خاطرات امیر سرتیپ دوم زوالت
بخش سوم: ضربت ذوالفقار و تصرف ارتفاع قاطر سوخته شروع تیراندازی نیروی های خودی، آن چنان دشمن را غافلگیر کرد که نتوانست عکس العملی نشان دهد، بعد از اجرای تیراندازی با تیر مستقیم خودی به مدت 5 دقیقه، آتش های شدید و متمرکز توپخانه و خمپاره انداز های 120 م م و 81 م م که حالت آتش تهیه را داشتند، تمام ارتفاع قاطر سوخته را زیر آتش گرفت. به طوری که تعدادی از سنگر ها و محل های مهمات دشمن به شدت آتش گرفتند. دشمن که کاملا غافگیر شده بود، به صورت پراکنده، و بی هدف به سمت مواضع نیروهای خودی تیر اندازی می کردند که موثر نبودند، با دوربین دید در شب، فرار و عقب نشینی اکثر نیروهای عراقی به سمت غرب و مواضع نیروهای عراقی کاملاً دیده می شد.

پس از شناسایی های تکمیلی، که حدود ده روز طول کشید، فرمانده تیم عملیاتی ب نوهد منطقه میمک، به قرارگاه گردان مراجعه کرده و به صورت حضوری اطلاعات تازه و دقیقی را ارائه داد که خیلی جالب و مفید بود، به این صورت که با دوربین های دید در شب، از سنگرهای عراقی در ضد شیبِ ارتفاعِ «قاطر سوخته» به صورت مداوم مراقبت و مشاهده می‌کردند. در حدود ساعت 11 شب می بینند که از هر سنگر اجتماعی دو تا سه نفر بیرون میایند و پس از تجمع و صحبت های فرمانده، با آرایش گشتی که تعداد آن ها معمولا بین هفت تا 9 نفر بوده، شروع به حرکت به سمت شرق و نیروهای خودی می کردند. ضمناً، فرمانده تیم اضافه کرده که جهت دیدن این وضعیت و دیدن آن ها باید به روی بال غربی میمک به سمت غرب پیش برویم. در آن محل تعداد سه عدد سنگر تعجیلی کنده ایم برای برخورد احتمالی با دشمن و از آن محل با زاویه45 درجه شمال غربی و فاصله 300 متری سنگرهای عراقی قرار دارد. با توجه به اهمیت موضوع، سریعاً به صورت کتبی به رکن 2 و 3 تیپ گزارش کردیم و حضوراً وضعیت موجود دشمن و نحوه کسب این اطلاعات از ارتفاع «قاطر سوخته» را تشریح کردیم و اضافه نمودم. امشب شخصا با تیم گشتی به جلو می روم و دقیقا وضعیت دشمن را در قاطر سوخته با ذکر توانایی ها و نقاط ضعف دشمن را مشاهده و همراه با پیشنهادات مرتبط ارائه خواهم نمود. فرمانده تیپ ضمن پذیرش پیشنهاد اینجانب، تاکید کرد با توجه به این که به عقبه دشمن میروید، باید خیلی مواظب باشید.

  پیش بینی ها و هماهنگی های لازم از قبیل هماهنگی عبور از خطوط پدافندی، و آمادگی اجرای آتش های پشتیبانی در صورت درگیری احتمالی را با دشمن با مبادی مربوط به عمل آوردیم و آماده شدیم، ضمناً یک عدد دوربین مخصوص توپخانه به نام دوربین خرگوشی از توپخانه کمک مستقیم تیپ 1 به امانت گرفتم تا بتوانیم شناسائی و دیده بانی بهتری را انجام دهم، دوربین خرگوشی از دو لوله دید عمود بر هم تشکیل شده، لوله چشمی جهت دیدن روی لوله عمودی و عدسی دید آن در لوله افقی است، لذا می توان بدون این که دیده بان در سطح زمین قرار گیرد از داخل سنگر و یا حفره و گودی بدون دیده شدن فقط لوله عمودی به سمت دشمن نشانه روی می شوند، که دو حُسن مهم دارد؛ اول این که تامین و حفاظت نفر بهتر و بیشتر فراهم می گردد ( عدم نیاز به جا به جا شدن و یا دیده شدن توسط دشمن، دوم این که با آرامش و اطمینان بیشتری می شود شناسائی و دیده‌بانی کرد. کلیه پیش بینی های لازم به عمل آمده و منتظر بودیم که هنگام غروب به میمک برویم. بعد از ظهر همان روز حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا احمد زمانی رئیس عقیدتی سیاسی تیپ 23 نوهد که جهت سرکشی پرسنل گردان به منطقه آمده بود، به قرارگاه گردان 154 آمد و پس از صحبت های اولیه و توجیه مختصر ایشان، موضوع گشتی شناسائی تکمیلی از ارتفاع قاطر سوخته که امشب اجرا می شود را به ایشان توضیح دادم که حاج آقا زمانی درخواست نمود که او هم همراه ما بیاید، مخالفت کردم و گفتم، اولا از نظر عملیاتی نیازی به آمدن شما نیست، ضمن این که ممکن است مشکلی پیش بیاید، حاج آقا زمانی مصّرانه درخواست نمود که داوطلب هست و می خواهد که در گشتی مذکور شرکت نماید و این فرصت را از دست ندهد، من هم وقتی علاقه و اصرار ایشان را برای همراه شدن با ما دیدم، قبول کردم و لذا یک دست لباس نظامی و سلاح و تجهیزات انفرادی به ایشان دادم، گرچه آمدن ایشان با ما برای اعضای گشتی مورد بحث و سایر پرسنل گردان به نوعی روحیه بود. ساعت 9 شب از میمک حرکت را آغاز کردیم، با حاج آقا احمد زمانی تعداد اعضای تیم گشتی به هفت نفر رسید. ساعت 10 شب به محل مورد نظر، یعنی سه عدد سنگر تعجیلی که روی یال منشعب از میمک و در فاصله 300 متری جنوب غربی موضع دشمن در قاطر سوخته بود، رسیدیم. نفرات در داخل سنگرها موضع گرفتند و در سنگر مخصوص دیده بانی که بزرگتر و مناسب برای استفاده از دوربین خرگوشی بود، من و فرمانده تیم نیروهای مخصوص و حاج آقا زمانی مستقر شدیم.

  یکی از اصول اساسی و حیاتی دیده بانی و کنترل، عبارتست از استمرار و مداومت دیده بانی، نباید حتی یک لحظه دیده بانی قطع شود. در دیده بانی های مهم که نتیجه دقت آن تأثیر قاطع در عملیات دارد، باید حداقل دو نفر و در کنار هم بر روی یک هدف دیده بانی کنند، به طوری که هر وقت یکی از آن ها خسته شود، نفر دیگر که در جوارش قرار گرفته باید بلا فاصله دیده بانی را ادامه دهد تا یک دقیقه هم توقف در دیده بانی به وجود نیاید، چون ممکن هست که چه بسا همان اطلاعات یا مورد خاصی که دنبالش هستیم در همان یک دقیقه توقف دیده بانی اتفاق بیافتد که در آن صورت هرگونه برداشت، تجزیه و تحلیل و در نتیجه در عملیات تأثیر منفی خواهد داشت. از ساعت 10 شب، دیده بانی را شروع کردیم و من اولین نفر بودم که حدود 15 دقیقه تمام مشغول دیده بانی بودم و سپس به فرمانده تیم دیده بانی را ادامه داد، او هم 15 دقیقه و به این ترتیب هر 15 دقیقه یکی از ما دیده بانی را انجام می دادیم که مبادا کوچکترین حرکتی از دشمن را متوجه نشویم، با توجه به این که دوربین های مورد بحث، دید در شب هم هستند، به طور کامل سنگرهای اجتمائی دشمن که روی شیب اولیه یال قاطر سوخته به طرف غرب ( عراق ) واقع بودند، کاملاً مشخص بود و به خوبی مشاهده می شد، اما به نظر می رسید که پایگاه و سنگرهای مورد بحث به علت عدم وجود نیرو و عدم تحرک، متروکه می باشد. کماکان دیده بانی پیوسته را ادامه می دادیم. ساعت 11 شب بود و من در حین دیده بانی، ناگهان متوجه شدم که از سنگرهای اجتماعی یکی یکی سربازان عراقی ها بیرون می آیند و یک نفر شان که به نظر می رسید فرمانده آن ها باشد، نفرات را در یک نقطه جمع کرد و با آنها به مدت 10 دقیقه صحبت کرد، اکنون نفرات دشمن که به حدود 15 نفر رسیده بودند، به دو گروه تقسیم شدند ( ضمناً، در این مقطع برای مدت کوتاهی حاج آقا زمانی و فرمانده تیم الف نوهد وضعیت و نیروهای عراقی را از دوربین مشاهده کردند). هر گروه که در واقع گشتی بودند در دو جهت مخالف، یکی سمت شرق ( نیروهای مستقر در میمک ) و گروه دوم به سمت غرب و به سمت خاک عراق با آرایش ستون حرکت کردند و دو نفر هم به عنوان نگهبان در پایگاهشان نگهبانی می دادند.

   بعد از اعزام گشتی های دشمن، همچنان دیده بانی را ادامه دادیم، وضعیت بدون تغییر بود تا این که 4 صبح، گشتی که به سمت یگان های ما و به طرف بالای میمک رفته بودند، مراجعت کردند و در همان محوطه پایگاه روی زمین نشستند و نیم ساعت بعد هم گشتی که به سمت غرب رفته بود هم، مراجعت کرد و در پایگاه روی زمین نشستند و بعد از حدود 15 دقیقه و صحبت کردن و قبل از ساعت 5 صبح تمام نفرات دشمن به داخل سنگرهای اجتماعی رفتند و هیچکس دیگر در پایگاه دیده نمیشد.کماکان، دیده بانی را ادامه دادیم، هر از گاهی یک نفر از نیروهای دشمن با سرعت از سنگرهای اجتماعی خارج و به سرویس بهداشتی می رفتند و سپس به سرعت به سنگرهای اجتماعی بر می گشتند، و لذا در صورت عدم دیده بانی مستمر و یک نواخت و در واقع در دیده بانی موردی تصور بر این خواهد بود که سنگر ها و پایگاه قاطر سوخته متروکه می باشد، همان طوری که در شناسائی و دیده بانی اولیه تیم عملیاتی نوهد از ارتفاع قاطر سوخته، نتیجه گزارش گشتی، متروکه بودن پایگاه دشمن را در روی قاطر سوخته نشان می داد. در ساعت پنج و نیم صبح به سرعت و به صورت انفرادی از سنگرهای تعجیلی خارج شدیم و قبل از روشن شدن هوا حدود ساعت 6 صبح به میمک مراجعت نمودیم، که به لطف خدا مأموریت با موفقیت انجام گردید.

  نتیجه گشتی شناسائی رزمی را به صورت مشروح و دقیق به رکن 2 و 3 تیپ ارسال نمودیم، حضوراً هم وضعیت گسترش دشمن در قاطر سوخته را گزارش دادیم که؛ به استعداد یک گروهان هست، در طول روز بدون حرکت و در طول شب روی قاطر سوخته با اعزام گشتی های شبانه در واقع تماس را با ما حفظ نموده اند، علاوه بر این که با اعزام گشتی های شبانه منطقه تماس را کنترل می کنند، ثانیاً در طول روز از داخل سنگرهایشان آتش های با سهم منحنی را هم اعم از توپخانه و خمپاره انداز تصحیح می نمایند و ثالثاً، با تماس نزدیک با نیروهای ما در میمک، در صورت کوچکترین تحرک نیروهای ما را کشف و به منظور غافلگیر نشدن نیروهایشان مراتب را به آن ها گزارش می دهند.

  به فرماندهی تیپ پیشنهاد دادم که در اسرع وقت نیروهای دشمن را از ارتفاع قاطر سوخته بیرون کنیم که در این صورت، تاثیر و دقت آتش های دشمن به حداقل می رسد و کنترل و تأمین نیروهای ما بیشتر خواهد شد. همچنین به فرمانده تیپ 1، پیشنهاد دادم که با یک عملیات ضربت که با محوریت گردان ما ( نوهد ) و پشتیبانی آتش توپخانه و آتش های گردان 195 پیاده مکانیزه، قادر خواهیم بود که نیروهای دشمن را از ارتفاع قاطر سوخته به پائین بریزیم. فرمانده تیپ 1 پیشنهاد را پذیرفت و دستورات لازم را به ارکان ستاد تیپ به ویژه به رکن سوم و به یگان های تیپ ابلاغ نمود، قرار شد که اینجانب طرح عملیات و آتش های پشتیبانی را تهیه و برای تصویب ایشان ارائه دهم و تا ایشان دستور اجراء را صادر نمایند.

طرح عملیات از دو طرح مانور و آتش تشکیل میشد به شرح زیر:

  2 تیم ب نوهد، در یال های شمالی و جنوبی ارتفاع قاطر سوخته حداکثر تا ساعت 21:00 مستقر می گردید. (یک تیم ب روی یال شمالی و یک نیم ب روی یال جنوبی ) و یک گروهان هم از گردان 195 پیاده مکانیزه تیپ 1 از روی ارتفاع میمک تا مسافت تقریبی 300 متر به سمت قاطر سوخته (دشمن) حرکت می کنند و در واقع تظاهر به تک می کنند و آماده خواهند بود که به عنوان احتیاط در صورت نیاز وارد عمل شوند، مرحله اول مانور عبارت بود از؛ اجرای آتش پر حجم و سنگین کلیه جنگ افزارهای تیم ب نوهد و گروهان احتیاط از قبیل: آر پی جی 7، تیربارها، جنگ افزارهای انفرادی، خمپاره انداز های 60 م م…….به مدت 5 دقیقه، سپس به مدت 5 دقیقه نیز آتش های پشتیبانی سنگین از قبیل توپخانه 105 م م و خمپاره اندازهای 120 و 81 م ) قاطر سوخته را زیر شدید آتشخود قرار می دهند، و پس از خاتمه آتش های پشتیبانی سنگین تیم های ب 1 و ب 3 نوهد از دو جناح به سمت ارتفاع قاطر سوخته حرکت می کنند.

  طرح پیشنهادی مورد تصویب فرماندهی تیپ 1 قرار گرفت و عملیات به نام «ضربت ذوالفقار» نام گذاری گردید.

  هدف از عملیات «ضربت ذوالفقار»، عبارت بود از بیرون راندن نیروهای دشمن مستقر در ارتفاع قاطر سوخته و تخلیه آن به منظور افزایش تامین نیروهای خودی در میمک و کاهش دقت تیر اندازی آتش های سنگین و با سهم تیر منحنی که توسط عناصر دشمن در قاطر سوخته دیده بانی و تصحیح تیر می کردند. به محض تصویب طرح عملیات ضربت ذوالفقار، شناسائی فرماندهان عمل کننده شامل فرماندهان تیم های ب 1 و ب 3 همراه فرماندهان تیم الف آنها، فرمانده گروهان مأمور از گردان 195 ( گروهان احتیاط ) شناسائی های لازم را به عمل آورد.

   شروع عملیات ساعت 2200، تعیین گردید، درست زمانی که گشتی ها دشمن در قاطر سوخته تجمع کرده و در حال توجیه شدن جهت اعزام گشتی بودند و در واقع در آن ساعت تمام نیروهای دشمن در روی هدف هستند و هم در حالت تجمع، که در این صورت در مقابل 10 دقیقه آتش های سنگین و شدید حداکثر تلفات را متحمل می گردند و میمک به طور کامل تحت تصرف و تامین نیروهای خودی قرار می گیرد. با آغاز تاریکی، تیم های ب نوهد (ب 1 و ب 3) و همچنین گروهان احتیاط از گردان 195 به سمت مواضع خود حرکت کردند، به طوری که از ساعت 2100، همه یگان ها در روی مواضع و سنگر های خود مستقر گردیدند. راس ساعت 2200، دو تیم عملیاتی ب نوهد و گروهان احتیاط ( از فاصله بیشتر از تیم از ب )، به صورت هماهنگ و با شدت و قدرت آتش های آرپی جی 7، تیر بارها، خمپاره های 60 م م و….. روی نیروهای عراقی در قاطر سوخته آغاز گردید. ما هم  در دیدگاه گردان نوهد با تیم عملیات و اطلاعات گردان مستقر بودیم. شروع تیراندازی نیروی های خودی، آن چنان دشمن را غافلگیر کرد که نتوانست عکس العملی نشان دهد، بعد از اجرای تیراندازی با تیر مستقیم خودی به مدت 5 دقیقه، آتش های شدید و متمرکز توپخانه و خمپاره انداز های 120 م م و 81 م م که حالت آتش تهیه را داشتند، تمام ارتفاع قاطر سوخته را زیر آتش گرفت. به طوری که تعدادی از سنگر ها و محل های مهمات دشمن به شدت آتش گرفتند. دشمن که کاملا غافگیر شده بود، به صورت پراکنده، و بی هدف به سمت مواضع نیروهای خودی تیر اندازی می کردند که موثر نبودند، با دوربین دید در شب، فرار و عقب نشینی اکثر نیروهای عراقی به سمت غرب و مواضع نیروهای عراقی کاملاً دیده می شد. پس از خاتمه اجرای آتش های توپخانه، تیم های ب1 و ب3 از دو جناح به نیروهای دشمن در پایگاه، قاطر سوخته حمله کردند. با این یورش، اکثریت نیروهای دشمن که در حال مقاومت بودند نیز، به سمت نیروهای خودی فرار کردند و تنها 5 نفر از نیروهای دشمن اقدام به فرار نکردند و تسلیم نیروهای خودی شدند. علاوه بر 5 نفر اسیر، تعداد 6 نفر زخمی و تعداد 10 نفر هم کشته شده بودند. تعداد 18 قبضه تفنگ کلاش و تعدادی تجهیزات انفرادی هم به غنیمت گرفته شد، به این ترتیب ارتفاع قاطر سوخته طی عملیات ضربت ذوالفقار از لوث کثیف دشمن پاکسازی و کنترل و تسلط نیروهای خودی به قله ها و یال های میمک کامل گردید.

 اهم اقدامات انجام شده و نتایج ماموریت های گردان 154 نوهد در منطقه عملیاتی میمک و کنجان چم ایلام

1-آزاد سازی ارتفاع مهم قاطر سوخته از ارتفاعات و یال های میمک طی عملیات محدود ذوالفقار

2-اجرای گشتی های متعدد شناسائی رزمی و شناسایی در سر تا سر خطوط پدافندی

3- انجام عملیات های متعدد تاخت و کمین در مناطق تماس پدافندی با دشمن

4- تقویت خطوط پدافندی تیپ 1 لشکر 81 در ارتفاعات و مواضع مهم و حساس : میمک، کانی سخت، کنجان چم و……

5-مین گذاری های متعدد در محورهای مواصلاتی دشمن (زرباطیه، مندلی مهران )

6- اجرای گشتی های متعدد و بُرد کوتاه شبانه در خطوط تماس به منظور سرقراری تامین بیشتر نیروهای خودی و جلوگیری از غافلگیری

7-کیفیت و کمیت اقدامات رزمی عملیاتی و گردان 154 نوهد با اجرای عAملیات های نامنظم در جهت افزایش و تقویت ماموریت های پدافندی تیپ 1 لشگر 81 در منطقه عملیاتی تحت مسئولیت، مورد تقدیر و تشویق فرمانده تیپ قرار گرفت، که به همین دلیل تعدادی از پرسنل گردان مورد تشویق قرار گرفتند ازجمله اینجانب نیز به یک سال ارشدیت مفتخر گردیدیم.

8-در حالی که به لطف خدا، ماموریت های رزمی گردان به خوبی و با موفقیت کامل ادامه داشت، در اجرای دستور تیپ 23 نوهد مبنی بر خاتمه ماموریت های در منطقه عملیاتی ایلام و حرکت کامل گردان حداکثر ظرف سه روز و حضور در منطقه عملیاتی آبادان، در تاریخ 3/11/60 گردان به صورت کامل از منطقه عملیاتی ایلام به سمت آبادان حرکت کرد.

منبع: مدیریت تاریخ شفاهی، با ویرایش و آماده سازی مدیریت تولید محتوا

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده