هدایت سال اول جنگ در خوزستان توسط نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران
بخش دوم :نصر، توکل و آب - سرتیپ سید ناصر حسینی با توجه به این که تدبیر کلی پدافند برای مدت محدود مورد قبول قرار گرفت، در آذر ماه تلاش عمده نیروهای مسلح ایران صرف تقویت و تحکیم مواضع پدافندی و تکمیل تغییر مکان یگان های باقیمانده در مناطق داخلی به خوزستان و طرح ریزی و اجرای تک های محدود و محلی گردید. تیپ 55 هوابرد به منطقه عملیاتی دزفول تغییر مکان کرد. فرماندهی اروند در منطقه ماهشهر آبادان متشکل تر گردید. یگان های رزمی و پشتیبانی کافی در اختیار این فرماندهی قرار داده شد. فعالیت های ستادی شکل منظم تری پیدا کرد و به اصطلاح تمام یگان ها در مناطق مسئولیت خود جا افتادند

7- عملیات و حوادث مهم آذر 1359:

با توجه به این که تدبیر کلی پدافند برای مدت محدود مورد قبول قرار گرفت، در آذر ماه تلاش عمده نیروهای مسلح ایران صرف تقویت و تحکیم مواضع پدافندی و تکمیل تغییر مکان یگان های باقیمانده در مناطق داخلی به خوزستان و طرح ریزی و اجرای تک های محدود و محلی گردید. تیپ 55 هوابرد به منطقه عملیاتی دزفول تغییر مکان کرد. فرماندهی اروند در منطقه ماهشهر آبادان متشکل تر گردید. یگان های رزمی و پشتیبانی کافی در اختیار این فرماندهی قرار داده شد. فعالیت های ستادی شکل منظم تری پیدا کرد و به اصطلاح تمام یگان ها در مناطق مسئولیت خود جا افتادند. گسترش و استقرار یگان های رزمی و پشتیبانی حالت منطقی و متناسب با نیاز عملیاتی پیدا کرد. نیروی زمینی دارای یک احتیاط قوی به استعداد یک لشکر زرهی گرديد و در هر منطقه نبرد نیروی متناسب و کافی برای مقابله با حملات احتمالی دشمن مستقر شد. برآوردهای ستادی برای شروع آفند متقابل با لشکر 16 زرهی که در احتیاط بود آغاز شد.

برای آغاز حمله متقابل، سه راه کار به نظر رسید که عبارت بودند از:

الف- حمله در منطقه عملیاتی غرب دزفول برای عقب راندن نیروهای متجاوز و دور کردن دشمن از اندیمشک و دزفول.

ب- حمله در منطقه عملیاتی اهواز برای دور کردن تهدید دشمن از شهر اهواز.

پ- حمله در منطقه سرپل اشغالی دشمن در شمال آبادان و شکست محاصره آبادان و آزاد کردن محورهای اهواز آبادان و ماهشهر آبادان.

نظر فرمانده نیروی زمینی بیشتر برای اجرای راه کار الف بود، زیرا معتقد بود کلید صحنه نبرد خوزستان این منطقه است و بایستی هرچه بیشتر نیروهای دشمن را از این منطقه حیاتی عقب راند. ولی تیمسار فلاحی و سایر مقامات تصمیم گیر رده عالی جنگ معتقد بودند، به علت حساسیت خاصی که محاصره آبادان در ملت ایران به وجود آورده و رهبر کبیر انقلاب فرمان داده است که حصر آبادان باید شکسته شود، لازم است تقدم تلاش های آفندی برای عقب راندن نیروهای دشمن از شرق رودخانه کارون و آزاد کردن آبادان داده شود.

درباره راه کار ب حساسیت ویژه ای وجود نداشت. اما اجرای راه کار ب و پ مستلزم اعزام لشکر 16 زرهی به آن منطقه نبرد و کم کردن استعداد رزمی منطقه حساس دزفول بود. لذا در اوایل آذرماه، بررسی های ستادی و مشاوره‌های عملیاتی در رده نیروی زمینی و بالاتر، صرف تجزیه و تحلیل راه‌کارهای یاد شده گردید و طرح های مقدماتی تهیه شد، اما در اواسط آذرماه در منطقه عملیاتی اهواز، احساس خطر شد، زیرا برآوردهای اطلاعاتی نشان داد که ممکن است دشمن، عملی را که در منطقه آبادان انجام داد و از رودخانه کارون عبور کرد و آبادان را از طرف شمال و شرق محاصره کرد، در جنوب‌غربی اهواز نیز از کارون عبور کند و شهر اهواز را از شرق محاصره کند و راه مواصلاتی اهواز- شوش و اهواز- سربند را قطع نماید. برای مقابله با این تهدید احتمالی، تیپ 1 لشکر 16 زرهی به اهواز اعزام شد و در ارتفاعات شرقی اهواز مستقر گردید، زیرا لشکر 92 زرهی هیچ گونه امکانی برای مقابله با این تهدید احتمالی نداشت.

با اعزام یک تیپ زرهی از لشکر 16 زرهی که احتیاط نیروی زمینی بود، این لشکر تجزیه شد و تمرکز استعداد رزمی آن از بین رفت.به این ترتیب، حمله در منطقه عملیاتی دزفول یعنی راه کار الف منتفی گردید و امکان حمله در منطقه اهواز – آبادان تقویت شد. نظر جانشین رئیس ستاد مشترک و فرماندهی اروند این بود که تیپ زرهی اعزامی به اهواز برای حمله به منطقه سرپل دشمن در شمال آبادان وارد عمل گردد. اما برتری عددی قابل ملاحظه دشمن و ضعف توان رزمی نیروهای ما و نبودن نیروی احتیاط کافی در مناطق مختلف نبرد و کمبود روز افزون مهمات و عوامل نامساعد، سبب ایجاد تردید در مقامات فرماندهی نظامی برای آغاز حمله متقابل بود و تصمیم گیری برای قبول خطر، احتمال عدم موفقیت و عکس العمل شدید دشمن را با مشکلاتی مواجه کرده بود. از طرفی، در ملت ایران و مقامات غیرنظامی یک حالت التهاب برای آغاز حمله متقابل و بیرون راندن نیروهای دشمن از میهن اسلامی ما و یا حداقل زدن یک ضربت نسبتاً محکم به نیروی دشمن به منظور بهره‌برداری از نتیجه روانی آن ایجاد شده بود و فرماندهان نظامی نمی‌توانستند در مقابل این احساس ملت ایران و مقامات مسئول غیرنظامی بی توجهی بیش از اندازه نشان دهند و می بایست در حد مقدور به خواسته ملت ایران توجه می‌کردند. بر این اساس، جانشین فرمانده کل قوا (بنی صدر) و جانشین رئیس ستاد مشترک، کتباً به فرمانده نیروی زمینی ابلاغ کردند که باید در یکی از مناطق نبرد، ترجیحاً، منطقه غرب اهواز آفند متقابل نیروهای مسلح آغاز گردد. این دستور مبنای عملیات نصر (کرخه کور) گردید. (شرح این نبرد در کتاب مربوطه بیان شده است.) از اواخر آذرماه، عناصر لشکر 16 زرهی، به استثنای تیپ 2 زرهی از منطقه اندیمشک و دزفول به منطقه اهواز انتقال یافتند و آماده برای اجرای عملیات نصر شدند.

از جمله عمليات های مهم در آذرماه، تلاش های موثر برای حاضر به کار کردن وسایل و تجهیزات از کار افتاده به خصوص تانک ها و نفربرها و خودروها و آموزش دادن و جذب کردن نفربرهای زرهی پی ام پی1 مجهز به موشک انداز مالیوتکا بود. لازم به یادآوری است که ارتش ایران در سال قبل از پیروزی انقلاب، قریب 800 دستگاه نفربر پی ام پی 1 مجهز به موشک‌انداز ضد تانک مالیوتکا از کشور شوروی خریداری کرده بود. در آغاز حرکت انقلابی ملت ایران، این نفربرها به بعضی از یگان های مکانیزه تحویل داده شده بود، ولی به علت جریان انقلاب و تغییرات پرسنلی وسیع در ارتش بعد از انقلاب، جذب این وسایل در سازمان ها عملی نشده بود و تقریباً این وسایل بدون وارد شدن به سازمان گردان های مکانیزه بلااستفاده مانده بود. در صورتی که ارتش عراق، همین نوع نفربرها را در اختیار داشت و در اوایل جنگ با استفاده از موشک مالیوتکای مستقر بر روی این نفربرها که ضمناً پایه پرتاب زمینی آن را نیز داشت، بیشترین تلفات زرهی را به نیروهای خودی تحمیل کرد. پس از  حمله ناموفق لشکر 21 پیاده در 23 مهرماه، نیروهای ما متوجه ارزش رزمی این موشک ضدتانک شدند و تلاش‌های وسیعی برای حاضر به کار کردن و آموزش دادن و وارد عمل کردن این نفربرها و موشک مالیوتکا انجام دادند. بنابراین در اواخر آذرماه تعداد قابل ملاحظه ای از این نفربرها وارد عمل گردید.

 

8- عملیات و حوادث مهم دی 1359:

مهم ترین و وسیع ترین عملیات آفندی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، در یک سال اول جنگ، در این ماه اجرا شد که عبارت از عملیات نصر در منطقه کرخه کور و عملیات توکل در شمال آبادان بود. مشروح این عملیات‌ها در کتاب های مربوطه بیان شده است. به منظور یادآوری، خلاصه آن‌ها در این مبحث تشریح می‌گردد.

همان گونه که در بیان حوادث آذرماه گفته شد، علاقه کلی و عمومی ملت ایران این بود که هرچه زودتر پاسخ جسارت حکام متجاوز عراق با زدن ضربت های شکننده به ارتش عراق داده شود و حمله متقابل نیروهای مسلح ایران آغاز گردد. به همین دلیل، فرماندهان نظامی تصمیم گرفتند به هر نحو ممکن، به این خواسته ملت ایران پاسخ مثبت دهند لذا، طرح حمله در منطقه کرخه کور برای این منظور در نظر گرفته شد. مرحله آمادگی برای حمله، اول دی ماه آغاز گردید. عناصر لشکر 16 زرهی به منطقه سوسنگرد و هویزه تغییر مکان کردند. مرحله تغییر مکان و آمادگی بیش از 10 روز طول کشید و از 12 دی ماه کلیه عناصر شرکت کننده در این عملیات که شامل لشکر 16 زرهی، لشکر 92 زرهی، سپاه پاسداران، گروه جنگ های نامنظم شهید چمران و نیروهای بسیج مردمی بود، آمادگی کامل پیدا کردند. زمان حمله برای 15دی ماه تعیین شد. حمله، طبق طرح اجرا گردید، ولی به علت طول مدت زمان مرحله آمادگی ما، نیروهای متجاوز اطلاعات کافی از آماده شدن نیروهای ما پیدا کرده بودند و خود را برای غافلگیر کردن نیروهای ما آماده نموده بودند. لذا از روز دوم حمله، عکس‌العمل شدید در مقابل نیروهای خودی نشان دادند و حمله متقابل شدیدی کردند و تلاش نمودند لشکر 16 زرهی را به دام اندازند.

نبرد سختی به مدت چهار روز، بین رزمندگان خودی و نیروهای متجاوز جریان یافت و بالاخره لشکر 16 زرهی با دادن تلفات سنگین، مجبور به عقب نشینی به مواضع پدافندی در شمال کرخه کور گردید، ولی موفق شد این مواضع را حفظ کند و مانع پیشروی نیروهای متجاوز به سمت شمال و قطع محور حمیدیه سوسنگرد گردد.

در این نبرد، نیروهای ما حدود 100 دستگاه تانک از دست دادند. البته در روزهای اول نبرد به تیپ 35 و 43 زرهی لشکر 9 زرهی دشمن تلفات سنگيني وارد شد و بيش از 800 نفر از افراد دشمن به اسارت لشكر 16 زرهي درآمدند. در نتیجه، نیروهای دشمن نیز آسیب سختی دیدند و توان ادامه پیشروی به سمت شمال کرخه کور را از دست دادند. این نبرد، یکی از بزرگترین نبردهای زرهی جنگ ایران و عراق و شاید یکی از نبردهای زرهی بزرگ بعد از جنگ جهانی دوم بود که در آن 2 لشکر زرهی ایران و 2 لشکر زرهی و مکانیزه ارتش عراق در یک منطقه نبرد با یکدیگر جنگیدند. این نبرد بدون ایجاد تغییراتی در منطقه عملیات اهواز و سوسنگرد، در اواخر دی ماه پایان یافت. خط تماس نیروهای ما با نیروهای متجاوز در همان خطی که قبل از اجرای این حمله بود تثبیت گردید.

 هم زمان با طرح ریزی و آمادگی اجرای عملیات نصر در منطقه اهواز و سوسنگرد، فرماندهی اروند نیز که مستقل و جدا از نیروی زمینی، عملیات منطقه ماهشهر آبادان را طرح و اجرا می کرد، طرح عملیات توکل را تهیه کرد و آماده اجرای آن گردید. هدف این عملیات راندن نیروهای دشمن از سرپل شرق کارون در شمال آبادان به غرب این رودخانه بود.

ابتدا در نظر بود؛ همزمان با عملیات نصر، عملیات توکل نیز شروع شود، ولی به علت نامعلومی، فرماندهی اروند، عملیات توکل را همزمان با عملیات نصر، آغاز نکرد و پس از بروز آثار عدم موفقیت عملیات نصر تصمیم به اجرای عملیات توکل گرفت. در 20 دی ماه این عملیات شروع شد ولی عملیات توکل نیز با عدم موفقیت مواجه گردید و حتی در مقایسه وسعت عملیات و استعداد رزمی نیروهای شرکت کننده در این دو عملیات تلفات نسبی و درصد عملیات توکل، بیش از عملیات نصر بود. اما نکته جالب این بود که عملیات نصر، انعکاس زیادی در ایران و عراق و حتی در دنیا داشت. اغلب رسانه های گروهی مهم جهان درباره آن بحث کردند، در صورتی که عملیات توکل اصلاً انعکاسی در محافل داخلی و خارجی پیدا نکرد.

از حوادث دیگری که در دی ماه رخ داد، حمله نیروهای متجاوز عراق در منطقه پای پل کرخه به مواضع لشکر 21 پیاده در 18 دی ماه بود. نظر به اینکه فرمانده نیروی متجاوز در عملیات نصر متوجه وارد عمل شدن لشکر 16زرهی در این نبرد گردید، مطمئن شد که نیروی احتیاط ما از دزفول به منطقه اهواز و سوسنگرد تغییر مکان یافته و در نتیجه قدرت دفاعی ما در منطقه دزفول ضعیف شده است. به علاوه نیروهای ما در منطقه کرخه کور به شدت درگیر بودند و کلیه مقدورات پشتیبانی هوایی و بالگردی ما در منطقه نبرد کرخه کور وارد عمل شده بود. نیروی متجاوز تصمیم گرفت از این فرصت استفاده کند و در منطقه عملیاتی دزفول وارد عمل گردد و موفقیتی به دست آورد. خوشبختانه عناصر لشکر 21 پیاده در همان ساعات اول نبرد، عکس العمل بسیار خوبی در مقابل دشمن نشان دادند و نیروهای دشمن را وادار به عقب نشینی به مواضع اولیه خود کردند.

با پایان یافتن عملیات نصر و توکل از اواخر دی ماه، وضعیت صحنه عملیات خوزستان مجدداً به حالت زمان قبل از آغاز این نبردها در آمد و هر دو طرف متخاصم در مواضع پدافندی قبلی تثبیت شدند. مجدداً رکود در میدان های نبرد برقرار شد. این نبردها تعادل نسبی توازن رزمی نیروها دو طرف را نشان داد و هر دو طرف متوجه شدند در شرایط موجود، توانایی اجرای عملیات آفندی در مقیاس وسیع را ندارند. به نظر رسید که فرماندهی ارتش متجاوز عراق تصمیم گرفت به حفظ مناطق اشغالی نیروهای خود اکتفا کند و از موقعیت های نظامی که به دست آورده، برای پشتیبانی اقدامات سیاسی خود، هدف های استراتژیک سیاسی و ارضی خود را به ملت ایران تحمیل نماید. اما ملت ایران و مقامات مسئول سیاسی و نظامی ایران به هیج وجه نمی توانستند اجازه تثبیت چنین موقعیتی را به حکام خائن عراق بدهند. اما به علت ضعف قدرت نظامی موجود و به خصوص با تلفاتی که بعد از عملیات نصر و توکل به نیروهای خودی وارد شد، ارتش جمهوری اسلامی ایران، مجبور بود تا زمان به دست آوردن برتری رزمی نسبی، حالت پدافندی را بپذیرد و برای به دست آوردن برتری به نحوی که موثر باشد اقدام کند.

 

9- عملیات و حوادث مهم بهمن 1359

با توجه به مطالبی که درباره عملیات آبان ماه بیان شد، نیروهای مسلح ایران، ضمن تحکیم مواضع پدافندی اقداماتی را برای بسیج نیروهای بیشتر و تهیه جنگ افزار و مهمات و بالا بردن آمادگی رزمی انجام دادند. از جمله اقداماتی که برای تحکیم مواضع پدافندی و کم کردن عرض جبهه به عمل آمد، طرح و اجرای برنامه های استفاده از آب رودخانه های کرخه کور، کرخه، کارون و دریاچه سد دز و جاری کردن این آب ها به دشت جنوب اهواز و حمیدیه و سوسنگرد و باتلاقی کردن منطقه و ایجاد مانع آبی در مقابل پیشروی احتمالی دشمن به سمت اهواز و سوسنگرد و حمیدیه بود. شرح جریان این اقدامات در کتابی به نام ایجاد آبگرفتگی منطقه و سیل مصنوعی بیان شده است.

این اقدامات، این گونه بود که نیروهای متجاوز بعد از توقف اجباری کامل در منطقه خرمشهر و دزفول، تلاش خود را در منطقه اهواز و سوسنگرد به کار بردند. نظر به اینکه عرض این جبهه از رودخانه کارون در شرق و تا حوالی بستان در غرب حدود 120 کیلومتر بود و تمام منطقه باز و قابل عبور بود، پوشش و دفاع در تمام عرض جبهه با توان رزمی کمی که عناصر لشکر 16 و 92 زرهی به آن منطقه اختصاص داده بودند، برای مقاومت در مقابل حمله سنگین نیروهای متجاوز کافی نبود. به خصوص بعد از عدم موفقیت عملیات نصر و از دست دادن قسمتی از توان رزمی لشکر 16 زرهی، نگرانی نگهداری از این منطقه نبرد شدیدتر شد. تیپ 55 پیاده هوابرد که در منطقه دزفول مستقر بود، به سوسنگرد اعزام شد و زیر امر لشکر 16 زرهی قرار گرفت. برای کم کردن عرض جبهه و ایجاد مزاحمت برای نیروهای دشمن، تصمیم گرفته شد آب رودخانه های منطقه به دشت جنوب غربی اهواز و جنوب جاده حمیدیه سوسنگرد هدایت شود. این کار با احداث سدهای خاکی در کرخه و کرخه کور و حفر کانال انشعابی از کارون در شمال و غرب اهواز و باز کردن دریچه‌های سد دز امکان پذیر بود. به همین ترتیب اقدامات اولیه از آذرماه شروع شد و در بهمن ماه به طور جدی پیگیری گردید. در پایان بهمن ماه این طرح ها آماده بهره برداری شد که در اسفند ماه عمل گردید.

اقدام بسیار مهم دیگر برای بالا بردن توان رزمی، اعزام نیروهای رزمنده بسیج و نیروهای مردمی و حاضر شدن بیشتر مردم در صحنه نبرد بود. بعد از عملیات دی ماه، برای فرماندهان نظامی مشخص گردید که نیروهای موجود توان رزمی کافی برای حمله متقابل در مقیاس وسیع را ندارند. ضمناً با وجود برنامه‌ریزی هایی که برای تشکیل واحدهای جدید در نیروی زمینی ایجاد شد، اجرای این برنامه ها حداقل شش ماه زمان لازم داشت. ضمن اینکه، احضار به خدمت افراد خدمت منقضی و استخدام و تربیت افراد فنی و متخصص و خرید وسایل و تجهیزات مورد نیاز و آموزش و سازمان دهی یگان های جدیدالتأسیس خالی از اشکال نبود و ساده ترین و سریع ترین وسیله برای تقویت قدرت نظامی، فعال تر شدن سپاه پاسداران و بسیج مردمی در مقیاس وسیع تر بود که از بهمن ماه آغاز شد.

 

10- عملیات و حوادث مهم اسفند 1359

در اسفند ماه، حوادث مهم صحنه عملیات خوزستان، اجرای طرح های استفاده از آب رودخانه ها برای آبگرفتگی منطقه و سیل مصنوعی و عملیات رقابیه در منطقه غرب شوش بود. خلاصه برنامه استفاده از آب رودخانه ها در عملیات بهمن ماه بیان شد.

درباره عملیات رقابیه، مشروح جریان این عملیات در کتاب مخصوص بیان شده است. خلاصه جریان عملیات این بود که در اوایل اسفند ماه، امکان هرگونه پیشروی در تمام مناطق نبرد خوزستان شامل آبادان، اهواز، سوسنگرد، دشت آزادگان و دزفول از دشمن سلب گردید و اقدامات سیاسی حکام مزدور عراق نیز برای وادار کردن ایران به قبول آتش بس و مذاکرات سیاسی جهت خاتمه دادن به جنگ با شکست مواجه شد، لذا حاکمان عراق به ارتش آن کشور فشار آوردند که از رکود جبهه های نبرد جلوگیری کنند و نیروهای ایرانی را در مناطق پدافندی تحت فشار قرار دهند. تنها محلی که بدون نیروی مدافع در تمام صحنه عملیات خوزستان وجود داشت، منطقه غرب و جنوب غربی شوش بین رودخانه کرخه در شرق و ارتفاعات میشداغ در غرب بود که این منطقه به عرض قریب 60 کیلومتر و عمق 40 کیلومتر خالي از هرگونه نیروی نظامی بود. واحدهای ارتش متجاوز عراق که در تهاجم اولیه می‌توانستند این منطقه را اشغال کنند، به علت عرض زیاد جبهه و وسعت زیاد منطقه آن را اشغال نکردند. نیروهای ما نیز پس از عقب نشینی به شرق رودخانه کرخه، توانایی کافی برای اعزام نیرو و اشغال و نگهداری آن را نداشتند. ولی عملاً این منطقه در کنترل واحدهای گشتی و شناسایی ما بود و عناصر گشتی لشکر 21 پیاده بدون برخورد به عوامل دشمن به طور متناوب تا دامنه شرقی ارتفاعات میشداغ رفت و آمد می کردند. بالگردهای ما تقریباً هر روز در فضای این منطقه بدون احساس خطر ضد هوایی دشمن پرواز می نمودند.

در اواسط اسفند ماه نیروهای متجاوز تصمیم گرفتند این منطقه را تحت کنترل خود درآورند. به این منظور عناصری از یگان های دشمن از تپه رقابیه (جنوب دوسلک) به سمت کرانه رودخانه کرخه پیشروی کردند و یک واحد هلی برن دشمن نیز واحد گشتی لشکر 21 پیاده را در قسمت جنوب شرقی ارتفاعات میشداغ محاصره کردند. این عملیات تعرضی دشمن سبب شد، تیپ2 زرهی لشکر 16 زرهی که در منطقه دزفول در احتیاط نیروی زمینی بود، در حوالی عبدالخان از رودخانه کرخه بگذرد و نیروهای دشمن را تا تپه رقابیه عقب براند. عملیات تیپ2 لشکر 16 زرهی با پشتیبانی لشکر 21 پیاده با موفقیت انجام شد. عناصر دشمن به مواضع اولیه خود در منطقه رقابیه و دوسلک عقب نشینی کردند. در ضمن تیپ2 زرهی نیز اجباراً در این منطقه درگیر شد و تنها واحد احتیاط نیروی زمینی در صحنه عملیات خوزستان نیز از دسترس خارج گردید.

از حوادث مهم دیگر اسفند ماه، تغییر مکان عناصر باقیمانده لشکر 77 پیاده از مشهد به ماهشهر و انتقال فرماندهی منطقه عملیات ماهشهر آبادان از فرماندهی اروند به لشکر 77 پیاده بود که از روزهای آغاز جنگ مورد نظر فرمانده نیروی زمینی بود.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده