نبردهای صحنه عملیات غرب
بخش یکم: مقدمه مطلبی که در پی می آید و به صورت سلسله وار دنبال خواهد شد، بر گرفته از کتاب « نبردهای صحنه عملیات غرب»، به قلم مرحوم؛ سرهنگ زرهی ستاد سید یعقوب حسینی است که توسط هیئت معارف جنگ گردآوری و چاپ و منتشر شده است. این کتاب نیز به مانند سایر کتاب های زنده یاد سید یعقوب حسینی حاوی نکات ارزشمندی از تاریخ وقایع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است. بینندگان محترم سایت را به مطالعه و دنبال کردن مباحث ارزشمند مطروحه در این کتاب دعوت می نماییم.

مقدمه

به‌منظور پیش آگاهی از چگونگی مقدمات شروع جنگ در صحنه عملیات غرب، به مروری کوتاه بر مطالب بیان شده، در كتاب‌هاي قبلي می پردازیم.

منطقه مرزی مورد اختلاف ایران و عراق از لحاظ نظامی اساساً به دو منطقه مستقل شامل منطقه مرزی جنوب غربی ایران به نام صحنه عملیات خوزستان و منطقه غرب ایران که شامل مناطق مرزی استان‌های ایلام، کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی به نام صحنه عملیات غرب میگردید تقسیم شد.

نظر به این که خط مرز بین ایران و عراق در منطقه خوزستان و قسمت جنوبی استان ایلام براساس قرارداد 1975 الجزایر مشخص شده و میله گذاری گردیده بود، لذا در این منطقه حکومت عراق ادعای ارضی علیه ایران نداشت. فقط یک ادعای مغبونیت در شرایط اروندرود را داشت، که به همان علت نبرد را به صحنه عملیات خوزستان کشاند. ولی وضعیت تعیین خط مرز در مناطق مرزی غرب در قرارداد 1975 الجزایر به مرحله قطعی و نهایی نرسیده بود. به ویژه در دو منطقه مرزی که میمک در شمال مهران و زینلکش در جنوب غربی قصرشیرین بود. تعیین حدود مرزی به علت خودداری نمایندگان حکومت عراق در کمیسیون تعیین حدود، از امضای موافقت نامه نهایی بلاتکلیف باقی مانده بود.

هنگامی که اختلافات سیاسی حکومت بعثی عراق با جمهوری اسلامی ایران رو به شدت نهاد، و به مرحله برخوردهای نظامی نزدیک شد، حکومت بعثی عراق تنها دلیل اساسی خود را برای آغاز جنگ، باز پس گرفتن همان مناطق مورد اختلاف در منطقه زینل کش و میمک (به اصطلاح حکام عراق زینالقوس و سیف‌سعد) عنوان کرد و ادعا نمود، که در قرارداد الجزایر، ایران به کلیه خواسته های خود در شطالعرب (اروند رود) دست یافته، ولی دولت عراق به خواسته های خود در مرز زمینی نرسیده است. لذا صدام حسین، حاکم جاه طلب عراق بعد از رسیدن دامنه اختلافات سیاسی به نقطه اوج، اعلام کرد؛ این مناطق را به زور و قدرت نظامی از ایران خواهد گرفت. و همین موضوع را انگیزه عملی تجاوز به قلمرو ایران اعلام نمود. اما لازم است این نکته را درباره این بهانه جویی عراق یادآور شویم که اگر بر فرض عراق چنین ادعایی داشت، چرا قبل از متوسل شدن به نیروی نظامی، آن را به مراجع بین المللی ارجاع نکرد. اگر حاکم جاه طلب عراق قصد بهانه جویی برای آغاز جنگ نداشت، می توانست طبق موازین بین المللی مسئله قرارداد الجزایر و چگونگی خواسته های خود را نسبت به عدم اجرای هر قسمتی از آن، از طرف ایران، به مراجع بین المللی ارجاع کند. اما حکومت عراق این کار را نکرد؛ زیرا خود می‌دانست که دلیل موجهی برای آن ندارد و به جای آن مسئله فی مابین ایران و عراق، مسئله سه جزیره تنگه هرمز را که ابوموسی و تنب کوچگ و بزرگ بودند، در مراجع بین المللی عنوان کرد. عراق در 18 فروردین ماه 1359 طی نامه ای از دبیر کل سازمان ملل خواست؛ ایران را وادار به واگذاری آن سه جزیره به اعراب نماید. در حالی که از نظر حقوق بین الملل، دولت عراق هیچگونه سهمی و حقی در آن سه جزیره نداشت. و اگر هم ادعایی بر آن سه جزیره وجود داشت، مربوط به امارات متحده عربی به ویژه شیخ نشین شارجه و رأس الخیمه بود. و آنها هم وکالتی در این باره به عراق و هیچ کشور عربی نداده بودند تا از طرفشان اقامه دعوی کند.

به هرحال حاکم فاشیست عراق، خود بهتر از هر کس دیگر می‌دانست که ادعاهای او کاملاً بی اساس است، زیرا خود او به عنوان نماینده رسمی دولت عراق، قرارداد 1975 الجزایر را امضاء کرده بود. لذا تنها بهانه را عدم احقاق حق عراق در منطقه مرزی زمینی عنوان کرد. و به نظر خودش برای گرفتن آن قسمت از اراضی مورد ادعای خود متوسل به قدرت نظامی شد. بنابراین گرچه در چهار خواسته اصلی عراق، برای تحمیل جنگ به ایران اصولاً مسئله اختلاف ارضی مطرح نگردیده بود، آن چهار خواسته عبارت بودند از:

1) برگرداندن وضعیت کشتیرانی در اروندرود به حالت قبل از انعقاد قرارداد الجزایر

2) واگذاری سه جزیره تنگه هرمز به اعراب

3) به رسمیت شناختن هویت عربی خوزستان

4) عدم دخالت ایران در امور داخلی عراق.

با این وجود، بهانه لشکرکشی عراق به ایران، تصرف همان زمین های مورد اختلاف قرار گرفت. این زمین ها حدود 320 کیلومتر مربع وسعت داشت که قسمتی در منطقه زینلکش واقع در جنوب غربی قصرشیرین و قسمت دیگر در میمک واقع در شمال مهران بود.

تجاوزات مقدماتی عراق از اوایل سال 1359 از این مناطق آغاز گردید. ابتدا نیروهای مرزی و به تدریج نیروهای منظم ارتش عراق در منطقه مرزی مهران و قصرشیرین اقدامات خصمانه علیه مرزداران ایرانی را شروع کردند. و به مرور عملیات تجاوزکارانه خود را توسعه دادند. به‌نحوی‌که در 11 اردیبهشت 1359 نیروهای عراقی به منطقه مرزی قصرشیرین و نفت‌شهر حمله کردند. این حملات گاهی با واحدهای رزمی و غالباً با اجرای آتش توپخانه و سایر سلاح سنگین ادامه یافت و به مرور تشدید شد.

بالأخره در 11 خرداد 1359 نیروهای متجاوز عراقی پاسگاههای مرزی غرب مهران را مورد حمله رسمی قرار دادند. لذا، نبرد جدی بین نیروهای ایرانی و عراقی در این منطقه در گرفت. در 13 خرداد 1359 توپخانه عراق شهر قصرشیرین را گلولهباران کرد. و در 15 خرداد نیروهای منظم ارتش عراق در نزدیکی خط مرز متمرکز شدند. و نیروی هوایی عراق نیز وارد عمل گردید. طبعاً در این شرایط بحرانی دولت و ارتش ایران نمی توانست آرام بنشیند و نظاره گر تجاوزات مکرر نیروهای مسلح عراق باشد. لذا از طرف نیروهای ایرانی نیز عکس العمل مناسب با اقدامات نظامی عراق نشان داده شد.

در تیر ماه 1359 ارتش عراق تجاوزات رسمی را در منطقه زینل کش آغاز کرد و منطقه خان‌لیلی را مورد تهدید جدی قرار داد. به نحویکه ارتش ایران مجبور شد. تمام عناصر لشکر 81 زرهی را جهت مقابله با تجاوزات مرزی به مناطق نزدیک مرز اعزام کند.

از اوایل مرداد ماه 1359 تجاوزات مرزی نیروهای عراقی در منطقه زینل کش شدت یافت. و در تمام منطقه مرزی قصرشیرین و نفت‌شهر گسترش پیدا کرد و واحدهای زرهی و مکانیزه عراق در مقابل منطقه زینلکش و خان‌لیلی صف-آرایی کردند. برآورد گردید که حمله ارتش عراق از همین منطقه آغاز خواهد شد.

در 11 مرداد 1359 نیروهای عراقی حمله نسبتاً گسترده ای در منطقه زینل کش اجراء کردند و تلفات نسبتاً سنگینی به نیروهای ایرانی وارد نمودند. ولی این حمله نیروهای عراقی به وسیله مرزداران ایرانی دفع گردید.

در اوایل شهریور، آرامش نسبی در مناطق مرزی برقرار شد، ولی در هفتم شهریور بار دیگر توپخانه عراق شهر قصرشیرین را گلوله باران کرد. که منجر به مجروح شدن 30 نفر از اهالی آن شهر گردید. و برای خاموش کردن توپخانه عراق اجباراً نیروی هوایی ایران وارد عمل شد. گلوله باران شهر قصرشیرین در دهم شهریور ماه تکرار شد و 45 نفر از اهالی قصرشیرین شهید و مجروح شدند. در اطراف پاسگاه قلعه سفید نبردهای جدی بین مرزداران ایرانی و نیروهای متجاوز عراقی در گرفت. وضعیت نظامی منطقه قصرشیرین به شدت بحرانی شد. به‌نحوی‌که نیروی هوایی هر دو طرف ایران و عراق وارد عمل شدند. دامنه نبرد به منطقه مرزی نفت‌شهر کشیده شد. در 13 شهریورماه در این نقطه نیز برخوردهای جدیدی بین نیروهای ایرانی و عراقی به وجود آمد. نیروی هوایی هر دو طرف کاملاً فعال شد. و در تمام منطقه مرزی استان ایلام و کرمانشاه درگیریهای پراکنده جریان یافت. در 15 شهریور ماه این درگیری‌های مرزی از حالت معمولی بین پاسگاهها خارج شد و نبردهای جدی، موضعی بین نیروهای ایران و عراقی در گرفت و هواپیماهای هر دو طرف متخاصم از پاسگاه های خود پشتیبانی کردند.

بالأخره در 16 شهریور ماه تجاوز آشکار و رسمی نیروهای منظم ارتش عراق به قلمرو ایران به مرحله اجراء درآمد. و نیروهای متجاوز عراقی منطقه زینلکش را مورد حمله قرار دادند. و چند پاسگاه مرزی ایران را منهدم کردند و قسمتی از قلمرو کشور ما را اشغال نمودند و اولین پیروزی نظامی را از آن خود ساختند.

در منطقه میمک نیز نیروهای عراقی تجاوزات رسمی را آغاز کردند و پاسگاه رضاآباد ایران را اشغال نمودند. نیروهای ایرانی برای عقب راندن نیروهای متجاوز عراق از منطقه زینلکش و شمال غربی مهران، عکس العمل شدید نشان دادند. لذا نبردهای جدی در این مناطق در گرفت که در روزهای 17 و 18 شهریور ماه ادامه یافت.

در این موقع، شهر قصرشیرین از طرف نیروهای عراقی به شدت گلوله باران شد. و تأسیسات آب و برق شهر خسارات فراوانی دید و ارتش عراق موفق شد؛ مواضع خود را در منطقه اشغالی زینلکش مستحکم کند. در شمال غربی مهران نیز پاسگاه مرزی نی‌خزر در 19 شهریور ماه به وسیله نیروهای متجاوز عراق اشغال شد و درگیری بین نیروهای ایرانی و عراقی از حالت تبادل آتش کاملاً خارج گردید. نیروهای متجاوز عراقی به تمام پاسگاه های مرزی ما در استان ایلام و کرمانشاه حمله کردند. و تعدادی از آن‌ها را منهدم یا اشغال نمودند.

دولت عراق در 19 شهریور ماه طی یک بیانیه رسمی اعلام کرد که از خاک ایران منطقه ای به عرض 25 کیلومتر و عمق پنج کیلومتر را در منطقه زینلکش اشغال کرده است و بدین‌طریق به طور ضمنی آغاز جنگ از طرف نیروهای عراقی را رسماً اعلام و به آن اعتراف نمود.

بعد از اشغال قسمتی از سرزمین مقدس ما در منطقه زینلکش و میمک به وسیله نیروهای متجاوز عراق، در 21 شهریور ماه به ارتش ایران دستور داده شد؛ یگان های عمده را طبق طرح های پدافندی به مناطق مرزی اعزام کند. لذا از 22 شهریور ماه 1359 صفآرایی رسمی نیروهای مسلح ایران و عراق در مقابل یکدیگر انجام گرفت.

نیروهای ایرانی در22 شهریور تلاش کردند نیروهای متجاوز عراقی را از پاسگاههای ایرانی هلاله، نی‌خزر و انجیره عقب برانند، و تا حدودی موفق شدند. این عکس العمل نیروهای ایرانی حالت مقدماتی جنگ را به نقطه اوج کشاند.

بالأخره نبردهای مرزی به منطقه نفت‌شهر و سومار کشیده شد. و چند پاسگاه دیگر ایران به اشغال نیروهای متجاوز عراق درآمد. و دو منطقه اصلی مورد ادعای عراق یعنی منطقه زینلکش و میمک در کنترل کامل نیروهای عراقی قرار گرفت.

این موفقیت اولیه نیروهای عراقی سبب تطمیع حاکم جاه طلب عراق گردید. و صدام حسین ‌که طعم اولین پیروزی ارتش عراق را با لذتی بیش از حد آن چشیده بود، چنین برآوردکرد که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه توانایی مقاومت در مقابل ارتش عراق را ندارند. و همان‌گونه که اظهار کرده بود به زعم خود بهترین فرصت تاریخی را به دست آورده بود تا ظرف چند روز نیروهای ایرانی را تارومار کند و قسمتی از سرزمین ایران را اشغال نماید و به عنوان سردار قادسیه «دوم» برتری عراق را به جهان عرب نشان دهد و سروری تمام ملل عرب را حق مسلم خود بداند. به همین علت، در 26 شهریورماه تصمیم نهایی خود را برای تهاجم همه جانبه به قلمرو ایران گرفت و در یک سخنرانی رسمی قرارداد 1975 الجزایر بین ایران و عراق را که خود امضاء کننده اصلی آن بود، پاره کرد. و آن را ملغی شده اعلام نمود و بدین طریق رسماً به ایران اعلان جنگ داد. بالأخره در 31 شهریور 1359 تهاجم عمومی ارتش متجاوز عراق به سرزمین مقدس ما در تمام مناطق مرزی بین دو کشور آغاز شد که احتمالاً وضعیتی متفاوت از دهانه فاو در اروندرود تا دارکلان در نقطه تلاقی مرز سه کشور ایران و ترکیه و عراق جریان پیدا کرد.

از آغاز جنگ، صحنه عملیات جنگ تحمیلی به دو منطقه کاملاً مستقل تقسیم گردید که منطقه جنوب غربی شامل مناطق مرزی استان خوزستان و جنوب استان ایلام به نام منطقه عملیات جنوب و منطقه غربی و شمال‌غربی شامل مناطق مرزی شمال استان ایلام، استان کرمانشاه، استان کردستان و استان آذربایجان غربی به نام منطقه عملیات شمال‌غرب نامگذاری شد.

حوادث دو سال اول جنگ در منطقه عملیات جنوب در کتاب های دیگر بیان گردیده است. در این کتاب، حوادث جنگ که در منطقه عملیات غرب رخ داد، بیان می گردد. نظر به این که منطقه عملیات غرب از جنوب مهران تا شمال پیرانشهر در جبه های به عرض بیش از 800 کیلومتر امتداد داشت. و به علت عرض زیاد جبهه مناطق نبرد معمولاً به صورت مستقل یا نیمه مستقل اداره می شد، لذا برای تسهیل بررسی حوادث جنگ در این منطقه عملیات 800 کیلومترمربعی، با توجه به نقاط هسته مرکزی برخوردها که اهدافی راهبردی بودند، این منطقه عملیات به چند منطقه نبرد جزء تقسیم گردیده و حوادث هر منطقه نبرد در مبحثی نیمه مستقل بیان شده است.

مناطق نبردی که در این جلد از کتاب، تاریخ جنگ تحمیلی حوادث آن مورد بررسی قرار میگیرد به ترتیب از جنوب به شمال عبارتند از: منطقه ایلام، منطقه کرمانشاه، منطقه کردستان، منطقه آذربایجان غربی. قبل از آغاز بررسی حوادث جنگ، یادآوری این نکته نیز ضروری است که حداقل در دو سال اول جنگ، منطقه اصلی نبردها عمدتاً محدود به منطقه مرزی ایلام و کرمانشاه بود. و نقطه مرکزی برخوردها درحوالی شهرهای مهران، صالح‌آباد، نفت‌شهر و سومار و قصرشیرین قرار داشت. ولی به تدریج که مدت زمان جنگ طولانی شد، دامنه نبردها به سمت مناطق شمالی گسترش یافته و به حوالی مریوان در کردستان و پیرانشهر در آذربایجان‌ غربی کشیده شد. اما توجه به این نکته نیز کاملاً ضروری است که گرچه در اوایل جنگ در مناطق مرزی کردستان و آذربایجان غربی برخوردهای عمدهای بین نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با نیروهای منظم ارتش متجاوز عراق به وجود نیامد ولی به علت درگیری با نیروهای مخالف حکومت که در مناطق کردنشین ایران و عراق جریان داشت و از زمانهای قبل از آغاز جنگ آغاز شده بود، لذا عملاً جنگ به نوعی دیگر در این مناطق وجود داشت و نیروهای مسلح هر دو طرف متخاصم، عملاً در حال جنگیدن بودند. گرچه برای هر دو طرف متخاصم ظاهر این جنگ ها جنبه عملیات آرام سازی داخلی داشت، ولی الزاماً با مسائل جنگ بین دو کشور ارتباط پیدا می کرد. زیرا حداقل حلقه های ارتباط این دو نوع جنگ این بود، که قسمتی از نیروهای هر دو طرف درگیر عملیات آرام سازی داخلی بودند. ضمن اینکه هر دو طرف متخاصم تلاش می کردند از درگیری داخلی طرف دیگر برای تسهیل وصول به هدف های عمومی جنگ به نفع خود بهره برداری کند. بنابراین، درگیریهای داخلی هر دو کشور به نوعی با جنگ تحمیلی مربوط می شد. به همین علت، ما دراین جلد از کتاب تاریخ جنگ تحمیلی، چگونگی درگیری های نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در عملیات آرام سازی داخلی را نیز در حدود اطلاعات در دسترس بیان می کنیم، تا هم مشکلات نیروهای مسلح ما در اداره جنگ تحمیلی مشخص تر گردد، و هم چگونگی اهمیت وحدت ملی در یک جنگ عمومی با یک کشور خارجی روشن تر شود. بدین منظور به شرح نبردهای منطقه مرزی کردستان و آذربایجان غربی نیز می پردازیم، که اصولاً بر اساس حوادث درگیری های داخلی خواهد بود. و به نقش تحریکات اعمال حکومت توسعه طلب عراق در تشدید عملیات نیروهای ضدانقلاب داخلی خواهد شد.

نکته دیگری که لازم است مورد توجه خوانندگان و بررسی کنندگان این سری کتاب تاریخ جنگ تحمیلی قرار گیرد، این است ؛که در این کتابها فقط حوادث نظامی جنگ تحمیلی مورد بررسی قرار گرفته است. مسائل سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و مکتبی جنگ برای تدوین کتابهای ویژه آن مسایل منظور شده است که امید است محققین و نویسندگان و مورخین صاحب نظر درباره جنبه های غیرنظامی جنگ اسناد و مدارک لازم را به‌دست آورده و کتابهای ویژه ای به‌منظور شرح جریان عوامل سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و مکتبی جنگ تحمیلی تهیه و تدوین نمایند. در خاتمه این گفتار قسمتی از نظریات رسمی مقامات عراقی را درباره چگونگی آغاز جنگ بیان می کنیم.

« در نهم سپتامبر 1980 ( 18 شهریور 1359) نیروهای عراقی به طرف مرز حرکت کردند و نیروهای ایرانی را از منطقه زینالقوس (زینل کش) عقب راندند و پیرو آن، دولت عراق رسماً از ایران خواست مناطقی را که طبق قرارداد الجزایر به عراق تعلق گرفته است تخلیه نماید. ولی دولت ایران به آن یادداشت پاسخی نداد. و در مقابل تلاشهای نظامی خود را تشدید کرد.»

در ادامه این مطالب، مقامات عراقی اظهار داشته اند که نبرد از منطقه مرزی دیاله عراق (مقابل کرمانشاه و ایلام ایران) آغاز شد و در دهم سپتامبر 1980 (19 شهریور 1359) نیروهای عراقی منطقه سیف‌سعد (میمک) را آزاد کردند و دامنه این عملیات به اروندرود کشیده شد.

در 16 سپتامبر (25 شهریور) نیروهای عراقی 125 مایل مربع از اراضی ایران را که طبق قرارداد الجزایر به عراق تعلق میگرفت، تصرف کردند و از آن به بعد نبرد جدی آغاز شد.

نویسنده عراقی کتاب یاد شده در بالا، درباره لغو قرارداد الجزایر به وسیله صدام حسین چنین نظر داده است که در 17 سپتامبر 1980 (26 شهریور 1359) یک جلسه اضطراری شورای فرماندهی انقلاب عراق تشکیل شد. پس از آنکه نمایندگان در صندلی های خود قرار گرفتند، صدام حسین رئیس جمهور عراق در صندلی مخصوص خود نشست و آغاز سخن کرد و ضمن تشریح چگونگی قرارداد 1975 الجزایر اظهار داشت: طبق این قرارداد دولت ایران به خواسته های خود در شطالعرب دست یافته ولی مناطقی را که در مرز زمینی به عراق تعلق گرفته، تحویل نداده است، بدین جهت من (منظور صدام حسین) در این‌جا قرارداد ششم مارس 1975 الجزایر را از طرف عراق ملغی شده اعلام می کنم. بنابراین، وضعیت آبراه شطالعرب بایستی به وضعیت قبل از زمان انعقاد قرار داد الجزایر برگردد و به دست عراق و با هویت عربی اداره شود و تمام حقوق مربوط به آن متعلق به عراق باشد.

بعد از سخنرانی صدام حسین و اعلام لغو قرارداد الجزایر، همان شب طارق حماد عبدالله رئیس مجلس نمایندگان عراق در تلویزیون بغداد ظاهر شد و تصویب لغو قرارداد الجزایر را به وسیله نمایندگان عراق رسماً اعلام کرد.»

 

منبع: نبردهای صحنه عملیات غرب، حسینی، سید یعقوب، 1395، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده