تجاوز عراق علیه ایران؛ از آغاز تا عملیات ثامن الائمه(ع)
بخش هفتم و پایانی: اجرای عملیات ثامن الائمه(ع) همان گونه كه قبلاً اشاره شد، يكي از ويژگي هايي كه در طرح ريزي عمليات ثامن الائمه (ع) به طور محسوسي مورد توجه قرار داشت، انجام هماهنگيهايي بود كه چه در حين شناسايي و چه در طراحي عمليات بين ستاد لشكر و يگانهاي عمده عمل كننده وجود داشت.

اين جلسات هماهنگي در روزهاي نخستين با فواصل زماني كمتر و در روزهاي آخر طرح ريزي با توجه به پيشرفت كار و درگيري زياد يگانهاي عمل كننده با فواصل بيشتر بود، در هر صورت تلاش شده بود كه در هر مقطع از زمان فرماندهان يگانهاي عمده از چگونگي برنامه ريزي و مانور يگانهاي تابعه در عمليات آتي آگاهي داشته باشند.

اين آگاهي باعث شده بود كه فرماندهان ضمن در نظر گرفتن اصل تأمين، در جميع جهات آموزشهايي را به يگانهاي تابعه؛ بويژه پس از ادغام با نيروهاي بسيج مردمي سپاه پاسداران، ارائه دهند كه در مأموريت آتي آنها كاملاً مؤثر باشد.

بدين ترتيب، پس از صدور طرح و انجام تصحيحات تكميلي آن، صرف نظر از كمبود بعضي اقلام مهمات، يگانها در واقع آمادگي اجراي عمليات را داشته و تنها منتظر دريافت زمان اجراي طرح بودند.

همان گونه كه قبلاً نيز مشروحاً بيان شده است، پس از حضور لشكر در منطقه و اجراي برنامه هاي طرح ريزي شده؛ بويژه عمليات تك محدود مدن و دارخوين، كه با موفقيت كامل همراه بود، در افكار عمومي، (چه در داخل و چه در خارج از صحنه نبرد) چنين مطرح بود كه اجراي اين عمليات بايد در سال روز تهاجم دشمن به خاك مقدس جمهوري اسلامي ايران صورت گيرد، بويژه آنكه به منظور بالا بردن روحيه آحاد مردم، تبليغاتي نيز در اين زمينه صورت مي گرفت.

از طرف ديگر، لشكر مي بايد به هر نحو كه شده اصل غافل گيري را، كه يكي از اصول مهم جنگ در عمليات مي باشد، مد نظر قرار داده و اجراي آن را در دستور كار خود قرار دهد، از اين رو ستاد لشكر با يك تحليل ساده به اين نتيجه رسيد كه اجراي اين عمليات حداقل بايد يك هفته پس از سالگرد تجاوز دشمن صورت بگيرد، چرا كه لازم بود براي تحقق اين اصل مهم، لشكر77 دشمن را در زمان و يا در مكان مورد تهاجم، غافل گير نمايد.

از نظر مكان كه تقريباً غير ممكن بود زيرا گرچه يگانهاي تابعه لشكر با اجراي شناساييهاي فريبنده از خطوط مختلف جبهه، سمت دقيق تك خود را از دشمن مخفي مي داشتند2، ليكن آنچه مسلم بود همه مي دانستند كه حضور لشكر77 در منطقه به منظور برچيدن بساط فيزيكي دشمن در شرق كارون بوده است. بنابراين واضح بود كه منطقه مورد تك، كل سرپل اشغالي دشمن در شرق كارون بوده، و نه تنها نيروي خودي بلكه دشمن نيز به خوبي از آن آگاهي داشته است.

و اما از نظر غافل گيري در زمان، چنين به نظر مي رسد كه فرجه اي وجود داشت و بايد از آن بهره برد. لذا در حالي كه يگانها تقريباً آماده اجراي مأموريت بودند و اذهان عمومي نيز منتظر شنيدن صداي رساي پيروزي،اما، عمليات در روز 31 شهريور ماه 60، آغاز نگرديد. محدوديت مهمات، بويژه مهمات هويترز 155 م م و توپ 130 م م كه موجب شد آتش تهيه نيز به ده دقيقه كاهش يابد، براي ستاد لشكر بويژه ركن سوم دستمايه اي شد كه عنوان كند؛ مهمات موجود نياز پشتيباني از عمليات را كفايت نمي نمايد”، از اين رو به فرماندهي لشكر پيشنهاد نمود كه تا رسيدن مهمات مورد نياز، اجراي عمليات به تأخير افتد.

اين موضوع مورد تصويب فرماندهي لشكر واقع شد، در نتيجه اجراي عمليات در 31 شهريور يعني سالگرد تهاجم دشمن انجام نگرفت.

متعاقب اين برنامه، ستاد لشكر در جلسه اي كه با حضور آيت الله موسوي اردبيلي و فرماندهي نيروي زميني (شادروان سرلشكر ظهير نژاد) در پاسگاه فرماندهي لشكر مستقر در ماهشهر تشكيل شد، پاسخگوي ضمني اين تأخير، فارغ از مطرح ساختن اصل تاكتيكي مورد نظر يعني اصل غافل گيري گرديد3. سرانجام در ساعت 1600 مورخ 4 مهرماه 60 جلسه اي با شركت جانشين رياست ستاد مشترك امير سرتيپ فلاحي و فرماندهي نيروي زميني امير سرتيپ ظهير نژاد، و برادر رحيم صفوي فرمانده سپاه پاسداران مستقر در منطقه، در پاسگاه تاكتيكي لشكر77 با حضور فرماندهي و ستاد لشكر و فرماندهان يگانهاي عمده تابعه به منظور تبادل نظر تشكيل گرديد.

در اين جلسه، پس از استماع گزارش فرماندهان عمل كننده پيرامون آمادگي يگانها جهت اجراي طرح ثامن الائمه (ع) تصميم گرفته شد، كه به ياري خداوند بزرگ اولين عمليات سرنوشت ساز نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در نهايت غافل گيري در ساعت يك دقيقه روز پنجم مهر ماه 1361، (به فاصله پنج روز پس از 31 شهريور ماه) به مرحله اجرا در آيد. دستور اجراي عمليات  ثامن الائمه طي يك پيام كتبي به فرماندهان يگانهاي عمده ابلاغ (سند 1) و تلكس آن جهت آگاهي به نيروي زميني (معاونت عمليات و اطلاعات، مديريت عمليات) در تهران مخابره گرديد.

بدين ترتيب، تأخير پنج روزه در اجراي عمليات (البته تأخير نسبت به زماني است كه افكار عمومي آماده اجراي آن بود و الا دستوري صريح در مورد زمان اجرا دريافت نشده بود )، برابر اظهارات افسر اسير عراقي اين تأخير توانست باعث غافل گيري دشمن در عامل زمان گردد، چرا كه از اواخر شهريور ماه 60 دشمن منتظر تك سراسري لشكر در منطقه سرپل بوده و اين آمادگي را تا بعد از ظهر روز چهارم مهر ماه نيز حفظ نموده بود، ليكن پس از آن احتمال تك نيروهاي خودي را ضعيف فرض نموده و نسبت به شب و روزهاي گذشته آمادگي لازم را نداشت، كما اينكه در شب شروع عمليات تعداد زيادي از اسرا با لباس زير و در حال استراحت به اسارت رزمندگان ما در آمدند.

اينك شرح عمليات به روايت جدول حوادث و پيامهاي مبادله شده4 و گزارش فرماندهان.

 

گزارش ساعت به ساعت عمليات

 روز اول عمليات  تاريخ 5 مهرماه 1360

در حالي كه به دليل محدوديت نيرو، يگاني كه قرار بود سپاه برابر دستور جزء به جزء شمارة 1 در اختيار تيپ 1 قرار دهد واگذار نگرديد، تك در ساعت 0001 روز 5 مهر ماه 60  در نهايت غافل گيري آغاز گرديد 4. برابر گزارش تيپ 1، گردان 136 پياده در ساعت 0047 روز 5 مهر ماه به خاكريزهاي دشمن در حاشيه جاده ماهشهر ـ آبادان نزديك شده و هجوم خود را به سنگرهاي دشمن آغاز نمود. گردان 163 پياده نيز يك ساعت و هفت دقيقه پس از آغاز تك به خاكريز دشمن در حوالي جاده آبادان اهواز نزديك شده هجوم را آغاز نمود، در همين زمان، تك كشف و در منطقه تيپ 1 گردانهاي موصوف زير آتش شديد توپخانه دشمن قرار گرفتند، با كشف تك، آتش طرح ريزي شده توپخانه خودي، بويژه آتش ضد آتشبار به اجرا در آمد5

گزارش تيپ هاي 2 و3 در ساعت 050110 حاكي است كه به دشمن نزديك شده اند، ليكن تك هنوز در منطقه آنها كشف نشده است.

تك در ساعت 050115 در منطقه تيپ2 و3 كشف گرديد و در اين زمان درگيري گردانهاي تيپ 1 روي خاكريزهاي دشمن ادامه داشت. آتش ضد آتشبار در سرتاسر منطقه اجراگرديد. (سرتيپ2 توپخانه منوچهر صابريان افسر تطبيق آتش لشكر) چنين مي گويد :

«با كشف تك، توپخانه هاي دشمن فعال گرديده، آتش خود را روي عناصر تك‌ور خودي در منطقه باز نمودند. در اين هنگام، توپخانه ما با اجراي آتشهاي برنامه اي ضد آتشبار كه از قبل پيش بيني شده بود، از آتش دشمن كاسته و يگانهاي توپخانه دشمن تا حد قابل قبولي خنثي گرديدند، اين آتشها به صورت مداوم در طول شب تا آغاز روشنايي، مانور يگانهاي رزمي را تسهيل نموده، تلفات نيروهاي ما را تقليل دادند. آتش پشتيباني از تك، در طول روز، بنا به درخواست ديده‌بانها اجرا مي شد. انبوه آتش با حجم زياد، همچنان روي پلهاي قصبه و حفار و احتياطهاي دشمن در آن سوي كارون ادامه داشت. در اثر تهاجم رعد آساي نيروهاي رزمنده خودي و آتش انبوه توپخانه بر روي پلهاي قصبه و حفار، راه فرار و تقويت نيروهاي دشمن بسته شده بود، دشمن چاره اي جز تسليم نداشت. گفتني است كه بعد از پايان عمليات، زماني كه فرماندهان آثار تخريبي حاصل از گلوله هاي توپخانه را در منطقه مشاهده نمودند، بار ديگر به ماهيت و نقش مؤثر و غير قابل انكار پشتيباني آتش توپخانه در نيل به موفقيت و پيروزي نهايي صحه گذاردند.»

در ساعت 050150 گزارش تيپ3 حاكي از آن است كه نيروهاي دشمن پس از هجوم نيروهاي خودي به طرف پل قصبه در حال عقب نشيني هستند6. تيپ 2 در ساعت 050155 گزارش نمود كه نيروهايش قسمتي از خاكريز دشمن را كه در امتداد خط خيز سبز مي باشد، تصرف و در حال عبور از آن مي‌باشند. (نقشه شماره12) در همين زمان پست شنود، پيامي را از سرهنگ ستاد حسين المكاوي فرمانده تيپ 8 مكانيزه دريافت نمود كه چنين گزارش مي داد : « در جبهه تيپ شكاف ايجاد شده و نفوذ كرده اند» كلمه شكاف را چندين بار تكرار كرد و ارتباط خود را قطع نمود، فرمانده لشكر از وي خواست تا در مورد موقعيت برايش توضيح دهد اما او پاسخي نداد.  

گزارش تيپ 1 در ساعت 050157 حاكي است كه گردان 136 پس از در هم شكستن مقاومت دشمن در روي مواضع مشرف به جاده ماهشهر ـ آبادان، قسمتي از جاده را اشغال و مشغول تحكيم آن مي باشد. همزمان گردان 163 كه در جناح چپ تيپ عمل مي نمود همچنان با دشمن درگير مي باشد.

در ساعت 050215 تيپ 2 مستند به گزارش پست شنود اعلام نمود كه :

« سه آتشبار توپخانه دشمن توسط اجراي آتش ضد آتشبار توپخانه خودي به طور كلي خنثي گرديده و قادر به اجراي آتش نمي باشد. همچنين دشمن درخواست كمك، توسط يگان احتياط را داشت، ليكن پاسخ منفي دريافت نمود. چنين به نظر مي‌رسد كه درگير شدن يگانهاي احتياط با حملات برق آساي يگانهاي تيپ 1 باعث دريافت پاسخ منفي شده است.» تيپ1 در ساعت 050230 گزارش داد كه گردان 136 تعداد زيادي از نفرات دشمن را اسير نموده و گردان 163 پياده در حال پيشروي به طرف خاكريز دوم مي باشد.

گزارش تيپ 2 در ساعت 050258 حاكي است كه يگانهايش موفق شده اند مواضع خط مقدم دشمن را كه در امتداد خط خيز سبز مي باشد، تصرف و تأمين  نمايند. در همين حال گزارش پست شنود تيپ حاكي است كه يگانهاي دشمن با كمبود مهمات مواجه هستند.

پس از عبور يگانهاي تيپ 3 از خط گردان 291 تانك، گردان مزبور به عنوان احتياط لشكر در جبهه شمال در نظر گرفته شد. برابر گزارش اين يگان، در ساعت 050305 تانكهاي دشمن كه در غرب كارون استقرار دارند، فعال شده، با تير اندازي به ساحل شرقي رودخانه تصميم به ايجاد مزاحمت در حركت يگانهاي تك ور تيپ3 را دارند. دستور داده شد كه عنصر آتش مركز عمليات تاكتيكي لشكر، اقدامات لازم را جهت اجراي سريع آتش سنگين روي تحركات دشمن در غرب كارون به عمل آورد.

در ساعت 0315 تيپ 3 اعلام نمود كه سطح رودخانه كارون را آتش فرا گرفته كنترل و فرماندهي يگان از پاسگاه فرماندهي كه در نزديكي آن قرار دارد مشكل شده است. دستور لشكر مبني بر تغيير مكان پاسگاه فرماندهي، در صورت جدي بودن خطر صادر گرديد و به موقع اين تغيير مكان صورت گرفت7.

لازم به ذكر است كه برادران سپاهی مستقر در دارخوين، به منظور جلوگيري از تقويت نيروهاي دشمن در شرق كارون، اقدام به پمپاژ مواد سوختي داخل لوله ها كه در حاشيه رودخانه بود. بر روي كارون نموده و با آتش زدن آن مانع تقويت نيروهاي دشمن در مدت شعله ور بودن آتش بر روي كارون گرديدند، اين اولين اقدام نا هماهنگي بود كه بدون اطلاع ستاد لشكر انجام گرديد، در نتيجه براي زماني محدود در سيستم كنترل و فرماندهي تيپ 3 ايجاد اختلال نمود. با تغيير محل پاسگاه فرماندهي، مشكل منتفي و عمليات بر روال پيش بيني شده خود ادامه پيدا نمود. تيپ2 در ساعت 050350 گزارش نمود كه هدفهاي واسطه تيپ (سعدون و صدام) در وراي خط سبز به تصرف در آمده، تك ادامه دارد.

در ساعت 050355 تيپ 3 با توجه به نگراني كه در جناح چپ خود داشت، درخواست نمود كه پيش بيني لازم جهت پوشش اين منطقه مبذول گردد. مركز عمليات تاكتيكي لشكر ضمن تأييد موضوع، با توجه به پيش بينيهاي انجام شده قبلي دستور آمادگي به هوانيروز جهت وارد عمل شدن در منطقه تيپ را صادر نمود، ضمناً به احتياط لشكر يعني گردان 134 پياده مستقر در منطقه نهر شادگان دستور داد با هماهنگي تيپ3 نسبت به شناسايي مواضع تعيين شده قبلي و اشغال آن در صورت نياز اقدام نمايد. (لازم به يادآوري است كه با توجه به وسعت منطقه، يگان مجاور، يعني تيپ1 نمي توانست پوشش جناح چپ تيپ3 را كاملاً برقرار نمايد)      

تيپ 1 گزارش نمود كه در ساعت 050450 گردان 136 پياده با مين گذاري روي جاه ماهشهر ـ آبادان مواجه شده، لذا پيشروي كند گرديده است، در عين حال گردان 163 پياده در جناح چپ همچنان به پيشروي ادامه داده، به خاكريز دشمن نزديك مي‌شود.

فرمانده گروهان2  گردان 163 پياده تيپ1 (شادروان سرهنگ پياده مسعود زنده روح كرماني) درباره عمليات گردان 163 چنين مي گويد : « بعد از ورود گردان به منطقه عمليات جنوب و انجام شناساييهاي دقيق، بالاخره عمليات ثامن الائمه با غافل گيري كامل آغاز گرديد. طرح گردان 163 در عمليات از اين قرار بود كه ابتدا گروهان يكم تك كند و خاكريز دشمن را تصرف نمايد، سپس گروهان دوم با عبور از خط گروهان يكم خاكريز دوم و سوم را به تصرف در آورد. سمت تك ما هم در ابتدا  لوله هاي نفتي بود كه در سمت راست جاده آبادان ـ اهواز كشيده شده بود. بعد از كشف تك، فشار دشمن از روبرو و از پهلو (جناح چپ) روي گروهان يكم زياد شد، به طوري كه قسمتي از اين يگان زمين گير شد. فرمانده گردان (زنده ياد سرهنگ منوچهر حق شناس) به من دستور داد يك دسته جهت كمك به گروهان يكم به فرماندهي ستوان ضيا محمودي اعزام نمايم. دسته اعزام شد، اما چون مسير حركت اين دسته نيز در امتداد حركت همان گروهان بود، ورود اين دسته هم مؤثر واقع نشد، ساعتي بعد فرمانده گردان مرا احضار كرد و با اضطراب گفت : سروان كرماني ! خاكريز يكم سقوط نكرده، ستوان محمودي نيز مجروح شده، احتياج به كمك بيشتري است. گفتم : « چشم، من با بقيه گروهان حركت مي كنم ولي نه از آن مسير، با شناخت خوبي كه از منطقه پيدا كرده بوديم بقيه گروهان را از فاصله300 متري آن منطقه در سمت راست حركت دادم. به معبر نزديك شديم به هنگام ورود به معبر متوجه تيراندازي يك قبضه تيربار دشمن كه بدون هدف اجراي آتش مي نمود و متأسفانه به صورت تصادفي در مسير ما مانع ايجاد كرده بود، شديم. يكي از سربازان خدمه آر پي جي را احضار كرده، دستور دادم به هر نحو ممكن اين تيربار را منهدم نمايد. با انهدام تيربار، سربازان در خاكريز دشمن رخنه كرده و در نتيجه سمت راست سقوط نمود حركت در امتداد خاكريز به طرف چپ ادامه يافت و نفرات زيادي از دشمن به اسارت گرفته شدند؛ در عين حال تعداد زيادي از پرسنل ما مجروح گرديدند. در اين شرايط كه هنوز در قسمت چپ منطقه عمل ما، شكافي در ميادين مين، جهت حركت خودرو يا آمبولانس ايجاد نگرديده بود، تخليه مجروحين مشكل بزرگي بود كه با آن مواجه بوديم. خط دوم و سوم سريعاً سقوط نمود، در كمال خوشحالي به پيشروي ادامه داديم. دشمن نيز فرار را برقرار ترجيح داده بود. قدري كه به جلو حركت كرديم با تماس با فرمانده گردان (زنده ياد حق شناس) گفتم: « من نمي‌دانم كجا بايد برويم! مي‌ترسم با يگان خودي كه در مقابل عمل مي‌كند برخورد كنيم. دستور چيست ؟ » فرمانده گردان پرسيد : « كجا هستيد، قاعدتاً بايد حوالي جاده شني باشيد ؟» گفتم : « از جاده شني عبور كرده ايم، يك خاكريز هم بعد از جاده شني است ». گفت : ديگر حركت نكن تا من بيايم. سربازان را پشت همان خاكريز آرايش داده منتظر فرمانده گردان شدم. بعد از مدت كوتاهي فرمانده گردان با يكي از برادران سپاه كه مسئول بسيجيهاي ادغام شده با ما بود به نام برادر اسدي رسيدند، از فرط خوشحالي دست انداختند به گردن ما و اشك شوق جاري ساختند، عمليات ادامه پيدا كرد. در آغاز روشنايي هنگامي كه به منطقه نگاه انداختم و مينهاي فراوان منطقه را ديدم تعجب نمودم كه چگونه ما شب گذشته از اين منطقه عبور كرديم و تلفات ناشي از مين نداشتيم، در حالي كه با شليك هر گلوله توپ و يا روشن كننده‌هاي دشمن، سربازان، خود را به زمين پرت مي كردند. گرچه معبر پاكسازي شده بود ولي به هر حال در شب تاريك احتمال انحراف از معبر محدود وجود داشت. به هر تقدير اين را نمي توان چيزي جز الطاف الهي محسوب نمود. (ياد شاد روان سرهنگ حق شناس و زنده ياد سرهنگ زنده روح كرماني گرامي باد «نگارنده»)    

بين ساعت 0445 تا ساعت 0500 بامداد، تعداد هفت گلوله توپخانه دور برد دشمن پاسگاه فرماندهي لشكر را مورد هدف قرار داد كه البته صدمه اي به تأسيسات لشكر وارد نيآمد. بنا به گزارش تيپ1، در ساعت 0525 اولين پاتك محلي دشمن در جناح راست تيپ 1 يعني منطقه عمل گروه رزمي 37 زرهي انجام گرديد كه موفقيتي براي دشمن در بر نداشت. پوشش هوايي كه قرار بود پس از آغاز عمليات در منطقه بر قرار شود تا ساعت 0545 بر قرار نشده بود و چون به وجود هوانيروز در منطقه نياز بود، به ناچار دستور داده شد، گروه تك هوانيروز جهت مقابله با تانكهاي دشمن كه آماده پاتك مي شدند، وارد عمل گردد. (سند 2)            

در ساعت 050614 دسك هوايي گزارش نمود كه، از ساعت 050610 پوشش هوايي در منطقه به وسيله نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران بر قرار گرديد.

در ساعت 050625 تيپ 1 گزارش نمود كه گردان 163 پياده در مقابل پاتكهاي شديد دشمن قرار گرفته، نياز به كار برد احتياط لشكر در منطقه مي باشد. مركز عمليات تاكتيكي لشكر با توجه به اينكه احتياط تيپ هنوز به كار نرفته بود، دستور داد در صورت لزوم از احتياط تيپ استفاده نمايند، ضمناً به گروه تك هوانيروز دستور داده شد كه در منطقه امين (تيپ 1) حضور پيدا نموده پشتيباني لازم را مبذول دارد.

در ساعت050642 تيپ1 درخواست نمود كه بر مبناي نياز گروه رزمي37 زرهي، تيم مين بردار در اختيار گذارده شود. بلافاصله يك تيم به استعداد دو نفر افسر، سه نفر درجه دار و يك نفر سرباز از طريق مهندسي لشكر اعزام گرديد.

در ساعت 050630 مجدداً تعداد 7 گلوله توپ به وسيله توپخانه دور برد دشمن به حوالي قرارگاه تاكتيكي لشكر شليك شد، كه مراتب به نزاجا گزارش گرديد. (اين آخرين آتشي بود كه از توپخانه دور برد دشمن بر روي پاسگاه فرماندهي لشكر اجرا شد)

در ساعت 050700 گزارش پست شنود تيپ 2 حاكي است كه فرماندهي دشمن در شرق كارون به ردة بالاي خود گزارش مي نمايد كه : « نيروهاي ايراني از طرف بايباد به طرف ما مي آيند، هيچ گونه مقاومتي نمي توانيم بكنيم» كد 82 مي گويد : « دارند نيروهاي ايراني به ما نزديك مي شوند» فرماندهي مي گويد : « مقاومت نماييد» آنها مي گويند : « ما هيچ گونه مقاومتي نمي توانيم بكنيم»

در ساعت 050710 تيپ 3 گزارش مي دهد كه گردان 148 كه در جناح چپ تيپ عمل مي نمايد، مشغول تحكيم هدف متصرفي است. گردان 110 نيز به حوالي هدف شمارة 2 رسيده است.

گزارش هوانيروز در ساعت 0715 حاكي از هم گسيختگي دشمن در غرب كارون مي باشد، به طوري كه نيروهايش در حال فرار مي باشند. تيم شنود تيپ 2 وضعيت دشمن را از ساعت 0745 تا 0805 چنين گزارش نموده است :

0745دشمن مي گويد : « واحدهاي ايراني از سه طرف به ما حمله نموده اند 1ـ از طرف پمپ بنزين 2ـ از طرف گردان تانك خالد 3ـ از طرف بايباد، افراد ايراني بي‌نهايت زياد هستند» (سند 3)      

در ساعت 0750 دشمن مي گويد : « شش دستگاه تانك به اضافه تعدادي اسلحه و نيرو، توسط نيروهاي ايراني از ما گرفته شده است» در همين زمان واحد عراقي با معرف 14 تقاضاي كمك هر چه بيشتر پياده و تانك را از فرمانده خود نموده است. فرمانده، دو دسته پياده اعزام نمود. در همين زمان واحد ديگر عراقي با كد 24 مرتباً از فرمانده خود درخواست كمك نموده و اظهار مي داشت كه در وضع خيلي بدي قرار دارد. (سند 4)

محل استقرار يگان با كد 14 در ايستگاه 12 به مختصات (69ـ40) بود كه توسط توپخانه روي آن اجراي آتش گرديد.

ساعت 0810 تيپ 2 گزارش نمود، كه گروه رزمي251 زرهي مأمور تأمين هدف تيپ و يگان مأمور تأمين جناح راست، به مقاومت دشمن بر خورد نموده، ضمناً گزارش نموده است كه آتش 130 م م دشمن روي ما اجرا مي گردد. مركز عمليات تاكتيكي از طريق عنصر پشتيباني آتش نسبت به خاموش نمودن توپخانه دشمن دستورات لازم را صادر نمود

تيپ 3 در ساعت 0830 گزارش نمود كه يك فروند بالگرد خودي، سانحه ديده و در خاكريزهاي منطقه تيپ 3 به زمين نشسته است8. همان گونه كه پيش‌بيني مي شد، از آغاز روشنايي دشمن مذبوحانه اقدام به انجام پاتك، بويژه در شمال منطقه كه مناسب مانور تانك بود نمود، به منظور پشتيباني از يگان عمل كننده كه گردان 148 پياده بود، گروه تك هوانيروز به سرپرستي سروان « اسوالد » در منطقه مهدي به پرواز در آمده، ضمن اجراي آتش، تعدادي از تانكهاي يگان پاتك كننده را منهدم، پاتك دشمن را تقريباً خنثي نمود. به هنگام مراجعت، يك فروند بالگرد كبري، به خلباني ستوان ناصر نژاد تقي مورد اصابت گلوله هاي دشمن واقع گرديد. اين بالگرد، با مهارت و رشادت خلبان آن توانست به هر طريق در خاكريز هاي اطراف گردان 148 پياده به زمين نشسته، خلبان و كمك خلبان به ياري رزمندگان حاضر در منطقه نجات پيدا نمودند. (سند 5)

با توجه به فعال شدن مجدد تعدادي از يگانهاي توپخانه دور برد دشمن كه تصور مي شد، پس از خنثي شدن توسط آتش ضد آتشبار، دوباره خود را باز يافته‌اند، لشكر عدم بمباران اين يگانها توسط نيروي هوايي را به نزاجا گزارش و در پيگيري لازم از طريق دسك هوايي خواستار فعاليت بيشتر نيروي هوايي در بمباران اهداف واقع در غرب كارون گرديد. (سند 6)

در ساعت 050830 تيپ 1 اعلام مي دارد كه اولين هدف واسطه تيپ يعني جاده ماهشهر آبادان توسط رزمندگان گروه رزمي 136 آزاد گرديد1 (سند 7) و تعدادي در حدود 65 نفر از نيروهاي دشمن به اسارت در آمدند، گردان 163 پياده در حال پيشروي است. برابر گزارش تيپ 3 در همين ساعت گردان 148 پياده با دفع پاتك دشمن و وارد كردن تلفات، توانسته است تعداد 39 نفر را به اسارت در آورد و اما تيپ 2 در ساعت 0835 اعلام نموده كه نياز به پشتيباني دارد. از آنجايي كه تيپ 2 در شرايط ويژه اي قرار داشت، بلافاصله به گردان 104 كه احتياط لشكر در منطقه فياضيه بود، دستور داده شد كه يك گروهان در كنترل عملياتي تيپ 2 قرار دهد9

در همين زمان پست شنود گزارش نمود كه فرمانده عراقي به گردانهاي مقداد و پياده موجود در منطقه ابلاغ نمود كه به خاكريزهاي دوم عقب نشيني نمايند.    

در ساعت 0835 ستاد لشكر 77 گزارش آخرين وضعيت خود را طي پيام شمارة 51/33/08/201ـ5 /7/60 به شرح زير به نزاجا اعلام نمود :

« تيپ 1 در جبهه ذوالفقاريه مشغول تأمين خط سبز مي باشد. تيپ2 در جبهه فياضيه خط سبز را تأمين و تك را به منظور تصرف هدف الف ادامه مي دهد. تيپ3 در جبهه دارخوين چهار كيلومتر پيشروي نموده و تك را به منظور تصرف هدف ب ادامه مي دهد. تلفات و ضايعات فراواني به دشمن وارد آمده و حدود 122 نفر به اسارت رزمندگان لشكر در آمده اند.» (سند 8)

در ساعت 0920 تيپ 1 گزارش نمود كه خط سبز واقع در منطقه تيپ به طور كلي به تصرف گردانهاي 136 و 163 در آمده، تك توسط گردان 163 به منظور تصرف هدف نهايي ادامه دارد.

در ساعت 0931 گردان 163 نيرويي در حدود 2 گردان را به اسارت در آورده با موفقيت به پيشروي ادامه مي دهد تيپ 2 نيز در ساعت 0931 گزارش نمود كه گروههاي رزمي تابعه، تعدادي اسير از دشمن را به عقب تخليه نموده اند

تيپ3 در ساعت 050945 اعلام مي دارد كه نيروهايش در روي خط سرخ مستقر بوده، دستور پيشروي به سوي هدف نهايي صادر گرديده، يگانها در حال عبور از خط سرخ مي باشند.

در ساعت 051015 ستاد عملياتي لشكر وضعيت عمليات را تا ساعت 0945 مورخ 5 مهرماه 60 به نيروي زميني گزارش نمود (سند 9)

در ساعت 051010 تيپ3 گزارش نمود، تعداد ده دستگاه تانك و نفربر را از دشمن به غنيمت گرفته، درخواست نموده تعدادي راننده جهت تخليه تانكهاي غنيمتي اعزام شود. بلافاصله به گردان 214 دستور داده شد تا نسبت به اعزام راننده اقدام نمايد.

مجدداً در همين زمان تيپ3 درخواست نمود كه به منظور پشتيباني از تك گروه رزمي 148 پياده و پوشش جناح چپ تيپ با كاربرد آتش اضافي، اقدامات لازم مبذول گردد، عنصر پشتيباني آتش مركز عمليات تاكتيكي دستورات لازم مبني بر پشتيباني آتش بيشتر صادر نمود كه در نتيجه يك تودة سنگين آتش به مدت 6 دقيقه طرح ريزي و در منطقه مورد نظر اجرا گرديد10.

در ساعت 051013 دسك هوايي اعلام نمود، در پي درخواست اجراي بمباران روي هدفهاي مورد نظر در غرب كارون، در ساعتهاي 1115 و1130 اين هدفها مورد تك هوايي قرار خواهند گرفت، مراتب به يگانهاي عمل كننده ابلاغ گرديد.

در ساعت 051016 برابر گزارش تيپ2 يك فروند هواپيماي دشمن در اثر تير اندازي يگانهاي پدافند هوايي در آبادان سقوط نمود.

در ساعت 051020 تيپ1 گزارش نمود كه گردان 163 پياده، با دستگير نمودن تعداد 400 نفر اسير از دشمن، هدف نهايي خود را كه هدف (پ) مواضع عمده يگانهاي احتياط دشمن بود به تصرف در آورده است2 (سند 10)

در ساعت 051046 تيپ3 اعلام نمود كه : با پشتيباني آتش مؤثر، پيشروي به سوي هدف مربوطه ادامه دارد، هدف در حال تأمين است، ليكن مجدداً دشمن در حال دور زدن ما از جناح چپ مي باشد، لذا نياز مبرم به پشتيباني آتش هوانيروز داريم.

همزمان شبكه اعلام خطر هوايي، وضعيت قرمز اعلام نمود، ليكن به دليل وضع اضطراري، مركز عمليات تاكتيكي به هوانيروز ابلاغ نمود كه در منطقه مهدي به پرواز در آمده، در خنثي نمودن تك نيروهاي دشمن، تيپ3 را پشتيباني آتش نمايد.

در ساعت 051056 تيپ3 گزارش نمود كه با به اسارت گرفتن تعداد زيادي از نيروهاي دشمن يگانهاي تيپ به هدفهاي واگذاري نزديك شده اند.

در ساعت 051100 پس از پشتيباني هوانيروز و توپخانه، تيپ3 گزارش نمود تعداد 70 نفر از نيروهاي دشمن را به اسارت گرفته و تعداد چهار دستگاه تانك را به غنيمت گرفته است، تيپ 3 اضافه مي كند كه : دشمن در حال فرار است.

برابر گزارش تيپ2، يگانها در دو كيلومتري هدف واگذاري بوده، همچنان پيشروي ادامه دارد.

در ساعت 051115 گزارش تيپ 1 حاكي از تصرف خاكريز مقدم دشمن در جناح راست تيپ توسط گروه رزمي37 بوده و اين رزمندگان تعداد هفت نفر از نيروهاي دشمن را اسير و يك دستگاه تانك را به غنيمت گرفته اند11.، ضمناً گردان 163 پياده به موازات گردان 122 پياده از تيپ 2 به سمت شمال در حال حركت و پاكسازي است

در ساعت 051125 پست شنود تيپ 2 گزارش مي دهد كه فرماندهي عمليات دشمن در شرق كارون با يك نفربر و دو دستگاه تانك تقاضاي كمك مي نمايد. بلافاصله مركز عمليات گزارش را به تيپهاي 1و3 جهت دستگيري آنان اعلام و جهت آگهي به نزاجا گزارش نمود.

در ساعت 051130 تيپ 3 گزارش نمود : « هدف تصرف، يگان آمادگي ادامه تك به سوي جنوب و كمك به تيپ2 را دارد، چه مقرر مي داريد ؟»12

مركز عمليات تاكتيكي لشكر پس از بررسي گزارش به دست آمده و تحليل شرايط موجود، قاطعانه به تيپ اعلام نمود كه : « مأموريت، تصرف هدف نهايي، تأمين پل و الحاق با تيپ 2 در نقطه الحاق، تمام» البته آمادگي و هم بستگي تيپ در آن شرايط در خور تحسين بود.

گزارش هوانيروز در ساعت 051135 حاكي است. يك دكل ديده باني دشمن و چندين خودرو و 4 دستگاه تانك و تعدادي از پرسنل دشمن را منهدم نموده است.

در همين زمان تيپ3 اعلام نمود كه تعداد 4 عراده توپ، 10 دستگاه خودرو سالم به غنيمت گرفته و تعداد 150 نفر از دشمن را اسير نموده است. مراتب به نيروي زميني گزارش و به يگانها ابلاغ شد. مركز عمليات تاكتيكي پس از دريافت گزارش موفقيت آميز تيپهاي 1و3 در ساعت 1200 به يگانهاي موصوف دستور تحكيم هدف و تجديد سازمان داده وبه تيپ2 تسريع در تصرف هدف الف را ابلاغ نمود.

در ساعت 051225 تيپ2 گزارش نمود كه در حوالي هدف به مقاومت زياد دشمن برخورد نموده است. مركز عمليات تاكتيكي لشكر پس از بررسي وضعيت به گردان 256 تانك كه احتياط لشكر در منطقه ذوالفقاريه بود، دستور داد با هماهنگي تيپ2، به منظور پشتيباني از عمليات تيپ وارد عمل شود.13

تيپ2 در ساعت 051322 به نقل از شبكه شنود گزارش نمود كه : « نيروهاي ايراني تصميم دارند پل را تخريب نمايند، در صورت اقدام به اين عمل نصف نيروهاي ما در آن سوي رودخانه باقي خواهند ماند» گرچه لشكر چنين تصميمي نداشت، ليكن مراتب جهت هوشياري به تيپهاي 1و3 ابلاغ گرديد.

تيپ1 گزارش داد : تيپ10 زرهي دشمن كه مجهز به تانك تي72 مي باشد، هم اكنون در غرب كارون جهت پشتيباني يگانهاي شرق كارون براي عبور آماده مي باشد. مركز عمليات تاكتيكي لشكر به هوانيروز دستور داد جهت شناسايي و انهدام هدف مورد نظر اقدام نمايد. هوانيروز در ساعت 1400 عزيمت بالگردها را به منطقه اعلام نمود.

در ساعت 051410 تيپ2 گزارش نمود كه هدف تيپ2 (هـ الف) تصرف، پل، تأمين؛ يگانها، مشغول تحكيم مواضع و هماهنگي با تيپ3 مي باشند. ستاد لشكر ضمن قدرداني از تيپ به تحكيم هدف توصيه نمود14

تيپ3 در ساعت 051445 گزارش نمود در حالي كه يك فروند بالگرد دشمن در حال عمليات تهاجمي روي نيروهاي خودي بود، توسط يكي از خدمه هاي موشك تاو گردان 148 پياده به نام گروهبان هاشمي مورد هدف قرار گرفته و ساقط گرديد. گروهبان ياد شده، با اعطاي يك درجه ترفيع، مورد تشويق قرار گرفت. توضيح اينكه نامبرده هم اكنون (سال1380) با درجه ستوان سومي در عقيدتي سياسي لشكر 77 انجام وظيفه مي نمايد15.

گزارش تيپ2 در ساعت051500حاكي است : « فرماندهي دشمن براي ترميم پل آسيب ديده حفار از مهندسي كمك خواسته است. همچنين تعداد دو كاميون مهمات تانك و دو دستگاه آمبولانس از خرمشهر به طرف نيروهاي عراقي در حركت هستند. ضمناً يك كاميون دشمن روي پل قرار گرفته و نيروهاي عراقي تلاش مي كنند كاميون مزبور را عقب كشيده راه فرار پيدا كنند.»

توپخانه لشكري گزارش نمود كه در ساعت 1510 يك فروند جنگنده دشمن در ارتفاع بالا مواضع يگانهاي توپخانه (كاتيوشا) و 175م م مستقر در دارخوين را با راكت و تيربار مورد حمله قرار داده اما خوشبختانه آسيبي به آنها وارد نيامده است.

در اين مورد، مركز عمليات تاكتيكي لشكر ضمن اينكه از طريق عنصر پدافند هوايي به يگانهاي پدافند هوشياري لازم را داد، در مورد چگونگي عدم وجود پوشش هوايي از دسك توضيح خواست.

در ساعت 051600 تيپ3 گزارش نمود كه پرسنل تأمين تيپ با تيپ2 هماهنگي و در منطقه ارجاعي الحاق حاصل نموده، در حال حاضر مشغول تحكيم هدف و تجديد سازمان مي باشند16. دستور لشكر : « موفق باشيد خاتمه تحكيم هدف را گزارش كنيد»

در همان زمان، تيپ2 به نقل از شبكه شنود اعلام نمود : « مهمات نيروهاي عراقي كه در برابر نيروهاي ايراني مي باشند، تمام شده و تقاضاي مهمات نموده اند، نيروهاي عراقي و ايراني بيش از 500 متر از يكديگر فاصله ندارند و نيروهاي عراقي واپسين دقايق مقاومت خود را مي گذرانند.»

مجدداً به نقل از همان شبكه، تيپ2 اعلام مي كند : « هفت كاميون حامل پل از خرمشهر به طرف نيروها در حركت هستند، ضمناً گروه مهندسي پل مشغول مرمت پل مورد نظر مي باشد.»

در ساعت 051620 تيپ1 گزارش مي دهد : « حدود 60 دستگاه تانك سالم از دشمن در منطقه گردانهاي 136 و 163 موجود است، مقرر فرمايند در مورد تخليه آنان اقدام شود.» به گردان 246 تانك ابلاغ گرديد تانكهاي غنيمتي را به عقب تخليه نمايد.

گزارشهاي پست شنود گرچه حاكي از اين است كه شيرازة دشمن در شرق و غرب كارون از هم پاشيده شده است، ليكن بيانگر مقاومتهايي نيز هست كه در شرق كارون هنوز از دشمن ديده مي شود.

در عين حال فرماندهي و ستاد لشكر به منظور استفاده از موفقيت در ساعت051620 دستور جزء به جزء شماره  ……. را  صادر و با دريافت گردان 207 تانك از لشكر92زرهي، پشتيباني لازم را جهت ايجاد سرپل در غرب كارون نمود. (سند 11)

همچنين، طي پيامي جداگانه به گردان مهندسي ابلاغ نمود كه در تهيه مواضع و ايجاد ميادين مين در جلوي آنها در غرب كارون همكاري لازم مبذول دارد. ضمن اينكه براي توسعه سرپل به طور قطع مي بايست نيروي مورد نياز از ردة بالا واگذار مي گرديد. ستاد لشكر پيش بيني نمود در صورتي كه با استفاده از تزلزلي كه در نيروهاي دشمن به وجود آمده بتوان حداقل سرپلي را در آن سوي رودخانه به تصرف در آورده تسهيلي خواهد بود، براي عمليات آتي.

در ساعت 051750 تيپ2 بر مبناي گزارش شبكه شنود اعلام نمود : « برابر آخرين وضعيت، نيروهاي عراقي در نزديكي پل دچار اشكالات زيرند : مهمات از انواع مختلف پايان پذيرفته، از تيپ زرهي نصف آنها باقي و بقيه تانكها و نفربرها منهدم شده اند. عين پيام فوق به يگانهاي تابعه ابلاغ گرديد.

در ساعت 051800 گزارش نوبه اي عملياتي لشكر به نزاجا و ساير يگانها صادر گرديد. (سند 12)

در ساعت 051830 پيرو دستور جزء به جزء از يگانها خواسته شد كه نتيجه تحكيم و تثبيت مواضع جديد خود را حداكثر تا ساعت2100 گزارش نمايند.

پس از دريافت پيام تحكيم مواضع توسط تيپها، پيام شمارة 129/33/08/201/5/7/60 به منظور استفاده از موفقيت و در راستاي دستور جزء به جزء صادره از سوي ستاد لشكر به تيپهاي 1 و2 و3 و گردانهاي 256 و207 صادر گرديد.

پاكسازي دشمن در مناطق يگانها ادامه داشت، گروه رزمي 37 كه در جناح چپ تيپ3 عمل مي نمود، به منظور جلوگيري از آسيب رسيدن به يگان مجاور خود، (تيپ 3) كه در حين عمل بين آنها فاصله زيادي ايجاد شده بود، درخواست واگذاري طپانچه با گلوله سبز را نمود تا با شليك آن هماهنگي لازم را با تيپ 3 به عمل آورد. با توجه به در دسترس نبودن طپانچه مورد نظر دستور داده شد، به نحو ديگري هماهنگي ايجاد نمايند. ضمن اينكه به هر دو يگان دستورات لازم در اين زمينه داده شد.

در ساعت 051955 گزارش تيپ3 حاكي از آن بود كه برادران سپاه پاسداران قسمتي از پل( مارد – قصبه ) را منفجر نمودند.

توضيح : اين اقدام بدون هماهنگي با تيپ 3 و در نتيجه با مركز عمليات تاكتيكي لشكر انجام گرديد. استنباط لشكر از اين اقدام نا هماهنگ اين بود كه برادران همچنان دل نگران تقويت نيروهاي دشمن از غرب كارون بودند و بدين وسيله تلاش مي نمودند تا اين مقدورات را از دشمن بگيرند و حال آنكه تلاش مركز عمليات تاكتيكي لشكر بر آن بود تا حتي المقدور از تخريب پلها خودداري گردد، زيرا احتمال بهره برداري و عبور از آن براي تصرف سر پل وجود داشت.

در ساعت 052045 پاسگاه ردة عقب لشكر بر مبناي گزارش تيپ1 لشكر92 زرهي ( يگان مجاور راست لشكر ) اعلام نمود كه در ساعت 052030 يك ستون عظيم خودرويي دشمن با چراغ روشن از طرف جنوب كرخه كور به طرف دارخوين در حركت ديده شده است.

گزارش تحركات دشمن و حضور تيپ 10 زرهي در غرب كارون كه قبلاً دريافت شده مجموعه عواملي بودند كه احتمالاً انگيزه اي براي اقدام به تخريب پل توسط رزمندگان سپاه گرديده است.

در ساعت 052140 و 052345 گزارشهاي به دست آمده از يگانهاي تابعه گوياي تصرف و تحكيم هدفهاي متصرفي بود.

توضيح : در ادامه اجراي عمليات موفقيت آميز رزمندگان لشكر، در 24 ساعت اول نبرد، مركز عمليات تاكتيكي لشكر طي پيامي بر ادامه اجراي عمليات بر مبناي دستور عملياتي ثامن الائمه (ع) تأكيد نمود.

همچنين به منظور تقويت روحيه رزمندگان، پيامهايي كه حاكي از قدرداني لشكر از رزمندگان بود به كليه يگانها ابلاغ و جهت آگهي به نيروي زميني گزارش گرديد. (سندهاي 13 و 14)

از سوي ديگر معاونت اطلاعات و عمليات نيروي زميني كه عمليات رزمندگان لشكر77 و ساير نيروهاي عمل كننده را تعقيب مي نمود، طي پيامي حماسي واژه «پيروز» را زينت بخش نام لشكر77 نمود. (سند 15)

روز دوم عمليات تاريخ : ششم مهر 1360

در ساعت 060125 پاسگاه رده عقب لشكر به مركز عمليات اعلام نمود كه يك ستون نظامي از موسيان به طرف جنوب در حركت مي باشد.

در ساعت 060400 نيروي دريايي نيز اعلام نمود كه احتمال يك تك همه جانبه از سوي نيروهاي دشمن در ساعت 0500 صبح روز ششم محتمل مي باشد.

در ساعت 060600 آخرين وضعيت عملياتي لشكر به نيروي زميني مخابره شد، ضمناً تعداد اسراي تخليه شده تا ساعت 0700 صبح به هزار و پانصد نفر رسيد.

در ساعت0700 بامداد، پيرو دستورات قبلي به منظور استفاده از پيروزي به دست آمده و راهنمايي يگانها جهت تأمين سر پل، پيامي به يگانها صادر گرديد. (سند 16)

با توجه به اطلاعات متعددي كه از حضور نيروهاي دشمن و قصد حمله آنان بويژه، حملات شيميايي، در منطقه وجود داشت، دستورات مراقبتي به منظور مقابله با جنگ شيميايي دشمن به يگانها صادر گرديد.

از اين زمان يعني ساعت 060845 تا ساعت 061030 تيپهاي 1 و 3 مشغول پاكسازي منطقه مربوطه بوده و اهداف متصرفي را تحكيم نمودند. گزارشهاي تيپ2 كه منحصراً مربوط به پيامهاي دريافتي از پست شنود بود، حاكي از اضمحلال يگانهاي زرهي دشمن، بويژه گردانهاي خالد و مقداد بود كه با آتش پرحجم توپخانه و حركت برق آساي نيروهاي ايراني قدرت تحرك و حتي عقب نشيني يگانهاي دشمن را از او سلب نموده اند. آخرين گزارش تيپ، احتمال تك دشمن با به كارگيري نيروهاي تازه نفس بود. از طرفي، گزارشهاي به دست آمده حاكي از حضور و فعاليت قسمتي از نيروهاي عراقي در شرق كارون بود كه هنوز پاكسازي نشده بودند.

در ساعت 061030 تيپ2 گزارش نمود كه در ساعت 0900 تعداد شش فروند هواپيماي دشمن در حالي كه بر فراز نيروهاي خودي در آبادان در پرواز بودند، يك فروند مورد هدف جنگ افزارهاي پدافند هوايي واقع و يك فروند ديگر نيز مورد اصابت موشك هواپيماهاي شكاري نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران قرار گرفته و سرنگون گرديدند.

در ساعت 061030 تيپ3 گزارش نمود كه برابر اطلاعات به دست آمده از يگانهاي در خط، پل حفار كه هدف واگذاري به تيپ2 مي باشد، هنوز تأمين نگرديده است.

طي پيامي از تيپ2 خواسته شد كه با توجه به گزارش تيپ3 و پيام ارسالي از آن يگان ( تيپ2 ) در ساعت 051410، ضمن دادن توضيح، سريعاً نسبت به پاك نمودن منطقه و تأمين پل اقدام و نتيجه را گزارش نمايد. (سند 17)

در ساعت 061045 تيپ2 از قول شبكه شنود اطلاع داد كه گردان مقداد به فرماندهي خود چنين گزارش داد : « نيروهاي پياده دشمن (نيروهاي ايراني) در 150 متري ما قرار دارند، نيروهاي پياده ما عموماً كشته و يا فرار نموده اند. كمك، كمك.» و سپس صداي آنها قطع گرديد.»

در ساعت 061100 برابر گزارش پست شنود تيپ2 : «نيروهاي ايراني نيروهاي عراقي را از سه جهت زير آتش توپ و سلاحهاي مختلف قرار داده اند، تيپ44 پياده به طرف پل مارد در حركت است. واحدهاي پياده گردان مقداد به كلي منهدم شده و فقط تانكها عمل مي كنند.»

در ساعات اوليه روز ششم، با توجه به اطلاعات به دست آمده از تقويت نيروهاي دشمن در غرب كارون، مركز عمليات تاكتيكي لشكر طي پيامي كه از طريق افسر رابط هوايي صادر گرديد، درخواست بمباران منطقه مزبور را نمود. از طرف ديگر با توجه به شكست فاحش ارتش عراق در شرق كارون و گزارشهاي به دست آمده مبني بر احتمال تك همه جانبه دشمن، مركز عمليات تاكتيكي لشكر طي پيامي از لشكر92 زرهي كه در جناح راست لشكر مستقر بود، درخواست نمود كه ضمن ابلاغ به يگانهاي تابعه، مراتب هوشياري نيروهاي مستقر در خط مقدم را توصيه نمايد.

در ساعت 061120 برابر گزارش ديدبان مقدم توپخانه، منطقه غرب كارون توسط هواپيماهاي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران بمباران گرديد.

مجدداً در ساعت 061130 به فاصله 10 دقيقه پس از بمباران اوليه، منطقه غرب كارون، مواضع يگانهاي تقويت كننده دشمن، توسط جنگنده هاي نيروي هوايي بمباران گرديد.

در ساعت 061135 پست شنود تيپ2 گزارش داد كه گردان 3 تيپ44 به فرمانده اش مي گويد : مهمات ما در حال تمام شدن است، هر چه زودتر مهمات بفرستيد، تعداد كشته ها زياد است، بعضي از واحدهاي تيپ10 و واحد هاي باقيمانده مقداد از پل گذشته و مشغول عقب نشيني هستند.

اين گزارش پست شنود نشان دهنده آن است كه احتمالاً تأمين پل در حدي نبوده است كه مانع از فرار دشمن گرديده باشد.

در ساعت 061206 تيپ2 گزارش نمود كه نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران براي سومين مرتبه اهداف واگذاري در غرب كارون را بمباران نمود.

در ساعت 061230 تيپ2 درخواست نمود به منظور پشتيباني آتش از يگانهاي تك ور و مقابله با تانكهاي دشمن در منطقه حفار شرقي، گروه تك هوانيروز اعزام گردد.

بلافاصله گروه تك هوانيروز به منطقه كهتر به پرواز در آمده با آتش سنگين و مؤثر خود به مدت يك ساعت از رزمندگان تيپ2 پشتيباني نمود.

در ساعت 061415 تيپ2 گزارش نمود كه پل حفار شرقي به سختي آسيب ديده، به نحوي كه تانك قادر به عبور از روي آن نيست. مقاومتهاي دشمن در شرق كارون توسط يگانهاي تيپ در حال پاكسازي مي باشند.

با توجه به گزارشهاي به دست آمده در همان زمان، يعني ساعت 061415 مركز عمليات تاكتيكي لشكر به فرماندهي تيپ ابلاغ نمود : « در صورتي كه تيپ احساس مي كند با توجه به شرايط موجود در تأمين هدف با مشكل مواجه است اعلام نمايد، تا نسبت به تقويت و اعزام نيروي كمكي اقدام بايسته صورت پذيرد.»

تيپ در پاسخ اعلام نمود كه 95 % از هدف تأمين شده، يگانها در حال تحكيم كامل هدف مي باشند.

در ساعت 061445 ركن دوم لشكر اعلام نمود كه تيپ 10 زرهي كه جهت پشتيباني از يگانهاي عمل كننده وارد منطقه شده بود، پس از تلفات نسبتاً زيادي كه متحمل شده در حال عقب نشيني است.

در ساعت 061500 فرماندهي تيپ3 در پاسخ به پيامي كه خواسته شده بود نسبت به ايجاد سرپل مناسب، اقدام سريع مبذول داشته و مختصات نقطه الحاق به تيپ2 را گزارش نمايند. اعلام نمود : « به علت تخريب قسمت جلويي پل مارد، توسط سپاه پاسداران، همچنين با توجه به شدت آتش در آن سوي رودخانه، امكان تأمين سر پل در ساحل دور رودخانه وجود ندارد.» (سند 18) ضمناً نقطه الحاق همان نقطه اي است كه روي كالك عمليات ثامن الائمه (ع) مشخص گرديده است.

در ساعت 061500 پست شنود تيپ 2 اعلام نمود : گردان 3 تيپ 44  اظهار مي دارد كه يكي از گردانهايي كه با من همكاري مي كرده است، توسط نيروهاي ايراني به كلي منهدم شده است.

در ساعت 061609 تيپ1 گزارش استقرار يگانهاي خود را پس از تحكيم هدف بدين شرح به مركز عمليات تاكتيكي اعلام نمود : « گردان163 در خاكريزهاي هدف، گروه رزمي37 در خاكريزهاي سمت راست و گروهان سوار زرهي در سمت چپ، گردان136 پياده احتياط. دستور داده شد تيپ1 كالك گسترش يگانهاي خود را ارسال نمايد.»

در ساعت 061820 تيپ2 گزارش نمود : « به طور كلي تأمين پل و شرق كارون، در منطقه واگذاري بر قرار گرديده، مأموريت به طور كامل اجرا شده است»17.

گرچه، قبلاً و در پيام ساعت 1410 روز پنجم مهر ماه تصرف و تأمين هدف توسط تيپ2 اعلام شده بود 18، گزارش و اطلاعات مختلف دريافتي و بالاخص آخرين پيام فرماندهي تيپ2، براي مركز عمليات تاكتيكي اين نكته را تقريباً روشن ساخت كه، انجام كامل مأموريت تيپ2 در ساعت 1820 روز ششم صورت گرفته است.

در ساعت 062210 تيپ2 گزارش داد كه يك دستگاه تانك و يك انبار مهمات دشمن در حفار شرقي به آتش كشيده شد.

در اواخر ساعات روز ششم، آخرين وضعيت عملياتي يگانهاي تحت كنترل لشكر77 طي پيامي به نيروي زميني و فرماندهي يگانهاي عمده صادر گرديد. (سند 19)

ضمناً طي پيامي ديگر از يگانهاي عمل كننده خواسته شد كه از جمع آوري غنائم خودداري نموده، هماهنگيهاي لازم را در محل الحاق به عمل آورند. (سند 20) (هدف از صدور اين دستور اين بود كه تا تحكيم كامل هدف و بر قراري تأمين لازم توجه پرسنل و يگانهاي عمل كننده، بويژه نيروهاي بسيج از انجام مأموريت منحرف نگردد.)

بدين ترتيب از ساعت 1820 روز ششم مهر ماه، شرق كارون به تصرف كامل رزمندگان لشكر77 پياده در آمده، يگانها به پاكسازي منطقه و جمع آوري اسرا پرداختند.

در آغاز روز هفتم دشمن در نهايت عجز مبادرت به انفجار پل نيمه تخريب حفار در منطقه غربي آن نمود و بدين ترتيب با تخريب پلهاي موجود، به طور كامل ارتباط غرب و شرق رودخانه قطع گرديد. (سند 21)

در ساعات پاياني روز هفتم مهرماه گزارش رسيد كه هواپيماي سی-130، نيروي هوايي كه حامل تعدادي از افسران و مقامات نظامي ارتش جمهوري اسلامي بوده است، در اثر سانحه هوايي سقوط نموده و در اثر آن سرتيپ فلاحي، نامجو، فكوري برادر كلاهدوز و برادر جهان آرا و جمعي ديگر از فرزندان رشيد ارتش جمهوري اسلامي به درجه رفيع شهادت نايل گرديده اند. لشكر77 ضمن اظهار تأسف از اين واقعه، مراتب تأثر خود را به فرماندهي نيروي زميني اعلام نمود. « روانشان شاد باد».

از آنجايي كه برابر گزارشهاي به دست آمده اولاً پلهاي موجود در حفار و قصبه به طرق مختلف غيرقابل استفاده گرديده، ثانياً دشمن نيز در غرب كارون تجديد سازمان نموده و در حال آمادگي به سر مي برد، امكان عبور از رودخانه، آن هم به وسيله قايقهاي هجومي امكان پذير نبوده و مطمئناً با شكست مواجه مي شد. لذا پس از بررسي گزارشهاي به دست آمده پيرامون وضعيت پلها، آمادگي دشمن‌، مقدورات خودي و جمع بندي كليه عوامل، مركز عمليات تاكتيكي به اين نتيجه رسيد كه در حال حاضر عبور از رودخانه امكان پذير نبوده، به طور قطع منجر به شكست خواهد شد. لذا ضمن ارائه نتيجه بررسي به فرماندهي لشكر، مقرر گرديد مسئله تصرف سر پل در آن سوي رودخانه فعلاً منتفي گردد. بديهي است پيش بيني اين اقدام در روز پنجم مهر ماه، پس از آغاز درخشش خورشيد پيروزي، از نظر ستادي به همان اندازه لازم به نظر مي رسيد كه عدم اجراي آن در روز هشتم.19

در بعد از ظهر روز هشتم مهر ماه، آمار تلفات و ضايعات لشكر تا ساعت مخابره پيام (1800) به معاونتهاي ذي ربط نيروي زميني مخابره گرديد. (سند 22) اين تلفات تا پايان روز هفتم مهرماه شامل 243 نفر شهيد، 763 نفر مجروح و 11 نفر مفقود بوده است. (اين آمار شامل نظاميان و بسيجيان مي باشد)

گزارش تلفات نيروهاي دشمن نيز به نزاجا ارسال گرديد. (سند 23)

در اين عمليات فرمانده گردان 110 پياده سرگرد پرويز حبراني از تيپ3 هنگامي كه از استقرار يگان خود برابر دستور لشكر (نقشه شماره 13) بازديد مي نمود، در روي محوري كه به پل قصبه منتهي مي شد در اثر تيراندازي دشمن به درجه رفيع شهادت نايل آمد. روانش شاد.

بدين ترتيب، تا اين زمان يعني دهه يكم مهرماه 60 لشكر77 چهارمين فرمانده گردان خود را در راه حفظ و باز پس گيري قسمتي از سرزمين مقدس ايران اسلامي در منطقه آبادان فدا نمود.

اين سرداران غيور عبارتند از شهيد سرهنگ2 محمود منظم تولايي فرمانده گردان 129، شهيد سرگرد نسطورفر فرمانده بعدي گردان 129، شهيد سرگرد فرامرز عباسي سرپرست گردان 104 پياده و شهيد سرگرد پرويز حبراني فرمانده دلاور گردان 110 پياده.

 

« پروردگارا تو را سپاس كه به بركت خون همه شهيدانمان ما را در اين عمليات خطير استعانت فرمودي»

با طليعه خورشيد پيروزي، پيام تبريك فرماندهان ارتش و سپاه به حضور فرماندهي كل قوا تقديم كه رهبر انقلاب و بنيان گذار جمهوري اسلامي، با ارج نهادن به مجاهدت رزمندگان اسلام و كسب پيروزي در اين عمليات آنان را مورد تقدير قرار دادند.

تيمسار سرتيپ فلاحي، تيمسار سرتيپ ظهير نژاد و جناب آقاي محسن رضايي ايدهم الله تعالي

تلگراف شما در خصوص فتحي بزرگ كه خداوند تعالي نصيب ارتش، نيروي هوايي و هوانيروز، سپاه پاسداران، بسيج، ژاندارمري، فدائيان اسلام و ساير نيروهاي مردمي فرموده و محاصره آبادان به طور كامل شكسته شده است واصل گرديد. اين پيروزي بزرگ را به فرماندهان تمامي نيروهاي مسلح سربازان ارجمند و سپاهيان نيرومند تبريك مي گويم و اميد است اين سرافرازيها را كه براي اسلام و ميهن فراهم مي كنند منظور نظر مبارك ولي الله الاعظم بقيت الله ارواحنا له الفداء باشد و آخرين پيروزمندي را كه بيرون راندن نيروهاي متجاوز كافر از سرزمينهاي ميهنمان است ملت شريف به زودي مشاهده كند. اينجانب به اسم ملت بزرگ ايران از رزمندگان دلير ارتش و سپاه و ديگر قواي مسلح ايدهم الله تعالي تقدير و تشكر مي كنم، از خداوند متعال توفيق، نصرت و عظمت اسلام و مسلمين و به خصوص نيروهاي مسلح اسلامي را خواستارم.                                         

 

والسلام عليكم روح الله الموسوي الخميني

                                                                                       5/7/60

  محضر مبارك حضرت امام خميني رهبر كبير انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و فرماندهي كل قوا.

در اجراي فرمان آن امام امت داير بر شكستن حصر آبادان و انهدام نيروهاي متجاوز در شرق كارون بر اساس طرح پيشنهادي نيروي زميني و سپاه و شوراي عالي دفاع كه در حضور جنابعالي ارائه و مورد تصويب قرار گرفت، در سحرگاه روز پنجم مهرماه با شركت لشكر 77 تقويت شده خراسان و سپاهيان انقلاب و نيروي هوايي و هوانيروز و ژاندارمري و فدائيان اسلام و ساير نيروهاي مردمي اجرا و ظرف چند ساعت با اجراي يك مانور ماهرانه، نيرويي از دشمن متجاوز عراق به استعداد يك لشكر تقويت شده اسير، مجروح، منهدم و متواري گرديد، شمال آبادان و شرق رود كارون باز پس گرفته شد و به طور كلي محاصره آبادان شكسته شد. ارتش جمهوري اسلامي ايران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اين پيروزي را مرهون لطف خداوند و رهنمودهاي امام امت مي دانند و اين پيروزي را به امام امت و ملت ايران تبريك عرض مي كنند.»

جانشين رئيس ستاد مشترك ارتش جمهوري اسلامي ايران سرتيپ ولي الله فلاحي

فرمانده نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران سرتيپ قاسمعلي ظهير نژاد

فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي محسن رضايي

 

****

 

نتايج عمليات

اجراي موفقيت آميز عمليات ثامن الائمه (ع) حداقل داراي دو نتيجه كلي بود :

نتيجه يكم : نتيجه فيزيكي و قابل لمس آن بود كه در هر عملياتي بويژه عمليات موفقيت آميز از آثار عمدة آن مي باشد.

در اين عمليات، نتايج فيزيكي حاصله چنين گزارش شده است :

ـ آزاد سازي قسمتي از سرزمين مقدسمان كه مساحت آن حدود 150 تا 200 كيلومتر مربع مي باشد.

ـ به اسارت در آوردن حداقل1700 نفر از نيروهاي متجاوز مستقر در شرق  كارون.

ـ به غنيمت گرفتن 180 دستگاه تانك و نفربر سالم و سوخته.

ـ به غنيمت گرفتن 301 دستگاه انواع خودروهاي سبك و سنگين چرخدار سالم و سوخته.

ـ به غنيمت گرفتن ده دستگاه لودر و وسايل سنگين مهندسي.

ـ به غنيمت گرفتن تعداد زيادي سلاح سبك شامل تير بار، تفنگ و غيره.

ـ به غنيمت گرفتن تعدادي موشك انداز ميلان و پان هارم.

ـ به غنيمت گرفتن تعداد زيادي انواع توپهاي صحرايي و ضد هوايي.

ـ به غنيمت گرفتن ميزان معتنابهي مهمات از انواع مختلف.

نتيجه دوم : دستاوردهاي معنوي و آرماني عمليات، كه برجسته ترين آنها را مي‌توان جنبه رواني آن محسوب نمود، زيرا از اهميتي به مراتب والاتر و ارزشمندتر برخوردار است. زيرا همان گونه كه خوانندگان محترم امعان نظر فرموده اند، در طول يك سال كه از تجاوز دشمن گذشته بود نيروهاي ما با وجود تلاش و ايثار فراوان نتوانستند در صحنه نبرد ضربتي قابل توجه به دشمن متجاوز وارد نمايند و اين خود باعث تجري و دلسردي و يأس نيروهاي خودي گرديده، در عين حال موجبات نگراني فرماندهان و مسئولان نظام جمهوري اسلامي ايران و دلسوزي نيروهاي رزمنده را نيز فراهم كرده بود.

اجراي عمليات گام به گام و محدود و غالباً موفقي كه از بدو ورود لشكر77 به منطقه آغاز شده بود، بتدريج نيروي روحي و رواني فرماندهان و بويژه پرسنل عمل كننده را قدرت و قوت بخشيد، به طوري كه با اجراي موفقيت آميز عمليات ثامن‌الائمه (ع) توان رواني نه تنها يگانهاي عمل كننده، بلكه همه نيروهاي مسلح و مردم هميشه در صحنه، به سطحي بالا ارتقا يافته و اتكا به نفس و خود باوري در اضمحلال دشمن متجاوز در حد عالي در كليه رده ها به وجود آمد و به فرماندهان و پرسنل ستاد نيز اطمينان خاطر داد كه هر قدر پيش بيني طرحها و اجراي عمليات بر مبناي اصول و موازين علمي نظامي تهيه و اجرا گردد، ميزان موفقيت آن بيشتر و محرزتر خواهد بود. البته نا گفته نبايد گذاشت كه شرايط زمان و مكان نيز يكي از نكات بسيار مهمي است كه در طرح ريزي و اجراي صحيح يا در  طرح ريزي و اجراي نادرست آن تأثيرگذار مي باشد.

به هر تقدير، طرح ريزي نسبتاً دقيق عمليات ثامن الائمه، شامل به كارگيري منطقي و اصولي امكانات موجود، از قبيل نيروي هوايي، هوانيروز، پدافند هوايي، توپخانه صحرايي (در همه ابعاد تاكتيك و تكنيك آن) كاربرد صحيح يگان مهندسي و مخابرات و غيره، در نظر گرفتن اصول متقن جنگ در ميدان نبرد، به دور از فضا و جو سياسي موجود، آن چنان آثاري از خود به جاي گذاشت كه امواج بر انگيخته شده از آن، عملياتهاي پيروزمند آتي را ميسر ساخت.

تحليل ركن سوم لشكر در آن زمان نيز مؤيد فاكتورهاي ذكر شده فوق در عمليات ظفرمند ثامن الائمه (ع) است. (سند 24)

موفقيت اجراي طرح مزبور در آن شرايط در حدي بود كه در روز9 مهر ماه معاون آموزشي نيروي زميني از معاونت اطلاعات و عمليات درخواست واگذاري يك نسخه طرح عمليات ثامن الائمه (ع) را نمود تا توسط اساتيد دانشكده فرماندهي و ستاد مورد بررسي و بهره برداري قرار گيرد .

دستاورد عمليات ظفرمند ثامن الائمه، با نثار خون پاك شهيدان و مجاهدات همه رزمندگان سلحشور اسلام، سرآغاز پيروزي و خلق حماسه‌هاي ديگري چون طريق القدس (آزاد سازي بستان)، فتح المبين (آزاد سازي غرب كرخه و ابوصليبي خات) بيت المقدس (آزاد سازي غرب كارون و خرمشهر) و نهايتاً پاكسازي خاك مقدس ميهن اسلامي از وجود متجاوزان بعثي گرديد.

جا دارد بار ديگر ياد شهيد سرلشكر فلاحي جانشين رياست ستاد مشترك، شادروان سرلشكر  ظهير نژاد فرمانده نيروي زميني وقت و همه شهيداني كه در اين عمليات ظفرمند، هستي خود را به بهاي حفظ استقلال، عزت و سربلندي سرزمين اسلامي تقديم نمودند گرامي بداريم. روانشان شاد و الطاف بي كران الهي توشه راهشان باد.

در انتها شايسته است كه به تلاش و مجاهدت همه نيروهاي شركت كننده در اين عمليات بويژه نيروهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، بسيج مردمي، نيروي هوايي، هوانيروز و يگانهاي مأمور (نيروي زميني، ژاندارمري و…) كه لشكر77 پيروز ثامن الائمه را در اين حماسه بزرگ ياري كردند، ارج نهاده، يادشان را گرامي بداريم.

انتهای مطلب


 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده