عملیات نصر؛ جنگی نابرابر
بخش دوم: اجرا و هدايت عمليات نصر در ساعت 10:00 روز 15 ديماه 1359، تك لشكر 16 زرهي به مواضع دشمن آغاز شد و رزمندگان اين لشكر با روحيه فوقالعاده بالا، در منطقه مربوط به دشمن حملهور شدند. تيپ3 لشكر با عبور از خط تيپ2 لشكر 92 كه در جنوب جاده حميديه - سوسنگرد گسترش داشت، به سمت رودخانه کرخه کور پيشروي و در ساعت 10:25 با متجاوز درگير گرديد. همانگونه كه پيشبيني ميگرديد، نيروهاي دشمن كه انتظار تك در ساعت 10:00 را نداشتند، كاملاً غافلگير شده و سراسيمه شروع به فرار نمودند و آثار شكست در آنها آشكار گرديد. تعدادي از آنها در حالي كه لباس نظامي خود را بر تن نداشتند و با لباس زير در حال استراحت بودند، به اسارت درآمدند.

سرعت پيشروي لشكر 16 زرهي غير قابل تصور و غافلگيرانه بود، به نحوي كه در همان ساعت اول تك، نيروهاي دشمن در شمال کرخه کور، توسط تيپ3 منهدم شده، يا عقب‌نشيني كرده و يا به اسارت در آمدند.

هم‌زمان در كرانه جنوبي كرخه كور، تيپ1 زرهي به سمت شرق به حركت درآمد. عليرغم باز شدن آتش سنگين توپخانه دشمن به روي اين تيپ، تيپ1 بدون توجه به آن به پيشروي خود ادامه داد و ساعت 11:27 به آبادي ابوسعيد و در كمتر از 20 دقيقه بعد عناصر آن به آبادي قيصريه رسيده و در خط تيپ3 زرهي قرار گرفتند. در نتيجه دو تيپ لشكر 16 زرهي در شمال و جنوب کرخه کور در خط هم قرار گرفتند.

يك گروه رزمي از لشكر 92 شامل گردان283 سوار زرهي با استفاده از پل پي. ام. پي نصب شده روي رودخانه كارون در منطقه فارسيات، از اين رودخانه عبور كرده و در كرانه غربي اقدام به پيشروي نمود. گروه رزمي ديگري هم از تيپ يكم آن لشكر از محور مليحان، عباديه پيشروي خودي را آغاز نمود. ولي اندك زماني بعد كه تانك‌هاي جلودار گروه رزمي به تيررس موشك‌هاي ضد تانك دشمن (از نوع ماليوتكا) رسيدند، دشمن بر روي آنها آتش گشود و تعدادي از تانك‌ها مورد اصابت قرار گرفتند. گردان سوار زرهي لشكر هم كه از كارون عبور نموده بود، در مواجهه با آتش دشمن به ويژه آتش‌هاي ضد زره متوقف گرديد.

هر چند حركت و عمليات گروه رزمي و تيپ يكم زرهي لشكر92 در همان آغاز عمليات متوقف شد، ولي با عبور از كارون و استقرار در كرانه غربي آن، جناح شرقي لشكر5 مكانيزه عراق را مورد تهديد قرار داد و بدين‌وسيله از به كارگيري نيروهاي اين لشكر و به خصوص احتياط آن در منطقه كرخه كور موقتاً ممانعت به عمل آورد.

در منطقه كرخه كور، نيروهاي دشمن اقدام به مقاومت‌هايي در مقابل تيپ3 زرهي لشكر16 نمودند، ولي مقاومت‌هاي مزبور به سرعت درهم شكسته شد و نهايتاً تيپ3 زرهي با انهدام و به عقب راندن نيروهاي مقاومت كننده دشمن، در ساعت 12:27 با استفاده از پل احداثي دشمن روي كرخه كور از آن عبور كرده و عناصري از اين تيپ به كرانه جنوبي رودخانه مزبور وارد ‌شدند و تا ساعت 14:00 عناصر خط مقدم دشمن كه شامل يگان‌هاي تيپ 43 لشكر 9 زرهي عراق بودند، به وسيله تيپ3 تارومار و حدود 700 نفر از آنان اسیر شدند. هم‌چنين تجهيزات فراواني از جمله تانك و نفربر و توپ و خودرو به دست سربازان ايراني افتاد، اما تخليه اسرا و وسايل اغتنامي به علت كمبود وسايل و امكانات با مشكلات مواجه شد.

در ساعت 14:00 تيپ1 لشكر 16 زرهي مورد تك واحد زرهي دشمن قرار گرفت و قرارگاه هدايت كننده عمليات، به لشكر 16 زرهي دستور داد نسبت به تأمين جناح جنوبي و غربي خود (منطقه عقب لشكر از سمت رودخانه نيسان و مالكيه) توجه نمايد و لذا با استفاده از سپاه پاسداران و گردان سوار زرهي لشكر 16 و يك گروه رزمي از تيپ 2 لشكر 92 زرهي، نسبت به تأمين جناح اقدام نمود.

تيپ‌هاي 1و 3 زرهي لشكر 16 در ادامه پيشروي خود به مواضع توپخانه سنگين دشمن رسيده و آنها را به غنيمت گرفتند. اين موفقيت درخشان كه در مدت تقريباً شش ساعت نصيب لشكر 16 زرهي گرديد، از نخستين و درخشان‌ترين  موفقيت‌هاي ارتش جمهوري اسلامي در يك عمليات آفندي در هشت سال دفاع مقدس محسوب شده و كارائي يگان زرهي را در جنگ نشان ‌داد كه متأسفانه به علت نتيجه نهايي عمليات، مغفول مانده است.

عناصر گروه جنگ‌هاي نامنظم دكتر چمران (شهيد) كه در محور طراح – فرسيه عمل مي‌كردند، پس از عبور از كرخه كور و نفوذ در مواضع دشمن به سمت كوهه پيشروي كردند، ولي زير آتش توپخانه و تير مستقيم دشمن قرار گرفته و تعدادي از رزمندگان دلاور اين گروه شهيد و مجروح شده و افراد باقي مانده به شمال كرخه كور عقب‌نشيني كردند. براي جلوگيري از تعقيب آنان توسط دشمن، به لشكر 92 دستور داده شد تا گروهان مكانيزه مستقر در جاده حميديه – طراح را تقويت و از پيشروي احتمالي دشمن از اين محور به سمت حميديه جلوگيري نمايد.

در ساعت 16:00 روز 15 دي‌ماه، مرحله اول عمليات با موفقيت به پايان رسيد و به يگان‌هاي تك كننده دستور داده شد، در محل فعلي خود متوقف شده و حالت پدافند دورادور اتخاذ نمايند. در اين مرحله تيپ1 زرهي حدود پنج كيلومتر جلوتر از آبادي حاجي بدر و تيپ3 در حوالي آبادي قيصريه مستقر شده بودند.

در اين روز اگر چه عناصر لشكر92 زرهي در غرب رودخانه كارون در اثر مقاومت و آتش دشمن متوقف شده بود، ولي دشمن هم هيچ  اقدامي براي از بين بردن سر پل اين يگان‌ها در غرب كارون به عمل نياورد.

روز دوم نبرد (16/10/1359)

در بامداد 16 دي‌ماه، لشکر 16 زرهي آماده پيشروي به سمت شرق گرديد. بر اساس گزارش‌هاي خلباناني که بر فراز منطقه پرواز مي‌کردند، نيروهاي زيادي از دشمن در جناح جنوبي لشکر متمرکز شده بودند. لذا لشکر 16 که در زمين کاملاً بازي قرار داشت، از عقبه و جناح راست خود به شدت آسيب پذير به نظر مي‌رسيد.

در حالي‌که لشکر به سمت شرق آماده پيشروي شده بود، ناگهان در ساعت 09:50 تک چند جانبه دشمن از جنوب و شرق به يگان‌هاي لشکر آغاز شد. به خصوص تيپ يكم كه در واقع در جناح راست لشكر عمل مي‌کرد، مورد فشار سنگين دشمن قرار گرفت. پيشروي لشکر 16 زرهي ابتدا کند و سپس متوقف شد و لشکر ناگزير از پدافند در مقابل پاتک دشمن گرديد.

در ساعت 11:00، يگان‌هاي لشکر به شدت زير آتش‌هاي سنگين توپخانه، تانک و هوايي دشمن قرار گرفتند و از منطقه غرب سوسنگرد هم علاوه بر آتش توپخانه دوربرد که عقبه لشکر را هدف قرار داده بود، عده‌هاي دشمن به حرکت در آمدند و به اين ترتيب لشکر از اين سمت هم مورد تهديد قرار گرفت. ولي يگان‌هاي دشمن در ساحل نيسان متوقف شده و پيشروي خود را ادامه ندادند. رزمندگان سپاه پاسداران و گردان 148 پياده در ساحل شرقي رودخانه نيسان مستقر بودند و تهديد دشمن از اين سمت متوقف گرديد، ولي توپخانه دشمن کماکان به اجراي آتش ادامه مي‌داد.

   ساعت 13:00 تک دشمن به تيپ 1 زرهي از سه محور شرقي، جنوبي و غربي آغاز شد و تمامي توان لشکر16 و نيروي هوايي و هوانيروز به منظور خنثي کردن تک دشمن به کار گرفته شد، اما به هر حال در ساعت 1400 نيروهاي دشمن به فاصله هزار متري محل استقرار تيپ و به تيررس سلاح‌هاي ضد تانک رسيدند و شديدترين جنگ تانک‌ها که در طول هشت سال دفاع مقدس نظير آن تکرار نشد، بين لشکر 16 زرهي و لشکر 9 زرهي دشمن در گرفت. در اين نبرد، دشمن از امتياز داشتن موشک‌اندازهاي ضد تانک ماليوتکا با پايه زميني و سوار بر نفربر زرهي برخوردار بود.

ساعت 15:00 فشار دشمن به تيپ يکم به اوج خود رسيد و يک واحد دشمن از سمت عقب به تيپ يکم تک کرد كه با کمک هوانيروز اين تک خنثي شد و تيپ يکم دلاورانه به مقاومت ادامه داد. لشکر 16 زرهي عناصري از تيپ 2 لشکر 92 زرهي و تيپ 3 خود را به کمک تيپ يکم اعزام کرد تا آن تيپ را از انهدام کامل برهاند. اگرچه فرمانده لشکر 16 به تيپ يکم اجازه داد تا يک خيز عقب‌نشيني کند، ولي فرمانده تيپ به فرمانده لشکر اطلاع داد به علت درگيري بسيار شديد عقب‌نشيني مقدور نيست. (درگيري قطعي)

تمام امکانات توپخانه و هوانيروز و نيروي هوايي در منطقه براي پشتيباني و حمايت از لشکر در اين عمليات به کار گرفته شد. با فرا رسيدن شب، جبهه نسبتاً آرام شد و تيپ1 افراد پراکنده را جمع‌آوري و به حوالي هويزه اعزام و شهدا و مجروحين را تخليه كرده و در حد مقدور تجديد سازمان نمود و از لحاظ مهمات نيز تجديد تدارک شد. در شب هفدهم دي‌ماه، دشمن واحدهاي جديدي وارد منطقه و حداکثر توان خود را براي انهدام لشکر 16 آماده کرد.

 روز سوم نبرد(17 دي 1359)

در ساعت 9:00 روز 17 دي‌ماه، نيروهاي دشمن با پشتيباني بسيار سنگيني از آتش توپخانه و هوايي به سمت مواضع لشکر 16 به حرکت درآمدند و فشار دشمن از جنوب و شرق روي تيپ 3 متمرکز گرديد. آتش مؤثر هوانيروز و توپخانه‌هاي خودي فشار دشمن را خنثي کرد. روحيه فرماندهان و رزمندگان با وجود بيش از 48 ساعت تلاش توان فرسا همچنان بالا بود. در ساعت 1000 يک واحد زرهي دشمن از غرب نيسان به سمت آبادي مشرفه به حرکت درآمد و دشمن بار ديگر فعاليت خود را در منطقه غرب سوسنگرد و رودخانه نيسان آغاز کرد و لشکر 16 از عقب مورد تهديد و فشار قرار گرفت.

لشکر 16 براي مقابله با اين تهديد، گردان 148 پياده را به آبادي مشرفه اعزام کرد و با همکاري رزمندگان سپاه مانع از عبور نيروهاي دشمن از اين رودخانه شد و تهديد دشمن از اين سمت موقتاً خنثي شد.

بعد از ساعت 13:00 بار ديگر فعاليت دشمن در غرب رودخانه نيسان تجديد شد و فشار شديدي را بر نيروهاي پدافندي خودي وارد آوردند و حتي عناصري از دشمن موفق به عبور از رودخانه نيسان در عقبه لشکر 16 شدند. هم زمان، فشار دشمن از جنوب به تيپ 3 زرهي لشکر 16 نيز تشديد شد. شش فروند بالگرد و چهارفروند هواپيما به ياري لشکر 16 شتافتند و تلاش های زميني و هوايي دشمن نيز به اوج خود رسيد. قرارگاه لشکر را بمباران نمودند و يک واحد تک‌ور دشمن از سمت جنوب به 9 کيلومتري جنوب هويزه رسيد. با آغاز تاريکي شب، آرامش نسبي بر ميدان نبرد حکم‌فرما گرديد. اگرچه، توپخانه‌هاي طرفين هم‌چنان به آتشباري خود ادامه مي‌دادند. قرارگاه مقدم نيروي زميني به لشکر 16 دستور داد به شمال کرخه کور تغيير موضع دهد.

روز چهارم نبرد (18 دي 1359)

با آغاز روشنايي روز 18 دي‌ماه، دشمن مجدداً تک خود را آغاز کرد و در ساعت 7:30، عناصري از دشمن به کرانه جنوبي کرخه کور نزديک شدند و تانک‌هاي دشمن به فاصله 150 متري مواضع تيپ3 رسيدند. عليرغم خطراتي که ممکن بود براي نيروهاي خودي نيز در بر داشته باشد، فرمانده لشکر به توپخانه دستور داد در برد کوتاهتر تيراندازي نمايند. نيروي هوايي و هوانيروز نيز مواضع دشمن را مورد اصابت قرار دادند، ولي فشار دشمن همچنان ادامه يافت و پوشش پهلوي شرقي اين تيپ که به يک گروهان سوار زرهي و رزمندگاني از سپاه واگذار شده بود، در هم شکست. فشار از سمت جنوب شرقي روي تيپ3 طاقت فرسا بود. فرمانده تيپ (سرهنگ زرهي ستاد محمد جوادي) در پيامي به فرمانده لشکر اعلام داشت؛ تا آخرين قطره خون مقاومت خواهيم کرد.

زير فشار کمرشکن دشمن، لشکر با تحمل تلفات و خسارت سنگين با عمليات تأخيري به کرانه شمالي رودخانه کرخه کور تغيير موضع داد و از ساعت 10:30، نيروهاي متجاوز سعي کردند؛ نيروهاي ايراني باقي مانده در جنوب کرخه کور را به عقب برانند يا منهدم سازند. به علت تلفات زياد، هيچ نيرويي براي تقويت يگان‌ها وجود نداشت و لشکر در معرض انهدام کامل قرار گرفته بود. عناصر باقيمانده در جنوب  کرخه کور به سختي با دشمن درگير بودند و يگان‌هاي لشکر که اغلب وسايل و تجهيزات زرهي خود را از دست داده بودند، به صورت پياده نظام در مقابل دشمن دفاع مي‌کردند. فرمانده تيپ3، به تنهايي در کنار پل کرخه کور باقي مانده بود و شخصاً با آر پي جي به تانک‌هاي دشمن شليک مي‌کرد و به عقب نمي‌آمد و اعلام کرد: «من تا آخرين لحظه مقاومت مي‌کنم. اين وطن من است و من آن را دوست دارم». سرانجام فرمانده لشکر با اعزام معاون لشکر به اصرار، نامبرده را عقب کشيدند و به ساير عناصر تيپ ملحق شد.

با توجه به فشار مداوم دشمن روي تيپ هاي 1و3 و وارد شدن عناصري از دشمن به کرانه شمالي کرخه کور، اين نگراني به وجود آمد که در صورت ادامه اين وضعيت، امكان زيادي دارد كه جاده حميديه – سوسنگرد، مورد تهديد دشمن قرار گرفته و شهرهاي حميديه و سوسنگرد نيز سقوط نمايند.

خلاصه اينکه در پايان روز 18 دي‌ماه، بعد از چهار روز نبرد بسيار سخت و توان فرسا و نامتعادل، وضعيت منطقه نبرد حميديه ـ سوسنگرد به شرايط قبل از آغاز اين عمليات برگشت و تلاش رزمندگان لشکر16 زرهي که روز اول نبرد با موفقيت بسيار درخشاني توأم بود، به نتيجه مطلوب نرسيد. اين لشکر با تحمل تلفاتي سنگين مجبور به عقب‌نشيني به مواضع پدافندي اوليه خود قبل از عمليات نصر گرديد

روز پنجم نبرد(19/10/1359)

در اين روز، دشمن از هرگونه عمليات آفندي خودداري کرد و اين فرصتي بود که با استفاده از آن، لشکر16 زرهي مواضع پدافندي خود را در جنوب جاده حميديه-سوسنگرد تحکيم نمايد. پروازهاي شناسايي بالگردهاي خودي نشان داد؛ دشمن در مواضعي که قبل از عمليات نصر در شمال کرخه کور داشت، مستقر شده است. قبل از اين عمليات، شهر هويزه در کنترل نيروهاي ايراني بود و حدود 50 نفر از رزمندگان پاسدار و بسيجي در آن مستقر بودند. اكنون، با توجه به شرايطي که به وجود آمده بود، امکان باقي گذاشتن رزمندگان خودي در آنجا نبود. لذا الزاماً اين شهر را تخليه کردند و عراقي‌ها که قبلاً تمايلي براي اشغال هويزه از خود نشان نداده بودند، اين بار با استفاده از وضعيت، آن را اشغال کرده و در واقع مناطق عملياتي سپاه 2و 3 خود را در غرب سوسنگرد به هم متصل کردند.

در روزهاي 20، 21، 22 دي‌ماه، دشمن تلاش‌هايي را براي تحت فشار قرار دادن نيروهاي ما در اين منطقه به کار برد و احتمالاً قصد اشغال مجدد سوسنگرد را داشت که به هرحال با تلاش عناصر باقيمانده از لشکر 16، هوانيروز، نيروي هوايي و توپخانه‌ها، تلاش‌هاي دشمن خنثي گرديد. در واقع، مي‌توان گفت؛ عمليات نصر در همان روز 20/10/59 به پايان خود رسيده بود. در عمليات نصر به نيروهاي دشمن تلفات، ضايعات و خسارات سنگيني وارد شد و حدود 820 نفر از آنان به اسارت در آمدند. تلفات و خسارات لشکر 16 عبارت بود از 97 شهيد، 396 زخمي ،70 مفقود و انهدام 120 دستگاه تانک و نفربر.

در هنگام اجرا و هدايت اين عمليات، ابولحسن بني صدر رئيس جمهور وقت و فرماندهي کل نيروهاي مسلح و فرمانده جنگ، حضرت آيت الله خامنه‌اي نماينده امام (ره) در شوراي عالي دفاع، دکتر مصطفي چمران (وزير دفاع وقت و فرمانده گروه جنگ‌هاي نامنظم)، امير سرلشکر شهيد ولي الله فلاحي جانشين رياست ستاد مشترک و برادر علي شمخاني (امير دريابان فعلي) فرمانده سپاه پاسداران خوزستان در قرارگاه عملياتي مقدم نيروي زميني حضور داشته و بر اجرا و هدايت عمليات نظارت مي‌نمودند.

توضيح:

در عمليات نصر،‌ سرتيپ (سرلشكر شهيد) ولي‌الله فلاحي جانشين رياست ستاد ارتش،‌ سرتيپ (زنده ياد سرلشكر) قاسمعلي ظهير‌نژاد فرمانده نيروي زميني، سرهنگ زرهي ستاد (بازنشسته) سيد يعقوب حسيني معاون عملياتي فرمانده نيروي زميني، سرهنگ زرهي ستاد (سرتيپ بازنشسته) سيروس لطفي فرمانده لشكر 16 زرهي قزوين، سرهنگ زرهي ستاد (سرلشكر شهيد) مسعود منفرد نياكي فرمانده لشكر 92 زرهي خوزستان، سرهنگ زرهي ستاد (سرتيپ2 بازنشسته) محمد جوادي فرمانده تيپ 3 لشكر 16 و سرهنگ زرهي ستاد (سرتيپ 2 بازنشسته) ايرج جمشيدي فرمانده تيپ يكم زرهي لشكر 16 بودند. لازم به توضيح است كه به علت بستري بودن فرمانده تيپ اخير در بيمارستان به علت ضربه مغزي، هدايت عمليات اين تيپ در عمليات نصر را جانشين نامبرده سرهنگ زرهي ستاد (سرتيپ2 بازنشسته) علي رادفر عهده‌دار بود. فرمانده تيپ 2 لشكر 92 زرهي هم سرهنگ زرهي ستاد (سرتيپ2 بازنشسته) زنده ياد امرالله شهبازي  بود.

بخش سوم: نتيجه گيري

1- بررسي عمليات نصر از طرح‌ريزي تا اجرا، به روشني مبين اين نكته است كه اگر روش‌هاي مدون رزمي (كلاسيك) به طور ناقص و بر مبناي احساسات و هيجان و عجله، نه بر اساس اطلاعات و برآورد دقيق توانايي‌ها و امكانات دشمن و بدون در نظر گرفتن وضعيت و توان رزمي خودي، طرح‌ريزي و اجرا گردد، محكوم به شكست قطعي است و هر روش ديگري هم از اين امر مستثني نيست. ناديده گرفتن و زير پا نهادن اصول جنگ، در حقيقت چشم فرو بستن بر تجارب ارزنده‌اي است كه براي كسب موفقيت در عمليات بايستي رعايت شوند.

عمليات 23 مهرماه لشكر 21 در پاي پل كرخه و عمليات توكل در شرق آبادان همگي سرگذشتي مشابه با عمليات نصر دارند كه همانا نتيجه تحت تأثير قرار گرفتن فشار افكار عمومي و احساسات، ضعف اطلاعات كافي از دشمن و حقير و ناچيز انگاشتن دشمن بوده است.

تأثير عوامل فوق‌الذكر در طراحي و اجراي عمليات نصر (همانند عمليات لشكر 21 و عمليات توكل)، به خوبي هويدا است. عدم تناسب وسعت منطقه عمليات و اهداف در نظر گرفته شده با نيرو، امكانات و توانايي‌هاي خودي كه ناشي از خوش‌بيني زياد و ناديده انگاشتن مقدورات و توانايي‌هاي دشمن بود، در عدم كسب موفقيت مورد نظر تأثير داشتند و نبايستي اصول جنگ و قوانين كلاسيك حاكم بر ميدان نبرد را مقصر و يا بيهوده قلمداد كرد.

جالب توجه است كه در همين سال اول جنگ، عمليات‌هاي ديگري هم با شيوه‌هاي كلاسيك اجرا شدند كه با موفقيت توأم بودند. مانند عمليات خوارزم در منطقه ميمك ايلام (20/10/59) و عمليات خيبر و تصرف ارتفاعات الله اكبر در منطقه شمال غرب سوسنگرد (31/1/60) و چندين عمليات آفندي ديگر كه بر مبناي اطلاعات دقيق از دشمن و كاربرد صحيح اصول علمي جنگ طراحي و اجرا شدند.

مروري بر نبردهاي هشت سال دفاع مقدس از آغاز تا پايان به ويژه از سال دوم به بعد، صحت قواعد و نياز و ضرورت به كارگيري روش‌ها و آيين‌هاي كلاسيك را در صحنه جنگ ايران و عراق نشان دادند.

2- عمليات نصر، عليرغم عدم دست‌يابي به اهداف طرح‌ريزي شده، داراي نتايج مثبتي براي اوايل جنگ و خاص دوراني است كه با وجود نابرابري و عدم تعادل توان رزمي، ارتش جمهوري اسلامي ايران با نهايت اخلاص و ايثارگري و شهامت و اطاعت از خواست فرماندهان خود، عزم و اراده خود را در پايداري در مقابل تجاوز نشان داده و توانست به خوبي به متجاوز تفهيم نمايد كه تنها به پدافند بسنده نخواهد كرد و در هر فرصتي بر خصم يورش خواهد آورد.

به طور كلي عمليات از نوع تك لشكر 21 پياده در پاي پل كرخه، عمليات نصر و عمليات توكل عليرغم ناكامي نهائي، دشمن را ناگزير ساخت كه در پشت خاكريزهاي بلند، ماشين جنگي خود را متوقف و به حال انفعال درآورد و به انگيزه دفاع و توانايي‌هاي نیروهای مسلح  جمهوري اسلامي ايران پي برد و ناگزير از اهداف نظامي در عمق بيشتر چشم بپوشد.

منبع: عملیات نصر، حسینی، سید یعقوب،1393، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده