سروده های دفاع مقدس- خواب ارغوانی
سفر وقتی سفر تا فراسوی خاک است وقتی سفر بالی از آب دارد رهتوشه از خواب مهتاب دارد

وقتی سفر تا فراسوی خاک است

وقتی سفر بالی از آب دارد

رهتوشه از خواب مهتاب دارد

***

وقتی سفر مولوی وار شنگرفی و ارغوانی‌ست

در هودج چنگ و عود سماع است

مرکوب، خورشیدِ گلگون شعاع است

***

وقتی سفر از گذرگاه تنگ خیال است

مرکوب، خنگِ درنگ و سوال است

***

وقتی سفر ماهتابیست

وقتی سفر از میانسوی دالانِ عطرِ اتاقیست

شورِ درازای ره، باز باقیست

***

وقتی سفر عطرِ افسانه با خویش دارد

همواره صد داستان راه در پیش دارد

وقتی سفر، پرنیانی‌‌تر از خیزِ آه است

وز پرنیان نرم‌تر، سنگِ راه است

موج قدم‌ها سبک‌تر ز اوجِ نگاه است

***

وقتی سفر از نیستانِ درد است و فریاد

از پرنده به صیاد

از شبنم اشک تا ابر

از قلزم کینه تا برکه صبر

ازچشمه تا جوش

از سینه تا گوش

از بغض سرخورده تا بیکران خموشی است؛

وقتی سفر تاب دلواپسی‌هاست

خوناب پنهان ماندن

سرود نهان مانده بی ‌کسی‌هاست؛

وقتی که از خیز یک شاخه تا اوجِ تاج شکوفه است

از خاک تا سبزینگی

از جرعه تا پیشخانِ عطش، در سراب است؛

وقتی سفر

گلرنگ، چونان شراب است

وقتی گذر از تنگه لبخند دارد

تلخ است چون می، لیک بر لب قند دارد

***

وقتی سفر از خویشتن تا ناکجاهاست

آن سوتر از رنگین‌کمان، پشتِ پلِ نور

وقتی سفر تا آشناییست؛

آن سوی حسرت، پشت پَرچینِ جداییست

وقتی مجال کهکشانی، زادِ راه است

رهتوشه‌ات خورشیدِ تابان است و ماه است

افسون، تو را از رهروی پرهیز داده

اما تو با راه و سفر، هر چیز داده؛

وقتی سفر چالاک و پاک و آفتابیست

وقتی سفر، شعر است و مستی،

شور و حال و خرابیست

وقتی نخستین منزلِ ره، تا ستیغ است،

آماده شو بهر سفر، ماندن دریغ است!

 

منبع: خواب ارغوانی، موسوی گرمارودی، علی،1389، سوره مهر، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده