تجاوز عراق علیه ایران؛ از آغاز تاعملیات ثامن الائمه
بخش پنجم: ورود لشکر 77 پیاده به منطقه جنوب لشكر77، يكي از منسجم ترين لشكرهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران بود كه علي رغم گذار از مراحل مختلف انقلاب در مقايسه با ساير يگان هاي عمده دچار آسيب كمتري گرديده بود.

حضور افسران و درجه داران انقلابي متعهد در داخل كادر سازماني آن و بر قراري ارتباط حسنه بين آنان با خط دهندگان انقلاب در استان خراسان در قبل از مرحله پيروزي انقلاب، زمينه را براي يك برنامه ريزي منطقي فراهم آورده بود؛ به طوري كه با پيروزي انقلاب اسلامي سربازخانه ها از تأمين كافي برخوردار بوده و نفوذ عوامل گروههاي مخالف، نسبت به ساير پادگانها بسيار ضعيف بود. به جرأت مي توان گفت حتي يك فشنگ از سربازخانه ها خارج نشده به غير از تعداد معدودي از پرسنل كـه بـا رأي دادگاه انقلاب از پيكـره ساختـاري لشكـر خـارج گـرديدنـد، عمـده لشكـر همچنـان در قـالب سـازمـاني خـود محفـوظ ماند.

اين انسجام باعث گرديد كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي فاصله اي بين آموزشهاي جاري ايجاد نگردد و در نتيجه آموزشهاي روزانه و شبانه و مراحل مختلف تيراندازي و كسب مهارت پرسنل برابر برنامه به اجرا در آيد. خدمات صحرايي، در آن شرايط كه حتي بعضي از يگانها مجاز به خروج از سربازخانه ها نبودند خيلي زود به اجرا در آمد. در حالي كه ماهها بعد هنوز وضعيت ساير يگانهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران به حالت عادي برنگشته بودند. با اين آمادگي بود كه يگانهاي لشكر توان رزمي نسبي خود را حفظ كرده و توانستند در اولين روزهاي سال 1358 در عمليات تأمين داخلي تركمن صحرا و كردستان به كار گرفته شوند. در آغاز جنگ تحميلي نيز يگانهاي زيادي به صورت گروه رزمي شامل يگانهاي پياده، زرهي، توپخانه، مهندسي، مخابرات و پشتيباني به مناطق مختلف از جمله شمال غرب، غرب و جنوب اعزام گرديدند و موفقيتهاي خوبي را براي ميهن عزيز و يگان سازماني كسب نمودند.

اين روند ارتقاي توان رزمي تا اعزام قرارگاه لشكر به منطقه جنوب در نيمه دوم اسفندماه 59  ادامه داشت.

02 ورود لشكر77 به منطقه عمليات 

در اجراي اوامر نيروي زميني انتقال قرارگاه لشكر و عناصر پشتيباني رزمي و پشتيباني خدمات رزمي باقيمانده، از روز 15 اسفند1359، از مشهد به ماهشهر به وسيله قطار آغاز و در دهه سوم اسفندماه پايان پذيرفت. (سند1) به طوري كه با حضور لشكر در منطقه، شور و شوقي در بين رزمندگان جنوب پديدار و بارقه اميد براي شروع عمليات گسترده و پيروز در دل همگان ظاهر گرديد1.

با ورود لشكر 77 به منطقه با توجه به دستورالعمل انتقال فرماندهي اروند به لشكر77 از تاريخ 28 اسفندماه 59 مسئوليت منطقه از قرارگاه اروند منتزع و به لشكر77 واگذار و از تاريخ 9 فروردين 1360، نام فرماندهي اروند به فرماندهي منطقه عملياتي لشكر77 پياده تبديل گرديد2. در اين زمان يگانهاي مشروحه زير در منطقه مسئوليت لشكر حضور داشتند.

يگانهاي سازماني لشكر

– قرارگاه و گروهان قرارگاه لشكر ـ قرارگاه و گروهان قرارگاه تيپ1ـ قرارگاه و گروهان قرارگاه تيپ2 ـ گردانهاي 129، 136، 153 پياده ـ  گردان (-) 246 تانك ـ گردان 214 سوارزرهي ـ گردان 415 مهندس ـ گردان 468 مخابرات ـ توپخانه لشكر منهاي يك آتشبار105م م از گردان 383 توپخانه گردان 398 پدافند هوايي ـ پشتيباني لشكر.

يگانهاي زير امر

ـ گردان144 پياده لشكر 21 حمزه ـ گردان151 دژ لشكر92 ـ گروهان تانك چيفتن احيا شده لشكر392 گروه رزمي 37 زرهي ـ گردان تكاوران دريايي ـ گردان 302 امداد ژاندارمري بهبهان ـ يگانهاي ژاندارمري و شهرباني مستقر در آبادان ـ منطقه سوم دريايي ـ گروهان يكم مهندسي پل از لشكر81 زرهي.  

ـ دو آتشبار 130 م م از گروه 22 ـ دو آتشبار 203 م م از گروه 44 ـ دو آتشبار كاتيوشا از گروههاي 11 و 22 توپخانه ـ يك آتشبار 4 توپه 130 م م از گروه 33، آتشبار 105 م م نيروي دريايي، تعدادي توپ پدافند هوايي و سهند 3 از يگانهاي مختلف ـ دو پايگاه كامل هاك در اميديه و ماهشهر.

 

يگانهاي تحت كنترل

ـ سپاهيان پاسدار انقلاب اسلامي

ـ فدائيان اسلام

ـ يگانهاي بسيج مردمي

يگانهاي جدا شده از لشكر كه در مأموريتهاي مختلف درگير بوده و بايستي در آينده به لشكر ملحق گردند

ـ قرارگاه تيپ3 در گيلان غرب زير امر قرارگاه مقدم نزاجا (غرب).

ـ گردان 110 پياده زير امر قرارگاه مقدم نزاجا (غرب).

     – گردان 134 پياده زير امر قرارگاه مقدم نزاجا (غرب).

ـ گردان163 پياده در ارتفاعات ميمك (ايلام) زير امر قرارگاه مقدم نزاجا(غرب).

ـ گردان 178 پياده در ديواندره (سنندج) زير امر قرارگاه مقدم نزاجا(شمال غرب).

ـ گروهانهاي يكم و دوم گردان246 تانك مستقر در سرپل ذهاب و سومار زير امر قرارگاه مقدم نزاجا (غرب).

ـ آتشبار 105 م م، گردان 383 توپخانه مستقر در كامياران زير امر قرارگاه مقدم نزاجا (غرب).

 ¬ـ گروه رزمي 291 تانك مستقر در سوسنگرد زير امر لشكر 16 زرهي

 ـ گروه رزمي 104 پياده مستقر در سوسنگرد زير امر لشكر 16 زرهي

 ـ گروه رزمي 148 پياده زير امر لشكر92 زرهي

 ـ گردان 122 پياده زير امر قرارگاه شمال غرب

بدين ترتيب سال 1359، در حالي به پايان رسيد كه ارتش عراق پس از شش ماه كه از تجاوزش به جمهوري اسلامي ايران گذشت، نتوانسته بود به هدفهاي عمده خود كه تصرف آبادان و تسلط بر رودخانه اروند باشد نايل آيد.

ارتش عراق، اگرچه خرمشهر را اشغال نظامي نموده و آبادان را از سه جهت شمال، غرب و جنوب در محاصره قرار داده بود، ليكن از سمت شرق، نيروهاي ما موفق شده بودند در دهه يكم آبان ماه عبور او را از بهمنشير به طرف آبادان سد نموده و در مرحله بعد او را از ساحل شمالي بهمنشير به عقب برانند.

محورهاي اصلي آبادان ـ اهواز و آبادان ـ ماهشهر همچنان در دست دشمن قرار داشت. دشمن توانسته بود در محور آبادان ماهشهر ده كيلومتر را در تصرف داشته باشد و بقيه محور تا آبادان و كرانه شمالي بهمنشير در كنترل نيروهاي خودي قرار داشت. البته لازم به يادآوري است كه منطقه حايل، بين كرانه شمالي بهمنشير تا استقرار نيروهاي خودي، داراي زميني سست و باتلاقي بوده و به دليل ريزش بارانهاي بهاري عبور از آن مقدور نبود. علي رغم اين محدوديتها نيروهاي ما مي‌توانستند براي احداث جاده و برقراري ارتباط زميني با جزيره آبادان اقداماتي انجام دهند

همزمان با استقرار لشكر در منطقه عملياتي جنوب، نيروي زميني دستور داد به منظور ايجاد وحدت فرماندهي در سطح يگانهاي عمده از يكسو و تقويت منطقه جنوب از سوي ديگر كليه يگانهاي لشكر 77 كه از آغاز جنگ از لشكر جدا و به مناطق غرب و شمال غرب و حتي جنوب اعزام شده اند به منطقه عملياتي لشكر انتقال پيدا كرده و بالعكس يگانهايي كه از ساير لشكرها در منطقه عملياتي لشكر استقرار دارند مواضع خود را تخليه به يگانهاي مادر ملحق گردند. ضمن اينكه لشكر در يكي از اقدامات اوليه خود در پاسخ به خواسته نيروي زميني فهرستي از نيروهاي مردمي مستقر در منطقه را جهت آگاهي به قرارگاه تاكتيكي نزاجا ارسال نمود. (سند2)

اولين تدبير ابلاغي فرماندهي لشكر به ستاد، عبارت بود از بازديد خطوط گسترش نيرو، تجزيه و تحليل منطقه و سرانجام ارائه پيشنهادات براي شروع طرح ريزي در اولين شور ستادي.

اولين شور ستادي لشكر در اوايل فروردين 1360، در پاسگاه فرماندهي لشكر در ماهشهر با حضور فرماندهان نظامي و سپاهي و نيروهاي مردمي (فدائيان اسلام) تشكيل گرديد. در اين جلسه رؤساي اركان دوم و سوم، بررسيهاي انجام شده را در قالب توجيه ستادي گزارش نمودند. ركن دوم، نيروهاي درگير دشمن را در شرق كارون تيپهاي 6 زرهي و 8 مكانيزه از لشكر3 زرهي و دو گردان پياده از تيپهاي 44 و49 و يك گردان شناسايي (صلاح الدين)، يك گردان از تيپ 113 نيروهاي مرزي و يك گردان نيروي مخصوص و عناصري از نيروهاي جيش الشعبي مشخص نمود. ضمن اينكه تيپ سوم لشكر3 زرهي و دو تيپ پياده و زرهي تقويتي ديگر در غرب كارون به عنوان (نيروي تقويتي) مشخص شده بود.

ركن سوم، ضمن تشريح چگونگي استقرار نيروهاي خودي در خط و گزارش خلاصه اي از وضعيت كلي منطقه، يادآوري نمود كه در مقابل نوك رخنه نيروهاي عراقي در ذوالفقاريه، حدود چهار كيلومتر (حد فاصل بين گروه رزمي 37 زرهي و فدائيان اسلام) خالي از نيرو مي باشد2. در صورتي كه به هر شكل دشمن در منطقه تقويت گردد و خيال آفند مجدد داشته باشد، هيچ گونه مانعي در مقابلش وجود ندارد، لذا لازم به نظر مي رسد كه اولين اقدام  پوشش منطقه خلا در نوك رخنه باشد. ضمناً با بررسيهاي انجام شده توسط ركن سوم و ملحوظ داشتن شرايط موجود و با نگرش به وضعيت يگانهاي مختلف، تغيير گسترش در مقابل دشمن الزامي به نظر مي رسيد. سرانجام پس از بحث و بررسي از آنجا كه مأموريت استنتاجي لشكر، انهدام نيروهاي دشمن در شرق كارون در نظر گرفته شده بود، ركن سوم اقدامات سه گانه زير را به ترتيب اولويت جهت طرح ريزي و اجرا به فرماندهي ارائه و پيشنهاد نمود:

الف) مرحله يكم : سد پيشروي دشمن. (منظور، اشغال منطقه خلا از نيرو است كه امكان وسوسه شدن دشمن جهت تك مجدد و پيشروي از آن منطقه را از بين ببرد)

ب) مرحله دوم : تثبيت دشمن در مواضع اشغالي، كه براي اجراي آن لازم است با بررسي كامل منطقه و دست يابي به نقاط ضعف دشمن در دنباله استراتژي جنگ نيروي زميني در آن شرايط، اهدافي محدود را در منطقه سرپل انتخاب، با اجراي تكهاي غافل گيرانه و محدود و تصرف قسمتي از مواضع دشمن، او را تثبيت نمود.

پ ) مرحله سوم : طرح ريزي كامل براي انهدام نيروي دشمن در شرق كارون.

پيشنهادات ركن سوم مورد تصويب قرار گرفت3 . در همان جلسه به گردان144 پياده از لشكر21 كه در منطقه شادگان و حوالي دارخوين به صورت پراكنده استقرار داشته و مشغول آموزش و بازسازي بود دستور داده شد، ضمن انسجام يگان و شناسايي منطقه مورد نظر (خلاء نوك منطقه سرپل دشمن) سريعاً نسبت به اشغال آن اقدام نمايد. در اين دستور چه به صورت شفاهي و چه به صورت كتبي تأكيد شده بود كه اجراي اين مأموريت بايد در نهايت اختفا صورت گيرد و حتي تذكر داده شد كه لشكر تلفاتي را كه ناشي از بي توجهي به دستورات و روشها باشد نخواهد پذيرفت. لازم است يادآوري گردد كه يكي از تدابير عمده فرماندهي لشكر در اجراي مأموريتها، پذيرش حد اقل تلفات و ضايعات بوده و در اين مورد به شدت حساسيت وجود داشت. در همين جلسه با توجه به اصرار فرمانده سپاه پاسداران آبادان، مقرر گرديد تعدادي از برادران جان بر كف سپاه پاسداران آبادان نيز در جناح چپ اين يگان يعني حد فاصل بين نيروهاي مردمي فدائيان اسلام و گردان144 پياده مستقر گردند. زماني كه براي اجراي اين مأموريت به گردان144 پياده و سپاه پاسداران داده شد، با بررسي همه جانبه مدت ده روز (از تاريخ صدور دستور تا 30 فروردين ماه 60) تعيين گرديد كه يگانها بتوانند با طمأنينه و آرامش كامل مواضع را تهيه و خود را به دشمن نزديك سازند. برادران سپاه اين مدت را طولاني خواندند و به اين دليل، به جاي پيش بيني سنگر در زمان معين، 48 ساعت قبل از شروع عمليات (پدافند در خط) سراغ تهيه مواضع رفته، تذكرات و توصيه ها را فراموش نمودند. در نتيجه به هنگام استقرار در سنگر با توجه به آتش شديد دشمن تعداد هشت نفر از آنان به درجه رفيع شهادت نايل آمدند. در صورتي كه گردان144 با استعدادي در حدود هزار نفر به سلامت در مدت مقرر در مواضع مستحكم استقرار و بنا به دستور به صورت لاك پشتي خودرا به دشمن نزديك ساخت4.

با توجه به شرايط سخت مضاعفي كه پرسنل يگانهاي مستقر در جنوب بويژه در منطقه آبادان ـ خرمشهر در مدت پنج ماه بدون تعويض با آن مواجه بودند يعني گرمي هوا و بالا بودن رطوبت از يك سو و درگيري نزديك و مداوم از سوي ديگر، آثار خستگي روحي و جسمي در فرد فرد پرسنل مشهود و كاهش توان رزمي كاملاً محسوس بود؛ بنابراين ستاد لشكر77 در اولين گام، خود را موظف مي دانست ضمن حفظ وضع موجود يعني عدم اجازه به تجاوز بيشتر دشمن، نسبت به تعويض پرسنل در خط (به صورت تعويض يگاني يا انفرادي) نيز اقدام نمايد و در پاسخ به امريه قرارگاه مقدم نزاجا مبني بر آفند به سرپل دشمن در مارد (سند3)، ضمن پيش بيني اجراي دستورات نيرو، نقطه نظرات واقع بينانه خود را طي نامه اي اعلام  نمود. (سند4)

از طرفي ديگر كسورات و كمبودهاي فاحش موجود را از هر نظر بويژه از نقطه نظر مهمات به معاونت لجستيكي نيروي زميني ارتش (مد آماد) گزارش كرد.

در عين حال نسبت به تعويض قرارگاه تيپ2 و گردان 153،129، 136پياده كه از اواخر آبان 1359، در آبادان مستقر بوده و مسئوليت پدافند از جزيره آبادان را به عهده داشتند، توسط قرارگاه تيپ1 و گردان 104، 122 و 148پياده، اقدام1 و گروه رزمي246 تانك مستقر در دارخوين توسط گروه رزمي 214 سوار زرهي در اوايل ارديبهشت ماه 60 تعويض گرديد5

در ساير يگانها، مثل گروه رزمي 37 زرهي، تعويضها به صورت انفرادي انجام و گردان 144 پياده و تكاوران دريايي پس از بازسازي به موقع به كار گرفته شدند. لازم به ذكر است كه ساير يگانها از جمله يگانهاي پشتيباني رزمي و پشتيباني خدمات رزمي با دريافت خط مشي از لشكر، در زمينه تعويض پرسنل خود اقدام لازم را انجام دادند. اين تعويضها چه به صورت انفرادي و چه به صورت يگاني اقدامي قابل توجه بود و باعث ترميم روحيه و بالطبع بالا رفتن توان رزمي يگانها گرديد.

اولين دستور پدافندي جامع لشكر كه منطبق با تدبير اتخاذ شده توسط فرماندهي در راستاي استراتژي دفاع مطمئن به همراه تكهاي محدود تا رسيدن به شرايط مطلوب بود، با توجه به يگانهاي موجود در منطقه در يكم ارديبهشت ماه تحت عنوان دستور پدافندي شماره 1 تهيه و به يگانها ابلاغ گرديد.6

در صدور اين دستور، گسترش كامل در مقابل آرايش دشمن در منطقه سرپل و اجراي يك پدافند مطمئن مد نظر لشكر قرار داشت. به منظور كنترل هرچه بيشتر دشمن در محدوده سرپل با توجه به ناهمگوني يگانها تصميم گرفته شد كه پدافند به صورت غيرتمركزي و توسط پنج قرارگاه تحت كنترل قرارگاه لشكر 77 اداره گردد. براي داشتن انعطاف در اين عمليات پدافندي، با توجه به زمين و گسترش نيروها تعداد سه يگان احتياط در شمال، شرق و جنوب سرپل پيش بيني گرديد.

گروهان 2 گردان291 تانك در شمال (دارخوين) گردان 202 امداد ژاجا در غرب (شادگان) گروهان يكم گروه رزمي 37 زرهي در جنوب. (آبادان)

در اين دستور (دستور پدافندي شماره1 لشكر77 ) پدافند از دارخوين (049ـ539) تا دهانه فـاو     (283ـ694) به صورت زير به يگانها واگذار گرديد.

از دارخوين (049ـ539) تا سلمانيه (870 ـ471) حاشيه كارون به صورت پرده پوشش توسط سپاه پاسداران عمدتاً از اصفهان.

از سلمانيه (870ـ 471) تا مختصات (861ـ488)، پدافند منطقه اي توسط گروه رزمي214 زرهي.

از مختصات (861ـ488) تا (700ـ470) منطقه باز كوير غرب شادگان به صورت پرده پوشش توسط سپاه پاسداران شادگان از مختصات (700ـ470) تا (670ـ470)پدافند منطقه اي توسط گروه رزمي 37 زرهي. از مختصات (670ـ470) تا (640ـ490) پدافند منطقه اي توسط گروه رزمي 144پياده و از مختصات (600ـ492) الي مختصات (722ـ 351)منطقه ذوالفقاريه و فياضيه پدافند منطقه اي توسط يگانهايي از تيپ1 شامل : گردانهاي 104ـ122ـ 148 پياده و فدائيان اسلام.

از مختصات (722ـ351) تا دهانه فاو (694ـ283)، در امتداد ساحل شمالي رودخانه اروند پدافند به صورت تركيبي از پدافند منطقه اي، پوشش و نقاط اتكا با به كارگيري نيروهاي نظامي پايگاه دريايي خرمشهر، شهرباني، ژاندارمري، سپاه پاسداران ( نيروهاي مردمي ) انجام و توسط فرماندهي و ستاد تيپ1 كنترل و اداره مي شدند. (نقشه 5)

در نيمه دوم ارديبهشت 1360، اولين دستور عملياتي قرارگاه مقدم نزاجا به نام دستور عملياتي خندق و در دهة اول خردادماه 60 طرح عمليات آفندي ضربت به لشكر واصل گرديد7. متن و دستورات صادره در اين دو دستور عملياتي چون با مأموريت استنتاجي لشكر مغايرتي نداشت، لذا همان دستور پدافندي شماره 1 لشكر تأمين كننده اوامر نزاجا تشخيص داده شد8.

همان گونه كه قبلاً بيان گرديد، پس از تصويب پيشنهاد سه گانه ركن سوم لشكر توسط فرماندهي (سد پيشروي دشمن، تثبيت دشمن، انهدام متجاوز در شرق كارون) اجراي آن از سوي عناصر ستاد آغاز گرديد. اولين گام، استقرار گروه رزمي 144 پياده در نوك رخنه به همراه تعدادي از برادران سپاه آبادان در جهت سد پيشروي دشمن تحت عنوان« طرح پدافندي شاهين» در تكميل دستور پدافندي شماره 4 اروند و طرح پدافندي شماره1 لشكر77 1 انجام گرفت.

گام دوم به منظور شروع به تثبيت دشمن، ضمن صدور دستور پدافندي شماره1، موكداً از يگانها خواسته شد كه با توجه به سيال بودن وضعيت خودي و دشمن، فرماندهان نسبت به طرح ريزي تكهاي محلي و محدود اقدام نموده و طرحهاي تهيه شده را جهت بررسي و تصويب و انجام پشتيباني لازم به ركن سوم لشكر ارسال دارند. ضمناً طي پيامي ويژه دستور داده شد با استفاده از تجهيزات سنگين مهندسي نسبت به توسعه مواضع به جلو و نزديك شدن به دشمن اقدام نمايند. فعاليت در يگانها و مواضع آغاز، گزارشهاي به دست آمده حاكي از تلاش كليه رزمندگان در جهت شناخت كامل از دشمن و زمين منطقه و تعيين نقاط ضعف دشمن جهت اجراي عمليات تك محدود بود.

در گزارشي كه از گروه رزمي 214 زرهي به دست آمد، شناسايي از منطقه مورد مسئوليت (محدوده دارخوين ) ارائه (سند5)، ضمناً يادآوري گرديد كه سپاه پاسداران اقدام به تهيه كانالي در آن سوي خط تماس به طرف دشمن نموده تا در موقعيت مناسب بتواند با انجام يك تك محدود تلفاتي به دشمن وارد نمايد.

 تك محدود تپه هاي مدن (ميدان تير آبادان) :

 اولين طرح تك محدود پيشنهادي، مربوط به تيپ1 لشكر بود كه بنابر پيشنهاد گردان 148 پياده در حوالي منطقه ذوالفقاريه (ميدان تير آبادان) با استفاده از اسكورپين هاي گردان سوارزرهي2 و كمك سپاه پاسداران آبادان پس از تصويب لشكر، در ساعت  0200 روز 25 ارديبهشت ماه 60 از خط تماس ذوالفقاريه به طرف تپه هاي مدن (ميدان تير آبادان) با غافل گيري به اجرا درآمد9.

نتيجه اين عمليات كاملاً موفقيت آميز بود، بدين معني كه پس از شكست عمليات ناموفق توكل در 20 دي ماه 59 اين تك محدود، اولين عملياتي بود كه رزمندگان ما پس از تغيير گسترش و تجديد روحيه با كسب موفقيت به انجام رسانيدند. در اين عمليات مواضع مقدم دشمن در محدوده گروهان يكم گردان 148 پياده به تصرف رزمندگان در آمد و تعدادي از نفرات دشمن كشته و حدود 85 نفر به اسارت درآمدند (سند6) و تعداد ده دستگاه خودروي زرهي اعم از تانك و نفربر دشمن منهدم گرديد. همان گونه كه اشاره شد، گرچه اين عمليات يك تك محدود بود و در مقايسه با زمين و دشمن چندان حائز اهميت نبود ليكن از نظر رواني فوق العاده قابل توجه بود.

مجموعه عمليات و تكهاي محدود و ايذايي كه در شرق كارون از سوم آبان ماه 59 تا اين تاريخ به اجرا درآمد از يكسو و آتش سنگين و مداوم توپخانه ها از سوي ديگر آثار فرسايشی قابل ملاحظه اي بر دشمن از نظر فيزيكي و روحي و رواني در برداشته است. اين در حالي است كه با اجراي هر عمليات موفقيت آميز نيروهاي ما با كسب روحيه تعرضي مصمم تر مي شدند كه بايد دشمن متجاوز را هر چه سريع تر به عقب برانند. آثار اين ضربات تا حدي بود كه دشمن بعد از عمليات تپه هاي مدن، مجبور به تغيير گسترش يگانهاي خود در شمال بهمنشير گرديد.

در اينجا لازم است به اظهارات يك نفر افسر اسير عراقي كه در اسناد و مدارك ترجمه شده وجود دارد توجه شود1:

«نيروهاي اسلام، در شرق كارون چندين حمله را عليه يگانهاي عراقي انجام دادند. اين عمليات كه محدود بود، موجب خستگي و فرسودگي يگانهاي عراقي مي شد، به طوري كه اين يگانها به دليل آتش سنگين توپخانه خصوصاً در ماههاي اوليه جنگ و حملات مداوم و محدود در محور شرق كارون طعم استراحت را نچشيدند.

فرماندهي منطقه به دليل شرايط فوق الذكر اقداماتي را به شرح زير انجام داد:  

ـ تعويض تيپ 6 زرهي از پايگاههاي امنيتي، و واگذاري مأموريت آن به تيپ 8 مكانيزه از لشكر 3 زرهي.

ـ تيپ 6 زرهي جايگزين تيپ 26 زرهي در همان محور شد.

ـ تيپ 26 زرهي از تحت امر لشكر 3 زرهي در محور شرق كارون به محور بستان انتقال يافت.

ـ تقويت محور با بعضي از يگانهاي پياده مانند گردان 301 و واحدهايي از جيش الشعبي، تحكيم سنگرها، افزايش ميادين مين و ايجاد تعدادي خاكريز

پس از آنكه نيروهاي اسلام فشار خود را بيشتر كرده و بر شدت آتش توپخانه و تعداد حملات محدود خود در محورهاي مختلف افزوده وموفق شدند خاكريزي را كه به موازات بهمنشير ايجاد شده بود به تصرف در آورند، (عمليات تپه هاي مدن) فرماندهي نظامي عراق ناچار به انجام اقدامات زير مبادرت نمود:

– تغيير مكان و عقب كشيدن پايگاههاي امنيتي از محلهاي قبلي به تقاطع جاده شيخ بدير آبادان و جاده اهوازـ آبادان و كاهش مواضع پدافندي، اين نيروها در هنگام عقب نشيني تلفات و ضايعات زيادي را متحمل شدند».

 

همزمان با بررسي و تهيه طرحهاي آفندي محدود و اجراي آن، فكر رفع محاصره برّي جزيره آبادان در ذهن مسئولان بويژه فرماندهي و ستاد لشكر 77 كه مسئوليت تدارك يگانهاي خود و همچنين هدايت عمليات آنان را در جزيره آبادان به عهده داشت هر لحظه توسعه مي يافت، زيرا تدارك از راه هوا بسيار پر هزينه و خطرناك و از راه خور وآب طولاني مدت و وقت گير بود. از اين جهت به فكر راه سومي كه به دليل آب گرفتگي منطقه تاكنون مورد توجه واقع نشده بود، افتادند.

همان گونه كه قبلاً مطرح شد دشمن حدود ده كيلومتر از جاده ماهشهر ـ آبادان را اشغال و در منطقه اي در جنوب جاده ماهشهر ـ آبادان به شكل مثلث كه قاعده آن جاده و نوك آن پيشروي در جنوب به حدود سه كيلومتر بالغ مي شد، استقرار داشت. بقيه منطقه، خالي از دشمن، ليكن داراي زميني سست بود كه در اثر ريزشهاي فصلي عبور و مرور در آن امكان پذير نبود. با گرم شدن هوا و فروكش نمودن بارانهاي موسمي، مهندسي لشكر و جهاد فارس كه در منطقه حضور داشت، به فكر ايجاد جاده اي نظامي در وراي خطوط دفاعي گروه رزمي 144 پياده و گروه رزمي 37 زرهي افتادند. در نتيجه پس از مدتها تلاش و همكاري صميمانه جهاد سازندگي فارس و گردان 415 مهندسي لشكر 77 و با استفاده از تجهيزات ويژه جاده سازي نظامي موفق گرديدند، در اواخر تير ماه و اوايل مرداد ماه 60  جاده اي را از آبادي ابوشانك‌، واقع در حاشيه رودخانه بهمنشير و از مسير خوركويرين به حوالي سه راهي شادگان (كيلومتر هفده آبادان ـ ماهشهر) وصل نمايند.

لازم به ذكر است كه اين جاده نظامي كه حاصل تلاش صميمانه دو ارگان جهاد سازندگي فارس و مهندسي لشكر 77 بود جاده «وحدت» نامگذاري شد

از آنجايي كه اين جاده زير آتش توپخانه دشمن قرار داشت، با ايجاد يك خاكريز مرتفع در مقابل خط تماس، تلفات و ضايعات ناشي از تيراندازي دشمن به حداقل ممكن تقليل داده شد.

با ايجاد اين راه تداركاتي، تجهيزات و نيروهاي مورد لزوم جزيره آبادان و يگانهاي مستقر در حاشيه شمالي رودخانه بهمنشير به سرعت جابه جا گرديده از آن پس استحكام در مواضع نيروها روزبه روز بهتر و مطمئن تر گرديد

از سوي ديگر به منظور بهره برداري از حداكثر مقدورات منطقه، بويژه نيروي آب، كه قبلاً به وسيله فرماندهي عمليات نامنظم در پشتيباني از عمليات منظم به وسيله مهندسان سازمان آب اهواز با مشاركت مقامات عاليه نظامي در جهت مهار پيشروي دشمن انجام گرفته بود، ستاد لشكر با يك بررسي همه جانبه در راستاي تدابير طرح عملياتي خود، دريافت كه جهت جلوگيري از نفوذ دشمن از غرب كارون (در حد فاصل دارخوين و مارد) و به منظور داشتن آزادي عمل يگانهاي تك ور از محور شمالي (دارخوين ـ مارد) در صورتي كه بتوان با ايجاد مانع، آب رودخانه را به غرب منحرف نمود، هنگام اجراي عمليات آتي دشمن قادر به استفاده از ساحل دور عليه نيروهاي خودي نخواهد بود؛ لذا پس از بررسي كامل و كارشناسانه توسط مهندسان سازمان آب استان اهواز، منطقه عمومي هالوپ در امتداد رودخانه كارون به مختصات (15000ـ520000) نقشه 250000/1 منطقه، براي اجراي اين پروژه مناسب تشخيص داده شد و مسئوليت ايجاد اين سد يا مانع قابل كنترل از سوي سازمان آب اهواز به عهده يكي از مهندسان فعال به نام مهندس سرداري واگذار گرديد. اين مسئله در شوراي عالي دفاع كه در تاريخ 22 تيرماه 60 تشكيل شده بود مورد بررسي قرار گرفته و مقرر شد آقاي مهندس سرداري مبتكر اين پروژه، مجري آن نيز باشد.

مسئولان لشكر، بويژه ركن سوم، همزمان با شناسايي منطقه لشكر و تكميل طرحهاي عملياتي، حداقل هفته اي دو مرتبه از كارگاه ايجاد شده توسط مهندس سرداري در منطقه هالوپ بازديد به عمل مي آوردند و بديهي است پيشرفت كار را به مسئولان گزارش مي دادند.

گرچه، در ايجاد اين سد تلاش زياد و هزينه فراواني مصروف گرديد، ليكن متأسفانه پاسخ لازم را به موقع نداده به هنگام اجراي آزمايش، خطا چيره گشت و تقريباً تمام زحمات كشيده شده كه احتمالاً فاقد مبنا و محاسبات علمي بود، در آن واحد در مقابل نيروي فوق العاده آب درهم پيچيده شده و منهدم گرديد؛ لذا ستاد لشكر نتوانست از اين عامل مؤثر و خوب در طرح نهايي بهره برداري لازم را به عمل آورد. به هر حال علي رغم عدم نتيجه مطلوب، تلاش و زحمات شبانه روزي مهندس سرداري قابل توجه و ستايش بود.

اندكي به عقب برمي گرديم. پس از موفقيت عمليات تك محدود«ميدان تير آبادان » كه اولين پيروزي محدود پس از شكست در عمليات توكل بود، دشمن متوجه گرديد كه اين بار، طرف او با محاسبه وارد كارزار شده؛ لذا اقدامات تأميني خود را با صدور دستورات و بخشنامه هاي مكرر شدت بخشيد. از طرف ديگر ستاد لشكر77 بويژه اركان دوم و سوم هر روز از مناطق مختلف خط تماس بازديد نموده، نتيجه در شور ستادي همان روز مطرح و تصميمات لازم اتخاذ مي گرديد. برنامه شناسايي، بويژه به وسيله گروه تك هوانيروز كه الحق در اين زمينه كمك فراواني به كسب اطلاع از گسترش دشمن در غرب كارون به ركن دوم مي نمود، اغلب روزها به صورت مستمر اجرا مي گرديد10.

اولين عمليات شناسايي و دستبرد هوايي، پس از حضور لشكر در منطقه كه با هماهنگي يگانهاي در خط توسط گروه هوانيروز انجام گرفت، در 20 فروردين 1360، بود. در اين عمليات، تلفات و ضايعات زيادي به دشمن وارد گرديد. از همه مهم تر اينكه اين قهرمانان در حين شناسايي از مواضع دشمن در غرب كارون، با به دست آوردن فرصت مناسب موفق شدند فرود آمده و تعداد سه نفر از سربازان دشمن را به اسارت گرفته به قرارگاه انتقال دهند. اين گونه عمليات و گرفتن اسير تا شروع عمليات ثامن الائمه (ع) ادامه داشت. بديهي است، اطلاعات به دست آمده از اسرا مي توانست مبناي اطلاعات خوبي براي طرح ريزي عمليات آتي باشد.

در اين شناساييها كه خلبانان قهرمان هوانيروز به عمق منطقه دشمن در غرب كارون نفوذ نموده ضمن انهدام ادوات و تجهيزات دشمن، اطلاعات جامعي از گسترش و استعداد او ارائه مي دادند، بعضاً برادران سپاه مستقر در دارخوين نيز شركت مي نمودند.

در اين زمينه ارائه خاطره اي از افسر عمليات لشكر، سرگرد توپخانه ستاد روح الله سروري در آن زمان و شرايط خالي از لطف نيست :

« در ادامه شناساييهاي زميني و هوايي، يك روز فرماندهي لشكر مرا احضار نمود. پس از انجام مذاكراتي پيرامون عمليات شناسايي گروه هوانيروز كه به طور قطع تا آن زمان كمتر متداول بود، دستور داد در برنامه بعدي شناسايي، ضمن هماهنگي با سپاه پاسداران كه در دارخوين مستقر هستند، به هنگام حركت در محور شادگان دارخوين (پنج كيلومتر مانده به دارخوين) در منطقه اي مناسب فرود آمده، يكي از افراد سپاه پاسداران به نام خرازي را همراه ببريد.

در روز شناسايي، من به دليل اشتغال فكري زياد، دستور فرماندهي لشكر را فراموش كرده بودم. در ساعت 1400 همان روز، فرماندهي مرا احضار نموده، در حالي كه به شدت ناراحت به نظر مي رسيد، از عدم اجراي دستور توضيح خواست. ضمناً متذكر شد كه تيمسار فلاحي اين دستور را داده و از عدم اجراي آن نگران مي‌باشد. بديهي است پاسخي بر مبناي منطق نظامي نداشتم. از طرفي عدم حضور وي در شناسايي نيز از ديد من به عنوان افسر عمليات لشكر چندان اهميتي نداشت؛ لذا ضمن ايجاد آرامش ذهني در پاسخ به عرض رسانيدم كه در اولين فرصت انجام خواهد شد.

روز بعد كه مقرر شد مجدداً از مناطقي ديگر در غرب كارون شناسايي به عمل آيد، من نيز به همراه گروه حركت نمودم. ضمن اينكه قبلاً با سپاه پاسداران مستقر در دارخوين به منظور حضور برادر خرازي در منطقه موعود هماهنگي شد. پس از اندك زماني پرواز در نقطه مورد نظر فرود آمديم، به اطراف نگاه كردم، كسي را مشاهده ننمودم. بعد از چند دقيقه جوان باريك اندامي را كه لباس بسيجي به تن داشت ديديم كه از داخل درختان جنگلي بيرون آمد، سراغ برادر خرازي را از او گرفتم با خنده نمكيني خود را خرازي معرفي نمود. آشنايي من با او آغاز شد و او در اين پرواز شناسايي و شناساييهاي بعدي نيز بعضاً همراه بود، روانش شاد و روحش محشور با اولياء الله باد. در ادامه اين همكاريها، سرهنگ خلبان مهدي مدرسي به گوشه اي از اين همرزمي پرداخته است»11.

افسر عمليات در ادامه خاطرات خود مي افزايد : « شناسايي زميني از خطوط تماس نيروهاي خودي ادامه داشت، يك روز شايد در اواخر ارديبهشت ماه بود كه در معيت سرتيپ خزايي جانشين فرماندهي وقت نيروي زميني از خط تماس نيروهاي خودي در منطقه دارخوين بازديد مي كرديم. پس از بازديد از مواضع گروه رزمي 214تانك جهت بازديد از نيروهاي تأميني به جلو حركت نموديم به تعدادي از سنگرها برخورد نموديم كه متعلق به برادران سپاه بود. مسئول آنان كه شخصي به نام علي رضايي بود در اين بازديد ما را همراهي مي كرد. همين طور كه از جلوي سنگرهاي برادران كه در داخل خاكريز تعبيه شده بود عبور مي نموديم، شكافي تونل مانند در ديواره خاكريز كه به وسيله پتويي استتار شده بود جلب توجه نمود.

سرتيپ خزايي با چوب تعليمي كه در دست داشت پتو را كنار زد، راهرويي به چشم خورد وارد راهرو شديم. چنين به نظر مي رسيد كه برادر رضايي تمايلي به بازديد ما از آن كانال ندارد، ليكن همراه امير خزايي وارد تونل شده، از زير خاكريز عبور نموده به كانالي برخورد نموديم كه عمق آن حدود يك متر و يا اندكي بيشتر و عرض آن برابر شانه يك نفر بود. (در اين مورد قبلاً گردان 214 زرهي گزارش نموده بود)

در حالي كه سعي مي كرديم نهايت دقت را در اختفاي خود مبذول داريم، از كانال عبور نموده مسيري را پيموديم، انتهاي آن به صورت  T ختم مي شد كه مي توانست به عنوان سنگر استراق سمع نيروهاي تأميني باشد. در آنجا برادر ديگري از سپاه مشغول ديده باني بود، فاصله اين سنگر تا مواضع مقدم دشمن، چيزي در حدود 100 تا 200 متر بود، به طوري كه حركات و سكنات دشمن از آنجا كاملاً مشخص و در هنگام آرامش و سكوت، صحبت آنان نيز كاملاً شنيده مي شد. جانشين فرماندهي نيروي زميني ايجاد اين سنگر ديده باني را كه مربوط به عناصر تأميني بود، مورد تشويق و تقدير قرار داده و دقت در تهيه آن را كه باعث عدم كشف آن از سوي دشمن شده است، ستود.

در عوض برادر رضايي در حالي كه از گفته هايش شميم شِكوه به مشام مي رسيد اظهار داشت : « ما مي توانيم در اينجا به دشمن تك كنيم زيرا كه به نظر مي‌رسد دشمن از قدرت چنداني برخوردار نيست، ليكن برادران ارتشي مستقر در اينجا ما را پشتيباني نمي‌كنند.»

سرتيپ خزايي، در حالي كه مرا مجدداً به آنها معرفي نمود، گفت: « ايشان افسر عمليات لشكر77 هستند كه اخيراً به منطقه وارد شده اند، اصولاً بازديد من و او صرفاً براي يافتن چنين شرايطي است. شما ارتباط خود را، با لشكر برقرار سازيد (ارتباط حضوري) به ايشان مراجعه كنيد، مطمئناً پس از بررسي نظرات شما همكاري لازم در اجراي اين عمليات قاطعانه صورت خواهد گرفت.»

از آن روز به بعد، ارتباط حضوري برادران مستقر در دارخوين، از جمله برادر خرازي (سردار شهيد) و برادر رحيم صفوي با ستاد لشكر برقرار گرديد.

عمليات دارخوين (فرماندهي كل قوا)

در اولين جلسه اي كه با برادران داشتيم، طرح عملياتي خود را كه به نام طرح عملياتي امام حسين(ع) (دارخوين) بود، ارائه نمودند. البته از آنجايي كه اين طرح با ابتكار شخصي آنان و خارج از الگوهاي كلاسيك نظامي تهيه شده بود، جلب توجه نمود، و به همين دليل نيز به همراه طرح عملياتي « تك محدود» كه متعاقباً توسط لشكر تهيه گرديد، منضم و به يگانها ابلاغ شد، تا به عنوان سندي افتخارآفرين براي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در آينده به حساب آيد. اما در مورد برآورد اطلاعاتي شماره1 مربوط به محور دارخوين ـ سلمانيه  كه سپاه پاسداران به طرح مربوطه منضم نموده بود، از فرم ستادي برآوردها پيروي شده، چنين به نظر مي رسيد كه پرسنل مسئول اطلاعات سپاه (برادر اسحاقي)  در زمينه فرمهاي ستادي مطالعاتي داشته و اطلاعات خود را در قالب آنكه معمولاً مختصر و مفيد مي باشد، ارائه نموده اند.

ستاد لشكر كه قبلاً از اقدامات سپاه و يگانهاي مستقر در منطقه عمومي دارخوين به خوبي آگاه بود، به منظور به پاي كار آوردن ملزومات اجرايي اين عمليات اقدامات عاجلي را آغاز نمود.

براي مثال، همان گونه كه قبلاً ياد آوري شد، گردان214 سوار زرهي را كه با روحيه بالا به منطقه وارد شده بود، با اندك تغييراتي جايگزين گردان246 زرهي نمود و تجهيزات گردان مزبور را در اختيار اين گردان گذاشت و توپخانه لشكري با تغيير مكان يگانهايي از توپخانه و تقويت آتش منطقه پيش بيني لازم جهت پشتيباني آتش مناسب از عمليات آتي به عمل آورد.

بدين ترتيب، دومين برنامه عمليات تك محدود ما كه به پيشنهاد برادران سپاه پاسداران مستقر در دارخوين ارائه گرديد، مورد توجه قرار گرفت و لشكر با بررسي جامع نسبت به تهيه اين طرح كه با پشتيباني كامل توپخانه، هوانيروز و با شركت گروه رزمي 214 زرهي و يك گروهان از گردان107 ژاجا، با تقويت يگانهايي از گردان291 تانك همراه بود اقدام نمود.

اين طرح، پس از تهيه، جهت بررسي و هماهنگ نمودن آن با ساير عمليات محدود منطقه، به قرارگاه مقدم نزاجا در جنوب ارسال گرديد. (سند7)

در اين عمليات مقرر گرديد؛ نيروهاي تك ور سپاه پاسداران با غافل گيري كامل با عبور از خط عزيمت، تك نموده، هدف الف را كه در سه كيلومتري خط تماس بود تصرف، نسبت به انهدام دشمن موجود بين هدف و خط حد پيشروي پلنگ اقدام، در امتداد آن پدافند نمايد. گروه رزمي214 پس از تصرف هدف الف توسط يگان تك ور در آن مستقر و نسبت به تحكيم هدف مزبور و خط تأميني پلنگ اقدام نمايد12. پس از كشف تك، آتش طرح ريزي شده با اعلام كد « بشير» توسط يگان تك ور اجرا، گروه تك هوانيروز و يگان مهندسي، نسبت به پشتيباني از اين عمليات اقدامات لازم را به عمل آورد. به طرح عملياتي شماره2 (تك محدود دارخوين) مراجعه شود 13.

عمليات دارخوين گرچه يك تك محدود بود، ليكن از آنجايي كه براي اولين بار برادران سپاه درخواست اجراي يك عمليات مشترك را داشتند، ستاد لشكر سعي نمود در طرح ريزي اين عمليات محدود، نهايت دقت و ظرافت را در كاربرد و كليه عوامل موجود و مؤثر ملحوظ دارد تا اولاً دشمن در مقابل هوشياري كه از عمليات  تپه هاي مدن (ميدان تير آبادان) عايدش شده بود، نتواند بهره برداري نمايد. ثانياً با بررسي و تجزيه و تحليل كليه عواملي كه احتمالاً ممكن است در حين اجرا باعث عدم موفقيت طرح گردد، مقابله نموده، تدبيري مناسب اتخاذ گردد تا نتيجه عمليات صد درصد موفقيت آميز باشد. زيرا انجام هر عمليات موفقيت آميزي باعث بالا رفتن روحيه رزمندگان و در نهايت توان رزمي مي گرديد، ضمن اينكه آغاز كار لشكر بود و لازمه حضور موفق لشكر، پيروزي در اين عمليات به نظر مي رسيد. در اين عمليات، گردان 214 زرهي (تغيير سازمان موقت داده شده) يك گروهان از گردان107 امداد و يگان عملياتي سپاه پاسداران مستقر در دارخوين برابر طرح به كار گرفته شدند14.

در اين طرح كه كاملاً غافل گيرانه اجرا شد، لشكر با نگرشي خاص آتش سنگين و متنوعي را پيش بيني كرده بود؛ به طوري كه با سازماندهي يك آتشبار 105 م م از گردان315 توپخانه به عنوان كمك مستقيم و جابه جايي يك آتشبار هشت توپه 155 م م از گردان370 توپخانه، به عنوان تقويت آتش آتشبار 105 م م گردان315 و تغيير گراي يك آتشبار 130 م م از گردان333 توپخانه به عنوان عمل كلي تقويت آتشبار105م م، آتش مطلوبي را در پشتيباني از عمليات مذكور در نظر گرفته بود. از سوي ديگر گنجانيدن 56 آماج پيش بيني شده و تأييد شده در جداول آتش مربوطه نشانگر تلاش وافر همه عوامل در فراهم كردن يك پشتيباني آتش مطلوب در اين تك محدود بود.

از طرف ديگر، در طرح مزبور، آمادگي كامل پشتيباني يگانهاي تك ور هوانيروز از اين عمليات را به گروه تك هوانيروز، مستقر در جراحي اعلام و ابلاغ نموده كه علاوه بر آن، آمادگي حمل مجروح و در صورت نياز آماد رساني؛ بويژه آماد مهمات را داشته باشد. پشتيباني نيروي هوايي از اين عمليات، تنها برقراري پوشش هوايي و جلوگيري از تك مؤثر نيروي هوايي دشمن به يگانهاي مانوري  بود.

اما هدف انتخاب شده در اين طرح؛ با توجه به محدوديت آن، مواضع رده دوم نيروهاي متجاوز در مقابل آبادي سلمانيه بود كه با هماهنگي برادران سپاه در عمق سه كيلومتري از خط تماس، انتخاب و به نام هدف الف مشخص گرديد. ضمناً مقرر شد، پس از تصرف هدف الف، نيروهاي تك ور در امتداد خط پلنگ در وراي هدف مزبور مستقر گردند. (نقشه 6)

 در طرح مقرر بود، پس از تصرف هدف و عبور يگانهاي تك ور از آن، گردان214 زرهي با يك خيز سريع تاكتيكي، ضمن پاكسازي نيروهاي به جا مانده دشمن، روي هدف مستقر گرديده، آن را تحكيم نمايد.

 ضمناً به يگانهاي عمل كننده بويژه به نيروهاي تك ور تأكيد شده بود كه از خط حد پيشروي، فراتر نروند. با همه تمهيداتي كه جهت موفقيت در نظر گرفته شده بود، در عين حال به منظور اطمينان از استحكام مواضع دفاعي خودي در دارخوين در صورتي كه عمليات آفندي منجر به شكست گردد، به گردانهاي 291 تانك و 107 امداد، 136 پياده كه در مناطق مختلف استقرار داشتند، دستور آگهي داده شد تا در صورت نياز يگانهاي مذكور به منظور مقابله با پاتك احتمالي دشمن و همچنين تقويت خطوط دفاعي گروه رزمي 214، به منطقه دارخوين حركت نمايند. (سند8)

از طرف ديگر، به منظور هماهنگ ساختن بيشتر برادران سپاه؛ كه به هر صورت از ديدگاه نظامي كلاسيك در آغاز راه بودند، ضمن داشتن جلسات مكرر با آنها، در تاريخ 20 خرداد1360، در آخرين نشستي كه قبل از عمليات محدود دارخوين با شركت برادران رحيم صفوي، شهيد حسين خرازي، شهيد علي رضايي از سپاه پاسداران و سرگرد فرجي فرمانده گروه رزمي214، سرگرد ستاد روح الله سروري افسر عمليات لشكر و سرهنگ2 ستاد منوچهر صابريان افسر تطبيق آتش برگزار گرديد، ضمن تشريح مجدد عمليات، مراحل اجراي آن در 9 بند صورتجلسه شد، بدين ترتيب جاي هيچ گونه ابهامي در مورد چگونگي كاربرد نيروهاي عمل كننده و پشتيبان براي برادران باقي نماند. (سند9)

به منظور مشخص نمودن ستاد هدايت كننده اين عمليات، مراتب طي گردش كاري به اطلاع فرماندهي لشكر رسيد، مقرر گرديد عمليات توسط عناصري از مركز عمليات تاكتيكي لشكر، شامل رئيس ركن سوم، افسر عمليات، افسر ركن دوم، افسر تطبيق و كمك تطبيق و افسر مخابرات از قرارگاه تاكتيكي لشكر كه در مجاورت يكي از گردانهاي توپخانه گروه33 (گردان 175 م م) در محور دارخوين سلمانيه قرار داشت، هدايت گردد. (سند10) بديهي است هدايت كلي عمليات منطقه و كاربرد احتمالي نيروهاي احتياط و صدور دستورات ويژه، همچنان از ستاد عمليات لشكر77 واقع در پاسگاه اصلي، ابلاغ و اجرا مي گرديد. پس از اطمينان از حضور و آمادگي يگانهاي عمل كننده، برابر طرح در آخر وقت روز 20 خرداد 60 دستور اجراي عمليات در محور دارخوين ـ سلمانيه از ساعت 0330 مورخ 21 خرداد1360، صادر گرديد. در اين دستور نيز براي اطمينان كامل از توجه يگانهاي عمل كننده، از جمله سپاه پاسداران، گردان214 زرهي، توپخانه لشكر، يگان مهندسي، هوانيروز، گردان 291 تانك و 107 امداد و بالاخره نيروي هوايي، تكاليف آنان مجدداً يادآوري گرديد. (سند11)

تك در ساعت 0330 روز 21 خرداد1360 به صورت غافل گيرانه آغاز گرديد، همزمان جهت هوشياري ساير يگانها دستور مراقبتي به آنان صادر شد. (سند12) در ساعت 0415 پس از آنكه نيروهاي تك ور هجوم به داخل سنگرهاي نيروي متجاوز را آغاز نمودند، تك كشف گرديد. با اعلام كد « بشير» توسط فرمانده يگان تك ور، آتش طرح ريزي شده در وراي هدف به مورد اجرا درآمد. اين آتش كه عمدتاً روي مواضع توپخانه و خمپاره اندازهاي دشمن طرح ريزي شده بود، براي مدتي قابل توجه، سازمان يگانهاي آتش دشمن را به هم ريخته و در نتيجه نيروهاي تك ور با آرامشي كامل مواضع نيروهاي دشمن را يكي پس از ديگري به اشغال درآورده و تعدادي از پرسنل را كه در حال استراحت بودند، به اسارت گرفتند. در ساعت 0455 هدف الف به تصرف نيروهاي خودي درآمد و با تصرف هدف، يگانهاي تانك گروه رزمي 214 زرهي مواضع خود را در روي هدف الف اشغال نمودند. (در ساعت 0506 اولين تانك روي هدف مستقر شد) با آغاز روشنايي در ساعت 0510 گروه تك هوانيروز وارد عمل گرديد، و تعدادي از تانكهاي گردان سوم، تيپ8 مكانيزه لشكر3 زرهي عراق را مورد هدف قرار داد.

در ساعت 0517 تعداد پنج دستگاه تانك از گروه رزمي 214 زرهي در خط يكم هدف تصرف شده، استقرار پيدا نموده با ايجاد سكوهاي آتش، پيش بيني لازم را در جهت اجراي آتش در پشتيباني از يگانهاي تك ور به عمل آوردند.

در همان ساعات اوليه تك، تعداد دوازده دستگاه تانك و نفربر دشمن آسيب ديده يا منهدم شدند و تا ساعت 1100 تعداد دويست نفر از متجاوزان عراقي به اسارت درآمدند. (گزارش مشروح در دفتر روزنامه عمليات تك محدود شماره2)15

با درخواست گردان214 زرهي، تعدادي خدمه تانك جهت تخليه تانكهاي به غنيمت گرفته شده از گردان291 تانك به منطقه اعزام، ليكن تنها يك دستگاه تانك سالم در ساعت 1107به عقب تخليه بقيه به دليل آسيب ديدگي قادر به حركت نبوده، انتقال آنان به بعد موكول گرديد.

در ساعت 1120 يگانهاي درگير دشمن كه عمدتاً گردان سوم مكانيزه تقويت شده با يك گروهان تانك از گردان خالد جمعي تيپ 8 مكانيزه بود، تقريباً منهدم و باقيمانده آنان به عقب فرار نمودند.

با توجه به اجراي آتش توپخانه و مورد هدف قرار دادن تعداد يازده يگان آتش از دشمن، توپخانه دشمن در منطقه تقريباً خنثي گرديد. برادران سپاه پاسداران تك ور پس از حضور در خط پلنگ (خط حد پيشروي) چون وضعيت دشمن را متزلزل ديده و آتش او را خاموش شده احساس نمودند، از خط حد پيشروي عبور نموده به سوي اهدافي كه قبلاً مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار نگرفته بود، حركت نمودند.

ساعت حدود 10 روز 21 خردادماه، برادر رحيم صفويف فرمانده عمليات سپاه در اثر تركش گلوله دشمن مجروح شده به دارخوين انتقال پيدا نمود، در ملاقاتي كه به درخواست وي در همان زمان با ركن سوم لشكر (سرهنگ ستاد صديق زاده و سرگرد ستاد سروري) داشت، مطرح نمود كه آتش دشمن از لحظاتي قبل شدت پيدا نموده، تعدادي از برادران از خط حد پيشروي عبور نموده در وضعيت نامناسبي قرار داشته نياز به پشتيباني دارند.

از آنجايي كه در طرح چنين مسئله اي پيش بيني نشده و مأموريت صرفاً تصرف قسمتي از مواضع دشمن در عمق سه كيلومتري بود، اين اقدام اولين ناهماهنگي بود كه در حين اجرا به وجود آمد.

به هر ترتيب براي رفع مشكل، به گروه رزمي 214 دستور داده شد؛ با انجام يك خيز به جلو، با آتش مستقيم خود يگانهاي تك ور را پشتيباني نمايد.

اين در حالتي بود كه يگانهاي توپخانه دشمن در حدود ساعت 1100 فعال شده، به اجراي آتش شديد عليه يگانهاي خودي مبادرت نمودند. ضمناً به علت باز بودن جناح راست يگانها پس از هدف الف، يگان تك ور بويژه تانك، از سمت راست يعني از غرب رودخانه كارون به شدت آسيب پذير بود. به همين دليل پس از حركت يگانهاي تانك از روي هدف الف به جلو، مورد اصابت قرار گرفته به دو دستگاه تانك آسيب وارد گرديد.

سرانجام قرارگاه تاكتيكي لشكر، پس از شور و مشورت به اين نتيجه رسيد كه دستور دهد، سريعاً يگانهايي از سپاه كه از خط پلنگ عبور نموده و دچار مشكل شده اند، با حمايت آتش پر حجم توپخانه خودي، عقب نشيني نموده در خط تعيين شده قبلي مستقر و يگان تانك نيز از حركت به جلو خودداري و مواضع متصرفي را استحكام بخشد. دستور به همين نحو صادر گرديد.

از طرف ديگر، در ساعت 1230 روز 20 خرداد، به گروهان دوم گردان291 تانك دستور داده شده كه جهت تقويت مواضع متصرفي وارد منطقه گردد. (سند13)

در ساعت 1500 تعداد چهار دستگاه تانك (يك دسته) از گردان291 زير امر گروه رزمي 214 قرار گرفت تا نسبت به تقويت مواضع اشغالي اقدام نمايد.

در ساعت 1625 يك دسته ديگر تانك به استعداد پنج دستگاه تانك به منطقه وارد و جهت تقويت هر چه بيشتر مواضع متصرفي در كنترل گروه رزمي214 قرار داده شد.

سرانجام در ساعت 1735 يگانهاي گروه رزمي 214 زرهي كه از هدف الف به جلو حركت نموده بودند، به مواضع اوليه يعني هدف الف عقب نشيني نمودند، تعدادي از رزمندگان سپاه در پناه آتش پر حجم توپخانه توانستند عقب نشيني نمايند و در مواضع متصرفي مستقر گردند، ليكن تعدادي از آنان؛ از جمله دو نفر برادران رضايي (رضا و علي) كه از جمله پيش قراولان حمله بودند، به درجه رفيع شهادت نايل آمدند. روحشان شاد باد.

در اين عمليات كه با موفقيت كامل برابر طرح پيش بيني شده به انجام رسيد، تعداد200 نفر از دشمن بعثي به اسارت درآمده و تعداد 12 دستگاه تانك و نفربر و سه دستگاه پي ام پي 1 و دو دستگاه خودروي حامل مهمات منهدم و تعداد پنج دستگاه تانك به غنيمت گرفته شد.

ستاد لشكر، پس از اطمينان از تقويت و تحكيم مواضع متصرفي و اختصاص يك يگان تقريباً كارآ مد، به عنوان احتياط در منطقه عمومي دارخوين و همچنين تقويت يگانهاي در خط با گردان107 امداد و گروهان دوم گردان291 تانك، در ساعت 1300 روز 22 خرداد1360، خاتمه عمليات را اعلام و قرارگاه تاكتيكي به پاسگاه اصلي فرماندهي لشكر واقع در ماهشهر انتقال پيدا نمود. (سند 14)

با اجراي عمليات دارخوين2 دشمن وحشت زده، باقيمانده پل خرمشهر را منهدم و عملاً در لاك دفاعي فرو رفت. در واقع در اين زمان بود كه تثبيت دشمن در مواضع آغاز گرديد15.

پس از اجراي عمليات دارخوين و تثبيت كامل دشمن در مواضع اشغالي، تلاش جهت شروع طراحي عمليات  ثامن الائمه شكل گرفت. ناگفته نبايد گذاشت كه موفقيت عمليات محدود تپه هاي مدن و دارخوين باعث بالا رفتن روحيه كليه پرسنل بويژه نيروهاي مردمي مستقر در منطقه گرديد. ارتقا روحيه از سويي و عدم آشنايي به فنون نظامي از سوي ديگر، باعث شد نيروهاي فدائيان اسلام كه در منطقه ذوالفقاريه و فياضيه حضور داشتند، كار نيروهاي متجاوز را تمام شده انگاشته، بدون هماهنگي با لشكر و حتي يگانهاي مجاور، با به صدا درآوردن طبل به جاي آتش پشتيباني توپخانه شبانه عمليات تعرضي تقريباً وسيعي را عليه دشمن آغاز نمايند.

بديهي است نتيجه اين اقدام ناكامي و دادن تلفات قابل ملاحظه بود.

گرچه، اقدام به اين عمل همان طور كه گفته شد ناشی از روحيه بالايي بود كه در اثر پيروزيهاي قبلي به وجود آمده بود، در عين حال نشانگر ضعفي بود كه كماكان در انسجام و يكپارچه نمودن نيروها وجود داشت و متأسفانه لشكر نتوانسته بود تا آن زمان به دليل ضعف زمينه نظامي گري در رزمندگان مردمي، كاربرد آنها را با اصول رزم تطبيق دهد. از اين جهت، فرماندهي و ستاد لشكر مجدداً تلاش خود را در جهت نظم دادن به يگانها متمركز ساخته و به منظور جلوگيري از به خطر افتادن خطوط پدافندي و جبران تلفات وارده، دستور آفندي شماره 5196/27/8/201ـ3/3/60 1 را صادر و در آن اهدافي را براي يگانهاي مستقر در خط تعيين نمود. منظور نهايي از صدور آن، ترميم روحيه رزمندگان، تلاش در جهت حفظ خطوط پدافندي و از همه مهم تر ايجاد نظم و به كنترل درآوردن نيروهاي مردمي بود. متعاقب آن از همه ارگانها و يگانهاي اعزام كننده نيروهاي مردمي خواسته شد تا مؤكداً توجه هر چه بيشتر نيروهاي اعزامي، را به رعايت اصول نظامي حاكم در منطقه عمليات جلب نمايند.

متعاقب صدور دستور فوق، با توجه به اينكه قرارگاه تيپ1 و يگانهاي تحت كنترل مثل گردانهاي 104، 122 و 148 پياده مدت قريب سه ماه در خط مقدم بوده و در آن شرايط نامساعد زير آتش شديد زميني و هوايي دشمن قرار داشتند، مقرر گرديد توسط قرارگاه تيپ2 و گردانهاي 129 و 153 پياده و 246 تانك و يك گروهان از گردان 107 ژاجا كه اخيراً از بازسازي مراجعه نموده بودند، با تقويت عناصري تازه نفس از سپاه پاسداران تعويض گردند.

در اجراي اين تدبير، دستور شماره 5368/22/08/201ـ2/4/60  از ستاد لشكر صادر گرديد16. در اين دستور با در نظر گرفتن شرايط حساس آن زمان نحوه تعويض يگانها ابلاغ گرديد.

از طرفي ديگر با نگرش به اينكه از زمان به اجرا درآمدن دستور پدافندي شماره1 لشكر در منطقه شرق كارون به دليل اجراي عمليات محدود، تپه هاي مدن و دارخوين و همچنين تعويض تعدادي از يگانهاي در خط، در گسترش و نوع يگانها تغييراتي به وجود آمده بود، لذا لازم به نظر رسيد كه دستور پدافندي شماره2 بر مبناي منطقه گسترش و يگانهاي در خط و سازمان براي رزم جديد توپخانه صادر گردد. (26 تيرماه 1360)17

با اجراي اين دستور پدافندي، در واقع فرماندهي و ستاد لشكر77 پياده استقرار يگانهاي موجود خود را در منطقه، تحت كنترل فرماندهي 2 تيپ پياده و يك يگان عمده زرهي، با داشتن احتياط نسبتاً مناسب و توپخانه منسجم، سازماندهي نمود و مي توان گفت كه ستاد لشكر پس از تسلط همه جانبه بر منطقه (گرچه هنوز فرماندهي منطقه آبادان نگران تلاش دشمن در جهت تك به آبادان بود) جهت طرح ريزي عمليات ثامن الائمه(ع) وارد ميدان عمل شده و مصمم گرديد در پاسخ به نامه شماره 1627/1/3001ـ 4/3/60 قرارگاه مقدم نزاجا پيرامون تهيه طرح مقدماتي آفند به سرپل اشغالي اقدامات لازم را معمول دارد.

اما، راستي چرا با وجودي كه عبور نيروهاي عراقي از رودخانه كارون، به منظور حصول به هدفهاي سياسي و استراتژيك بود و در مقابل، نيروهاي ايران با فداكاري بسيار توانستند دشمن را از رسيدن به اين اهداف بازدارند، تلاش متجاوز همچنان در حفظ سرپل موجود در منطقه شرق كارون متمركز بود ؟ 

با توجه به شرايط آن زمان، مي توان چنين تحليل نمود كه محاصره آبادان براي نيروهاي طرفين فراتر از جنبه نظامي، داراي جنبه حيثيتي بود. چرا كه عراقيها پس از عبور از كارون، با وجود تلاش فراوان، به منظور عبور از بهمنشير و تصرف آبادان، موفقيتي به دست نياورده و نتوانستند خط مقاومت رزمندگان ايران را در كرانه شمالي بهمنشير شكسته و وارد جزيره آبادان شوند. از اين رو به ناچار از ادامه تلاش يا لااقل از ادامه طرح ساقط نمودن آبادان تا اندازه اي منصرف گرديدند. ليكن عقب‌نشيني از شرق كارون را به بهاي از دست دادن اعتبار نظامي خود دانسته و بر ادامه اشغال آن پاي مي فشردند، تا به زعم خود در مذاكرات آينده به عنوان برگ برنده ای مورد بهره برداري قرار دهند.

صدام حسين، به منظور كاهش آثار منفي ناشي از عدم توانايي نيروهاي مسلح خود در تصرف آبادان، با گرفتن ژست صلح طلبانه عنوان نمود؛ از آنجايي كه مقاصد توسعه طلبانه در خاك ايران ندارد، از تصرف آبادان منصرف گرديده است، در صورتي كه همه مي دانند اين مقاومت دليرانه و سرسختانه رزمندگان جان بر كف ايران اسلامي بود كه به او اجازه عبور از بهمنشير و ورود به آبادان را نداد و در نتيجه در منطقه محدودي از شرق كارون به تحكيم مواضع پدافندي خود و نگهداري از آن اكتفا نمود. از طرف ديگر، چه از نظر تاكتيكي و چه از نظر راهبردی، پايدار ماندن سرپل دشمن در شرق كارون، در نهايت تهديدي بالقوه براي جزيره آبادان و بندرهاي مهم امام (ره) و ماهشهر به حساب مي آمد و نتيجه بالفعل اين تهديد مي توانست اشغال قسمتي از كرانه شمال غربي خليج فارس و برهم خوردن شرايط ژئوپولتيك مرزي موجود باشد. بدين ترتيب از نظر نيروهاي ايراني حضور يگانهاي ارتش متجاوز در شرق كارون تهديد جدي محسوب مي شد و به هيچ وجه براي مسئولان جنگ قابل تحمل نبود.

به هر حال، در ادامه اجراي تصميمات اتخاد شده پس از انجام عمليات تك محدود دارخوين و تثبيت دشمن در منطقه سرپل، فعاليت ستاد لشكر جهت طرح ريزي عمليات آفندي به منظور انهدام نيروهاي متجاوز در شرق كارون آغاز گرديد.

همزمان با تصويب نيروي زميني، در راستاي انسجام يگانهاي لشكر، مقرر گرديد؛ كليه يگانهاي سازماني لشكر كه از قبل به مناطق شمال غرب، غرب و حتي جنوب اعزام گرديده و با دشمن در نبرد بودند، از منطقه مربوطه رها و به تدريج به يگان اصلي (لشكر) ملحق گردند.

انتهای مطلب


 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده