سرباز در خاطرات دفاع مقدس
باز هم پيروزي در همان لحظهاي كه بچهها، آخرين افراد نيروهاي عراقي را پاكسازي ميكردند، يك لشكر تانك و نفربر عراقي بدون اين كه متوجه شود نيروهاي پياده و خط شكنشان نابود شدهاند، براي تقويت نيروهاي پياده، خود را به مواضع دفاعي ما نزديك ميكند. بچهها بلافاصله در مواضع سنگرهاي اصلي مستقر شده و موفق ميشوند حدود ده دستگاه از تانكها، نفربرها و خودروهاي دشمن را منهدم كنند. در اين لحظه ساير نيروهاي زرهي و خودرويي دشمن با مشاهدة اين اوضاع بلافاصله فرار را برقرار ترجيح داده و اقدام به عقبنشيني ميكنند.

دو سه‌ ساعت‌ پس‌ از روشن‌ شدن‌ هوا و فروكش‌ كردن‌ اين‌ حماسه‌ شگفت‌، از مرخصي‌ برگشته و به‌ صحنه‌ نبرد رسيدم‌. طوري‌ كه‌ وقتي‌ به‌ جنازة عراقي‌ها دست‌ مي‌زدم‌ هنوز گرم‌ بودند! حدود 400 جنازه‌ از عراقي‌ها در محوطة‌ گروهان‌ و كانال‌هاي‌ اطراف‌ بر جاي‌ مانده‌ بود. تحليلي‌ كه‌ براي‌ خود از اين‌ نبرد داشتم‌ چنين‌ بود:

الف‌ـ گر چه‌ همه‌ چيز در صحنة‌ نبرد به‌ نفع‌ دشمن‌ بود، ولي‌ اگر عنايت‌ باري تعالي‌ نبود، هرگز بچه‌هاي‌ يك‌ گروهان‌ و يا حداكثر يك‌ گردان‌ ادغامي‌ نمي‌توانستند با يك‌ لشكر زرهي‌ و چند گردان‌ كماندويي‌ عراقي‌ مبارزه‌ كنند.

ب‌ـ هوشياري‌ و دقت‌ عمل‌ و دلاوري‌هاي‌ سربازان‌ سنگر تيربار كه‌ تا صبح‌ اجازه‌ نمي‌دهند يك‌ ستون‌ از نيروهاي‌ عراقي‌ از نيرو‌ و توان‌ خود استفاده‌ كند، در اين‌ پيروزي‌ بسيار مؤثر بود.

ج‌ـ دلاوري‌ و جانفشاني‌ ستوان‌ ملكوتي‌ و سربازان‌ همراهش‌ در جنگ‌ و گريز با دشمن‌ و تحت‌ فشار قرار دادن‌ نيروهاي‌ عراقي‌ نقش‌ مؤثري‌ در پيروزي‌ نيروهاي‌ اسلام‌ داشته‌ است‌.

دـ فرماندهي‌ و سازماندهي‌ موفق‌ و سريع‌ گردان‌ و نيروهاي‌ كمكي‌ سپاه‌ پاسداران توسط‌ سرهنگ‌ مهر پويا، براي‌ بازيابي‌ توان‌ از دست‌ دادة‌ نيروهاي‌ خودي‌ نقش‌ ارزنده‌ و تعيين‌ كننده‌اي‌ داشته‌ است‌.

هـ ـ حركت‌ به‌ موقع‌ و ايثار گرانة‌ آن‌ فرد گمنام‌ و همراهي‌ و حماسه‌سازي‌ صدها تن‌ از نيروهاي‌ جبهة‌ حق‌ اعم‌ از سپاهي‌ و ارتشي‌ با اين‌ دلاور بي‌‌نام‌ و نشان‌ جبهه‌هاي‌ عشق‌ سهم‌ ارزنده‌اي‌ در به‌ هلاكت‌ رساندن‌ نيروهاي‌ بعثي‌ داشته‌ است‌.

گرچه‌ دشمن‌ با يك‌ لشكر زرهي‌ و سه‌ ستون‌ از نيروهاي‌ پياده‌ خود، قصد پيش‌دستي‌ و بر هم‌ زدن‌ سازماندهي‌ ما را داشت‌ و با اين‌ حركت‌ قصد داشت‌ نيروهاي‌ ايران‌ را تا آن‌ طرف‌ رودخانه‌ كرخه‌ به‌ نفع‌ خود وادار به‌ عقب‌نشيني‌ كند. خداوند اين‌ قصد و تدبير را به‌ لطف‌ مجاهدان‌ دليرش‌ نافرجام‌ گذاشت‌ و دشمن‌ نه‌ تنها به‌ مقاصدش‌ نرسيد، بلكه‌ بيش‌ از پيش‌ نيز به‌ روحية‌ نيروهايش‌ لطمه‌ وارد شد.

در آن‌ شب‌ حدوداً سي‌ نفر از گروهان‌ ما نيز يا به‌ اسارت‌ درآمد‌ و يا به‌ شهادت‌ رسيده‌ بودند. از ميان‌ شهدا دو نفر از سربازان‌ سنگر ما باقي مانده بودند. سرباز احمدزاده‌ كه‌ از استراحت‌ و مجروحيت‌ باز آمده‌ بود و سرباز ابراهيمي‌ كه‌ بسيار مؤمن‌ و متدين‌ و حزب‌ اللّهي‌ بود و تمام‌ سربازان‌ از شجاعت‌ و مبارزه‌ او در مقابل‌ بعثي‌ها حكايت‌ها داشتند.

پا نوشته ها:

1- ميرزائيان، رحمان، سرهنگ جانباز؛ رستاخيز عاشقان؛ ص112 ـ 110.

 

منبع: سرباز در خاطرات دفاع مقدس، نادری، مسعود، 1386، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده