تجاوز عراق عليه ايران؛ از آغاز تا عملیات ثامن الائمه
بخش دوم: اهداف اصلی و زمینه های تجاوز 1- اهداف اصلي تجاوز با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، نويد آزادي و آزادگي تحت لواي دستورات حيات بخش اسلام به مردم جهان بويژه مسلمانان كشورهاي همجوار داده شد. حكام اين كشورها به خصوص رژيم عراق كه به روش فاشيستي حزب بعث اداره مي گرديد، پديده جديد حكومت را كه ويژگي هاي بسياري جهت جذب مردم متدين داشت، برنتافته و در نتيجه آن را براي خود خطري بالفعل مي دانستند.

البته اين احساس چندان هم بي اساس نبود، زيرا مردم سرزمين عراق عموماً پيرو مذهب شيعه جعفري بوده و بيشتر مراجع تقليد تشيع نيز از حوزه هاي علميه نجف و كربلا برخاسته اند. از اين رو، صدور و نفوذ انقلاب را به سرزمين خود به وضوح احساس مي‌كردند.

در نتيجه، وجود نظام اسلامي را با ويژگي هاي مخصوصش براي خود مشكل ساز مي ديدند. از طرف ديگر، صدام حسين در پيام خود به لشكر3 زرهي كه مأموريتش اشغال خرمشهر و آبادان بود چنين مي گويد :

« همانا، از مهم ترين اهداف ما در تهاجم به دشمن، خرد نمودن و نابودي امكانات نظامي او، در نتيجه وادار نمودن او به از دست دادن عزمش در ادامه جنگ و اقرار به حقوق ملي و قومي ماست كه از ما غصب نموده، از جمله اعتراف به حاكميت كامل ما بر شط العرب (اروند رود) و ديگر اراضي غصب شده عراقي »1

با توجه به تجزيه و تحليل مطالب فوق چنين برداشت مي شود كه هدف از تجاوز عراق و ساير كشورهاي عربي به ايران را مي توان در سه وجه زير مورد بررسي قرار داد :

 سد نمودن صدور و نفوذ انقلاب از ايران به كشور عراق و ساير كشورهاي عربي اسلامي و پشتيبان او، كه به زعم حاكمان بغداد با ساقط نمودن نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران و يا تضعيف كامل آن ميسر مي گرديد.

 جدا نمودن استان زرخيز خوزستان از مام وطن

–   ايجاد وضعيت به منظور تسلط بر اروند رود كه سالها به صورت آرزوي سردمداران عراق درآمده بود.  

 

2- موقعيت جغرافيايي منطقه مورد تهديد

اين منطقه، محدود است؛ از شمال به خط واصل از ايستگاه راه آهن گرگر، دارخوين، نيم ايستگاه نود، مرز، از شرق به خط واقع بين بندر امام تا ايستگاه گرگر، از جنوب غربي بندر امام به چوئيبده، از جنوب و جنوب شرقي چوئيبده و خسروآباد در امتداد اروند تا شلمچه و در غرب از شلمچه در امتداد مرز به طرف شمال تا تلاقي خط دارخوين، مرز. (نقشه 1)

وضعيت طبيعي زمين در اين منطقه به نحوي است كه از جنوب اهواز تا شمال اروندرود به عرض تقريبي120 كيلومتر و از حوالي رودخانه دجله تا بندر ماهشهر به مسافت تقريبي130 كيلومتر فاقد هر نوع ارتفاع طبيعي مي باشد. زمين با شيب ملايم از شمال به جنوب و جنوب شرقي و غربي گسترش داشته و در نزديكي خرمشهر و آبادان ارتفاع زمين از سطح دريا به حدود دو متر مي رسد. به هنگام مد در خليج فارس، سطح آب رودخانه ها بالا آمده و نهرهاي مصنوعي را كه جهت پرورش نخل ايجاد شده است، مملو از آب مي نمايد. به هنگام بارندگي هاي شديد فصلي، تمام محدوده بين شرق كارون تا بندر ماهشهر به صورت باتلاقي غير قابل عبور در مي آيد و امكان رفت و آمد فقط به راهها و جاده هاي مستحكم محدود مي گردد. در مواقع طغيان رودخانه كارون و بهمنشير باز اين منطقه را آب فرا مي گيرد.

رودخانه كارون، در فاصله حدوداً 25 كيلومتري شرق مرز ايران و عراق در مسير شمالي ـ جنوبي جريان دارد، اين رودخانه در شرق خرمشهر دو شاخه مي شود؛ يك شاخه در مسير شرقي ـ غربي جريان پيدا مي كند و در جنوب خرمشهر به شط العرب پيوسته و اروندرود را تشكيل مي دهد، آنگاه پس از طي مسيري در حدود 100 كيلومتر از جنوب شرقي آبادان از دلتاي فاو به خليج فارس مي ريزد. شاخه ديگر رودخانه كارون، رودخانه بهمنشير را تشكيل داده به طرف جنوب شرق جريان پيدا نموده و در خورموسي به خليج فارس مي ريزد، در نتيجه جزيره آبادان در بين مسير شاخه شرقي ـ غربي كارون و رودخانه اروند و خليج فارس و رودخانه بهمنشير قرار گرفته است.

جداي از رودخانه هاي مهم ياد شده كه در وضعيت طبيعي منطقه اثرگذار هستند، نهرهايي نيز از  رودخانه هاي كارون، اروند و شط العرب جدا شده اند كه به هنگام جذر و مد منطقه را باتلاقي نموده و در حركات منطقه مطمئناً مؤثر مي‌باشند. اهم اين نهرها عبارتند از : نهر عرايض كه از شط العرب منشعب و به طرف شمال به طول تقريبي پنج كيلومتر جريان دارد؛ پل نو كه يك نقطه حساس مي باشد، در مسير جاده شلمچه ـ خرمشهر بر روي اين نهر احداث شده است. نهر خين كه تقريباً شرقي ـ غربي بوده، بين خرمشهر و شلمچه جريان دارد، اين نهر انشعابي از پاسگاه خين تا پاسگاه حدود، در طول قريب به هشت كيلومتر خط مرز ايران و عراق را تشكيل مي دهد و از پاسگاه حدود به بعد در داخل خاك عراق جريان مي يابد. جريان بسته اين نهر در شط العرب جزيره اي را با نام بوارين تشكيل مي دهد كه متعلق به كشور عراق مي باشد. مشابه اين جزيره در جنوب غربي خرمشهر نيز در ميان انشعابات اروندرود جزيره ديگري به نام « ام الرصاص» تشكيل مي شود كه آن هم متعلق به كشور عراق است.

در جنوب آبادان نيز از انشعابات اروندرود جزيره مينو تشكيل مي گردد كه متعلق به ايران مي باشد. به سبب اينكه جنس خاك زمين در اين منطقه سست است، در موقع بارندگي باتلاقي و در مواقع خشكي سست و نرم مي گردد و حركت خودروها در آن ايجاد گرد و غبار زياد مي نمايد.

از نظر روييدني ها؛ به جز نخلستان ها و كشتزارهاي اطراف رودخانه و نهرها، زمين اين منطقه كاملاً عاري از درختزار و كشتزار است، در شرق كارون بين رودخانه تا شادگان كشتزارهاي محدودي وجود دارد.

(در سالهاي اخير دولت با تسطيح و آماده سازي زمين هاي شرق كارون، اقدامات لازم را پيرامون كشت نيشكر و باغات مركبات به عمل آورده است.)

همچنين زمين هاي محدود بين كارون و شط العرب نيز عاري از كشتزار است؛ مهم ترين عارضه طبيعي زمين در اين منطقه، رودخانه ها و آبروها مي باشد. عوارض مصنوعي موجود در منطقه جاده هاي آسفالته اهواز ـ خرمشهر، اهواز ـ آبادان، آبادان‌ـ شادگان و دارخوين ـ اهواز و راه آهن خرمشهر اهواز و بندر امام ـ اهواز و بنادر مهم: خرمشهر و ماهشهر و امام مي باشند.

راههاي مواصلاتي مهم و قابل استفاده همه فصلي اين منطقه در خاك ايران جاده هاي اهواز، خرمشهر و اهواز آبادان و آبادان، ماهشهر و خرمشهر، شلمچه به طرف تنومه، بصره و خرمشهر، آبادان، خسرو آباد و همچنين جاده نظامي حسينيه ـ زيد كه در خاك عراق نيز ادامه داشته و به تنومه وصل مي شود و همچنين راه آهن اهواز خرمشهر و بندر امام – اهواز مي باشند.

مهم ترين جاده عراق در اين منطقه همان جاده اي است كه از شلمچه به تنومه و بصره وصل مي گردد كه تا قبل از جنگ ايران و عراق به صورت همه فصلي نبود، ولي عراق براي تهاجم خود آن را ترميم نمود. در غرب رودخانه دجله، جاده سراسري بغداد ـ كوت ـ عماره ـ بصره ـ فاو نزديك به كرانه جنوبي دجله امتداد دارد كه يك جاده حياتي در كشور عراق به حساب مي آيد.

در خاك ايران نيز يك جاده خاكي سراسري در سه كيلومتري شرق خط مرز و در امتداد مرز احداث شده بود كه دژهاي ساخته شده در طول مرز را به يكديگر مربوط مي ساخت. اين جاده جنوبي ـ شمالي و از حدود شلمچه تا طلائيه امتداد داشت. ناگفته نبايد گذاشت كه در جريان اختلافات سالهاي 1353ـ 1348 بين دولت هاي ايران و عراق، ارتش عراق به بهانه ايجاد حوضچه هاي پرورش ماهي در بين شط العرب و خط مرز به طرف مرز ايران، كانالها و خاكريزهايي ايجاد و آب شط العرب را به اين كانالها هدايت مي نمود؛ اما در جريان جنگ ملاحظه گرديد كه اين كانالها و خاكريزها، در جلوگيري از نفوذ نيروهاي ما به داخل خاك عراق براي آن كشور كارآمد بود.

قابل ذكر است كه شهرهاي خرمشهر، آبادان، بندر امام، در ليست منطقه مورد تجاوز دشمن قرار داشت،  البته اين آرزوي دور و دراز و خيالي دشمن، براي دستيابي به شهرهاي مذكور به بهاي از دست دادن بخش عمده اي از نيروهايش در نبرد هشت ساله تمام گرديد.                                           

3- اقدامات عراق و درگيريهاي مرزي قبل از شروع جنگ

الف. كليات

با پيروزي انقلاب اسلامي و به هم خوردن توازن قدرت(نظامی)، علي الظاهر به سود عراق در منطقه، حاكمان كشور متجاوز بر آن شدند كه در جهت تحقق بخشيدن به اهداف خود، اولاً؛ از نفوذ قدرت اسلام و تقويت اسلام خواهان در عراق و منطقه جلوگيري نموده، پايه هاي حكومت بعثي خود را محكم سازند، ثانياً به زعم خود، با خلع قدرتي كه از ايران اسلامي خواهد شد داعيه رهبريت منطقه و اعراب را  محقق و به شعار حزب بعث (امت عربي واحده) عينيت بخشند. در راستاي اين استراتژي، عراق به دنبال فرصتي بود تا از تعهدات خود در قرارداد الجزاير سر باز زند و نهايتاً با توسل به اين ترفند و به منظور رسيدن به اهداف توسعه طلبانه خود، دو كشور را در ورطه جنگي خونين و گسترده قرار داد.

سردمداران عراق براي آماده كردن زمينه عمليات نظامي عليه ايران، پس از پيروزي انقلاب اسلامي، اقدامات گسترده اي را به شرح زير آغاز كردند و با گذشت زمان هر روز دامنه آن را توسعه دادند.

 1 تشديد فعاليتهاي جاسوسي به منظور كسب و توسعه آخرين اطلاعات، اجتماعي، سياسي، نظامي، اقتصادي از داخل كشور انقلابي ايران. 

 2 برقراري ارتباط با عوامل خود فروخته داخلي و ضد انقلاب به منظور تشكيل ستون پنجم و آماده سازي زمينه عمليات نظامي در آينده.

 3 نفوذ عناصر خرابكار به داخل خاك ايران به منظور ضربه زدن به تأسيسات و منابع حياتي و تضعيف روحيه ملي در منطقه.

 4 انجام عمليات وسيع تبليغاتي و رواني، با بهره گيري گسترده از رسانه هاي مختلف، به منظور جلب حمايت هم ميهنان خوزستاني و به زعم خود آماده كردن مردم منطقه جنوب براي پذيرش و حمايت از عمليات نظامي.

 5. گسترش فعاليتهاي ديپلماسي و رايزني هاي سياسي، بويژه با كشورهاي عرب منطقه به منظور مشوش كردن اذهان دولتهاي عربي، مبني بر «خطرناك جلوه دادن و توسعه طلبي انقلاب اسلامي» و جلب حمايت همه جانبه آنان (سياسي ـ اقتصادي و غيره) براي عمليات نظامي عليه ايران اسلامي.

 6 . افزايش رايزني هاي سياسي با قدرت هاي شرق و غرب به منظور جلب حمايت و پشتيباني آنان از اقدام نظامي عليه جمهوري اسلامي و بهره گيري از نفوذ آنان در مجامع بين المللي براي نيل به هدفهاي تجاوز.

 7. ايجاد درگيري و تشنج آفريني در پاسگاه ها و نوار مرز مشترك و دامن زدن به گسترش آن و نهايتاً آماده شدن براي تهاجم سراسري به مرزهاي بين المللي.

ب. سير حوادث و درگيريهاي مرزي تا 31 شهريور 1359

درگيري هاي پراكنده اي كه از اوايل سال 1358، در مناطق مرزي غرب كشور از سوي عراق آغاز گرديده بود، در سال 1359، با شدت بيشتري ادامه يافت. همچنين از نيمه دوم فروردين 1359،  فعاليت هاي نظامي عراق در منطقه جنوب رو به فزوني گذاشت. درگيري هاي مرزي توسعه و گسترش يافت. هم زمان، نيروي دريايي عراق مبادرت به اجراي يك مانور دريايي در آب هاي كويت نموده و لشكر10 زرهي (يكي از قوي ترين لشكرهاي عراق) مانور سه روزه اي را در محور بصره ـ ام القصر اجرا نمود كه به نظر  مي رسد هدف اصلي در اين مانور، تمرين تهاجم به خاك جمهوري اسلامي ايران پيش بيني شده بود. در همين زمان پاسگاه هاي مرزي عراق تقويت شدند و نيروي هوايي آن كشور فعاليت هاي شناسايي و گشت زني خود را در منطقه جنوب؛ بويژه در منطقه اروندرود تشديد نمود. به دنبال درخواست ژاندارمري آبادان، تعدادي تيربار 7/12 ميلي متري در اختيار پاسگاه هاي مرزي قرار گرفت و در منطقه آبادان و خرمشهر قبضه هاي پدافند هوايي مستقر شدند تا دفاع از فضاي هوايي در ارتفاع پست را در نقاط حياتي، از جمله فرودگاه و پالايشگاه آبادان عهده دار گردند. يگان هاي لشكر92 زرهي، از سرباز خانه ها خارج و در مناطق پراكندگي تعيين شده گسترش يافتند، گردان دژ مستقر در خرمشهر نيز دژها را اشغال كرد و با توجه به ماهيت گردان، يك گروهان سوار زرهي از لشكر مأموريت يافت منطقه بين شلمچه و كوشك را گشت زني و مراقبت نمايد. ضمناً پوشش نسبي هوايي توسط نيروي هوايي ارتش برقرار گرديد.

در روز 23 فروردين 1359 تيپ1 زرهي لشكر92 يك گروه رزمي به پادگان حميد (40 كيلومتري جنوب اهواز) اعزام كه از اين گروه رزمي، يك گروهان به منطقه مرزي خرمشهر عزيمت كرد تا پاسگاههاي شلمچه، حدود و مؤمني را در كرانه نهر خين تقويت كند. در اواخر فروردين ماه، پاسگاه هاي مرزي عراق با سلاح هاي خودكار تقويت گرديده و در اكثر پاسگاه ها، تحكيم مواضع و سنگربندي ها و تقويت با نيروي زرهي كاملاً به چشم مي خورد. بنابراين در دهه سوم فروردين يگان هاي عمده لشكر92 زرهي، در مناطق عملياتي مربوطه گسترش يافته، مواضع پدافندي رده دوم را اشغال كردند تا در صورت تهديد جدي، در مواضع پدافندي جلو استقرار و آماده پاسخگويي به تجاوز دشمن باشند.

نيروي زميني ارتش، گردان هاي توپخانه گروه22 شهرضا را به منظور تقويت آتش لشكر92زرهی به منطقه فراخواند و گردان ها به مرور وارد منطقه جنوب گرديدند. از جمله گردان341  توپخانه130 م م در پشتيباني از نيروهاي مرزي در مواضع مربوط در منطقه خرمشهر مستقر گرديد. بدين ترتيب، تا اوايل خرداد 1359، يگان هاي لشكر92 زرهي در چهار منطقه اصلي عملياتي به شرح زير مستقر گرديدند.

ـ منطقه عملياتي غرب دزفول و شوش : تيپ2 زرهي به علاوه يك گروه رزمي از تيپ 37 زرهي شيراز و يگان هاي پشتيباني خدمات رزمي.

ـ منطقه عملياتي سوسنگرد و بستان : تيپ3 زرهي و يگان هاي پشتيباني رزمي و پشتيباني خدمات رزمي.  

ـ منطقه عملياتي جنوب غربي اهواز : تيپ1 زرهي به علاوه يك گروه رزمي از تيپ37 زرهي و يگان هاي پشتيباني رزمي و پشتيباني خدمات رزمي.

ـ منطقه عملياتي خرمشهر: يگ گردان تانك و يك گردان مكانيزه با پشتيباني آتش گردان341 توپخانه از گروه22 شهرضا. همان گونه كه قبلاً ذكر شد استعداد و توان رزمي يگان هاي ياد شده در سطح بسيار پاييني قرار داشت.

در ادامه تشنجات مرزي، عراق به منظور ايجاد ناامني و نا آرامي در منطقه، عوامل خود را به داخل خاك جمهوري اسلامي نفوذ مي داد و با برقراري ارتباط با ايادي خود فروخته داخلي، مبادرت به خرابكاري در تأسيسات حياتي و لوله هاي نفتي مي نمود و عملاً با هدايت و اجراي عمليات خرابكارانه، كينه و دشمني خود را هر روز نسبت به نظام نوپاي اسلامي آشكارتر مي ساخت و مي رفت تا با مرور زمان هر چه بيشتر زمينه را براي تجاوز نظامي آينده خود فراهم سازد.

از اول خرداد 1359، تحركات مرزي عراق رو به فزوني گذاشت. به رغم اين تحركات، به نظرمي رسد؛ دشمن به بهانه هاي واهي به دنبال تهيه اسناد و مداركي بود كه بتواند ايران را در مجامع مورد نظر خود، عامل تشنج اعلام نمايد. مثلاً مرزباني بصره در تاريخ هاي نهم و چهاردهم خرداد، طي دو فقره يادداشت اعتراض آميز به مرزباني خرمشهر، مدعي مي شود كه مأموران ايراني قايق ماهي گيري عراقي را در اروند رهگيري نموده، همچنين مرزداران ايراني به نيروهاي عراقي در جزيره ام‌الرصاص اقدام به تيراندازي نموده اند.

به مرور درگيري در پاسگاه هاي مرزي شلمچه و مؤمني و كرانه نهر خين شدت يافته، طرفين يكديگر را زير آتش قرار مي دهند. مرزباني خرمشهر طي يادداشت اعتراضي به مرزباني بصره، خواستار قطع درگيري ها و تحركات مرزي مي شود، ولي عوامل بعثي ضمن عدم پاسخگويي، بر شدت آتش افروزي ها در منطقه مي افزايند. اين درگيريها در روزهاي متوالي ادامه مي يابد و تعدادي از مرزداران ايران اسلامي در پاسگاه مؤمني به درجه رفيع شهادت نايل و تعدادي نيز مجروح مي‌گردند. در اين مورد نيز اعتراض مرزباني خرمشهر به مرزباني بصره بي اثر بوده و همچنان نيروهاي عراقي به تشنجات مرزي دامن زده و درگيري ها روز به روز شدت مي يابد. بعد از گسترش تشنج و درگيري ها از طرف عراق، اولين هشدار جدي مرزباني خرمشهر به مرزباني بصره حاكي است؛ چنانچه، مسئولان عراقي مانع ادامه تحريكات و درگيريهاي مرزي نشوند، بالاجبار مدافعان مرزهاي جمهوري اسلامي با قدرت، پاسخ لازم را خواهند داد.

در اين مقطع زماني حساس، به رغم لجاجت و سماجت نيروهاي بعثي در تشنج آفريني و گسترش درگيريهاي مرزي، مسئولان رده بالاي نظام جمهوري اسلامي به منظور حفظ آرامش و ثبات امنيت منطقه، نيروها را به شكيبايي و بردباري توصيه مي نمودند.

در اواخر خرداد1359، كه هوا رو به گرمي گذاشته و شدت گرما بر فرسودگي عده ها مي افزود، نيروي زميني با عنايت به عدم وجود قراين حمله قريب الوقوع دشمن، دستور داد قسمتي از نيروها به صورت پرده پوشش در منطقه باقي مانده و عمده نيروها به پادگان ها مراجعت نمايند تا ضمن ارتقاي آمادگي رزمي خود به تعويض نوبتي يگان هاي منطقه مبادرت نموده و آماده باشند در صورت نياز سريعاً به مناطق عملياتي تغيير مكان داده، در مواضع مربوط مستقر گردند.3

از اوايل تير1359، تشنجات مرزي در جنوب منطقه خوزستان همچنان به صورت پراكنده وجود داشت و عمليات خرابكارانه عراق در جهت ضربه زدن به تأسيسات حياتي و لوله هاي نفتي ادامه پيدا مي كرد و البته اكثر عمليات هاي آنان با اقدام به موقع نيروهاي ايراني خنثي مي گرديد، ولي در روز 12 مردادماه، مزدوران بعثي گمرك خرمشهر را با چهار گلوله آرپي جي مورد اصابت قرار مي دهند كه تلفات جاني در برنداشت و عوامل مزدور متواري مي گردند. در روز 18 مردادماه يك گردان تانك عراق در منطقه تنومه و پاسگاه شلمچه مستقر گرديد كه نشانگر اولين جابه جايي نيروهاي عمده عراق در منطقه مرزي جنوب استان خوزستان بود. به نظر مي رسد اين گردان، عناصري از لشكر3 زرهي عراق بود كه بعدها در تهاجم به منطقه خرمشهر نقش اصلي را عهده دار گرديد.

درگيري هاي مرزي همچنان ادامه داشت. در نيمه اول شهريور1359، اين درگيريها شدت يافت و در نيمه دوم به اوج خود رسيد. در اين زمان به لحاظ اهميت منطقه حساس خرمشهر، نيروي زميني، به لشكر92 زرهي دستور داد نقل و انتقالات و فعاليت هاي نيروهاي عراقي به دقت مورد توجه قرار گيرد و به منظور توسعه تلاش فعاليت هاي اطلاعاتي خواستار ارسال گزارشات مثبت يا منفي هر يك ساعت يك بار به نيروي زميني شد. از دهه سوم شهريورماه درگيري هاي مرزي بويژه در پاسگاه مؤمني و حدود شدت بيشتري يافت و حمله قريب الوقوع از سوي عراق پيش بيني مي شد، لذا در بيستم شهريور، نيروي زميني به لشكر92 زرهي دستور داد؛ لشكر طبق طرح پدافندي صادره به مناطق عملياتي تغيير مكان دهد و مواضع پدافندي مربوط را اشغال نمايد.

لازم به ذكر است كه با توجه به شدت درگيري هاي مرزي و گسترش نسبي نيروهاي عراقي، يگان هاي نيروي زميني هنوز نتوانسته بودند استعداد پرسنلي؛ بويژه افراد وظيفه خود را بهبود بخشند، به طوري كه مثلاً از يك گردان توپخانه كه داراي 18 عراده توپ بود، فقط هشت عراده در قالب دو آتشبار چهار توپه به كار گرفته شده بود. نظري به آمار ارسالي لشكر92 زرهي قبل از شروع جنگ تحميلي، نشان مي‌دهد كه گردان 232 تانك از 521 نفر، فقط 270 نفر موجودي داشت و از 53 دستگاه تانك سازماني، 32 دستگاه حاضر به كار بود كه با توجه به كمبود پرسنل، احتمالاً تعدادي از تانكها فاقد خدمه بودند. آمار تفكيكي نشان مي دهد از 309 نفر درجه دار سازماني، فقط 176 نفر و از 35 نفر افسر فقط 13 نفر موجودي داشت1. اين وضعيت احتمالاً با قدري اختلاف در مورد ساير يگان هاي رزمي، پشتيباني رزمي، پشتيباني خدمات رزمي نيروي زميني صدق مي كرد. تقليل پرسنل؛ بويژه وظيفه و ساير ملاحظاتي كه قبلاً نيز اشاره شده است، توان رزمي يگان هاي ما را در همه رسته ها و رده ها به سطح بسيار پاييني تنزل داده بود.4  آنچه كه در مقابل تجاوز گسترده دشمن بعثي به عنوان حماسه مي توان ياد كرد غيرت ملي و دفاع از آرمانهاي شكوهمند انقلاب اسلامي بود كه رزمندگان ما با از خود گذشتگي و ايثار، شجاعانه در مقابل متجاوز بعثي ايستادند و نهايتاً دشمن را در رسيدن به اهداف اصلي و استراتژيك خود باز داشتند و سرانجام با حضور گسترده و دلاورانه  نيروهاي بسيج مردمي و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در كنار يگان هاي ارتش جمهوري اسلامي ايران، دشمن را در صحنه هاي نبرد به ذلت و نابودي كشاندند و آرزوهاي خيالي سردمداران حزب بعث را در رهبري امت عربي و سرنگوني نظام نوپاي اسلامي در صحراي سوزان جنوب مدفون كردند و قادسيه صدام را به باتلاقي براي رهبران عراق مبدل ساختند كه سالها، پيامدهاي آن بر دوش حاكمان متجاوز عراق سنگيني خواهد كرد و در اين راستا تباهي و نيستي رهاوردي بود كه از سوي آنان بر مردم مظلوم عراق تحميل گرديد.

به هر حال لشكر92 زرهي در بيستم شهريور، مواضع مقدم خود را در نزديك خط مرز به طول تقريبي 400 كيلومتر اشغال نمود. تيپ1 زرهي از پاسگاه طلايه تا شلمچه استقرار يافت و در اجراي امر لشكر، علاوه بر گردان 165 مكانيزه گردان 232 تانك را نيز به منطقه  خرمشهر اعزام نمود، همچنين گردان151 دژ، در دژهاي مربوطه از شلمچه تا كوشك مستقر گرديد. در 23 شهريور ماه، لشكر92 زرهي به يگانهاي تحت امر خود ابلاغ نمود كه با هوشياري و مراقبت كامل تحركات دشمن را زير نظر بگيرند و هر گونه تجاوز زميني يا هوايي را با ايثار و جانبازي و شجاعت تمام پاسخگو باشند. لازم به يادآوري است كه كمبود وسايل سنگين مهندسي در تهيه مواضع يگان هاي توپخانه و زرهي به چشم مي خورد و كاستي اقلام سنگرسازي در همه رده ها مشهود بود. پشتيباني مهندسي، در طول 400 كيلومتر مرز زميني،  منحصر به وسايل گردان مهندسي لشكر92 بود كه با تعداد اندكي بولدوزر، لودر و كمپرسي در منطقه حضور داشتند. كمبود وسايل سنگين مهندسي يكي از اشكالات اصولي سازمان لشكرهاي ما بود كه بعد از شروع جنگ با حضور نيروهاي فداكار جهادي و مردمي و حمل وسايل سنگين مهندسي غير ارتشي به مناطق عملياتي، اين كمبود تا حدي تأمين گرديد. اما ارتش عراق از شروع جنگ تحميلي از سازمان و ابزار مهندسي، بويژه وسايل سنگين مهندسي خوب و پيشرفته اي برخوردار بود و اين برتري تا آخرين روزهاي جنگ تحميلي محسوس بود.

درگيريهاي مرزي در روز 25 شهريور، شدت بيشتري يافت و تجاوزات علني عراق با نيروي زرهي به تعدادي از پاسگاههاي منطقه فكه و بستان آغاز گرديد. با اجراي آتشهاي سنگين، طرفين متحمل خساراتي شدند. در منطقه خرمشهر نيز درگيريهاي مرزي در طول روز ادامه پيدا كرد. به نظر مي رسيد؛ ايجاد اين درگيري ها به منظور كسب و توسعه اطلاعات در مورد يگان هاي مستقر شده در منطقه باشد. در روز 26 شهريورماه، درگيري ها باز هم شدت مي يابد و در منطقه فكه، دشمن پاسگاه دويرج را به اشغال خود در مي آورد، كه با آتش سنگين رزمندگان ما مجبور به عقب نشيني مي شود. در 28 شهريور، درگيري مرزي در پاسگاههاي منطقه خرمشهر محسوس بود و نيروي دريايي عراق  فعال تر از قبل در اروندرود حضور پيدا كرده بود در همين روز در ساعت 0335 پايگاه دريايي خرمشهر كه به نام «ستاد عمليات جنوب» عمل مي كرد، به نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي گزارش مي‌دهد ؛ برابر اعلام فرمانداري آبادان: قرار است در روز 29 شهريور، دو كشتي تجاري به مقصد بندر خرمشهر وارد اروند شوند. طبق روش جاري تردد كشتيها در اين آبراه، اين موضوع به مقامات بندري فاو عراق اطلاع داده شد. مقامات عراقي اظهار كردند :« ورود و خروج كليه شناورها بايد با پرچم عراق صورت پذيرد.» با اين پيام، حالت جنگي به وجود آمد و از اين تاريخ، تشكيل ستاد عمليات مشترك اروند، با فرماندهي پايگاه دريايي خرمشهر رسميت يافت. در ادامه، گستاخي نيروهاي عراقي در اروند زماني به اوج خود مي رسد كه يك ناوچه عراقي راه را بر كشتي تجاري ايران مي‌بندد و مي خواهد كه پرچم ايران را از فراز دكل كشتي پايين بياورد. نبرد دريايي آغاز مي‌شود و در اثر اين درگيري يكي از ناوچه هاي عراقي غرق و تعدادي از خدمه آن كشته مي شوند. در اين عمليات همچنين يكي از قايق هاي گردان ساحلي ژاندارمري نيز غرق گرديد.

دشمن، در شمال اروند بر شدت درگيري هاي خود افزوده بود و لشكر92 زرهي نيز به ستاد اروند1 دستور مي دهد؛ در برابر تيراندازي هاي عراق، قوياً مقابله نمايد. در همين روز، پاسگاه مرزي خين زير آتش سنگين دشمن منهدم گرديد.

      در روز 30 شهريور، در سرتاسر منطقه جنوب، درگيري ها از سوي طرفين به شدت ادامه داشت. تأسيسات نفتي آبادان، به وسيله توپخانه عراق زير آتش قرار گرفت و در اثر اصابت گلوله توپ به تانك فارم هاي محتوي مواد سوختي، آتش سوزي مهيبي ايجاد و دود ناشي از حريق تمام منطقه را فرا گرفته بود كه از نظر رواني دشمن را اقناع مي نمود. ناوچه هاي عراقي آماده مقابله در اروندرود شدند و راه را بر قايق هاي گردان ساحلي ژاندارمري بستند. پايگاه هوادريا  و گردان ساحلي (خسرو آباد)، زير آتش شديد دشمن قرار داشت. يك فروند كشتي ايراني به نام «آزاده»، در خورموسي مورد اصابت قرار گرفت و دچار آسيب كلي شد. در اين روز، در جنوبي‌ترين منطقه خوزستان جنگ واقعي به چشم مي خورد. پايگاه دريايي خرمشهر زير آتش سنگين دشمن قرار داشت كه متحمل خسارت جاني و مالي نيز گرديد. فعاليت هاي هوايي طرفين بر شدت آتش افروخته شده جنگ در اين منطقه افزوده بود. در حمله نيروي هوايي ايران، يك فروند ناوچه عراقي در اروند منهدم گرديد. در اين روز نيروي دريايي دستور داد؛ كليه شناورهايي كه مليت عراقي دارند و با پرچم عراق در حركتند و همچنين كليه شناورهاي اسكورت عراقي مورد حمله قرار گرفته و منهدم شوند

پايگاه دريايي بوشهر، اقدام به اعزام ناوهاي جنگي جهت پشتيباني از كشتي هاي ايران و انهدام شناورهاي عراقي، در منطقه مسئوليت پايگاه خرمشهر نمود. در بعد از ظهر همين روز، يك ناوچه ايراني مورد حمله عراقي ها قرار گرفت و مقابل جزيره مينو غرق شد و تعداد هشت نفر از خدمه آن به درجه رفيع شهادت نايل و يازده نفر مجروح گرديدند. بدين ترتيب ملاحظه مي شود كه منطقه از روز30 شهريور درگير يك جنگ كاملاً جدي شده است.   

قابل ذكر است كه در ادامه درگيريها در اروندرود، حدود 60  فروند كشتي تجاري با مليت هاي مختلف در لنگرگاه هاي دو طرف و در اروند رود محبوس و در طول جنگ هشت ساله منهدم و غير قابل بهره برداري گرديدند.

با توجه به سوابق موجود، از تاريخ 28 شهريورماه، پس از شدت گرفتن درگيري هاي نيروي دريايي در آبراه اروندرود، ستاد عملياتي مشترك اروند به فرماندهي فرمانده پايگاه دريايي خرمشهر رسميت  مي يابد و عملاً اداره و هدايت عمليات را عهده دار مي شود.

دستورات نيروي دريايي به گروه رزمي 421 دريايي (پايگاه خرمشهر)، حاكي از تأييد اين مسئوليت است. مثلاً دستور مي دهد: « در صورتي كه دشمن پالايشگاه آبادان و پتروشيمي بندر امام را مورد حمله قرار دهد، تأسيسات بندر بصره و از جمله كارخانه پتروشيمي آن مورد حمله هوايي قرار داده شود.» بعد از شروع جنگ تحميلي ( در روز 31 شهريورماه) به رغم عدم فعاليت نيروي دريايي در داخل آب راه اروندرود، مع ذالك، مسئوليت هماهنگي و عمليات تا تاريخ هشتم مهر1359،كماكان به عهده ستاد عملياتي مشترك اروند به فرماندهي فرمانده پايگاه دريايي خرمشهر بوده است.

پی نوشت ها:

1- کاظمی، اصغر، خرمشهر در اسناد ارتش عراق، 1375، دفتر ادبیات وهنر مقاومت، تهران

2- سرتيپ2 ستاد بازنشسته ابوالقاسم جاوداني از آن زمان چنين مي گويد : حدود خردادماه 58 بود كه يكي از درجه داران توپخانه (متأسفانه نامش را فراموش كرده ام) به من مراجعه كرد و گفت : يك نفر غير نظامي با آشنايان من تماس گرفته و اطلاعات و مداركي را از من خواسته البته در قبال آن قول مساعدت مالي داده است. من سئوال كردم كه چه مداركي خواسته است ؟ گفت هر نوع مدرك از داخل پادگان از جمله آئين نامه هاي آموزشي و غيره؛ با توجه به اينكه اينجانب  به شگردهاي فريب براي جاسوسي آشنا بودم به احتمال]قريب به[يقين متوجه عمليات جاسوسي شدم، موضوع را با شوراي فرماندهي در لشكر مطرح كردم. درجه دار احضار پس از مصاحبه به من مأموريت داده شد كه اين جريان را پيگيري كنم. چند جلد آئين نامه كم اهميت مثل آئين نامه نگهداري خودروي ذيل در اختيارش قرار گرفت. از آنجا كه در آن شرايط به دليل انحلال ساواك اداره ضد جاسوسي و همچنين ضد اطلاعات وابسته غيرفعال بودند و سازماني براي پيگيري مسئله به نظر نمي رسيد شخصاً با استاندار وقت تماس گرفته مسئله را عنوان و اهميت آن را بيان كردم. ايشان با كمي تأمل اظهار داشت  «تنها سازماني كه به نظر من مي‌رسد اداره آگاهي شهرباني است. با رئيس شهرباني صحبت مي‌كنم »

با توجه به اينكه مي دانستم بي فايده است مطلب را با سرگرد ستاد هوشنگ ناصري كه در آن زمان فرمانده گروه پشتيباني اطلاعات رزمي (گپار) وابسته به لشكر بود در ميان گذاشتم. نامبرده با اداره دوم ستاد مشترك تماس گرفته و موضوع را مطرح مي كند. اداره دوم سريعاً دست به كار شده با كمك گپارمشهد مسئله پيگيري گرديد. چيزي در حدود چهار ماه بعد يك شبكه گسترده جاسوسي عراق در سرتاسر شهرهاي ايران اسلامي كشف و تعداد زيادي از افراد فريب خورده نيز دستگير گرديدند.بديهي است درجه دار فعال در اين عمليات ضد جاسوسي مورد تشويق قرار گرفت.

3- محمد جوادی پور و دیگران، هشت سال دفاع مقدس، سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران، تهران

4- سرهنگ بازنشسته عباسعلي خاني فر در خاطرات خود در اين مورد چنين مي گويد : انقلاب اسلامي ايران در 22 بهمن ماه سال 1357 به رهبري آيت الله خميني( ره) به پيروزي رسيد من در آن تاريخ با درجه ستواندومي در گردان 134 پياده تيپ3 لشكر 77 به عنوان فرمانده گروهان در پادگان مزداوند واقع در حد فاصل شهر سرخس و مشهد كه پادگاني مرزي محسوب مي گردد مشغول انجام وظيفه بودم. انقلاب اسلامي كه به پيروزي رسيد؛ دگرگونيهايي در سطح مملكت ايجاد شده بود. نهادها براي بهتر شدن اوضاع نسبت به رژيم قبل پيشنهاداتي به حضرت امام ارائه مي كردند  و ايشان آنچه را كه موافق با طبع و صلاح مردم بود، مي پذيرفتند. از جمله تقليل خدمت سربازي از دو سال به يك سال بود. با اجراي اين تدبير پادگانها از سرباز خالي شد. از طرفي ديگر انتقال بي رويه پرسنل كادر از مشاغل تخصصي به مشاغل غير تخصصي موجب گرديد كه يگانها انسجام و آمادگي رزمي خود را از دست بدهند، كمبود پرسنل سربازي، تصدي غير حقيقي مشاغل، آموزش ضعيف، تجهيزات ناقص و كنترل فرماندهي ناقص تر مجموعه عواملي بودند كه موجب شدند عراق مبادرت به تجاوز به كشور عزيزمان  بنمايد و در نتيجه دو كشور را در ورطه جنگي خونين و طولاني قرار داد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده