق آغاز شد. در این نوشتار فشارهای نظامی عراق به جمهوری اسلامی ایران از طریق جنگ شهرها و جنگ نفت ها و تأثیر آن بر روند جنگ تحمیلی در هشت سال دفاع مقدس پرداخته شده و هدف این تحقیق؛ تبیین چگونگی این تهدیدات و تأثیر آن بر روند جنگ تحمیلی در هشت سال دفاع مقدس می­باشد.

ازاین‌رو، مهم‌ترین پرسش این مقاله، چگونگی فشارهای نظامی عراق به جمهوری اسلامی ایران و تأثیر آن­ بر روند جنگ تحمیلی در هشت سال دفاع مقدس می‌باشد. تجزیه و تحلیل داده­ها به روش توصیفی و ابزار جمع‌آوری اطلاعات در این تحقیق، موارد مندرج در ا‌سناد و مدارک معتبر علمی در ارتباط با موضوع تحقیق می‌باشد. محقق از طریق مطالعات کتابخانه­ای اطلاعات لازم را اخذ و مورداستفاده قرار خواهد داد. یافته­های این تحقیق نشان می‌دهد که مهم‌ترین نتیجه جنگ نفت‌کش‌ها را می­توان کاهش صادرات نفت خام ایران و اقدامات متقابل این کشور و نهایتاً دخالت کشورهای فرا منطقه‌ای و رویارویی مستقیم نظامی ایران و آمریکا در خلیج‌فارس و آسیب­پذیری این آبراه بین‌المللی در برابر اقدامات نظامی به‌ویژه در برابر جنگ مین و تهاجمات موشکی دانست. از طرف دیگرعراق، ﺑﺮاي ﻣﻬﺎر ﮐﺮدن ﺣﻤﻠﻪ زمینی اﻳﺮان ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺷﮑﺴﺖ در عملیات های زمینی را ﺑﺎ ﺣﻤﻼت ﻫﻮاﻳﻲ ﻋﻠﻴﻪ ﺷﻬﺮﻫﺎي جمهوری اسلامی ایران جبران کند.

 

 

 

کلیدواژه: جنگ شهرها، جنگ نفت‌کش‌ها، جزيره خارك، دفاع مقدس

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

یکی از مهم­ترین اقدامات خصمانه عراق علیه جمهوری اسلامی ایران در هشت سال دفاع مقدس، حمله به کشتی­های حامل نفت، سکوها و پایانه های نفتی، و نیز بمباران و حملات موشکی به شهرها و مناطق مسکونی بود. مدیران و فرماندهانی که در هشت سال دفاع مقدس، در صنعت نفت کشورفعالیت می کردند و حفظ روحیه سلحشوری مردم را به عهده داشتند، لحظات سخت و سرنوشت­سازی را در حین حملات دشمن تجربه کردند تا با به­کارگیری روش های خلاقانه و مبتکرانه درآمدهای نفتی را که اصلی ترین منبع تامین مالی کشور بود، حفظ نمایند و به این ترتیب موجب تداوم حمایت­های مردمی از جبهه­ها و جریان زندگی عادی در کشور شوند.

پس از فتح خرمشهر، عراق حمله به شهرها و به‌ موازات آن حمله به جزیره خارك را آغاز كرد. حمله عراق به شهرها به‌ویژه حمله موشكى به دزفول و حمله خمپاره­اى به شهر اهواز و دیگر مناطق مسكونى در سال اول جنگ به‌صورت متناوب انجام مى­شد، ولى با آغاز عملیات رمضان در 23 تیر 1361 حمله به مناطق مسكونى به شكل جدید و گسترده­اى از سرگرفته شد. در حقیقت عراق از این كار دو هدف را دنبال می‌کرد، یكى هدف کوتاه‌مدت كه جلوگیرى از اجراى عملیات سرنوشت‌ساز بود، دیگرى هدف بلندمدت كه انهدام منابع ارزى و درآمدی كشور و همچنین به ستوه آوردن مردم و برانگیختن مخالفت آنان با جنگ و در نتیجه وادار کردن جمهورى اسلامى ایران به پذیرش آتش‌بس به‌ نحوی‌که مطلوب رژیم عراق باشد.

 

بخش اول: جنگ شهرها

يكى از صحنه­هاى دردناك و در عين حال نمونه بارز نقض حقوق بشر از سوى رژيم بعثى عراق، حمله­هاى مكرر آن به مناطق مسكونى است. پس از ناكامى نظامى، سياسى و روانى عراق در جبهه­هاى جنگ، سردمداران اين رژيم با هدف كسب امتيازات و تحميل شرايط خود، به جنگ شهرها مبادرت ورزيد. سياست مقابله به مثل ايران در جنگ شهرها، پس از تحمل فشار اوليه در اواخر سال ۱۳۶۳ صورت گرفت. از اين رو اين سياست ابتدا در شهرهاى مرزى عراق انجام شد.  ایران، اولین موشک اسکاد دریافتی از لیبی را در تاریخ 21/12/1363 و با اخطار قبلی مبنی بر اینکه شهرهای مذهبی و عتبات عالیات را نمی‌زند، به شهر‌های کرکوک  و بغداد شلیک کرد. در مقاطع بعدی، شهر بصره نیز هدف موشک اسکاد قرار گرفت. اما بعد از ورود بخش آخر محموله موشکی به ایران، افسران لیبیایی که برای شلیک موشک راهی ایران شده بودند، دست از کار کشیدند و اعلام کردند که به دستور قذافی، دیگر حق ندارند به ایران در شلیک موشک‌ها کمک کنند.  تا آن روز، مجموعا از 30 فروند موشکی که قذافی به طور مخفیانه به ایران داده بود، 21 فروند شلیک شده و 9 فروند دیگر باقی مانده بود که با کارشکنی افسران موشکی لیبی، حسن طهرانی مقدم و تیمش سریعاً خود به میدان آمده و شروع به­کار می­کنند. اولین هدفی که قرار بود افسران ایرانی بدون کمک افسران لیبیایی مورد اصابت قرار دهند، باشگاه افسران ارتش عراق در بغداد بود. لذا تیم موشکی عازم کرمانشاه شده و موشک را آماده شلیک می‌کنند. پس از فرآیند آماده­سازی موشک، افسران ایرانی با روحیه بالا اولین موشک را به سوی بغداد و باشگاه افسران این شهر شلیک می‌کنند و ساعتی نمی‌گذرد که رادیو بی­بی­سی با قطع برنامه‌هایش اعلام می‌کند که باشگاه افسران ارتش عراق هدف موشک ایران قرار گرفته و تعداد زیادی در این حمله کشته شده‌اند.

جنگ شهرها باتوجه به مقتضيات و شرايط زماني و عملكرد دو طرف جنگ ايران و عراق را می­توان به شش مرحله تقسيم کرد:

مرحله اول از اول اسفند 1363 تا 18 فروردين 1364

در مرحله اول، 29 شهر و چندين روستاي ايران 118 بار هدف اصابت بمب‌ها و موشک‌های عراقي قرار گرفت. نخستين حمله موشكي ايران به شهر بغداد نيز در 23  اسفند 1363 هم‌زمان با اجراي عمليات بدر، درحالی‌که عراق موج جديدي از حملات به شهرها و تهران را از سر گرفته بود، انجام شد كه موشك به بانك رافدين در بغداد اصابت كرد. در اين فاصله سازمان ملل یک‌بار تقاضاي قطع حملات را صادر كرد كه ايران و عراق پذيرفتند اما مدتي نگذشت كه عراق بار ديگر اين توافقنامه را زير پا گذاشت، تا اينكه در 18 فروردين 1364 با ورود دبیر کل سازمان ملل به ايران، حملات متوقف شد. (شاه‌آبادی، 1394: 92)

مرحله دوم از چهارم تا 25 خرداد 1364

در مرحله دوم، 27 شهر و چندين روستاي ايران 105 بار هدف حملات عراق قرار گرفت. پس‌ازاین اقدام و مقابله‌ به‌ مثل ايران، دبیر کل وقت سازمان ملل متحد در پيامي از دولت‌های ايران و عراق خواست از حمله به مناطق مسكوني يكديگر خودداری كنند. ايران، بر اساس سياست خود مبني بر خودداری از گسترش جنگ در مناطق غیرنظامی و به‌ منظور رعايت حقوق انسان دوستانه، به تقاضاي دبيركل وقت پاسخ مثبت داد. حكومت عراق نيز براثر فشار افكار عمومي در ظاهر موافقت خود را اعلام كرد. بدين ترتيب توافقنامه‌ای در 22 خرداد 1363 امضا شد. طبق اين توافقنامه و بنابر تقاضاي رئیس شوراي امنيت سازمان ملل، قرار شد هيئت­هاي ناظر سازمان ملل متحد براي نظارت بر اجرای مفاد اين توافقنامه در تهران و بغداد مستقر شوند. (همان)

مرحله سوم از 20 مرداد 1365 تا 10 دي 1365

بعد از فتح فاو و ناتواني عراق از بازپس­گيري آن، تهديدات و سپس حملات هوايي و موشكي عراق به شهرها و روستاهاي ايران از فروردين 1365 باردیگر آغاز شد. همچنین در پي اجراي موفق عمليات كربلاي1 در تيرماه، عراق براي تلافي شكست خود در جبهه‌هاي نبرد، حمله به شهرهاي ايران را در مرداد ماه تشديد كرد و ايران ناگزير بار ديگر دست به مقابله‌ به ‌مثل زد. بدين ترتيب، دوباره جنگ شهرها آغاز شد و تا دی‌ماه همين سال ادامه يافت. البته حملات، پی‌درپی انجام نمی‌گرفت و در مقاطعي بر اساس توافق دو طرف متوقف می‌شد اما با زير پا گذاشتن آن از طرف عراق، حملات دوباره آغاز مي‌گرديد. (همان)

مرحله چهارم از 19 دی­ماه 1365 تا 10 اسفند 1365

طبق توافق پشت پرده­اي كه در آذر 1365 بين آمريكا و عراق و ليبي انجام شد، ليبي همكاري خود را با ايران درزمینه پرتاب موشك قطع كرد و پس از مدتي متخصصان ليبي ضمن دست‌کاری موشك­ها و ايجاد اشكال در آن­ها، ايران را ترك كردند. بدين ترتيب ايران براي مدتي امكان دفاعي خود را از دست داد، اما چيزي نگذشت كه با فضل الهي و تلاش شبانه ­روزي متخصصان موشكي، ايران موفق شد عیب موشك­ها را برطرف كند. عراق كه از اين موضوع خبر نداشت، به اين اميد كه ايران امكان پرتاب هیچ‌گونه موشكي به اين كشور را نخواهد داشت، بار ديگر در 19 دی 1365، هم زمان با اجراي عمليات كربلاي 5 ، به شهرهاي ايران حمله كرد. بدين ترتيب، چهارمين مرحله جنگ شهرها از سوي عراق آغاز شد. عراق حملات خود را در 20 دی‌ماه گسترش داد و ايران در واكنش به اين اقدام در 21 دی­ماه، موشك اسكاد  خود را به سمت بغداد پرتاب كرد. به‌این‌ترتیب حملات دو كشور ادامه يافت تا اين­كه در 28 بهمن‌ماه، عراق به‌طور موقت حملات خود را متوقف كرد. درنهایت با صدور بيانيه دبیر کل سازمان ملل در 10 اسفند 1365 جنگ شهرها در اين مرحله به پايان رسيد. (همان)

مرحله پنجم از 19 مرداد 1366 تا 29 آذر 1366

در پي موفقيت ايران در عملیات نصر 9 در دوم آذر 1366، عراق براي جبران شكست خود، در 19 مردادماه به پالايشگاه تبريز و تأسیسات گچساران و دو منطقه نفتي در رامهرمز حمله كرد و به‌ این‌ترتیب مرحله پنجم جنگ شهرها با فراز و نشيب­هايش آغاز شد. اين حملات، با ورود دبیر کل سازمان ملل به ايران در20 شهريور 1366 موقتاً قطع شد؛ اما به‌محض خروج وی از ايران در 25 شهريور، عراق بار دیگر حملات خود را از سر گرفت و تا 29 آبان ادامه داد، به گونه ای که در اكثر روزهاي مهر و آبان شهرهاي ايران هرروزه هدف حملات عراق قرار مي­گرفت. از نيمه آبان، عراق از رسيدن به اهداف خود ناامید شد و حملات را كاهش داد و سرانجام در 29 آبان، عملاً جنگ شهرها در اين مرحله به پايان رسيد. البته در آذرماه حملاتي جسته‌ وگریخته به ايران داشت. (همان،94)

مرحله ششم از 8  اسفند 1366 تا 31 فروردين 1367

در پي ناكامي عراق در واداشتن ايران به پذيرش بی‌قیدوشرط قطعنامه 598، حملات شديد اين كشور به استان­هاي مختلف ايران در 8  اسفند 1366 آغاز شد. اين حملات و متقابلاً حملات ايران تا 21 اسفند ادامه داشت تا اين­كه عراق ساعت 16:00 همين روز اعلام كرد؛ حمله به شهرهاي ايران را متوقف خواهد كرد، البته تا دقايقي قبل از اين اعلام، 9 فروند موشك به شهر تهران پرتاب كرد. با این‌حال، ايران از قطع حملات استقبال كرد اما عراق تنها يك روز به وعده خود عمل كرد و با آغاز عمليات­ والفجر 10 در 23 اسفند­ماه 1366دوباره حملات خود به مناطق غیرنظامی ايران را آغاز كرد. اين حملات تا 31 فروردين 1367 ادامه داشت تا اين­كه عراق در نامه­اي به سازمان ملل اعلام كرد كه قصد متوقف كردن حملات خود را دارد. به‌ این‌ترتیب جنگ شهرها در جنگ تحميلي عراق عليه ايران به پايان رسيد. (همان، 95)

نقش ستون پنجم دشمن در بمباران مناطق مسکونی

نكته قابل‌توجه در اين زمينه، ارائه اطلاعات از سوي سازمان مجاهدين خلق(منافقین) به ارتش بعثي بود تا خلبانان عراقي باتوجه به اين اخبار به بمباران مناطق مختلف شهري بپردازند. يكي از مهم­ترين دلايل سازمان براي چنين خيانتي، اعتقاد به اين موضوع بود كه بمباران مراكز اقتصادي و نظامي از توان ايران در ادامه جنگ می‌کاهد. بنا براين، بمباران اين مناطق در جنگ به‌عنوان ضربه زدن به ريشه انقلاب اسلامی تلقي می‌شد و هرچند كشته شدن دهها نفر را به دنبال داشت، ولي اين مسئله براي سازمان مجاهدین خلق(منافقین) مهم نبود. سازمان حتي در مورد بمباران مناطق مسكوني، تحليلش اين بود كه جنگ شهرها، موجب توقف كل جنگ است و كشته شدن تعدادي از مردم هرچند بی‌گناه‌، اهميتی ندارد. البته هر وقت تشخيص داده می‌شد كه ديگر جنگ شهرها عادي شده و از تاثیر افتاده و شايد اثري معكوس پيدا كند، با عراق هماهنگ می‌شد و آنگاه قطع جنگ شهرها، بنا به درخواست سازمان صورت می‌گرفت تا تبليغات ايران عليه سازمان بی‌اثر و بر چهره صلح‌خواهی سازمان در داخل و خارج از كشور، تأكيد شود.[1]

شكست صدام براي دستيابي به اهداف موردنظر در جنگ شهرها، در راهپیمایی عظيم روز قدس نشان داد كه تلاش رژيم بعثي براي تشديد حملات خود عليه شهرهاي مسكوني و ايجاد خلل در روحيه مردم با ناكامي مواجه شده است. در زمستان 1365 سومین جنگ شهرها علیه ایران آغاز شد و برای اولین بار موشک­های عراقی که برد آن‌ها به کمک تکنسین­های خارجی افزایش‌ یافته بود، به تهران اصابت کرد. دور جدید جنگ شهرها که با بمباران شیمیایی حلبچه همراه بود، احتمال ایجاد فاجعه‌ای بزرگ علیه جمهوری اسلامی ایران را گوشزد می‌کرد. (فرجادي، 1386: 12)

عکس‌العمل سازمان­هاى بین‌المللی در بمباران مناطق مسکونی

دبیر كل وقت سازمان ملل متحد، طی پیامى در تاریخ 12 ژوئن 1984 میلادی (23 خرداد 1363) از دولت­هاى ایران و عراق درخواست كرد تا از حمله به مناطق مسكونى در خاك یكدیگر خوددارى كنند. ایران براى سیاست خود مبنى بر خود­دارى از گسترش جنگ در مناطق غیرنظامی و براى رعایت حقوق انسان دوستانه، به تقاضاى دبیر كل وقت پاسخ مثبت داد و رژیم عراق نیز براثر فشار افكار عمومى جهان در ظاهر موافقت خود را اعلام كرد و بدین ترتیب توافق شكل گرفت. به دنبال این توافق، بنا به تقاضاى دبیر كل سازمان ملل قرار شد تا هیئت‌های ناظر آن سازمان براى نظارت بر اجراى مفاد این توافق در تهران و بغداد مستقر شوند. اما پس از مدتى، رژیم عراق با استناد به دلایل غیرمعقول بارها توافق 12 ژوئن را نادیده گرفت. (رحمانی، 1388: 13)

از آغاز تا پایان جنگ شهرها بالغ بر 127 شهر (به علاوه جزایر جنوبی کشور) مورد تهاجم قرار گرفتند و در مجموع 76هزارو873 نفر بر اثر حملات هوایی عراق به شهرهای مختلف جمهوری اسلامی ایران به شهادت رسیده و یا مجروح شدند. (ماهنامه امتداد مهرماه، 1388، شماره 46 :41)

بخش دوم: جنگ نفت‌کش‌ها

عراق در سال 1984 (1363) و پس از گذشت چهار سال از جنگ بی‌نتیجه با ایران، به این نکته پی برد که ارتش کشورش از دستیابی به پیروزی قاطع در این جنگ عاجز است. اکنون اهداف راهبردی و سیاسی صدام از به راه انداختن جنگی سریع و برق‌آسا علیه جمهوری اسلامی ایران به‌کلی نقش ‌بر ‌آب ‌شده بود. عراق در این جنگ نمی‌توانست با منابع انسانی عظیم، عمق راهبردی و توان اقتصادی ایران مقابله کند و تنها ازنظر نیروی هوایی بر ایران برتری داشت. ازاین‌رو، تنها گزینه عملی عراق این بود که تا پایان جنگ بر نیروی هوایی‌اش تکیه کند و اینجا بود که عراق جنگ نفتکش‌ها را آغاز کرد، با این امید که بتواند با کاهش میزان صادرات نفت ایران، اقتصاد این کشور را تضعیف کند، جنگ را بین‌المللی نماید و تا حدی از فشار وارد بر نیروی زمینی‌اش بکاهد. (خرمی، 1393: 28)

براى نخستين بار، عراق به پایانه نفتی ايران در جزيره خارك در ۲۴ سپتامبر ۱۹۸۰ ميلادى (۲ مهر ۱۳۵۹) حمله كرد و بيست روز بعد، تعدادى از مخازن سوخت را در تهران مورد حمله قرارداد و قبل از آن نيز ۱۵۰ مخزن ذخيره نفت را در آبادان به آتش كشيد. حمله به ميدان نفتى نوروز كه يكى از سه ميدان نفتى مهرگان و نزدیک‌ترین حوزه نفتى فلات قاره ايران به جبهه جنگ بود؛ نيز مورد اصابت موشک‌های دشمن واقع شد كه براثر تخريب لوله اصلى و نابودى كامل سكو باعث نشت روزانه دو تا دو هزار و پانصد بشكه نفت به آب‌های خلیج‌فارس شد. تهاجمات عراق به  سكوهاى نفتى، توليد پالايشگاه­هاى آبادان، تهران، شيراز و كرمانشاه را به کمتر از نصف تقليل داد. درعین‌حال، آنچه جنگ نفت‌کش‌ها ناميده شد، تأثير ویژه‌ای بر آغاز جنگ در خلیج‌فارس داشت. تمايل عراق به گسترش جنگ با حمله به اهداف راهبردی ايران در جزيره خارك و کشتی‌های در حال بارگيرى يا تردد به اين جزيره، نمايان شد. (لاريجانى، 1388: 2)

جنگ نفت‌کش‌ها  با عمليات رمضان و حمله عراق به جزيره خارك شروع و در تعيين نتيجه نهايى جنگ ايران و عراق به عاملى تحریک‌کننده تبديل شد. بدین‌صورت كه پس از ناكامى نخست عراق در حمله به خارك در سال‌های ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ دور جدیدی از حملات عراق از سال ۱۳۶۳ آغاز شد و آنچه موردنظر عراق بود، درواقع در سال ۱۳۶۵ تحقق يافت و پيامدهاى آن با اسكورت نفت‌کش‌ها در سال۱۳۶۶ آشكار گرديد و جنگ براثر گسترش و تشديد آن با مداخله قدرت‌های بزرگ در سال ۱۳۶۷ به پايان رسيد. تا پايان سال 1362، همه تلاش‌های عراق بر اين  موضوع متمركز بود كه كارايى جزيره خارك را براى صدور نفت ايران مختل كند، ولی تعدد نقاط بارگيرى كه براى 6/5 ميليون بشكه در روز طراحی‌شده بود و تأسيسات محافظت‌شده، به ايران اجازه می‌داد از هدر رفتن نفت جلوگيرى كند و بلافاصله از يك نقطه بارگيرى به نقطه ديگر روى آورد. نقاط بارگيرى مورد اصابت قرارگرفته نيز نسبتاً به‌ راحتی تعمير می‌شدند و اين امر، تلاش عراق را براى وارد آوردن آسيب بعدى براى اخلال يا توقف كامل صادرات نفت ایران با شكست همراه كرد؛ اما از سال ۱۳۶۳ به بعد تحولى در وضعيت منطقه ایجاد شد؛ زيرا عراقی‌ها براى قطع صادرات نفت ايران حوزه عملياتى را تا منطقه شمال قطر گسترش دادند و به‌ صورت آشكار از دولت فرانسه هواپيماى سوپراتاندارد و موشک‌های اگزوست دريافت كردند تا توان دريايى خود را افزايش دهند. پیش‌ازاین، عراقی‌ها با موشک‌های ساحل به دريا يا با هواپیما و بالگردهای معمولى به اهداف دريايى حمله می‌کردند، اگرچه اين حملات دقيق نبود، اما عراقی‌ها با گرفتن موشک‌های ضد كشتى اگزوست، كه قيمت هر يك از آن­ها بيش از یک‌میلیون دلار بود، فعاليت گسترده­اى را آغاز کردند و درمجموع تا پايان جنگ از 1200 فروند موشك اگزوست استفاده كردند. (لاريجانى، 1388: 23)

مراکز نفتی به‌عنوان مهم‌ترین هدف‌های عملیاتی:

اولین تأثیر جنگ بر نفت، کاهش شدید تولید هر دو کشور بود به گونه‌ای که باگذشت کمتر از چند ماه از آغاز جنگ، مجموعاً نزدیک به چهار میلیون بشکه از میزان تولید دو کشور کاسته شد. این امر که می‌توانست تأثیرات زیادی در امنیت انرژی و اقتصاد جهان باقی بگذارد، چند دلیل داشت:

اولاً عراق از آغاز جنگ از زمین، هوا و دریا مراکز گوناگون نفتی ایران را به‌عنوان مهم‌ترین هدف‌های جنگی مورد هجوم قرارداد و آسیب‌های فراوانی به آن‌ها وارد کرد. آشکارترین نمونه آن تمرکز شدید آتش ‌بر روی بزرگ‌ترین پالایشگاه جهان در آبادان بود که به‌تنهایی در آن زمان نیمی از فرآورده‌های نفتی کشور را تأمین می‌کرد.

ثانیاً به علت جنگی شدن منطقه خلیج‌فارس و بی‌ثباتی حاصل از آن، مشتریان نفتی نیز چندان رغبتی برای خرید نفت از این منطقه نشان نمی‌دادند. در این ‌بین وضع ایران بازهم بدتر بود. چون از یک سو، بی‌میلی خریداران نفت ایران تنها به خاطر جنگی بودن منطقه نبود، بلکه عدم خرید نفت از ایران عمدتاً با انگیزه محروم کردن کشور از درآمدهای آن و از دست دادن توان دفاعی و پذیرش سازش و تسلیم بود. از سوی دیگر عراق برای صدور نفت، تنها به منطقه نفتی خلیج‌ فارس متکی نبود، بلکه خط نفتی عراق به ترکیه دایر بود که در زمان جنگ با حداکثر ظرفیت از آن استفاده می‌شد. همچنین در حین جنگ، خط لوله انتقال نفت به دریای سرخ از طریق عربستان نیز دایر شد و زمانی نیز روزانه تا 140 هزار بشکه نفت خام با کامیون‌های نفت‌کش از طریق خاک اردن به بندر عقبه برای صادرات ارسال می‌شد. خط انتقال نفت عراق به سوریه نیز تا بهار 1361 دایر بود. (مقاله نفت و جنگ، 1364: 43)

در پاییز سال 1357، در جریان انقلاب اسلامی و به دنبال تحریم صادرات نفت ایران به مدت هفتاد روز به میزان حدود چهار میلیون بشکه، دومین شوک نفتی اقتصاد بین‌المللی را فراگرفت که یکی از تهدیدهای مهم انقلاب اسلامی برای امنیت انرژی و اقتصادی جهان تلقی شد که خود یکی از زمینه‌های تحمیل جنگ به ایران بود. حال چرا دو سال پس‌ از این واقعه، یعنی در پاییز سال 1359 مجدداً با قطع و کاهش روزانه چهار میلیون بشکه از عرضه نفت عراق و ایران و با احتمال اینکه توسعه جنگ در خلیج‌فارس ممکن بود، تولید میلیون‌ها بشکه دیگر از نفت منطقه کاهش یابد، مجدداً شوک نفتی دیگری بر بازار وارد نیامد؛ دلیل ممکنی است بر اینکه حمله عراق به ایران از قبل طراحی‌شده بود و همچنین حاکی از آن است که ماه‌ها قبل از آغاز این حمله هماهنگی‌های زیادی صورت گرفته بود، زیرا متحدان رنگ ‌به ‌رنگی که در این جنگ از عراق حمایت می‌کردند، اعم از تولیدکنندگانی چون کویت و عربستان یا مصرف‌کنندگانی چون فرانسه و آمریکا که چراغ سبز جنگ را به صدام دادند، می‌دانستند که فوری‌ترین نتیجه جنگ تأثیراتی است که بر مسئله تولید و عرضه و قیمت نفت در این منطقه حساس می‌گذارند؛ پس باید جنگ طوری طراحی و اجرا شود که برای عاملانش بیشترین سود و کمترین زیان و خطر را داشته باشد. لذا مشاهده می‌شود ماه‌ها قبل از آغاز حمله عراق انبارهای ذخایر راهبردی غرب و کمپانی‌های بزرگ نفتی با نفت فراوانی که شیخ‌نشین‌های عرب تولید کرده‌اند، پر می‌شود. (ثانی نژاد، 1385: 38)

هم زمان با ظهور چشم­انداز کاهش بیشتر قیمت و افزایش عرضه از سوی عربستان به‌ عنوان قدرت اول اپک، در ایران نیز زمزمه عملیات سرنوشت‌ساز و نهایی و شکستن بن‌بست موجود مطرح شد. همچنین عراق از بمباران هوایی تهران سودی نبرد و پس از سه هفته از ادامه بمباران­ها با حضور میلیونی مردم در راهپیمایی روز قدس، بمباران را متوقف کرد. عراق، در پی این بن‌بست و به فاصله دو ماه بعد، مجدداً به خیال خودش دست به ابتکار عمل زد و در مرداد 1364، با استفاده از امکانات جدیدی که کسب کرده بود، پایانه نفتی خارک را که عمده صادرات نفت ایران ازآنجا صورت می­گرفت، به‌طور مؤثر مورد حمله و انهدام قرارداد. در پی هر حمله، جنگ روانی شدیدی دایر بر از کارافتادن کامل اسکله­های خارک و از دست رفتن توان صادراتی و توقف درآمدهای نفتی در رسانه­های خارجی راه می‌افتاد. (سریر و هاشمی، 1367: 21)

اولین بمباران تأسیسات نفتی در جریان حمله رسمی عراق ساعت 15:36 روز دوم مهر ١٣٥٩ بود که تعدادی از مخازن ذخیره‌سازی پالایشگاه آبادان بمباران شد و آخرین بمباران دشمن نیز ساعت 10:14 روز چهاردهم خرداد ١٣٦٧ اتفاق افتاد که در آن روز جنگ مستقیم دشمن با صنعت پالایش تمام شد.

این دو تاریخ، اولین و آخرین بمباران‌هایی بوده که در تاریخ صنعت پالایش و پخش ثبت ‌شده است و در بین این دو تاریخ، پالایشگاه‌های نفت بی‌وقفه بمباران می‌شد؛ به‌گونه‌ای که پالایشگاه آبادان به‌عنوان خط مقدم نبرد و به دلیل مجاورت با رودخانه اروند و نزدیکی به مرز عراق، در طول هشت سال جنگ تحمیلی ٢٣ واحد فرآیندی آن به‌طور کامل از بین رفت. (بوشهری، 1394: 12)

بیشترین حملات به پالایشگاه آبادان انجام شد و تقریباً می‌توان گفت این حملات بی‌وقفه بود؛ پالایشگاه تهران دو بار بمباران شد و ١٣ واحد آن به‌طور کامل آسیب دید؛ پالایشگاه تبریز ١٩ بار بمباران شد که ٢٣ واحد آن آسیب دید؛ هر یک از این واحدها، خود پالایشگاهی کوچک هستند و آسیب آن­ها منجر به خروج پالایشگاه از مدار تولید می­شد.
پالایشگاه اصفهان، هشت بار بمباران شد و ١٧ واحد آن آسیب دید و پالایشگاه کرمانشاه نیز ١٧ بار بمباران شد و در طول دوران جنگ زیر آماج حملات دشمن قرار داشت؛ پالایشگاه شیراز نیز چهار بار بمباران شد که ١٣ واحد آن مورد اصابت قرار گرفت. گسترش و تشدید حملات هوایی عراق به مراکز نفتی و خطوط کشتی­رانی در خلیج‌فارس که خطرهای جنگ را متوجه کشورهای منطقه و صدور نفت به کشورهای پیشرفته صنعتی کرده بود، زمینه مداخله مستقیم کانون­های قدرت را فراهم‌ ساخت و حمایت از عراق در جنگ به حضور نظامی و سپس دخالت مستقیم سیاسی – نظامی در منطقه تبدیل شد. (بوشهری، 1394: 12)

خروج ظرفیت ٦٥٠ هزار بشکه‌ای پالایشگاه آبادان از مدار تولید ضربه‌ای اساسی به صنعت پالایش کشور بود. در سال ١٣٥٩ کل ظرفیت پالایش کشور حدود ١,١ میلیون بشکه در روز بود و با بروز جنگ تقریباً نیمی از ظرفیت پالایشی کشور را از دست دادیم. زمانی که پالایشگاه آبادان آماج حملات بی‌ وقفه دشمن قرارگرفته بود، حدود ١٨١ نفر از همکاران ما در حین کار شهید شدند و لازم بود که این پالایشگاه از سرویس خارج شود و عملاً کار در چنین شرایطی منطقی به نظر نمی‌رسید، زیرا دشمن پالایشگاه آبادان را سیبل حملات خود قرار داده بود و مرتب آتش دشمن بر سر تأسیسات آن می‌ریخت و تولید در چنین شرایطی ممکن نبود، زیرا توأم با انفجار و آتش‌سوزی شدید بود. اگر پالایشگاه از سرویس خارج نمی‌شد، با هر بار حمله دشمن هر تجهیز و واحد پالایشگاهی در اثر انفجار مانند یک بمب عمل می‌کرد و می‌توانست چند برابر بمب اصلی ترکش و انفجار ایجاد کند که این امر منجر به از دست رفتن تعداد زیادی از همکاران ما می‌شد و علاوه بر آن به ‌خودی‌ خود تولید قطع می‌شد؛ اما پالایشگاه‌های دیگر مثل تهران و تبریز که دورتر از آتش دشمن بودند، با وجود بمباران در مدار تولید قرار داشتند و تولید ازآنجا برای تأمین فرآورده مورد نیاز کشور توجیه اقتصادی داشت.[2] (بوشهری، 1394: 12)

حملات انجام‌شده به کشتی­های تجاری در طول جنگ نفت‌کش‌ها[3]

مهاجم    سال

1359

1360

1361

1362

1363

1364

1365

مجموع

عراق

5

22

16

53

33

66

88

283

ایران

0

0

0

18

14

45

91

168

مجموع

5

22

16

71

47

111

179

451

 

 

اوایل سال 1980 هر دو کشور ایران و عراق در حد محدود حملاتی را علیه کشتی­های تجاری اجرا نمودند؛ اما در سال 1984 عراق این حملات را به نحو قابل‌ ملاحظه‌ای افزایش داد تا از صدور نفت ایران جلوگیری نموده و آن را از منابع مالی برای ادامه جنگ محروم نماید. تا پایان جنگ صدها فروند کشتی تجاری از بیش از 30 ملیت مختلف مورد هدف قرار گرفتند. (جان جوردن، 1989: 21)

از منظر حقوقی اقدامات ایران در ایجاد منطقه جنگی با دو هدف دنبال می­شد. هدف اول حفظ امنیت نیروها و تأسیسات نفتی، بنادر و جزایر خودی و هدف دوم حفظ امنیت کشتیرانی بین‌المللی بود که هردو هدف منطبق بر قوانین بین‌المللی بوده است. (جمشیدی، 1991: 5)

عراق از روز اول توسط کشورهای غربی و منطقه‌ای حمایت می‌شد، عراقی‌ها پیش از شروع جنگ و در طول هشت سال دفاع مقدس، طی قرارداد 15 ساله‌ای که با شوروی داشتند، سلاح و مهمات و امکانات نظامی دریافت می‌کردند. علاوه بر تجهیزات نظامی شرقی، از همان سال اول جنگ، فرانسوی‌ها و اروپایی‌ها به نفع صدام وارد میدان جنگ شدند. فرانسه، در سال دوم جنگ، درحقیقت یک نیروی هوایی جدید به عراق داد. این کشور، حدود 200 فروند میراژ و 40 خلبان در اختیار عراق قرارداد درحالی‌که ما در طول جنگ حتی یک هواپیما نتوانستیم بخریم و هیچ امکاناتی نتوانستیم تهیه کنیم، عراقی‌ها در کنار توسعه نیروی هوایی شرقی‌شان، یک نیروی هوایی کامل غربی نیز به وجود آوردند که هدف اصلی نیروی هوایی غربی، نفت ایران بود. عراقی‌ها می‌دانستند که ما باقدرت نفت می‌توانیم جنگ را به نفع خودمان ادامه بدهیم، بنابراین سکوهای نفتی ما را نشانه گرفته بودند. ما هم از روز اول جنگ درصدد تضعیف پشتوانه اقتصادی عراق بودیم، طی چند مرحله سکوهای نفتی عراق را زدیم و امکان صادرات نفت عراق از خلیج‌فارس را قطع کردیم؛ اما چون عربستان، کویت، اردن و سایر کشورها پشتیبان عراق بودند، ما هر کاری می‌کردیم نمی‌توانستیم نفت عراق را به‌طور کامل قطع کنیم. حتی با سوریه توافق کردیم و به سوریه نفت دادیم تا خط لوله‌ی عراق که از سوریه می‌رفت را قطع کنند. ولی عراقی‌ها با ترکیه هماهنگ کردند و خط لوله قوی‌تری از طریق ترکیه کشیدند و خط دیگری هم از طرف عربستان احداث کردند. مابقی نفتشان را هم از طریق تانکرها از بندر عقبه اردن صادر می‌کردند و ما نتوانستیم نفت عراق را قطع کنیم. عراقی‌ها برای اینکه صادرات نفت ما را قطع کنند، ابتدا بر روی جزیره خارک متمرکز شدند. ولی با ایجاد پایانه‌های متعددی در سیری و لاوان و تنگه هرمز، کار چندانی پیش نبردند و مجبور شدند با نیروی هوایی فرانسوی خود منطقه وسیعی تا تنگه هرمز را زیر پوشش قرار دهند. در سال آخر جنگ مقابله ‌به‌ مثل کردیم و توانستیم با عملیات‌هایی که انجام دادیم، عراقی‌ها را به بازدارندگی برسانیم؛ یعنی آن‌ها را به‌جایی رساندیم که یک ماه کشتی‌های ما را نزدند. در این مرحله آمریکایی‌ها با کمک اروپایی‌ها مستقیماً وارد جنگ شدند و حدود 90 فروند کشتی جنگی به خلیج‌فارس آوردند، در سال آخر جنگ 9 درگیری نظامی مستقیم با آمریکایی‌ها داشتیم. آمریکایی‌ها کشتی نیروی دریایی ارتش ایران که به سمت بحرین حرکت می‌کرد را زدند و تعدادی شهید و مجروح شدند و تعدادی نیز توسط آمریکایی‌ها اسیر شدند. در سال آخر جنگ آمریکایی‌ها خودشان وارد جنگ شده بودند، یک کشتی با پرچم آمریکا به نام سانگاری کنار اسکله احمدی کویت مورد اصابت موشک‌های ساحل به دریا قرار گرفت و آمریکایی‌ها سکوهای نفتی نصر و سلمان را زدند. بعدازآن نیز یک ناو مین ‌جمع کن آمریکایی‌ها به نام ساموئل بی رابرت روی مین رفت و دوتکه شد. به‌طوری‌که امکان بازسازی‌اش نبود. در پی انهدام این ناو، آمریکایی‌ها سکوهای نفتی رشادت و رسالت را زدند و به‌این‌ترتیب درگیری مستقیم با آمریکا ادامه پیدا کرد تا اینکه سه فروند از ناوهای ارتش به نام سهند و سبلان و جوشن را زدند و 64 نفر از خدمه این ناوها را به شهادت رساندند. البته یکی از ناوها غرق شد و دو تا از آن‌ها بعد از جنگ بازسازی شد؛ بنابراین در سال آخر جنگ، ما یک‌ طرف بودیم و عراق و آمریکا و کل جهان در طرف مقابل ما، ولی ما جنگ را تبدیل به حماسه کردیم و عامل موفقیت ما در مرحله اول، حضور امام خمینی (‌ره) بود که روح مقاومت و ایستادگی را ایجاد کرد و نقش دوم را مردم  داشتند که داوطلبانه وارد جنگ شدند و نقش سوم را نیروهای مسلح داشتند که این نیروهای داوطلب را خوب سازمان‌دهی کردند و به کار گرفتند.[4] (علایی، ۱۳۹2: 25)

جنگ نفت­کش­ها و رویارویی مستقیم ایران و آمریکا درخلیج فارس:

رژیم عراق، در ادامه ارسال کمک­های شرق و غرب و با تجهیز جنگ‌افزارهای مدرن هوایی، جنگ در دریا را شدت می‌بخشد. ایران، برای جلوگیری از شرارتهای بغداد در خلیج فارس به مجامع بین‌المللی هشدار می‌دهد، اما هیچ اقدامی از سوی این مجامع صورت نمی‌گیرد. بدین ترتیب، ایران مجبور به مقابله به مثل علیه شرارت­های بغداد می‌شود. آمریکا که انتظار چنین حرکتی را از سوی ایران ندارد، با احساس خطر و به بهانه ایجاد امنیت در خلیج فارس و باز نگه داشتن تنگه هرمز، تعداد زیادی رزمناو به منطقه اعزام می‌دارد. به دنبال آن ریگان رئیس جمهوری وقت آمریکا در اجلاس سران ۷ کشور صنعتی از این کشورها می‌خواهد که در خلیج فارس حضور نظامی داشته باشند. با موضعگیری قاطعانه مسؤلان ایران و اعزام نیرو به خلیج فارس، ایجاد پایگاه‌ در جزایر ابوموسی و استقرار موشک­های ساحل به دریای کرم ابریشم، این توطئه مؤثر نمی‌افتد.

اقدام عربستان در زمینه نفت پس از فتح فاو

افزایش عرضه عربستان و برخی دیگر از همراهانش به دنبال فتح فاو می‌توانست یکی از فوری‌ترین و مهم‌ترین این ضد حمله‌ها باشد با اوضاعی که از اواخر سال1363، و ابتدای سال1364، بر بازار نفت حاکم شده بود این اقدام جناح محافظه‌کار اپک، به‌ویژه عربستان، تیر خلاصی را به‌ سوی قیمت ارزان نفت رها کرد و طی یکی دو ماه، قیمت نفت در بازار آزاد به‌یک‌باره به زیر ده دلار سقوط کرد و در برخی اوقات تا بشکه‌ای شش و هفت دلار نیز معامله‌ شده بود. این عمل عربستان که با پوشش استراتژی سهم بازار توجیه شد، تا یکی دو سال کم‌ و بیش قیمت را در سطوح پایین نگه داشت. طبعاً این فشار برای ایران که درگیر جنگی طولانی بود، آسیب­هایی دوچندان به همراه داشت که می‌توانست بر تحقق هدف­های به‌حق این کشور برای تنبیه متجاوز آثار سوئی بر جای گذارد. چه از روی قرائن خبری و اطلاعاتی و چه مبتنی بر قرائن تحلیلی و علّی کلی، تقریباً این اجماع نظر وجود دارد که انگیزه عربستان از افزایش عرضه و قیمت‌ شکنی عمدتاً سیاسی و به‌ منظور هدایت جنگ عراق و ایران در راستای اهداف ضد ایرانیش بود. (منعم و آقامیری، 1388: 7)

در بيشتر سال­هاي دهه1980 ايران و عراق به جنگ خونيني مشغول بودند كه به‌نوعی هراس و وحشت يك جنگ صنعتي قرن بيستم را با خود همراه داشت. كاربرد بی‌حد و مرز تسليحات شيميايي، حملات ويرانگر به شهرها با هواپيما و موشک‌های اسكاد و جنگ دريايي شامل حمله به كشتي­هاي تجاري كه در آبراه­هاي باريك خلیج‌فارس تردد می‌کردند.

در فوريه و مارس1986 به نظر مي­رسيد ایرانی‌ها در نبرد با نيروهاي عراقي به موفقيت دست‌یافته‌اند، زيرا سرانجام توانستند شبه‌جزیره‌ی فاو را به تصرف خود درآورند. عراقی‌ها از سر استيصال حمله به نفت‌کش‌های ايران را شروع كردند. اين امر مشكلات زيادي را براي ایرانی‌ها ايجاد كرد. ايران نمي­توانست مقابله‌ به‌ مثل كند. عراق از نيروي دريايي قابل‌توجهی برخوردار نبود و نفت خود را از طريق خط لوله به تركيه منتقل كرده و يا از طريق كشورهاي كويت و عربستان سعودي در مناطق بی‌طرف با استفاده از كشتي صادر مي­كرد. كالاهاي وارداتي نيز به‌صورت معكوس در همان مسير به بنادر بی‌طرف در خلیج‌ فارس اغلب كويت و عربستان سعودي و ازآنجا به عراق انتقال داده می‌شد. (کنت مکنزی،1382: 23)

ايران براي انجام حمله تلافی‌جویانه به عراق با سه گزينه مواجه بود:

  • حمله به خط لوله نفت در تركيه
  • حمله به کشتی‌های بی‌طرفی كه تجهيزات جنگي به بنادر كويت يا عربستان سعودي حمل می‌کردند.
  • حمله به نفت‌کش‌هایی كه نفت عراق را به خارج از خلیج‌فارس حمل می‌کردند.

هر سه گزينه­ فوق مشکل‌ساز بود. ايران گزينه سوم را انتخاب كرد؛ يعني حمله به نفت‌کش‌هایی كه نفت عراق را از طريق كشورهاي حامي عراق به خارج از خلیج‌فارس حمل می‌کردند. اين اقدام عملاً به معني حمله به كشتي­هاي كويت و عربستان سعودي بود و اين حمله هسته يك رويكرد نامتقارن را تشكيل داد كه سرانجام نه‌تنها ازنظر راهبردی در انتخاب هدف بلكه ازنظر تاكتيكي در نحوه حملات نيز نمود پيدا كرد. (کنت مکنزی، 1382: 24)

ايران داراي چندين مزيت منحصر به ‌فرد بود. نيروي دريايي اين كشور، اگرچه درنتیجه انقلاب سال 1979 تا حد زيادي تضعیف‌ شده بود، به هرحال قدرتمندترين نيروي دريايي در منطقه خلیج‌فارس به‌حساب می‌آمد. جغرافيا نيز به كمك ايران آمده بود. خطوط ساحلي طولاني ايران، به ایرانی‌ها امكان می‌داد تا به خطوط كشتيراني كه در خلیج‌فارس و گلوگاه طبيعي تنگه هرمز و نيز آبراه‌های درياي عمان جريان داشت، حمله كنند. از طرف ديگر به خاطر شيب عمق خلیج‌فارس، مسير اصلي كشتيراني به سمت شمال و در مجاورت ايران قرار داشت. (کنت مکنزی، 1382: 27)

در اواخر سال 1986 ایرانی‌ها حمله به كشتي­ها را در خلیج‌فارس آغاز كردند. در آن سال، ده فروند نفت‌کش موردحمله قرار گرفت. در سال 1987 تعداد کشتی‌های مورد حمله قرارگرفته به 91 فروند رسيد. عراقی‌ها نمی‌توانستند براي توقف حملات كاري انجام دهند و كشورهاي حوزه خلیج‌فارس نيز ابزار و اراده‌ی لازم براي انجام اقدامات دفاعي را نداشتند. ابتدا به نظر می‌رسید كه رويكرد ايران داراي نتايج خوبي است، اما در دسامبر1986 کویتی‌ها خواستار تغيير پرچم كشتي­هايشان به پرچم آمريكا شدند. سرانجام، آمريكا با تغيير پرچم تعدادي از نفت‌کش‌های كويت و تأمين حفاظت از آن‌ها و ساير كشتي­هايي كه از خلیج‌فارس مي­گذشتند، موافقت كرد. (کنت مکنزی، 1382: 29)

بخش سوم: تجزیه‌وتحلیل اطلاعات و داده‌ها

باتوجه به الگوی مفهومی تحقیق، متغیر طرح‌شده (جنگ شهرها – جنگ نفت‌کش‌ها) و باتوجه به روند اشاره‌شده، تجزیه ‌و تحلیل توصیفی اطلاعات انجام ‏گردیده و در انتها جهت نشان دادن هم­پوشانی داده‏های حاصل از مطالعه منابع، تحلیل نهایی انجام ‏می­گردد.

تحلیل نهایی

جمهوری اسلامی ایران در طول جنگ تحميلى در برابر حملات رژيم عراق به مناطق مسكونى از خود صبر زيادى نشان داد و از آغاز تجاوز عراق تا اواخر سال۱۳۶۳ از توسل به مقابله به مثل كه به‌ موجب مقررات بین‌الملل حتى مشروع است، خوددارى كرد. از سال ۱۳۶۴ بن‌بست نسبی در نبردهای زمينی و رکود در جبهه­های مرزی، جنگ را به شهرها و مواضع غیرنظامی دو کشور کشاند. از اين تاريخ، همراه با حمله به کشتی­های باری و سکوهای نفتی، نيروی هوايی عراق يورش گسترده به تهران و ديگر شهرهای ايران را آغاز کرد. جمهوری اسلامی ایران با داشتن بیشترین مرز آبی در خلیج‌فارس مقتدرترین کشور ساحلی این دریا می­باشد. این دریا به دلایل متعدد ژئوپلیتیك برای جمهوری اسلامی ایران از اهمیت حیاتی برخوردار است. رژیم بعث عراق، با آگاهی از این اهمیت در دوره­هایی از جنگ تحمیلی تلاش کرد تا با ناامن کردن خلیج‌فارس مشکلات بنیادی را برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد نماید؛ اما جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ راهبرد امنیت در خلیج­فارس برای همه و یا هیچ­کس و به‌کارگیری نیروی دریایی و هوایی مقتدر خود به مقابله ‌به ‌مثل با این راهبرد دشمن پرداخت و با حمله به کشتی­هایی که کالا به مقصد عراق حمل می­کردند، به رژیم بعث عراق فهماند که داشتن امنیت در خلیج‌فارس مستلزم وجود آن در وهله اول برای جمهوری اسلامی ایران می­باشد؛ و به‌ این‌ترتیب سیادت دریایی خود را نه‌ تنها به عراق در زمان جنگ و بلکه به سایر بازیگران منطقه­ای و بین­المللی در دوران پس از جنگ نیز به اثبات رساند. تشديد جنگ شهرها و جنگ نفت­كش­ها يكى از پيامدهاى فورى عمليات بدر در سال 1363 بود. عراق حدود ۱۲۷ فروند كشتى را در خلیج‌ فارس مورد حمله قرار داده بود. با آغاز عمليات بدر بر شدت حملات خود افزود و علاوه بر آن به جنگ شهرها در ابعاد گسترده­اى ادامه داد.

مهم‌ترین نتایج جنگ شهرها كه صدام به اميد ايجاد تشنج و نارضايتي در بين مردم مسلمان ايران راه انداخته بود، از چهار بعد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و روان‌شناختی نیز دارای آثار و تبعاتی برای جمهوری اسلامی ایران بوده که این آثار هم در کوتاه‌ مدت و هم در بلند مدت قابل‌ مشاهده است. نکته قابل‌ذکر دیگر اینکه همه این ابعاد با یکدیگر در ارتباط متقابل هستند. به‌ عنوان‌مثال، مهاجرت اجباری ساکنان شهرهای مرزی به دیگر شهرها مشکلات اقتصادی فراوانی ازجمله بیکاری و فقر را موجب گردید که همین مشکلات اقتصادی در بسیاری از موارد زمینه‌ساز بیماری‌های روانی فراوان ازجمله استرس، انزوا و …گردید. همچنین، همین مشکلات روانی و اقتصادی زمینه‌ساز مشکلات اجتماعی فراوانی نظیر دزدی، سرقت، طلاق و یا مشکلات فرهنگی ازجمله تضاد فرهنگی گردید. درهرحال تبعات جنگ شهرها در کشور بسیار گسترده بود، تبعاتی که برای برطرف کردن آن علاوه بر اینکه باید هزینه فراوان و زمان طولانی را صرف کرد باید اعتراف کرد که برخی از آن­ها نیز غیرقابل‌جبران است. مواردی همچون از دست رفتن عزیزی و یا فروپاشی کانون خانواده‌ای و یا تخریب یک اثر باستانی حتی در صورت بازسازی و مرمت آن.

مهم‌ترین نتایج جنگ نفت‌کش‌ها را می­توان به کاهش صادرات نفت خام ایران و اقدامات متقابل ایران و نهایتاً دخالت کشورهای فرامنطقه‌ای و رویارویی مستقیم نظامی ایران و امریکا در خلیج‌فارس و آسیب­پذیری این آبراه بین­المللی در برابر اقدامات نظامی به‌ویژه در برابر جنگ مین و تهاجمات موشکی عنوان نمود. اگرچه نتایج دیگری ازجمله ضعف و آسیب­پذیری کشتی­ رانی در خلیج‌فارس و توانایی جمهوری اسلامی ایران برای ناامن کردن این منطقه مهم و راهبردی مکرراً از سوی پژوهشگران بین‌المللی مورد تأکید قرارگرفته است. اگرچه شرایط در دوران جنگ ممکن است منجر به تصمیماتی شود که در زمان خود منطقی و تنها راه‌کار موجود تلقی گردد، اما درنهایت نتایج دلخواه را نداشته و آینده این را به ما نشان خواهد داد. یك اصل مهم دیپلماتیك بر این موضوع در دوران جنگ تأکید می‌نماید که اوًلا در دوران مخاصمه، دستگاه دیپلماسی کشور باید تلاش نماید حتی‌الامکان کشورهای حامی دشمن را به بی‌طرف و کشورهای بی‌طرف را به دوست تبدیل نماید و به‌طریق‌ اولی از وارد شدن کشورهای بی‌طرف به جنگ ممانعت به عمل آورد، درصحنه نبرد نیز با اجتناب از درگیری غیر ضروری با کشورهایی که مستقیماً با ما در حال جنگ نیستند، باید از دادن بهانه به دست آن‌ها خودداری کرد تا اقدامات آن‌ها به نفع دشمن تمام نشود. در واقع صدام می‌دانست که این جنگ دیگر به وی تعلق ندارد و جنگی است که خواسته یا ناخواسته بسیاری از قدرت­ها را درگیر نموده که همگی نیز در پشتیبانی از او اقدام می‌نمایند. لذا در انجام هر نوع جنایت جنگی و نقص قوانین بین‌المللی تردید نداشت و تنها منتظر مانده بود تا اقدامات متقابل ایران پای دیگر کشورها را مستقیماً به جنگ باز نماید که این خواست وی با دخالت نظامی آمریکا در خلیج‌فارس تحقق یافت؛ زیرا انهدام ناو آمریکایی ساموئل رابرتس با مین چیزی نبود که از سوی آمریکا بی­پاسخ بماند.

نتیجه:

1-بررسی روند جنگ نفت کش ها که عمدتاً پس از فتح خرمشهر و اتخاذ راهبرد تعقیب و تنبیه متجاوز توسط جمهوری اسلامی ایران تشدید گردید، نشان می دهد که رژیم بعث عراق از به راه انداختن این نوع ازجنگ و شدت بخشیدن به آن، هم زمان دو هدف اساسی را تعقیب می کرده است. هدف اول عراق از حمله به نفت کش ها محروم نمودن ایران از درآمدهای نفتی بوده که اصلی ترین و بلکه تنها ترین منبع کسب درآمدهای ارزی ایران بود. به این ترتیب جمهوری اسلامی ایران، اصلی ترین منبع پشتیبانی مالی خود از جنگ را از دست می داد و قادر به ادامه جنگ برای محقق ساختن راهبرد تعقیب و تنبیه متجاوز نمی گردید. کاهش چشمگیر درآمدهای نفتی ایران در این دوره نشان می دهد که عراق تا حد زیادی به این هدف خود دست یافته است.

هدف دوم عراق از حمله به نفت کش ها این بود که با نا امن سازی خطوط دریایی، قدرت های فرامنطقه ای را که بعضاً انگیزه های سیاسی لازم را نیز برای مداخله در جنگ ایران عراق، به نفع این کشور و به ضرر ایران داشتند، به مداخله در جنگتحریک نموده و به این ترتیب با بین المللی کردن جنگ، ایران را وادار به پذیرش خاتمه جنگ و صرف نظر کردن از پیگری راهبرد تنبیه متجاوز نماید. بررسی روند جنگ و چگونگی خاتمه آن نشان می دهد که در آن بازه زمانی عراق به این هدف خود نیز دست یافت. البته لازم به ذکر است که کلیه نیروهای مسلح ایران اعم از هوایی و دریایی و زمینی، حداکثر مجاهدت و جان فشانی را برای شکست عراق در این جنگ به عمل آوردند، اما به دلیل حمایت های بی دریغو همه جانبه بیگانگان از عراق، ودر مقابل، اعمال حداکثر فشار های سیاسی، نظامی و اقتصادی بر ایران، و حتی رویارویی مستقیم نظامی، قدرت دفاعی و توان رزمی نیروهای مسلح کشور در اواخر جنگ کاهش چشمگیری یافت و یک بار دیگر موازنه قوا به طرز بی سابقه ای به نفع عراق بر هم خورد.

 

2-هدف قراردادن مناطق مسکونی وایراد تلفات غیر نظامیِ مغایر با کنوانسیون های بین المللی توسط عراق، هر چند از ابتدای تجاوز به ایران آغاز شد و شهر های زیادی مورد بمباران هوایی، آتشباری توپخانه ها، و حتی هدف موشکهای زمین به زمین قرار گرفتند، اما باز هم آمارها نشان می دهد که این نوع عملیات غیر انسانی به موازات افزایش زمان جنگ از یک سو، و دستیابی ارتش عراق به جنگ افزارهای متنوع و پیشرفته مانند هواپیمای میگ 25 و نیز موشک  های زمین به زمین با برد بیشترکه حتی قادر بودند شهرهای مرکزی ایران و از جمله تهران را هدف قرار دهند، روندی صعودی داشته است. رژیم عراق با اطمینان از عدم برخورد مجامع بین المللی با آن کشور ، که می توانست به دلایل جانبدارانه ویا ضعف ساختاری این سازمان ها باشد، مناطق مسکونی ایران را هدف قرار می داد تا با ایراد تلفات  به غیر نظامیان، پشتیبانی ملی را از ادامه جنگ کاهش داده ونیز نیروهای مردمی داوطلب را از اعزام به جبهه و شرکت در جنگ منصرف سازد. بررسی ها نشان می دهد که هر چند، این راهبرد عراق در ابتدا نتیجه معکوس داشت و بر خلاف انتظار بغداد، موجب تهییج و ترغیب بیشتر نیروهای مردمی برای شرکت در جنگ شد، اما در نهایت به دلیل طولانی شدن جنگ و به ویژه به دلیل عدم کسب موفقیت های چشمگیر در عملیات های چند سال پایانی جنگ، عزم ملی را برای ادامه جنگ و شرکت فعال در آن کاهش داد. فراهم نشدن نیروی  مردمی450 هزار نفری مورد نیاز سپاه پاسداران که برای عملیات کربلا4 در سال 1365(سال سرنوشت) پیش بینی شده بود(برابر اظهارات مسئولین رده بالا سپاه؛ فقط یک صد هزار نفر نیروی مردمی به جبهه  ها اعزام شدند)، به خوبی نشان از آن دارد که راهبرد ضد انسانی جنگ شهرها که در ترکیب با سایر راهبردها مشکلات عدیده ای را برای جمهوری اسلامی ایران رقم می زد، تاثیر قابل  توجهی در کاهش انگیزه مردمی و ملی برای تداوم جنگ داشته است.

منابع

  1. بوشهری، آزاده، جنگ نفت‌کش‌ها در ایام دفاع مقدس، 1394
  2. پیکانی، محمدحسین، جنگ شهرها و دفاع موشکی، انتشارات بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس، تهران، 1391
  3. پیک نفت (نشریه داخلی وزارت نفت) شماره 208 مقاله نفت و جنگ، 1364
  4. ثانی­نژاد، غلامرضا، خطر افزایش قیمت نفت و مسدود شدن جریان انتقال نفت برای غرب، 1385
  5. جان جوردن، بررسی جنگ ایران و عراق راهبرد نظامی و اهداف سیاسی، دانشکده جنگ نیروی هوایی ارتش امریکا، 1989
  6. جمشیدی، ممتاز، حقوق جنگ دریایی و عملکرد جمهوری اسلامی ایران در طول جنگ ایران و عراق، 1991
  7. حیدریان، حمیرا، تاریخ از یاد نمی­برد جنگ شهرها، روزنامه ایران، ۱۳۸۵
  8. خرمی، محمدعلی، جنگ نفت‌کش‌ها در خلیج‌فارس، انتشارات مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، تهران، 1394
  9. رحمانی، حسین، تاريخ جنگ شهرها، روزنامه ایران، 1388
  10. شاه­آبادي، حميدرضا، جنگ شهرها در دوران دفاع مقدس، مركز اسناد و تحقيقات دفاع مقدس، 1394
  11. علایی، حسین، جنگ نفت‌کش‌ها، پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس، ۱۳۹۱
  12. فرجادي، سيد محسن، جنايت در سكوت، روزنامه همشهری، 1386
  13. كنت مكنزي، مترجم عبدالمجيد حيدري، محمد تمنايي، جنگ نامتقارن، تهران، انتشارات دانشكده فرماندهي و ستاد سپاه، تهران، 1382
  14. لاريجانى، اسماعيل، تاريخ دفاع مقدس نبرد نفت‌کش‌ها، 1388
  15. منعم، حشمت­اله، آقامیری، سید احمدرضا، نگاهی به جنگ نفت‌کش‌ها در خلیج‌فارس 1388
  16. ودود، حسن، جنگ نفت‌کش‌ها، انتشارات موسسه فرهنگی هنری خراسان، مشهد، 1394
  17. هاشمی، محمد، اپک و دیدگاه­های آینده، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، تهران، 1367

 


[1]. مصاحبه با گلبرگ يكي از اعضاي جداشده از سازمان مجاهدين خلق، کیهان هوائی شماره 798، 20/7/1360

[2]. مصاحبه با علیرضا ضیغمی معاون وزیر نفت و رئیس منطقه نفتی خارک در طول هشت سال دفاع مقدس

[3]. واشنگتن‌پست 13 اکتبر 1987 نیویورک‌تایمز

[4]. ناگفته­های جنگ نفت‌کش‌ها، بنیان‌گذار و اولین فرمانده نیروی دریایی سپاه، نفت نیوز، 9 مهر 1392

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده