یادداشت های ویژه شهید صیاد شیرازی
پيشگفتار قال علي (ع) : خَيرُ المَقال ما صَدَّقَهُ الفَعال .)فرمود ، امير مؤمنان علي (ع) : بهترين گفتار آن است كه كردار آن را تأئيد كند .(شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادي وصلشان عند ربهم يرزقونند و از نفوس مطمئنه اي هستند كه مورد خطاب «فاد خلي في عبادي وادخلي جنتي» پروردگارند . (حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه)

خوشا به حال شهدا كه وعده خويش با خداي راست نمودند و سراي فاني دنيا را به سوي (اعلي علييّن و جوار قرب حق) ترك كردند و با تقديم جان، به بارگاه قدس ربوبي بار يافتند و از خاك به افلاك پركشيدند و در مسير انسان هاي به سوي كمال شاهد و حجت الهي شدند و مشعل هاي فروزان و روشني بخش راه و علامات و مناره هاي هدايت گشتند ، تا كشتي نشينان درياي خروشان اين جهاني را در شب هاي ظلماني ، همچـون فانوس دريايي به ساحل نجات رهنمون گردند . آنان به بركت ايمان ، اخلاص ، تشرع ، عمل صالح ، پيروي از ائمه اطهار (ع) و اطاعت از ولايت به اين شايستگي كه مراد ، راهنما و اسوه همه زمان ها باشند نائل گرديدند .

يكي از اين خيل به فلاح رسيدگان و ره يافتگان به رضوان الهي امير سپهبد علي صياد شيرازي است كه زندگي كوتاه او سراسر مشحون ملكات و فضائل انساني است .

اين شهيد بزرگوار چه قبل از انقلاب كه در كسب علم و آگاهي عمومي و ديني و فراگيري هنر و فن نظامي گري مي‌كوشيد و چه بعد از انقلاب كه يافته ها و آموخته هاي خود را در بوته عمل به منصّه ظهور رسانيد لحظه اي از خود سازي و پرورش بعد معنوي وجود خويش غافل نبود و هر روزش در سير كمال بِه از ديروزش بود و هم زمان به آمادگي جسماني و ورزيدگي بدني خود نيز همت داشت تا با جسم و روح قوي توان مبارزه با طاغوت و دشمنان اسلام و انقلاب را به بهترين وجه داشته باشد. هر كس كه او را مي شناخت گواه است كه در زمان دانشجويي در دانشكده افسري ، آموزش در دوره هاي چتر‌بازي ، رنجر ، زبان ، مقدماتي و عالي و چه در زمان استادي در دروس نقشه برداري و نقشه خواني و ورزش و زبان و چه در زمان فرماندهي در آتشبار ، در منطقه عملياتي غرب تا فرماندهي نيروي زميني ارتش همواره در نظم و ترتيب  – انضباط ظاهري و معنوي ، داشتن برنامه دقيق ، توكل ، صبر ، تشرع ، اخلاص و تلاش شبانه روزي سرآمد ديگران بود . او حداقل ساعات را به خواب و استراحت اختصاص مي داد و بيشترين و بهترين زمان‌ها را به عبادت و كار و خدمت به اسلام و انقلاب و ميهن اسلامي مي پرداخت . هميشه براي آينده چه دنيوي و چه اُخروي طرح و برنامه داشت و دقيقاً بر آن اساس تدبير مي‌كرد و با صبر و استقامت و توكل و اميد عمل مي‌نمود.

عمل اين شهيد عزيز صدق گفتارش را تأييد مي كرد و ارزيابي عملش تجلّي عيني از عمل به آيات كريمه قرآن و احاديث شريف معصومين عليهم‌السلام را تداعي مي‌نمود. از اين رو امير سرافراز ارتش اسلام همچون ديگر رزمندگان از سپاه دلاور و بسيج مخلص و سربازان ارتش حزب الله مصداق اين فرموده رهبر عظيم الشأن انقلاب بود: «بسياري از مسئولين ارتش انسان‌هايي نوراني و متدين و مجسمه‌هاي اخلاق، معنويت، و ديانتند.» شايسته است اين شهيد عزيز به عنوان الگو و اسوه از يك عبد صالح خدا؛ يك سرباز مخلص اسلام و يك فرمانده شجاع، مبتكر و متوكل به خداوند به جامعه آينده و نسل جوان معرفي گردد. با عنايت به اين كه گفته ها و نوشته‌هاي ايشان از پشتوانة صداقت در اعمال و رفتار برخوردار است يعني، آنچه را كه گفته عمل كرده است، لذا گفته‌ها و نوشته‌هاي ايشان راهنماي دوستداران سير و سلك كمال است.

كتاب حاضر مجموعه‌اي نفيس و ارزشمند از يادداشت ها و نوشته هاي شهيد سپهبد علي صياد شيرازي ؛ در خصوص وقايع و رخدادهاي سال هاي 64 تا 68 كه شهيد صياد شيرازي يك سال از آن عمر پر بركت را به عنوان فرماندهي نيروي زميني ارتش و سه سال ديگر را در كسوت افتخار آميز مشاور حضرت‌امام‌خميني‌(ره) و نماينده معظم له در شوراي عالي دفاع انجام وظيفه مي نموده مي باشد ، كه به همت و پايمردي يكي از همرزمان و ياران صديق آن امير شهيد و از فرماندهان و يادگاران دوران دفاع مقدس (اميرسرتيپ ستاد سيد‌ حسام ‌هاشمي) كه خود از جانبازان دفاع مقدس مي‌باشد با استفاده از برخي يادداشت هاي ويژه شهيد تدوين گرديده تا مورد بهره برداري قرار گيرد.

اميد است اين اقدام مرضي درگاه باري تعالي قرار گيرد .

اللهّمُ وَفِّقْنا لِما تُحِبُّ وَ تَرضيا…       

رئيس هيئت معارف جنگ « شهيد سپهبد علي صياد شيرازی

سرتيپ ستاد ناصر آراسته

مقدمه

شهيد صياد شيرازي در زمستان سال 1377 ؛ حدود سه الي چهارماه قبل از شهادتشان، در پايان يكي از جلسات روضه خواني كه همه ماهه در منزل ايشان منعقد مي¬گرديد، به هنگام خداحافظي مهمانان،  رو به اينجانب كرده و فرمودند: با شما يك كار خصوصي دارم. بعد از رفتن مهمانان، به اطاق مجاور حسينيه كه معمولاً اطاق كار ايشان نيز بود رفتيم . فرمودند: مدتي است در فكر اين هستم كه خاطراتم را جمع بندي كنم ولي متاسفانه فرصت اين كار را پيدا نكردم . سپس از جايشان بلند شدند و درب كمد را باز كرده و يك كارتن پر از دفترچه هاي يادداشت را مقابل من گذاشتند و گفتند: «اين ها قسمتي از دفترچه هاي يادداشت روزانه‌ام مي باشد كه معمولاً برنامه و اقدامات جاري روزانه و گاهي اوقات بعضي از مطالب را در آن يادداشت مي نمودم . مرور بر اين دفترچه ها مي تواند راهنماي خوبي برايم باشد . به علاوه بررسي و مرور بعضي از مطالب مي تواند در تاريخ زمان ها و وقايع و اتفاقات و ثبت در تاريخ جنگ هيئت معارف كمك موثري براي همكاران باشد.  من فرصت زيادي براي دسته بندي و مرور اين يادداشت ها ندارم ، مي خواهم اين دفاتر نزد شما به امانت باشد و در فرصت مناسب به اتفاق سرتيپ2 صادقي گويا مطالب اين دفترچه ها را مورد بررسي قرار دهيد و پس از دسته بندي، در مورد نحوه  بهره برداري آن ها اگر نظري داشتيد ارايه كنيد تا به يك نتيجه و تصميم نهايي برسيم.» سپس در خصوص نگهداري آنها و اين كه به جز صادقي‌گويا فعلاً كس ديگري حق خواندن اين مطالب را ندارد تاكيد فرموده و دفترچه ها را كه مربوط به سال‌هاي 61 تا 70 بوده به اينجانب تحويل داده و متذكر شدند: اين‌ها قسمتي از يادداشت هاي من است كه از بقيه جدا كرده‌ام، باقي مانده، در محل كارم و قسمتي ديگر هم در منزلم مي‌باشد كه هنوز آنها را دسته‌بندي نكرده ام. انشاء الله اگر خداوند توفيق دهد بقيه را هم مي‌خواهم براي ادامه كار به شما بدهم.

 اينجانب كارتن يادداشت‌ها را به منزل آوردم و روزها و بعضي از شب‌ها كه فرصتي پيش مي‌آمد تعدادي از اين دفترچه‌ها را ورق مي زدم و نگاهي به مطالب آنها مي انداختم. موضوع را با سرتيپ2 صادقي گويا هم در ميان گذاشتم . ايشان پس از مشاهده دفترچه ها گفتند:  انشاء الله در فرصت مناسب روي اين ها كار خواهيم كرد البته ابتدا  بايد اين يادداشت ها به ترتيب زمان و بعد به ترتيب موضوع دسته‌بندي كرد. به هرحال متاسفانه در آن سال ما توفيق چنداني براي كاركردن روي اين موضوع نداشتيم تا اينكه در 21 فروردين سال 78 دست ناپاك منافقين اين وجود بسيار عزيز را از ما گرفت.

 در زمستان سال 78 اينجانب اكثر شب ها به مطالعه مطالب اين دفترچه‌ها پرداخته، سپس به فكر دسته بندي مطالب افتادم. ابتدا تمام اوراق دفترچه‌ها را شماره‌گذاري كرده و سپس به ترتيب زمان فهرست‌بندي نموده و هر كدام را  در ابتداي دفترچه چسباندم ، تا  مشخص گردد هر دفتر شامل چه مطالب و هر مطلب داراي چند صفحه مي باشد. مطالب اين دفترچه ها متنوع و اكثراً مربوط به تيتر يادداشت‌ها و يا اقدامات روزانه بود ولي لابلاي آنها مطالبي نظير پيش نويس بعضي نامه‌ها  يادداشت هايي از بعضي ملاقات ها و ديدارها، يا تيتر مطالب سخنراني ها و جلسات بود. در ميان آنها چيزي كه بيشتر از همه توجه و علاقه مرا به خود جلب مي كرد، «يادداشت‌هاي ويژه» اي بود كه شهيد در اين دفترچه ها نگاشته بود. بعضي از اين يادداشت ها را چندين بار خواندم. براي من كه حدود 21سال با اين شهيد همراه بودم و از اكثر اقدامات، اتفاقات و جريانات كاري، و حتي زندگي شخصي ايشان آگاه بودم، اين مطالب تازگي داشت و آموزنده بود . همان طوري كه تاريخ و زمان نگارش اين يادداشت‌ها نشان مي‌دهد ، شهيد آنها را در زمان هاي خاص و حالت ويژه‌اي نوشته است. (شهيد صياد اغلب اين يادداشت ها را در اواخر يا نيمه شب و يا قبل و بعد از نماز صبح، هنگامي كه از تمام  مشغله‌هاي زندگي روزانه فاصله گرفته بود،  براي تسلي دل و پرورش روحش مي نوشت).

در زمستان سال 78 اين جانب به قدري با اين نوشته ها مشغول شده بودم كه  تصميم گرفتم تمام يادداشت هاي ويژه را  بازنويسي كنم ؛ كه  به حول و قوه الهي اين كار انجام شد. پس از اتمام بازنويسي در سال‌79 آن را به سرتيپ2 صادقي گويا و سپس جناب آقاي مهندس امامي داماد شهيد و فرزند بزرگش آقا مهدي نشان دادم. با مشورت آنان  به تنظيم آن دسته از مطالبي كه قابل استفاده عموم بوده و داراي پيام ارزشي و سازندگي بود پرداخته و به صورت كتابي كه هم اكنون در پيش روي شما خواننده محترم است در آوردم.

لازم مي‌دانم از جناب آقاي مهندس امامي داماد شهيد به واسطه راهنمايي هاي ايشان و همچنين از امير سرتيپ2 صادقي گويا كه در تهيه و تنظيم و چاپ كتاب ، هيئت معارف جنگ شهيد سپهبد صياد شيرازي را  ياري نمودند، تقدير و تشكر نمايم . اميدوارم كه يادداشت هاي عرفاني و معنوي شهيد محبوب ملت قدرشناس ايران ، همانند حيات پرثمرش براي خوانندگان محترم و علاقمند ، به خصوص جـوانان عزيز اثربخش و الگو ساز باشد .

سرتيپ سيد حسام هاشمي   – زمستان 1380

يادداشت ويژه شماره 1

مربوط به شرایط کنونی جنگ- مورخه 22/2/1364

بسم الله الرحمن الرحيم

وَالَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهدِيَنَّهُم سْبْلَنا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ المُحسِنين

(عنكبوت – آية 69)

قرارگاه تاكتيكي كربلا در مسير تقديري حوادث و ماجراهاي نبرد حق بر عليه باطل متشكّل گرديده است و ويژگي هاي آن عبارتند از :

1-فرماندهي واحد تحقّق يافته و ماية وحدت رزمندگان اسلام خواهد بود .

2-تركيب كادر اين قرارگاه شكل و چهرة ممزوج شده عناصري از ارتشيان ، سپاهيان پاسدار و جهاد در كنار روحانيت مي باشد. ( البتّه سازماني نوپاست كه بايد آب ديده شود)

3-ازمتعهدترين چهره هاي ارتش در اين قرارگاه حضور دارند .

4- حاكميت شش اصل مهم در كار اين قرارگاه دائماً ارزيابي مي شود:

اصل1 : صداقت در پيروي از ولايت فقيه

اصل2 : حاكميت فضاي معنوي

اصل3 : وحدت و يكپارچگي

اصل4 : اخلاص در عمل

اصل5 : پرهيز از آفات سياسي

اصل6 : رعايت ضوابط و مقرّرات نظامي (عمومي)

5- مأموريت تصريحي اين قرارگاه به دنبال دريافت پيام فرماندهي كلّ قوا مبني بر اينكه از فرماندهان ارتش و سپاه در عمليات بَدر دل جويي كرده بودند واميدواري به پيروزي داده بودند و فرموده بودند :

« از هم اكنون به فكر عمليات بعدي باشيد»

استنتاج گرديد كه اين قرارگاه از تاريخ اوّل فروردين ماه به شدت در تلاش بوده است كه عمليات عمده اي را بر عليه دشمن به انجام رساند و تاكنون پيشرفت هاي چشم گيري در امر تهيه كردن يگان‌ها ارتش در حد50 گردان و يگان هاي سپاه در حد 20 گردان نموده است . آموزش ها نسبتاً پيشرفت محسوسي داشته و (( اصل تحرك )) به عنوان يك قدم اساسي براي يگان هاي رزمي نزاجا تحقّق يافته است .

6-قابليت انعطاف طراحان عمليات اين قرارگاه با رعايت (( اصل هدف )) براي طرحريزي عمليات در نقاط مختلف قابل ملاحظه است .

************

اينجانب در مسئوليت فرماندهي قرارگاه تاكتيكي كربلا معتقدم :

1-با پيروي صادقانه از دستور فرماندهي كلّ قوا بايستي يك لحظه در ادامه آمادگي براي نبرد با قواي دشمن غفلت نكرد .

2-دشمن در وضع بسيار آسيب پذيري است چنان چه در منطقه اي رخنه هاي قابل نگهداري ايجاد شود و ما تداوم را در پيشروي حفظ كنيم دشمن به زانو در خواهد آمد .

3-هر چند در اجراي عمليات گسترده پيش بيني شده در منطقه جنوب جزيره مجنون و طلايه قديم به دلايلي خاصي ناكام مانديم ولي در حال حاضر به صلاح جمهوري اسلامي و در پيروي از دستور فرمانده كل قوا مي دانيم كه عمليات طرح ريزي شده را كه در سه نقطه به دشمن تك مي كنيم به اجرا درآوريم زيرا :

الف ـ تلفات سنگين به دشمن وارد مي آيد . ( انشاءالله اگر اقدامات اساسي انجام گيرد تلفات ما پايين است)

ب- عمليات تداوم يافته و دشمن همچنان ما را مصمّم در ادامة نبرد خواهد يافت .

پ – انشاءالله امتيازات نظامي كه حاصل خواهد شد زمينه تداوم عمليات را فراهم مي سازد .

ت – با گرم نگه داشتن صحنه عمليات زمينه بازگشت نيروهاي داوطلب به ميدان نبرد در نتيجه تشكّل يافتن و احياء  سپاه پاسداران انقلاب اسلامي فراهم مي گردد .

ث – جوسازي هاي مبني بر جهت دادن نبرد به صحنه سياست از ميان مي رود .

ج – بهترين زمان براي اصلاح تشكيلات اداري ميدان نبرد و وحدت بخشيدن به قواي مسلّح جمهوري اسلامي مي باشد .

4-چنان چه عمليات به هر صورت (گسترده يا محدود) متوقّف گردد:

الف – ديگر نمي توان به اين زودي ها قرارگاه جديد را متشكل  نمود و قرارگاه تاكتيكي كربلا به اين نحو از هم خواهد پاشيد .

ب – سپاه به ركود بيشتري كشيده مي شود .

پ – رخوت عجيبي از ارتشيان خسته از جنگ ايجاد مي شود .

ت – احتمال بازنشستگي ، استعفا و رهايي از خدمت كادر ارتش   مي رود . (همان طوري كه در سپاه نيز چنين بوده است .)

5- پيشنهاد اين جانب براي چگونگي ادامه كار در جبهه كه دو هدف مهم را شامل : (الف – ادامه نبرد با دشمن تا پيروزي نهايي ؛        ب – متشكل كردن سازمان نيروهاي مسلّح جمهوري اسلامي ايران)

مي شود به شرح زير است :

الف ـ به مدّت سه ماه مأموريت قرارگاه تاكتيكي كربلا تداوم يابد.

ب ـ در تداوم اين مأموريت هم چنان  سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در تقويت و پشتيباني همين قرارگاه قرار گيرد .

پ – (( هدف تاكتيكي )) همانا رسيدن به بصره مي باشد .

ت ـ يك (( گروه كار ويژه اي )) متشكّل از عناصر ارتش و سپاه دفتر نمايندگي حضرت امام در ارتش و گروه كار نظامي رييس جمهوري در پشتيباني اين قرارگاه قرار گيرند . (خط مشي گروه كار تهيه و تنظيم مي گردد .)

ث – با برنامه هاي منظم پيشرفت هاي امور به سروران آقاي خامنه‌اي و آقاي هاشمي رفسنجاني گزارش مي گردد .

ج – فرماندهي اين قرارگاه رسماً از جانب حضرت امام مأموريت يابد كه به ياري خداوند متعال يگان هاي مسلّح تحت كنترل قرارگاه تاكتيكي كربلا را تا رسيدن به هدف رهبري نمايد .

   

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده