نبردهای صحنه عملیات غرب
بخش سیزده: عدم هماهنگی نیروها به دلیل فقدان وحدت فرماندهی «كميته انقلاب اسلامي شهرستان اراك، يك واحد بسيجي براي تقويت نيروهاي رزمنده در منطقه کرمانشاه اعزام كرده بود. اين كميته در 24 مهرماه 1359 مستقيماً به ستاد مشترك اعلام كرد؛ كه افراد اعزامي از اراك به منطقه غرب توانستند دو تپه را به تصرف درآورند، ولي بهعلت عدم هماهنگي بين رزمندگان خودي، آنها نتوانستند تپههاي تصرفشده را نگه دارند و حتي دو گروه بسيجي اشتباهاً به همديگر تيراندازي كردند، وحدت فرماندهي وجود نداشت. فقط ستوانيكم توپخانه كلانتري توانست تا حدودي بين گروهها وحدت ايجاد كند.»

اما ادامه چندین ساله جنگ با بسیج نیروهای مردمی و سازماندهی یک نیروی رزمنده فوق­العاده قوی و نیرومند و با ایمان به نام سپاه پاسداران و بسیج مردمی امکان­پذیر شد که شرح چگونگی پایه­گذاری، بسیج، سازماندهی، تجهیز، آموزش و وارد عمل شدن آن بایستی در یک کتاب مستقل جداگانه به رشته تحریر درآید. زیرا این نیروی مردمی نقشی کاملاً سرنوشت­ساز و اساسی در جریان جنگ داشت. وصف آن در داخل مباحث عمومی جنگ نمی­گنجد. لذا ما نیز بحث و بررسی مسایل مربوط به سپاه پاسداران و بسیج نیروهای مردمی را برای تدوین یک کتاب مستقل اختصاص می­دهیم.

زمان جنگ به نیمه دوم مهرماه 1359 رسید. از جمله اقدامات مهم که در 16 مهرماه در صحنه عملیات غرب انجام گرفت، آن بود که تصمیم گرفته شد؛ تیپ 3 لشکر 81 زرهی که از ماه­ها قبل از آغاز جنگ در منطقه عملیات از باویسی تا نفت­شهر گسترش یافته و در نبردهای طولانی تلفات و خسارات زیادی دیده بود، به پادگان مربوطه در سرپل‌ذهاب عقب کشانده شود و برای مدتی به بازسازی و تجدید سازمان بپردازد. درباره این اقدام، از فرمانده لشکر 81 زرهی نظرخواهی شد و فرمانده، نظری در این باره داد که خود می­تواند بیانگر چگونگی آمادگی رزمی نیروهای ما در اوایل جنگ باشد. نظر فرمانده لشکر 81 درباره تیپ 3 چنین بود؛ که در مدت چند روز گذشته در منطقه مسئولیت تیپ 3 زرهی، فقط گردان 110 پیاده تقویت شده اعزامی از لشکر 77 پیاده ویگان‌های توپخانه مستقر در آن منطقه، با هدایت قرارگاه تیپ 3 لشکر 77 پیاده که در این منطقه مستقر است، فعال بوده­اند و در مقابل نیروهای دشمن مقاومت کرده­اند. عناصر تیپ 3 لشکر 81 زرهی فعالیتی نداشته­اند، ضمن اینکه اغلب پرسنل آن تیپ اصولاً در پادگان سرپل‌ذهاب جمع شده­اند. بنابراین به عقب آوردن عناصر تیپ 3 زرهی خللی در دفاع منطقه سرپل‌ذهاب ایجاد نخواهد کرد.

در اوایل مهرماه، تعدادی از افراد خدمت منقضی سال 1356 به لشکر 81 زرهی تحویل شد. لشکر برای تجهیز این افراد تفنگ نداشت، لذا از نیروی زمینی درخواست کرد تعداد سه هزار قبضه تفنگ و سه هزار قبضه موشک­انداز آرپی­جی 7 به آن لشکر واگذار شود، تا هم افراد واگذاری جدید را تجهیز کند و هم در صورت امکان قسمتی از افراد غیرنظامی منطقه را مسلح سازد که البته در آن زمان امکان واگذاری این تعداد سلاح به یک لشکر وجود نداشت.

با طولانی شدن جنگ، امکانات نیروی هوایی ایران نیز کاهش بیشتری می­یافت. زیرا هواپیماهایی که سرنگون می­شدند یا آسیب می­دیدند، هواپیمای دیگری جایگزین آن‌ها نمی­شد. بنابراین، روز به روز امکانات پشتیبانی هوایی محدودتر می­گردید و نیروی هوایی برای پشتیبانی روز 17 مهرماه فقط هشت نوبت برای منطقه جنوب و هشت نوبت برای منطقه غرب اختصاص داد و امکانات روزی 26 نوبت و بیشتر به روزی 16نوبت و کمتر کاهش یافت. البته عامل صرفه جویی برای روزهای بحرانی نیز در کاهش سهمیه روزهای عادی مؤثر بود و این کاهش سهمیه همچنان ادامه یافت، چنانکه برای روز 18 مهر فقط 14 نوبت پیش­بینی شد.

روز 16 مهرماه، بدون حوادث مهمی در صحنه عملیات غرب سپری شد. در روز 17 مهرماه صحنه نبرد کرمانشاه نسبتاً فعال شد. توپخانه دشمن بر حجم آتش خود افزود. از نقاطی که به شدت گلوله باران شد، شهر گیلانغرب بود. توپخانه ایران نیز متقابلاً به آتش‌های توپخانه دشمن پاسخ داد که شدت آتش در منطقه تنگ‌حاجیان در محور گیلانغرب بود. بنا به اظهار فرماندهان، آتش توپخانه ایران به قدری شدید بود که نیروهای دشمن مستقر در تنگ کورک در غرب تنگ‌حاجیان متحمل تلفات سنگینی شدند و مجبور به عقب­نشینی از تنگ کورک گردیدند. منطقه دیگری که شاهد مبارزات جدی نیروهای مدافع ما با نیروهای مهاجم عراقی بود، منطقه نبرد ازگله و گرده‌نو در شمال شرقی دشت ذهاب بود. لازم به‌یادآوری است که در این منطقه، نیروی منظمی از عناصر لشکر 81 زرهی ویگان تقویتی آن مستقر نشده بود، بلکه فقط پاسگاه­های ژاندارمری تقویت شده با عناصر سپاه پاسداران و نیروهای مردمی و  احتمالاً عناصر سبکی از لشکر 81 زرهی در آن مناطق دفاع می­کردند. اما خط اصلی پدافندی نیروهای عراق نیز در آن منطقه قرار نداشت، بلکه خط اصلی پدافندی دشمن در منطقه شمال سرپل‌ذهاب در امتداد خط عمومی کلینه، سید صادق، کوره‌موش، قراویز بود. در شمال شرقی این خط، عناصر پوششی دشمن در سمت جبهه غربی شرقی در دامنه غربی ارتفاعات شرق دشت ذهاب مستقر بودند.

همان‌گونه که عناصر پوششی ما نیز در آن قسمت گسترش داشتند، بنابراین زد و خوردهایی که در خارج از محدوده منطقه اصلی پدافندی بین نیروهای ما و نیروهای دشمن متجاوز در می­گرفت، عموماً بین عناصر تأمینی و پوششی بود که به علت وسعت زیاد منطقه نبرد، تنها امکان پشتیبانی مؤثر، یگان هوانیروز بود.

در درگیری روز 17 مهرماه در منطقه ازگله و گرده‌نو، هلی‌کوپترهای رزمی ما وارد عمل شدند. لذا نیروهای پوششی ما موفق گردیدند؛ عناصر پوششی دشمن را تا حدودی به سمت غرب عقب برانند. در این درگیری یک درجه­دار ژاندارم شهید و دو نفر از افراد سپاه پاسداران مجروح شدند.

علاوه بر درگیری در شرق ازگله و گرده‌نو، در ارتفاعات دستک و کوره‌موش در شمال سرپل‌ذهاب نیز نیروهای ما به مواضع مقدم دشمن حمله کردند و موفق شدند قسمتی از ارتفاعات کوره‌موش را از وجود نیروهای دشمن پاک کنند و مواضع دفاعی شمال سرپل‌ذهاب را بیش از پیش مستحکم سازند.

از تغییراتی که به‌تدریج در سازماندهی لشکر 81 زرهی در منطقه نبرد کرمانشاه ایجاد شد، آن بود که تیپ 2 زرهی این لشکر که قبل از جنگ در مأموریت داخلی آرام‌سازی کردستان درگیر بود، از آن مأموریت رها شد و به منطقه عملیاتی کرمانشاه تغییر مکان یافت. در نتیجه فرمانده لشکر 81 زرهی توانست با استفاده از عناصر این تیپ سازمانی و تیپ 3 لشکر 77 پیاده، سر و سامانی به وضعیت منطقه نبرد بدهد و تیپ 3 زرهی را برای بازسازی به عقب بیاورد. اما لازم به‌یادآوری است که تیپ 2زرهی نیز با دوگردان تانک و یک گردان مکانیزه آمادگی رزمی چندانی نداشت و فقط ظاهر سازمانی یک تیپ زرهی از آن باقی مانده بود، عناصر این تیپ در گردنه­های پاتاق و سکان مستقر شدند تا یک خط پدافندی دوم در این معابر اجباری تشکیل دهند. از نظر آگاهی از وضعیت آمادگی رزمی باقیمانده عناصر لشکر 81 توجه به این نکته کافی است که در روز 17 مهرماه، نیروی زمینی به لشکر 81 زرهی اطلاع داد که طبق گزارش‌های واصله از تعداد 106 دستگاه تانک سازمانیگردان‌های 211 و 215 تانک تیپ 3 آن لشکر، فقط 10 دستگاه تانک حاضر به کار باقی مانده، لذا دستور داده شد یک اکیپ بازرسی و تعمیراتی به سرپل‌ذهاب اعزام شود تا چگونگی وضعیت 96 دستگاه تانک آسیب دیده یا منهدم شده و یا تعمیری آن تیپ را بررسی نماید. البته لازم به‌یادآوری است که این گونه آمارها غالباً دقت و صحت چندانی نداشت و با اغراق­های مثبت و منفی توأم بود. در بررسی گزارش‌های آماری از تلفات و ضایعات دشمن، این‌گونه عدم دقت­ها بیشتر مشهود می­گردد. چنان­که در گزارش آمار تلفات و ضایعات دشمن در روز هفتم مهرماه، تعداد افراد اسیر عراقی تا آن روز 229 نفر ذکر شده بود و در گزارش آماری در روز 17 مهرماه، این تعداد 131 نفر اعلام گردید و در یک گزارش راجع به پناهندگان اعلام شده بود که حدود 200 نفر افراد عراقی پناهنده شده­اند، در حالی‌که در گزارش روز 17 مهرماه، تعداد پناهندگان فقط 7هفت نفر بیان گردیده بود.

 مسئله دیگر در رابطه با دشمن، وضعیت استعداد و گسترش آن در منطقه نبرد بود که اخبار و اطلاعات هماهنگی چندانی نداشت. به عنوان مثال، از اوایل جنگ چنین گفته شده بود که لشکر 2 پیاده عراق در غرب منطقه نبرد مهران مستقر شده، در حالی‌که در 17 مهرماه، اطلاع رسید؛ که تیپ­های 2 و 3 آن لشکر در منطقه سلیمانیه ( کردستان عراق) مستقر بودند و در آن روز به منطقه بدره و زرباطیه در غرب مهران تغییر مکان یافتند. همچنین در گزارش‌های اولیه برآورد شده بود؛ که لشکر 7 پیاده عراق در حوالی مندلی و غرب نفت­شهر ایران مستقر است، ولی در بررسی حوادث وجودیگانی از این لشکر در منطقه عملیاتی کرمانشاه تأیید نشده، بلکه در گزارش‌های اطلاعاتی چنین اعلام شده که این لشکر در منطقه پنجوین و حاج عمران مستقر بوده است. البته، معمولاً اطلاعات از وضعیت دشمن هیچ وقت کاملاً قطعی نمی­تواند باشد، زیرا حتی اسرای گرفتار شده نیز ممکن است یا در مقامی نباشند که اطلاعات کافی از استعداد و گسترش یگان‌های بزرگتر داشته باشند، یا اینکه ممکن است حقیقت را نگفته باشند. اما اگر یک سازمان اطلاعات نظامی ورزیده و آموزش دیده وجود داشته باشد، می­تواند از قراین و شواهد جزیی به چگونگی کلیات گسترش و استعداد نیروهای دشمن پی ببرد که در آغاز جنگ در نیروهای ما چنین سازمان فعالی وجود نداشت. اما متأسفانه این عدم دقت در آمارهای مربوطه به نیروهای خودی نیز وجود داشت.

لشکر 81 زرهی در اوایل نیمه دوم مهرماه تعداد خودروهای آسیب دیده یا منهدم شده را بدین قرار اعلام کرد تانک ام-60؛ 70 دستگاه، نفربر زرهی؛ 23 دستگاه، خودرو مهمات­بر؛ هشت دستگاه، تانک اسکورپیون؛ سه دستگاه، انواع خودروهای چرخدار؛ 156 دستگاه، آمبولانس؛ 17 دستگاه. با توجه به این آمار چنانچه صحت داشته باشد، میزان خسارات وارده به این لشکر در 15 روز اول جنگ در شرایط نامتعادل چندان زیاد نبوده است و این لشکر هنوز استعداد رزمی کافی برای نبرد تدافعی داشته است. اما مشکل مهم تجهیزاتی، عدم امکان واگذاری اقلام جایگزینی بود. چنانکه در مقابل آن همه وسایل از دست رفته لشکر81 زرهی، نیروی زمینی فقط توانست هفت دستگاه تانک ام-47 و تعداد 15 دستگاه نفربر از انواع مختلف به لشکر 81 زرهی واگذار کند. ولی به هرحال لشکر با همان امکانات باقیمانده خود توانست به مأموریت دفاع از منطقه مسئولیت خود ادامه دهد.

قبلاً یادآوری شد که از دهه دوم مهرماه به بعد هر قدر زمان جنگ طولانی­تر می­شد، در صحنه­های نبرد منطقه عملیات غرب رکود بیشتری ایجاد می­گردید و تلاش­ها غالباً صرف تحکیم مواضع پدافندی و کسب اطلاعات از طرف متقابل می­شد. بر این اساس در 18 مهرماه نبرد قابل ملاحظه­ای در منطقه کرمانشاه رخ نداد. یک فروند هلی‌کوپتر نیروهای ما به­علت نقص فنی یا اصابت گلوله مجبور به فرود در خاک عراق گردید و خلبان آن اسیر شد. یک درجه­دار عراقی به نیروهای ایرانی پناهنده شد. تبادل آتش توپخانه در مناطق مختلف جریان داشت که در منطقه مرزی شمال مهران حوالی پاسگاه شورشیرین کانی‌سخت و همچنین در محور گیلانغرب نستباً شدید بود.

 به علت تثبیت وضعیت در منطقه کرمانشاه، دشمن تلاش هوایی خود را در منطقه کردستان و آذربایجان بکار برد. از جمله نقاطی را که بمباران کرد، مرکز آموزش جلدیان بود. در این بمباران حدود 120 نفر از افراد پادگان مجروح شدند و خسارات نسبتاً سنگینی به تأسیسات آن وارد گردید. از نظر فعاليت ضد انقلاب در منطقه کرمانشاه ،اين عمليات نيز به‌تناوب ادامه داشت. در روز 18 مهر ماه، در حوالي قريه زرده‌ريجاب در منطقه پاتاق بين نيروهاي خودي با اشرار ضد انقلاب درگيري رخداد كه در آن دو نفر پاسدار شهيد و تعدادي نيز مجروح شدند. در زد‌وخوردهاي حوالي تپه كوره‌موش نيز دو نفر سرباز شهيد و يك افسر و يك درجه‌دار مجروح گرديدند. اما جريان حوادث نشان مي‌داد كه آثار خستگي و فرسودگي در افراد عراقي ظاهر شده است. چنان‌كه در روز 18 مهرماه، يك افسر و چهار نفر درجه‌دار عراقي در منطقه سرپل‌ذهاب خود رابه نيروهاي ايراني تسليم كردند و اظهار نمودند؛ كه خيلي از افراد نيروهاي عراقي چنین خيالي دارند.

در 19 مهر‌ماه، منطقه نبرد غرب آرام بود. تنها گزارش حائز اهميت از طرف ژاندارمري بود كه اطلاع داد؛ قريب 2500 نفر از افراد ضد‌انقلاب در ارتفاعات دالاهو و منطقه دره‌رش متمركز شده‌اند.در روز 20 مهرماه نيز، نيروهاي ما يك حمله محدود در منطقه شمال‌شرقي كوره‌موش و دستك اجرا كردند. بنا به گزارش یگان ژاندارمري مستقر در آن منطقه اين حمله شبانه اجرا گرديد و نيروهاي ما موفق شدند به دشمن ضربت سختي وارد كنند و  45 نفر را به اسارت بگيرند و حدود 50 قبضه جنگ‌افزار سبك به غنيمت به‌دست آورند. در اين حمله كه به‌وسیله عناصر ژاندارمري و پاسدار اجرا گرديد، از نيروهاي خودي دو نفر شهيد و پنج نفر مجروح شدند.

در پيامد اين حمله، قسمتي از ارتفاعات شاه‌نشين در شرق دشت ذهاب به تصرف نيروهاي ما در آمد. عكس‌العمل دشمن در مقابل حمله نيروهاي ما، آن بود كه متوسل به حملات هوايي گردد. زيرا نيروي زميني عراق در اين منطقه نبرد از كار افتاده بود. بر اين اساس، هواپيماهاي عراقي شهر کرمانشاه و اسلام‌آباد غرب را بمباران كردند، ولي خسارات وارده چندان قابل ملاحظه نبود. از جمله نقاطي كه در اين دو شهر بمباران شد، كارخانه قند اسلام‌آباد و پادگان هوانيروز در کرمانشاه بود. حمله هوايي عراق در مناطق داخلي ايران نيز اجرا شد و در حوالي شهر اصفهان، منطقه شاهين‌شهر بمباران و سبب به شهادت رسيدن هشت نفر و مجروح شدن شش نفر گرديد. در ساعت 1715 همان روز مجدداً منطقه انبار مهمات مادرشاه اصفهان به‌وسيله دشمن بمباران گرديد.

در بررسي حوادث روز بيستم، بار ديگر به يك گزارش اغراق‌آميز برمي‌خوريم كه نمايان‌گر وضعيت نابسامان نيروهاي ما است. با وجود اين‌كه 20 روز از زمان جنگ گذشته بود، هنوز ستادهاي ما نقش اصلي خود را باز نيافته بودند و فقط به‌صورت يك مركز پيام تبادل نامه‌ها عمل مي‌كردند، با وجود اين‌كه منطقه نبرد گیلانغرب كاملاً تثبيت شده بود و نيروهاي دشمن در حوالي شرق تنگ‌حاجيان در حدود 10 كيلومتري غرب گیلانغرب موضع دفاعي اشغال كرده بودند و در چند روز گذشته هيچ‌گونه تلاش آفندي از نيروهاي دشمن در اين محور مشاهده نشده بود، در 20 مهرماه، ژاندارمري كشور به ستاد مشترك اعلام كرد كه بر اساس گزارش پاسگاه ژاندارمري كفرآور گیلانغرب، شهر گیلانغرب در حال سقوط است و ممكن است راه پادگان سرپل‌ذهاب مورد تهديد قرار گيرد.

مسئله مهم در بررسي اين‌گونه مطالب از ديدگاه تاريخي آن است كه چگونه گزارش يك پاسگاه ژاندارمري بدون هرگونه بررسي و تحليل از مجراي فرماندهي گروهان و گردان و هنگ و ناحيه و بالأخره ستاد كل ژاندارمري كشور عبور مي‌كرد و عيناً به ستاد مشترك كه بايد در حد مسائل استراتژيك فعال باشد مي‌رسيد، در صورتي كه اصولاً چنين پيامي صحت نداشت. اما اين موضوع نيز خود يكي از دلايل ازهم گسستگي فرماندهي و کنترل در واحدهاي ما بود.

در 19 مهر ماه، ارتش عراق در جبهه خوزستان اقدام به يك عمل تهاجمي وسيع کرد و در شمال خرمشهر از رودخانه كارون گذشت و جزيره آبادان را مورد تهديد قرار داد. بدين جهت تلاش همه‌جانبه ارتش متجاوز عراق به صحنه عمليات خوزستان متوجه گرديد. فعاليت نيروهاي عراقي در صحنه عمليات غرب كاملاً متوقف شد. در نتيجه از اوايل دهه سوم مهرماه، نيروهاي عراقي درغرب فعاليت آفندي قابل ملاحظه‌اي از خود نشان ندادند و اگر تلاش‌هايي مي‌كردند، بيشتر به‌منظور تعويض و جابجايي یگان‌ها، اقدامات تداركاتي و لجستيكي و تقويت مواضع پدافندي بود. بنابراين برخوردهاي مهمي بين نيروهاي ايراني و عراقي ايجاد نمی‌شد. چنان‌كه در روزهاي 21 و 22 مهرماه جبهه‌هاي نبرد نسبتاً آرام بود فقط تبادل آتش در جبهه‌ها وجود داشت كه در بعضي مناطق مانند پاسگاه‌هاي مرزي شمال‌غربي مهران نسبتاً شديد بود.

در روز 21 مهرماه، گروه هوانيروز مستقر در کرمانشاه فعال بود و در اجراي مأموريت‌هاي رزمي يك فروند هلي‌كوپتر در منطقه سرپل‌ذهاب از دست داد. تلاش نيروهاي خودي در منطقه سرپل‌ذهاب آن بود كه حداقل؛ نيروهاي دشمن را از تمام ارتفاعات شمال مشرف به سرپل‌ذهاب كه از سيدصادق تا قراويز امتداد داشت، عقب براند. براي اين منظور واحدهاي مدافع مستقر در اين مناطق نبرد تلاش‌هايي مي‌كردند. اما بررسي حوادث نشان مي‌دهند كه تلاش آن­ها به نتيجه مطلوب نمي‌رسيد و بعضي موارد گزارش‌های اغراق‌آميزي نيز از پيروزي‌هاي یگان‌های خودي مي‌دادند. به‌عنوان مثال ژاندارمري در 22 مهرماه اعلام كرد كه در 21 مهرماه يك عمليات آفندي در ارتفاعات كوره‌موش انجام گرفت و 65 نفر از افراد دشمن به اسارت نيروهاي ما درآمدند. از نيروهاي خودي يك هلي‌كوپتر سرنگون شد و دو نفر از افراد خودي شهيد گرديد. همين خبر را شهرباني با اعلام 50 نفر اسير گزارش داد. در صورتي‌كه در گزارش‌های لشكر 81 زرهي و قرارگاه عملياتي غرب فقط سقوط يك فروند هلي‌كوپتر ايران اعلام گرديد و بعداً معلوم شد در اين روز گردان 110 پياده خودي تلفات سختي ديده است. در روز 23 مهرماه قرارگاه غرب گزارش داد كه قرار بود حمله‌اي در اين روز در سه محور سرپل‌ذهاب، گیلانغرب، سومار اجرا گردد، ولي به‌علت عدم آمادگي یگان مستقر در منطقه نبرد سرپل‌ذهاب، اين حمله در اين محور اجرا نشد و دشمن ازاين فرصت استفاده كرد و تلاش اصلي خود را در منطقه گیلانغرب به‌كار گرفت. براي جلوگيري از بروز خطر احتمالي براي نيروي خودي دستور داده شد؛ اين عمليات اجرا نشود. اما به ‌نظر مي‌رسد كه بين قرارگاه عملياتي غرب و سپاه پاسداران و یگان ژاندارمري مستقر در آن منطقه هماهنگي وجود نداشت. زيرا درباره همين عمليات، فرمانده ژاندارمري محور گیلانغرب گزارش داد، گردان ژاندارمري مشكين‌شهر مستقر در محور گیلانغرب به‌سمت قصرشيرين حمله كرد. در تنگ‌حاجيان درگيري شديدي بين نيروهاي ما و دشمن پيش آمد و فرمانده گردان ژاندارمري (سرگرد بيگلري) و يك نفر سرباز به شهادت رسيدند و 11 نفر از افراد دشمن به اسارت گرفته شدند. در گزارش بعدي ژاندارمري كه در 24 مهرماه درباره عمليات روز 23 مهرماه در محور گیلانغرب اعلام شد، بيان گرديد كه اين عمليات فعاليت يك گروه گشتي رزمي بوده كه به يك واحد دشمن دستبرد زده و چهارنفر از افراد دشمن را با يك دستگاه بي‌سيم دستگير نموده و در گزارش تكميلي تعداد اسرا 15 نفر و غنائم يك قبضه خمپاره‌انداز اعلام گرديد.

نكته‌اي را كه بايد يادآوري كنيم آن است كه به هر حال اعم از اين‌كه اين‌گونه فعاليت‌ها انجام گرفته يا نگرفته و نتايج آن‌ها هرچه بوده، هيچ‌گونه تأثير سرنوشت‌سازي در جريان جنگ نداشت. در يك نبرد بين دو ارتش متخاصم چند صدهزار نفري، كشتن يا اسيركردن چند نفر و به غنيمت گرفتن چند قبضه جنگ‌افزار اثري در كليات روند جنگ نمي‌تواند داشته باشد. چنان‌كه عملاً نيز همين شرايط پيش آمد و جنگ چندين سال طول كشيد. اما منظور ما از ذكر اين‌گونه حوادث، تحليل چگونگي جريان جنگ بسيار طولاني (در نوع خود) و پي بردن به علل طولاني شدن جنگ است. اين حوادث كوچك مي‌تواند تا حدودي ما را به يافتن اين علت راهنمايي كنند. براي مثال از اين‌گونه حوادث، به مطلب زير اشاره مي‌كنيم.

«كميته انقلاب اسلامي شهرستان اراك، يك واحد بسيجي براي تقويت نيروهاي رزمنده در منطقه کرمانشاه اعزام كرده بود. اين كميته در 24 مهرماه 1359 مستقيماً به ستاد مشترك اعلام كرد؛ كه افراد اعزامي از اراك به منطقه غرب توانستند دو تپه را به تصرف درآورند، ولي به‌علت عدم هماهنگي بين رزمندگان خودي، آن‌ها نتوانستند تپه‌هاي تصرف‌شده را نگه دارند و حتي دو گروه بسيجي اشتباهاً به همديگر تيراندازي كردند، وحدت فرماندهي وجود نداشت. فقط ستوان‌يكم توپخانه كلانتري توانست تا حدودي بين گروه‌ها وحدت ايجاد كند.» اين پيام نمونه بارزی از چگونگي وضعيت نيروهاي رزمنده ما در اوايل جنگ تحميلي بود كه به مرور زمان كمتر شد ولي به‌كلي از بين نرفت.

گفتيم؛ در دهه سوم مهرماه، فعاليت نيروي زميني دشمن از دور افتاد، ولي فعاليت هوايي وي همچنان ادامه داشت و شهرهاي ما را به‌شدت بمباران مي‌كرد. در روز 23 مهر، شهر تبريز بمباران شد و در 24 مهر، شهرهاي کرمانشاه و كوه‌دشت و پادگان جلديان به ‌شدت بمباران گرديدند. اما نيروي هوايي ما از همان روزهاي اول جنگ دچار محدوديت‌هايي شد و به‌تدريج امكانات پشتيباني آن نيرو از عناصر رزمنده زميني كاهش يافت. در مقابل، واحد هوانيروز فعال‌تر گرديد و هلي‌كوپترهاي رزمي ما در هر زمان و مكان مناسب به نيروهاي دشمن حمله مي‌كردند و ضرباتي به آنان وارد مي‌نمودند. بر اثر اين حمله هلي‌كوپترهاي ما، نيروهاي دشمن در بعضي مناطق مجبور می‌شدند؛ مواضع پدافندي خود را تغيير دهند و به عقب بروند. چنان‌كه در حملات روز 23 مهرماه هوانيروز در محور گیلانغرب، نيروهاي دشمن در تنگ‌حاجيان مجبور به تغيير موضع به تنگ‌كورگ شدند. اين حمله در روز 24 مهرماه نيز ادامه يافت و اختلالاتي در گسترش دشمن در ارتفاعات پشتك، كورك و بازي‌دراز ايجاد كرد.

در 24 مهرماه، ستاد سپاه پاسداران منطقه عملياتي غرب يك برآورد اطلاعاتي از وضعيت نيروهاي دشمن كرد و نتيجه را چنين اعلام نمود؛كه نيروهاي دشمن در منطقه نبرد قصرشيرين به‌صورت نقاط اتكاء گروهاني و در هر نقطه 135 نفر افراد پياده و دو دستگاه تانك مستقر كرده است. شايعات به‌دست آمده درباره طرح عملياتي دشمن، حاكي از آن است كه نيروهاي عراقي در منطقه قصرشيرين آماده مي‌شوند؛ در محور گیلانغرب- گردنه قلاجه و يا در مسير تنگ‌حاجيان، دهره، گوآور قلاجه پيشروي كنند و ستون ديگري از شمال محور قصرشيرين سرپل‌ذهاب حركت كنند و پس از اشغال ارتفاعات دالاهو، گهواره و گوران، ‌قلعه‌شاهين در جنوب‌شرقي سرپل‌ذهاب مورد حمله قرار گيرد كه با اشغال آن شهر سرپل‌ذهاب به محاصره نيروهاي عراقي در مي‌آيد. در اين برآورد اطلاعاتي نظر داده شده بود؛ حدود يك‌صد دستگاه تانك عراقي در منطقه نبرد سرپل‌ذهاب گسترش دارند.

نظر به اين‌كه اصولاً برآوردهاي اطلاعاتي بر مبناي قرائن و شواهد و گاهي كسب اطلاع از اسراي دشمن انجام مي‌گيرد، صحت آن معمولاً نسبي است. اما به هر حال در اين برآورد يك نكته حائز اهميت است و آن اين است كه از نظر نيروهاي رزمنده ما هنوز خطر ادامه پيشروي نيروي متجاوز عراق در محور عمومي قصرشيرين- اسلام‌آباد از بين نرفته بود و حداقل از نظر نيروهاي ما دشمن داراي چنين امكاني بود. ولي جريان حوادث نشان داد كه دشمن قدرت استفاده ازاين امكانات را ندارد و در مقابل آن، نيروهاي ما نيز امكانات قابل ملاحظه‌اي ندارند تا از آن استفاده كنند. به‌عنوان مثال، در روز 24 مهرماه، نيروي زميني توانست فقط 40 فروند موشك تاو كه آخرين باقيمانده در انبار مهمات نيروي زميني بود، براي لشكر 81 زرهي ارسال كند و يك گروهان تانك ام – 47 اعزامي از لشكر پياده (علاوه بر يك گروهان اعزامي قبلي) در اين روز به منطقه عمليات لشكر 81 زرهي رسيد و براي تقويت یگان‌های مستقر در منطقه نبرد سرپل‌ذهاب اختصاص يافت.

در حالی‌که در اين روزهاي جنگ، ارتش عراق براي تقويت مناطق نبرد، لشكرها و تيپ‌هاي پياده و زرهي را جابجا مي‌كرد و كوچك‌ترين یگاني كه جابجا می‌شد گردان بود. به‌عنوان نمونه سپاه‌هاي 2 و 3 را كه با شش لشكر زرهي و مكانيزه در صحنه عمليات خوزستان وارد عمل شده بودند، در تاريخ 21 مهرماه در يكديگر ادغام كرد و يك قرارگاه مشترك تشكيل داد تا جابجايي لشكرهاي زرهي و مكانيزه از غرب دزفول تا خرمشهر به‌سادگي و بدون مشكلات اختلاف ‌نظرهاي فرماندهان انجام گيرد و وحدت فرماندهي كامل به‌وجود آيد. در حالی‌که در اين موقع حتي دو واحد ما كه در يك تپه مستقر بودند، وحدت فرماندهي نداشتند و همان‌گونه كه در بالا اشاره شد؛ همديگر را به گلوله مي‌بستند. با توجه به اين‌كه چهار عنصر اصلي رزمنده ناهمگن كه ارتش، ژاندارمري، سپاه پاسداران و بسيج بودند، در هر منطقه نبرد اعم از كوچك و بزرگ شركت داشتند، بر اساس خصوصيات طبيعي جنگ قطعاً سوءتفاهماتي نيز درباره هدايت عمليات بين آنان وجود داشت و هر موقع كه حركات موفقيت‌آميزي انجام مي‌گرفت، هر كدام به خود نسبت مي‌دادند و برعكس هر موقع عدم موفقيتي ايجاد می‌شد، هر كدام ديگري را مسئول قلمداد مي‌كرد. نظر به اين‌كه نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران، مسئوليت اصلي و كلي هدايت جنگ را به‌عهده داشت، طبعاً هرگونه مشكلات دامن‌گير اين نيرو مي‌گرديد و همه رزمندگان و مقامات مسئول نظامي و غيرنظامي از اين نيرو انتظار داشتند؛ تا همه مشكلات را حل نمايد. در حالی‌که خود آن نيرو نيز توانايي كافي براي پاسخ‌گويي به تمام نيازهاي جنگ را نداشت. يك شاهد مثال، آن‌كه در روز 25 مهرماه از طريق ژاندارمري از نيروي زميني درخواست خمپاره‌انداز جهت یگان‌های ژاندارمري مستقر در منطقه کرمانشاه گرديد. فرماندهي لجستيكي نيروي زميني خمپاره‌انداز انبارشده‌اي نداشت تا به سازماني تحويل دهد. لذا صرفاً براي دادن پاسخ مثبت به ژاندارمري به لشكر 81 زرهي دستور داد يك دسته خمپاره‌انداز از عناصر گردان‌هاي رزمي سازماني لشكر در اختيار عناصر ژاندارمري قرار دهد. در حالی‌که در آن موقع خود لشكر حتي براي يك قبضه خمپاره‌انداز نياز عملياتي داشت. به‌علاوه دسته‌هاي خمپاره‌انداز از گردان‌هاي مكانيزه و پياده لشكر نيز در عمليات 25 روز گذشته و قبل از آن دچار صدماتي شده بودند و حداقل نياز گردان‌ها را كفايت نمي‌كردند.

درباره كمبود خمپاره‌انداز، نگارنده به‌خاطر دارم كه هنگامي‌كه در اوايل جنگ در قرارگاه عملياتي جنوب مشغول انجام وظيفه بودم، واحدهاي رزمنده درخواست خمپاره‌انداز براي جايگزيني خمپاره‌اندازهاي از بين رفته مي‌كردند. از فرماندهي لجستيكي نيروي زميني درخواست خمپاره‌انداز كرديم، پاسخ داد؛ خمپاره‌انداز از نوع سازماني یگان‌ها در انبارها وجود ندارد، ولي تعدادي خمپاره‌انداز 106 ميليمتري (2/4 اينچي) خارج از رده در انبارهاي وسايل خارج از رده وجود دارد و ما درخواست كرديم؛ چنان‌چه مهمات آن‌ها نيز موجود باشد، همان‌ها را  به خوزستان بفرستد تا در اختيار واحدها قرار گيرد و به‌همين نحو عمل شد. ولي به‌علت خارج از رده بودن و عدم آموزش و طول زمان ساخت مهمات اين خمپاره‌اندازها كارآيي رزمي نداشتند و بي‌بهره ماندند.

 بارها يادآور شديم كه يكي از نقاط ضعف ستادي نيروهاي ما، عدم دقت در تنظيم و ارسال گزارش‌ها از وضعيت نيروهاي خودي بود كه حداقل امكان برطرف كردن آن بود، ولي برطرف نمی‌شد. در بررسي حوادث روز 22 مهرماه، ملاحظه شد كه ژاندارمري اطلاع داده بود؛ در منطقه نبرد ارتفاعات  كوره‌موش در شمال سرپل‌ذهاب حمله كرده و موفقيت‌هايي نيز به‌دست آورده است. ولي نتايج اين عمليات را نيروي زميني با دو روز تأخير و در 25 مهرماه چنين اعلام كرد كه در آن نبرد به گردان 110 پياده اعزامي از لشكر 77 كه در ارتفاعات كوره‌موش مستقر بود، تلفات قابل ملاحظه‌اي وارد شده، تعداد 15 نفر از افراد آن گردان شهيد و 310 نفر مجروح شدند و به وسايل گردان نيز خسارت سنگيني وارد گرديده است.

در منطقه نبرد شمال‌غربي ارتفاعات دانه‌خشك، حوالي فشارآباد نيز نيروهاي ما موفق شدند ارتفاعاتي را از دشمن بازپس بگيرند، ولي تحت فشار متقابل دشمن قرار گرفتند و درخواست نيروي تقويتي كردند. براي اين منظور تعداد 50 نفر ازافراد سپاه پاسداران و 60 نفر از افراد گردان 143 مكانيزه لشكر 81 زرهي به آن منطقه نبرد اعزام گرديد و براي تعويض مدافعين ارتفاعات كوره‌موش تعداد 72 نفر از پرسنل گردان 211 تانك لشكر 81 زرهي به آن محل اعزام شد و یگان تكاور را تعويض كرد. اين واحد جديد زير امر گردان 290 تانك مستقر در آن منطقه نبرد قرار گرفت. ملاحظه مي‌گردد كه در یگان‌های ما به اصطلاح ضرب‌المثل فارسي كف‌گير آن‌چنان به ته ديگ رسيده بود كه خدمه تانك يك گردان تانك را كه تعدادي از تانك‌هاي خود را از دست داده بود، جمع‌آوري مي‌كردند و يك واحد پياده تشكيل مي‌دادند و وارد عمل مي‌كردند. در بالا اشاره شد كه يكي از نقاط ضعف نيروهاي ما فعاليت ستادي و تهيه و تنظيم گزارش‌ها بود. در اين گزارش‌ها غالباً محل دقيق نقشه‌اي به درستي بيان نمی‌شد و اصولاً به مختصات نقشه اشاره نمي‌گرديد. نظر به اين‌كه اسم مناطق برده می‌شد و هر منطقه نيز ممكن بود چندين كيلومتر طول ‌و‌ عرض داشته باشد، در نتيجه محل دقيق گسترش نيروهاي خودي و دشمن غالباً مشخص نمي‌گرديد. نظر به اين‌كه اغلب افسران غيرمحلي به خصوصيات طبيعي مناطق عمليات آشنايي حضوري نداشتند و آن مناطق را نديده بودند، در تعيين منطقه خط تماس نيروهاي خودي با دشمن دچار اشتباه می‌شدند. زيرا اتفاق مي‌افتاد كه روزي گزارش می‌شد؛ منطقه‌اي تحت كنترل نيروهاي خودي است، در حالی‌که چند روز بعد اعلام مي‌گرديد؛ نبرد براي بازپس گرفتن همان منطقه جريان دارد. از جمله نقاطي كه به‌علت همان ضعف دقت گزارش‌ها وضع مبهمي داشت، محور گیلانغرب بود. در گزارشي گفته می‌شد؛ دشمن وارد شهر شده و در گزارش ديگر محل دشمن در 25 كيلومتري غرب آن شهر اعلام مي‌گرديد. بالأخره در 25 مهرماه قرارگاه عملياتي غرب تا حدودي اين وضع را روشن كرد و اعلام نمود كه در روز 24 مهرماه گردان 285 تانك تيپ 2 لشكر 81 زرهي كه در حوالي روستاي گورسفيد مستقر شده بود، با نيروهاي دشمن كه تنگ‌حاجيان را در شرق اين آبادي تحت كنترل داشتند، درگير شد و موفق گرديد؛ نيروهاي دشمن را از تنگ‌حاجيان عقب براند و در جنوب‌غربي آبادي گورسفيد نيز نيروهاي ما موفق شدند ارتفاعات آوازين را تأمين كنند.

در نبرد اين روز، سه نفر از افراد بسيجي شهيد و هفت نفر از آنان مفقود شدند. اما حوادث بعدي نشان مي‌دهند كه اين گزارش نيرو دقت چنداني نداشت. با توجه به اين پيام، خط پدافندي نيروهاي ما در محور گیلانغرب در حدود ده كيلومتري غرب آن شهر و در امتداد عمومي تنگ‌حاجيان روستاي گورسفيد، ارتفاعات آوازين تا ارتفاعات داربلوط در شمال‌شرقي نفت‌شهر قرار داشت. بنابراين ارتفاعات بازي‌دراز در كنترل كامل نيروهاي دشمن بود و چنان‌چه نيروهاي دشمن موفق می‌شدند؛ ارتفاعات دانه‌خشك در شرق ارتفاعات بازي‌دراز را تحت كنترل خود درآورند، مي‌توانستند شهر و پادگان سرپل‌ذهاب را به‌طور جدي مورد تهديد قرار دهند. اما قبل از اين‌كه عمليات به اين مرحله برسد، نيروهاي متجاوز عراق در منطقه عملياتي کرمانشاه اجباري يا اختياري متوقف گرديدند. در روز 25 مهرماه، بار ديگر هواپيماهاي عراقي مناطق داخلي ايران را بمباران كردند و از جمله مناطقي كه بمباران شد پالايشگاه تبريز، كارخانه پلاسكو ابهر و شهرهاي كردستان بود.

 

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده