با دوست به سر رفت (13) و (14)
تشویقی برای نجات جان دوست1 - مجيد قرباني طالقاني در سال 1364دوره آموزشی را در پادگان 04 نیروی زمینی مستقر در شهر بیرجند گذراندم. پس ازطی دورهی آموزشی به منطقهی جنگی غرب کشور (کردستان) اعزام شدم و به عنوان بیسیمچی و بعدها راننده لودر مشغول به خدمت شدم. البته بعدها به جبهه جنوب و خوزستان نیز اعزام شده و ادامه خدمتم را در آنجا سپری کردم.

غروب یک روز سرد کردستان در پایگاه مشغول نگهبانی بودم که یکی از هم خدمتی‌هایم به نام محمد عساکره که اهل ماهشهر بود، به علت عود‌ کردن آپاندیس مجبور به اعزام به بیمارستان پیرانشهر شد. فرمانده گروهان گفت دو نفر داوطلب می‌خواهم که با وانت تویوتا برای اعزام سرباز كمك كنند. من و یکی از هم‌رزمانم آماده شدیم و چون بعد از بازگشت سربازهای تامین جاده، خطر بزرگی منطقه را تهدید می‌کرد برای همین عبور از آن جاده ریسک بالایی داشت. بالاخره به راه افتادیم. فرمانده ما با پایگاه‌های همجوار با بی‌سیم اطلاع داد که ما در حرکتیم .

 با توکل به خدا و سرعت زیاد قبل از تاریک شدن هوا به پادگان پیرانشهر رسیدیم و جان این دوست و هم‌رزم عزیزمان را نجات دادیم. این کار ما مورد توجه فرمانده پادگان لشکر 23 قرار گرفت و 20 روز مرخصی تشویقی برای ما منظور شد. البته ما این کار را برای نجات جان هم‌رزم خود انجام داده بودیم نه برای کسب تشویقی.

شناسایی به موقع دشمن2 – مجيد قرباني طالقاني

در سال 1364 در داخل خاک عراق، منطقه‌ای که از شهر اشنویه می‌گذرد و مرز با عراق با استفاده از سنگ‌های قدی نشانه‌گذاری شده بود. حدود دو هفته زودتر از برپایی عملیاتی خاص، جهت شناسایی منطقه به یکی از پادگان‌های عراق به نام سیدکان (که از مناطق جنگی بود) رفتیم.

در یکی از این روزها در حالی که با بی‌سیم و دوربین در حال شناسایی بودم، متوجه چند نفر نیروی نظامی شدم که یکی از آن‌ها جلوتر از بقیه در حال قدم‌زدن و صحبت کردن بود. بلافاصله با استفاده از بی‌سیم با فرمانده‌ام تماس گرفتم و از او پرسیدم که این چند  نفر از کدام لشکر هستند؟ فرمانده جواب داد که نیروی خودی جلوتر از ما وجود ندارد حتماً نیروهای عراقی هستند. با واحد توپخانه تماس گرفتم و مختصات آن‌ها را به توپخانه دادم و بعد از چند دقیقه توپخانه آن‌ها را به گلوله بست. بعد از هلاکت آن‌ها و بررسی بیشتر مشخص شد که آن‌ها از نفرات گروهان شناسایی یکی از تیپ‌های عراقی هستند که قصد نفوذ به داخل خاک کشورمان و انجام شناسایی را داشتند. فرمانده‌ام با مهربانی به من گفت که هوشیاری‌ام در هنگام انجام وظیفه منجر به شناسایی آن‌ها شده بود. این کار من باعث شد که 20 روز دیگر مرخصی تشویقی بگیرم. البته به درخواست خودم و برای حضور بیشتر در جبهه از مرخصی تشویقی استفاده نکردم.

پا نوشته ها:

1و2- دست نوشته های مجید قربانی طالقانی در خصوص خاطرات وی ازسال های خدمت سربازی

منبع:  با دوست به سر رفت، جهان فر، رضا، کرمی، فهیمه، 1393، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده