عملیات بزرگ فتح المبین
بخش یکم: مقدمات آغاز عملیات جبهه دزفول- شوش، پس از تک لشگر21 پیاده حمزه در23 مهر ماه سال59 تا آغاز نبرد سرنوشت ساز فتح المبین عملیات آفندی گسترده ای به خود ندید و همان طور که نوشتیم؛ در جهت افزایش روحیه رزمی پرسنل و همچنین بالا بردن تجربه و مهارت های علمی رزمندگان، عملیات آفندی محدودی در راستای کاهش توان رزمی دشمن و ضربه زدن به روحیۀ او و توسعۀ سرپلهای موجود در کرانۀ غربی کرخه و در نهایت دور کردن آتشهای دور برد دشمن از منطقه شرق رودخانه کرخه به مرحله اجرا درآمد.

بدین ترتیب با فراهم شدن امکانات آفندی بیش تر، آمادگی روانی و روحی جان برکفان ارتش اسلام به منظور بیرون راندن دشمن توسعه یافت و یگانهای مستقر در منطقه با اشتیاق کامل در انتظار ساعت حملۀ سراسری بودند. نبرد فتح المبین ازجملۀ عملیات های تهاجمی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران برای تغییر سرنوشت جنگ تحمیلی بود و اگر چه از اوایل سال1360 عملیات تعرضی نیروهای ایرانی آغاز گردیده بود و در دو نبرد مهم ثامن الائمه(ع) و طریق القدس پیروزیهای درخشان و ارزنده ای نصیب نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران شده بود، اما در عملیات فتح المبین بودکه ضربه ای مهلک بر نیروهای عراقی وارد آمد به نحویی که دشمن قدرت ادامه مقاومت را در داخل سرزمین مقدس جمهوری اسلامی ایران از دست داد و روحیه اش چنان آسیب دید که سرانجام نیروهای عراقی در عملیات بزرگ بیت المقدس یعنی آزاد سازی خرمشهر در مقابل اراده رزمندگان اسلام ناگزیر از تسلیم شدند و شکست دردناکی را متحمل گردیدند.

چون آغاز عملیات فتح المبین از نظر فرماندهی میدان نبرد از اهمیت بالایی برخوردار بود، ایجاب می کرد که طرح ریزی هایی آفندی با دقت و ظرافت کاملی انجام گیرد.  از جمله اقداماتی که نیروی زمینی ارتش برای آغاز تهاجم انجام داد، این بود که تغییراتی در سازمان فرماندهی و ستاد نیرو و لشگر های تحت امر داد.

از طرفی، با حضور نیروهای بسیج مردمی و سپاه پاسداران در صحنه های نبرد، توان رزمی و تهاجمی جبهه ها تقویت شده بود و به سبب حضور آنها در جبهه ضرورت داشت که بین یگانهای ارتش و دیگر رزمندگان هماهنگی کاملی برقرار شود تا با وحدت فرماندهی و یا حداقل وحدت نظر تهاجم سرنوشت ساز را آغاز کنند.

 بنابراین، برای وصول به هدف مقدس مشترک رزمندگان اسلام می بایست یا با هم ادغام می شدند، یا حداقل به صورت تفکیک ناپذیر درکنار هم قرار می گرفتند تا کمبود های موجود به حداقل کاهش یابد.

قدم اساسی دیگری که باید برداشته می شد، بسیج نیروی کافی برای تهاجم بود. نیروی زمینی ارتش، با اختصاص دادن حداقل توان رزمی برای حفظ مواضع پدافندی، در جبهه ای به عرض بیش از یک هزار کیلومتر، می بایست از حداکثر توان رزمی خود استفاده می کرد، بنابراین دستور داده شد یگانهایی که قابل برداشت از دیگر مناطق بودند، در منطقه عملیاتی دزفول و شوش گرد آیند.

 با این وجود، برآوردهای انجام شده نشان می داد؛ که توان رزمی ارتش جمهوری اسلامی ایران به تنهایی برای وارد آوردن ضربت سرنوشت ساز به ارتش متجاوز عراق کافی نیست و لازم بود؛ نیروهای بیش تری اضافه بر نیروهای موجود وارد میدان نبرد گردد، لذا با توجه به عامل نخست یعنی تغییرات در فرماندهی و ستاد هدایت کنندۀ جنگ و ایجاد هماهنگی بیش تر بین فرماندهی ارتش و سپاه، اجرای عامل دوم نیز امکان پذیر شد.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توانست؛ با بسیج نیروئی در حدود سه لشگر و وارد کردن آنها به جبهه های نبرد توازن توان رزمی نسبی را به نفع نیروهای جمهوری اسلامی ایران تغییر دهد.

نتایج کلی نبردها تا آغاز عملیات فتح المبین

قبل از پرداختن به چگونگی عملیات ظفرمند فتح المبین و تشریح رویداد های مهم آن، اجمالاً وضعیت و شرایط جبهه ها را تا آغاز آن نبرد از نظر می گذرانیم.

در شش ماه اول جنگ، در صحنۀ عملیات خوزستان، عملاً تلاش اصلی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران برای کند کردن و متوقف نمودن پیشروی نیروهای متجاوز عراق در سرزمین ایران اسلامی و سد کردن تهاجم آنها در خط عمومی پدافندی رودخانه های کرخه و کارون و در جبهه میانی در جنوب کرخه کور و غرب سوسنگرد به کار گرفته شد، به نحوی که در جبهه جنوبی و در شمال آبادان، خط سرپل دشمن در شرق کارون محدود گردید، و در جبهه میانی و منطقه اهواز- سوسنگرد نیروهای دشمن در جنوب غربی اهواز و غرب سوسنگرد مجبور به توقف شدند و در جبهه شمالی و در غرب شوش و دزفول نیز رودخانه کرخه خط عمومی پدافندی بین نیروهای طرفین را تشکیل داد و در نهایت نیز مواضع پدافندی هر دو طرف در این خطوط عمومی تثبیت گردید.

در واقع از ماه سوم جنگ حکومت عراق به دستاورد های روزهای نخست تهاجم و تجاوز خود اکتفا کرد و تلاش بیش تری برای توسعه مناطق اشغالی انجام نداد و فقط تحکیم مواضع پدافندی در تمام جبهه های نبرد پرداخت، و سعی خود را صرف تهیه موانع و استحکامات دفاعی در ابعاد وسیع کرد.

 ظاهراً حکومت عراق و پشتیبانان آن، اشغال بیش از ده هزار کیلومتر مربع از خاک جمهوری اسلانی ایران را برای دستیابی اهداف نا مبارک خود کافی دانستند. از سوی دیگر، این وضعیت اشغالگرانه برای دولت و ملت و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران غیر قابل تحمل بود و باید هر چه زود تر خاک ایران اسلامی از لوث وجود دشمن پاک می شد. برای دولت ایران و فرماندهی جبهه های دفاع مقدس، محقق بود که دشمن با انجام مذاکرات سیاسی به تخلیه ایران اقدام نخواهد کرد و فقط با زور سلاح و توان نیروی قهریۀ رزمندگان اسلام، سرزمین های اشغالی آزاد خواهند شد و این فرزندان ایران اسلامی اعم از ارتشی، سپاهی، بسیجی، و سایر رزمندگان با توکل به امداد های خداوندی و روحیه شهادت طلبی دشمن را خوار و ذلیل نموده و پرچم پیروزی را در سرزمین های آزاد شده به اهتزاز در خواهند آورد.

با برخورداری از کلیه امکانات و با حوادثی که در پایان سال1359 در منطقه عملیاتی غرب دزفول و شوش رخ داد، تغییراتی در خط عمومی پدافندی حاصل شد و قسمتی از نیروهای جمهوری اسلامی ایران منطقه نسبتاً وسیعی را در بین رودخانه کرخه در شرق، و ارتفاعات رقابیه و میش داغ در غرب، عملاً تحت تصرف و کنترل خود درآوردند و خط پدافندی حدود25 کیلومتر به سمت غرب کشانده شد و دشمن اجباراً به مواضع پدافندی واقع در ارتفاعات رقابیه و دوسلک و دامنۀ جنوبی تپه ابوصلیبی خات اکتفا کرد. عملیات آفندی ایران به منظور بیرون راندن دشمن از آغاز سال1360 به صورت محدود آغاز شد.

در اردیبهشت ماه؛ عملیات الله اکبر، در مرداد ماه؛ عملیات طراح و غرب سوسنگرد و سرنجام نیز عملیات ثامن الائمه در پنجم مهر ماه بوسیله لشگر77 که با عناصری از لشگر92 زرهی، تیپ37 زرهی و حدود15گردان از سپاه پاسداران و نیروهای بسیج مردمی تقویت شده بود، در شمال آبادان اجرا گردید که جریان آنها در جلد های دیگر کتاب بیان خواهد شد.

منبع: ارتش جمهوری اسلامی ایران در هشت سال دفاع مقدس، سرتیپ 2 جوادی پور،محمد، سرتیپ 2 نیکفرد،علی، سرهنگ حسینی،سید یعغوب، سازمان عقیدتی سیاسی آجا(نشرآجا)

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده