نبردهای صحنه عملیات غرب
بخش بیست و ششم: عمليات آفندي ميمك در 19 ديماه 1359 مأموريت واگذار شده به تيپ1 لشكر 81 زرهي در اين منطقه نبرد، عبارت از اين بود كه طبق تدبير كلي نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران، در تقدم اول در همان خط تماس با نيروهاي دشمن پدافند كند و به نيروهاي دشمن اجازه ندهد؛ بيش از آن چه كه در اوايل جنگ در خاك ايران پيشروي كردهاند، پيشروي نمايد. همزمان با متوقف كردن كامل پيشروي نيروهاي دشمن، اقدام به عمليات محدود چريكي و كمين و دستبرد كند و با عمليات ايذايي و ممانعتي توان رزمي دشمن را كاهش دهد. در مرحله سوم عمليات آفندي محدود و محلي را طرحريزي و اجرا نمايد. بالاخره در مرحله چهارم با مناسبترين شرايط آفندي براي نيروهاي خودي در منطقه مربوطه آفند كند و نيروهاي دشمن را تا خط مرز عقب براند.

مقدمه :

در مطالب قبل گفته شد كه منطقه ميمك كه در منطقه مرزي غرب صالح‌آباد قرار دارد، يكي از دو نقطه مورد اختلاف در مرز زميني ايران و عراق بود (منطقه اول مورد اختلاف زينل‌كش بود). بدين سبب ارتش عراق بعد از فراهم شدن تهاجم عمومي به سرزمين ايران، در دومين تهاجم خود قبل از آغاز جنگ عمومي، اين منطقه را در 19 شهريور‌ماه 1359 اشغال نمود و منطقه‌اي را به عرض و عمق تقريبي 15 كيلومتر در حوالي پاسگاه‌هاي مرزي هلاله و ني‌خزر تحت سلطه خود درآورد. با اشغال اين منطقه، محور وصولي صالح‌آباد سرني به طرف خط مرز مورد تهديد نيروهاي عراقي قرار گرفت و نتيجه نهايي آن، تهديد جدي محور ايلام و صالح‌آباد و مهران بود.

هنگامي كه نيروهاي مهاجم عراقي با نيرويي حدود يك تيپ پياده به منطقه ميمك حمله كردند، نيروهاي مدافع ايران در آن ارتفاعات، فقط شامل يك گروهان مكانيزه و يك گروهان تانك بود كه جمع استعداد رزمي آن‌ها كمتر از يك گروهان رزمي بود. اين یگان رزمي را فقط يك آتشبار توپخانه 155 ميليمتري پشتيباني مي‌كرد كه حدود 60درصد استعداد سازماني خود را داشت. بدين سبب نيروهاي متجاوز عراق موفق شدند؛ به سادگي ارتفاعات ميمك را اشغال كنند و معابر وصولي به آن‌را كه از شمال، به جنوب شامل تنگ بيجار، تنگ مينا و معبر اصلي صالح‌آباد سرني بود، سد نمايند.

بلافاصله بعد از آگاهي از اشغال ميمك به‌وسيله نيروهاي متجاوز عراق، به لشكر 81 زرهي دستور داده شد؛ به هر نحو مقدور، ابتدا معابر وصولي از ميمك به طرف داخل سرزمين ايران به‌ويژه سرني- صالح‌آباد را تأمين كند و از ادامه پيشروي نيروهاي دشمن از دشت ليك به طرف شرق جلوگيري نمايد و در اولين فرصت پاتك كند و نيروهاي متجاوز را از آن منطقه بيرون براند.

در آن موقع، يك گروه رزمي گرداني از عناصر لشكر 81 زرهي در صالح‌آباد مستقر بود كه عناصر مستقر شده قبلي در منطقه ميمك نيز از همان گروه رزمي اعزام شده بود. لذا بقيه عناصر گروه رزمي كه گردان 217 تانك بود به منطقه معابر نفوذي احتمالي نيروهاي عراقي اعزام شد و آماده براي سد كردن پيشروي بيشتر نيروهاي متجاوز عراق گرديد.

در اجراي دستوري كه به لشكر 81 داده شده بود تا در اولين فرصت به منطقه ميمك پاتك كند، لشكر نيز به تيپ1 زرهي سازماني خود اجراي اين مأموريت را محول كرد. آن تيپ، طرح‌ريزي براي اجراي پاتك را انجام داد، اما قبل از آغاز تهاجم عمومي ارتش عراق به ايران موفق به اجراي اين عمليات نشد. ولي بعد از تهاجم عمومي ارتش عراق در 31 شهريور‌ماه 1359 با وجود اين كه تمام عناصر لشكر 81 گسترش يافته در منطقه مرزي ايلام و کرمانشاه مورد هجوم قرار گرفتند و به‌علت برتري مطلق نيروهاي عراق به ايران، لازم بود نيروهاي ايران در تمام مناطق به دفاع بپردازند، اما نظر به اين كه طرح حمله تيپ1 زرهي لشكر 81 زرهي به منطقه ميمك براي اجرا آماده شده بود، فرمانده تيپ1 زرهي كه در آن موقع سرهنگ اسماعيل سهرابي بود (بعداً رئيس ستاد مشترك شد)، دستور داد؛ طرح آماده شده اجرا گردد. بنابراين اولين پاتك نيروهاي ايران در ساعت 550 روز دوم مهر‌ماه 1359 در منطقه ميمك به اجرا درآمد، اما در آن شرايط عدم موفقيت اين عمليات اجتناب‌ناپذير بود. با اين وجود، نيروهاي ما توانستند 25 نفر از افراد دشمن را به اسارت بگيرند و تلفاتي نيز به آنان وارد سازند. از همه مهم‌تر، آن كه حضور خود را در معابر نفوذي شرق ميمك به دشمن نشان دهند و آمادگي خود را براي دفاع از اين منطقه به دشمن اعلام كنند. بدين طريق نيروهاي ما و نيروهاي دشمن در اين منطقه نبرد در شرق و غرب دشت ليك در مقابل هم مواضع پدافندي اشغال و تحكيم نمودند و به پدافند پرداختند.

با توجه به شرايط كلي جنگ كه در تمام صحنه عمليات غرب از جمله منطقه نبرد ميمك به وجود آمد كه شرح آن در بخش دوم بيان گرديد، منطقه نبرد ميمك نيز مانند ساير مناطق نبرد از هفته دوم جنگ به حالت ركود و سكون گراييد و نيروهاي هر دو طرف متخاصم ايران و عراق تحرك خود را از دست دادند و به حالت پدافندي درآمدند. در اين باره وضعيت نيروهاي متجاوز عراق كم تحرك‌تر از نيروهاي ايران گرديد. زيرا گرچه نيروهاي ايران نيز به‌علت كمبود قواي رزمي اجباراً شرايط پدافندي را پذيرا شدند، اما باقي ماندن نيروهاي متجاوز را در سرزمين خود هرگز نمي‌توانستند بپذيرند. بنابراين با هر تواني كه داشتند، تلاش كردند از ركود جبهه‌ها جلوگيري كنند و در هر فرصت مناسب به نيروهاي دشمن ضربت بزنند و او راحتي قدم به قدم هم كه مقدور باشد عقب برانند. از جمله مناطقي كه در ماه‌هاي اول جنگ براي اجراي عمليات آفند متقابله در صحنه عمليات غرب انتخاب گرديد، همين منطقه مورد بحث يعني منطقه ميمك بود و براي اين منظور طرح عمليات به‌وسيله تيپ يك لشكر 81 زرهي تهيه و در تاريخ 19 دي‌ماه 1359 اجرا گرديد كه ذيلاً به شرح آن مي‌پردازيم.

 

طرح‌ريزي عمليات:

قبلاً اشاره شد كه بعد از گذشت بيش از دو ماه از زمان جنگ تحميلي، بالاخره اولين طرح عملياتي لشكر 81 زرهي به نام طرح عملياتي امين (5) در نهم آذر‌ماه تهيه و منتشر گرديد و وظايف و مأموريت‌هاي یگان‌های سازماني و زير امر آن لشكر را مشخص نمود. در اين طرح عملياتي مسئوليت عملياتي قسمت جنوبي منطقه لشكر 81 از سد كنجان‌چم در شمال مهران تا جنوب سومار به تيپ1 زرهي لشكر واگذار شده بود كه شامل منطقه اشغال شده ميمك نيز مي‌گرديد. در اين منطقه نبرد، نيروهاي متجاوز عراق در ارتفاعات ميمك و شمال آن تا سومار حدود 15 كيلومتر در داخل خاك عراق پيشروي كرده بود و در سلسله ارتفاعات صعب‌العبور شرق دشت ليك متوقف شده بودند. اما در قسمت جنوبي منطقه، قسمتي از ارتفاعات مرزي در حوالي پاسگاه‌هاي كاني سخت و شور شيرين در دست نيروهاي ايراني باقيمانده بود. در قسمت جنوبي نيز نيروهاي عراقي دشت مهران و ارتفاعات غربي سد كنجان‌چم را اشغال كرده بودند.

مأموريت واگذار شده به تيپ1 لشكر 81 زرهي در اين منطقه نبرد، عبارت از اين بود كه طبق تدبير كلي نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران، در تقدم اول در همان خط تماس با نيروهاي دشمن پدافند كند و به نيروهاي دشمن اجازه ندهد؛ بيش از آن چه كه در اوايل جنگ در خاك ايران پيشروي كرده‌اند، پيشروي نمايد. هم‌زمان با متوقف كردن كامل پيشروي نيروهاي دشمن، اقدام به عمليات محدود چريكي و كمين و دستبرد كند و با عمليات ايذايي و ممانعتي توان رزمي دشمن را كاهش دهد. در مرحله سوم عمليات آفندي محدود و محلي را طرح‌ريزي و اجرا نمايد. بالاخره در مرحله چهارم با مناسب‌ترين شرايط آفندي براي نيروهاي خودي در منطقه مربوطه آفند كند و نيروهاي دشمن را تا خط مرز عقب براند.

همان گونه كه ملاحظه مي‌شود؛ مأموريت تيپ1 لشكر 81 زرهي تركيبي از پدافندي و آفندي بود. صرف‌نظر از اين كه آيا اصولاً چنين روش ارجاع مأموريت به‌وسيله رده بالاتر از نظر نظامي منطقي بود يا نه،‌ اين روش به‌علت شرايط كلي جنگ بود كه به نيروهاي ما تحميل شده بود وگرنه مسلم است يك تيپ شكست خورده و تضعيف شده در ماه‌هاي اول جنگ، بدون اين كه تجديد سازماني كرده باشد، چگونه مي‌تواند در يك منطقه به عرض بيش از 60 كيلومتر در مقابل يك لشكر دشمن پدافند كند و آن عناصر دشمن را آن‌چنان تضعيف كند كه با يك حركت آفندي نيروهاي دشمن را از تمام منطقه بيرون براند. اما خوشبختانه نتيجه نهايي نشان داد كه حداقل در اين منطقه نبرد اجراي اين مأموريت تا حدودي امكان‌پذير شد.

نيرويي كه براي اجراي مأموريت واگذاري به تيپ1 زرهي در اختيار قرارگاه تيپ گذاشته شده بود، عبارت بودند از:

  • گردان‌های 123 و 195 مكانيزه
  • گردان‌هاي 217 و 222 تانك (منها)
  • يك گروهان ژاندارمري
  • يك گردان توپخانه 155 ميليمتري خودكششي به اضافه دو قبضه توپ 130 ميليمتري
  • يك گردان 130 ميليمتري ( منها) و يك آتشبار كاتيوشا و يك آتشبار 175 ميليمتري
  • عناصر ديگر پشتيباني رزمي و پشتيباني خدمات رزمي

در برابر اين عناصر، تيپ1 زرهي در منطقه عملياتي غرب صالح‌آباد ( از سومار تا مهران) عناصر دشمن طبق برآوردهاي اطلاعاتي انجام شده عبارت بودند از:

  • تيپ 2 پياده لشكر 2 پياده كه در منطقه شهر ترساق عراق گسترش داشت و دو گروه رزمي گرداني آن در تپه‌هاي ميمك پدافند مي‌كرد و يك گردان آن به‌عنوان احتياط در منطقه بين هلاله و ني‌خزرمستقر بود.
  • گردان 7 تانك لشكر 2 پياده به‌عنوان احتياط در ترساق مستقر بود.
  • يك آتشبار ضد‌تانك در ميمك مستقر بود.
  • يك گردان توپخانه صحرايي در پشتيباني تيپ 2 بود.
  • تيپ 4 پياده كوهستاني در منطقه سد‌كنجان‌چم گسترش داشت كه شامل سه گردان پياده و يك گروهان كماندو بود.
  • علاوه بر یگان‌های بالا كه در مقابل تيپ يك لشكر 81 زرهي گسترش داشتند، برآورد شده بود كه ارتش عراق، توانايي آن‌را داشت؛ عناصري از تيپ‌هاي 3 و 19 لشكر 8 پياده و تيپ 39 لشكر 7 پياده و تيپ مكانيزه گارد جمهوري و تيپ 31 و 32 نيروي مخصوص و دو گردان تانك و دو گردان توپخانه صحرايي از نيروي احتياط سپاه 2 عراق را در صورت لزوم به منطقه نبرد غرب صالح‌آباد و مهران اعزام نمايد.

بنا بر برآورد اطلاعاتي بالا، دو تيپ پياده و يك گردان تانك از نيروهاي عراقي در رويارويي عناصر تيپ يك لشكر 81 زرهي ايران قرار داشتند كه شامل هفت گردان رزمي و حداقل دو گردان توپخانه می‌شدند. فرماندهي نيروهاي عراقي مي‌توانست؛ تيپ‌هاي گسترش يافته در منطقه ميمك و مهران را با حدود يك لشكر پياده تقويت شده تقويت نمايد.  

همان‌گونه كه در بررسي عمليات آفندي قبل نيز ياد‌آور شديم، اعم از اين كه اين برآورد اطلاعاتي از دقت و صحت كافي برخوردار بود يا نه، به هر حال اين برآورد، مبنايي براي تصميم‌گيري فرماندهان نيروهاي ايراني در مقايسه توان رزمي يعني نيروهاي خودي و دشمن و نتيجه‌گيري براي امكان اجراي عمليات آفندي بود. حال با وجود اين كه بر اساس اين برآورد توان رزمي نيروهاي دشمن حداقل دو برابر و از ديدگاه حقيقي بيش از چهار برابر نيروهاي خودي بود، چگونه فرماندهان نيروهاي ما تهور و شجاعت آن را داشتند به اين نيروهاي دشمن حمله كنند. قطعاً در اين معادله مسائل رواني و احساسي خيلي قوي‌تر از مسائل مادي و فيزيكي بود. در اين باره فرمانده وقت تيپ1 زرهي لشكر 81 زرهي (امیر سرتيپ اسماعيل سهرابي) براي نگارنده خاطره‌اي تعريف كرده مي‌تواند حالت عمومي رواني حاكم بر شرايط آن روز جنگ را نشان دهد. ايشان چنين گفت:

" بعد از اين كه سرهنگ ابراهيم باوند‌پور در اواخر مهر‌ماه 1358 به فرماندهي لشكر 81 زرهي منصوب شد، با هماهنگي با نظريات نظامي آقاي مهندس اصغر ابراهيمي استاندار ايلام تلاش مي‌كرد هر‌چه سريع‌تر با همان نيروهاي باقي‌مانده لشكر 81 زرهي كه عمدتاً عناصر تيپ1 زرهي در منطقه مهران و صالح‌آباد بود، حمله كند و نيروهاي دشمن را از دشت مهران و ارتفاعات غربي صالح‌آباد (ميمك) تا خط مرز عقب براند. روزي براي بررسي اين طرح در استانداري ايلام جلسه‌اي تشكيل شد كه استاندار ايلام نيز حضور داشت، بعد از اين كه افسران ستاد تيپ وضعيت استعداد و گسترش نيروهاي خودي و دشمن را تشريح كردند و به اصطلاح نظامي توجيه ستادي به‌عمل آمد، استاندار ايلام و فرمانده لشكر متفق‌القول بودند كه با وجود برتري مطلق ظاهري دشمن، نيروهاي موجود ما بايستي حمله كنند و نيروهاي دشمن را از تمام مناطق اشغالي عقب برانند. من (منظور فرمانده تيپ) با اشاره به نقشه وضعيت به فرمانده لشكر گفتم كه شما به‌عنوان يك افسر فرمانده لشكر كارآزموده، متوجه توانايي‌هاي ما و دشمن هستيد و میدانيد كه در گردان‌هاي ما فقط ظاهر سازماني آن‌ها باقيمانده است. بنابراين چگونه انتظار داريد كه اين نيروي ضعيف ما بتواند دشمن چندين برابر خود را در منطقه‌اي وسيع از مهران تا سومار عقب براند. اما اين گفتار من چندان خوش‌آيند فرمانده لشكر و استاندار ايلام نبود. لذا سبب اختلاف رأي بين من (فرمانده تيپ) و فرمانده لشكر گرديد و اين اختلاف تا هنگامي كه ايشان فرمانده لشكر بودند، ادامه داشت".

به هر حال نظر به اين كه ما، در گذشته درباره احساسات حاكم بر تصميم‌گيرندگان نيروهاي ايران در ماه‌هاي اول جنگ در بررسي مسائل مختلف جنگ مطالبي را بيان كرده‌ايم، اين احساسات فرمانده لشكر نيز از همان نوع بود و وضعيتي بود كه شرايط كلي جنگ تحميلي و اوضاع داخلي ايران بعد از انقلاب به وجود آورده بود و در بعضي موارد گريزي از آن نبود. ضمن اين كه در مجموع و در نتيجه نهايي حداقل در دو سال اول جنگ، اين احساسات نتايج بسيار مطلوب و درخشاني نيز به‌بار آورد و سبب بيرون راندن نيروهاي متجاوز عراق از ميهن اسلامي ما گرديد.  

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌در بررسي طرح عملياتي بدر نيروي زميني و طرح عمليات امين لشكر 81 زرهي گفتيم كه از اوايل آذرماه، نگرش واقع‌بينانه‌تري براي ادامه جنگ به‌كار گرفته شد. فرمانده لشكر 81 زرهي مأموريت و امكانات موجودرا بر اساس نياز عملياتي منطقه لشكر تعيين كرد و يك شكل نسبتاً منطقي نظامي به میدان نبرد داده شد. نيروهاي تقويتي كه از مناطق داخلي وارد منطقه نبرد شدند، بر حسب حساسيت مناطق زير امر قرارگاه‌هاي اجرايي قرار داده می‌شدند. بر اين اساس يك گردان پياده تشكيل شده در ستاد مشترك به نام گردان 7 پياده از تهران به منطقه نبرد ايلام و کرمانشاه اعزام شد. اين گردان نيز از طرف فرمانده لشكر 81 زرهي زير امر تيپ1 زرهي قرار داده شد. گروهان ژاندارمري صالح‌آباد، ايلام نيز متمركز گرديد و در همان منطقه در تابعيت عملياتي قرارگاه تيپ1 زرهي درآمد. قرارگاه عملياتي تيپ1 زرهي كه تا دهه اول آذر‌ماه در گردنه قلاچه (جنوب شرقي اسلام‌آباد غرب) مستقر بود در اواسط آذرماه به صالح‌آباد ايلام تغيير مكان نمود. یگان‌های زير امر اين تيپ در منطقه عملياتي واگذار شده گسترش پدافندي گرفتند، به نحوي كه تمام معابر نفوذي احتمالي دشمن پوشيده شد و نيروهاي ما براي سد كردن پيشروي احتمالي دشمن آمادگي كافي پيدا كردند..

مي‌توان گفت؛ بلافاصله بعد از تكميل گسترش پدافندي، نيروهاي ما تلاش كردند مرحله آفندي مأموريت خود را هر چه زودتر و با هرگونه امكانات موجود طرح و اجرا نمايند. اين امر خود نشانه بارزي از احساس مسئوليت فرماندهان براي عقب راندن دشمن از سرزمين ما‌مي‌باشد. بر اين مبنا1 يك لشكر 81 زرهي نيز مانند ساير یگان‌ها ضمن تحكيم مواضع پدافندي، طرح مرحله آفندي را نيز تا 23 آذر‌ماه يعني 12 روز بعد از ابلاغ طرح عملياتي لشكر تهيه و به نام طرح عملياتي شماره 6 خوارزم منتشر كرد.

گفتيم كه منطقه عملياتي تيپ1 زرهي از جنوب سومار تا مهران بود. بنابراين فرماندهي تيپ يك زرهي براي حمله به نيروهاي دشمن بايستي وضعيت تمام منطقه را بررسي و ارزيابي مي‌كرد و هدف‌هاي مناسب‌تري را براي حمله مورد نظر انتخاب مي‌نمود. در منطقه اين تيپ، دو منطقه حساس وجود داشت كه شهر مهران،  و تپه‌هاي ميمك در غرب صالح‌آباد بودند. بنابراين فرمانده تيپ مي‌توانست هر دو منطقه حساس يا يكي از آن‌ها را به‌عنوان هدف حمله انتخاب نمايد. از نظر اهميت نظامي و سياسي شهر مهران مسلماً مهم‌تر از منطقه ميمك بود. چنان چه نيروهاي ما مي‌توانستند اين شهر را از اشغال دشمن آزاد سازند، موضوع جنبه تبليغاتي پيدا مي‌كرد. در صورتي كه اشغال هدف‌هاي غيرمسكوني مانند ارتفاعات هر قدر هم اهميت تاكتيكي و حتي راهبردی داشته باشد، معمولاً در خارج از صحنه‌هاي نبرد و در، بين مردم و محافل جهاني انعكاس چنداني پيدا نمي‌كنند. بنابراين آزاد كردن شهر مهران،  قطعاً انعكاس بين‌المللي دربرداشت. اما با توجه به وضعيت طبيعي زمين منطقه عمليات و محدود بودن محور مواصلاتي به جاده صالح‌آباد مهران كه آن هم در حوالي سد كنجان‌چم در كنترل كامل نيروهاي عراقي قرار داشت، حمله به شهر مهران با آن نيروهاي اندك تيپ زرهي امكان‌پذير نبود، به‌ويژه اين كه اين تيپ در تقدم اول بايستي در تمام منطقه پدافند مي‌كرد. به هيچ وجه اين تقدم را نمي‌توانست در هيچ نقطه‌اي در معرض خطر قرار دهد. بنابراين چنان كه اين تيپ تمام تلاش خود را صرف حمله به مهران مي‌كرد، دشمن مي‌توانست در محور ميمك، سرني، صالح‌آباد پيشروي كند و عقبه تمام عناصر تيپ را در جنوب صالح‌آباد ببندد و نيروهاي حمله‌ور ايران به مهران را محاصره و نابود سازد.

با توجه به اين حقايق، انتخاب شهر مهران، به‌عنوان هدف حمله امكان‌پذير نبود. بنابراين دومين منطقه حساس يعني منطقه ميمك به‌عنوان هدف اصلي حمله مورد نظر تيپ1 لشكر 81 زرهي انتخاب گرديد. با وجود اين، منطقه مهران در اين حمله به كلي كنار گذاشته نشد و فرمانده تيپ تصميم گرفت تلاش اصلي حمله را در منطقه ميمك و در محور صالح‌آباد، سرني، ميمك وارد عمل كند و يك تلاش فرعي نيز به طرف سد كنجان‌چم و ارتفاعات حوالي آن روانه سازد و نيروهاي دشمن را در آن منطقه مورد تهديد قرار دهد. لذا طرح حمله تيپ براي تصرف دو هدف متفاوت كه حدود 50 كيلومتر دور از يكديگر بودند تهيه گرديد. درباره اين كه آيا اين تصميم منطقي بود يا نه و آيا بهتر نبود فرمانده تيپ در يك منطقه به پدافند ادامه مي‌داد و در منطقه ديگر با نيروي قوي‌تر آفند مي‌كرد، ما بحثي نمي‌كنيم، زيرا تصميمي بود كه فرمانده تيپ با توجه به استنباط شخصي از وضعيت كلي اتخاذ كرده بود. بر اساس اين تصميم فرماندهي، طرح عملياتي شماره 6 خوارزم تهيه و منتشر گرديد.

در اين طرح مأموريت تيپ1 زرهي چنين بيان شد:

" تيپ1 زرهي، به‌منظور درهم كوبيدن نيروهاي متجاوز بعث عراق و اجراي مرحله به مرحله‌اي رسيدن به مرزهاي بين‌المللي در ساعت (س) روز (ر) در محور كنجان‌چم دشمن را درگير مي‌كند و در محورهاي سرني و تنگ بينا تك نموده، ارتفاعات ميمك را تصرف و آماده مي‌گردد بنا به دستور تك را به‌منظور ترميم مرز بين‌المللي به سمت غرب ادامه دهد".

در بيان سازمان یگان‌های تيپ1 زرهي، يادآوري شد كه اين تيپ، دو گردان مكانيزه، دو گردان تانك (منها) از یگان‌های رزمي سازماني لشكر 81 زرهي در اختيار داشت. علاوه بر آن‌ها، يك گردان پياده غيرسازماني تشكيل شده در ستاد مشترك، گروهان ژاندارمري صالح‌آباد، تعدادي بسيج عشايري از ايل خزعل در اختيار داشت. توپخانه پشتيباني تيپ نيز يك گردان 155 ميليمتري و يك آتشبار تقويت شده 130 ميليمتري بود. فرمانده تيپ عناصر تابعه را در سه گروه رزمي گرداني و يك واحد مستقل تحت كنترل قرارگاه تيپ سازماني رزمي داد كه به ترتيب گروه رزمي 195 مكانيزه، گروه رزمي 217 تانك، گروه رزمي 222 تانك با گردان 123 مكانيزه و گردان 7 پياده ستاد مشترك، يك گروهان تانك در كنترل قرارگاه تيپ بودند.

تدبير فرمانده تيپ1 زرهي، براي اجراي حمله مورد نظر چنين بود  كه با سه گروه رزمي گرداني به ترتيب؛ از شمال به جنوب، گروه رزمي 195 مكانيزه و گروه رزمي 217 تانك در شمال حمله كنند و تپه‌هاي ميمك را تصرف و تأمين نمايند. هم‌زمان گروه رزمي 222 تانك در جنوب و در محور عمومي به طرف سد كنجان‌چم حمله كند و ضمن درگير كردن عناصر دشمن در اين منطقه در حد توانايي خود تپه‌هاي مشرف به سد كنجان‌چم را تصرف و تأمين نمايد.

در تدبير عملياتي تيپ، به گردان‌هاي اجرايي دستور داده شده بود؛ ابتدا با استفاده از بسيج عشاير محلي و یگان‌های پياده سازماني به مواضع مقدم نيروهاي دشمن رخنه كنند و جنگ‌افزارهاي ضد‌تانك دشمن را نابود سازند، سپس یگان‌های تانك استفاده از موفقيت كنند و به عمق آرايش دشمن حمله نمايند. اين تدبير نتايج مثبت بسيار خوبي براي نيروهاي ما داشت، زيرا از انهدام خودروهاي زرهي ما در مراحل اوليه حمله جلوگيري كرد. به علاوه زمان شروع حركت به سمت دشمن در ساعات تاريكي شب انتخاب شد، تا حداكثر غافلگيري ممكن عليه دشمن به وجود آيد. پاسگاه فرماندهي تيپ در قلعه نياز واقع در محور سرني، صالح‌آباد مستقر شد تا بتواند در هدايت تلاش اصلي یگان‌ها نقش فعال‌تري ايفا نمايد.

بدين ترتيب مرحله طرح‌ريزي تيپ1 لشكر 81 زرهي براي اجراي عمليات آفندي در منطقه غرب صالح‌آباد و شمال مهران در 22 آذرماه پايان يافت و عناصر تابعه تيپ ضمن اجراي مأموريت پدافندي در مواضع گسترش يافته در مقابل دشمن، اقدامات آمادگي را براي اجراي مرحله آفندي آغاز كردند. از جمله اين اقدامات، سازماندهي رزمي، اجراي تمرينات عملي رزمي، در مناطقي مشابه منطقه حمله مورد‌نظر، تكميل تداركات، شناسايي منطقه گسترش دشمن با اعزام گشتي‌هاي رزمي و شناسايي، برداشتن موانع ايجاد شده به‌وسيله دشمن، به نحوي كه غافلگيري رعايت گردد. بالاخره تمرينات لجستيكي براي آموزش چگونگي رساندن تداركات و تخليه مجروحين و اسراء از منطقه نبرد و امثال آن بود. درباره تمرينات، فعاليت چنان جدي بود كه گردان 195 مكانيزه منطقه‌اي را مشابه منطقه نبرد ميمك در خارج از میدان نبرد و حوالي آبادي گنجوان انتخاب و حدود يك ماه در آن منطقه تمرينات رزمي بر اساس طرح عملياتي خوارزم اجرا كرد تا بتواند بهترين راه‌كارها را جهت حمله در منطقه مسئوليت خود انتخاب نمايد. بنابراين، مرحله آمادگي براي اجراي حمله نيز در حد مقدورات به نحو نسبتاً مطلوبي انجام شد و عناصر تيپ آماده براي اجراي حمله گرديدند. ولي، زمان حمله تا 15 دي‌ماه 1359 هنوز تعيين نگرديده بود و نكته جالب توجه درباره زمان حمله اين است كه با وجود اين كه عناصر ديگر لشكر 81 زرهي در 14 دي‌ماه 1359 در منطقه سرپل‌ و گیلانغرب طرح عملياتي آفندي به نام تنگ‌حاجيان را اجرا نمودند كه شرح آن گذشت، ولي حمله تيپ1 آن لشكر با وجود اين كه مقدمات آن از حدود 25 روز قبل آماده شده بود، هم‌زمان با حمله ساير یگان‌ها در 14 دي‌ماه اجرا نشد و در روز 15 دي‌ماه كه هنوز عناصر لشكر 81 زرهي در تنگ‌حاجيان در حال حمله بودند، زمان حمله تيپ1 زرهي ساعت 20/6 روز 19 دي‌ماه و براي چهار روز بعد تعيين و ابلاغ گرديد. البته اين ساعت و زمان به‌وسيله فرمانده تيپ تعيين و به لشكر پيشنهاد شد. لشكر در تاريخ 17 دي‌ماه پيشنهاد تيپ را تأييد كرد و اين عدم هم‌زماني حمله عناصر لشكر 81 زرهي مي‌تواند نشان‌هاي از عدم هماهنگي و ضعف مديريت در ستاد لشكر باشد. زيرا به علل محدوديت استعداد رزمي و وسعت بيش از حد معمول مناطق نبرد، هر یگاني در رده تيپ معمولاً به‌صورت مستقل عمل مي‌كرد و امكان پشتيباني متقابل براي یگان‌ها وجود نداشت تا از مقدورات یگان درگير نشده براي تقويت یگان‌های درگير شده استفاده شود، بنابراين در صورتي كه یگان‌های ما، هم‌زمان طرح‌هاي پيش‌بيني شده را اجرا مي‌كردند، بهتر مي‌توانستند؛ نيروهاي دشمن را در چند جبهه درگير سازند و در او وحشت و اضطراب ايجاد نمايند. ولي به هر حال نمي‌توان ناديده گرفت كه قطعاً در آن زمان شرايط كلي عملياتي طوري بوده است كه اجراي هم‌زمان طرح‌ها مشكلات احتمالي دربر داشته است.

با اعلام زمان حمله تيپ 1 لشكر 81 زرهي در ساعت 20/6 روز 19 دي‌ماه 1359، مرحله يك طرح‌ريزي و آمادگي اين عمليات به پايان رسيد و یگان‌ها آماده براي مرحله اجرا شدند كه در مطالب زير شرح آن بيان مي‌گردد.

 

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده