معرفی کتاب – ده مرد
«ده مرد» عنوان کتابی است که اخیراً به سفارش هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی، توسط رضا جهانفر و فهیمه کرمی به رشته تحریر درآمده است. این کتاب 292 صفحه ای که در شمارگان دو هزار نسخه توسط انتشارات ایران سبز منتشر گردیده، شامل نگاهی بر زندگی و عملکرد ده تن از فرماندهان و امیران شهید ارتش جمهوری اسلامی ایران است. سبک زندگی این شهداء از جمله موارد مورد اشاره در این کتاب است. سبک زندگی اسلامی و ایرانی که موجب تعالی شخصیتی و افزایش بهره وری این فرماندهان شد.

بسیاری از فرماندهان و شهدای ارتش هنوز ناشناخته مانده اند و به همین دلیل خدمات و اقدامات آن ها معرفی نشده است. شهید سرلشکر ثابت، شهید سرتیپ فرهاد دستنبو، شهید سرتیپ عبد الله عیسی پور و… از جمله این فرماندهان و شهدا هستند که در هر فصل از این کتاب به زندگی آنان پرداخته شده است. و در بخش اسناد و تصاویر، سند ها و تصاویر مرتبط درج شده است.

کتاب « ده مرد» با دو قیمت 13 هزار تومان «جلد نرم» و 15 هزار تومان «جلد سخت» و از طریق تماس با شماره های زیر قابل دریافت می باشد:

تلفن مرکز پخش: 22488756        نمابر: 22488650

اسامی ده شهیدی که در این کتاب به زندگی آنان پرداخته شده است به ترتیب عبارتند از:

شهید سپهبد علی صیاد شیرازی، شهید سرلشکر منصور ستاری، شهید سرلشکر خلبان حسین خلعتبری، شهید سرلشکر خلبان علی اکبر قربان شیرودی، شهید سرلشکر خلبان عباس دوران، شهید سرلشکر حسین لشکری، شهید سرلشکر ابراهیم ثابت، شهید سرتیپ عبد الله عیسی پور، شهید سرتیپ فرهاد دستنبو، شهید دریادار محمد ابراهیم همتی

در بخشی از این کتاب می خوانیم:

لشکری در خاطرات خود روز آزادی را این چنین تعریف کرد:

ساعت ۸ و ۳۰ دقیقه صبح ۱۷ فروردین ۱۳۷۷ همراه مقامات عراقی به سمت مرز حرکت کردیم. من را در فاصله ۱۰۰ متری مرز ایران به داخل یک دفتر راهنمایی کردند، در آنجا خبرنگاران صلیب سرخ سؤالاتی کردند که پاسخ مناسب داده شد. یکی از کارشناسان صلیب سرخ جلو آمد و گفت می‌خواهم با تو گفتگوی خصوصی داشته باشم.

گفتم: سؤال کن، او گفت: اگر می‌خواهی به هر کشوری که مایل هستی پناهنده شوی، ما از لحاظ سیاسی و مالی به تو کمک می‌کنیم، اگر بپذیری ما اسم تو را به ایران و یا خانواده‌ات نمی‌دهیم. در جواب گفتم: من شرایط بد اسارت را تحمل کردم که به کشورم برگردم، ضمناً خواهشی دارم، چنانچه در فاصله‌ای که تا مرز ایران داریم، برایم اتفاقی افتاد، حتماً جسدم را به ایران تحویل دهید، زیرا خانواده و ملت قهرمان ایران در انتظار من هستند. سرانجام به خاک ایران وارد شدم. جمعیت مردم قابل کنترل نبود و من را روی شانه بلند کردند و با شعار لشکری قهرمان خوش‌آمدی به ایران، به جلو بردند. در قصر شیرین برای نخستین بار پس از ۱۷ سال به صورت تلفنی با همسرم صحبت کردم و روز بعد علی، پسرم، را در تهران در آغوش گرفتم. سپس در کنار همراهان به بیت رهبری رفتیم. در این جلسه مقام معظم رهبری من را به عنوان سیدالاسرا مفتخر فرمودند و ایشان با دست مبارک خود درجات امیری مرا نصب کردند.»

امیدواریم که با تألیف و انتشار این کتاب گامی کوچک در راستای نشر ارزش های دفاع مقدس و همچنین تقویت سرمایه اجتماعی در کشورمان برداشته باشیم.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده