نبردهای صحنه عملیات غرب
بخش بیست و پنجم:روح مبارزه جویی بعد از اجراي حمله 14 ديماه، وضعيت توان رزمي نيروهاي ايران را در اين محور مشخص ميسازد، ملاحظه ميگردد كه جمع كل استعداد رزمي عناصر گروه رزمي كبير حدود دو گردان رزمي بوده است. در مقابل اين عناصر حداقل يك تيپ كامل دشمن با سه گردان سازماني و يك گردان تقويتي گسترش داشته است. در مقايسه توان رزمي نسبي استعداد دشمن حدود دو برابر نيروهاي ما بوده، ضمن اين كه دشمن بهترين مناطق سركوب و مسلط در منطقه نبرد را در اختيار داشته است. با اين وجود روح مبارزهجويي رزمندگان ما تمام اين عوامل منفي را خنثي كرده و با حداكثر توانايي خود به دشمن تاختهاند.

نيروهاي متجاوز، از روز 16 دي‌ماه تلاش كردند؛ با اجراي پاتك‌هاي متناوب، نيروهاي ما را از نقاطي كه تصرف كرده بودند، عقب برانند. اين تلاش دشمن، تا روز دوم بهمن‌ماه 1359 و به مدت 16 روز ادامه يافت. دشمن در اجراي اين پاتك‌ها موفق شد؛ گردان ژاندارمري را از ارتفاعات چغالوند به مواضع قبلي آن گردان در ارتفاعات داربلوط عقب براند. اما گردان‌هاي 110 پياده  و 285 تانك و سپاه پاسداران توانستند؛ هدف‌هاي تصرف شده در تنگ‌حاجيان و حوالي روستاي گورسفيد و آوازين راتحكيم و نگهداري كنند. لذا نيروهاي دشمن از ادامه پاتك منصرف گرديدند و وضعيت منطقه نبرد گیلانغرب به حالتي درآمد كه نيروهاي دشمن از 7 كيلومتري به حدود 12 كيلومتري شهر گیلانغرب عقب رانده شدند. در نتيجه، اين شهر از تيررس توپخانه متوسط دشمن خارج گرديد و حدود 40 كيلومتر مربع از مناطق اشغالي ميهن اسلامي ما از اشغال نيروهاي متجاوز عراق آزاد گرديد.

در اين عمليات، تعدادي ازافراد دشمن كه 53 تا 106 نفر در مدارك ثبت شده به اسارت نيروهاي ما درآمد. دو دستگاه نفربر زرهي دشمن به غنيمت گرفته شد و تلفات و خسارات نسبتاً زيادي به نيروهاي دشمن وارد گرديد، اما نيروهاي خودي نيز متحمل تلفات و ضايعات نسبتاً سنگيني شدند، به نحوي كه فقط تلفات پرسنلي افراد ارتشي 34 نفر شهيد، 147 نفر زخمي و هفت نفر گمشده يا اسيربود. از اين تعداد، تلفات، افسر؛ هفت نفر شهيد و پنج نفر زخمي و يك نفر مفقود بود. درجه‌دار؛ چهار نفر شهيد، 33 نفر مجروح و يك نفر مفقود و سرباز؛ 13 نفر شهيد، 109 نفر مجروح و پنج نفر مفقود بود. بنابراين به نسبت آماري، تعداد تلفات افسران نسبتاً زياد بود و همين امر بيانگر تلاش فرماندهان براي اجراي مأموريت خود مي‌باشد.

در اين عمليات، يك مشكل پرسنلي از طرف سربازان خدمت منقضي سال 1356 به‌وجود آمد. در آغاز عمليات تعداد قابل ملاحظه‌اي از آنان از منطقه نبرد فرار كردند كه 82 نفر از آنان دستگير و زنداني شدند. اين امر در تلاش گردان 110 پياده اثراتي منفي بر جاي گذاشت، با وجود اين، آن گردان موفق به اجراي مأموريت خود شد.

در پايان بررسي عمليات تنگ‌حاجيان يادآوري مي‌گردد كه گزارش‌های ارسالي چندان هم‌آهنگ به نظر نمي‌رسيد. مثلاً در حالي كه یگاني گزارش داده بود؛ نقطه‌اي را تصرف كرده، در بررسي حوادث بعد معلوم مي‌گرديد؛ آن نقطه هنوز در دست دشمن است. بنابراين در ارزيابي نتيجه نهايي عمليات تنگ‌حاجيان ممكن است نارسايي‌هايي وجود داشته باشد كه بايستي در بررسي‌هاي تكميلي حتي‌المقدور اين نارسايي‌ها برطرف گردد. به‌منظور روشن‌تر شدن وضعيت اين عمليات چند گزارش كلي عيناً بيان مي‌گردد:

 

– در پايان روز 14 دي‌ماه (اولين روز حمله) فرمانده گروه رزمي كبير وضعيت را چنين اعلام كرد:

« 1- تنگ‌كورك توسط عناصر گردان 110 مشهد و گردان 265 سوار زرهي و عناصر سپاه پاسداران به تصرف نيروهاي خودي درآمده است.

2- گردان ژاندارمري در ارتفاعات چغالوند با مقاومت دشمن روبرو است.

3-گردان 110 پياده تا 1500 متري تنگ‌حاجيان پيشروي نموده و به كمك سپاه پاسداران تا ارتفاعات برآفتاب حوالي تنگ‌حاجيان جلو رفته است.

4- گردان 285 تانك تا 200 متري روستاي گورسفيد و 300 متري روستاي آوازين پيشروي كرده است.

5- سپاه پاسداران، آوازين را تصرف و 500 متر جلوتر پيشروي كرده است.

6- تعداد تلفات و ضايعات خودي 13 نفر شهيد، 15 نفر مجروح بوده و به عمق منطقه دشمن سه دسته 40 نفري نفوذ داده شده است. اگر دو گروهان پياده بفرستيد عالي خواهد بود.                 امضاء فرمانده گروه گیلانغرب: سرهنگ كبيري»

 

– در آغاز روز 15 دي‌ماه (دومين روز نبرد) پاتك‌هاي دشمن آغاز شد. از جمله از منطقه تنگ‌كورك دشمن عناصر تيپ 3 زرهي را تحت فشار شديد قرار داد، بدين جهت لشكر 81 زرهي وضعيت آن منطقه را خطرناك اعلام كرد.

– در پايان روز 14 دي‌ماه، فرمانده هنگ ژاندارمري قصر‌شيرين شخصاً منطقه عملياتي گردان ژاندارمري كه در منطقه داربلوط چغالوند حمله كرده بود، رفت و از آن منطقه بازديد كرد كه اين بازديد تا روز 15 دي‌ماه ادامه داشت. نتيجه كلي آن بود كه گردان ژاندارمري ابتدا موفق به پيشروي به سمت هدف شده بود، ولي در مقابل پاتك دشمن نتوانسته بود مقاومت كند و به مواضع اوليه خود در داربلوط عقب‌نشيني كرده بود.

– در 15 دي‌ماه فرمانده گروه رزمي كبير، شخصاً از میدان‌هاي نبرد بازديد كرد و نتيجه آن را به شرح زير به لشكر 81 زرهي گزارش داد: (خلاصه شده).

«1- گردان 285 تانك در سمت راست تا 200 متري آبادي گورسفيد پيشروي كرده ولي متوقف شده است، ولي در سمت چپ تا روستاي آوازين جلو رفته وآن‌را تصرف نموده و سپاه پاسداران نيز در منطقه مربوطه در حوالي آوازين با دشمن درگيرند.

 2 – گردان 110 پياده تعدادي از عناصر دشمن را در ارتفاعات برآفتاب عقب رانده، ولي هنوز اين ارتفاعات از وجود دشمن پاك نشده است.

3- تنگ‌كورك با يك گروهان از گردان 110 پياده با همكاري گردان 265 سوار زرهي تصرف گرديده است.

4- گردان ژاندارمري در 14 دي‌ماه موفق به اشغال چغالوند شد، ولي در مقابل مقاومت دشمن به مواضع قبلي خود عقب‌نشيني كرد.

5- يك گروهان از گردان 110 پياده كه در جنوب ارتفاعات برآفتاب پيشروي مي‌كرد، بعد از شهيد شدن فرمانده گروهان متوقف گرديد.

6- تا رسيدن حداقل دو گروهان پياده براي چغالوند و جايگزيني يك گروهان پياده براي گردان 110 پياده اقدام چشمگيري مقدور نمي‌باشد. 

                                             امضاء فرمانده گروه رزمي كبير: سرهنگ كبيري»

 

– در روز 15 دي‌ماه كه حمله گروه رزمي كبير از دور افتاده بود، با تأكيد لشكر 81 زرهي، تيپ 3 زرهي به یگان‌های خود كه در منطقه تنگ‌كورك بودند، دستور داد؛ در محور تنگ‌كورك و تنگ قاسم‌آباد از جناح شمال‌غربي به دشمن حمله كنند تا بدين وسيله عقبه دشمن مورد تهديد قرار گيرد و مقاومت دشمن در مقابل عناصر گروه رزمي كبير كمتر شود. اما بررسي حوادث چنين نشان مي‌دهد كه اين تلاش يا اصولاً به مرحله عمل درنيامد، يا اين كه به نتيجه مطلوبي نرسيد.

– از روز 16 دي‌ماه، جبهه نبرد گیلانغرب به حالت ركود درآمد. اين موضوع سبب نگراني فرمانده لشكر 81 زرهي گرديد. به‌ويژه اين كه عناصر لشكر بعد از حمله در اين محور تحت آتش‌هاي شديد دشمن قرار گرفته و تلفات مداوم به آنان وارد مي‌گرديد. براي تحرك دادن به جبهه و كم كردن اثرات آتش دشمن، فرمانده لشكر در 17 دي‌ماه به فرمانده گروه رزمي كبير و تيپ 3 زرزهي دستور داد؛ پيشروي را به سمت غرب ادامه دهند. اما فرمانده گروه رزمي كبير پاسخ داد، بدون رسيدن قواي تقويتي با یگان‌های موجود نمي‌تواند به حمله ادامه دهد. لازم است يك گردان تانك و يك گردان پياده تقويتي در اختيار اين گروه رزمي قرار گيرد.

– بالاخره آخرين وضعيت را فرمانده گروه رزمي كبير در 17 دي‌ماه به شرح زير گزارش داد كه به نظر مي‌رسد بعد از آن تغييرات محسوسي در اين منطقه نبرد ايجاد نشد.

«موقعيت فعلي یگان‌های گروه رزمي كبير در 17 دي‌ماه به شرح زير مي‌باشد.

  1. در تنگ‌كورك يك گروهان از گردان 110 پياده مستقر گرديده است.
  2. يك دسته پياده در شرق تنگ‌حاجيان در ارتفاعات برآفتاب.
  3. يك گروهان پياده در شرق روستاي گمار و شمال‌غربي سه‌راهي تنگ‌حاجيان.
  4. يك تيم تانك و مكانيزه در شرق روستاي گورسفيد.
  5. يك گروهان تانك و مكانيزه در غرب روستاي گورسفيد.
  6. يك گروهان تانك و مكانيزه در شمال روستاي آوازين.
  7. يك دسته پاسدار به استعداد 30 نفر در تپه 825 در شمال‌غربي روستاي آوازين.
  8. يك گروه پاسدار با يك قبضه تيربار 7/12 در دو كيلومتري غرب روستاي آوازين.
  9. يك دسته پاسدار به استعداد 30 نفر در تپه‌هاي جنوب‌غربي آوازين.

10- يك گروهان ژاندارمري در ارتفاعات داربلوط و يك گروهان در ارتفاعات ميله هركوت.

11- يك دسته پاسدار در تپه 1080 واقع در 1500 متري شمال روستاي شك‌ميان در ارتفاعات چغالوند.

فرمانده گروه رزمي كبير در گزارش خود اضافه نمود كه با توجه به استعداد رزمي یگان­هاي ياد شده (كه در بالا اشاره شد) فعلاً ادامه حمله مقدور نيست، مگر اين كه دو گردان رزمي در اختيار گروه رزمي كبير قرار داده شود و تيپ 3 زرهي از سمت شمال‌غربي تلاش اصلي حمله را عهده‌دار گردد و عناصر گروه رزمي كبير در تلاش فرعي به حمله ادامه دهد. ضمناً اضافه كرد؛ آتش توپخانه خودي نيز كافي نيست و لازم است؛ حداقل دو آتشبار ديگر در پشتيباني اين قرارگاه قرار گيرد»

با توجه به گزارش ياد شده بالا كه ضمن مشخص كردن وضعيت منطقه نبرد گیلانغرب بعد از اجراي حمله 14 دي‌ماه، وضعيت توان رزمي نيروهاي ايران را در اين محور مشخص مي‌سازد، ملاحظه مي‌گردد كه جمع كل استعداد رزمي عناصر گروه رزمي كبير حدود دو گردان رزمي بوده است. در مقابل اين عناصر حداقل يك تيپ كامل دشمن با سه گردان سازماني و يك گردان تقويتي گسترش داشته است. در مقايسه توان رزمي نسبي استعداد دشمن حدود دو برابر نيروهاي ما بوده، ضمن اين كه دشمن بهترين مناطق سركوب و مسلط در منطقه نبرد را در اختيار داشته است. با اين وجود روح مبارزه‌جويي رزمندگان ما تمام اين عوامل منفي را خنثي كرده و با حداكثر توانايي خود به دشمن تاخته‌اند. اما به هر حال از هر نيرويي بيش از كارآيي نهايي آن نمي‌توان انتظار داشت و كارآيي نهايت اين گروه رزمي نيز همان بود كه توانسته بود؛ نيروهاي دشمن را حدود چهار كيلومتر عقب براند و يكي از گذرگاه‌هاي عمده اين منطقه نبرد را كه تنگ‌حاجيان بود، تصرف نمايد و كنترل كامل تنگ‌كورك را نيز كه دومين معبر نفوذي از محور گیلانغرب به طرف دشت ذهاب بود در دست بگيرد.

با فشاري كه فرمانده لشكر 81 براي ادامه حمله به گروه رزمي كبير وارد مي‌كرد، با وجود وضعيتي كه براي اين گروه رزمي پيش آمده بود، در روز 17 دي‌ماه، يك بار ديگر گروه رزمي تلاش كرد حمله را ادامه دهد، ولي با میدان‌هاي مين برخورد كرد و نتوانست پيشروي كند. فقط گردان 110 پياده تلاش كرد؛ تمام منطقه تنگ‌حاجيان را پاك‌سازي كند كه به سختي با عناصر باقيمانده دشمن درگير شد. اما هر قدر مدت زمان نبرد طولاني‌تر می‌شد، تلفات و خسارات گروه رزمي كبير نيز بيشتر مي‌گرديد، در حالي كه هيچ گونه تقويتي براي آن نمي‌رسيد. بدين جهت فرمانده گروه رزمي در 18 دي‌ماه گزارشي به لشكر 81 زرهي داد كه خلاصه آن چنين است:

«از تعداد 31 دستگاه تانك موجود گردان 285 تانك، فقط 21 دستگاه تانك حاضر به‌كار است. از تعداد نفربرهاي گردان مكانيزه مهدي نيز فقط چهار دستگاه قابل بهره‌برداري است. از سه دستگاه نفربر حامل تفنگ 106 ميليمتري نيز فقط يك دستگاه آماده است. با اين استعداد رزمي امكان ادامه حمله وجود ندارد. با اين وجود سعي خواهد شد با گردان 110 پياده و گردان پاسدار حمله ادامه يابد»

حمله‌اي را كه عناصر گروه رزمي كبير از روز 14 دي‌ماه آغاز كرده بودند، با وجود اين كه از روز 15 دي‌ماه از دور افتاد، ولي به‌كلي متوقف نگرديد. زيرا هيچ يك از هدف‌هاي اصلي پيش‌بيني شده به‌طور كامل تصرف نشده بود. لشكر 81 تلاش مي‌كرد با فشار آوردن به گروه رزمي كبير آن‌را وادار به ادامه پيشروي و تصرف حداقل يكي از هدف‌هاي اصلي در حوالي قاسم‌آباد و ارتفاعات چرميان نمايد. بدين لحاظ اين گروه رزمي با وجود كاهش چشمگير توان رزمي یگان‌هایش، به‌طور محدود به تلاش خود ادامه داد. اين ادامه تلاش بيشتر در حوالي تنگ‌حاجيان بود. تلاش می‌شد حداقل ارتفاعات برآفتاب بين تنگ‌حاجيان و تنگ‌كورك از وجود دشمن پاك‌سازي شود. براي اين منظور در روز 19 دي‌ماه نيز گردان 110 در منطقه مربوطه حمله‌اي را آغاز كرد و قسمتي از مناطق تحت كنترل دشمن را اشغال نمود و 26 نفر از افراد دشمن را به اسارت گرفت و يك نفربر عراقي نيز در محور گیلانغرب به غنيمت گرفته شد.

تلاش گردان 110 در منطقه تنگ‌حاجيان با آهنگي ملايم ادامه يافت. بالاخره اين گردان در 21 دي‌ماه موفق شد؛ تمام منطقه تنگ‌حاجيان را اشغال كند و نيروهاي دشمن را به ارتفاعات جنوب‌غربي عقب براند. با توجه به اين كه كنترل تنگ کورک در غرب تنگ‌حاجيان نيز در دست نيروهاي خودي بود، در نتيجه كنترل ارتفاعات برآفتاب در شمال محور گیلانغرب قصر شيرين تا حوالي تنگ‌كورك به‌دست نيروهاي ما افتاد. نيروهاي دشمن در حوالي قاسم‌آباد در غرب و ارتفاعات چرميان در جنوب محور گیلانغرب قصر شيرين به پدافند پرداختند.

فرمانده گروه رزمي كبير در 21 دي‌ماه به یگان‌ها دستور داد؛ در همان مواضعي كه هر يك از یگان­ها تصرف كرده‌اند، متوقف شوند و پدافند نمايند. براساس اين دستور يك گروهان از گردان 110 پياده در تنگ‌كورك، بقيه آن گردان در تنگ‌حاجيان مواضع پدافندي را تحكيم نمود. گردان 285 تانك با گردان پياده مهدي در اطراف جاده اصلي گیلانغرب قصرشيرين و در غرب روستاي گورسفيد گسترش پدافندي يافت. گردان ژاندارمري با يك گروهان، ارتفاعات ميله‌هركوت را پوشش كرد و بقيه عناصر آن در داربلوط متمركز شدند تا در فرصت مناسب تپه‌هاي چغالوند را اشغال نمايند. گردان سپاه پاسداران نيز در ارتفاعات غربي آوازين به پدافند پرداخت.

در روز 23 دي‌ماه تغييراتي در سازمان فرماندهي گروه رزمي كبير داده شد و فرمانده تيپ 3 پياده لشكر 77 مشهد كه سرهنگ ستاد منصورزاده بود، به‌جاي سرهنگ كبيري فرماندهي گروه رزمي كبير را بر عهده گرفت. اين گروه رزمي مواضع پدافندي را تحكيم و میدان‌هاي مين دشمن را كه در منطقه باقيمانده بود پاك‌سازي كرد. فقط در منطقه تنگ‌حاجيان، 200 عدد مين باقيمانده از دشمن كشف و جمع‌آوري گرديد. در اين روز يك حادثه تأسف‌بار هوايي نيز براي نيروي هوايي ما رخ داد. يك فروند هواپيماي نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران كه براي پشتيباني نيروهاي خودي به منطقه نبرد اعزام شده بود، در حوالي تنگ‌حاجيان ارتفاع خود را كم كرد و افراد یگان‌های خودي، هواپيماي خودي را تشخيص ندادند و به آن تيراندازي كردند و در نتيجه به علت اصابت گلوله نيروهاي خودي، هواپيماي خودي سقوط كرد و سرنشينان آن شهيد شدند. با اين حادثه تأسف‌بار نبرد 14 دي‌ماه، محور گیلانغرب به نام تنگ‌حاجيان عملاً خاتمه يافت و نيروهاي ايران و عراق در مواضعي كه اشغال كرده بودند، به پدافند پرداختند. نتيجه نهايي اين عمليات 10 روزه آن بود كه نيروهاي دشمن در ارتفاعات برآفتاب در شمال‌شرقي محور گیلانغرب قصرشيرين از حوالي تنگ‌حاجيان و تنگ‌كورك عقب رانده شدند و در جنوب محور ياد شده نيز نيروهاي ما حدود پنج كيلومتر پيشروي كردند و خط پدافندي را به غرب روستاي گورسفيد، آوازين و شك‌ميان انتقال دادند، ولي نتوانستند حداقل تا امتداد محور تنگ‌حاجيان پيشروي را ادامه دهند. لذا نيروهاي دشمن در 25 دي ‌ماه، پل واقع در روي رودخانه گيلان در محل اتصال تنگ‌حاجيان به محور اصلي گیلانغرب را تخريب كردند و امكان برقراري ارتباط مستقيم مواصلاتي بين عناصر تيپ 3 پياده مشهد را در طرفين رودخانه قطع نمودند. ضمن اين كه اين عمل دشمن نمايانگر آن بود كه نيروهاي دشمن نيز دست از مناطق تصرف شده به‌وسيله نيروهاي ايراني برداشته و به غرب محور تنگ‌حاجيان عقب‌نشيني كرده‌اند.

و بالاخره به‌عنوان نتيجه نهايي اين عمليات  با بيان خلاصه گزارش سرهنگ كبيري فرمانده گروه رزمي كبير كه بعد از تعويض با فرمانده تيپ 3 پياده مشهد و واگذاري مسئوليت به وي در 25 دي‌ماه به لشكر ارسال شده است، شرح اين نبرد را به پايان مي‌رسانيم.

«گروه رزمي كبير در ساعت 2400 روز 13 دي‌ماه با اعزام يك گروهان از گردان 110 پياده، به منطقه تنگ‌كورك حمله را در ساعت 0500 روز 14 دي‌ماه آغاز كرد و تنگ‌كورك با پشتيباني گردان 265 سوار زرهي تأمين گرديد، ولي ساير عناصر گردان 110 در آغاز عمليات به میدان‌هاي مين دشمن برخورد كردند و پيشروي آن‌ها محدود شد.

گردان 285 تانك نيز در محور پيشروي با میدان مين دشمن برخورد كرد و حمله وي از دورافتاد. بالاخره با تلاش فراوان، قسمتي از میدان‌هاي مين دشمن خنثي شد و اين گردان تا حوالي روستاي گورسفيد پيشروي كرد و در سمت جنوب محور پيشروي با همكاري گردان تانك باسپاه پاسداران دهكده آوازين تصرف و ارتفاعات اطراف آن تأمين گرديد.

در مرحله بعدي يك دسته پياده از گروهان اعزامي به تنگ‌كورك با عناصري از گردان 265 سوار زرهي در مسير غربي شرقي از تنگ‌كورك به طرف تنگ‌حاجيان حركت كرد و اين منطقه را از وجود دشمن پاك‌سازي نمود.

یگان ژاندارمري مستقر در داربلوط، به طرف چغالوند پيشروي كرد. ابتدا موفقيتي نيز به‌دست آورد، ولي در مقابل عكس‌العمل ناچيز دشمن، مناطق تصرف شده را رها كرد و به مواضع اوليه خود در داربلوط عقب‌نشيني نمود. لذا مأموريت اين یگان به واحد سپاه پاسداران محول گرديد و یگان ژاندارمري با واگذاري عناصري از نيروهاي مخصوص تقويت شد تا در فرصت مناسب به سمت چغالوند پيشروي كند.

در اين عمليات، عناصر سپاه پاسداران علاوه بر اجراي مأموريت خود در منطقه مربوطه در منطقه تنگ‌كورك و آوازين و چغالوند نيز خوشبختانه نيز شجاعانه جنگيدند و در موفقيت یگان‌های ديگر نيز سهم به‌سزايي داشتند. در طول اين عمليات تلفات وخسارات وارده به دشمن عبارت بود از: تانك؛ حدود 26 دستگاه، نفربر زرهي؛ سه دستگاه، بالگرد؛ دو فروند، بلدوزر؛ يك دستگاه، توپ؛ هفت قبضه، خودرو چرخ‌دار؛ 12 دستگاه. تلفات دشمن: اسير؛ 49 نفر، كشته و زخمي؛ حدود 500 نفر، خسارات عمده وارده به تجهيزات یگان‌های خودي: تانك؛ شش دستگاه، نفربر؛ 9 دستگاه، توپ 155 ميليمتري؛ يك قبضه. غنائم به‌دست آمده از دشمن: يك دستگاه نفربر، 9 قبضه جنگ‌افزار سنگين- يك دستگاه موشك ساكر- دو دستگاه جيپ با تفنگ 106 ميليمتري. ضمناً يادآور مي‌شود كه تلفات پرسنلي نيروهاي خودي نيز 34 نفر شهيد و 147 نفر مجروح و 7 نفر مفقود و جمعاً 188 نفر بود كه جزئيات آن قبلاً بيان گرديد.

 

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده