سروده های دفاع مقدس- خواب ارغوانی
از شهاب، با کهکشان1 غنچه پیراهن گلگون تو، بر تن دارد لاله، داغِ جگرِ سوختۀ من دار

 

از شهاب، با کهکشان1

 

غنچه پیراهن گلگون تو، بر تن دارد

لاله، داغِ جگرِ سوختۀ من دارد

 

تا سبکروح ازین خانه گذشتی چو نسیم

باد، هر لحظه، لب پنجره شیون دارد

 

چشم بگشای چو خورشید که بینی همه دَم

چشمه آیینۀ مِهر تو، به دامن دارد

 

دی، به شیرین سخنی از تو چه ها می دانست

کاینک آیین خموشی لب سوسن2 دارد

 

دیدۀ برکه، از آن دم که فروبستی چشم

رازها از نگه پاک تو، با من دارد

 

تا برافروخت شقایق سرِ خاکِ تو چراغ

آتشِ جان خود از داغ تو روشن دارد

 

کهکشان بودی و رفتی و شهابی3 ز تو ماند

چون تو او هم سَرِ نابودی دشمن دارد

 

***

ما خدا داند ازین داغ، به دل سوخته ایم

کی چنین سوختگی لالۀ گلشن دارد

 

روزگار افکَنَد انگار به سوی دل ما

سنگ هر فتنه که هر دم به فلاخن دارد

 

قمری از حلقۀ ما سوکدلان بُرد نشان

آن سیه طوق که با خویش به گردن دارد

 

گریه لب بست وگرنه دل گرمارودی

چون صدف، باز دُرِ غم، پی سُفتن دارد

 

1365

 

پانوشته ها:

1-برای شهید مجید حداد عادل.

2-نیز نام خواهر شهید است.

3-شهاب نام فرزند بازماندۀ آن شهید است.

 

منبع: خواب ارغوانی، موسوی گرمارودی، علی،1389،سوره مهر،تهران

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده