خاطرات سال های نبرد شهید صیاد شیرازی
يادداشت ويژه شماره 38 بسم الله الرحمن الرحيم در ماه پر خير و بركت محرم هستيم به ويژه ماهي كه در عزاي حضرت سيدالشهداء(ع) و اوّلين سالي است كه امام در بين ما نيست در سوگ نشسته ايم. در اسلام چهار ماه سال به عنوان ماه هاي حرام ناميده مي شوند كه در اينجا حرام به معناي محترم است. مساجد و تكاياي ما پرمردم بوده اند و در آن ثمره 25، 26 سالة امام ورق زده مي شود.

در ماه پر خير و بركت محرم هستيم به ويژه ماهي كه در عزاي حضرت سيدالشهداء(ع) و اوّلين سالي است كه امام در بين ما نيست در سوگ نشسته ايم. در اسلام چهار ماه سال به عنوان ماه هاي حرام ناميده مي شوند كه در اينجا حرام به معناي محترم است.

مساجد و تكاياي ما پرمردم بوده اند  و در آن ثمره 25، 26 سالة امام ورق زده مي شود.

دريافت هاي خوبي داشتيم در اين ماه پر بركت.

يكي از دريافت هايي كه منجر به يك سخنراني هم شد مسئله«شكر و صبر» است كه خداوند مرا به آن هدايت كرد.

پيغمبر گرامي اسلام حضرت محمد(ص) مي فرمايد:

« اَلايمانُ نِصفان، نِصفٌ فِي الصَّبرِ وَ نِصفٌ فِي الشُّكرِ »

اگر ايمان ترسيم شود دو بخش در آن نمايان مي گردد «شكر و صبر». اين بدان معني است كه زندگي بشر مركّب از داشتن ها و نداشتن‌ها است.

در  «داشتن ها» شكر و در «نداشتن ها» صبر بايد كرد.

          داشتن ها چه اين كه از آغاز سن تشخيص و تميز داشته و چه انسان نداشته باشد و به او داده باشند در داشتن ها……….. شكر.

«نداشتن ها»، چه اين كه از آغاز سن تميز نداشته و چه انسان داشته و از او گرفته شده در نداشتن ها  «صبر».

و امّا راجع به شُكر:

تعريف شكر به كار بردن نعمت در جايي است كه آن نعمت بر آن آفريده شده و يا براي آن داده شده.

تصوّر اينكه " شُكراً لِلّه" مي گوييم شكر نعمت « زباني» است. شكر دانش، مقام، مال و… شكر در آنست كه در جايي كه خداوند متعال امر كرده آن دانش، آن مقام، آن مال و… به كار گرفته شود.

در تقسيم بندي آمده است كه شكر به سه قسم است:

شكر قلبي، شكر لفظي، شكر عملي

شكر قلبي آنست كه انسان با عواطفش نعمتي را دريابد و در درون خويش ارزيابي مثبت داشته باشد. اگر همين بر زبان هم جاري گردد و موجب به زبان آوردن الفاظي چون الحَمدُالِلّه، شُكرآًلِلّه و… گردد.  « شكر لفظي» مي شود.

اگر اين ارزيابي « قلبي و لفظي» مقدمه اي شد كه نعمت در جاي خودش به كار رود «شكر عملي» مي شود كه بالاترين شكر است. كه در آن انسان عمل خودش را در برابر نعمت هاي خدا قرار مي دهد. خداوند مي فرمايد: اگر كسي نعمت هاي مرا ارزيابي كند و از آن وسايل و اسباب وصول به اين نعمت ها را ارزيابي نكند شكر خالق انجام نگرفته، به همين دليل است كه گفته مي شود:

« مَن لَم يَشكُر المَخلُوق لَم يَشكُر الخالِق »

اگر سطحي به اين بنگرد شايد بگويد شكر در ساختن انسان چه اثري دارد. شناختن وسايل موجب مي گردد كه از «خود محوري» درآيد. « منيّت» پيدا نكند و «غرور» نكند. اگر شكر مخلوق به عمل نيامد در شكر خالق مي مانيم.

… اَنِ اشكُر لِي وَ لِوالِدَيكَ اِلَي المَصير  

 (آيه 14 لقمان)

نخست شكر من كه خالق و مُنعمم و آنگاه شكر پدر و مادر به جاي آور، كه بازگشت خلق به سوي من خواهد بود.

تعبير ديگر از حضرت سليمان(ع):

وقتي تخت بزرگ بلقيس در يك چشم به هم زدن توسط آصف برخيا آورده مي شود تخت را مي بينند مي گويند:

… قالَ هذا مِن فَضلِ رَبّي لِيَبلُوَنِّي أَاَشكُر اَمْ اَكفُرُو مَن شَكَرَ فَاِنَّما يَشكُرُ بِنَفسِهِ وَ مَن كَفَرَ فّاِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَريمٌ.

(آيه 40 سوره نمل)

ترجمه: اين توانايي از فضل خداي من است تا مرا بيازمايد كه نعمتش را شكر مي گويم يا كفران نعمت مي كنم و هر كه شكر نعمت حق كند شكر به نفع خويش كرده همانا خدا بسيار كريم و مهربانست.

راجع به شكر حضرت سليمان …… در قرآن كريم مي فرمايد:

… رَبِّ اَوزَعنَي اَن اَشكُر نِعمَتِكَ الَّتي اَنعَمتَ عَلَيَّ وَ عَلي والِدَيَّ وَ اَن اَعمَلَ صالِحًا تَرضِيَهُ وَ اَصلٍح لِي فِي ذُرِيَّتي اِنِّي تُبتُ اِلَيكَ وَ اِنِّي مِنَ المُسلِمين

(آيه 15 ـ احقاف)

ترجمه: … خدايا مرا به نعمتي كه به من و پدر و مادر من عطا فرمودي شكر بياموز و به كار شايسته اي كه رضا و خشنودي تو در اوست موفّق دار و فرزندان مرا صالح گردان. بارالها من به درگاه تو به دعا باز آمدم و از تسليم شدگان فرمان تو شدم.

ـ چرا امام از خودش نام نمي برد و همه جا از نعمت خداوند و مردم يادآور مي شود؟

پس شكر نعمت پروردگار وقتي تمام است كه انسان وسايل نعمت را ارزيابي كرده باشد. حالت غرور به او دست ندهد. اگر اين گونه كه راجع به شكر بيان شد بهره برداري گردد انصافاً كه ايمان مظهر شكر است.

(در جلسه بعد راجع به صبر)

 

پا نوشته ها:

1- شهيد صياد، در اين صفحات مطالب سخنراني جناب آقاي عسكر اولادي را يادداشت نموده است. 

منبع: یادداشت های ویژه، شهید صیاد شیرازی، علی، 1392، ایران سبز، تهران، چاپ دوم

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده