نبردهای غرب اهواز و سوسنگرد – بخش دوم:
در حقیقت، میتوان گفت: ارتش عراق بعد از موفقیت نسبی اولیه در هیچ عملیات بعدی نتوانست عملیات استفاده از موفقیت انجام دهد. نیروهای ما نیز با وجود وارد عمل شدن نیروهای تازه نفس بسیج در سطح وسیع امکان اجرای این عملیات را بدست نیاوردند و هرگونه عملیات محدود و یا گسترده را با همان نیروهای در خط با تقویت سپاه و بسیج انجام دادند و بعد از تصرف هدف تعیین شده و شکست دادن دشمن در هر عملیات امکان اضافی برای استفاده از موفقیت را بدست نیاوردند.

ت- اثرات کلی وضعیت منطقه عملیات در عملیات نظامی: با توجه به مشخصات منطقه عملیات که بیان شد، منطقه عملیات جنوب‌غربی اهواز برای اجرای عملیات آفندی و پدافندی از شرق به غرب و از غرب به شرق برای نیروهای هر دو طرف ایران و عراق یکسان بود. این منطقه تا وصول به کرانه رودخانه­ها، امتیاز ویژه­ای برای آفند و پدافند نداشت و هرگونه امتیاز فقط با بدست آوردن برتری کامل زمینی و هوایی بدست می­آمد. نظر به این‌که این برتری در آغاز جنگ تحمیلی برای نیروهای متجاوز عراق حاصل شده بود، ارتش عراق توانست هرگونه ضعف مشخصات زمین منطقه عملیات را با به‌کار­گیری نیروهای مانوری و آتش توپخانه و از همه مهم­تر امکانات وسیع مهندسی بر طرف سازد و تا کرانه رودخانه کارون در شرق و کرانه نهر کرخه‌کور در شمال، پیشروی سریع نماید. در صورتی‌که در منطقه شمال رودخانه کرخه که تپه ماهور بود، نیروهای متجاوز عراق نتوانستند با چنان سرعتی پیشروی کنند و بالاخره در تپه الله اکبر واقع در شمال سوسنگرد مجبور به توقف گردیدند.

2- وضعیت نیروهای متجاوز عراق در منطقه اهواز- سوسنگرد در آغاز جنگ

برابر مفاد دستور عملیاتی سپاه 3 ارتش متجاوز عراق که در تاریخ 8/ث2/1980 (17/8/1359) به یگان‌های زیر امر سپاه صادر گردیده است (مدارک اغتنامی) سپاه 3 با پنج لشکر و یک تیپ مستقل زرهی به خوزستان حمله کرد که لشکرهای 10 زرهی و1 مکانیزه از غرب ارتفاعات مرزی حمرین در محور پیشروی عمومی علی­غربی معبر عین خوش پل کرخه دزفول و محور پیشروی العماره فکه دوسلک شوش سرزمین اسلامی ما را مورد تجاوز قرار دادند.

 لشکر 9 زرهی ارتش متجاوز عراق، در محور پیشروی نشوه- طلائیه- هویزه- سوسنگرد، منطقه بستان و سوسنگرد را مورد حمله قرار داد که تیپ زرهی ابن‌الولید جزو عناصر لشکر 3 زرهی نیز در این منطقه وارد عمل شد.

 لشکر 5 مکانیزه ارتش متجاوز عراق در محور عمومی بصره- تنومه- کوشک- جفیر- اهواز به سمت اهواز پیشروی نمود و لشکر 3 زرهی در محور عمومی بصره- تنومه- خرمشهر- آبادان حمله کرد.

تیپ 10 زرهی، در احتیاط سپاه بود که ابتدا در منطقه فکه مستقر گردید و بر حسب نیاز در مناطق عملیاتی لشکرهای یاد شده وارد عمل شد.

علاوه بر پنج لشکر و یک تیپ مستقل یاد شده، عناصر دیگری نیز از تیپ 31 نیروی مخصوص و لشکر 11 پیاده و گروهان‌های کماندو و مستقل در تقویت و یا زیر امر لشکرهای حمله­ور اصلی قرار داشتند. بنابراین در منطقه عملیاتی مورد بحث یعنی منطقه نبرد اهواز و سوسنگرد، لشکر 9 زرهی و لشکر 5 مکانیزه عراق، تقویت شده با عناصر دیگر، وارد نبرد شدند.

لشکر 5 مکانیزه دارای دو تیپ مکانیزه و یک تیپ زرهی و یک گردان شناسایی بود و با توجه به این‌که هر تیپ مکانیزه دارای سه گردان مکانیزه و یک گردان تانک بود و همچنین هر تیپ زرهی دارای سه گردان تانک و یک گردان مکانیزه بود، بنابراین لشکر 5 مکانیزه دارای هفت گردان مکانیزه، پنج گردان تانک، یک گردان شناسایی و جمعاً 13 گردان رزمی بود.

 لشکر 9 زرهی نیز دارای دو تیپ زرهی و یک تیپ مکانیزه و یک گردان شناسایی بود که سازمان آن، برعکس سازمان لشکر مکانیزه یعنی؛ هفت گردان تانک و پنج گردان مکانیزه بود. بنابراین لشکر 9 زرهی نیز دارای 13 گردان رزمی بود.

علاوه بر دو لشکر یاد شده، تیپ زرهی ابن‌الولید نیز که از نظر سازمانی؛ تیپ 12 زرهی لشکر 3 زرهی بود، در عملیات محور مستقل حلفائیه سوبله بستان وارد عمل شده بود که این تیپ نیز سه گردان تانک و یک گردان مکانیزه داشت.

با توجه به اطلاعات یاد شده که به آن اشاره شد، ارتش متجاوز عراق در آغاز تجاوز عمومی خود به میهن اسلامی ما با عناصری از لشکرهای 5 مکانیزه و 9 زرهی از سمت جنوب غربی مرز بین ایران و عراق، منطقه اهواز و سوسنگرد را مورد حمله قرار داد و با عناصری از لشکرهای دیگر که احتمالاً تیپ 27 لشکر1 مکانیزه بود، در محور حلفائیه سوبله بستان وارد عمل شد، زیرا لشکر1 مکانیزه عراق در منطقه عمومی العماره- فکه پیشروی نمود. احتمالاً، در شروع عملیات در محور العماره- حلفائیه- سوبله- تنگ چزابه نیز که جزئی از منطقه عمومی العماره- فکه می­باشد، عناصری از لشکر یک مکانیزه وارد عمل شدند.

طبق برآورد اطلاعاتی که لشکر 92 زرهی در 6 مهرماه 1359 به عمل آورد، حضور تیپ 27 مکانیزه لشکر1 مکانیزه، در منطقه سوبله تنگ چزابه مورد تأیید قرار گرفت. ضمن این‌که در این برآورد اطلاعاتی تیپ 43 زرهی لشکر 9 زرهی در منطقه عملیاتی لشکر1 مکانیزه و در محور العماره- فکه برآورد گردید.

به هرحال، آن‌چه که قطعی به نظر می­رسد، آن است که ارتش متجاوز عراق از آغاز تجاوز به سرزمین ما در منطقه عملیاتی اهواز- سوسنگرد که مورد بحث ما در این قسمت از تاریخ جنگ تحمیلی است، یک لشکر زرهی و یک لشکر مکانیزه وارد عمل کرد که جمعاً دارای 12 گردان تانک و 12 گردان مکانیزه و دو گردان شناسایی بودند.

در مقابل این دو لشکر سازمان یافته و مجهز و کامل ارتش عراق، فقط دو تیپ از عناصر لشکر 92 زرهی جمعاً با 4 گردان تانک، سه گردان مکانیزه و یک گردان سوار زرهی مستقر بود که استعداد رزمی کل آن‌ها حدود دو گردان تانک و دوگردان مکانیزه بود. یعنی توان رزمی نیروهای متجاوز عراق در آغاز تهاجم به منطقه اهواز- سوسنگرد، نزدیک به هشت برابر نیروهای ما بود (30 گردان عراقی در مقابل چهارگردان ایرانی)

البته لازم به یادآوری است که دولت و ارتش متجاوز عراق در جریان کامل وضعیت نیروهای مسلح ایران بودند. چنان‌که بعد از اجرای عملیات کرخه‌کور در دی­ماه 1359 مدرکی از قرارگاه تیپ 43 زرهی عراق به‌دست نیروهای ما افتاد که در آن مدرک، سازمان و گسترش کامل نیروی زمینی ایران نوشته شده بود. این مدرک در اوایل سال 1359 و حدود چهار ماه قبل از تهاجم نیروهای متجاوز عراق به ایران تهیه و منتشر گردیده بود.

با توجه به این اطلاعات ارتش عراق درباره ارتش ایران، نیروهای متجاوز عراق در آغاز تجاوز به‌صورت تمرکزی به ایران حمله نکردند و ابتدا عناصر نسبتاً سبک ارتش عراق از مرز بین دو کشور گذشت و به نیروهای ما حمله کرد. اما برخلاف انتظار و برآورد ستاد کل فرماندهی ارتش عراق، همان نیروهای سبک و از هم گسیخته لشکر 92 زرهی شجاعانه و در حد مقدور در مقابل نیروهای عراق ایستادگی کردند. ارتش عراق مجبور شد؛ نیروهای قوی­تری وارد صحنه نبرد سازد. لذا نیروهای متجاوز عراق در خوزستان شامل سه لشکر زرهی، دو لشکر مکانیزه و یک تیپ مستقل زرهی و یک تیپ مستقل نیروی مخصوص گردید. این لشکرها به همان ترتیبی گسترش یافتند که در آغاز این بحث بدان اشاره شد.

براساس این گسترش، لشکر 9 زرهی در منطقه سوسنگرد و لشکر 5 مکانیزه در جنوب‌غربی اهواز گسترش یافت. البته احتمالاً بعضی از عناصر این لشکرها در مناطق دیگر وارد عمل شدند. چنان‌که برابر گزارش عملیات لشکر 10 زرهی عراق (مدارک اغتنامی) تیپ 14 مکانیزه لشکر 9 زرهی ابتدا زیرامر لشکر 10 زرهی بود و در حمله آن لشکر در منطقه عین خوش به طرف پای پل کرخه وارد عمل شده و ایستگاه رادار دهلران (غرب شوش) به‌وسیله این تیپ اشغال شد.

فرمانده لشکر 10 زرهی عراق در این گزارش که در 17/12/1359 با شماره اعلام وصول ع/ق ص/1036 به سپاه 3 عراق ارسال نموده، بیان کرده است که به‌علت شرکت بعضی از یگان‌های آن لشکر در عملیات سیف سعد (منطقه شمال مهران) این لشکر با استعداد کامل سازمانی خود در منطقه دزفول وارد عمل نشد، بلکه با عناصر دیگری که از لشکرهای دیگر در زیرامر داشت، در قادسیه صدام شرکت کرد. از جمله این واحدهای غیرسازمانی تیپ 14 مکانیزه لشکر 9 زرهی بود.

از نظر معابر وصولیِ دشمن به سمت اهواز و سوسنگرد، سه معبر وصولی عمومی وجود داشت که نیروهای دشمن از همان سه معبر پیشروی کردند این معابر به ترتیب اهمیت عبارت بودند از:

(1) معبر وصولی بصره- تنومه- پاسگاه مرزی کیلومتر 25- پاسگاه حسینیه (در 80 کیلومتری جنوب اهواز) به طرف اهواز که در حدود 40 کیلومتری جنوب اهواز و در پادگان حمید یک شاخه از آن جدا می­شد و به سمت حمیدیه امتداد می­یافت.

(2) معبر وصولی نشوه- طلائیه- کوشک- جفیر که این معبر بعد از وصول به جاده مرزی کوشک- هویزه به دو شاخه می­شد؛ یک معبر سمت جفیر- پادگان حمید- اهواز امتداد پیدا می­کرد و شاخه دیگر به طرف شمال تغییر سمت می‌داد و به سمت هویزه و سوسنگرد ادامه می‌یافت.

(3) معبر وصولی حلفائیه- پاسگاه مرزی سوبله- تنگ چزابه- بستان بود که این معبر به علت جریان شرقی غربی رودخانه کرخه از حمیدیه تا هورالهویزه و شمال بستان ادامه داشت. از معابر جنوبی کرخه کاملاً جدا و مستقل بود و پس از ورود به خاک ایران در امتداد شمال کرخه به سمت تپه الله اکبر و پادگان دشت آزادگان و حمیدیه و اهواز ا دامه پیدا می­کرد. برای الحاق این معبر وصولی به معابر جنوبی رودخانه کرخه، لازم بود از رودخانه کرخه عبور انجام گیرد و در غیر این‌صورت، امکان پشتیبانی متقابل نیروهای شمال و جنوب کرخه بسیار محدود و مشکل بود، به همین جهت نیروهای متجاوز عراق بعد از عدم موفقیت در ادمه تهاجم خود برای تصرف اهواز و آبادان و حمیدیه و عدم موفقیت در عبور از کرخه در شمال شهر شوش، برای تهدید دزفول تمام تلاش خود را به‌کار بردند تا حداقل با اشغال شهر بستان و سوسنگرد خط جبهه را در شمال و جنوب رودخانه کرخه به یکدیگر متصل سازند که با این امر خط مواصلاتی سپاه 3 عراق در صحنه عملیات خوزستان از غرب  دزفول تا خرمشهر و آبادان به یکدیگر متصل می­گردید و امکانات پشتیبانی متقابل لشکرهای گسترش یافته عراق در خوزستان فوق­العاده افزایش می­یافت.

متقابلاً تلاش نیروهای مسلح ایران، نیز در این منطقه نبرد این بود که ارتش متجاوز عراق را از این امتیاز محروم سازند و این امر سبب حوادث و نبردهایی گردید که در مطالب آینده بیان خواهد شد.

 استعداد و گسترش نیروهای متجاوز عراق در صحنه عملیات خوزستان به همان وضعی که در آغاز جنگ شکل گرفت تا عملیات فتح‌المبين و بيت‌المقدس که در سه ماهه اول سال 1361 اجراء گردیدند، با تغییرات جزیی حفظ شد، به نحوی که لشکرهای عراقی که از جنوب به شمال به ترتیب 3 و 5 و 9 و1 و 10 از خرمشهر تا غرب دزفول گسترش یافتند، تقریباً مناطق مسئولیت خود را تا زمان تار و مار شدن یا عقب رانده شدن به وسیله نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران حفظ کردند. در نتیجه لشکر 5 مکانیزه و لشکر 9 زرهی که از آغاز جنگ در منطقه عملیات اهواز سوسنگرد وارد عمل شدند، تا عملیات بيت‌المقدس (8/3/1361) و به مدت تقریبی 20 ماه در همان منطقه باقی ماندند. اگر تغییراتی در گسترش و ترکیبات یگان‌های عراق داده می­شد، در حد گردان و به ندرت تیپ بود.

لشکرها تغییر منطقه مسئولیت ندادند. علت این ثابت ماندن وضعیت که در واحدهای ما نیز تا عملیات طريق‌القدس (آذرماه 1360) وجود داشت،  آن بود که ارتش­های هر دو طرف حداکثر امکانات خود را در جبهه بیش از هزار کیلومتری در خط مقدم وارد عمل کرده بودند و هیچ­کدام از ارتش­های ایران و عراق لشکر اضافی در اختیار نداشتند تا لشکرهای گسترش یافته را با آن تعویض نمایند. در نتیجه در سال اول جنگ، وضعیت گسترش نیروهای هر دو طرف کاملاً ثابت بود.

از آغاز سال دوم جنگ و بعد از عملیات پیروز ثامن‌الائمه (ع) که تغییر اساسی در شکل جبهه خوزستان داده شد، لشکر 3 عراق به غرب کارون عقب رانده شد. ضمن این‌که حدود 40درصد تلفات داد. این لشکر از مأموریت خیال پردازانه اشغال آبادان فارغ گردید و منطقه مسئولیت این لشکر به لشکر 11 پیاده عراق محول شد. در نتیجه این لشکر رها گردید و در مناطق دیگر نبرد وارد عمل شد. به همان صورت لشکر 77 پیاده ما رها گردید و در عملیات طريق‌القدس و فتح‌المبين شرکت نمود.

بنابراین یکی از علل مهم طولانی شدن جنگ آن بود که اصولاً تمام نیروهای هر دو طرف از آغاز جنگ با یکدیگر درگیر شدند و هیچ­کدام از طرفین نیروی آزادی نداشتند که با آن بتوانند عملیات استفاده از موفقیت و تعاقب که عامل اصلی موفقیت نهایی است انجام دهند.

در حقیقت، می­توان گفت: ارتش عراق بعد از موفقیت نسبی اولیه در هیچ عملیات بعدی نتوانست عملیات استفاده از موفقیت انجام دهد. نیروهای ما نیز با وجود وارد عمل شدن نیروهای تازه نفس بسیج در سطح وسیع امکان اجرای این عملیات را بدست نیاوردند و هرگونه عملیات محدود و یا گسترده را با همان نیروهای در خط با تقویت سپاه و بسیج انجام دادند و بعد از تصرف هدف تعیین شده و شکست دادن دشمن در هر عملیات امکان اضافی برای استفاده از موفقیت را بدست نیاوردند.

 

3- وضعیت نیروهای ایران در منطقه اهواز و سوسنگرد در آغاز جنگ

طبق گسترش پادگانی نیروی زمینی ارتش ایران، لشکر 92 زرهی از سال 1343 در خوزستان تشکیل گردید و سازمان­دهی شد، قبل از آن نیز از آغاز تشکیل ارتش ایران همیشه یک لشکر پیاده در استان خوزستان گسترش داشت. مرکزیت این لشکرها همیشه در شهر اهواز بود. یک تیپ در دزفول و تیپ دیگر در شهر بهبهان استقرار پادگانی داشت.

در سال 1337 که در کشور عراق کودتا شد و رژیم سلطنتی آن کشور به وسیله واحدهای نظامی به رهبری ژنرال عبدالکریم قاسم سرنگون گردید، دولت وقت ایران از همان زمان از جانب همسایه جنوب غربی یعنی دولت جدید عراق احساس خطر کرد. زیرا دولت جمهوری جدید عراق از همان موقع روش خصمآنه ای‌ نسبت به ایران در پیش گرفت. از پیمان بغداد خارج شد و گرایشات شرقی نشان داد.

رژیم سلطنتی ایران، در مقابل حکومت جدید عراق عکس­العمل ملایم ولی سریع نشان داد که از جمله آن تغییر گسترش واحدهای ارتش در مناطق غرب کشور، به ویژه در استآن‌های مرزی به عراق بود. بر اساس این تغییر گسترش تیپ پیاده بهبهان از سازمان و گسترش لشکر خوزستان حذف شد و به آذر شهر تبریز تغییر مکان کرد و جزو سازمان لشکر 5 پیاده مراغه قرار گرفت. برای استان خوزستان طرح گسترش جدیدی در نظر گرفته شد که از آغاز سال 1343 به مرحله اجراء گذاشته شد و آن تشکیل اولین لشکر زرهی ایران در این استان بود.

در طرح گسترش لشکر زرهی مانند زمان قبل، اهواز به عنوان قرارگاه مرکزی لشکر و شهر دزفول محل استقرار تیپ 2 زرهی منظور گردید. برای انتخاب پادگان تیپ سوم لشکر، بررسی­های طولانی انجام گرفت و تا سال 1348 که روابط ایران و عراق کاملاً تیره شد و به مرحله صف­آرایی نظامی نیروهای دو طرف در نزدیکی مرز رسید، هنوز دولت ایران نتوانسته بود برای محل پادگانی تیپ سوم این لشکر تصمیم قاطع بگیرد. به همین دلیل عناصری از تیپ سوم به طور موقت در تأسیسات ساختمانی شرکت نفت در نفت سفید مستقر شدند.

در سال 1348 و به دنبال شدت گرفتن اختلافات سیاسی ایران و عراق یک تیپ زرهی که در شهر مراغه مستقر بود، به خوزستان منتقل شد و تیپ سوم لشکر زرهی خوزستان را تشکیل داد. تأسیسات ساختمانی شرکت نفت در هفتگل و نفت سفید به عنوان پادگان موقت این تیپ انتخاب گردید. بالاخره درباره استقرار پادگانی تیپ سوم لشکر زرهی خوزستان، بررسی­های نهایی در سال 1349 به عمل آمد و محل پادگان با توجه به تهدید احتمالی ارتش عراق در محور حلفائیه- تنگ چزابه- شمال کرخه- حمیدیه- اهواز، در شمال حمیدیه و غرب رودخانه کرخه، مشرف به میدان تیراندازی تانک لشکر انتخاب گردید (در آن موقع نگارنده مسئول عملیات لشکر بودم و در انتخاب این محل نقشی داشتم).

برای پادگان جدید به نام پادگان دشت میشان، از اوایل سال 1350 شروع به ساختمان سازی گردید و در سال 1355 تیپ سوم لشکر زرهی خوزستان در آن پادگان مستقر شد.

گسترش پادگانی لشکر به ترتیب: تیپ 2 زرهی در دزفول، تیپ 3زرهی در پادگان دشت میشان (بعداً به دشت آزادگان تغییر نام پیدا کرد). بقیه عناصر لشکر در پادگان اهواز مستقر شدند. در ادامه گسترش تهدیدات جمهوری عراق علیه ایران، در اوایل دهه 1350 تأسیسات نظامی دیگری نیز برای آمادگی مقابله با آن تهدیدات در قسمت مرزی خوزستان ساخته شد که عبارت بودند از گردان دژ در خرمشهر، توأم با اجرای طرح دژ در طول 90 کیلومتر خط مرز از شلمچه تا طلائیه قدیم. یک پادگان گردانی در چهل کیلومتری جنوب غربی اهواز به نام پادگان حمید و پادگان گردانی در جنوب غربی اندیمشک و در حاشیه غربی پل نادری رودخانه کرخه به نام پادگان پای پل.

بنابراین، اصولاً چندین سال قبل از آغاز جنگ تحمیلی، گسترش پادگانی لشکر زرهی خوزستان به همان نحوی ترتیب داده شد که در آغاز جنگ تحمیلی بود. براساس این طرح، گسترش تیپ 1 زرهی در اهواز برای پدافند در جنوب غربی اهواز و خرمشهر تیپ 3 زرهی در پادگان دشت آزادگان برای پدافند در محور شمال رودخانه کرخه در امتداد پاسگاه سوبله تنگ چزابه تپه الله اکبر پادگان دشت آزادگان و تیپ 2 زرهی برای منطقه غرب شوش در نظر گرفته شدند.

در این طرح گسترش، برای منطقه غرب خرمشهر یگان ویژه­ای منظور نشده بود و پدافند در آن منطقه با توجه به امکانات موجود لشکر زرهی خوزستان و یگان‌های تقویتی سریع نیروی زمینی به وضعیت زمان ایجاد تهدید محول گردیده بود.

هنگامی که حاکم فاشیست و جنگ افروز عراق، یعنی صدام حسین، در اواسط فروردین ماه 1359 اولتیماتوم جدی برای خواسته­های نامشروع خود به ایران داد و بر اثر آن روابط سیاسی ایران و عراق کاملاً تیره شد، درباره وضعیت نظامی خوزستان احساس خطر گردید و به لشکر 92 زرهی خوزستان دستور آماده­باش داده شد. این لشکر با همان استعداد موجود خود برای مقابله با تهدید احتمالی آماده گردید. ولی این لشکر بعد از پیروزی انقلاب قسمتی از استعداد رزمی خود را به علت مشکلات مسایل پرسنلی از دست داده بود و در شرایط آمادگی کافی نبود.

برای تقویت قدرت دفاعی خوزستان، در اردیبهشت ماه 1359 تیپ 37 زرهی مرکز زرهی شیراز به خوزستان اعزام شد که آن تیپ نیز استعداد رزمی ضعیفی داشت بعد از مدتی که اختلافات ایران و عراق به طور موقت کاهش یافت 50درصد عناصر تیپ 37 زرهی به شیراز مراجعت کرد. فقط یک گروه رزمی از آن تیپ در منطقه دزفول باقی ماند.

در اواخر تیرماه 1359 کودتای نافرجام به نام کودتای نقاب در ایران پیش آمد. از جمله واحدهای نظامی که مورد اتهام شرکت در کودتا قرار گرفت، لشکر 92 زرهی بود. بدین جهت تعدادی از افسران این لشکر از جمله فرمانده لشکر و فرماندهان تیپ و تعدادی از فرماندهان گردان به اتهام شرکت در کودتا دستگیر و بازداشت شدند. سازمان فرماندهی این لشکر به کلی متلاشی گردید و استعداد رزمی این لشکر بیش از بیش کاهش یافت.

 هنگامی که ارتش متجاوز عراق با سه لشکر زرهی و دو لشکر مکانیزه و یک تیپ نیروی مخصوص و هزاران نفر از افراد ارتش خلقی به منطقه مسئولیت عملیاتی لشکر 92 زرهی خوزستان حمله کرد، فقط همین لشکر با آن توان رزمی فوق­العاده ضعیفش و یک گروه رزمی از تیپ 37 زرهی و یک گروه رزمی از لشكر 21 در مقابل نیروهای متجاوز عراق که حدود هشت برابر توان رزمی لشکر 92 زرهی را داشتند، قرار گرفت. البته تعدادی از افراد سپاه پاسداران و عناصر ژاندارمری نیز در پاسگاه­های مرزی مستقر بودند، ولی قدرت رزمی آن‌ها در مقابل لشکرهای عراق قابل ملاحظه نبود.

برای آگاهی از وضعیت آمادگی رزمی لشکر 92 زرهی، کافی است که به وضعیت یک گردان تانک و یک گردان مکانیزه تیپ1 زرهی که در منطقه عملیاتی جنوب غربی اهواز وارد عمل شد، توجه کنیم. طبق گزارش فرمانده گردان 121 مکانیزه تیپ1 زرهی قبل از آغاز جنگ، وضعیت کلی آمادگی این گردان بدین قرار بود:

(1) افسر؛ سازمانی 39 نفر، موجودی 15 نفر، میزان موجود 38درصد

(2) درجه دار؛ سازمانی 300 نفر، موجودی 94 نفر، میزان موجود 31درصد

(3) سرباز، سازمانی 584 نفر، موجودی 249 نفر، میزان موجود 42%

(4) نفربر زرهی حامل نفر، سازمانی 33 دستگاه، موجودی 33 دستگاه، حاضر به‌کار 22 دستگاه، میزان موجود 73%

(5) نفربر چرخدار حامل نفر، سازمانی 14 دستگاه، موجودی 14 دستگاه، حاضر به‌کار 6 دستگاه، میزان موجود 43%

(6) نفربر حامل خمپاره انداز 120 م­م، سازمانی 4 دستگاه، موجودی 4 دستگاه، حاضر به‌کار یک دستگاه، میزان آمادگی 25%

(7) نفربر حامل موشک انداز تاو سازمانی 6 دستگاه، موجودی 6 دستگاه، حاضر به‌کار 5 دستگاه، میزان موجودی 85%

(8) خودرو 5/2 تن، سازمانی 27 دستگاه، موجودی 24 دستگاه، حاضر به‌کار 15 دستگاه، میزان موجودی 55 %

 

وضعیت آمادگی رزمی گردان 232 تانک نیز به شرح زیر بود (اقلام عمده)

(1) افسر، سازمانی 35 نفر موجودی 13 نفر میزان آمادگی رزمی 35%

(2) درجه دار، سازمانی 309 نفر، موجودی 176 نفر، میزان آمادگی 59%

(3) سرباز، سازمانی 177 نفر، موجودی 81 نفر، میزان آمادگی 33%

(4) تانک چیفتن، تعداد سازمانی 52 دستگاه، موجودی 52 دستگاه، حاضر به‌کار 32 دستگاه میزان آمادگی 61%

(5) خودرو 4/1 تن، سازمانی 26 دستگاه، موجودی 22 دستگاه، حاضر به‌کار 12 دستگاه، میزان آمادگی 42%

(6) خودرو 5 تن باری سازمانی 20 دستگاه موجودی 17 دستگاه حاضر به‌کاری 12 دستگاه میزان آمادگی 60%

(7) خودرو 5/2 تن باری، سازمانی 23 دستگاه، موجودی 20 دستگاه، حاضر به‌کار 5 دستگاه، میزان آمادگی 21%

(8) با توجه به دو نمونه یاد شده بالا، آمادگی رزمی لشکر 92 زرهی در حدود 50% بود.

 

ضمن این‌که از نظر پرسنل متخصص، مانند راننده خودروهای شنی­دار و چرخ‌دار کمبودهای پرسنلی زیاد بود. لشکر حتی از خودروهای حاضر به‌کار نیز نمی­توانست استفاده کند. چنان‌که فرمانده لشکر در تاریخ 31/6/1359 یعنی درست روز آغاز جنگ، طی گزارشی به نیروی زمینی اعلام کرد که این لشکر با 50درصد استعداد رزمی خود قادر نیست در تمام جبهه 480 کیلومتری پدافند کند و درخواست نمود؛ یگان‌های دیگری نیز به خوزستان اعزام شود.

لشکر 92 زرهی با وضعیتی که بیان گردید، از اوایل دهه سوم شهریورماه 1359، در منطقه مسئولیت عملیاتی خود در نزدیکی مرز عراق گسترش یافت.

 بر اساس طرح عملیاتی لشکر و به نسبت واحدهای موجود، تیپ1 زرهی با یک گردان تانک و یک گردان مکانیزه و یک گردان سوار زرهی در منطقه عملیاتی جنوب غربی اهواز از پاسگاه کیلومتر 25 تا هویزه گسترش یافت. یک گردان تانک و یک گردان مکانیزه سازمانی این تیپ به منطقه غرب خرمشهر اختصاص داده شد.

نظر به این‌که در آن موقع، هنوز یک گردان تانک سازمانی لشکر 88 زرهی در پادگان هفتگل مستقر بود، فرمانده لشکر، آن گردان را نیز به اهواز تغییر مکان داد و زیر امر تیپ1 زرهی قرار داد.

در نتیجه، تیپ1 زرهی با دو گردان تانک و یک گردان مکانیزه و یک گردان سوار زرهی مسئولیت پدافند از جنوب غربی اهواز را در جبهه­ای حدود 80 کیلومتری عهده­دار شد. البته گردان 221 سوار زرهی که در منطقه تیپ1 زرهی بود، به‌عنوان نیروی پوشش لشکر عمل می­کرد که از پاسگاه کیلومتری 25 تا تنگ چزابه و پاسگاه­های مرزی جنوب فکه گسترش یافته بود، به نحوی که یک گروهان آن در منطقه عملیاتی تیپ 3 زرهی در غرب ارتفاعات میشداغ مستقر بود و بقیه گردان از هویزه تا پاسگاه کیلومتر 25 به طول قریب 80 کیلومتر را پوشش می­کرد.

طبق گزارشی که فرمانده تیپ1 زرهی در تاریخ 27/6/1359 به لشکر 92 زرهی داد، عناصر آن تیپ بدین شرح در مقابل لشکر 5 مکانیزه و لشکر 9 زرهی عراق گسترش یافت.

(1) در پاسگاه کیلومتر 25 یک دسته مکانیزه، یک دسته تانک از گردان‌های اعزامی به خرمشهر و یک گردان توپخانه (-)

(2) یک گردان تانک، یک گردان مکانیزه (هرکدام منهای یک دسته) در شلمچه و خرمشهر.

(3) یک گردان تانک در منطقه پاسگاه کوشک و طلائیه.

(4) یک گروهان تانک و یک گروهان مکانیزه در احتیاط تیپ.

در همین روز گردان 231 تانک هفتگل به اهواز منتقل شد و در منطقه تیپ یک زرهی مستقر گردید. تیپ، این گردان را به عنوان احتیاط نگه­ داشت و عناصر سازمانی خود را در منطقه مرزی گسترش داد. ولی لشکر در 28 شهریور دستور داد گردان 231 تانک نیز در مواضع مقدم در نزدیکی کوشک مستقر گردد. در نتیجه در آغاز جنگ، تیپ1 زرهی با دو گردان تانک و یک گردان مکانیزه در مقابل تهاجم لشکرهای عراقی قرار گرفت که استعداد رزمی این گردان‌ها کمتر از 50درصد بود.

در منطقه عملیاتی بین پاسگاه مرزی سوبله تا جنوب پاسگاه فکه، تیپ 3 زرهی لشکر 92 زرهی با دو گردان تانک و دو گردان مکانیزه و یک گروهان سوار زرهی گسترش یافت. البته عناصری که از واحدهای این تیپ در جنوب رودخانه کرخه و در غرب سوسنگرد مستقر شدند، از نظر استعداد رزمی نیروی اختصاص داده شده به این منطقه به نسبت سایر مناطق عملیاتی قوی­تر بود. ضمن این‌که هنگ ژاندارمری سوسنگرد و نیروهای سپاه پاسداران نیز در این منطقه فعال بودند.

با توجه به مطالبی که درباره وضعیت نیروهای خودی بیان شد، در آغاز تجاوز نیروهای متجاوز عراق به میهن اسلامی ما، در منطقه عملیاتی اهواز سوسنگرد با عناصر یک لشکر مکانیزه و یک لشکر زرهی، نیروهای ما فقط شامل تیپ 2 و 3 زرهی و گردان 221 سوار زرهی و 3 گردان توپخانه از عناصر لشکر 92 زرهی در مقابل نیروهای متجاوز عراق قرار گرفت که مجموع استعداد رزمی آن‌ها حدود یک تیپ زرهی بود.

نکته دیگر حائز اهمیت در وضعیت پدافندی عناصر لشکر 92 زرهی به خصوص در منطقه عملیاتی جنوب غربی اهواز نامناسب بودن زمین برای پدافند بود که در صفحات گذشته بیان گردید.

با توجه به وضعیت هموار زمین منطقه عملیات، پدافند در منطقه جنوب غربی اهواز و جنوب سوسنگرد بسیار مشکل بود. در آن موقع نیروهای ما تقریباً فاقد وسایل سنگین مهندسی بودند. بطور کلی می­توان گفت نیروهای ما در جنوب غربی اهواز و جنوب سوسنگرد در سخت­ترین شرایط پدافندی بودند. ولی در شمال و غرب سوسنگرد، وضعیت زمین منطقه عملیات به علت وجود مسیر نهرها و آبروها و تپه ماهورها برای پدافند نسبتاً مناسب بود. همین وضعیت و شرایط زمین در سد کردن پیشروی نیروهای دشمن در جنوب غربی اهواز و جنوب کرخه‌کور و غرب و شمال غرب سوسنگرد کمک شایانی به نیروهای ما کرد.

نیروهای ما موفق شدند از آغاز هفته دوم جنگ از سرعت پیشروی نیروهای متجاوز بکاهند و حمله دشمن  را از دور بیاندازند. بالاخره در هفته سوم جنگ نیروهای متجاوز را در این منطقه عملیات بکلی متوقف سازند.

اما این وضعیت، با تلاش فوق­العاده رزمندگان ما که در آغاز جنگ واقعاً حالت مظلومانه ای‌ داشتند ایجاد شد، زیرا از یک طرف نیروهای دشمن با بیش از هشت برابر قدرت رزمی به آن‌ها حمله کردند و از طرفی، کارکنان لشکر 92 زرهی به علت شرایطی که کودتای نافرجام داخلی برای آن‌ها به وجود آورده بود، در شرایط روانی بسیار نامساعدی قرار داشتند و لشکر در ضعیف­ترین موقعیت آمادگی رزمی از نظر پرسنلی و لجستیکی بود. اما بعد از آغاز جنگ، نیروهای مردمی به حرکت در آمدند و به یاری لشکر شتافتند و ارتش و ملت ایران دست در دست هم وارد مبارزه با ارتش متجاوز عراق شدند و موفق گردیدند؛ شرایط جنگ را به نفع ملت ایران تغییر دهند که در مطالب آینده، چگونگی این مبارزات را در منطقه عملیاتی جنوب غربی اهواز و سوسنگرد بیان خواهد شد.

 

جدول مقایسه توان رزمی نسبی در آغاز جنگ در خوزستان

توان

تعداد لشکر

تیپ مستقل

گردان تانک

گردان مکانیزه

سوار زرهی

توپخانه صحرایی

عناصر غیرلشکری

میزان درصد آمادگی رزمی

نیروهای عراق

5

2

 

26

 

17

 

5

 

25 

 

ارتش خلقی و گروهان‌های کماندو

بالاتر از 85%

 

نیروهای ایران

1

 

حدود 1 تیپ

8

5

2

7

 

ژاندارمری و نیروهای مردمی و سپاه پاسداران

کمتر از 50%

 

 

منبع: نبردهای صحنه اهواز و سوسنگرد، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده