خاطرات امیر سرتیپ دوم زوالت
بخش یکم: استقرار گردان 154نوهد در منطقه عملیاتی ایلام از تاریخ 5/2/ 1360الی 25/6/ 1360 گردان 154 نوهد در پی ماموریت واگذاری، به منظور اجرای عملیات رزمی، در منطقه عملیاتی صالح آباد، تحت کنترل عملیاتی تیپ 1 لشکر 81 زرهی کرمانشاه قرار گرفت. محل سرزمینی تیپ 1 لشکر 81 زرهی ( که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به تیپ الله اکبر هم نامیده شد)، در حومه اسلام آباد غرب و محل استقرار آن در پادگان اسلام آباد قرار دارد.

فرمانده تیپ 1زرهی، سرهنگ پیاده اسماعیل سهرابی،  از افسران علاقمند، پر کار و جدی نیروی زمینی ارتش بود که پس از مدتی به سمت فرماندهی لشگر 81 زرهی و نهایتاً به ریاست ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب گردید. منطقه مسئولیت تیپ، از رودخانه چنگلوله (حد جنوبی ) شروع و تا اواسط تنگ بینا ( حد شمالی ) به مسافت تقریبی 56کیلومتر ختم می گردید. تیپ دارای چهار گردان؛گردان های پیاده مکانیزه 195و 123و گردان های زرهی 217و 222بود که به شرح ذیل مستقر و اجرای مأموریت می کردند: گردان 195پیاده مکانیزه به فرماندهی….، از تنگ بینا راست، ارتفاعات میمک تا ابتداء ارتفاعات کانی سخت در تلخ آب،  گردان 123از ابتداء ارتفاعات کانی سخت در شمال تا ارتفاعات سمت چپ تنگ کنجان چم، و در منطقه جنوبی عشایر ملک شاهی،گردان 217تانک به عنوان احتیاط معبر وصولی ( شهرمندلی عراق ، دشت هلاله، سرنی ) مستقر در منطقه پراکندگی سرنی  و گردان 222تانک به فرماندهی سرگرد فیروزی به عنوان احتیاط در معبر وصولی ( مهران ،کنجان چم  به گولان ) و مستقر در منطقه پراکندگی گولان .

       با هماهنگی فرمانده تیپ 1 زرهی، سرهنگ سهرابی، به هر یک از گردان های 195و 123پیاده مکانیزه یک تیم ب نوهد  تحت کنترل عملیاتی قرارداده  شد و یک تیم  عملیاتی  الف  تقویت شده  نیز به منطقه ملک شاهی  و حد جنوبی  تیپ  جهت آموزش و هدایت عشایر ملک شاهی اعزام گردید.

       قرارگاه گردان هم، به عنوان یگان تخصصی و زیر مجموعه عده های تیپ، در مجاورت قرارگاه تیپ1، در قسمت پائین دامنه های غربی کوه نخجیر مستقر گردید. در بالای کوه نخجیر، سایت پدافند هوائی نیروی هوائی ارتش وجود دارد که با توجه به موفقیت و دید کامل آن به کل منطقه مقابل(به سمت غرب و عراق)، بیشترین دید و کنترل را دارد و بهترین محل جهت سایت پدافند هوایی مذکور می باشد.

        به طور کلی، در یک سال اول جنگ، به دلائل متعدد و از همه مهم تر مسئولیت و مشغله های نبرد با دشمن متجاوز، فرصت های لازم جهت اجرای مطلوب و کامل اقدامات عملیاتی و ستادی یگان ها به صورت مطلوب فراهم نمی شد، به همین دلیل بررسی کامل وضعیت یگان های دشمن در منطقه عملیاتی که در تماس با یگان های خودی بودند، مقدور نبود. حتی در بعضی از مناطق، یگان های خودی محل دقیق استقرار،گسترش،توانائی و نقاط ضغف و…یگان های متبوعه خود را هم نمی دانستند.

       شروع کارِ گردان، با شناسائی کامل شامل: موقعیت استقرار، استعداد و نوع یگان، نقاط قوّت و ضعف، محورهای وصولی و نفوذی، منطقه خلاء و باز بین یگان های خط پدافندی و… .در مجموع کلیه عوامل ارتقاء یا کاهش توان رزم یگان های دشمنِ در تماس با تیپ1 الله اکبر را با اعزام گشتی های شناسائی و شناسائی رزمی به مناطق تحت کنترل و جانبی مناطق استقرار دشمن با وسائل و تجهیزات لازم طی مدت تقریبی 15روزه به طور دقیق مشخص، جهت بهره برداری های اطلاعاتی و عملیاتی به رکن 2 و 3 تیپ ارائه نمودیم، که تیپ با توجه به این که نتیجه شناسائی های به عمل آمده دقیق و کامل بود، مراتب رضایت خود را اعلام نمود. شناسایی های به عمل آمده در منطقه مقابل ارتفاعات میمک، دشت هلاله، تنگ بینا، منطقه عمومی زرباطیه و …توسط تیم عملیاتی ب 1نوهد به فرماندهی ستوان یکم محمد هاشمیان که در سال بعد(سال 1361) در عملیات بیت المقدس به فیض شهادت رسید، و منطقه مقابل ارتفاعات کانی سخت، تنگ کنجان چم، منطقه عمومی مهران، به تیم ب2 به فرماندهی ستوان یکم بیژن پارسا واگذار گردیده بود. هم زمان نیز محل استقرار، استعداد، نوع یگان، یگان، معابر وصولی و نفوذی  مناطق باز و آسیب پذیر، مواضع سد کننده، نقاط ضعف و قوت یگان های  تیپ 1 در سر تا سر منطقه  پدافندی تیپ ( 56 کیلومتر ) دقیقا شناسایی و روی نقشه گویا و مراتب به رکن 3 تیپ 1 زرهی نیز منعکس گردید .

          به طور کلی، اقدامات گردان 154 نوهد در منطقه پدافندی تیپ 1 لشکر 81 زرهی شامل: اجرای آموزش های جنگ های نامنظم به ویژه با انواع و اقسام گشتی ها،کمین،گریز و فرار، زنده ماندن و…به یگان های رزمی و پشتیبانی رزمی روزانه به مدت چهارساعت، اجرای گشتی های شناسائی و شناسائی با رزم به صورت مشترک با پرسنل گردان های در خط و با شرکت فرماندهی تیم نوهد در مناطق تحت مسئولیت گردان های در خط تیپ و عشایر ملک شاهی در شمال منطقه چنگلوله و عملیات گشت و گشت زنی به صورت مستقل فقط توسط پرسنل تیم های نوهد( با توجه به مسافت، اهمیت موضوع و مناطق مورد نظر). در گشتی های مشترک علاوه بر اجرای مأموریت های روزانه و لازم، آموزش های عملی آن هم در مناطق عملیاتی و جنگی به پرسنل یگان های در خط تیپ بهتر ارائه می گردید.

       در منطقه ملک شاهی و شمال چنگلوله که تقریباً 125نفر از عشایر ملک شاهی پدافند آن منطقه را به عهده داشتند ( به علت کمبود پرسنل و اهمیت کمتر نسبت به بقیه مناطق پدافندی تیپ نیز علاوه بر آموزش های ضروری نامنظم، به صورت مشترک گشتی های شناسائی و شناسائی رزمی انجام می دادند)، ضمن این که در مقابل آن منطقه، دشمن هم نیروی چندانی مستقر نکرده بود.

         با توجه به فاصله نسبتاً زیاد یگان های دشمن مستقر در منطقه عمومی زرباطیه، توسط گشتی های شناسائی رزمی تیم مربوطه در منطقه میمک(گردان 195)به طور کامل شناسائی و اطلاعات لازم کسب نگردیده بود، لذا یک تیم سه نفره ویژه جهت این گشتی شناسائی رزمی مهم و برد بلند به فرماندهی ستوان دوم مجتبی اصلانی(سرتیپ دوم بازنشسته)که افسر جوان ورزیده ای بود و با عضویت دو نفر درجه دار خیلی ورزیده و خوب به نام های گروهبان دوم محسن قره باغی و گروهبان دوم بهمن قربانی(هر دو بعداً به شهادت رسیدند) و یک نفر بلدچی از اهالی صالح آباد  سازماندهی گردید و جهت اجرای مأموریت آن 48ساعت (رفت و برگشت)زمان در نظر گرفته شد، ضمناً دستورات لازم ابلاغ و توجیهات کامل توسط ارکان 2و 3و در نهایت این جانب به عمل آمد. دستور هم این بود که کل طول شب در حرکت خواهند بود و در طول روز در محل مناسب استراحت کنند. ساعت 2000 تیم مذکور را از آخرین محل تماس با دشمن از جاده متروکه ای که از تنگ بینا به سمت غرب(دشمن)جدا می گردید، اعزام کردیم. با توجه به اهمیت موضوع، شخصاً نیز به علت اجرای پیش بینی ها و آمادگی کامل و دادن روحیه بیشتر به پرسنل گشتی مذکور، شخصاً نیز حرکت از قرارگاه گردان تا نقطه رها سازی و اعزام تیم ها به سمت زرباطیه حضور و نظارت داشتم. ضمن این که با توجه به حساسیت و خطرات موجود، مراتب به رکن 3 تیپ 1گزارش گردید. بعد از 48ساعت که از اعزام گشتی گذشته بود و موقع مراجعت تیم بود، ساعت 2000 به محل اعزام(تنگ بینا)رفتیم و هرچه منتظر ماندیم و صبر کردیم خبری از مراجعت آن ها نبود و هرچه هم توسط بی سیم با آن ها تماس گرفته می شد، پاسخ نمی دادند. به تدریج  نگران شدیم، تا آغاز روشنائی صبح هم منتظر شدیم. امّا خبری از آن ها نشد، که این تأخیر می توانست دلایل متعددی از قبیل؛ به اسارت در آمدن توسط نیروهای عراقی، به شهادت رسیدن و گُم کردن مسیر بازگشت و…داشته باشد. عدم مراجعت به موقع تیم گشتی شناسائی رزمی برد بلند را به تیپ 1 منعکس کردم، ضمناً  به تماس های مستمر و مکرّر یک تیم سه نفره مخابرات که در محل رهائی تیم مستقر شده بود، پاسخ نمی دادند. وضعیت بسیار نگران کننده شده بود، مجدداً ساعت 2000 شب بعد، به محل اعزام آن ها، که حالا آن جا یک چادر گروهی نصب کرده بودیم و محل هدایت اقدامات نجات و زنده ماندن تیم مذکور گردیده بود، رفتیم.

       از آغاز شب، با تماس مکرّر هیچ پاسخی دریافت نکردیم. سریعاً یک تیم پنج نفره نوهد در قالب گشتی امداد و نجات با برد کوتاه به منظور کاوش منطقه از اوائل مسیر رفت که مسیر برگشت هم خواهد بود با برد حداکثر 1500متری اعزام کردیم، که در گزارشات بی سیمی اعلام می کردند که هیچ آثاری از آن ها مشاهده نمی شود. دستور دادم؛ محل امداد و نجات تا یک ساعت قبل از آغاز روشنائی صبح سریعاً منطقه را تخلیه و برگردند، چون منطقه ای که تیم گشتی برد بلند در خاک عراق اعزام شده بود و هم منطقه مأموریت گشتی امداد و نجات منطقه ای نسبتاً باز بود و در صورت دیده شدن در طول روز، به اسارت در آمدن و یا شهادت همگی آن ها قطعی بود. تیم امداد و نجات حدود ساعت 0500 مراجعت کرد، در حالی که هیچ گونه اطلاع، خبر و یا قرائن و شواهدی از تیم گشتی برد بلند وجود نداشت. به منظور برقراری تأمین محلی که اقدامات و پیگیری های نجات را انجام می دادیم، یک تیم نیروی مخصوص در محلی که تنگ به انتها می رسید  و تقریباً به زمین هموار و خاک عراق منتهی می گردید، اعزام کردیم، که با رعایت کامل پوشش و اختفاء منطقه را به منظور جلوگیری از غافلگیر شدن نیروهای خودی، کنترل می کرد.

         در حالی که تقریباً از مراجعت تیم (گشتی) برد بلند نا امید شده بودیم، تیم تأمین و کنترل تنگ(که خارج از تنگ و در منطقه تحت کنترل کامل نیروهای دشمن بود)، اطلاع داد که در فاصله تقریبی 300متری پشت تخته سنگی در داخل یک داخل شیار، حرکت های مشکوکی دیده می شود، که با دقت و کنترل مستمر با دوربین دو چشم مشخص شد که بچه های تیم گشتی برد بلند هستند. فوق العاده خوشحال شدیم. با توجه به این که هرگونه حرکت و جابجائی در آن ساعت روز که هوا کاملاً روشن بود و هر گونه حرکتی  توسط دشمن دیده می شد و می توانستند در اسرع وقت آن ها را محاصره و دستگیر نمایند، لذا دستور داده شد که به محض غروب آفتاب دو نفر از اعضای تیمِ تأمینِ تنگ به سمت آن ها بروند و در آغاز تاریکی نسبت به تخلیه آن ها اقدام کنند،که به لطف خدا به همین صورت عمل شد و تیم تأمین، تیم گشتی برد بلند را که هر چهارنفر از خستگی، تشنگی و اضطراب و طول مسیر، هیچ گونه توان و انرژی  را نداشتند، به مواضع خودی در داخل و ابتدای تنگ منتقل کردند، و خدا را شکر کردیم. بعد از تخلیه آن ها، به مدت 24ساعت در قرارگاه گردان مستقر و با استراحت، و تقریباً توان خود را باز یافتند.

      فرمانده تیم گزارش کتبی خود را تهیه و ارائه داد. اطلاعات بسیار خوبی از محل استقرار یگان‌های دشمن در دشت زرباطیه، نقاط قوت و ضعف، مناطق عمل گشتی‌ های شبانه دشمن، محورهای مواصلاتی و تعداد تقریبی رفت و آمد خودروها، محل استقرار توپخانه دشمن، تعداد تانک‌های مشاهده شده و . . .  را جمع آوری، که به صورت مکتوب جهت بهره برداری به رکن 2 تیپ 1 ارسال گردید. در مورد علت 48 ساعت تأخیر در مراجعت از گشتی، ستوان مجتبی اصلانی اظهار داشت، که در 24 ساعت اولیه که مسیر رفت را در طول شب  پیموده بودند و در طول روز با استفاده از اختفا و پوشش طبیعی و توانستیم که شناسایی‌های لازم را انجام دهیم، که در شب دوم، به علت خستگی و حساسیت مأموریت، مسیر برگشت را که به سمت شمال شرق بود، اشتباهاً به سمت شمال غرب رفتیم و وقتی که صبح هوا روشن شد متوجه شدیم که اشتباه رفتیم. مجبور شدیم که طول روز دوم را حرکت نکنیم و شب سوم به مسیر ادامه دادیم. در طول حرکت، از دور گشتی‌های دشمن را دیدیم که به طرف ما در حرکت بودند که بلافاصله زمین گیر شدیم، پس از دور شدن گشتی‌های دشمن و رسیدن  به نزدیکی‌های تنگ در روشنایی روز متوقف، و پس از آغاز تاریکی بچه‌ها( تیم نجات) به کمک ما آمدند. مأموریت بسیار خطرناکی بود و اطلاعات و اخبار خوبی از دشمن تهیه گردید.

        به عنوان فرمانده گردان نوهد، در کلیه شورهای ستادی تیپ 1 به صورت فعالانه شرکت می‌کردم، ضمن این که در جریان آخرین وضعیت منطقه از نظر اطلاعاتی، عملیاتی و طرح های جدید و آینده قرار می ‌گرفتیم و فعالیت ‌ها، اقدامات عملیاتی، اطلاعاتی و آموزشی گردان و تیم‌ های نوهد را به صورت مشروح ارائه می‌ دادم. شرکت در جلسات شورای تأمین استان ایلام در موارد و موضوعات مربوط به عملیات نا منظم منطقه، امورات مربوط به عشایر و نیروهای داوطلب و مردمی به ویژه در رابطه با سازماندهی، آموزش و به کارگیری آن‌ها در عملیات ‌ها. با توجه به شرکت فرمانده سپاه ایلام برادر حیدری در جلسات شورای تأمین و در سایر جلسات، با یکدیگر آشنا شدیم و در مورد وضعیت منطقه و  پیشنهادات  یکدیگر بحث و تبادل نظر می‌ کردیم.

      بعضی اوقات که جلسه شورای تأمین استانداری ایلام ظهر خاتمه پیدا می‌کرد و یا شب‌ها هم برای صرف شام، فرمانده سپاه ایلام از ما دعوت می کرد. فرمانده سپاه ایلام هم، در رابطه با موضوعات مشترک منطقه در بعضی جلسات عملیاتی در سنگر فرمانده تیپ1 سرهنگ اسماعیل سهرابی شرکت می‌کرد و مواقعی که موقع نهار بود من هم از ایشان جهت صرف نهار دعوت می‌کردم . یک روز بعد از پایان جلسه تیپ که حوالی ظهر بود از فرمانده سپاه ایلام برای صرف نهار دعوت کردم و پس از خروج از قرارگاه تیپ به قرارگاه گردان که در فاصله 200 متری قرارگاه تیپ و در یک شیار طولی به عمق حدود 7 متر و طول 100 متر و با عرض 15 متر بود ، رفتیم ، سنگر من  در انتهای شیار قرار داشت و در مسیر و مجاورت سنگر من ، چادرهای ارکان ستاد گردان 154 نوهد از جمله چادر نقشه وضعیت منطقه ایلام که شامل اطلاعات مربوط به گسترش دشمن و خودی بود و به نوعی گویای وضعیت موجود منطقه بود که بیشتر اطلاعات روی نقشه همان اطلاعات جمع‌آوری شده در شناسایی‌های   اولیه تهیه شده بود. در مسیر  رفتن به سنگر من باید از جلو چادرهای ارکان و چادر نقشه وضعیت رکن 2و 3 گردان عبور می‌کردیم ، جلوی چادر نقشه وضعیت رکن 2و3 که رسیدیم ، برادر حیدری فرمانده سپاه ایلام توقف نمود و به داخل چادر نقشه وضعیت رفت و نگاهی به نقشه وضعیت رکن 2و3 که به دیواره انتهایی چادر نصب شده بود نگاه می‌کرد ،از وی پرسیدم که به چه نگاه می‌کند؟ گفت:آن نقشه بزرگ چی هست،گفتم نقشه وضعیت رکن 2و3 ،گفت می شود برویم و از نزدیک ببینیم، گفتم حتماً. توضیحات اولیه را به ایشان دادم که جهت هر منطقه عملیات این نقشه بسیار واجب و ضروری است، که هم در مورد عملیات کاربرد بسیار حیاتی دارد و هم در مورد اطلاعات (نقشه وضعیت مورد بحث از اطلاعات جمع‌آوری شده شناسایی‌های تیم‌های گردان و رکن 2و3 تیپ 1 و توسط ستوان طالب‌العلم که یکی از افسران تیم ب1 بود و دارای خط بسیار زیبا و خوش سلیقه بود تهیه گردیده بود، حیدری به من گفت امکان دارد که یک نفر به سپاه ایلام بفرستید که طرز تهیه این نقشه را به بچه های سپاه آموزش دهد. گفتم با کمال میل، ستوان طالب‌العلم را که جهت امورات مربوط به تهیه کالک و سایر نگارشات  ارکان 2و3 احضار کردم به وی گفتم به مدت یک هفته از همین الان به سپاه ایلام مأمور می‌شوی و یک نقشه وضعیت مشابه نقشه وضعیت خودمان تهیه  و آموزش‌های لازم را در مورد چگونگی تهیه نقشه وضعیت به مسئولین مربوط ارائه می‌ دهید، به طوری که کاملا مطمئن شوی کاملا طرز تهیه آن را یاد گر فته‌اند. بعد از صرف نهار برادر حیدری، ستوان طالب‌العلم را با خود به سپاه ایلام برد. ستوان طالب‌العلم در مدت یک هفته، نقشه وضعیت رکن2و3 مشابه نقشه وضعیت خودمان برای سپاه تهیه نمود و به سه نفر از پرسنل آن‌ها آموزش‌های لازم را ارائه داد. ستوان طالب‌العلم اهل اردبیل بود، افسری علاقمند، پرکار، جدی بود که در عملیات بیت‌المقدس(یا رمضان) به درجه رفیع شهادت نائل شد.

انتهای مطلب


 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده