معرفی کتاب
«خاطرات رزمی» عنوان کتابی است که اخیراً به سفارش هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی، توسط سرتیپ2 پیاده علی رزمی به رشته تحریر درآمده است. این کتاب 272 صفحه ای که در شمارگان دو هزار نسخه توسط انتشارات ایران سبز منتشر گردیده، مشتمل بر زندگانی نویسنده این کتاب، در هشتاد سال گذشته می باشد. خواننده ای که بخش زیادی از این هشتاد سال بیان شده را درک ننموده، با خواندن زندگی نامه نویسنده کتاب می فهمد که چه روزگاری را پیشکسوتان ما در لباس نظامی با تعهد به انجام وظیفه شایسته و تحمل بسیاری از سختی ها و ناملایمات فوق العاده برای حفظ این سرزمین و آبروی خدمتی، تلاش طاقت فرسا نموده اند. با خواندن این کتاب و مشابه آن، هر خواننده به طور غیر مستقیم متوجه رمز ماندگاری این کشور در طول تاریخ نیز می شود.

کتاب « خاطرات رزمی» با دو قیمت 12 هزار تومان «جلد نرم» و 14 هزار تومان «جلد سخت» و از طریق تماس با شماره های زیر قابل دریافت می باشد:

تلفن مرکز پخش: 22488756        نمابر: 22488650

در اینجا به تعدادی از عناوین مشروح در کتاب اشاره می کنیم:

کودکی تا ورود به ارتش

انتقال به هنگ خرم آباد

انتقال به سررشته داری کرمانشاه

انتقال به لشکر تهران

فرماندهی پادگان بانه

مجروح شدن ستوان یکم ناصر آراسته

ساخت پمپ بنزین در پادگان

حفر تونل به سمت کانال هندلی

عملیات فتح المبین، بیت المقدس، رمضان و …

مشکلات و شرایط جزیره مجنون

حضور جناب سرهنگ صیاد شیرازی در جزیره

انتصاب به فرماندهی لشکر 21 حمزه

و…

 

در بخشی از این کتاب می خوانیم:

… یک گروه ارتشی، مثلاً 11 نفر کمین گذاشته بود. یک نفر از این گروه سرباز رشتی کوچکی بود. قد بچه 12-10 ساله، ولی 19-18 سالش بود. او هم جزو کمینی ها بود. گشتی رزمی کماندوهای عراقی حرکت می کنند که به داخل خط مقدم بروند، گردان 131 تیپ1 لشکر21 حمزه، گروه کمین خوشدل، جلویشان را می گیرند و همه فرار می کنند. ولی یکی که کماندو قد بلند و گردن کلفتی بود، فرار نمی کند و می خواست رد بشود. این سرباز ها که کمین می ایستند، دوتا دوتا می ایستند. این سرباز کوچک می بیند که یک آدم گنده گردن کلفت، در تاریکی مشخص نیست که کیست و کجایی هست، از جلویش رد شد، خوب نگاه می کند، می بیند عراقی است. بدو می رود و پاهای او را بغل می کند؛ حتی دو پایش را هم نمی توانست بغل کند، جیغ و داد می کند: آی عراقی، آی دشمن! دیگر سربازان کمین به کمکش می آیند و سایر گشتی های عراقی که همه کماندو بودند، فرار می کنند و در تاریکی شب به طرف واحد های عراق می دوند و با وجود تیراندازی کمین های خودی احتمالاً چند نفر از عراقی ها زخمی شده بودند، ولی بالأخره فرار کرده بودند و گشتی های خودی کماندوی عراق را گرفته بودند…

امید است هم وطنان ما، به ویژه نسل جوان کشور، این کتاب و مشابه آن را با حوصله و دقت لازم بخوانند و به عظمت این کشور، تاریخ آن و تلاش ها و مجاهدت های فرزندان غیرتمند آن، برای ساختن آینده ای بهتر پی ببرند.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده