نبردهای صحنه عملیات غرب
بخش شانزدهم: تشریح و تحلیل طرح عملیاتی بدر ارتش جمهوري اسلامي ايران، ابتدا تجاوزات ارتش مزدور بعثي عراق را به خاك كشور جمهوري اسلامي ايران در مقدمترين مواضع پدافندي ممكنه متوقف كرده و سد ميكند. سپس با هدايت عمليات نامنظم در جبهه ها و جناحين و عمق، سازمان و گسترش دشمن متجاوز را تضعيف كرده در نهايت با اجراي عمليات آفندي نيروهاي وي را در منطقه منهدم و خط مرز بينالمللي را ترميم و آماده ميشودتعرض خود را براي سرنگون كردن رژيم منحط بعث عراق به داخل خاك عراق هدايت نمايد

در سازمان یگان‌های عمده عمل‌كننده، علاوه بر یگان‌های نیروي زميني، سپاه پاسداران و نيروهاي مردمي نيز منظور شده بود، ولي عناصر ژاندارمري عمداً يا اشتباهاً جزو یگان‌های رزمنده منظور نشده بود، در صورتي‌كه در شرح وظايف منظور گرديده بود.

نكته اصلي و حساس طرح عمليات بدر تدبير كلي هدايت عمليات بود كه احساس و نظريات و روش‌هاي كلي فرماندهي هدايت جنگ را روشن مي‌كرد و اين تدبير چنين نوشته شده بود:

«ارتش جمهوري اسلامي ايران، ابتدا تجاوزات ارتش مزدور بعثي عراق را به خاك كشور جمهوري اسلامي ايران در مقدم‌ترين مواضع پدافندي ممكنه متوقف كرده و سد مي‌كند. سپس با هدايت عمليات نامنظم در جبهه‌ها و جناحين و عمق، سازمان و گسترش دشمن متجاوز را تضعيف كرده در نهايت با اجراي عمليات آفندي نيروهاي وي را در منطقه منهدم و خط مرز بين‌المللي را ترميم و آماده مي‌شود تعرض خود را براي سرنگون كردن رژيم منحط بعث عراق به داخل خاك عراق هدايت نمايد».

با توجه به متن تدبير كلي، ملاحظه مي‌گردد كه بر خلاف اوايل جنگ و يا قبل از آغاز جنگ، برتري كامل نيروهاي عراق براي اين مقامات تصميم‌گيري به ثبوت رسيده بود و اين حقيقت مورد قبول قرار گرفته بود؛ در شرايطي كه جنگ بر ملت و نيروهاي مسلح ما تحميل شد، نيروهاي ما آمادگي كافي براي مقابله و عكس‌العمل سريع جهت عقب راندن و خنثي كردن دشمن متجاوز را نداشت، لذا براي به‌دست آوردن فرصت كافي جهت آمادگي، نياز به زمان داشتند و در اين مدت زمان الزاماً بايد تدبير پدافندي را قبول مي‌كردند. اما با وجود قبول برتري دشمن و در نتيجه الزام اتخاذ تدبير كلي پدافندي، مقامات رده بالاي تصميم‌گيري ايران نمي‌خواستند يا نمي‌توانستند به‌طور قاطع خود را طرفدار طرح پدافندي براي مدت زمان مشخص قلمداد كنند. بنابراين همين طرح عملياتي بدر نيز كه اساساً پدافندي بود، به‌نوعي جنبه آفندي به آن داده شده بود. براي اين منظور، يك تدبير آفندي نيز براي منطقه عملياتي غرب دزفول و شوش در اين طرح پيش‌بيني گرديده بود و براي توجيه اين امر در قسمت ديگر طرح عمليات چنين نوشته شده بود:

«اساس اين عمليات عبارت است از متوقف نمودن و سد كردن تعرض دشمن در مقدم‌ترين مواضع مناسب، سپس وارد كردن تلفات و خسارات عمده و جزئي همه‌جانبه از جبهه‌ها، جناحين، عمق سازمان رزمي و تداركاتي دشمن، به‌منظور تضعيف او در منطقه و كاهش توانايي‌هاي رزمي متجاوز با  هدايت عمليات چريكي، حملات محدود شبانه و روزانه نظامي و حملات مداوم آتش توپخانه و هوايي و در نهايت هدايت عمليات تعرضي در دزفول (خطرناك‌ترين معبر وصولي دشمن) و توسعه آن در ساير مناطق به‌منظور انهدام و نابودي نيروهاي دشمن در داخل كشور و در نتيجه آزاد كردن مناطق اشغالي و ترميم خط مرز بين‌المللي و تسهيل عمليات آفندي جهت سرنگون كردن رژيم صدام حسين كافر به داخل خاك عراق»

توجه دقيق به جملات و كلمات بيان شده در اين قسمت از طرح عملياتي بدر، مي‌تواند احساس كلي فرماندهي نيروي زميني را درباره چگونگي هدايت جنگ نشان دهد.

اما با توجه به اين‌كه موضوع اصلي مورد بحث ما در اين جلد از كتاب تاريخ جنگ تحميلي، بررسي جريان جنگ در صحنه عمليات کرمانشاه و ايلام است كه فرماندهي عمليات غرب مسئوليت آن‌را بر عهده داشت، نظري به وظايف تعيين شده براي اين قرارگاه در طرح عملياتي بدر مي‌افكنيم.

در اين طرح، وظايف قرارگاه عملياتي نيروي زميني در غرب چنين بيان شده بود كه «با زير امر گرفتن لشكر 81 زرهي و عناصر تقويتي اعزامي از لشكر 77 پياده و ساير یگان‌هاو سپاه پاسداران منطقه، تعرض عمومي ارتش متجاوز عراق را در منطقه مربوطه هم‌چنان متوقف مي‌كند و با هدايت عمليات چريكي مداوم در جبهه و جناحين و عمق منطقه نبرد  تلفات و خساراتي به نيروهاي دشمن وارد مي‌سازد و توان رزمي دشمن را كاهش مي‌دهد و با هدايت عمليات تعرضي محلي و محدود شبانه و روزانه ضرباتي به دشمن وارد مي‌كند. متناسب با توسعه نقاط ضعف دشمن، نيروهاي مهاجم را در منطقه نابود و خط مرز را ترميم مي‌نمايد و بنا به دستور، حمله را جهت سرنگوني رژيم صدام حسين كافر به داخل خاك كشور عراق مي‌كشاند»

با تهيه و انتشار طرح عملياتي بدر كه مي‌توان گفت؛ اولين طرح عملياتي قابل اجرا در صحنه جنگ تحميلي بود، وظايف و مأموريت‌هاي قرارگاه‌هاي عمده تابعه نيروي زميني جمهوري اسلامي ايران مشخص گرديد و اساس اين مأموريت‌ها پدافندي بود. بنابراين لشكر 81 زرهي كه عنصر اصلي رزمي قرارگاه عملياتي غرب بود، بر اساس وظايف تعيين شده در طرح عملياتي بدر، طرح عملياتي لشكر را به نام طرح امين شماره 5 تهيه و در نهم آذرماه 1359 منتشر كرد كه براي آگاهي از وضعيت كلي اين لشكر، خلاصه طرح عملياتي امين را بيان مي‌كنيم.

در اولين قسمت اين طرح سازمان یگان‌های سازماني و زير امر لشكر 81 چنين بيان شده بود:

– تيپ1 زرهي شامل؛ دو گردان مكانیزه، دو گردان تانك ( هر كدام فقط يك گروهان تانك)، يك گروهان ژاندارمري، يك گردان توپخانه155 ميليمتري خودكششي و دو آتشبار توپخانه 130 ميليمتري  كششي، يك آتشبار كاتيوشا.

– تيپ 2 زرهي شامل يك گردان مكانيزه، يك گردان تانك ( كه فقط يك گروهان تانك داشت) به اضافه يك گروهان تانك ام-‌47 اعزامي از لشكر 77 پياده، يك آتشبارتوپخانه 155 ميليمتري خودكششي و يك آتشبار توپخانه 130 ميليمتري.

– تيپ 3 زرهي شامل؛ دو گردان مكانيزه، دو گردان جديدالتأسيس پياده، يك گروهان از گردان 135 تيپ 55 پياده هوابرد، دو گردان تانك ( كه هر كدام فقط يك گروهان تانك داشت) گردان سوار زرهي لشكر (-) يك گروهان تانك ام- 47 اعزامي از لشكر 77 پياده، يك گروهان تانك چيفتن اعزامي از لشكر پياده تهران، يك گردان توپخانه 155 ميليمتري خودكششي تقويت شده با سه آتشبار 155 ميليمتري اضافي، يك آتشبار توپخانه 105 ميليمتري، يك آتشبار توپخانه 130 ميليمتري، يك آتشبار توپخانه كاتيوشا.

– تيپ 3 پياده لشكر 77 پياده مشهد شامل دو گردان پياده از عناصر لشكر 77، يك گروهان پياده جديدالتأسيس، يك گردان تانك از عناصر لشكر 81 زرهي، گردان 206 ژاندارمري مشكين‌شهر، گروهان ژاندارمري قصرشيرين، يك گردان توپخانه 155 ميليمتري خودكششي، يك آتشبار توپخانه 175 ميليمتري.

توضيح اين‌كه ساير عناصر پشتيباني رزمي و خدمات رزمي لشكر نيز به نسبت نيازمندي بين تيپ‌ها تقسيم گرديده بود. ضمناًً عناصر تقويتي لشكر 81 زرهي عبارت بودند از دوگردان پياده و دو گروهان تانك ام- 47 و يك آتشبار 105 ميليمتري از عناصر لشكر 77 پياده، يك گروهان تانك چيفتن از عناصر لشكر 21 پياده، يك گروهان پياده از عناصر تيپ 55 پياده هوابرد و حدود پنج گردان توپخانه از انواع مختلف از گروه‌هاي 11 و 44 توپخانه.

لشكر 81 زرهي، بر مبناي مأموريت تعيين شده در طرح عملياتي بدر نيروي زميني، تدبير عملياتي خود را براي اجراي آن مأموريت چنين درنظر گرفت كه ضمن خنثي كردن فعاليت عناصر آشوبگر و ضدانقلاب داخلي در منطقه کرمانشاه، نيروهاي متجاوز عراق را در مقدم‌ترين مواضع سد‌كننده، سد كند و سپس با وارد كردن تلفات و خسارات به دشمن توان رزمي او را كاهش دهد و در مرحله دوم، عمليات آفندي را عليه نيروهاي دشمن طرح‌ريزي و اجرا كند. بر اساس اين تدبير، فرمانده لشكر تصميم گرفت هر چهار تيپ سازماني و زير امر را در خط پدافندي موجود، در خط تماس با دشمن گسترش دهد كه در اين صورت هيچ یگاني به‌عنوان احتياط در اختيار مستقيم لشكر باقي نمي‌ماند. لذا لشكر به تيپ‌ها دستور داد؛ در سازمان رزمي خود واحدي را براي احتياط منظور كنند و آن واحد را در صورت نياز بعد از كسب اجازه از قرارگاه لشكر وارد عمل سازند. خط تماس بين نيروهاي خودي و دشمن در هنگام تهيه طرح امين (نهم آذرماه 1359) در منطقه عمليات غرب بدین ترتیب بود: خط تماس با دشمن در شرق قصرشيرين و نفت‌شهر و سومار در امتداد عمومي كوه‌كاميشان، ارتفاعات قراويز، تنگ‌حاجيان، ارتفاعات آوازين ‌داربلوط (چغالوند)، حدود 10 كيلومتري شرق نفت‌شهر و سومار تا شرق ارتفاعات ميمك قرار داشت كه در غرب صالح‌آباد و ايلام تا مهران قسمتي از خط مرز هنوز در كنترل نيروهاي ايران بود. در شمال مهران خط تماس با انحرافي به سد كنجان‌چم منتهي مي‌گرديد و در دشت مهران نيز ارتفاعات شمالي خط تماس را تشكيل مي‌داد.

نكته قابل توجه در پيوست‌هاي اين طرح، وضعيت مهمات بود كه درباره مهمات جنگ‌افزارهاي كاليبر بزرگ، محدوديت‌هاي نسبي وجود داشت كه چند نمونه براي مثال بيان مي‌شود. مهمات ياد شده براي يك قبضه در يك روز منظور شده.

مهمات كاتيوشا براي هر قبضه در روز 40 گلوله ( براي هر خودرو 40 لوله‌اي فقط يك شليك)، موشك‌انداز تاو  موشك _ توپ 130 ميليمتري 44 گلوله، توپ 120 تانك چيفتن 10 گلوله _ توپ 155 ميليمتري 58 گلوله، خمپاره‌انداز 120 ميليمتري 25 گلوله.

با تهيه و انتشار طرح پدافندي لشكر 81 زرهي كه عملاً مسئوليت پدافندي غرب کرمانشاه و ايلام را به‌عهده داشت، وضعيت جبهه شكل منظم نظامي به خود گرفت. گرچه اين جبهه عريض بيش از 150 كيلومتري براي يك لشكر آسيب‌ديده خيلي زياد بود، اما شرايط طبيعي زمين كه كوهستاني بود، هرگونه حركات نظامي را محدود به معابر وصولي اجباري مي‌كرد.

 بدين لحاظ، لشكر با استقرار چهار قرارگاه عمده تيپي در مقابل چهارمعبر وصولي اصلي كه سرپل‌ذهاب،گیلانغرب، سومار و صالح‌آباد بودند، توانست مواضع مناسب پدافندي اشغال و از هرگونه پيشروي نيروهاي دشمن به داخل ارتفاعات كه سراسر عرض جبهه از باويسي در شمال تا سد كنجان‌چم در جنوب منطقه مسئوليت لشكر امتداد داشت، جلوگيري نمايد. ضمن اين‌كه نيروهاي دشمن نيز بعد از موفقيت‌هاي اوليه، تلاشي براي نفوذ بيشتر در ارتفاعات مقابل خود نكردند. در نتيجه، عملاً يك خط دفاعي مستحكمي كه اساساً متكي به مواضع طبيعي كوهستاني بود، براي نيروهاي ما ايجاد شد.

 متقابلاً اين امتياز براي دشمن نيز وجود داشت. فقط در بعضي از مناطق نبرد مانند غرب سرپل‌ذهاب و غرب صالح‌آباد (ميمك)، منطقه براي پدافند نيروهاي ما مناسب‌تر از دشمن بود. ولي در منطقه گیلانغرب و سومار وضعيت طبيعي زمين براي هر دو طرف متخاصم يكسان بود. همين شرايط مناسب طبيعي زمين براي پدافند هر دو طرف سبب گرديد كه در دو سال اول جنگ، جبهه عمليات کرمانشاه و ايلام با تغييراتي جزئي در همان وضعيت اوايل جنگ باقي بماند و چه‌بسا چنان‌چه نيروهاي عراقي داوطلبانه و اختياري از بعضي از اين قسمت‌ها عقب‌نشيني نمي‌كردند، وضعيت اين منطقه نبرد مدتي طولاني‌تر به همان شكل اوليه باقي مي‌ماند، زيرا بعد از شكست نيروهاي عراقي در خوزستان در عمليات سال دوم جنگ ( مهر 60 تا مهر 61) نيروهاي عراقي از قسمت‌هاي عمده مناطق اشغالي در غرب عقب‌روي اختياري كردند و فقط نفت‌شهر را كلاً در اختيار خود نگه داشتند كه تا زمان نگارش اين مطالب هنوز هم‌چنان در اشغال نيروهاي عراقي باقي بود.

با تثبيت حالت پدافندي نيروهاي خودي و دشمن در منطقه نبرد کرمانشاه و ايلام، اين منطقه تا اواسط دي‌ماه 1359 بدون حادثه مهمي به حالت ركود و آرام باقي ماند. فقط تبادل آتش و گاهي اعزام گشتي‌هاي شناسايي و رزمي كه بيشتر از جانب نيروهاي ما بود جريان داشت. اگر تغييرات جزئي در منطقه خط تماس بين نيروهاي خودي و دشمن ايجاد می‌شد، داراي اهميت فوق‌العاده‌اي نبود. به‌عنوان مثال، در سوم آذرماه هلي‌كوپترهاي رزمي دشمن به پل هفت‌دهنه واقع در محور سومار ايوان غرب حمله كردند، ولي نتوانستند آن ‌را هدف قرار دهند. از نظر تلاش نيروهاي خودي نيز آماري كه قرارگاه عملياتي غرب در چهارم آذرماه از تعداد اسراء و پناهندگان عراقي گزارش كرده، نسبت به 15 روز قبل از آن فقط هشت نفر اسير و چهارنفر پناهنده اضافه شده بود كه خود نشان‌گر ركود تلاش نيروهاي ما مي‌تواند باشد.

در همين روز چهارم آذرماه، وضعيت كلي جبهه کرمانشاه و ايلام چنين اعلام شد«منطقه عمومي آرام بود. در ارتفاعات سارات شرق سومار فعاليت مختصري بود، عناصر دشمن در ارتفاعات چغالوند اقدام به تعويض يا تقويت یگان‌ها كردند. نبرد در منطقه كاني‌سخت ادامه داشت» كه البته منظور از نبرد در كاني‌سخت و شورشيرين، معمولاً تبادل آتش توپخانه و خمپاره‌انداز بود.

در روز پنجم آذرماه، هواپيماهاي عراقي، شهر خرم‌آباد را بمباران كردند كه سبب شهيد شدن 20 نفر و مجروح شدن بيش از 100 نفر از  سكنه غيرنظامي گرديد. اين حمله عراق يكي از زيان‌بارترين حمله هوايي در طول جنگ بود.

گرچه جبهه دفاعي منطقه کرمانشاه و ايلام به حالت پدافند ثابت درآمده بود، ولي نيروهاي ما تلاش مي‌كردند، حتي‌المقدور جبهه را از حالت ركود خارج سازند. براي اين منظور عمليات محدود و محلي را كه در دستور عملياتي تعيين شده بود، طرح و اجرا مي‌كردند. به همين منظور، عناصر لشكر 81 زرهي تلاش مي‌كردند حتي اگر تصرف يك تپه هم مقدور باشد، پيشروي كنند و در اين نوع تلاش‌ها در دهه اول آذرماه، چند تپه را در منطقه سومار و گیلانغرب به تصرف درآوردند. اما همان‌گونه كه يادآوري شده است، اين‌گونه تلاش‌ها از نظر فيزيكي تغيير قابل ملاحظه‌اي در وضعيت جبهه نمي‌داد، فقط از نظر رواني سبب تهييج نيروهاي ما و تضعيف نيروهاي دشمن مي‌گرديد.

با تثبيت كامل خط پدافندي در منطقه غرب، ارتش عراق قسمتي از نيروهاي خود را از اين منطقه به صحنه عمليات خوزستان تغيير مكان داد كه از آن جمله تيپ 31 نيروي مخصوص كه در حوالي نفت‌شهر مستقر بود به منطقه سوسنگرد تغيير مكان نمود.

در روز هشتم آذرماه، دو فروند هواپيماي عراق منطقه گسترش نيروهاي ما را در حوالي اميرآباد قصرشيرين بمباران كردند كه هر دو هواپيما مورد هدف قرار گرفتند. يك فروند در خاك ايران سقوط كرد و خلبان آن به اسارت نيروهاي ما درآمد، ولي هواپيماي سرنگون شده ديگر احتمالاً در خاك عراق سقوط كرد.

از نظر آگاهي از محدوديت جايگزيني وسايل و تجهيزات نيروهاي ما، كافي است به يك پيام لجستيكي نيروي زميني درباره نفربرها اشاره شود. در تاريخ نهم آذرماه، نيروي زميني به فرماندهي لجستيكي آن نيرو چنين دستور داد «يك دستگاه از دو دستگاه نفربر ام 113 حامل خمپاره‌انداز موجود در تهران را به کرمانشاه حمل و به لشكر 81 زرهي تحويل دهيد» اين پيام نشان مي‌دهد كه انبارهاي تداركاتي نيروي زميني به‌كلي خالي از تجهيزات ذخيره شده بود، در حالی‌که فقط وضعيت يك گردان مكانيزه لشكر 81 زرهي چنين گزارش شده بود كه « گردان 119 تيپ1 زرهي تعداد 11 دستگاه نفربر بي‌ام‌پي‌1 ، يك دستگاه نفربر ام ‌113 حامل موشك‌انداز تاو و يك نفربر ام‌113 معمولي از دست داده است.»

يك نكته كه هنوز در منطقه عمليات کرمانشاه مبهم باقيمانده بود، چگونگي فعاليت عناصر ضدانقلاب در ارتفاعات دالاهو و رابطه آنان با ارتش عراق بود. آن‌چه مسلم بود؛ در اين ارتفاعات گاه‌گاهي فعاليت‌هايي عليه نيروهاي ما انجام مي‌گرفت و به پاسگاه‌هاي ژاندارمري و پايگاه‌هاي سپاه پاسداران حملاتي می‌شد و بعضي مواقع اين حملات سبك دليل بر پيشروي نيروهاي منظم عراق در اين ارتفاعات تلقي مي‌گرديد، چنان‌كه در يازدهم آذرماه، سپاه پاسداران منطقه عمليات کرمانشاه اعلام كرد، طبق يك اطلاع كاملاً موثق، نيروهاي دشمن قصد پيشروي در منطقه خانه‌شور به‌طرف قلقله و بزميرآباد را دارد. در درگيري‌هاي چند روز گذشته در اين منطقه از افغاني‌هاي مشهد دو نفر شهيد و سه نفر مفقود شده‌اند و از افراد سپاه پاسداران نيز هفت نفر شهيد و سه نفر اسير شده‌اند.

گرچه اين اطلاع چندان گويا نيست كه آيا اين درگيري‌ها با ضد‌انقلاب يا نيروهاي عراقي بوده است، ولي به هر حال يك نكته مسلم است كه در اين منطقه چنين درگيري‌هايي وجود داشته است. اما حركت نيروهاي منظم عراق در ارتفاعات صعب‌العبور بسيار بعيد بود. چنان‌كه در طول جنگ چنين عملي از طرف نيروهاي عراقي انجام نگرفت. در 14 آذرماه، هواپيما و هلي‌كوپترهاي عراقي بار ديگر شهر گیلانغرب را بمباران كردند و تعدادي ازاهالي را كه هنوز در خانه‌هاي خود باقيمانده بودند مجروح نمودند.

در 15 آذرماه، منطقه نبرد كاني‌سخت و شورشيرين فعال بود و تبادل آتش به‌شدت ادامه داشت. بر اثر آتش دشمن دو نفر از افراد نيروهاي ما شهيد و چهارنفر مجروح شدند. در 17 آذرماه، براي اولين بار هواپيماهاي عراقي به ايستگاه‌هاي مخابراتي اسدآباد همدان حمله كردند ولي خسارت چنداني به آن مركز مخابراتي وارد نشد.

در 21 آذر ماه،  تعداد پنج نفر از نظاميان عراقي ( يك نفر درجه‌دار و چهار نفر سرباز) در غرب سرپل‌ذهاب به نيروهاي ايراني پناهنده شدند. اين افراد اظهار داشتند كه نيروهاي عراقي آماده مي‌شوند در 23 آذرماه، اقدام به حمله كنند. اما چنين حمله‌اي صورت نگرفت. اين امر نشانه‌ای از اطلاعات نادرست از اسراء و پناهندگان است كه به‌منظور اين‌كه مسائل جدي و مهم را مطرح سازند، چنين اطلاعاتي را در اختيار نيروي مقابل قرار مي‌دهند.

در دهه سوم آذرماه، فقط يك درگيري نسبتاً جدي بين نيروهاي ما با نيروهاي اشغالگر در حوالي سيدصادق واقع درهشت كيلومتري شمال سرپل‌ذهاب رخ داد. طبق گزارش لشكر 81 زرهي، اين درگيري از ساعت 1300 تا 1800 روز 28 آذرماه و مدت پنج ساعت ادامه يافت. در اين درگيري 17 نفر از افراد دشمن به اسارت نيروهاي ما درآمدند. از افراد نيروهاي ما چهار نفر نظامي شهيد و 21 نفر مجروح شدند.

ماه سوم جنگ، بدون تغييرات محسوسي نسبت به اوايل جنگ در منطقه عمليات کرمانشاه و ايلام به پايان رسيد. در دهه اول ماه چهارم، يعني دي‌ماه نيز تلاش محسوسي از نيروهاي خودي و دشمن در اين جبهه مشاهده نشد. اين آرامش فقط به لشكر 81 زرهي اين فرصت را داد كه تلاش كند؛ تعدادي از خودروهاي ازكار افتاده و باقي‌مانده در پادگان‌ها را تعمير و حاضر به‌كار نمايد و آن‌ها را به مناطق نبرد اعزام كند و بدين طريق توان رزمي عناصر لشكر را افزايش دهد. در اين باره فرمانده لشكر 81 چنين گزارش داده است كه در مهرماه 1359 لشكر، فقط 64 دستگاه تانك‌ ام‌_60 حاضر به‌كار داشت و با تلاشي كه انجام گرفت، لشكر موفق شد تعداد 121 دستگاه از تانك‌هاي تعميري را حاضر به‌كار كند و تعداد تانك‌هاي قادر به رزم لشكر را به 185 دستگاه برساند. ضمناً در اين مدت تعداد 420 دستگاه خودرو چرخ‌دار و 27 دستگاه نفربر زرهي نيز تعمير و حاضر به‌كار گرديد.

با توجه به اين آمار، بعد از گذشت حدود سه ماه از جنگ تحميلي، تازه لشكر 81 زرهي توانست؛ استعداد رزمي خود را به حدود 60درصد برساند. اما نيروي زميني امكاني ديگر براي تأمين 40درصد كسري را نداشت. چنان‌كه لشكر 81 زرهي درخواست چهار قبضه خمپاره‌انداز 120 ميليمتري كرده بود، نيروي زميني براي فراهم كردن اين نيازمندي به آخرين یگان آموزشي باقيمانده متوسل شد و دستور داد دو قبضه خمپاره‌انداز از مركز زرهي شيراز و دو قبضه از آموزشگاه گروهباني تهران به کرمانشاه و در اختيار لشكر 81 قرار گيرد.

لشكر 81 زرهي هم‌زمان با آماده كردن وسايل و تجهيزات ازكار افتاده، اقدام به تشكيل 3 گردان پياده نمود تا كمبود یگاني را تا حدودي جبران كند.همان‌گونه كه در شرح طرح عملياتي امين لشكر 81 بيان گرديد، 2 گردان پياده در آن طرح منظور شد و براي پوشش قسمتي از منطقه دفاعي لشكر مورد استفاده قرار گرفت.

از دهه دوم دي‌ماه 1359 تحول نسبتاً چشم‌گيري در وضعيت كلي جنگ تحميلي ايجاد شد و نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، عمليات تعرضي عليه نيروهاي متجاوز را به‌طور نسبتاً جدي آغاز كردند. علت اين تحول بالا رفتن آمادگي رزمي نيروهاي ايران نبود، بلكه تضعيف نيروهاي متجاوز عراق به‌علت طولاني‌ شدن مدت زمان جنگ و برخلاف انتظارات نيروهاي عراق از يك طرف و فشارهاي سياسي داخلي ايران از طرف ديگر، نيروهاي مسلح ما را وادار كرد، از حالت ركود و پدافند خارج شوند و به دشمن متجاوز اجازه ندهند در مناطق اشغالي همچنان باقي بماند.

 در اين مسئله، مقايسه توانايي‌هاي خودي و دشمن مورد توجه نبود. نظر به اين‌كه در اين باره در بررسي چگونگي طرح‌ريزي و اجراي عمليات كرخه‌كور (نصر) در دي‌ماه 1359 در منطقه سوسنگرد سخن گفته‌ايم، از تكرار آن خودداري مي‌گردد. فقط يادآوري مي‌شود كه از اواخر آذرماه 1359 مقامات سياسي ايران تلاش كردند به هر نحو مقدور نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران را براي يورش به دشمن به حركت در آورند. بر اساس اين تدبير كلي، فرماندهي عمليات غرب براي جبهه کرمانشاه و ايلام طرح‌هاي آفندي محدودي تهيه كرد كه از دهه دوم دي‌ماه 1359 به مرحله اجرا گذاشته شد. نظر به اهميت فوق‌العاده همين عمليات آفندي محدود در وضعيت كلي جبهه‌هاي جنگ، ما آن عمليات را در بخش‌های بعد بيان مي‌كنيم و يادآور مي‌شويم كه از دي‌ماه تا آخر اسفند‌ماه سال 1359 نيروهاي ما در جبهه کرمانشاه و ايلام چهار حمله محدود به شرح زير اجرا كردند كه شرح آن‌ها در بخش بعدي خواهد آمد:

– عمليات تنگ‌حاجيان در منطقه گیلانغرب در 14 دي‌ماه 1359

– عمليات ميمك در غرب صالح‌آباد ايلام در 19 دي‌ماه 1359

– عمليات سيدصادق در كلينه سرپل‌ذهاب در 15 اسفند ماه 1359

– عمليات چغالوند در غرب گيلانغرب در 26 اسفندماه 1359

 

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده