خاطرات سال های نبرد شهید صیاد شیرازی
يادداشت ويژه شماره 32 بسم الله الرحمن الرحيم قضايايي كه مطرح گرديد مي دانم و خيلي هم متأثّرم براي اين كه اين انقلاب با اين همه زحمت هايي كه در آن كشيده شد و خون هايي كه پاي آن ريخته شد و خوبي هايي كه اين انقلاب داشت كم كم در ميان مردم يك چيز نامطلوبي شده و اين مصيبتي است و مصيبت هم خيلي بزرگ است؛ ما قدرش را نشناختيم و به جاي اين كه شكر كنيم كفران كرديم و قرآن شريف هم در آيات آن فرموده اگر كفران نماييد نعمت را مي گيرم از اين جهت ترس دارم نگرانم شب خوابم نمي برد العياذ بالله كفران نعمت ما موجب شود كه انقلاب از دست ما گرفته شود.

يادآوري آنچه كه در محضر استاد ارجمند

حضرت آيت الله مظاهري فرا گرفته شد

مورخه 4/9/67

بسم الله الرحمن الرحيم

قضايايي كه مطرح گرديد مي دانم و خيلي هم متأثّرم براي اين كه اين انقلاب با اين همه زحمت هايي كه در آن كشيده شد و خون هايي كه پاي آن ريخته شد و خوبي هايي كه اين انقلاب داشت كم كم در ميان مردم يك چيز نامطلوبي شده و اين مصيبتي است و مصيبت هم خيلي بزرگ است ….

ما قدرش را نشناختيم و به جاي اين كه شكر كنيم كفران كرديم و قرآن شريف هم در آيات آن فرموده اگر كفران نماييد نعمت را مي گيرم از اين جهت ترس دارم نگرانم شب خوابم نمي برد العياذ بالله كفران نعمت ما موجب شود كه انقلاب از دست ما گرفته شود.

و امّا از آن طرف هم اگر خوف دارم رجاء هم دارم كه حضرت وليعصر (ع) در بن بست ها وعده داده است به فرياد ما برسد. مرحوم مفيد رضوان الله عليه نقل مي كند از طرف … توقيعي آمد براي ما: (مضمون فارسي)

(( حضرت ولي عصر(عج) به مفيد فرموده است عنايت ما روي سر شماست ما شما را فراموش نكرديم دست عنايت خود را از روي سر شما (شيعه) برنداشتيم اگر شما را فراموش كنيم دشمن همان روز اوّل شما را نابود كرده بود.

اين وعده امام زمان (عج) است و در مواقع حسّاس هم ديديم كه آقا به اين وعده عمل كردند هم در مواقع خاص و هم در موارد عام.

در موارد خاص مرحوم سيداصفهاني رضوان الله عليه فرموده اند:

(( اوّل طلبه اي برايم خيلي سخت بود اطاقم فرش نداشت و چراغ نداشت دوستي مرا سرزنش كرد و من ناراحت شدم بعد از رفتن او دو ركعت نماز خواندم و توسل پيدا كردم و عرض كردم:

آقا به فريادم برس كه نگويند آقا نداري.

كسي در زد و گفت كه در مدرسه شما را مي خواهند مرحوم سيد فرمودند: رفتم در مدرسه پولي به من دادند و گفتند اين پول را در معيشت خود صرف كنيد تا مردم بدانند كه شما آقا داريد.

و اين قضيه عمومي انار كه شنيده ايد دليل بر اين است كه در بن بست ها وعده داده اند كه به فرياد برسند. هم چنين مرحوم سيد …… كه مرجع شدند از علماء بزرگ فرمودند در نجف خدمت ايشان بودم با هم تنها بوديم.  ايشان فرمودند كه خيلي به مرحوم سيد پرخاش كردم كه اين خانه امام زمان (ع) است و بايد مواظب خانه باشيد. طلبه ها را سكونت دهيد و شيعه را نگهداري كنيد و اين تقصير شماست كه بي اعتنايي مي كنيد و خيلي پرخاش شد. مرحوم سيد سر را بالا كردند و تبسّم كردند فرمودند خيال نكن كه با آقا سر و كار نداريم و نامه اي آوردند كه دست خط مبارك امام زمان(ع) بود كه در آن نوشته شده بود:

ارخص نفسك و اجعل ……

(( خود را ارزان بفروش حالا كه مرجع شدي ديگران را كوچك حساب نكن. در و دربند نداشته باش طوري باش كه مردم با تو تماس داشته باشند. تا مي تواني گره از كار مردم بگشا، تا ياري كنم تو را.

نظير اين قضايا فراوان است كه حضرت وليعصر(عج) وعده داده اند كه در اين سختي ها به فرياد برسند. يكي از علماي بزرگ مرحوم آيت الله العظمي خوانساري مردي كه از نظر علم و تقوا خيلي بالا بود. ايشان كه از نظر علم و تقوي و احتياط حرف ندارد كه بر همه معلومست اين آقا نقل كرده است كه:

من پدر پيرم را بردم براي مشهد، نيشابور كه رسيديم قافله منزل كرد و قافله لباس هاي خود را شست (قبل از ورود به مشهد اين كار را مي كردند) تا مشرف شوند فقط غسل را در مشهد انجام مي دادند. من پدر پيرم را حمام بردم. به هنگام حركت قافله خسته بودم خوابم گرفت (مي فرمودند) كه قافله رفت. من در كنار جادّه بدون اين كه پدرم بفهمد خوابم برد. بلند شدم كه نزديك صبح بود و قافله رفته بود وحشت زده شدم مخصوصاً براي پدرم، نماز را با تيمم خواندم متوجّه شدم كه آقا دارم. آقا آمدند اما ديگر وقت ندادند كه حرف بزنم. فرمودند اين راه را بگير برو و ديگر رفتند من سوار شدم راه را گرفته بروم چند دقيقه بعد يك قهوه خانه اي باطراوت پيدا شد چاي اوّل و دوّم را خوردم به چاي سوّم كه رسيد به فكر قافله نبودم متوجّه شدم پول همراه ندارم آن آقا گفت اين ها مال توست پول نمي خواهد و چند دقيقه بعد به قافله رسيدم كه داشتند پياده مي شدند پدرم پرسيد كه كجا بودي و توضيح دادم و قافله نفهميد )) وعده داده است به فرياد مي رسد اميد من به آقا امام زمان (ع) است. براي اين كه اين انقلاب مال خودش است. اين انقلاب مال شيعه است و اگر نابود شود دشمن شاد مي شود مخصوصاً روحانيت سيلي مي خورد كه قد علم كردن خيلي مشكل است. و معني اش اين است كه به دست خودش اين كار مي شود و خيال نمي كنم حضرت وليعصر(عج) راضي شوند كه دشمن شاد شويم.

جمله اي ديگر اينكه اگر قضيه به اينجا رسيد “هر چه كه كمبود بيشتر اميد به (… ظهور فرج) بيشتر" از نظر نظامي، اقتصادي، سياسي، زير صفر  از نظر اختلافات نمره بيست.

از نظر اينكه مسئولين به فكر انقلاب نباشند نمره بيست.

لذا رسيده است به مو، اما اين قول صد درصد را به شما مي دهم كه اين مو پاره نمي شود.

(در اين قسمت استاد به اينجانب اظهار محبت فرمودند كه خود را لايق اين الطاف نمي دانم و از نگارش آن خودداري مي نمايم.)

ولي آن آقاست، آن جده اش زهرا (ع) است. در سرداب مطهر بودم شنيدم كه اين طوري فرمودند:

((خدايا اين شيعيان گناه كارند ولي شيعيان را دوست دارم به جدّه ام زهرا (س) سوگند مي دهم كه شيعه مرا ياري كني.

به قرآن، امام زمان(ع) از اختلاف بدش مي آيد و ما خيلي اختلاف كرديم. افراد خوب را زمين زديم تا توانستيم. گاهي اوقات  مي گويم كه اگر بد شدي از ژاندارم زمان پهلوي بدتر شدي زيرا آنها به عنوان پهلوي كار مي كردند ولي شما براي اسلام ولي از آن طرف هم مي دانم كه فضل امام زمان (ع) را داريم.

ولو به مويي برسد پاره نمي شود.

منبع: یادداشت های ویژه، شهید صیاد شیرازی، علی، 1392، ایران سبز، تهران، چاپ دوم

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده