تجاوز عراق علیه ایران؛ عملیات ثامن الائمه از آغاز تا پایان
بخش چهارم: اولین شکست - روند شكل گيري عمليات دفاعي و ورود لشكر 77 به منطقه در سه بخش گذشته به دلایل و اهداف تجاوز عراق به ایران و نیز پیشینه اختلافات تاریخی بین دو کشور اشاره کردیم و چگونگی تجاوز را در جنوبی ترین محور خوزستان به طور اجمال تشریح کردیم. همچنین در بخش سوم، با ارائه اسناد به جای مانده از دوران دفاع مقدس، نشان دادیم که دفاع در این محور چگونه با محوریت نیروی زمینی ارتش و ژاندارمری و تشکیل قرارگاه اروند سازمان یافته است. همچنین، اسناد نشان می دادند که به تدریج و با ورود یکان های لشگر 77 به منطقه سرانجام در تاریخ20=12=1359 فرماندهی قرارگاه اروند ودر نتیجه دفاع از محور یاد شده بر عهده این لشکر گذاشته شده و سایر نیروهای موجود در منطقه، اعم از نیروهای زمینی، دریایی، هوانیروز، ژاندارمری و سپاه پاسداران زیر امر و یا تحت کنترل عملیاتی لشکر 77 قرار گرفته اند.

 

(رجوع شود به تصویر شماره 33 در بخش سوم- اسناد)در حقیقت باید گفت؛ هسته اولیه عملیات ثامن الائمه با ورود لشکر 77 به منطقه و پذیرش مسئولیت قرارگاه اروند تشکیل شده است. در این روند شکل گیری عملیات دفاعی و چگونگی ورود یگان های لشکر77 به منطقه عملیاتی آبادان و انجام اقدامات مقدماتی لازم به منظور اجرای عملیات ثامن الائمه از نظر خوانندگان محترم می گذرد.

01عمليات بهمنشير

فرماندهي عمليات آبادان ـ خرمشهر به محض اطلاع از عبور نيروهاي متجاوز از رودخانه بهمنشير، به گردان153 پياده كه در حوالي پل خرمشهر مستقر و در حال آماده شدن جهت تك به ساحل شمالي كارون از روي پل خرمشهر بود ابلاغ نمود كه سريعاً با ابقا يك گروهان در منطقه پل با بقيه گردان به منطقه ذوالفقاريه حركت و تجاوز دشمن را سركوب نمايد.1  

گردان153(-) به همراه تعدادي از نيروهاي انتظامي و مردمي و پشتيباني آتش آتشبار105 م م از گردان368 توپخانه در ساعت 0830 روز 9 آبان ماه از محور خرمشهر ـ آبادان به طرف پاسگاه خسروآباد حركت نموده، در حوالي قبرستان آبادان با نيروهاي هجومي دشمن تماس حاصل و درگيري به شدت آغاز گرديد. اين درگيري كه گهگاه به صورت رزم تن به تن بود تا روز دهم آبان ماه ادامه داشت، سرانجام دشمن با دادن حدود 300 نفر كشته و 130 نفر اسير از جزيره آبادان رانده شده، به حدود 2 تا 4 كيلومتري ساحل شمالي بهمنشير عقب نشيني و در مواضع پدافندي مستقـر گرديـد.(نقشه 4) بـدون شك اين عمليـات را مي توان اولين عمليات موفقيت آميزي دانست كه در اثر آن تقريبـاً تصـور تصـرف آبـادان را از مخيله دشمن خارج سـاخت اين پيـروزي زمينـه عمليـات تـكهاي محـدود آينـده را فراهـم و نـهايتـاً منجر به طـرح ريـزي و اجـراي عمليـات ثـامـن الائمـه(ع) گـرديـد.2

براي بيرون راندن دشمن از نخلستانهاي شمال بهمنشير، عمليات ادامه يافت. تعدادي قايق، توسط ژاندارمري و سپاه فراهم گرديد. نيروهاي خودي كه عمدتاً يگانهاي گردان153 پياده، رزمندگان سپاه و عناصر مردمي  بودند، با عبور از بهمنشير وارد نخلستان ابوعبادي شده و دشمن را از آنجا بيرون راندند. دشمن به پشت خاكريز  جاده خاكي آبادان- چوئيبده عقب نشيني كرد، ليكن جهت ورود به آبادان از مسير فياضيه ايستگاه12 مجدداً شانس خود را به آزمايش گذاشت؛ اما با توجه به حضور گردان136 پياده كه در آن منطقه استقرار يافته بود ناكام گرديده، ناچار به مواضع اوليه خود بازگشت.

بدين ترتيب عـدم كاميـابي دشمن در ايـن مرحلـه از عمليـات، يعني شكست در عمليـات ورود بـه آبـادان، شمـارش معكـوسي بـود بـراي شكست قـادسيه صدام، كـه به طـور قطع فرمـانـدهـان بـا درايت ارتش عـراق (اگـر وجـود مي داشتند) قـادر بـودند صـداي آغاز شمـارش آن را بشنـوند.  در اين عمليـات كـه تـا عقب نشيني كامـل دشمن در شمـال بهمنشيـر چنـد روزي بـه طـول انجاميـد (تـا روز هجدهم آبـان مـاه 59) علاوه بر كشته و زخـمي شـدن حدود 300 نفـر از نفـرات دشمـن و بـه اسـارت درآمـدن 130 نفـر از آنـها تعـداد زيـادي از انـواع خـودرو، نفـربـر، لـودر و بـولـدوزر و اسلحـه سبـك و مهمـات بـه غنيـمت رزمندگان ما در آمد. 3

02 روند شكل گيري عمليات

همان گونه كه قبلاً نيز يادآوري شد، فرماندهي اروند كه در 27 مهرماه 59 به دستور ستاد مشترك ارتش جمهوري اسلامي ايران به منظور اداره نيروهاي موجود و در شرف ورود به منطقه سازماندهي گرديد، در آغاز با مسائل و مشكلات فراواني مواجه بود.

اولين مشكل اين فرماندهي فشار رواني بود كه از سوي مسئولان غير نظامي و همچنين مردم شهيدپرور در جهت اجراي هر چه زودتر عمليات و بيرون راندن دشمن از سرپل، بر فرماندهي و ستاد اروند وارد مي گرديد و نتيجه آن اجراي عمليات ناموفقي بود كه پس از اينكه شش روز از عمر سازماندهي قرارگاه اروند گذشته بود در محور ماهشهرـ آبادان اجرا گرديد. گرچه اين عمليات به شكست كامل منتهي شد، در وراي اين شكست صوري، به طور قطع پيروزي واقعي وجود داشت؛ زيرا به دشمن تفهيم نمود كه هرگز به آنها اجازه داده نخواهد شد كه لحظه اي روي آرامش را ببينند. در واقع دشمن احساس نمود كه نيروهاي جمهوري اسلامي ايران با وجود عدم انسجام، آفند را در قالب پدافند رقم زده و بديهي است هرچه اين انسجام و تقويت نيرو بيشتر شود، اين روش تداوم و شدت بيشتري خواهد يافت .

مشكل دوم قرارگاه، ساختار پرسنلي ستاد اروند بود كه عمدتاً از ادغام پرسنل ستاد مشترك و ژاندارمري كل كشور تشكيل شده و در آغاز از مقدورات و محدوديت نيروهاي موجود، كه قرار بود توسط اين ستاد به كار گرفته شود بي اطلاع بود.

مشكل سوم، حضور گروههاي مختلف و پراكنده مردمي بود كه با توجه به عدم وجود سيستم كنترلي دقيق، احتمال وجود عناصر ناباب در بين آنها موجود بوده و بعضاً اين مجموعه موجب اخلال در امر فرماندهي و اداره يگانها مي شدند، كما اينكه نامه دادستان عمومي آبادان به رئيس جمهور مبين اين حقيقت تلخ مي باشد.

مشكل چهارم وجود يگانهاي گوناگون از سازمانهاي مختلف نظامي و انتظامي، با توجه به تفاوتهاي ماهيتي در مأموريت و سازمان آنها.

سرانجام، عدم وجود يك سيستم مطمئن پدافند هوايي و همچنين عدم حضور  يگانهاي نظامي يكدست و كافي جهت مقابله قطعي با تجاوز.

براي رفع يا به حداقل رسانيدن اين مشكلات از سوي نيروي زميني، نيروي هوايي و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اقدامات مؤثري انجام پذيرفت.

اجراي موفقيت آميز تك متقابل رزمندگان گردان153 پياده تيپ 2 لشكر 77 به همراه نيروهاي انتظامي و مردمي موجود در بهمنشير كه تحت نظر فرماندهي اروند صورت گرفت، تقريباً اميد به محاصره كامل و تصرف آبادان را از ذهن سرداران قادسيه خارج ساخت، به همين دليل صدام حسين در 6 آذر1359،در عمان، هنگامي كه در يك كنفرانس مطبوعاتي مواجه با سؤال خبرنگاري شد كه از او پرسيد : «چرا با وجود برتري نيروهاي عراق جزيره آبادان را اشغال نمي كنيد؟»، گفت :« ما نمي‌خواهيم كشورگشايي بكنيم، ما فقط مي خواستيم تهديد ايران را از شهرهاي خود دور سازيم».4 در حالي كه، همه مي دانند اين اظهارات صرفاً يك ژست سياسي نظامي فريب كارانه بوده و واقعيت غير از اين مي باشد.گفته صدام هر چه باشد، اعترافي بود در مقابل شكست نيروهايش در عبور از بهمنشير و ايجاد خط سرپل در جزيره آبادان و همچنين عدم توانايي پيشروي بيشتر او در خاك مقدس ايران اسلامي.

فرماندهي اروند، همزمان تلاش جهت رفع مشكلات را آغاز نمود، نخست لشكر 77 پياده در اجراي اوامر نيروي زميني به منظور اداره و كنترل نيروهاي مانوري و آتش موجود در منطقه آبادان، قرارگاه تيپ2 را به فرماندهي سرهنگ مهدي فرمنش و عناصري از قرارگاه توپخانه لشكر را به سرپرستي سرهنگ هاشم افراخته به منطقه اعزام نمود.

از سويي ديگر به منظور كنترل نيروهاي مردمي، سپاه پاسداران اهواز با تشكيل جلساتي، اقدامات لازم را در جهت اطمينان از حضور نيروهاي مورد تأييد معمول و تصميم گيري نمود. (سند2)

تصميم به اعزام و استقرار سيستم پدافند زمين به هواي موشك هاك، تا اندازه‌اي خطرات ناشي از تجاوز هواپيماهاي دشمن را تقليل داد. (سند3)

به منظور ايجاد موانع در مقابل پيشروي دشمن و تخريب موانع ايجاد شده توسط او، با درخواست قرارگاه اروند و دستور ستاد مشترك، لشكر77 علاوه بر عناصر مهندسي كه در پشتيباني گروههاي رزمي اعزامي همراه نموده بود، يك گروهان مهندسي مين بردار (با اندكي تغيير در سازمان گروهان مهندسي) از گردان415 مهندس به فرماندهي سروان رفيعي را در تاريخ 18 مهرماه 59 به منطقه اعزام نمود. (سند4)

از طرفي با درخواست تقويت پرسنل ستاد اروند و تقويت مهندسي قرارگاه و همچنين صدور دستورات جابه جايي به يگانهاي موجود در منطقه شرق كارون از جمله تيپ2 لشكر77 ، فرماندهي اروند زمينه را جهت پيش بيني و تهيه طرحهاي پدافندي در مقابل دشمن متجاوز در منطقه سرپل فراهم ساخت.

بدين ترتيب، پس از گذشت حدود 45 روز از شروع تجاوز دشمن، ارتش جمهوري اسلامي ايران توانست با همه مشكلات و نارساييهاي موجود با همراهي ژاندارمري كل كشور و نيروهاي مردمي، پيشروي دشمن را در سرتاسر منطقه بويژه در منطقه سرپل شرق كارون مهار نمايد.

در عين حال، فرماندهي اروند پس از عدم موفقيت در پاتك سوم آبان متوجه اين واقعيت شد كه نيروهاي دشمن مستقر در منطقه سرپل را نمي توان با نيروهاي قليل و غير منسجم و ناهمگون بيرون راند؛ لذا تلاش خود را پس از عمليات بهمنشير مصروف تحكيم مواضع نيروهاي موجود در مقابل خط دفاعي سرپل نمود.

با توجه به در دست گرفتن كنترل آتش يگانهاي توپخانه موجود در منطقه توسط قرارگاه گروه 22  توپخانه5 و ورود يك تيم هوانيروز از كرمان به ماهشهر در تاريخ 28 مهرماه 59 (سند5)صدور مجدد دستور به لشكر 77 جهت اعزام دو گردان پياده ديگر به منطقه و بالاخره ورود تدريجي نيروهاي مردمي سپاه پاسداران ادامه حضور دانشجويان دانشكده افسري را كه در زماني بسيار حساس به منطقه وارد شده بودند، غير لازم تشخيص داده و دانشجويان در روز نوزدهم آبانماه پس از چهل روز رزم بي‌امان با تقديم تعدادي شهيد جهت ادامه تحصيل به دانشكده افسري مراجعت نمودند. از دهم آبانماه تدريجاً وضعيت نيروهاي مسلح در اين منطقه سر و ساماني گرفت. كنترل فرماندهي اروند بر يگانهاي حاضر در منطقه بويژه نيروهاي مردمي كه به وسيله شوراي عالي دفاع موظف به هماهنگي و تبعيت از فرماندهي اروند گرديدند، نسبتاً رو به بهبود گذاشت. با اعزام قرارگاه تيپ 2 لشكر 77 به منطقه و سپس انتقال آن از ماهشهر به آبادان و واگذاري كنترل سه گردان پياده در جزيره آبادان و همچنين اعزام يك تيم از قرارگاه توپخانه لشكر جهت تطبيق و كنترل آتش يگانهاي توپخانه جزيره، سيستم كنترل فرماندهي اروند به تدريج به سمت غير تمركزي گرايش يافته و در نتيجه ستاد فرماندهي اروند فرصت بيشتري جهت برنامه ريزي براي آينده پيدا نمود.

يكي از اين برنامه ها كه مي شود پيش بيني و اجراي آن را مرهون همين فرصت به دست آمده دانست، سازماندهي و تشكيل يگان عمليات نامنظم در آن شرايط مي باشد.

در تاريخ بيستم آبان، فرماندهي اروند تصميم به سازماندهي يك يگان عمليات نامنظم گرفت. با توجه به اينكه در آن زمان هنوز توان يگانهاي موجود براي مقابله با دشمن متجاوز محدود بود، سازماندهي يك يگان نامنظم و اجراي مأموريتهاي كمين، دستبرد، شبيخون و ضربه زدن به دشمن مي توانست سلب آرامش و آسايش از دشمن نموده، در دراز مدت به تضعيف نيروهاي او منجر گردد. فرماندهي اين يگان به سرهنگ نجفدري كه يكي از افسران شايسته ژاندارمري بود، واگذار گرديد. محل استقرار اوليه اين يگان در حاشيه غربي شادگان، در كنار نهر سپند تعيين گرديد. بعداً پايگاههايي در حاشيه رودخانه كارون جهت ضربه زدن به دشمن چه در شرق و چه در غرب كارون توسعه داده شد.

اقدام ديگري كه فرماندهي اروند در جهت مشخص نمودن وظايف و تكاليف يگانها انجام داد، صدور دستور شماره3 پدافندي بود كه در اين دستور ضمن ايجاد يك شبكه دفاعي در مقابل دشمن، به طور كلي به استقرار نيروها در منطقه شكل داده و منطقه مسئوليت هر يگان را مشخص مي نمود. از طرفي دشمن هنوز هم با شك و ترديد در خيال تصرف آبادان بود، از اين رو در دهه دوم آبان ماه به منظور نزديك شدن به رودخانه بهمنشير و عبور از آن، در منطقه ذوالفقاريه كه مناسب ترين محل براي عبور بود، فعاليتهايي را آغاز نمود. اما مدافعان جان بر كف ايراني با هوشياري كامل با او به مقابله برخاستند، سرانجام دشمن با تحمل تلفات و دادن سي نفر اسير عقب نشيني نموده و حتي مواضع خود را در ضلع شمال شرقي بهمنشير به سمت شمال و  شمال غرب تغيير داد، از اين رو گردانهاي 129 و 153 از تيپ2 لشكر77 پس از پاكسازي ميادين مين تماس خود را با دشمن برقرار نموده مواضع مناسبي را در مقابل دشمن ايجاد نمودند.

در روز 24 آبان، بار ديگر نيروهاي عراقي در غرب كارون و حوالي دارخوين حركات ايذايي انجام دادند. تكرار اين حركات به منظور كمك به تك نيروهاي عراقي به سوسنگرد و محاصره آن شهر در همان روز بود، كه البته اين حركات با مقاومت رزمندگان و پشتيباني گروه تك هوانيروز به استعداد 9 فروند بالگرد كبرا و 214 در محور دارخوين ـ آبادان و ماهشهر ـ آبادان با عدم موفقيت دشمن مـواجه گرديد.

در اين عمليات كه منجر به تلفات نسبتاً زيادي از دشمن شد، يك فروند بالگرد كبرا به خلباني ستواندوم ناصر نژاد تقي و كمك خلباني ستوان نارنجي مورد اصابت واقع گرديد. (سند6)

تلاش مذبوحانه دشمن در شمال منطقه سرپل در حوالي سلمانيه به طرف دارخوين كه گروه رزمي 246 تانك لشكر77 و نيروهاي مردمي سپاه مستقر در دارخوين مسئوليت دفاع از آن را به عهده داشت، نيز با شكست مواجه گرديد.

از اين پس فعاليت نيروهاي طرفين در محدوده سرپل براي مدتي طولاني به اعزام گشتي، كمين، دستبرد و تحكيم مواضع پدافندي محدود گرديد. اما قطع خطوط مواصلاتي زميني جزيره آبادان، پشتيباني سريع يگانهاي مستقر در آبادان را با مشكلاتي مواجه نموده بود، گرچه هواناوها (هاوركرافت) و بالگردهای ارتش جمهوري اسلامي با تلاش فراوان نيازمنديهاي اين يگانها را ترابري مي نمودند، ولي در هر حال حمل وسايل سنگين به جزيره مشكل بود. علاوه بر آن، قطع مسير زميني از نظر رواني در پرسنل مستقر در جزيره آبادان آثار منفي دربرداشت. از طرفي ديگر تلاش قرارگاه بر اين بود كه به هر نحو ممكن با زدن پل بر روي بهمنشير و اتصال آن از طريق راه فرعي به جاده آسفالته آبادان ـ ماهشهر در منطقه‌اي كه در دست نيروهاي خودي است، ارتباط زميني را با يگانها برقرار نمايد، ليكن با توجه به وجود بارانهاي موسمي و وضعيت زمين منطقه، احداث جاده در آن شرايط و مقدورات اگر غير ممكن نبود بسيار مشكل مي نمود.

در اين راستا نيروي دريايي نيز به جهت رفع اشكالاتي كه در امر جابه جايي و تدارك يگانها با آن مواجه بود، پيشنهاد ايجاد يك جاده از خوركويرين به رودخانه بهمنشير  (حدود هشت كيلومتر) را ارائه داد (سند7) ليكن با توجه به نيازهاي بسيار زياد وسايل و تجهيزات در زمان محدودي كه مورد نظر بود موفق به اجراي آن نگرديدند. به هر حال نياز به احداث جاده و برقراري ارتباط بين جزيره و ماهشهر در حدي لازم به نظر مي رسد كه اين تلاش به ستاد مشترك منتقل و ليكن اقدام مؤثري انجام نگرديد.

ورود يگانهاي مختلف به منطقه اروند ادامه داشت. در تاريخ 21 آبان 1359، هيأتي به سرپرستي معاون فرمانده لشكر77 جهت بازديد از وضعيت يگانهاي لشكر كه در منطقه عملياتي قرارگاه اروند استقرار داشتند، به آن منطقه اعزام گرديد، پس از ورود به منطقه و بازديد از يگانها، نواقص و مشكلات موجود طي گردش كاري به اطلاع فرماندهي رسيد، هنگامي كه نواقص و مشكلات يگانها وبالطبع فرماندهي اروند به استحضار فرماندهي نيروي زميني رسيد، مقرر گرديد با هماهنگي فرماندهي اروند، لشكر77 پيش بيني قرارگاهي را بنمايد كه بتواند بنا به دستور، جانشين ستاد عملياتي اروند گردد. ضمناً به منظور پشتيباني فرماندهي اروند از نظر لجستيكي پشتيباني لشكر بر مبناي استعداد كلي به منطقه اعزام و با تشكيل نقاط آمادي از يگانهاي مستقر در محدوده فرماندهي اروند پشتيباني لازم به عمل آورد. (سند8)

در اجراي اين تصميمات، دو سوم لشكر، يگان مورد نظر را كه شامل گردانهاي آماد و ترابري، تعمير و نگهداري، بهداري و گروهان اداري به استعداد خواسته شده بود به فرماندهي سرهنگ روزه جلالي در تاريخ سوم آذر1359، از مشهد به منطقه اعزام نمود. يگان مورد بحث در تاريخ پنجم آذر1359، درشش كيلومتري سه راهي شادگان در محور ماهشهر ـ آبادان در محـل شـركت سابيـر مستقـر و آمـادگي خـود را جهـت تـدارك يـگانهاي منطقه از روز 11 آذر1359،به عنوان پشتيباني فرماندهي اروند اعلام نمود.

با شكل گيري نسبي فرماندهي اروند، فشار افكار عمومي و مسئولان سياسي بر اين فرماندهي جهت تعيين تكليف متجاوزان در سرپل اشغالي روز به روز فزوني مي‌يافت، زيرا مردم به خاطر داشتند كه چگونه رزمندگان ما در آغاز تجاوز توانستند با دست خالي و استعدادي محدود، جلوي متجاوز را بگيرند و داغ تصرف يك هفته اي آبادان و خرمشهر را بردل سردمداران عراق بگذارند و به همين جهت انتظار داشتند به مجردي كه يگانهايي به منطقه وارد شدند نسبت به انهدام دشمن اقدام نمايند. فرماندهي اروند هم كه خود در صف يكم خواستاران نابودي دشمن قرار داشت، با يك بررسي اجمالي، حداقل نيروي مورد نياز خود را كه شامل دو تيپ زرهي و پياده با پشتيباني آتش مناسب و مهندسي لازم بود، به ستاد مشترك گزارش نمود. در اجراي اوامرستاد مشترك، نيروي زميني درخواست فرماندهي اروند را در حد مقدورات به يگانهاي سازماني بويژه لشكر77 پياده ابلاغ نمود، در اجراي اين دستور يگانهاي مختلف با استعدادهاي متفاوت و گهگاه با تجهيزات ناقص و استعداد پرسنلي ضعيف به منطقه عملياتي اروند وارد مي شدند. از جمله يگانهايي كه مقرر گرديد از تاريخ 6 آذرماه 59 در كنترل  فرماندهي اروند گذاشته شود تيپ37 زرهي، سازماني مركز زرهي شيراز بود كه از مدتها قبل در كنترل لشكر92 بوده و در عمليات دزفول و جنوب غربي اهواز نيز به كار گرفته شده و البته صدماتي را هم متحمل شده بود. اولين سريال اين يگان كه اسمش تيپ، ليكن عملاً استعداد تجهيزاتي و پرسنلي آن از گردان هم كمتر بـود در تاريخ 14 آذرماه 59 وارد منطقـه گرديد. (سند9) قابل توجه اينكه تعدادي از يگانها هم كه قبلاً در منطقه حضور داشتند مدت قريب به سه الي چهار ماه با دشمن كاملاً درگير بوده، از نظر تجهيزات و پرسنل افت قابل توجهي داشته و در نتيجه از روحيه مناسبي برخوردار نبودند. اغلب اين يگانها اقدام به گزارشهايي مي نمودند كه در آن ضمن بيان اشكالات و نواقص موجود  درخواست تعويض و يا حداقل تقويت خود را داشتند. از طرفي مكاتبات انجام گرفته بين فرماندهي اروند و ستاد مشترك و نيروي زميني پيرامون كمبود نيرو و نواقص موجود در اين منطقه حساس گوياي اين حقيقت تلخ است كه گرچه كليه فرماندهان و مسئولان، آرزوي تهاجم هرچه سريع تر را به دشمن داشتند ليكن كاستيها در كل ساختار (مسبب تأخير در اجراي عمليات) را ناديده گرفته و عدم مساعدت را عامل اصلي عدم اجراي عمليات موفق دانسته و بي توجهي در اين مورد را به يكديگر نسبت مي دادند.   (سند10)

در ادامه تقويت فرماندهي اروند، در تاريخ 11 آذر1359، به لشكر77 دستور داده شد كه گردان370 توپخانه 155م م و آتشبار 105م م از گردان 315 توپخانه را به منطقه اعزام نمايد، لذا گردان 370 توپخانه در تاريخ 12 الي 14 آذرماه  و آتشبار سوم گردان 315 توپخانه در تاريخ 16 آذر، به منطقه اعزام و در كنترل عملياتي فرماندهي اروند قرار گرفت. (سند11)

يك گروهان پل شناور پي ام پي ل81 زرهي در مورخ 24 آذرماه به منطقه وارد و در محور شادگان دارخوين استقرار پيدا نمود (سند12) همچنين يك گردان پياده به استعداد 300 نفر از ژاندارمري ناحيه مركزي و يك گروهان از گردان امداد6 بوشهر و يك گروهان ادوات از گردان امداد ژاندارمري زاهدان در همين زمان به منطقه وارد گرديد. آتشبار 105م م هويتزر از نيروي دريايي در تاريخ 20 آذر به منطقه وارد و در كنترل عملياتي گروه 22 توپخانه كه تطبيق دهنده آتشهاي پشتيباني قرارگاه اروند بود قرار گرفت. (سند13)

لازم به ذكر است كه يگانهاي واگذاري از نظر توان رزمي اغلب در وضع نا مناسبي قرار داشتند، بويژه يگانهايي كه در عملياتها متحمل ضربات سنگيني شده بودند، روند بازسازي آنان به كندي پيش مي رفت و به دليل وجود مشكلات فراوان، غالباً يگانها به سطح آمادگي رزمي اوليه خود نرسيده و بر حسب نياز به منطقه اعزام مي شدند.7

وضعيت به همين نحو ادامه داشت، يگانهاي متعدد از توپخانه 105 م م گرفته تا 203 م م، از گردان پياده تا يگان تانك موجود و آزاد در مناطق، با تلاش تمام مسئولان به منطقه سرازير گرديدند، ليكن با همه تفاسير اين يگانها هر يك داراي كلي مشكلات و نواقص  از حيث پرسنلي، لجستيكي و آموزشي بودند.

چهارمين ماه از جنگ پشت سر گذاشته شد. جبهه جنگ پس از مدتها مقاومت و تهاجم نيروهاي خودي حالت تقريباً پدافندي را از هر دو سو به خود گرفته بود. ارتش عراق با توجه به مقاومت دليرانه مدافعان جمهوري اسلامي ايران تحرك خود را از دست داده و لاجرم در منطقه اشغالي پدافند را پذيرفته و نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران نيز به دليل نداشتن توان رزمي مناسب جهت اجراي عمليات آفندي، به ناچار تن به پدافند در مقابل سرپل اشغالي دشمن داده بودند. ليكن پدافندي كه هر زمان و موقعيتي كه دست مي داد با اجراي يك عمليات آفندي هر چند محدود، خواب خوش دشمن را از چشمانش مي ربود.

ملت ايران با بي صبري انتظار وارد كردن ضربات متقابل را به ارتش متجاوز داشتند، اما فرماندهان عمل كننده از يكسو با ملاحظه نيروهاي موجود و مقايسه آن با سپاهيان دشمن از طريق محاسبات كلاسيك نظامي متوجه بودند كه هنوز توان مقابله با متجاوز را دارا نشده اند (سند14) و از سوي ديگر مسئولان در راستاي خواسته مردم انقلابي و رهبران سياسي كه هر از گاه اين خواسته با احساسات شديد ملي و مذهبي نيز آميخته بود، در زير فشار جو حاكم بر جامعه قرار داشته، تصميم به اجراي عمليات مي گيرند. (غلبه احساسات ملي و مذهبي بر عقلانيت نظامي) گزارش بازرسي ويژه فرماندهي اروند در مورد اجراي نابهنگام عمليات (در حالي كه مبناي منطقي ندارد) حاكي از تأثير افكار عمومي، مبني بر شروع عمليات تهاجمي گسترده عليه متجاوز است كه نمودي از همسويي بعضي از مسئولان (بازرس ويژه اروند) با مردم عادي را نيز در رويارويي با دشمن بعثي نشان مي دهد. (سند15) فرماندهان در زير فشار اين جريانات بعضاً به اجراي عملياتهاي ناموفقي تن داده اند كه تحمل لطمات و خسارات سنگين و افت شديد روحي و رواني نتيجه منفي اين پيكارها بوده است8.

با توجه به چنين شرايطي بود كه فرماندهي اروند پس از اجراي عمليات ناموفق سوم آبان، در محور ماهشهر – آبادان، با دريافت تقويتهاي مختلف از ژاندارمري و نيروي زميني و همچنين حضور بيشتر رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه مختصراً بيان گرديد، مجدداً تصميم گرفت تلاش خود را براي عقب راندن دشمن از شرق كارون آغاز نمايد. لذا با استفاده از نيروهاي موجود كه حداكثر شامل يك تيپ پياده تقويت شده به وسيله يك گردان تانك و يك تيپ پياده ديگر كه از مجموع نيروهاي اعزامي از ژاندارمري و سپاه پاسداران تشكيل مي شد و با حداكثر دو گردان (مختلط توپخانه 105، 155. 130، 122 م م) پشتيباني مي شدند، ضمن مراقبت از ساحل اروند به مصاف يگانهايي از دشمن بروند كه در آن زمان با توجه به سوابق موجود به استعداد حداقل دو لشكر به عنوان نيروهاي درگير و تقويت در منطقه حضور داشتند. طرح ريزي انجام گرديد، اين طرح به نام طرح عمليات آفندي توكل نامگذاري گرديد. طرحي كه به طور قطع برآوردهاي اوليه آن (در صورتي كه انجام گرفته باشد) اجراي عمليات را در هيچ بعدي توصيه نمي نموده است.

چنين به نظر مي رسد كه عامل اصلي محرك به سوي طرح ريزي و اجراي اين عمليات، چيزي جز تفوق و نفوذ مسائل سياسي بر امور نظامي نبوده است! (رجوع شود به نامه فرمانده اروند به شماره 24/10/59 ـ116/01/501) (سند16)به هر تقدير عمليات آفندي توكل به وسيله تيپ37 زرهي (به استعداد كمتر از گردان) به همراه يگانهايي از ژاجا و تيپ2 لشكر77 و همراهي نيروهاي مردمي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و فدائيان اسلام و گروه رزمي246 تانك شامل گردان246 و گردان144 پياده لشكر21 در سه محور ماهشهر ـ آبادان، شمال بهمنشير به طرف ماهشهر و دارخوين به طرف سلمانيه با مأموريت پاكسازي شرق كارون در ساعت 0030 روز بيستم دي ماه 59 آغاز گرديد.9

بديهي است نتيجه اين عمليات از پيش مشخص بود، ناكامي و تلفات و بازگشت به مرحله قبل. اين نتيجه مي تواند مبين آثار منفي اعمال نظرات سياسي  در كاربرد نظامي باشد10

در اين عمليات از نيروهاي نظامي و انتظامي تعداد 67 نفر شهيد و 295 نفر مجروح و 152 نفر اسير يا مفقود گرديدند، تلفات نيروهاي مردمي اعلام نشده است. (گزارش نوبه اي شماره 24 از ساعت 1800 روز 19 دي ماه 59 الي 1800 روز 21 دي ماه 59)

نتيجه تأسف بار عمليات توكل هر چه كه بود براي فرماندهي اروند و مسئولان سياسي اين نكته را روشن ساخت كه «جنگ» و اداره آن نيازمند ملزوماتي است كه حداقل آن وجود يگان، سازمان، تجهيزات، آموزش و از همه مهم تر دانش كاربرد آن مي باشد و لذا از آن پس، طرز فكر عمومي و اجتماعي درباره جنگ تا حدودي به سمت قبول واقعيتها و چاره انديشي بر اساس منطق نظامي سوق داده شد. در عين حال اجراي عمليات توكل، هر چند در آن شرايط و با دلايل مطرح شده باعث لطمه شديد روحي و رواني بر نيروهاي خودي شد، ليكن براي دشمن نيز پيامي داشت كه در هر شرايطي، از هجوم نيروهاي ما در امان نخواهد بود.

به هر تقدير با توجه به شرح فوق فرماندهي اروند مصمم گرديد تا فراهم شدن حداقل شرايط مطلوب كه به كارگيري نيروي متناسب با ارتقاي توان رزمي يگانها مي باشد، اجراي عمليات آفندي محدود در بطن پدافند را مد نظر قرار دهد

از نتايج منفي عمليات توكل ضربه سهمگيني بود كه بر تيپ37 زرهي وارد آمد كه منجر به تلفات سنگين و از دست دادن تعداد زيادي تانك و نفربر (24 دستگاه تانك و 15 دستگاه نفربر) و ساير تجهيزات گرديد.

بعد از عمليات، با توجه به عدم پشتيباني پرسنلي و لجستيكي مناسب، تغيير در سازمان تيپ ضروري بود كه فرماندهي اروند ملزم به اجراي آن گرديد. لذا با به كارگيري يك گروهان پياده (از گردان191 پياده مركز پياده شيراز) و 3 گروهان تانك و گروهان اركان از باقيمانده تيپ 37، تيپ به گروه رزمي (موقت) 37 تبديل كه از تاريخ 26 دي 1359، با همين عنوان مسئوليت پدافند بخشي از محور ماهشهرـ آبادان را عهده دار گرديد. (سند17) 

بدين ترتيب بود كه ستاد فرماندهي اروند با استفاده از يگانهاي موجود، گسترش جديدي را در منطقه و در مقابل سرپل اشغالي دشمن پيشنهاد و پس از تصويب فرماندهي، آن را به صورت دستور شماره 4 تهيه و در اوايل بهمن ماه به يگانها ابلاغ نمود. براساس مأموريت پيش بيني شده، يگانهاي تابعه قرارگاه اروند در مواضع واگذاري، دفاع نموده با تكهاي محدود از قبيل دستبرد، كمين حداكثر تلفات را به دشمن وارد سازند.

با توجه به اين تدبير، منطقه سرپل دشمن در شرق كارون به سه منطقه پدافندي شامل جبهه شمالي، شرقي و جنوبي تقسيم شد، در جبهه شمالي گروه رزمي246 تانك (يك گروهان تانك) و يك گروهان پياده مكانيزه و عناصري از نيروهاي مردمي مستقر در دارخوين، در جبهه شرقي گروه رزمي 37 زرهي، گردان تكاوران دريايي و گردان 144 پياده با يك گروهان تانك چيفتن احيا شده (مربوط به لشكر92 زرهي) و در جبهه جنوب گردانهاي 129، 153 و 136 و نيروهاي مردمي (فدائيان اسلام) با پشتيباني آتش نسبتاً ضعيفي مسئوليت پدافند را در مقابل سرپل دشمن به عهده گرفتند، در گسترش و سازمان يگانهاي مستقر در آبادان تغييري داده نشد.

در اين دستور و مكمل هاي بعد از آن، تنها گروهان امداد ژاندارمري بندر لنگه در تاريخ 9 اسفندماه به يگان سازماني خود مراجعت نمود، بقيه يگانهاي ژاندارمري منهاي گردان301 در احتياط قرارگاه قرار گرفتند، گردان 301 ژاجا نيز در منطقه شمال شرق سرپل مقابل شادگان مأموريت پدافند قسمتي از خط را به عهده گرفت.

شكست عمليات توكل، باعث تقويت روحي نيروهاي دشمن گرديد و فعاليت و اقدامات تجاوزكارانه او را در منطقه تشديد نمود، اين اقدامات و فعاليت ها، قرايني را ارائه مي داد كه تك به آبادان را چه از سمت اروندرود و چه مجدداً از سمت سرپل اشغالي به طور جدي محتمل مي ساخت. لذا فرمانده عمليات آبادان – خونين شهر و فرماندهي اروند در صدد تقويت و انسجام نيروهاي موجود در مقابله با دشمن برآمده، خواستار هوشياري كامل يگانها در برابر تحركات دشمن گرديدند. (سند18) 

به رغم مشكلات عديده اي كه فرماندهي اروند با آن مواجه بود، از جمله كمبود نيرو، مع ذالك، با صدور دستور جزء به جزء مورخ 1 بهمن 1359، دستور آمادگي به گردان 144 پياده و يك گروهان تانك چيفتن از گروه رزمي 37 زرهي و يك گردان توپخانه 155 م م و يك آتشبار 130 م م و گروه رزمي تكاوران دريايي را جهت اعزام به آبادان و تقويت خطوط دفاعي آن صادر نمود. كه البته در نهايت يك گروهان تانك چيفتن از گروه رزمي 37 و يك آتشبار 130 م م و يك آتشبار 155 م م در تاريخهاي 15 و 18 اسفند  به آبادان اعزام شدند. (سند19)

همان گونه كه قبلاً نيز اشاره شد، ملاحظه مي شود كه تصرف آبادان به منظور تسلط بر اروند رود هدف اصلي و استراتژيك عراق بود كه حتي پس از تثبيت نيروهاي مهاجم در همه مناطق هنوز از تفكر فرماندهان عراقي دور نگرديده بود و اين خود اهميت تلاش فرماندهي اروند را در حفظ و نگهداري آبادان در آن شرايط سخت بيش از پيش مشخص مي سازد11

پس از سازماندهي فرماندهي اروند و انتصاب فرماندهي ژاجا به اين سمت در واقع مسئوليت نيروي زميني در منطقه قرارگاه اروند به فرماندهي ژاندارمري كل كشور واگذار گرديد. فرماندهي مذكور نيز با دريافت نيروهاي مختلف و بعضاً ناهمگون از نيروهاي زميني، دريايي و داوطلب از نيروي هوايي و نيروهاي مردمي با همكاري يگانهاي امداد ژاندارمري نسبت به دفاع در مقابل دشمن تلاش خود را متمركز نمود.

اين تلاش در هماهنگ كردن نيروها؛ چه آنهايي كه در منطقه موجود بوده و چه آنها كه به تدريج وارد مي شدند واقعاً چشمگير بوده، فرماندهي را قادر ساخت تا علاوه بر آنكه تلاش دشمن را در عبور از رودخانه بهمنشير و ورود به آبادان خنثي سازد، يك پوشش دفاعي قابل قبول در مقابل سرپل دشمن كه در دستورات پدافندي3 و4 خود صادر نمود، در شرق كارون ايجاد و در عين حال با انجام تك هاي ايذايي و ممانعتي كه توسط يگان هاي منظم و نامنظم صورت مي گرفت، آرامش را از دشمن سلب و زمينه را جهت آفند نهايي آماده سازد.

همه اين اقدامات در شرايطي صورت مي گرفت كه تلاش براي هماهنگ نمودن اقدامات لجستيكي، پرسنلي، اطلاعاتي و سرانجام عملياتي و برقراري وحدت فرماندهي به سختي انجام، و هنوز مشكلات فراواني در راه ترميم اين نارساييها وجود داشت. به نظر نمي رسيد كه حفظ موقعيت اين قرارگاه با توجه به كاستي هاي موجود و با عنايت به مأموريت ذاتي ژاندارمري كل كشور، تحول چشمگيري در بهبود شرايط نيروهاي مسلح در منطقه مسئوليت آن قرارگاه ايجاد نمايد، با نگرش و توجه به مكاتبات و پيگيري زياد فرماندهي اروند و از سويي حضور تدريجي يگانهاي لشكر77 از ساير مناطق به منطقه جنوب (قرارگاه اروند) چنين به نظر مي رسيد كه به زودي بايد مسئوليت سرزميني منطقه اروند مجدداً به جايگاه اصلي خودش يعني نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران باز گردد. از اين رو در اجراي دستور نيروي زميني در آذر 1359، فرماندهي لشكر 77 پياده به همراه تيمي از عناصر ستاد لشكر از يگانهاي اين لشكر كه در جبهه هاي شمال غرب، غرب و جنوب استقرار داشتند بازديد به عمل آورد. ايشان در بازديد از يگانهاي جنوب با فرماندهي اروند ملاقات نموده، اشكالات و نارسايي هاي موجود را مورد بررسي قرار داد، پس از مراجعت و گزارش نتيجه به نيروي زميني اقدامات عاجلي در جهت رفع آنها، با استفاده از مقدورات لشكر به عمل آورد12.

حضور تدريجي يگانهاي لشكر77 پياده، بويژه استقرار پشتيباني لشكر در محور ماهشهر ـ آبادان، اعزام تيم پشتيباني لجستيكي از فرمانده پشتيباني لشكر به آبادان، فعال بودن حدود دو گردان توپخانه از توپخانه لشكر، حضور فرماندهي تيپ2 در منطقه و در كنترل گرفتن يگانهاي مانوري در آبادان با مأموريت پدافند از جزيره از يكسو و گزارشهاي مكرر فرماندهي اروند پيرامون مشكلات ساختاري فرماندهي اروند در مقابله با دشمن از سوي ديگر همه و همه نشانگر تصميماتي بود كه علي القاعده مي بايست فرماندهان در رده بالاي تصميم گيري جهت انسجام هر چه بيشتر نيروها و ايجاد وحدت فرماندهي در مورد عمليات زميني اتخاذ نمايند. شواهد بيانگر آن است كه بعد از هماهنگ شدن نقطه نظرهاي نيروي زميني و ستاد مشترك در اين مورد تصميم گرفته شد كه به منظور ايجاد وحدت فرماندهي و انسجام كامل يگانها در جهت اجراي عمليات مسئوليت سرزميني منطقه اروند مجدداً به مسئول اصلي خودش يعني نيروي زميني واگذار گردد.

اندكي به عقب بر مي گرديم در شرايطي كه :

بندر خرمشهر سقوط كرده بود. با توجه به حضور نيروهاي عراقي در شمال بهمنشير و جنوب اروندرود و قرائن موجود، جزيره آبادان نيز در شرف سقوط قرار داشت، با سقوط احتمالي آبادان تسلط بر رودخانه اروند توسط نيروهاي متجاوز كه يكي از رؤياهاي سردمداران عراق بود، چهره واقعي به خود مي گرفت. در اين صورت احتمال سقوط بنادر امام و ماهشهر نيز افزايش مي يافت.

از همه مهم تر ديدگاه دست اندركاران جنگ كه چندان هم از يك سنخ نبودند، تعارض پيرامون تقدم عمليات و كاربرد نيروها در منطقه دزفول و يا آبادان ايجاد كرده بود. بديهي است در چنين شرايطي افق آينده منطقه و عمليات در هاله اي از ابهام قرار گرفته بود. لذا تدبير روشن فرماندهي كل قوا در تاريخ 14 آبان 59 خطاب به مسئولان جبهه و جنگ اين گونه ابلاغ گرديد : « حصر آبادان بايد شكسته شود.»

با ابلاغ اين دستور، تمركز تلاش دست اندركاران جنگ مشخص گرديد. همان گونه كه قبلاً اشاره شد قرارگاه اروند با مجموعه توان موجود، در عمليات بيستم دي ماه با همه تلاش، موفقيتي كسب ننمود.

لذا، ستاد مشترك طي دستوري به نزاجا مقرر نمود؛ قرارگاه لشكر77 پياده را به منطقه اعزام به طوري كه بتواند در تاريخ 20 اسفند1359، با تعويض ستاد عملياتي اروند، مسئوليت منطقه را به عهده بگيرد. (سند20)

بديهي است نيروي زميني، به رغم اينكه  لشكر77، يگاني پياده بوده و با توجه به ماهيت رسته اي آن، كاربردش در منطقه به مثابه يگان زرهي نمي باشد، دستور تغيير مكان را به لشكر77   ابلاغ نمود.

***

هدف از ارائه بخشي كه گذشت يعني (از شروع تجاوز تا حضور لشكر 77 در منطقه) توجه دادن خوانندگان ارجمند به حوادثي است كه در مدت شش ماه بر اين سرزمين عاشورايي گذشته است.

گرچه تلاش نموده ايم تا در اين نوشته، حتي المقدور زواياي تاريكي از رويدادهاي شش ماهه دوم سال 1359، در منطقه آبادان ـ خرمشهر را روشن سازيم، ليكن اذعان مي كنيم كه نتوانسته ايم حق مطلب را ادا نموده و جان فشاني هاي پرسنل و فرماندهاني را كه در آن شرايط از زمان و مكان در راه جلوگيري از توسعه تجاوز و پيشروي دشمن در خاك مقدس جمهوري اسلامي ايران و به خصوص در منطقه مورد بحث از خود ابراز نموده اند را به خوانندگان محترم به نحو مطلوب و شايسته ارائه نماييم. لذا لازم مي دانيم يك بار ديگر از فداكاري هاي قهرمانانه فرزندان اين مرز و بوم كه مردم آزاده و فداكار خطه خرمشهر و آبادان در زمره اولين آنها بوده اند و همچنين رزمندگان قهرمان مردمي (سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و نيروهاي بسيج مردمي) كه در آغاز تهاجم دوش به دوش مرز داران سلحشور، ژاندارمري نيروي دريايي و يگانهاي لشكر 92 زرهي در مقابل متجاوزان ناجوانمرد سينه سپر كرده، با فدا نمودن جان شيرين خود قدرت اهريمني او را روز به روز تضعيف نموده، زمينه را براي هجوم قاطع رزمندگان لشكر77 آماده نموده اند، قدرداني و سپاسگزاري نماييم.

تلاش و پايمردي افسراني چون سرهنگ فروزان، سرهنگ شكر ريز، سرهنگ صادق، سرهنگ نجفدري و سرهنگ2 حسين حسني سعدي، سرهنگ2 كهتري و رادمرداني چون شهيد خرازي، شهيدان برادران رضايي (از بسيج اصفهان)، برادر رحيم صفوي و چه بسياري ديگر از آنان كه هم اكنون ممكن است حضور فيزيكي نداشته و به رحمت ايزدي پيوسته باشند، قابل تقدير بوده و چيزي نيست كه از خاطره مردم رشيد ايران بويژه خوزستان و بالاخص مردم آسيب ديده خرمشهر و آبادان و همچنين از ذهن تاريخ پر از فراز و نشيب اين سرزمين كهن و باستاني محو گردد.

به نيابت از سوي بزرگواري و قهرماني همه مردم و همچنين از سوي همه سربازان من جمله سربازان لشكر77 پياده پيروز ثامن الائمه (ع) به شهامت و شجاعت و جوانمردي اين فرزندان بزرگ درود فرستاده، آرزو داريم كه خداوند بزرگ همواره مملكت ما را از وجود چنين فرزندان غيرتمندي برخوردار نمايد.

آمين

منبع: عملیات ثامن الائمه، روح الله سروری و همکار،1384،عرشان، تهران، چاپ دوم(به سفارش هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی)

 

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده