هدایت سال اول جنگ در خوزستان توسط نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران
بخش سوم و پایانی: فرجام خوش سال اول جنگ - سرتیپ سید ناصر حسینی طرح عملیاتی لشکرَ 77 پیاده، برای اجرای این مأموریت بررسی و تهیه گردید و به نام عملیات ثامنالائمه (ع) منتشر شد. این طرح در 5 مهر1360 با موفقیت اجرا گردید و سال اول جنگ با موفقیت نسبی به پایان رسید و این درحالی بود که وضعیت توان رزمی نیروهای ما نسبت به آغاز جنگ بسیار بهتر شده بود. فرماندهی و کنترل در کلیه یگان های ارتشی و نیروهای مردمی و سپاه پاسداران منسجم تر و متشکل تر شده بود. در مقابل، نیروی متجاوز بخش قابل ملاحظه ای از توان رزمی خود را از دست داده بود. پرسنل آن فرسوده شده بودند و رویای قادسیه صدام بر باد رفته بود. یأس و نا امیدی بر نیروهای دشمن مستولی گردیده و در عوض، ایمان و اعتقاد به پیروزی و جرأت و شهامت در نیروهای خودی افزایش چشمگیری پیدا کرده بود.

11-عملیات و حوادث مهم فروردین 1360

شش ماهه اول جنگ تحمیلی در شرایطی به پایان رسید که خط پدافندی نیروهای ما در خوزستان به این ترتیب بود: تیپ 84 پیاده، جناح شمالی خوزستان را در ارتفاعات شمال دهلران عین خوش دشت عباس پوشش کرده بود، لشکر 21 پیاده در مواضع پدافندی غرب و شرق رودخانه کرخه در منطقه عملیاتی دزفول و شوش اشغال و تحکیم نموده بود.

تیپ 2 لشکر 16 زرهی، در شرق رقابیه و جنوب شرقی میشداغ جلو پیشروی دشمن را سد کرده بود. لشکر 92 زرهی در جنوب غربی اهواز و دشت آزادگان پدافند میکرد. لشکر 16 زرهی و تیپ 55 هوابرد، در مواضع پدافندی منطقه حمیدیه و سوسنگرد مستقر بودند و لشکر 77 پیاده مسئولیت هدایت عملیات منطقه پدافندی دارخوین ماهشهر و جزیره آبادان را به عهده گرفته بود.

 ارتش متجاوز عراق، که مجبور به توقف و قبول پدافند در تمام مناطق نبرد گردیده بود، قدرت تعرضی خود را به کلی از دست داده بود و با درگیری که در منطقه رقابیه بین نیروهای ایرانی و عراقی در اواخر اسفند سال 1359 به وجود آمد، مشخص گردید که ارتش عراق قادر به اجرای عملیات آفندی نیست. این عملیات تا حدودی اطمینان خاطر برای فرماندهان یگانهای نیروهای مسلح ما ایجاد کرد، اما مسئله اصلی برای ملت ما و نیروهای مسلح ما، بیرون کردن نیروهای متجاوز از خاک میهن اسلامی بود. تثبیت شرایط پدافندی در مواضعی که نیروهای متجاوز بیش از 10 هزار کیلومتر مربع از خاک میهن اسلامی ما را اشغال کرده بود، نمی-توانست هدف اصلی ما باشد. بنابراین ملت و نیروهای مسلح ما مجبور بودند مانع تثبیت این شرایط شوند. برای این منظور، بایستی مطابق طرح پدافندی بدر با کلیه مقدورات، عملیات ایذایی و تعرضی را برای عقب راندن و یا حداقل خسته و فرسوده کردن دشمن و وارد کردن تلفات در هر حد ممکن، حتی یک نفر یا یک وسیله به مرحله اجرا درآوردند.

اما نیروهای مسلح ما در آن زمان دارای آن چنان استعداد رزمی نبودند که بتوانند عملیات تعرضی وسیعی را طراحی و اجرا کنند و مجبور بودند بر مبنای اصل کلیِ از ساده به مشکل، عملیات تعرضی را از اعزام گشتی های رزمی و اجرای تک های محدود و محلی آغاز کنند. این روش از اوایل فروردین 1360 در منطقه عملیاتی غرب دزفول آغاز شد و تیپ1 پیاده لشکر 21 در منطقه سرپل غرب کرخه برای تصرف تپه چشمه که کنترل مناسب به جاده پای پل – دهلران داشت، یک تک محدود اجرا کرد و موفق شد این تپه را تصرف و تأمین کند. متعاقب آن تیپ2 پیاده این لشکر نیز در دهه سوم فروردین در غرب شوش (غرب کرخه) در حوالی آبادی زغن و شلیبه تک محدود اجرا کرد و نیروهای دشمن را عقب راند. با وجود اینکه یک لشکر زرهی و یک لشکر مکانیزه دشمن در این مناطق عملیاتی مستقر بودند، نتوانستند دو گروهان تک ور لشکر 21 پیاده را از هدف های تصرف شده عقب برانند. این وضع نشان داد که قدرت رزمی پرسنلی ارتش متجاوز عراق رو به زوال است. پرسنل ارتش عراق در طول شش ماه جنگ خسته و فرسوده شده بودند. با توجه به اینکه، به احتمال قریب به یقین، اکثر آنان متوجه نیات و مقاصد پلید امپریالیسم جهانی در شعله ور ساختن این جنگ ویران گر شده بودند، اگر در آغاز جنگ تعدادی از افراد عراقی فریب تبلیغات رهبران خود را خورده بودند، بعد از شش ماه نبرد بی حاصل، متوجه بی اساس بودن آن تبلیغات شدند. این عوامل سبب شد؛ پرسنل ارتش عراق میل به رزم جویی و روحیه خود را از دست بدهند.در مقابل، افراد نیروهای مسلح ما با تحمل شرایط و مصائب جنگ، به اولین هدف خود که فرسوده کردن افراد دشمن بود، دست يافتند.

در فروردین ماه، علاوه بر تک های محدود لشکر 21، لشکرهای دیگر نیز برای فرسوده تر کردن دشمن، اقدامات محدود می کردند. استفاده از جاری کردن آب رودخانه ها به مواضع دشمن ادامه یافت. حملات هوایی و بالگردهای ما بر نیروهای دشمن از دور نیفتاد. بر خلاف انتظار دشمن، که تصور میکرد مهمات جنگ افزارهای سنگین ما به زودی تمام خواهد شد، زیرا قطعاً کشورهای غربی فروشنده این جنگ افزارها اطلاعات دقیق در اختیار حکومت عراق گذاشته بودند، اما کمبود مهمات تا حدودی جبران گردید و توپخانه های ما همچنان مواضع دشمن را زیر آتش داشتند. به افراد دشمن ثابت کردند در تحمیل این جنگ به ملت ایران رهبران و فرماندهان عراقی دچار اشتباه بزرگی شده اند.

 

12- عملیات و حوادث مهم اردیبهشت 1360

با آغاز حرکات تهاجمی محدود و موفق در فروردین ماه، اعتماد بیشتری در نیروهای مسلح ما بر زوال توان رزمی دشمن و به وجود آمد و برتری رزمی نسبی برای نیروهای خودی ایجاد شد. این اعتماد سبب تقویت روحیه رزمندگان ما گردید. با توجه به فرمول مورد قبول در تاکتیک نظامی که روحیه را سه چهارم  قوا میداند و  با توجه به اصل بیان شده در قرآن مجید که قدرت یک رزمنده با ایمان را 10 برابر یک رزمنده بی ایمان اعلام می کند، این برتری برای نیروهای مسلح ما حاصل شد، لذا از اردیبهشت1360طرحریزی و اجرای عملیات نسبتاً وسیع آغاز گردید. قرارگاه مقدم نیروی زمینی به لشکرها و تیپ ها دستور داد، عملیات آفندی محدود را در تمام میدان های نبرد طرح و در فرصت مناسب اجرا کنند و اجازه ندهند دشمنی که در حال نابودی و اضمحلال است، در سنگرها و پناهگاه ها آسوده بخوابد. برای این منظور، لشکرها طرح های آفندی را تهیه و اجرا کردند و به طور چشمگیری بالا رفتن توان رزمی نیروهای مسلح ما و ضعیف تر شدن قدرت رزمی دشمن آشکار شد.

در اردیبهشت ماه، اولین عملیات تهاجمی نسبتاً وسیع برای منطقه دشت آزادگان طرحریزی شد که چون برای بازپس گرفتن تپه الله اکبر در شمال غربی سوسنگرد اجرا گردید، به نام «عملیات الله اکبر» نامگذاری شد. مشروح جریان این عملیات در کتاب جداگانه به همین نام تدوین گردیده است.

در نهایت، پس از پذیرفته شدن تدبیر کلی عملیات الله اکبر، طرح مربوطه در تقدم یکم تکمیل گردید و در 21 اردیبهشت ماه، با شرکت عناصر لشکر 16 و 92 زرهی در شمال و جنوب رودخانه کرخه در دشت آزادگان اجرا شد. تیپ 3 لشکر 92 زرهی، در شمال کرخه به سمت غرب پیشروی کرد و موفق شد تپه الله اکبر را تصرف کند و دشمن را تا شمال بستان به حوالی تنگ چزابه عقب براند. لشکر 16 زرهی و تیپ 55 پیاده هوابرد، در غرب سوسنگرد و جنوب رودخانه کرخه حمله کرد و نیروهای دشمن را تا شش کیلومتری غرب سوسنگرد عقب راند. این عملیات با موفقیت کامل و برابر طرح عملیاتی پیش بینی شده اجرا گردید. در حقیقت، عملیات الله اکبر اولین عملیات تهاجمی موفقیت آمیز نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران بود که در اردیبهشت سال 1360انجام شد.

هم زمان با حمله لشکر 16 و 92 زرهی در منطقه دشت آزادگان، تیپ 2 لشکر 21 پیاده در غرب شوش، حوالی آبادی انگوش، حمله کرد و یک گردان دشمن را نابود نموده و هدف های پیش بینی شده را تصرف و تأمین کرد. لشکر 77 پیاده نیز عملیات شناسایی با رزم انجام داد و وحشتی در نیروهای دشمن در سرپل اشغالی شمال آبادان ایجاد کرد. در این عملیات، عناصر سپاه پاسداران و گروه جنگ های نامنظم شهید چمران سهم به سزایی داشتند. در واقع این عملیات آغازگر پیش روی نیروهای ما به سمت غرب و بیرون راندن نیروهای متجاوز از خوزستان گردید.

13- عملیات و حوادث مهم خرداد 1360

عملیات تعرضی آغاز شده در اردیبهشت ماه، در خرداد ماه نیز دنبال شد. اعتماد رزمندگان ما به توانایی خودشان بیشتر شد و برعکس، ضعف و زبونی دشمن بیشتر مشخص گردید. در اوایل خرداد، برای پاک کردن منطقه هدف، عملیات الله اکبر اقدام شد و تپه شهیطیه در غرب تپه الله اکبر تصرف و تأمین گردید. تحکیم مواضع الله اکبر و غرب سوسنگرد به وسیله لشکرهای 16 و 92 زرهی صورت گرفت. لشکر 16 زرهی، در غرب سوسنگرد تلاش کرد خط پدافندی را در بین رودخانه کرخه در شمال و رودخانه مالکیه در جنوب در امتداد آبادیهای احمیر، سویدانی و چولانه تحکیم کند و با یک پیش روی مجدد آبادی های بردیه 1 و 2 و احمیر را تصرف نمود.

قرارگاه مقدم جنوب نیز برای مشخص کردن مأموریت های تعرضی لشکرها و تیپ های مستقل، طرح عملیاتی ضربت و دستور عملیاتی خندق  را تهیه و به یگان های ذی نفع ابلاغ کرد. هدف از این طرح عملیاتی، دادن مأموریت رسمي تعرضی به لشکرها و وادار کردن آنها به حرکت و پیش روی بود. در این طرح، مأموریت لشکر 21 پیاده توسعه سرپل غرب کرخه تا تپه ابوصلیبی خات و ایستگاه رادار دهلران، مأموریت لشکر 16 زرهی پیش روی به سمت جنوب برای تصرف و تأمین کرانه شمالی رودخانه کرخه و پیش روی در غرب سوسنگرد برای عقب راندن دشمن به غرب پل الوان در رودخانه و پل سابله در نهر سابله بود، و لشکر 92 زرهی، بایستی در تپه الله‌اکبر پیش روی میکرد تا دشمن را به تدریج به غرب بستان عقب براند. و نیز لشکر 77 پیاده، در منطقه سرپل دشمن در دارخوین و شمال بهمنشیر پیش روی میکرد و نیروهای دشمن را به غرب کارون عقب می راند. در حقیقت، سه هدف اصلی برای این عملیات پیش بینی شده بود که عبارت بودند از: در منطقه دزفول تصرف ایستگاه رادار، در منطقه دشت آزادگان و سوسنگرد، تصرف بستان و در منطقه آبادان پاک کردن شرق کارون از نیروهای اشغالگر دشمن.

در بررسی هایی که در قرارگاه مقدم جنوب با فرماندهان لشکرها به عمل آمد، چنین نتیجه گرفته شد که برای رسیدن به یک پیروزی چشمگیر که ارزش تبلیغات بین المللی داشته باشد، بایستی یک حمله قاطع برای تصرف یک هدف مهم اجرا شود. برای این منظور دو هدف مهم در نظر گرفته شد که شهر بستان و سرپل اشغالی دشمن در شمال آبادان بودند، اما به علت استقرار دو لشکر زرهی (16 و 92) در منطقه دشت آزادگان، حمله به بستان مناسب تر تشخیص داده شد. طرح عملیاتی بستان به وسیله قرارگاه مقدم جنوب تهیه و به لشکرهای 16 و 92 زرهی ابلاغ گردید. ولی فرمانده نیروی زمینی، اجرای عملیات تعرضی گسترده را تأیید نکرد و دستور داد تا حصول برتری رزمی کافی، همان تک های محدود و محلی اجرا گردد. لذا اجرای طرح عملیاتی بستان متوقف شد و دستور داده شد، مأموریت های تعیین شده در طرح عملیاتی ضربت در هر فرصت مناسب، به وسیله تیپ 84 پیاده برای تصرف تپه 350 در شمال شاوریه و دشت عباس و تپه رادار به وسیله لشکر 21 و تپه رقابیه به وسیله تیپ2  زرهی زنجان، و آبادی های حسن صالح و جابر همدان در شرق بستان به وسیله لشکر 92 زرهی و پل الوان به وسیله لشکر16 زرهی، و خاکریزهای دشمن در جنوب دارخوین و شمال بهمنشیر به وسیله لشکر 77 پیاده اجرا گردد. در اجرای این دستور، اولین پیشروی به وسیله سپاه پاسداران دارخوین و عناصر لشکر 77 پیاده در جنوب دارخوین اجرا شد. این عملیات در 21 خرداد انجام گردید که در آن نیروهای متجاوز از جنوب آبادی سلمانیه و محمدیه در شرق کارون عقب رانده شدند و نیروهای ما حدود دوکیلومتر به سمت جنوب پیش روی کردند و منطقه سرپل اشغالی دشمن را کمتر و محدودتر کردند. شرح این عملیات در کتاب مربوطه بیان شده است.

در همین ماه، پیش روی عناصر سپاه پاسداران و لشکر 77 پیاده در شمال بهمنشیر نیز اجرا شد و نیروهای دشمن تا 500 متری جنوب جاده ماهشهر آبادان عقب رانده شدند. به طور کلی هرگونه حرکات تعرضی نیروهای خودی با موفقیت نسبی همراه بود.

در دهه سوم خرداد، حوادث مهمی در سطح کشور رخ داد. بنی صدر از مقام فرماندهی کل قوا عزل شد اما عزل وی هیچگونه تأثیر منفی در روند عملیات نداشت. حتی از نظر انسجام رزمندگان غیر ارتشي و ارتشي مفیدتر هم بود، زیرا اصولاً روابط فرماندهی بنی صدر با رزمندگان غیر ارتشي چندان حسنه نبود. ولی به هر حال یک تحول بزرگ در کادر فرماندهی نیروهای مسلح کشور ایجاد شد که اثرات این تحول در نتایج عملیات رزمی و در میدان های نبرد منفی نبود. عملیات تعرضی نیروهای خودی که از اردیبهشت ماه آغاز شده بود، با سرعت و وسعت بیشتر به سمت پیروزی‌های بزرگ‌تر، مانند عملیات ثامن‌الائمه (ع) و شکستن محاصره آبادان و فتح بستان پیش رفت. حادثه مهم دیگر که در آخر خرداد به وقوع پیوست، شهادت اسف بار دکتر چمران بود که بعد از تصرف روستای دهلاویه به وسیله گروه جنگ های نامنظم اتفاق افتاد. مشروح جریان این واقعه در کتاب عملیات لشکر 16 زرهی در طراح و غرب سوسنگرد بیان شده است.

عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا ایجاب میکرد، وضعیت جبهه های جنگ و چگونگی ادامه جنگ مورد بررسی و ارزیابی قرار گيرد و تدابیر عملیاتی مناسب كه برای حفظ دور عملیات تعرضی آغاز شده بود، اتخاذ گردد. برای این بررسی مرحوم حجت الاسلام اشراقی از طرف رهبر کبیر انقلاب و فرماندهی کل قوا به خوزستان آمد و در قرارگاه لشکر 92 زرهی در اهواز شورای عالی فرماندهان تشکیل شد و مقرر گردید که در هر منطقه نبرد، عملیات تعرضی محدود ادامه یابد و از توقف و رکود جبهه ها جلوگیری شود.

 

15- عملیات و حوادث مهم تیر 1360

در تیر 1360، اقدامات تعرضی مهمی به عمل نیامد و صحنه عملیات خوزستان تقریباً آرام و پدافند نیمه فعال بود. مشکل اساسی که برای نیروهای خودی وجود داشت، کمبود مهمات به خصوص مهمات جنگ افزارهای ساخت کشورهای غربی بود. برای حل این مشکل، برآوردهای ستادی تهیه می شد و به رده های بالاتر گزارش می گردید و به یگان های اجرایی تأکید می شد که حداکثر صرفه جویی در مصرف مهمات به عمل آورند. ضمناً در رده های بالاتر اقدامات فعالی برای خرید مهمات از کشورهای مختلف و بالا بردن سطح تولید کارخانجات مهمات سازی داخلی به عمل آمد.

در تیرماه، درباره طرح های عملیاتی پیش بینی شده و با توجه به مذاکرات و مشاوره هایی که در خرداد ماه به عمل آمده بود، تقدم اجرای عملیات آفندی به منطقه طراح در شمال کرخه کور داده شده بود، لذا فعالیت ستادی و طرحریزی در منطقه لشکر 16 زرهی بیشتر بود. این بررسیها تا اواخر دهه دوم تیرماه ادامه یافت و قرارگاه جنوب به کلیه یگانهای تابعه ابلاغ کرد، بر اساس طرح عملیاتی ضربت که در آن هدف های محدود برای هریک از لشکرها و تیپ های مستقل تعیین شده بود، طرح های عملیاتی را تهیه و به قرارگاه جنوب ارسال نمایند. تقدم عملیات به منطقه لشکر 16 زرهی و تیپ 84 پیاده داده شده بود، ولی تا آخر تیرماه در هیج یک از مناطق نبرد خوزستان عملیات آفندی مهمی اجرا نشد. بروز ضعف در نیروهای دشمن هرچه بیشتر مشهود گردید و میل به اجرای عملیات تعرضی در یگان هاي ما بیشتر شد. اما عامل بازدارنده مهم، کمبود مهمات بود و یگان های ما مجبور بودند تا تأمین مهمات کافی از دست زدن به عملیات تهاجمی خودداری کنند، زیرا بعد از هر عملیات آفندی نیروهای خودی، نیروهای متجاوز پاتک شدید و متعدد می کردند و برای دفع این پاتک های دشمن، نیروهای ما مجبور بودند آتش شدید توپخانه و جنگ افزارهای دیگر را اجرا کنند، در نتیجه مصرف مهمات بالا میرفت.

 

16- عملیات و حوادث مهم در مرداد 1360

بررسی ها و برآورد وضعیتی که در تیرماه انجام شد، از مرداد ماه به مرحله اجرا گذاشته شد. در مرداد ماه، دوحمله محدود در خوزستان اجرا شد؛ که یک حمله به وسیله لشكر 16 زرهی در منطقه طراح و یک حمله به وسیله تیپ 84 پیاده در منطقه شمال و دشت عباس و تپه 350 اجرا گردید. شرح این عملیات در کتاب های جداگانه به نام عملیات لشکر 16 زرهی در طراح و غرب سوسنگرد و کتاب عملیات تیپ 84 پیاده، گردآوری و تدوین گردیده است.

 

16- عملیات و حوادث مهم در شهریور 1360

مهمترین حادثه در شهریور ماه، ادامه عملیات لشکر 16 زرهی در غرب سوسنگرد و منطقه طراح بود که شرح این عملیات در کتاب مربوطه بیان شده است. اما در ادامه حرکت و پیش روی نیروهای ما در صحنه عملیات خوزستان، مسئله اصلی مورد نظر، اجرای یک عملیات مهم و سرنوشت ساز، حداقل در یک منطقه نبرد بود. برای این منظور سه هدف کلی در خوزستان در نظر گرفته شده بود، که عبارت بودند از: تصرف تپه رادار در غرب شوش، تصرف بستان در غرب سوسنگرد، عقب راندن نیروهای متجاوز از شرق رودخانه کارون در شمال بهمنشیر و شکستن محاصره آبادان. این سه ماموریت، در تمام طول تابستان سال 1360، تحت مطالعه و بررسی بود، تا اینکه سرانجام در شهریور ماه، نیروی زمینی تصمیم گرفت عملیات سرنوشت ساز را در شمال بهمنشیر برای شکست محاصره آبادان اجرا کند. طرح عملیاتی لشکرَ 77 پیاده، برای اجرای این مأموریت بررسی و تهیه گردید و به نام عملیات ثامن‌الائمه (ع) منتشر شد. این طرح در 5 مهر1360 با موفقیت اجرا گردید و سال اول جنگ با موفقیت نسبی به پایان رسید و این درحالی بود که وضعیت توان رزمی نیروهای ما نسبت به آغاز جنگ بسیار بهتر شده بود. فرماندهی و کنترل در کلیه یگان های ارتشی و نیروهای مردمی و سپاه پاسداران منسجم تر و متشکل تر شده بود. در مقابل، نیروی متجاوز بخش قابل ملاحظه ای از توان رزمی خود را از دست داده بود. پرسنل آن فرسوده شده بودند و رویای قادسیه صدام بر باد رفته بود. یأس و نا امیدی بر نیروهای دشمن مستولی گردیده و در عوض، ایمان و اعتقاد به پیروزی و جرأت و شهامت در نیروهای خودی افزایش چشمگیری پیدا کرده بود.

والسلام

 

انتهای مطلب


 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده