نبردهای صحنه عملیات غرب
بخش بیست و چهارم:تلاشی دیگر برای عملیات آفندی حال ببينيم استعداد دشمن مقابل اين گروه رزمي چقدر بود. طبق برآوردهاي اطلاعاتي بهعمل آمده، تيپ 17 لشكر 4 پياده كوهستاني عراق با سه گردان سازماني و يك گردان تقويتي از عناصر تيپ 29 پياده در خط مقدم پدافندي محور گیلانغرب مواضع پدافندي را در مناسبترين نقاط سركوب اشغال و تحكيم كرده بود. طبق اين برآورد، علاوه بر تيپ ياد شده، يك گردان تانك از عناصر لشكر 4 پياده، يك گردان ضدتانك، يك گردان از تيپ 32 نيروي مخصوص بهعنوان یگان تقويتي در حوالي محور گیلانغرب گسترش داشت. تيپ 38 پياده عراق نيز بهعنوان احتياط عمومي در منطقه قصرشيرين- گیلانغرب مستقر بود. بنابراين چنانچه اين برآورد اطلاعاتي از دقت وصحت كافي برخوردار بوده باشد

نيروهاي متجاوز عراق مي‌توانستند با يك لشكر پياده در مقابل هر گونه فعاليت گروه رزمي كبير كه استعداد آن كمتر از يك تيپ بود، وارد عمل شوند. بر فرض اين كه اين اطلاعات صحت چنداني نداشته باشد، حداقل در تصميم‌گيري براي هر‌گونه عمليات نيروهاي خودي، به‌عنوان يك عامل بسيار مهم اخذ تصميم نقش خود را ايفا مي‌كرد. در اتخاذ تصميم براي حمله به اين عناصر دشمن، الزاماً يا به‌علت تهور فوق‌العاده نيروهاي ما و زبون شمردن دشمن و يا تحت فشار قرار گرفتن فرماندهان براي اجراي اين عمليات بوده است كه به‌علت ايجاد جو سياسي ويژه در جامعه ما در آن موقع به‌وجود آمده بود.

فرمانده گروه رزمي كبير، بر مبناي مأموريت واگذاري از لشكر 81 زرهي و با توجه به استعداد رزمي یگان‌های واگذار شده خودي و توان رزمي برآورد شده دشمن در منطقه مربوطه، طرح عملياتي خود را تهيه و در تاريخ 15 آذر‌ماه 1359 منتشر كرد كه نكات مهم آن طرح چنين بود :

عناصر زير امر گروه رزمي كبير در چهار یگان عملياتي سازمان داده شد كه به ترتيب گردان 110 پياده، گردان 285 تانك (-) با گردان پياده مهدي، گردان 206 ژاندارمري مشكين‌شهر و گروهان ژاندارمري قصر‌شيرين.

منطقه مسئوليت عملياتي واگذار شده به نسبت توان رزمي و وضعيت زمين منطقه عمليات بين چهاریگان ياد شده بالا تقسيم گرديد، به نحوي كه گردان 110 پياده در شرق گردان 285 تانك در غرب محور گیلانغرب گسترش يافت. گردان 206 ژاندارمري مشكين‌شهر در ارتفاعات جنوبي آوازين و داربلوط مستقر شد و گروهان ژاندارمري قصر‌شيرين نيز پوشش جناح چپ (جنوب‌غربي) گروه رزمي را عهده‌دار گرديد.

يك گروهان تانك از عناصر گردان 285 تانك نيز براي احتياط گروه رزمي نگهداري شد و عناصر سپاه پاسداران بدون مأموريت مستقل ويژه در منطقه یگان‌ها منظور شدند.

مأموريت گروه رزمي كبير بر اساس طرح عملياتي امين لشكر 81 زرهي تركيبي از عمليات پدافندي و آفندي بود كه در تقدم يكم اين گروه رزمي در منطقه واگذاري در اطراف محور گيلانغرب پدافند مي‌كرد و در تقدم دوم و بر حسب ايجاب وضعيت به سمت غرب حمله مي‌نمود و در حد توانايي خود نيروهاي دشمن را به عقب مي‌راند و مناطقي را از اشغال نيروهاي متجاوز آزاد مي‌كرد. فرمانده گروه رزمي بر اساس اين مأموريت ضمن تعيين منطقه پدافندي یگان‌های زير امر خود در همان طرح اوليه عملياتي مورخه 15 آذر‌ماه 1359 مأموريت آفندي یگان‌ها را نيز مشخص كرد و هدف‌هايي براي حمله یگان‌ها تعيين نمود كه به محض ايجاد شرايط مناسب براي حمله نيروهاي خودي و بنا به دستور، یگان‌ها حمله كنند و آن هدف‌ها را اشغال نمايند. همين طرح اساس عمليات آفندي تنگ‌حاجيان در 14 دي‌ماه 1359 قرار گرفت.

در نهم دي‌ماه در طرح تهيه شده گروه رزمي كبير تجديد نظر شد و طرح عملياتي امين6 با تغييراتي جزئي تهيه گرديد كه در آن عناصر سپاه پاسداران به‌صورت يك گردان منظور گرديد. طبق اين طرح خط عمومي پدافندي نيروهاي خودي در امتداد خط روستاي گرگه‌اي و بي‌آباد در هشت كيلومتري غرب گیلانغرب و امتداد آن به سمت شمال‌شرقي تا ارتفاعات برآفتاب شمال تنگ‌حاجيان و تنگ‌كورك و به سمت جنوب‌غربي تا ارتفاعات دار‌بلوط بود كه یگان‌های گروه رزمي از شمال‌غربي تا جنوب‌غربي منطقه پدافندي به ترتيب گردان 110 پياده، گردان 285 تانك با گردان پياده مكانيزه مهدي، گردان سپاه، گردان 206 ژاندارمري و گروهان ژاندارمري قصر‌شيرين مواضع پدافندي را اشغال و از منطقه پدافند مي‌نمودند.

در طرح عملياتي امين6 براي مرحله آفندي عناصر گروه رزمي كبير هدف‌هايي به اين شرح تعيين شده بود.

  • گردان 110 پياده در شمال‌شرقي محور گیلانغرب به سمت غرب حمله مي‌كرد و تنگ‌حاجيان را تصرف وتأمين مي‌نمود و پيشروي را تا تصرف و تأمين تنگ‌كورك و الحاق با گردان 265 سوار زرهي ادامه مي‌داد.
  • گروه رزمي گرداني 285 تانك مركب از گردان 285 تانك و گردان مكانيزه مهدي در جنوب‌غربي محور گیلانغرب پيشروي مي‌كرد و روستاي گورسفيد و حوالي آن را تصرف مي‌نمود و پيشروي را تا تصرف و تأمين ارتفاعات حوالي روستاي داود عرب ادامه مي‌داد.
  • گردان 206 ژاندارمري از ارتفاعات داربلوط به طرف ارتفاعات چغالوند حمله مي‌كرد و قسمتي از اين ارتفاعات را آزاد مي‌ساخت و پيشروي را به طرف شمال‌غرب تا حوالي سرتتان ادامه مي‌داد.
  • گردان سپاه پاسداران به طرف ارتفاعات آوازين حمله مي‌كرد بعد از تصرف آن پيشروي را تا ارتفاعات چرميان ادامه مي‌داد.
  • گروهان ژاندارمري قصر‌شيرين تأمين جناح چپ (جنوب‌غربي) منطقه گروه رزمي كبير را برقرار مي‌ساخت.
  • يك گردان توپخانه 155 ميليمتري تقويت شده با يك آتشبار 175 ميليمتري آتش پشتيباني گروه رزمي را تأمين مي‌كرد.
  • يك تيم هوانيروز مركب از چهار فروند بالگرد رزمي كبرا و دو فروند هلي‌بالگرد نفربر 214 و يك فروند بالگرد شناسايي جت‌ رنجر عمليات رزمي را پشتيباني مي‌كرد.
  • يك تيم گروهاني تانك از عناصر گردان 285 تانك در احتياط گروه رزمي و در گردنه كاسه‌گران واقع در شرق گیلانغرب مستقر شده بود كه بنا به دستور در مناطق مورد نياز وارد عمل می‌شد.
  • قرارگاه عملياتي غير‌سازماني گروه رزمي در حوالي گیلانغرب مستقر بود. نظر به اين كه اين قرارگاه فاقد پرسنل و تجهيزات سازماني بود، الزاماً از مقدورات گردان‌ها استفاده مي‌كرد و اين امر از جمله مشكلات بزرگ اين گروه رزمي بود، زيرا خود آن گردان‌ها داراي كمبودهاي فراوان بودند.
  • مرحله طرح‌ريزي عمليات آفندي كه بيان شد خاتمه يافت و طرح در 9 دي‌ماه 1359 منتشر گرديد و یگان‌های تابعه گروه رزمي كبير مرحله اول عمليات را كه مأموريت پدافندي بود بر اساس آن طرح اجرا نمودند و در مواضع پدافندي تعيين شده مستقر گرديدند.

 

هدايت عمليات 

در مطالب قبل گفته شد كه در طرح عملياتي یگان‌های تابعه لشكر 81 زرهي مأموريت یگان‌ها تركيبي از عمليات پدافندي بعد آفندي بود. نظر به اين كه در اين بخش هدف ما بررسي عمليات آفندي انجام شده در منطقه گیلانغرب مي‌باشد لذا فقط به بيان هدايت عمليات آفندي مي‌پردازيم.

گفتيم كه طرح كلي عمليات قرارگاه اجرايي عمليات منطقه گیلانغرب در 9 دي‌ماه تهيه و منتشر شد. در اين طرح، ضمن اين كه وظايف و مأموريت‌هاي یگان‌هاي اجرايي براي مرحله آفندي نيز كاملاً مشخص شده و هدف‌هاي گردان‌هاي عمل‌كننده مشخص گرديده بود، ولي زمان حمله مشخص نشده بود. در روز 12 دي‌ماه، زمان حمله نيز ساعت 0630 روز 14 دي‌ماه معين گرديد. همان گونه كه در قسمت مقدمه شرح اين عمليات بيان گرديد، به احتمال قوي تصميم‌گيري براي اجراي اين حمله، هم‌زمان با حمله‌اي كه در صحنه عمليات خوزستان و در منطقه هويزه و كرخه كور اجرا مي‌گرديد، به‌علت همان شرايط سياسي و اجتماعي بود كه در كشور ما درباره جنگ ايجاد شده بود. در اين تصميم‌گيري بررسي‌ها و برآوردهاي نظامي در تقدم بعدي قرار داشت. به‌علت آن شرايط، قرارگاه عملياتي غرب ملزم بود يك عمليات آفندي به هر نحو مقدور در منطقه مسئوليت خود اجرا كند. با توجه به شرايط كلي مناطق نبرد جبهه کرمانشاه، منطقه نبرد گیلانغرب مناسب‌تر از نقاط ديگر بود. به همين جهت اين منطقه براي عمليات آفندي در 14 دي‌ماه 1359 انتخاب گرديد.

زمان شروع حمله ساعت 0630 روز 14 دي‌ماه تعيين شده بود. دستور اين بود تا قبل از آن ساعت تمام فعاليت‌ها مخفيانه و در غافلگيري مطلق انجام شود تا حمله كشف نشود. اما عملاً چنين نشد، زيرا در ساعت 0430 يك عنصر شناسايي از گردان 110 پياده كه شامل ستوانيكم اختر خاوري فرمانده گروهان سوم با 5 درجه‌دار بودند در هنگام شناسايي شب در تاريكي به میدان مين دشمن برخورد كردند و بر اثر انفجار مين هر شش نفر آنان به شهادت رسيدند. اين حادثه تأثير بدي در كل عمليات داشت، زيرا هم دشمن متوجه فعاليت نيروهاي ما شد و هم اين كه يك افسر فرمانده گروهان شهيد شد كه در آن شرايط حساس فوق‌العاده حائز اهميت بود. زيرا به علت كمبود افسر، فرد ديگري در گردان 110 پياده واجد شرايط براي به‌دست گرفتن هدايت گروهان تحت فرماندهي آن افسر شهيد وجود نداشت.

به هر حال زمان آغاز حمله فرا رسيد و گردان‌هاي حمله‌ور طبق طرح عملياتي به سمت هدف‌هاي تعيين شده پيشروي كردند. جريان حوادث نشان مي‌دهد كه خط مقاومت اصلي دشمن در اطراف محور گیلانغرب و ارتفاعات كنترل‌كننده دشت گیلانغرب بود، ولي در ارتفاعات دور از اين محور مواضع دشمن چندان مستحكم نبود، زيرا دشمن چنين برآورد كرده بود كه هر گونه عمليات تعرضي نيروهاي ما الزاماً (بايستي در اطراف محور اصلي اجرا گردد تا امكان تداركات و پشتيباني وجود داشته باشد. با اين وجود فرماندهي نيروهاي دشمن از اهميت تاكتيكي ارتفاعات برآفتاب واقع در بين منطقه گیلانغرب و سرپل‌ذهاب غافل نمانده بود و تقريباً تمام معابر نفوذي مهم و غير‌مهم اين ارتفاعات را در منطقه پدافندي تحت كنترل خود مين‌گذاري كرده بود. در حالي كه چنين به نظر مي‌رسد كه اقدامات ايجاد موانع و مين‌گذاري دشمن در ارتفاعات آوازين و داربلوط و چغالوند واقع در جنوب‌غربي محور گیلانغرب مستحكم نشده بود.

لازم به يادآوري است كه در بين دو رشته ارتفاعات شمال‌شرقي و جنوب‌غربي، دشت نسبتاً هموار گیلانغرب قرار دارد كه منطقه‌اي مزروعي است. بنابراين جنس زمين آن خاك رس و نرم است. اتفاقاً در روز 14 دي‌ماه در منطقه باران باريد و اين منطقه مزروعي تبديل به گل و تا حدودي باتلاقي شد. با توجه به اين كه به‌علت باز بودن نسبي زمين، اين قسمت منطقه نبرد براي پيشروي تانك‌ها و نفربرهاي زرهي پيش‌بيني شده بود، گلي شدن زمين مشكلاتي در حركت تانك‌ها و نفربرها ايجاد كرد و یگان تانك و مكانيزه امكانات گسترش و مانور در دشت گيلان را از دست داد. الزاماً حركت تانك‌ها و نفربرها به دامنه تپه‌ها و جاده‌ها متكي شد و اين امر سبب وارد شدن خساراتي به تانك‌ها و نفربرها گرديد زيرا هدف مناسبي براي جنگ‌افزارهاي ضد‌تانك دشمن تشكيل داد.

با توجه به وضعيت طبيعي زمين منطقه عمليات، واحدهاي پياده در قسمتهاي كوهستاني پيشروي مي‌كردند. بنابراين سرعت پيشروي آن‌ها نمي‌توانست چندان زياد باشد. به همين جهت هدف اول واحدهاي پياده در عمق كمتر از پنج كيلومتري منطقه اشغالي دشمن انتخاب شده بود. به‌منظور هماهنگي پيشروي گردان تانك و مكانيزه با سرعت پيشروي یگان‌هاي پياده، هدف گردان تانك نيز در همان عمق پنج كيلومتري خط عزيمت انتخاب شده بود. به نحوي كه منطقه عمومي هدف اوليه گروه رزمي كبير در امتداد تنگ‌حاجيان روستاهاي گورسفيد و آوازين و ارتفاعات چغالوند بود. هدف‌ها در حوالي تنگ‌حاجيان و گورسفيد و آوازين مشخص بودند. بنابراين مشكلي براي تشخيص آن‌ها به‌وسيله واحد حمله‌ور در ميان نبود. ولي هدف تعيين شده در ارتفاعات چغالوند چندان قابل تشخيص نبود. زيرا ارتفاعات چغالوند قسمتي از رشته ارتفاعاتي است كه از كوه‌هاي داربلوط در جنوب تا كوه‌هاي چرميان در شمال در طول بيش از پنج كيلومتر امتداد دارد و همين امر در ساعات اوليه حمله سبب بروز اشتباهي شد كه در نتيجه نهايي عمليات تأثير منفي داشت.

جريان بدين نحو بود كه گردان 206 ژاندارمري مشكين‌شهر كه در جنوب‌غربي گروه رزمي كبير در امتداد شرق كوره‌‌راه كوهستاني كه از ارتفاعات داربلوط به سمت شمال‌غربي در غرب ارتفاعات چغالوند امتداد داشت حركت مي‌كرد، يك ساعت بعد از شروع حمله و در ساعت 0730 گزارش داد هدف خود را در ارتفاعات چغالوند تصرف كرد و افراد دشمن كشته و يا زخمي و يا متواري شدند. علل اين گزارش عجولانه هر چه بوده باشد، يك علت آن عدم تشخيص صحيح منطقه هدف بود. زيرا عناصر اين گردان بعد از يك ساعت پيشروي يكي از بلند‌ترين تپه‌هاي چغالوند را در شمال‌غربي روستاي شك‌ميان اشغال كردند. فرمانده گردان به‌علت عدم آشنايي به منطقه تصور كرد تپه‌ها همان هدف مورد نظر در طرح عملياتي مي‌باشد. بنابراين سريعاً اين موفقيت را گزارش داد. در صورتي كه منطقه هدف گردان ژاندارمري تپه‌هاي شمال‌شرقي چغالوند بود كه محور گیلانغرب را تحت میدان ديد و تير مستقيم داشت و دشمن از آن تپه‌ها قسمتي از دشت گیلانغرب را در حوالي روستاهاي گورسفيد و گمار كنترل مي‌كرد. به هر حال اين اشتباه در تشخيص هدف منطقه گردان 206 ژاندارمري سبب شد كه حمله اين گردان از دور بيفتد، منطقه هدف اصلي اشغال نشود و بين عمليات گردان تانك و سپاه پاسداران در سمت راست با گردان ژاندارمري ناهماهنگي به‌وجود آيد.

در جناح شرقي جبهه نيز كه گردان 110 پياده در ارتفاعات برآفتاب پيشروي مي‌كرد، عناصر اين گردان در مراحل اوليه عمليات با میدان مين برخورد كردند. همان گونه كه يادآوري شد يك فرمانده گروهان و پنج نفر درجه‌دار شهيد شدند و در نتيجه پيشروي گردان 110 پياده از دور افتاد. به نحوي كه در ساعت 0830 فرمانده گردان گزارش داد كه گردان متوقف شده و قادر به ادامه پيشروي نمي‌باشد. فرمانده گروه رزمي كبير از برادر عباسي معاون عملياتي سپاه پاسداران گیلانغرب خواست شخصاً با 30 نفر پاسدار به كمك گردان 110 پياده بشتابد و به گردان 285 تانك نيز كه در سمت چپ گردان 110 پيشروي مي‌كرد دستور داده شد با تير مستقيم تانك مواضع دشمن را در ارتفاعات برآفتاب به زير آتش بگيرد تا فشار دشمن در مقابل گردان 110 كمتر شود. برادر عباسي با تعدادي پاسدار به منطقه خطر حركت كرد و به نظر مي‌رسد تلاش نمود با پاسداران تحت امر خود میدان مين مقابل گردان 110 پياده را پاك كند، اما متأسفانه در ساعت 1000 بر اثر انفجار مين دشمن مجروح شد و الزاماً با بالگرد به عقب تخليه گرديد.

در قسمت مركزي منطقه نبرد نيز كه گردان 285 تانك پيشروي مي‌كرد، در حوالي روستاي آوازين با میدان مين دشمن مواجه شد و متوقف گرديد. نيروهاي دشمن كه در دامنه شرقي ارتفاعات چغالوند و مشرف به روستاي آوازين مستقر بودند، عناصر گردان تانك را به زير آتش گرفتند و خسارات نسبتاً سنگيني به آن وارد ساختند. اين امر اولين زيان اشتباهي بود كه گردان ژاندارمري در تشخيص هدف مرتكب شده بود.

بالاخره در حدود ساعت 1200 مشخص شد كه نيروهاي دشمن در تمام عرض جبهه دفاعي خود میدان مين سنگيني برقرار كرده‌اند و براي ادامه پيشروي لازم است، ابتدا اين میدان‌هاي مين از سر راه نيروهاي خودي برداشته شود. لذا فرمانده گروه رزمي كبير به واحدهاي مهندسي دستور داد هر چه سريع‌تر براي خنثي كردن میدان‌هاي مين دشمن اقدام كنند.

اولين آثار تزلزل در خط دفاعي دشمن در ساعت 1140 در حوالي روستاي گرگاه مشاهده شد و گروهان سوم گردان 285 تانك كه به سمت آن روستا پيشروي مي‌كرد، گزارش داد نيروهاي دشمن به حالت عقب‌نشيني درآمده‌اند. به اين گروهان دستورداده شد؛ سرعت پيشروي را افزايش دهد و وحشت بيشتري در افراد دشمن ايجاد كند. اما اين گروهان در محور پيشروي خود به نهر آوازين كه در جنوب روستاي گورسفيد به رودخانه گيلان متصل مي‌گردد برخورد نمود. نظر به اين كه پل واقع بر روي اين نهر در مسير جاده اصلي تحت آتش شديد دشمن بود، گروهان سوم تانك نتوانست براي عبور از آن پل استفاده كند و متوقف گردید زيرا مسير نهر به‌علت بريدگي، كرانه مناسب براي عبور تانك‌ها نبود. گروهان دوم تانك نيز كه در دامنه شرقي ارتفاعات غربي محور گیلانغرب پيشروي مي‌كرد، از تپه‌هاي غربي در زير آتش شديد دشمن قرار گرفت. در ساعت 1220 يك دستگاه تانك مورد اصابت موشك قرار گرفت و منهدم شد. از خدمه آن يك نفر شهيد و سه نفر زخمي گرديدند و چند دقيقه بعد اين گروهان گزارش داد، ستوانيكم احمدي معاون گروهان با مين دشمن برخورد كرد و شهيد شد و براي تخليه آن شهيد درخواست وسيله ترابري كرد. آتش دشمن هر لحظه بر تانك‌هاي گردان 285 شديدتر می‌شد. در ساعت 1305 تانك فرمانده گروهان دوم هدف آتش دشمن قرار گرفت و فرمانده گروهان ستوانيكم فرهادي شهيد گرديد. اين گروهان كه در قسمتي از پرتلاش‌ترين منطقه نبرد حمله مي‌كرد فرمانده و معاون خود را ازدست داد و براي سرپرستي اين گروهان دستور داده شد سروان زعفري رئيس ركن سوم گردان 285 تانك فرماندهي و هدايت گروهان دوم را بر عهده بگيرد.

با وجود اين كه گروهان دوم تانك فرمانده و معاون خود را از دست داده بود، اين امر خلل چنداني در اجراي مأموريت آن یگان ايجاد نكرد. گروهان دوم در ساعت 1630 گزارش داد روستاي آوازين را تصرف نمود. در اين گزارش اضافه شد كه ارتفاعات چغالوند هنوز در دست دشمن است و دشمن از آن ارتفاعات آتش‌هاي شديد خود را به منطقه پيشروي گردان تانك هدايت مي‌كند. روز اول حمله عناصر لشكر 81 زرهي در محور گیلانغرب به پايان رسيد، در حالي كه فقط گردان تانك و گردان سپاه پاسداران در مركز منطقه نبرد حدود سه كيلومتر پيشروي كرده بودند و متحمل تلفات سنگيني شده بودند و دو گروه رزمي ديگر در شمال و جنوب پيشروي چنداني نكرده بودند. گردان 110 پياده در ارتفاعات برآفتاب با میدان مين دشمن برخورد كرده و متوقف شده بود. گردان 206 ژاندارمري نيز در يك منطقه‌اي كه به نظر مي‌رسيد؛ خالي از عناصر دشمن بود، حدود سه كيلومتر به سمت شمال‌غرب پيش رفته بود، اما به علت اشتباه در تشخيص منطقه هدف از مسير اصلي به سمت غرب منحرف شده بود، لذا نتايج پيشروي آن گردان تأثيري در عمليات كلي گروه رزمي كبير ايجاد نكرده بود. تلفات روز اول نبرد جمعاً شامل 13 نفر شهيد و 15 نفر مجروح بود. بررسي‌ گزارش‌هانشان مي‌دهد كه با آغاز تاريكي شب، حمله نيروهاي ما به كلي از دور افتاده و متوقف گرديده بود. تغييرات مهمي كه در شب اول به دوم عمليات در سازمان گروه رزمي ايجاد شد، تعويض فرمانده گردان 285 تانك بود. لازم به توضيح است كه فرمانده سازماني اين گردان سرگرد مردان‌پور بود، ولي در روز قبل از حمله فرمانده گردان به عللي كه براي نگارنده مشخص نشد، عوض شد و سرگرد افشين به‌جاي سرگرد مردان‌پور فرماندهي 285 تانك را بر عهده گرفت. اما بعد از اولين روز حمله مجدداً دستور داده شد؛ سرگرد مردانپور فرماندهي آن گردان را بر عهده بگيرد. بنابراين در روز دوم حمله فرماندهي گردان تانك با فرمانده سازماني آن بود. نظر به اين كه مشخص گرديده بود گردان ژاندارمري از مسير پيشروي تعيين شده براي وصول به هدف چغالوند منحرف شده است، فرمانده گروه رزمي كبير از گردان ژاندارمري خواست موقعيت دقيق خود را گزارش كند. گزارشي كه اين گردان در ساعت 900 روز 15 دي‌ماه داد، حاكي از آن بود كه اين گردان اشتباهاً به سمت جنوب‌غربي منحرف شده، در نتيجه هدف اصلي آن در شمال‌غربي هم‌چنان در اشغال دشمن باقيمانده است.

در آغاز روشنايي روز 15 دي‌ماه، دومين روز حمله عناصر لشكر 81 زرهي در محور گیلانغرب شروع گرديد. فرمانده گروه رزمي دستور داد؛ گردان‌ها به سمت هدف‌هاي تعيين شده پيشروي كنند. در اين روز ابتدا گردان تانك فعاليت جدي را آغاز كرد و از نهر آوازين عبور نمود تا به سمت روستاي گورسفيد كه مركز منطقه هدف آن گردان بود پيشروي نمايد، اما بار ديگر در كرانه غربي اين نهر با میدان مين دشمن برخورد كرد. به اين گردان دستور داده شد تلاش كند میدان مين دشمن را از سر راه خود بردارد و اگر ميسر نشد به سمت راست و به طرف جاده اصلي گیلانغرب متمايل شود و از جاده اصلي و اطراف آن براي پيشروي استفاده نمايد.

ولي به­نظر مي‌رسد؛ دشمن آرايش بسيار دقيقي به منطقه پدافندي خود داده بود و جنگ‌افزارهاي ضد‌تانك را در مناسسب‌ترين مواضع به سمت دشت و جاده اصلي گیلانغرب روانه كرده بود. بدين سبب در ساعت اول روز دوم حمله نيز توانست تلفات و خسارات سنگيني به تانك‌هاي گردان 285 تانك وارد سازد. به نحوي كه فرمانده گردان در ساعت 0730 روز 15 دي‌ماه گزارش داد، گروهان دوم تانك که در دامنه‌ تپه‌هاي غرب جاده پيشروي مي‌كرد، بيش از نيمي از تانك‌هاي خود را از دست داده و آمادگي رزمي آن فوق‌العاده كاهش يافته است.

لذا از فرمانده گروه رزمي كبير درخواست كرد؛ گروهان يكم تانك را كه در احتياط قرار داشت در منطقه آن گردان وارد عمل سازد. فرمانده گروه رزمي كبير با اين پيشنهاد موافقت كرد و دستور داد؛ گروهان يكم تانك از منطقه تجمع واقع در گردنه كاسه‌گران در غرب گیلانغرب به خط مقدم نبرد حركت كند و در اختيار فرمانده گردان تانك قرار گيرد. گفتيم كه در روز اول حمله گردان 110 پياده كه در جناح شمالي و در ارتفاعات برآفتاب به‌طرف هدف اصلي يعني تنگ‌حاجيان پيشروي مي‌كرد، با میدان مين دشمن برخورد كرد و متوقف گرديد. يك دسته 30 نفري پاسدار براي جمع‌آوري میدان مين دشمن اعزام شد، اما فرمانده آنان به‌علت انفجار مين مجروح شد و عمليات آن دسته نيز به نتيجه مطلوب نرسيد.

در اسناد و مدارك در دسترس، درباره عمليات گردان 110 پياده غير از نكات ياد شده مطالب ديگري مشاهده نگرديد. احتمالاً اين گردان موفق به پيشروي قابل ملاحظه‌اي نشد و بالاخره اولين گزارش از اين گردان در ساعت 0950 روز 15 دي‌ماه ارسال شد و حاكي از آن بود كه گردان به كندي به طرف هدف پيشروي مي‌كند. مقاومت دشمن خيلي سنگين است و فرمانده گردان كه سرهنگ دوم حبرانی بود از فرمانده قرارگاه درخواست كرد به گردان تانك كه در جناح چپ گردان 110 پيشروي مي‌كرد، دستور داده شود؛ آتش مستقيم تانك‌ها را به تنگ‌حاجيان روانه كند تا عناصر گردان پياده در پناه آتش جانبي تانك‌ها به سمت هدف اصلي پيشروي نمايد. به همين ترتيب اقدام شد، اما گردان تانك كه در دشت گیلانغرب پيشروي مي‌كرد و از ارتفاعات جنوب‌غرب به‌شدت زير آتش ضد‌تانك دشمن قرار گرفته بود، دچار مشكلات شديدي گرديده بود و تلفات و خسارات نسبتاً زيادي به آن وارد شده و هم‌چنان وارد می‌شد، زيرا دشمن تمام عرض دره گیلانغرب را در مناطق متناوب مين‌گذاري كرده و پل‌هاي موجود در روي جاده اصلي و آبروها و شيارها را براي تخريب آماده ساخته بود. بدين سبب عناصر گردان تانك بعد از مسافت محدودي كه پيشروي مي‌كردند، با موانع ايجاد شده به‌وسيله دشمن برخورد مي‌نمودند و متوقف مي‌گرديدند.

 در همان موقع، آتش جنگ‌افزارهاي ضد‌تانك دشمن كه به منطقه موانع روانه شده بود، شروع به اجرا مي‌گرديد و تانك‌ها و نفربرهاي گردان تانك را منهدم مي‌نمود. چنان كه در ساعت 1040 روز 15 دي‌ماه فرمانده گردان تانك گزارش داد؛ گروهان سوم آن گردان با میدان مين دشمن برخورد كرد  و دو دستگاه تانك به‌علت برخورد با مين از كار افتاد. در همان زمان يك دستگاه نفربر نيز با موشك ضد‌تانك دشمن در حوالي آبادي گورسفيد در روي جاده اصلي منهدم گرديد و همه سرنشينان آن به شهادت رسيدند. با توجه به اين پيام، گردان تانك از آغاز حمله تا آن موقع كه 28 ساعت از آن مي‌گذشت، فقط توانسته بود حدود سه كيلومتر پيشروي نمايد و اين امر خود بيان‌گر سختي مبارزات مي‌باشد. با توجه به اين كه دشمن تمام نقاط سركوب و مسلط به دره گیلانغرب را در اطراف آن اشغال كرده و آتش‌هاي نشان شده خود را به اين منطقه روانه كرده بود، ميزان خطرات فوق‌العاده براي گردان تانك كاملاً روشن مي‌شود. ولي به هر حال فرماندهي عمليات تصميم گرفته بود تا آخرين حد امكانات به نبرد ادامه دهد و حداقل هدف‌هاي اوليه تعيين شده را تصرف و نيروهاي دشمن را در آن منطقه منهدم يا به عقب براند. لذا فرمانده گروه رزمي كبير به فرمانده گردان تانك دستور داد، به هر صورت و تحت هر شرايطي به حمله خود ادامه دهد.

گردان تانك در اجراي اين دستور به پيشروي ادامه داد. اما نيم ساعت بعد به میدان مين ديگر دشمن برخورد نمود و متوقف شد و يك دستگاه تانك كه معاون يك گروهان (ستوان خزعلي) از جمله سرنشينان آن بود مورد هدف موشك ضد‌تانك دشمن قرار گرفت و منهدم گرديد و سرنشينان آن از جمله ستوان خزعلي به شهادت رسيدند. با وقوع اين حادثه فرمانده گردان تانك گزارش داد كه ديگر پيشروي امكان‌پذير نيست. بدين جهت فرمانده گروه رزمي كبير به فرمانده گردان دستور داد؛ شخصاً وضعيت میدان نبرد را از نزديك بررسي كند و چنان چه ادامه پيشروي امكان‌پذير نباشد، در همان محلي كه گردان متوقف شده آرايش پدافندي بگيرد. از جناح چپ گردان 110 پياده  را با آتش مستقيم تانك پشتيباني نمايد.

بدين ترتيب پيشروي گردان 285 تانك در حوالي آبادي گورسفيد متوقف گرديد و گردان سپاه پاسداران نيز در حوالي روستاي آوازين با نيروهاي دشمن درگير شد و حمله آن گردان از دور افتاد. نظر به اين كه پيشروي گردان ژاندارمري نيز در همان ساعت اوليه حمله در روز 14 دي‌ماه به‌علت انحراف از مسير اصلي پيشروي متوقف گرديده بود، بعد از ساعت 1200 روز 15 دي‌ماه فقط گردان 110 پياده  به تلاش خود براي پيشروي ادامه داد. بالاخره در ساعت 1420 روز 15 دي‌ماه آثاري از شكست دشمن در قسمت شمالي منطقه نبرد مشاهده شد و گردان 285 تانك كه از سمت جنوب ارتفاعات برآفتاب را تحت نظر داشت، مشاهده كرد؛ عناصري از دشمن به سمت تنگ‌حاجيان در حال حركت هستند. فرمانده گروه رزمي كبير دستور داد كليه آتش‌هاي پشتيباني به منطقه هدف تنگ‌حاجيان روانه شود تا هر چه بيشتر دشمن را متوحش سازد در اين هنگام دشمن نيز به عكس‌العمل شديد مبادرت كرد و براي اولين بار بالگردهای رزمي دشمن به گردان تانك خودي حمله كردند. اين عمل دشمن به‌عنوان آماده شدن وي جهت پاتك تلقي گرديد، بدين جهت به یگان هوانيروز خودي نيز دستور داده شد؛ آماده باشد به منطقه عقب جبهه دشمن حمله كند.

بالگردهاي خودي و دشمن در فضاي میدان كارزار فعال شدند. گردان تانك خودي يك فروند بالگرد دشمن را سرنگون كرد و پاتك‌هاي دشمن را مورد هدف قرار داد كه در اين نبرد دو دستگاه تانك دشمن را منهدم نمود.

در ساعت 1500 روز 15 دي‌ماه پاتك یگان‌های زرهي و مكانيزه دشمن در دشت گیلانغرب آشكار شد. براي انهدام ادوات زرهي دشمن به بالگردهاي خودي دستور داده شد به آن‌ها حمله كنند و مانع پيشروي آن‌ها به طرف مواضع گردان 285 تانك شوند. بالاخره تلاش نيروهاي ما در قسمت شمالي منطقه نبرد به نتيجه مطلوب نزديك شد و در ساعت 1530 فرمانده گردان 110 پياده گزارش داد، نيروهاي دشمن به حالت عقب‌نشيني درآمده‌اند و اين گردان در حال نزديك شدن به تنگ‌حاجيان است. در نبرد ساعت‌هاي اخير تعدادي از افراد دشمن به اسارت گرفته شده‌اند و از قرارگاه اصلي درخواست كرد؛ برد آتش‌هاي توپخانه خودي را زيادتر كند تا خطري براي نيروهاي خودي ايجاد نشود.

كمتر از يك ساعت بعد و در ساعت 1520 گردان 285 تانك گزارش داد؛ دو دستگاه نفربر زرهي دشمن را به غنيمت گرفته و 22 نفر سرنشينان آن‌ها را نيز اسير نموده است. و اضافه نمود كه تلفات سختي به نيروهاي دشمن كه پاتك كرده بود وارد شد. يك فروند بالگرد و يك دستگاه نفربر دشمن منهدم گرديده.  اما در اين برهه از نبرد يك فروند بالگرد ما نيز مورد اصابت آتش دشمن قرار گرفت و منهدم گرديد.

و بالاخره آخرين پيام به دست آمده در مدارك حاكي از آن است كه گردان 110 پياده در ساعت 1820 گزارش داد؛ تنگ‌حاجيان را تصرف نموده و مشغول تحكيم هدف مي‌باشد، اما براي نگهداري آن توان رزمي كافي ندارد و نياز به نيروي تقويتي دارد كه در پاسخ درخواست اين گردان دستور داده شد؛ فعلاً با مقدورات موجود هدف را نگه دارد. از لشكر 81 درخواست گرديد؛ يك گردان اضافي براي نگهداري تنگ‌حاجيان در اختيار گروه رزمي كبير قرار دهد. اما در بررسي طرح عملياتي امين لشكر 81 زرهي ملاحظه شد، اين لشكر حتي يك گروهان به عنوان احتياط در اختيار خود نداشت.

بنابراين انجام درخواست گروه رزمي كبير براي لشكر غير ممكن بود. فقط يك امكان براي لشكر وجود داشت و آن چنين بود كه گردان 265 سوار زرهي لشكر در جناح شمالي منطقه نبرد تنگ‌حاجيان که در شرق تنگ‌كورك مستقر و زير امر تيپ 3 زرهي بود، لشكر مي‌توانست آن گردان را به ياري گردان 110 پياده براي تحكيم منطقه آزاد شده تنگ‌حاجيان بفرستد. اما به نظر مي‌رسد اين كار نيز انجام نشد. زيرا برابر هماهنگي‌هاي انجام شده با تيپ 3 زرهي، گردان 265 سوار زرهي مأموريت داشت تنگ‌كورك را با آتش تحت كنترل داشته باشد و گردان پياده حمله‌ور به تنگ‌كورك را كه از عناصر گردان 110 پياده بود با آتش پشتيباني نمايد.

نكته حائز اهميت اين است كه طرح كلي حمله گروه رزمي كبير بر اساس طرح كلي لشكر 81 زرهي اجرا مي‌گرديد. در طرح كلي لشكر، تيپ 3 زرهي نيز كه در منطقه نبرد سرپل‌ذهاب و شمال منطقه نبرد گیلانغرب گسترش داشت، مأموريت داشت، ضمن ادامه پدافند در غرب سرپل‌ذهاب حداقل با دو گروه رزمي گرداني 265 سوار زرهي و 143 مكانيزه كه در ارتفاعات سنبله واقع در غرب دشت دهره مقابل تنگ‌كورك و تنگ قاسم‌آباد پدافند مي‌كردند، به طرف جاده اصلي گیلانغرب حمله كنند و تنگ‌كورك و تنگ قاسم‌آباد را تصرف و تأمين نمايد. اما در اسناد و مدارك در دسترس، هيچ گونه اشاره‌اي به عمليات تيپ 3 زرهي لشكر 81 زرهي در مناطق ياد شده نشده، فقط اشاره گرديده است كه تيپ 3 نتوانست مأموريت آفندي واگذار شده را اجرا كند و هدف‌هاي تعيين شده را تصرف نمايد.

در نتيجه تلاش فرعي لشكر 81 زرهي در حمله روز 14 دي‌ماه كاملاً غير‌فعال بود. نظر به اين كه فرمانده لشكر 81 زرهي نيز در اين عمليات شخصاً در منطقه تلاش اصلي و در قرارگاه گروه رزمي كبير حضور داشت، عمليات تلاش فرعي تقريباً به فراموشي سپرده شد. ضمن اين كه بايد توجه داشت یگان‌های زير امر تيپ 3 زرهي در مدت جنگ آن‌چنان متحمل تلفات و خساراتي شده بودند كه توانايي اجراي عمليات آفندي را نداشتند. توپخانه‌هاي پشتيباني لشكر نيز آن‌چنان قوي و كافي نبودند كه بتوانند ضمن حفظ موقعيت پدافندي عناصر لشكر در جبهه بيش از 250 كيلومتري، عمليات آفندي یگان‌های لشكر را در دو يا چند محور پشتيباني نمايند. در نتيجه عناصر تيپ 3 زرهي نتوانستند تلاشي در اين عمليات از خود نشان دهند.

با تصرف تنگ‌حاجيان در روز 15 دي‌ماه به‌وسيله گردان 110 پياده لشكر ،77 عمليات آفندي مورد بحث عملاً خاتمه يافت. به یگان‌های لشكر 81 زرهي دستور داده شد در مناطقي كه تحت اشغال دارند متوقف شوند و پدافند كنند. در اجراي اين دستور عناصر گروه رزمي كبير به ترتيب گردان 110 پياده در تنگ‌حاجيان و شمال‌شرق تنگ‌كورك، گردان 285 تانك در حوالي روستاي گورسفيد، گردان سپاه پاسداران در تپه 835 واقع در غرب روستاي آوزین و غرب روستاي شك‌ميان، يك گروهان ژاندارمري مواضع پدافندي در تپه‌هاي داربلوط، يك گروهان ژاندارمري در ارتفاعات ميله‌هركوت، يك دسته پاسدار در تپه 1080 چغالوند انتخاب كردند و آرايش و تحكيم نمودند.

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده