میگ و دیگ (49) و (50)
مرده متحرک - ستوان فرخ صفري در عملیات طریقالقدس که منجر به آزادی بستان شد، عراقی ها متحمل تلفات سنگین شدند، ولی باز هم مقاومت می کردند. دلیلش هم شاید این بود که خود صدام آن عملیات را هدایت می کرد. در مسیری که ما پیشروی می کردیم، با انبوه جنازه های عراقی روبه رو شدیم. در حالی که به عاقبت کار عراقی ها که به خاطر تجاوز به خاك ايران کشته شده بودند، افسوس می خوردم، احساس کردم که یکی از مرده ها تکان خورد. با احتیاط و با مسلح کردن اسلحه ام، خودم را بالای سر او رساندم. با پا به پهلویش زدم و گفتم: - بلند شو، قم..

آن عراقی تکان نخورد. انگار 100 سال است مرده است. خم شدم و دستم را بالا بردم که سیلی محکمی به او بزنم که ناگهان از جای خود بلند شده، با لحن موسیقی داری گفت:

– دخیل یا خمینی.

راستش اولش کمی ترسیدم و لحظه ای بعد، بر خود مسلط شدم و به زبان فارسی گفتم:

– نا لوتی، پس چرا داخل مرده ها قایم شده ای؟

عراقی نگاهی به من کرد و با لحنی فارسی عربی گفت:

– اگر این کار را نمی کردم، تا حالا واقعاً میت شده بودم.

از حرف او خنده ام گرفت. در حالی که می خواستم خنده مرا نبیند، یکی از سربازان خودی را صدا کردم و گفتم: بیایید این مرده متحرک را ببرید.

عراقی که نشان می داد از اسیر شدنش خیلی خوشحال است، دست‌هایش را روی سرش گذاشت و دوان دوان به طرف سربازی که می آمد او را تحویل بگیرد، رفت!

درگيري بومي

سرهنگ خلبان قاسم دژستان

در گرماگرم عمليات فتح‌المبين از ما خواستند كه تعدادي از نيروهاي خود را به منطقه خاصي منتقل كنيم. بلافاصله 40 نفر از نيروهاي خودي را سوار بالگرد شنوك كرده و به سمت محل مأموريت به پرواز درآمديم. در نزديكي منطقه مورد نظر جماعتي را ديدم كه با چوب و چماق و داس و انواع سلاح سرد با هم درگير هستند. حضور آن همه آدم در آن نقطه نزديك مرز كمي مشكوك بود. به همين خاطر در محل مناسبي فرود آمدم و از كروچيف1 خواستم كه به جمع آن‌ها برود و جوياي احوال بشود. در اين حال احساس كردم كه تعدادي از آن‌ها مشغول فرار هستند. وقتي كروچيف برگشت بدون مقدمه گفت:

– آن‌هايي كه فرار مي‌كنند، عراقي هستند و با ديدن بالگرد، اقدام به فرار كردند.

با شنيدن اين مطلب به مسئول آن 40 نفر گفتيم كه سريعاً وارد عمل بشوند و همه عراقي‌ها را دستگير كنند.

بلافاصله 40 نفر وارد عمل شدند و همه عراقي‌ها را دستگير كرديم. سپس در راديو اطلاع دادم كه ما تعدادي اسير عراقي گرفته‌ايم و از مسئولين خواستم براي انتقال آن‌ها اقدام كنند.

دقايقي بعد چند فروند بالگرد نيروي كمكي آوردند و تمام عراقي‌ها را تحويل آنها داديم.

 

پا نوشته ها:

1- رئيس گروه پرواز

 

منبع: میگ و دیک2، سرهنگ پور بزرگ وافی، علیرضا، 1392، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده